جستجو در مقالات منتشر شده


26 نتیجه برای اجتماعی

بهزاد دماری، مرضیه فقیه جویباری، ژیلا نجف پور، مژده صفری، علیرضا خوشنویسان،
دوره 12، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده

مقدمه و اهداف: تعیین‌کننده‌های اجتماعی سلامت بر گستره‌ی وسیعی از پیامدهای سلامت تأثیرگذار است.. این مطالعه با هدف تحلیل ارتباط بین فاکتورهای تعیین‌کننده اجتماعی سلامت و تومور بدخیم مغز و مدت بقا در بیماران انجام شد.

روش کار: این مطالعه یک مطالعه توصیفی– تحلیلی بود که به صورت گذشته‌نگر در سال 1393 در بیمارستان‌های امام خمینی و شریعتی تهران انجام شد. اطلاعات 148 بیمار با روش سرشماری جمع‌آوری شد. اطلاعات جمع‌آوری شده شامل اطلاعات مرتبط با بیمار  (سن، جنس، قومیت، سطح تحصیلات، وضع اشتغال، وضع تأهل، وضع بیمه سلامت، و تعداد اعضای خانوار) و دسته دوم اطلاعات مرتبط با تومور و بیماری شامل مرحله/درجه، نخستین و آخرین زمان پیگیری درمان، نوع درمان انتخابی، مدت زمان بقای بیمار پس از دریافت درمان بود. در نهایت داده‌ها وارد نرم‌افزار SPSS نسخه 15 شد، و مورد آنالیز قرار گرفتند.

یافته‌ها: نتایج بیانگر آن بود که بین متغیرهای تعداد اعضای خانوار، میزان تحصیلات، وضع اشتغال و سن با مدت زمان بقا ارتباط آماری معنی‌دار وجود داشت (P <0.001) و افراد با تومور درجه 3 خطر نسبی  فوت کم‌تری (P <0.05) و بیماران در گروه سنی P<0.001))  30-18 سال و نیز جنس مرد و افراد شاغل با خطر نسبی فوت بیش‌تری مشاهده شد. (P <0.05).

نتیجه‏گیری: با توجه به نقش تعیین‌کننده‌های اجتماعی در رخداد برخی از سرطان‌ها پیشنهاد می‌شود نظام ثبت اطلاعات یکپارچه برای بیماری‌های مختلف در کشور ایجاد شود تا بر مبنای اطلاعات آن سیاست‌گذاری آگاه از شواهد و ارتقای کیفیت زندگی بیماران و نیز مدت بقای آن‌ها را فراهم آورد.


نسرین حیدری زاده، مهران فرج الهی، زهره اسماعیلی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

مقدمه و اهداف: یکی از شایع‌ترین اختلال‌های اضطرابی در کودکان و نوجوانان، اختلال اضطراب اجتماعی است. این پژوهش به منظور بررسی ویژگی‌های اپیدمیولوژی و بالینی اختلال اضطراب اجتماعی در دانش‌آموزان شهر کرمانشاه انجام شد.

روش کار: پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی (Cross-sectional) است. جامعه‌ی آماری شامل تمامی دانش‌آموزان  17-13 ساله شهر کرمانشاه در دوره‌ی راهنمایی بود. با استفاده از جدول Krejcie و Morgan و با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای، 760 نفر انتخاب و پرسشنامه‌های متغیرهای جمعیت‌شناختی و اضطراب اجتماعی کودک و نوجوان (SAS-CA) را تکمیل نمودند. داده‌های به‌دست آمده با نرم‌افزار آماریSPSS نسخه 19 و روش‌های آمار توصیفی، مربع کای و رگرسیون لجستیک تحلیل شد. سطح معنی‌داری 05/0 در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: داده‌ها نشان داد که میزان شیوع اختلال اضطراب اجتماعی در کل نمونه 80/18 درصد است. میزان شیوع در دانش‌آموزان دختر دوره‌ی راهنمایی بیش‌تر از پسران بود. فراوانی شدت اختلال اضطراب اجتماعی متوسط 25/12 درصد، شدید 90/4 درصد و خیلی شدید 70/1 درصد بود. در بین عوامل جمعیت‌شناختی، تحصیلات والدین، شغل والدین، تعداد اعضای خانواده، مقدار درآمد خانواده و سابقه‌ی اختلال روان‌شناختی در خانواده با شیوع SAD در دانش‌آموزان رابطه‌ی آماری معنی‌داری داشت (05/0>P)، اما این رابطه برای نوع تولد معنی‌دار نبود (05/0P>).

نتیجه ‏گیری: این پژوهش نشان داد که اختلال اضطراب اجتماعی بین دانش‌آموزان دوره‌ی راهنمایی از میزان قابل توجهی برخوردار است. بنابراین، برنامه‌ریزی برای پیش‌گیری و درمان SAD در اولویت است.


سعید میرزایی، حسین صافی زاده، نادیا ارومیه ای،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده


مقدمه و اهداف: امروزه عدالت یکی از اولویت‌های اساسی سیاست‌گذاران بوده و توزیع عادلانه سلامت یکی از نگرانی‌های آن‌ها به شمار می‌آید. چهارچوب بین‌المللی حقوق بشر حرکت به سوی عدالت در سلامت از طریق توجه به تعیین‌کننده‌های اجتماعی سلامت را مورد تأکید خاص قرار داده است. در این پژوهش به منظور شناخت بیش‌تر مدل‌های موجود در دنیا در زمینه‌ی عوامل اجتماعی مؤثرمؤثر بر سلامت 7 چهارچوب پرکاربرد تعیین‌کننده‌های سلامت برای شناسایی و بررسی دقیق معرفی شده‌اند.
روش کار: این پژوهش از مطالعه‌های تطبیقی بوده و محیط پژوهش شامل تمامی مدل‌های عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت در دنیا بوده که، 7 مدل با معیار عدالت‌محوری، تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد، رویکرد راهبردی و جامع، اهمیت خانواده در سلامت از طریق جست‌وجوی هدفمند، انتخاب شدند و به صورت دقیق مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته‌ها: در این مطالعه، 7 مدل شناسایی شده و از لحاظ سطح مدل، نوع، اساس و حیطه تمرکز مورد بررسی قرار گرفتند.
نتیجه‏گیری: مدل‌های بسیار متنوعی برای نشان دادن عوامل اجتماعی و در واقع تعیین‌کننده‌های سلامت در سراسر دنیا وجود دارد که هر کدام از این مدل‌ها دارای مزایا و معایبی هستند. این پژوهش می‌تواند به سیاست‌گذاران و پژوهشگران در انتخاب مدل برای تحلیل عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت با توجه به گفتمان حاکم، کمک نماید.
آتوسا صادقی زریسفی، زهرا زین الدینی میمند، علی اکبر حقدوست،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده


مقدمه و اهداف: با توجه به فشار روانی سنگینی که افراد مبتلا به عفونت اچ آی وی در جامعه متحمل می‌شوند که البته دراین‌بین زنان آسیب-پذیرتر هستند، لازم است ابعاد فشارهای روانی و جنبه‌های حمایت روانی-اجتماعی از ایشان به‌خوبی رصد شود. در این راستا، هدف پژوهش بررسی وضعیت سلامت روان، امید به زندگی و حمایت اجتماعی در زنان مبتلا به اچ آی وی مراجعه‌کننده به مرکز ارائه خدمت در شهر کرمان و ارائه الگوی مناسب حمایت اجتماعی به این قشر آسیب‌پذیر بوده است.
روش کار: این مطالعه از نوع تلفیقی و دارای اجزای کیفی و کمی بود. مطالعه کیفی به شیوه اکتشافی برای شناخت بهتر محیط پژوهش و قسمت کمی به شیوه مقطعی-تحلیلی بر روی زنان مبتلای مراجعه‌کننده به یکی از مراکز حمایتی شهر کرمان انجام شد. ابزار جمع‌آوری اطلاعات علاوه بر مصاحبه زمینه‌ای، پرسشنامه سلامت عمومی گلدنبرگ (1979) پرسشنامه حمایت اجتماعی ساراسون (1998) و پرسشنامه امید به زندگی میلر (1988) بوده است.
یافته‌ها: نتایج نشان داد بعد از مراجعه، وضعیت ایشان به شکل قابل‌ملاحظه‌ای ارتقا یافته به شکلی که امید به زندگی 92 درصد، سلامت عمومی 80 درصد و حمایت اجتماعی 93 درصد بهبود پیداکرده بود. همچنین نتایج نشان داد بین نمره سلامت عمومی و امید به زندگی ارتباط قوی مثبت وجود داشت (r=0.61, P<0. 001)
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد احتمالاً مراکز ارائه‌دهنده خدمت ازاین‌دست می‌توانند نقش مؤثری در بهبود کیفیت زندگی و افزایش امید به زندگی و ارتقا سلامت خانم‌های مبتلا به این عفونت در جامعه داشته باشند و به نیازهای اجتماعی ایشان تا حد زیادی پاسخ دهند.
جمال احمدپور، سیده زهرا اصغری، علیرضا سلطانیان، یونس محمدی، جلال پورالعجل،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده


مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف بررسی روایی و پایایی ویرایش فارسی پرسشنامه استاندارد ”استفاده آسیب‌زا از اینترنت“ طراحی گردیده تا در مطالعات اپیدمیولوژیک مورداستفاده قرار گیرد.
روش کار: این مطالعه مقطعی در سال 1395 در سه دانشگاه علوم پزشکی کشور انجام شد. پرسشنامه دارای 5 حیطه است که عبارت‌اند از: ترجیح تعامل اجتماعی آنلاین، تنظیم خلق‌وخو، اشتغال ذهنی، استفاده جبری از اینترنت، و پیامدهای منفی. هر حیطه دارای 3 سؤال و پرسشنامه مجموعاً دارای 15سؤال است. سؤالات به‌صورت 7 گزینه‌ای طراحی و از 1 تا 7 نمره دهی شدند. بنابراین کمترین و بیشترین نمره قابل اکتساب برای مجموع سؤالات بین 15 و 105 بود. نمره 37-15 طبیعی، 60-38 اختلال خفیف، 83-61 اختلال متوسط، و 105-84 اختلال شدید در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: بر اساس پرسشنامه، نمره 307 نفر (1/31 %) طبیعی، 445 نفر (1/45 %) دارای اختلال خفیف، 191 نفر (4/19 %) دارای اختلال متوسط و 43 نفر (4/4 %) دارای اختلال شدید بودند. بر اساس نسبت اعتبار محتوا، روایی 10 سؤال 100%، 3 سؤال 80%، یک سؤال 40%، یک سؤال صفر، و روایی کلی پرسشنامه 3/85 % بود. بر اساس ضریب آلفای کرونباخ، پایایی حیطه ترجیح تعامل اجتماعی آنلاین 6/87%، حیطه تنظیم خلق‌وخو 1/91%، حیطه اشتغال ذهنی 8/89%، حیطه استفاده جبری از اینترنت 8/90%، حیطه پیامدهای منفی 2/86%، و پایایی کلی پرسشنامه 5/92 % بود.
نتیجه‌گیری: پرسشنامه از روایی قابل‌قبول و پایایی بالایی برخوردار است و می‌تواند به‌عنوان ابزار استاندارد در مطالعات اپیدمیولوژیک برای بررسی آسیب ناشی از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در تحقیقات آتی استفاده شود.
الهام گودرزی، قباد مرادی، اردشیر خسروی، نادر اسماعیل نسب، بیژن نوری، علی دلپیشه، ابراهیم قادری، دائم روشنی،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده


مقدمه و اهداف: رضایت از زندگی یکی از ابعاد و پیامدهای مهم سلامت است که تحت تأثیر عوامل تعیین کننده سلامت قرار دارد. هدف این مطالعه بررسی وضعیت و نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی در عدم رضایت از زندگی زنان 54-15 سال ایران است.
روش کار: این مطالعه به‌صورت مقطعی در سطح کشور انجام شد. نمونه‌گیری این مطالعه به‌صورت خوشه‌ای چند مرحله‌ای طبقه‌بندی شده تصادفی با خوشه‌های مساوی بود. در مجموع 35305 زن 54-15 سال وارد مطالعه شدند. آنالیز داده‌ها در دو مرحله بود. مرحله‌ی نخست بررسی نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی با استفاده از روش‌های شاخص تمرکز (Concentration Index) و منحنی تمرکز (Concentration Curve) و در مرحله‌ی دوم برای شناسایی نقش تعیین‌کننده‌ها از روش آنالیز چندسطحی (Multilevel) استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین (±انحراف معیار) نمره‌ی رضایت از زندگی23/4±81/12 بود. شاخص تمزکز برای نارضایتی از زندگی ۰۶/۰- (فاصله اطمینان ۹۵ درصد: ۰۲/۰-,۰۱/۰-) به دست آمد که بیان‌گر تمرکز نارضایتی در گروه اجتماعی اقتصادی پایین‌تر است. یافته‌های آنالیز چند سطحی نشان داد که بین عدم رضایت از زندگی و محل سکونت، گروه‌های سنی، شغل، تحصیلات، وضع تأهل و طبقه‌های اجتماعی- اقتصادی رابطه‌ی آماری معنی‌داری وجود دارد (P≤0.05).
نتیجه‌گیری: نابرابری در عدم رضایت از زندگی در گروه فقیر جامعه متمرکز شده است و این نابرابری در استان‌های مختلف متفاوت است. متغیرهای اجتماعی اقتصادی از عوامل تأثیرگذار بر نابرابری در رضایت از زندگی در زنان است و باید برای کاهش نابرابری‌ها باید به این مسائل توجه کرد.
ابراهیم قادری، مهشید ناصحی، جعفر حسن زاده، حجت الله براتی، شهپر طاهری، مهری غلامی، محمدرضا بذرافشان، رحیم تقی زاده اصل، محسن شمس،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده


مقدمه و اهداف: بازاریابی اجتماعی روشی است که بر اساس شناسایی نیازها و خواسته‌های مخاطب، تعیین مولفه‌های بازار رفتاری با استفاده از نتایج پژوهش تکوینی عمل می‌نماید. درگیر کردن بخش خصوصی در برنامه مبارزه با سل با استفاده از بازاریابی اجتماعی تابه‌حال انجام‌نشده است. این مطالعه به طراحی برنامه Public-Private Mix (PPM) با استفاده از بازاریابی اجتماعی می‌پردازد.
روش کار: این مطالعه به‌صورت کیفی و با استفاده از بحث متمرکز گروهی با 6 گروه مختلف شامل پزشکان هماهنگ‌کننده سل، پزشکان متخصصین رشته‌های مختلف بخش خصوصی و مدیران آزمایشگاه‌های بخش خصوصی و بیمارستان‌های منتخب کشور و شهرستان کرج در سال 1392 انجام شد و اجزای برنامه PPM بر اساس آن مشخص گردید.
یافته‌ها: اغلب شرکت‌کنندگان معتقد بودند که مشارکت بخش خصوصی در برنامه کشوری سل با مشکلات مهمی روبروست. فقدان فرایند مشخص و تعریف‌شده برای ارتباط با بخش خصوصی، فقدان بستر مناسب، فقدان ابزار مناسب برای نظارت، عدم تمکین بخش خصوصی، عدم آشنایی بخش خصوصی با پروتکل‌های برنامه‌های کشوری سل، عدم وجود اقدامات تشویقی و تنبیهی مناسب، عدم دریافت بازخورد مناسب توسط بخش خصوصی و انحصارطلبی در آزمایشگاه‌ها از موارد ذکرشده در این مطالعه بود.
نتیجه‌گیری: برای اجرای برنامه PPM در برنامه کنترل سل لازم است آزمایشگاه‌ها به‌صورت داوطلبانه و وارد برنامه شوند. یک بسته اطلاع‌رسانی و تشویقی فراهم شود که در آن آموزش‌های مؤثر و کم‌حجم، پس‌خوراندها و احترام به بخش خصوصی گنجانده‌شده باشد.
ابراهیم قادری، جعفر حسن زاده، عباس رضاییان زاده، مهشید ناصحی، حجت الله براتی، محمدرضا بذرافشان، فایزه مازوجی، مهدی قربانیان، نوشین قویدل، صدیقه رازی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

مقدمه و اهداف: تعداد زیادی از بیماران مبتلا به سل به بخش خصوصی مراجعه می‌کنند؛ بنابراین ارتباط فعالیت‌های بین برنامه کنترل سل و بخش خصوصی می‌تواند به کنترل سل کمک کند. برای مشارکت بخش خصوصی در برنامه کنترل سل، مدل Public-Private Mix (PPM) توسط سازمان جهانی بهداشت توصیه شده است. در این مطالعه، پایلوت برنامه طراحی شده PPM در کشور، در شهرستان کرج انجام شد.
روش کار: در این کارآزمایی مبتنی بر جامعه، ارزیابی پیش از مداخله شامل اطلاعات 18 ماه گذشته بود. مداخله شامل بسته PPM بود که توسط مرکز بهداشت شهرستان کرج در سیستم بهداشتی ادغام گردید. سپس داده‌های 3 ماه پس از مداخله جمع‌آوری شد. تحلیل توسط نر‌م‌افزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آزمون مربع کای انجام شد.
یافته‌ها: پس از مداخله، به‌صورت میانگین 7/40 درصد افزایش موارد مشکوک به سل بررسی شده در هر ماه، و هم‌چنین 7/101 درصد افزایش موارد تشخیص داده شده اسمیر مثبت در آزمایشگاه‌های کرج مشاهده شد. نسبت موارد اسمیر مثبت به کل موارد مشکوک به سل پیش از مداخله 57/4 و پس از مداخله 56/6 درصد بود. درصد موارد با اسمیر 3+ پیش از مداخله 5/75 و پس از مداخله  9/89 درصد بود.
نتیجه‌گیری: برنامه PPM طراحی شده باعث بهبود تشخیص و گزارش‌دهی موارد مبتلا به سل شد؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود اشکال‌های  برنامه برطرف شده و ادغام برنامه در کشور انجام شود.
 
سید مرتضی حسینی شکوه، محمد عرب، سارا امامقلی پور، محمد مسگرپور امیری،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

مقدمه و اهداف: شناخت و تحلیل عوامل اقتصادی- اجتماعی اثرگذار بر سلامت روان می‌تواند از جنبه سیاستگذاری در حوزه سلامت روان برای ساکنان کلان‌شهرها مورد توجه قرار گیرد. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط عوامل اقتصادی- اجتماعی با سلامت روان خانوارهای ساکن کلان‌شهر تهران بود.
روش کار: این مطالعه یک پژوهش توصیفی- تحلیلی در قالب مطالعه مقطعی بود. در این مطالعه 650 خانوار با استفاده از روش نمونه‌گیری ترکیبی از مناطق 22 گانه شهر تهران مورد بررسی قرار گرفتند. سنجه‌های سلامت روان با استفاده از پرسشنامه استاندارد 36-SF و سنجه‌های اقتصادی- اجتماعی خانوار با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع‌آوری شدند. روایی صوری پرسشنامه به روش کیفی و روایی محتوایی به روش کمی اندازه‌گیری شد. برای بررسی پایایی، از روش آزمون- بازآزمون استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها از برآورد مدل‌های رگرسیونی به روش حداقل مربعات معمولیOLS) ) و روش حداقل مربعات وزنیWLS) ) استفاده شد. محاسبه‌ها با نرم‌افزار Stata نسخه 14 انجام شد.
یافته‌ها: از بین متغیرهای اقتصادی-اجتماعی مورد بررسی، چهار متغیر شامل سال‌های تحصیل، رفتارهای بهداشتی (فعالیت فیزیکی منظم، عادت‌های غذایی سالم)، عدم استعمال دخانیات، و سرمایه اجتماعی ارتباط مثبت و معنی‌داری با تمام سنجه‌های سلامت روان (نقش اجتماعی، عدم وجود اختلال‌های  هیجانی، سلامت روان و سرزندگی) داشتند (05/0> P). ارتباط عدم استفاده از دخانیات با همه سنجه‌های سلامت روان بیشتر از سایر متغیرهای اقتصادی-اجتماعی بود (05/0> P).
نتیجه‌گیری: باید در سیاست‌گذاری‌های سلامت روان، بر توسعه سرمایه اجتماعی در کلان‌شهرها، ترویج رفتارهای بهداشتی شهروندان، و  به‌ویژه استعمال دخانیات و اختلال‌های رفتاری مرتبط با آن تمرکز ویژه‌ای نمایند.

یحیی سلیمی، تکتم پیکانی، سینا احمدی، مرضیه شیرازی خواه، علی الماسی، اکبر بیگلریان، نادر رجبی گیلان، زهرا جرجران شوشتری،
دوره 16، شماره 5 - ( 12-1399 )
چکیده

مقدمه و اهداف: عدم تمایل به پذیرش واکسن می‌تواند تلاش‌های جهانی برای کنترل پاندمی کووید-19 را به‌طورجدی تحت تأثیر قرار دهد. هدف این مطالعه برآورد تمایل به پذیرش واکسنهای تأییدشده کووید-19 و عوامل مرتبط با آن در دو شهر تهران و کرمانشاه است.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی مبتنی بر جمعیت است. داده‌ها از طریق پیمایش تلفنی با استفاده از روش استاندارد شماره‌گیری ارقام تصادفی بر روی 850 نفر از افراد در دو شهر تهران و کرمانشاه جمع‌آوری‌شده است. از رگرسیون لجستیک چندگانه برای برآورد نسبت شانس‌های تطبیق شده عوامل مرتبط با تمایل به پذیرش واکسن استفاده شد.
یافته‌ها: فراوانی تمایل به پذیرش واکسن کووید-19 در افراد شرکت‌کننده در مطالعه 47/66 % (با فاصله اطمینان95%:57/69 %-21/%63) بود. از بین این افراد، 02/86 درصد گزارش کردند که هر نوع واکسن تأییدشده از طرف وزارت بهداشت (ایرانی/خارجی) و 98/13 درصد اظهار داشتند که فقط واکسن خارجی که خودشان ترجیح دهند را (در صورت در دسترس بودن) استفاده خواهند کرد. متغیرهای سن، تقدیرگرایی و وضعیت اقتصادی-اجتماعی رابطه معناداری با تمایل به پذیرش واکسن داشتند.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر تمایل به پذیرش واکسن کووید-19 در افراد موردمطالعه در حد متوسط بود. به نظر می‌رسد برای سریع‌تر رسیدن به هدف ایمنی گروهی با واکسیناسیون در جامعه می‌توان راهبرد اولویت‌بندی دریافت واکسن را بر اساس متغیرهای تأثیرگذاری مانند اعتقادات مذهبی و تقدیرگرایی، گروه‌های سنی جوان‌تر و افراد با وضعیت اقتصادی-اجتماعی بالاتر بر تمایل به پذیرش واکسن نیز برنامه‌ریزی کرد.

فاطمه عادلی نژاد، امین فرجی، فردین علیپور،
دوره 16، شماره 5 - ( 12-1399 )
چکیده

مقدمه و اهداف: هدف از این پژوهش اعتبار سنجی پرسشنامه اثرات اجتماعی کووید- 19 (SISQ  ) در دانشجویان ایرانی است.
روش کار: مطالعه حاضر مطالعه‌ای توصیفی- تحلیلی از نوع اعتبارسنجی است و جامعه آماری آن شامل دانشجویان دانشگاه‌های تهران در سال تحصیلی 99- 400 بودند که 300 نفر از آن‌ها به‌صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. پس از بررسی روایی محتوا، جهت بررسی روایی سازه از تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی و برای بررسی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی درون خوشه‌ای استفاده شد؛ برای بررسی بیشتر متغیرهای اصلی پژوهش آزمون‌های ضریب همبستگی پیرسون و تی مستقل استفاده گردید؛ تحلیل‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS25 و AMOS26 انجام شد.
یافته‌ها: در بررسی روایی پرسشنامه گویه هفتم، طبق نظر اساتید، فاقد روایی محتوایی (16/0cvr=) بود؛ چهار مؤلفه فاصله اجتماعی، مطلوبیت اجتماعی، اطلاعات اجتماعی و اضطراب اجتماعی در تحلیل عامل اکتشافی استخراج شدند که با هم 99/57 درصد واریانس پرسشنامه را تبیین می‌کردند؛ نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی مدل 4 عاملی را، بعد از فرآیندهای آرایشی و پیرایشی، تأیید کرد (26/85=χ2 09/0=p؛ 93/0=IFI، 93/0=CFI، 05/0=RMSEA)، ضریب آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی درون خوشهٔ (ICC=intraclass correlation coefficient ) برای پرسشنامه نهایی برابر 80/0 شدند؛ همبستگی همه گویه‌ها با نمره کل پرسشنامه مثبت و معنی‌دار بود و مقادیر از 49/0 تا 65/0 متغیر بودند. میانگین (انحراف معیار) سن افراد موردمطالعه 07/24(27/6) سال است.
نتیجه‌گیری: پرسشنامه 14 گویه ای اثرات اجتماعی کووید- 19 در دانشجویان از روایی و پایایی قابل‌قبولی برخوردار است. مطالعات بیشتر در سایر جمعیت‌ها پیشنهاد می‌شود. 

لیدا شمس، غلامرضا برنجکار، طه نصیری، محمد مسکرپور امیری،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط وضعیت اقتصادی اجتماعی با عوامل خطر رفتاری بیماری‌های غیرواگیر در یکی از شهرهای شمال ایران بود.
روش کار: پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی- تحلیلی و مقطعی بود که در سال 1398 در شهرستان لنگرود انجام شد. در این مطالعه 906 نفر از خانوارهای روستایی و شهری با استفاده از روش نمونه‌گیری ترکیبی موردبررسی قرار گرفتند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه استاندارد «نظام مراقبت بیماری‌های غیرواگیر» بود. مواجهه خانوارها با عوامل خطر رفتاری بیماری‌های غیرواگیر (شامل تغذیه ناسالم، کم‌تحرکی و مصرف دخانیات) در گروه‌های مختلف اقتصادی-اجتماعی با استفاده از مدل‌های رگرسیون لجستیک در نرم‌افزار Stata موردبررسی و مقایسه قرار گرفت.
یافته‌ها: احتمال مصرف دخانیات در افراد بی‌سواد، زیردیپلم و دیپلم به ترتیب 1/5، 5/7 و 2/4 برابر بیشتر از افراد دارای تحصیلات دانشگاهی بود (05/0 P<؛2/4،5/7،1/5OR=) . احتمال رژیم غذاهای ناسالم در افراد چارک اوّل و دوّم درآمدی (درآمد خیلی پایین و پایین) به‌طور معنی‌داری به ترتیب 4/3 و 6/2 برابر بیشتر از افراد چارک چهارم درآمدی (درآمد زیاد) بود (05/0 P<؛6/2،4/3OR=). همچنین احتمال تحرک فیزیکی ناکافی در افراد بازنشسته به ترتیب 7/2و 8/3 برابر بیشتر از شاغلین و افراد بیکار بود
(05/0 P<؛8/3،7/2OR=).

نتیجه‌گیری: نابرابری‌های اقتصادی-اجتماعی در سطح خرد (درون شهرستان) ارتباط معناداری با مواجهه خانوارها با عوامل خطر بیماری‌های غیرواگیر دارد. کاهش نابرابری‌های اقتصادی-اجتماعی در سطوح خرد باید به‌عنوان یک ابزار مناسب جهت کاهش نابرابری سلامت در سطوح کلان موردتوجه قرار گیرد.

محمد مسکرپورامیری، سید مرتضی حسینی‌شکوه،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

مقدمه و اهداف: عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت شامل طیف گسترده‌ای از متغیرها می‌شود که دستهبندی ثابت و مشخصی از آن در مطالعه‌ها دیده نمی­شود. هدف از این مطالعه، شناسایی و دسته‌بندی متغیرهای اصلی اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت خانوارها بود.
روش کار: این مطالعه از نوع کاربردی است که با رویکرد کمی و به روش مرور نظام مند در سال 1398 انجام شد. جست‌و‌جو و شناسایی متغیرهای اصلی اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت خانوار با مرور نظاممند مطالعه‌ها و استفاده از راهنمای پریسما در پایگاه‌های معتبر علمی بین‌المللی و ملی انجام شد. معیارهای ورود به مطالعه شامل تمرکز بر متغیرهای اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت در سطح خانوار، ارایه مدل مشخص برای تأثیرگذاری متغیرهای اقتصادی- اجتماعی بر سلامت، انتشار به زبان انگلیسی یا فارسی و دسترسی به متن کامل مطالعه بود. ارزیابی کیفی مطالعه‌ها و همچنین تطابق آنها با معیارهای ورود و خروج توسط مرور همتا انجام شد. تمامی متغیرهای اقتصادی- اجتماعی با استفاده از فرم پژوهشگر ساخته از مطالعه‌ها استخراج و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA 2018 دسته‌بندی و به شیوه نقلی سنتز شدند.
یافته‌ها: 21 مدل مفهومی برای تأثیرگذاری عوامل اقتصادی- اجتماعی بر سلامت خانوار شناسایی شد. تمامی مدلها توسط پژوهشگران و سازمانهای بینالمللی ارایه شده بودند و هیچ مدل بومی در زمینه عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت خانوار به زبان فارسی مشاهده نشده بود. تحلیل محتوای مطالعه‌ها نشان داد سه متغیر اصلی آموزش، درآمد و اشتغال در تمام مدلها (100 درصد) به عنوان عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت به‌کار رفته بودند. پس از آن به‌ترتیب رفتارهای بهداشتی خانوار (81%)، سن (71%)، حمایت خانوادگی (71%)، سرانه مساحت مسکن (67%)، محل اقامت (67%)، سرمایه اجتماعی (62%) و جنس (57%) پرکاربردترین متغیرهای اقتصادی-اجتماعی مؤثر بر سلامت خانوار بودند.
نتیجه‌گیری: علاوه بر متغیرهای کلیدی اقتصادی- اجتماعی (آموزش، درآمد و اشتغال)، متغیرهای زمینه‌ای دیگری مانند رفتارهای بهداشتی خانوار، حمایت خانوادگی، سرانه مساحت مسکن و سرمایه اجتماعی باید به‌منظور انجام مداخله‌های سیاستی مورد توجه قرار گیرد. همچنین پیشنهاد می‌شود مدل بومی عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت متناسب با شرایط اقتصادی- اجتماعی خانوارهای ایرانی طراحی شود.
 

لیلا حلیمی، اسحاق درتاج رابری، رضا مجدزاده، علی اکبر حقدوست،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده

مقدمه و اهداف: در سنین نوجوانی تمایل برای تقویت شبکه اجتماعی در مدارس بیشتر است که به انتقال اطلاعات می ­انجامد. این مطالعه خصوصیات افراد تاثیرگذار بر انتقال اطلاعات بین دانش آموزان در کلاس را بررسی می کند.
روش کار: مطالعه روی350 دانش ­آموز پسر و دختر مقاطع راهنمایی و متوسطه مدارس شهر همدان انجام شد که برای هر کلاس دو شبکه ترسیم گردید. شبکه ارتباطی، ارتباطات عادی دانش آموزان در کلاس و شبکه اطلاعاتی، انتقال اطلاعات حساس مرتبط با بلوغ بود. شاخص مرکزیت شبکه محاسبه شد. عوامل تاثیرگذار بر انتقال اطلاعات با استفاده از پرسشنامه بررسی شد.
یافته ­ها: شاخص مرکزیت در شبکه اجتماعی پسرها بیشتر از دخترها به ترتیب (55/4% در مقابل 47/6% در شبکه ارتباطی و 33/4% در مقابل 20/1% در شبکه اطلاعاتی) بود. اندازه مرکزیت دانش­ آموزان با صرف زمان بیشتر در ارتباطات هر دانش آموز با همکلاسی های خود، از نظر آماری معنی دار بود.  همچنین با بالا رفتن مقطع تحصیلی و سن شاخص مرکزیت در شبکه ارتباطی و به خصوص اطلاعاتی بیشتر بود.
نتیجه­گیری: پسران در دوران نوجوانی شبکه ارتباطی گسترده­تری در درون کلاس دارند و در انتقال اطلاعات بلوغ تواناتر هستند. ارتباط مناسب و توانایی برقراری ارتباط آسان، داشتن اطلاعات در زمینه بلوغ و اختصاص دادن زمان کافی در برقراری ارتباط با همکلاسی ها از عوامل موثر بر انتقال اطلاعات بین نوجوانان در مدارس است.

نفیسه صالح نیا، عباس عصاری آرانی، حسین صادقی سقدل، علیرضا اولیایی منش،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده

مقدمه و اهداف: ارتقاء سلامت از مهم‌ترین وظایف سیاستگذاران و اهداف توسعه پایدار ‌است. از این‌رو پژوهش حاضر باهدف تعیین مهم‌ترین عوامل کلان تعیین‌کننده سلامت جمعیت در ایران و به تصویر کشیدن روابط علّی میان این عوامل انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد ترکیبی در سه مرحله انجام شد. ابتدا با تحلیل محتوای منابع موجود در بازه 2000-2019، تعیین‌کننده‌های کلان اجتماعی سلامت شناسایی و غربالگری عوامل، به روش دلفی فازی و نظرسنجی از 15 نفر از خبرگان انجام شد. درنهایت روابط علّی میان تعیین‌کننده‌های اجتماعی سلامت در قالب نقشه شناختی فازی(FCM) نشان داده شد.
یافته‌ها: در مرحله اول 96 عامل مؤثر بر سلامت در سطح کلان شناسایی شد که در دو طبقه اصلی ملی و جهانی و 16 زیر طبقه قرار گرفت. پس از غربالگری 8 مورد که دارای اهمیت کمتری در سلامت جمعیت بود حذف شد. تحلیل روابط علّی نشان داد سیستم اقتصادی با درجه مرکزیت 21/06 و خروجی 10/91 مهم‌ترین و تأثیرگذارترین عامل مؤثر بر سلامت جمعیت در سطح کلان است. پس از آن حکمرانی و سیاست‌گذاری و سیاست‌های ملی به ترتیب با درجه مرکزیت 20/25 و 20/19 قرار داشتند.
نتیجه‌گیری: بدون در نظر گرفتن روابط علّی، نظام سلامت دارای بیشترین اهمیت در سلامت جمعیت است. اما با در نظر گرفتن روابط علّی، سیستم اقتصادی مهم‌ترین عامل بوده و نظام سلامت در میان سه عامل اول قرار ندارد. بنابراین تجزیه‌ و تحلیل نقشه شناختی فازی به سیاست‌گذاران کمک می‌کند تا با درک اولویت‌ها و پیوند بین بخش‌ها در توسعه و اجرای سیاست‌های سلامت‌محور، بهترین سیاست‌ها را اتخاذ نمایند.

ملیحه دادگرمقدم، مجید خادم رضائیان، زینب شاطری امیری،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده

مقدمه و اهداف: جدید و ناشناخته بودن و سرعت بالای گسترش کووید- 19 مدیریتی فراتر از امکانات و توان سیستم بهداشتی درمانی را می طلبد . مطالعه حاضر به نقش و ارتباط برخی تعیین کننده های اجتماعی سلامت با پیامد نهایی مبتلایان می پردازد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی با استفاده از روش سرشماری اطلاعات 182602 نفر مبتلایان به کووید-19  در جمعیت تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد (بطور سرپایی و یا بستری) ازاسفند 1398 تااسفند 1399، از سه منبع اطلاعاتی مورد بررسی قرار گرفت و از مدل رگرسیون لجستیک برای تعیین پیشگویی کنندگی عوامل ساختاری تعیین کننده های اجتماعی سلامت استفاده شد.
یافته‌ها: از 182602 نفرمبتلا تعداد 100407 نفر (55%) مرد و 82195 نفر (45%) زن  بودند. رگرسیون لجستیک چند متغیره نشان داد که شانس مرگ و میرناشی از ابتلا به کرونا با افزایش هر یک سال سن برابر  (1/077-1/073)1/075، مردان نسبت به زنان برابر (2/73-2/06)2/37 بیشتر و با سطح تحصیلات رابطه معکوس داشت (0/001 > PV). وضعیت شغل تاثیر معناداری بر افزایش شانس مرگ ومیر نشان نداد. وجود دیابت با (1/38-1/19)1/28=OR و بیماری زمینه ای (1/22-1/09)1/16= OR و ضعف سیستم ایمنی با (9/80-6/44)7/94 =OR، با افزایش شانس مرگ ومیر همراه بودند. بارداری با (1/42-0/57)0/90=OR و فشارخون بالا با (1/02-0/89)0/95=OR  مورد توجه بودند.
نتیجه‌گیری: با توجه به ارتباط مولفه های اجتماعی سلامت با پیامد مرگ مبتلایان کووید-19  توصیه می شود که سیاست گذاران نسبت به درگیر ساختن بخش­های خارج ازسیستم بهداشت و درمان در امر سلامت اهتمام ورزند.

صدف یحیایی، امید گرکز، سپیده مهدوی، سمیه رمضانی، محبوبه پورحیدری،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: تلفن همراه ابزاری بی نهایت جذاب در ارتباطات و تعاملات بین اشخاص است و این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین استفاده مفرط از تلفن همراه با افسردگی و تنهایی اجتماعی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شاهرود انجام شد.
روش کار: این مطالعه به­ صورت توصیفی-تحلیلی با استفاده از نمونه ­گیری تصادفی طبقه­ ای بر روی 313 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شاهرود در سال 1399 انجام شد که داده­ ها با استفاده از پرسشنامه­ های اطلاعات دموگرافیک، مقیاس استفاده آسیب زا از تلفن همراه، مقیاس افسردگی (کاواجا و برایدن) دانشجویان جمع‌آوری گردید. داده ­ها بعد از جمع آوری وارد SPSS18 شده و با کمک آمار توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: در مجموع 313 نفر در مطالعه شرکت کردند که میانگین سنی شرکت کنندگان 3/41±22/16 سال بود. ضریب همبستگی پیرسون (ضریب استاندارد شده) بین نمره افسردگی و متغیرهای مقطع تحصیلی، علاقه به رشته، وضعیت بومی، محل سکونت، سابقه مصرف داروی افسردگی، وضعیت اشتغال، داشتن مشکلات مالی، وضعیت زندگی خانوادگی، سن پدر و استفاده مفرط از تلفن همراه ارتباط مثبت وجود دارد. نتایج حاصل از آنالیز رگرسیون خطی، مقدار ضریب تعیین (0/603) نشان داد که شدت همبستگی بین عوامل موثر بر افسردگی و افسردگی بالا می باشد.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مطالعه بین استفاده مفرط از تلفن همراه با افسردگی و تنهایی اجتماعی در دانشجویان رابطه معنادار وجود دارد که نیازمند برنامه ریزی مناسب برای مداخله است.

الهه فقیهی فر، مرجان عجمی، ساره شاکریان،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: چاقی کودکان امروزه به یک چالش جهانی تبدیل شده است. مطالعات بسیاری ارتباط چاقی را با عوامل اقتصادی اجتماعی نشان داده­ اند. تحقیق حاضر با هدف بررسی نابرابری­ های اقتصادی- اجتماعی با الگوی تغذیه ­ای و چاقی در کودکان انجام شده است.
روش کار: مطالعه حاضر با روش تحلیل ساختاری انجام گردید. مشارکت کنند­گان پژوهش 80 نفراز کودکان 6 تا 13 ساله با شیوه تصادفی ساده از مراجعین پایگاه ­های سنجش سلامت شهرستان سنقر و کلیایی انتخاب و وارد مطالعه شدند. توده بدنی کودکان بـه روش اسـتاندارد محاسبه شد. الگوی تغذیه ­ای از پرسشنامه یادآمد 24 ساعته خوراک و وضعیت اقتصادی - اجتماعی با پرسشنامه­ های استاندارد مرتبط سنجیده شد. آنالیز داده ­ها با استفاده از نرم ‌افزارهای SPSS 24 و AMOS 24 انجام گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد 28/75 درصد از آزمودنی­ ها چاق، و یا دارای اضافه وزن بودند. نتایج تحلیل ساختاری نشان داد متغیر اقتصادی اجتماعی با ضریب تاثیر (0/65) بر الگوی تغذیه­ ای و بر توده بدنی (0/43 - ) اثر مستقیم دارد. متغیر الگوی تغذیه­ ای با ضریب تاثیر (0/74- ) بر توده بدنی اثر داشت. نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد که اثر غیرمستقیم وضعیت اقتصادی- اجتماعی بر توده بدنی براساس نقش میانجی الگوی تغذیه ­ای (0/48-) می ­باشد. مقادیر پیش بینی نیز نشان می دهد دو متغیر اقتصادی و اجتماعی و الگوی تغذیه ­ای به ترتیب 0/16 و 0/29 از تغییرات  توده بدنی را پیش بینی می ­کنند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه تأثیر وضعیت اجتماعی-اقتصادی را بر الگوهای تغذیه‌ای و شاخص توده بدنی جامعه پژوهش نشان داد. امروزه بحث افزایش توده بدن در جهان و کشور ما یکی از مهم­ترین چالش ­های اجتماعی است. با توجه به اثرات ناهمگون وضعیت اجتماعی-اقتصادی بر الگوهای تغذیه ­ای و شاخص توده بدنی، تدوین و اجرای سیاست ­های پیشگیرانه با توجه به شرایط جوامع برای دستیابی به نتایج موثر ضروری است.

فاطمه سادات حسینی، فرزاد یونسیان، مسعود یونسیان،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: ناباروری، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل سلامت عمومی و باروری در سطح جهان، تأثیرات گسترده‌ای بر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی زوجین دارد. مطالعات قبلی نشان داده ­اند که مؤلفه‌های اجتماعی-اقتصادی در کنار متغیرهای زیستی در بروز و تشدید ناباروری  تاثیر گذار بوده­ اند. هدف از اجرای این مطالعه، بررسی ارتباط برخی متغیرهای اجتماعی- اقتصادی با شیوع ناباروری در سطح استان ­ها بود.
روش کار: این مطالعه از نوع اکولوژیک بوده و به بررسی رابطه بین ناباروری به عنوان متغیر وابسته، و شاخص­ های مهم اجتماعی- اقتصادی به عنوان متغیرهای مستقل در سطح استان­ های ایران پرداخته است. دو نوع ناباروری اولیه و ثانویه با تعاریف بالینی مادام‌العمر، بالینی مقطعی، اپیدمیولوژیک به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند و از روش رگرسیون خطی تک‌متغیره و چندگانه با استفاده از روش گام‌به‌گام (stepwise) و با سطح معنی‌داری آزمون‌ها 0/05 تحلیل آماری صورت گرفت.
یافته‌ها: از بین شاخص ­های مورد بررسی، گرچه متغیرهای متعددی در مدل تک متغیره رابطه معنی داری با ناباروری نشان دادند، تنها متغیر درصد بی سوادی استان و بیکاری (متغیر اخیر فقط در مدل چندگانه برای تعریف ناباروری اولیه اپیدمیولوژیک) به عنوان مهم­ترین شاخصی که با ناباروری ارتباط معنی دارند در مدل نهایی باقی ماند و سایر متغیرها اثر معنی داری خود را از دست دادند.
نتیجه‌گیری: درصد بی­ سوادی در استان، به عنوان مهم­ترین متغیر پیشگوی میزان ناباروری مطرح می ­باشد. بی سوادی هم به صورت مستقیم و هم به عنوان شاخص مهمی از وضعیت دیگر متغیرهای اجتماعی و اقتصادی با ناباروری ارتباط دارد. البته این مطالعه با توجه به ماهیت اکولوژیکی که دارد خود توانایی افتراق این دو دسته را ندارد.

شیلا حسن زاده، یوسف محمدپور، رقیه داوری، مجید بابائی،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: در سال­ های اخیر میزان تاب ­آوری روانشناختی زنان خشونت­ دیده، یکی از چالش­های مهم بوده و بار قابل ملاحظه اقتصادی، اجتماعی، هیجانی و روانی به جامعه تحمیل می­ کند. هدف مطالعه حاضر، تبیین نقش عوامل اقتصادی-اجتماعی، مدیریت هیجان و مهارت­ های ارتباطی در پیش بینی تاب­ آوری روان­شناختی زنان خشونت­ دیده در استان آذربایجان غربی بود.
روش­ کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی-تحلیلی بود که در سال 1402 انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل 98 نفر از زنان خشونت­ دیده نگهداری شده در مراکز بهزیستی بود. از پرسشنامه­ های تاب­ آوری، وضعیت اقتصادی-اجتماعی، مدیریت هیجان و مهارت­ های ارتباطی استفاده شد. برای بررسی ارتباط بین متغیرها از همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. داده­ ها با نرم­ افزار SPSS  نسخه 16 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته­ ها: نتایج آزمون همبستگی نشان داد بین فاکتورهای اقتصادی-اجتماعی، مهارت­ های ارتباطی و مدیریت هیجان با میزان تاب­ آوری زنان خشونت­ دیده ارتباط معنی­داری وجود دارد. به طوری­ که بین تحصیلات (0/53=r، 0/001>P)، درآمد (0/70=r، 0/001>P)، شغل (0/58=r، 0/001>P)، مدیریت ارزیابی مجدد (0/26=r، 0/010=P)، مدیریت سرکوبی (0/34=r، 0/001=P)، توانایی دریافت و ارسال پیام (0/25=r، 0/015=P)، کنترل عاطفی (0/28=r، 0/006=P)، مهارت گوش دادن (0/30=r، 0/012=P)، بینش نسبت به فرایند ارتباط (0/36=r، 0/001=P) و ارتباط توأم با قاطعیت (0/33=r، 0/001=P) با تاب­ آوری زنان، ارتباط مثبت و معنی­ داری، و بین بعد خانوار (0/68-=r، 0/001>P) با تاب­ آوری، رابطه­ ای منفی و معنی­ دار مشاهده گردید. از طرفی نتایج آزمون رگرسیون نیز نشان داد که تمامی متغیرها غیر از مهارت گوش دادن به طور معناداری قادر به پیش بینی تاب آوری زنان خشونت­ دیده هستند.  
نتیجه­گیری: با توجه به یافته­ ها پیشنهاد می­ گردد سیاست­ گذاران حوزه سلامت با شناسایی عوامل خطر و به منظور کاهش آسیب­ های اجتماعی، از طریق ارائه آموزش­ های لازم به خانواده­ ها و فرهنگ­ سازی، مداخلات مؤثری را طراحی و اجرا نمایند. همچنین، اجرای برنامه­ های مداخله­ ای با هدف بهبود وضعیت اقتصادی و ارتقای سطح آگاهی زنان از حقوق اجتماعی خود توصیه می­ شود.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله اپیدمیولوژی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb