جستجو در مقالات منتشر شده



مریم شامی، پروین عضدی، مرضیه محمودی، سعید نجف پور بوشهری، فائزه جهان پور،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: فعالیت بدنی یکی از اجزای سبک زنـدگی است که به‌عنوان یک رفتار مهم ارتقا دهنده سلامت باعـث پیشگیری و به تأخیر انداختن انــواع بیماری‌های مزمن و مرگ‌ومیر زودرس می‌شود. با توجه به کاهش مقدار فعالیت بدنی در سال‌های اخیر، این مطالعه با هدف بررسی فعالیت بدنی دانش‌آموزان دوره ابتدایی شهر بوشهر در سال ۱۳۹۸ انجام یافته است.
روش کار: در این مطالعه توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی، جامعه پژوهش شامل تمامی دانش‌آموزان ابتدایی شهر بوشهر بود، تعداد ۴۰۶ دانشآموز به روش نمونه‌گیری تصادفی چند مرحله‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه استاندارد سطح فعالیتبدنی کودکان استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۰ از آزمون‌های آماری t‌ مستقل، تحلیل واریانس یک‌طرفه، ضریب همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین نمره فعالیت بدنی شرکت‌کنندگان 84/0± 27/3 بود، که بیان کننده سطح متوسطی از فعالیت بدنی است. بین فاکتورهای جمعیت‌شناختی (تحصیلات پدر و مادر، مقطع تحصیلی و شاخص توده بدنی) با فعالیت‌بدنی ارتباط آماری معنی‌دار مشاهده شد. دانش‌آموزانی که والدین آن‌ها دارای سطح تحصیلات بالاتری بودند، فعالیت‌بدنی بیش‌تری داشتند و افردای که چاق بودند فعالیت بدنی کم‌تری داشتند.
نتیجه‌گیری: بین عدم فعالیت بدنی و افزایش شیوع اضافه وزن و چاقی  ارتباط مستقیمی وجود دارد و توجه بـه شـیوه زنـدگی افـراد به‌ویژه کودکان و نوجوانان که در سنین یادگیری هستند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بنابراین لازم است در راستای ارتقای مقدار فعالیت ‌بدنی دانش‌آموزان، برای آموزش و فرهنگ‌سازی لازم، اهتمام بیش‌تری به عمل آید.

محمدحسن ربیعی، حسام الدین اکبرین، سعید بکایی، محمدحسین فلاح مهرآبادی، اوستا صدرزاده، فرشاد طهرانی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: پرورش مرغ تخم‌گذار تجاری یکی از زیربخش‌های مهم صنعت پرورش طیور است. در این مطالعه وضعیت امنیت زیستی مزارع پرورش‌دهنده مرغ تخم‌گذار تجاری در 9 استان پرتراکم پرورشی ایران مورد ارزیابی قرار گرفت.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، 202 مزرعه پرورش مرغ تخم‌گذار تجاری با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای از 9 استان در سال 1398 انتخاب شدند. داده‌های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه و با مراجعه حضوری به واحدها جمع‌آوری شدند. یافته‌ها با میانگین، انحراف معیار، مجموع و شاخص درصد پذیرش توصیف شدند.
یافته‌ها: درصد پذیرش مجموع کل اقدامات امنیت زیستی در مزارع پرورش مرغ تخم‌گذار تجاری ایران برابر با 18/68 درصد و به تفکیک امنیت زیستی محیطی، ساختاری و عملیاتی به‌ترتیب برابر با 11/72، 75 و 82/60 درصد بود. در بین اقدامات مربوط به امنیت زیستی محیطی پایین‌ترین درصد پذیرش در مورد فاصله تا نزدیک‌ترین باغ میوه و کشتزارهای آبی با 20/29 درصد، در بین اقدامات مربوط به امنیت زیستی ساختاری پایین‌ترین درصد پذیرش در مورد وجود جایگاه ضدعفونی دست پیش از ورودی سالن‌ها با 96/28 درصد و در بین اقدامات امنیت زیستی عملیاتی پایین‌ترین درصد پذیرش به‌ترتیب در مورد تصفیه کردن آب مصرفی و آزمایش کردن آب مصرفی با 18/31 و 91/33 درصد بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه وضعیت امنیت زیستی مزارع پرورش مرغ تخم‌گذار تجاری 9 استان پرتراکم پرورشی ایران را نشان داد و و برخی نقاط ضعف در اجرای این قوانین در سطوح محیطی، ساختاری و عملیاتی را آشکار کرد. 

سارا جلالی فراهانی، پریسا امیری، زینب شایقیان، پرنیان پروین، لیلا چراغی، فریدون عزیزی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: شیوع بیماری کووید-19 با افزایش سطح اضطراب و استرس و محدودیت دسترسی به خدمات پزشکی، تهدیدی برای رفتارهای خودمراقبتی و کنترل بیماری در افراد دیابتی است. هدف مطالعه حاضر بررسی ارتباط شیوع بیماری کووید-19 بر رفتارهای خودمراقبتی بیماران دیابتی بود.
 
روش کار: پژوهش حاضر روی 318 فرد بزرگسال مبتلا به دیابت نوع 2 که در فاصله سال های 1397 تا 1399 در مطالعه قند و لیپید تهران شرکت کرده و پرسشنامه رفتارهای خودمراقبتی را تکمیل نموده بودند، انجام شد. داده های رفتارهای خودمراقبتی مجدداً 3-4 ماه پس از اعلام همه گیری در کشور، از طریق تماس تلفنی جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از رگرسیون چندگانه و آزمون تی زوجی استفاده شد. 
 
یافته‌ها: میانگین نمره کل رفتارهای خودمراقبتی قبل و بعد از شیوع بیماری کووید-19، به ترتیب 8/14±7/49 و 9/13±1/56 بود (001/0>P). در زنان، بعد از شیوع کووید-19، نمره کل خودمراقبتی پس از تعدیل نمره قبل از شرایط مذکور، با افزایش طول مدت دیابت افزایش داشت (31/0=β، 020/0P=). این نمره، در زنان دارای مدرک تحصیلی دیپلم در مقایسه با افراد دارای تحصیلات دانشگاهی کاهش معنی داری نشان داد (57/6- =β، 024/0P=). همچنین نمرات رفتارهای خودمراقبتی رژیم غذایی و مراقبت از پا در هردو جنس و نمره اندازه گیری قند خون در زنان بعد از شیوع بیماری کووید-19 بطور معناداری بیشتر از زمان قبل از شیوع بیماری کووید-19 بود.
نتیجه‌گیری: بعد از شیوع کووید-19، رفتارهای خودمراقبتی بخصوص رفتارهای مرتبط با رژیم غذایی و مراقبت از پا و اندازه گیری قند خون درکوتاه مدت بهبود یافت
صادق کارگریان مروستی، ملیحه حسن نژاد، جمیله ابوالقاسمی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: با توجه به نوپدید بودن بیماری کووید-19 و همه‌گیری جهانی این بیماری، این مطالعه با هدف بررسی عوامل مؤثر بر زمان بقای بیماران مبتلا به کووید-19 در سه موج اول همه‌گیری و به‌منظور شناسایی متغیرهای مؤثر بر بقا/ مخاطره این بیماران انجام شد.
روش کار: در این مطالعۀ کوهورت آینده‌نگر، از اطلاعات مربوط به‌تمامی بیماران مبتلا به کووید-19 شهرستان فریدون‌شهر (واقع در غرب استان اصفهان) که وضعیت حیاتی آن‌ها 4 ماه مورد پیگیری قرار گرفت، استفاده شد. جهت تشخیص کووید-19 از آزمایش PCR توسط آزمایشگاه رفرنس مرکز بهداشت استان اصفهان استفاده گردید. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش ناپارامتری کاپلان‌مایر و رگرسیون خطرات متناسب کاکس و جهت مقایسۀ بقا در سه موج همه‌گیری از آزمون لگ رتبه‌ای تحت نرم‌افزار(R نسخه 3.6.2) استفاده شد. تمامی آزمون‌ها در سطح اطمینان 95% صورت پذیرفت.
یافته‌ها: با انجام آزمایش PCR بر 2269 فرد مشکوک به بیماری کووید- 19 که از مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی به بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص) و مرکز منتخب نمونه‌گیری کووید-19 در مرکز بهداشت شهرستان فریدون‌شهر ارجاع گردیده بودند، 880 بیمار مبتلا به کووید-19 شناسایی گردیدند. میانگین سنی کل بیماران 72/0±9/48 سال، متوسط فاصلۀ زمانی از شروع اولین علائم بالینی تا مراجعه به پزشک 14/0±7/3 روز و متوسط فاصلۀ زمانی از شروع اولین علائم بالینی تا زمان مرگ 62/3±2/17 روز محاسبه گردید. بقاء کل در پایان دورۀ یک‌ساله مطالعه 93% برآورد گردیده، 7% از بیماران (62 نفر) به علت کووید-19 فوت شدند (میزان بروز تجمعی مرگ). عوامل مؤثر بر بقای بیماران مبتلا به کووید-19 بر اساس مدل رگرسیون چندگانۀ کاکس شامل 1- سن 2- شدت بیماری (وضعیت بستری بیمار) 3- ابتلا به بیماری زمینه‌ای قلبی 4- موج همه‌گیری و 5- راه انتقال بیماری بود (05/0>P). با استفاده از رویکرد کاپلان‌مایر و بر اساس آزمون لگ رتبه‌ای، در میزان بقا در سه موج همه‌گیری تفاوت معنی‌دار مشاهده گردید (018/0=P). نرخ بقای 30 روزه در موج اول، دوم و سوم به ترتیب 93/0، 92/0 و 96/0 بود.
نتیجه‌گیری: هرچند غربالگری کووید-19 در کلیۀ افراد مشکوک به علت شدت سرایت بیماری ضروری است، ولی غربالگری در افراد مسن به‌ویژه افرادی که سابقۀ ابتلا به بیماری قلبی دارند، و نسبت به سایر گروه‌ها در معرض خطر بالای مرگ قرار دارند، از اهمیت بسیار بالاتری برخوردار است. این بیماران علاوه بر غربالگری منظم، نیاز به نظارت فعال به‌ویژه در زمان بستری خواهند داشت.

کورش هلاکویی نائینی، محمد علی منصورنیا، شادی نادریان، رضا بیرانوند، محمد بیدخوری، خدیجه ماجانی، شهرزاد نعمت اللهی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: مشکلات سلامت روان در دوران بارداری از مهم‌ترین علت های منجر به افزایش بار بیماری‌هابخصوص در گروه های ضعیف اقتصادی-اجتماعی در جامعه هستند. هدف از این مطالعه برآورد خطر وزن کم هنگام تولد در ارتباط با سلامت روان مادر شامل اختلال‌های اضطراب، افسردگی و استرس بود.
روش کار: این مطالعه برروی داده‌های 398 نفر عضو کوهورت بارداری بندرعباس (BAPC) طی سالهای 2017-2020 اجرا شد. افسردگی، اضطراب و استرس با استفاده از پرسشنامه‌ی 21 سؤالی DASS درهنگام بارداری و وزن کم هنگام تولد براساس کارت واکسیناسیون نوزاد سنجیده شد. تأثیر اختلال‌های روانی مادر بر وزن کم هنگام تولد با استفاده از رگرسیون دوجمله‌ای و رگرسیون پوآسون تعمیم یافته در سطح معنی‌داری 05/0 برآورد شد.
یافته‌ها: در مقایسه با مادران بدون اختلالات سلامت روان، خطر بروز وزن کم هنگام تولد در مادران مبتلا به افسردگی شدید 03/8 برابر بیش‌تر (فاصله اطمینان 95 درصد: 62/11-55/5)، در مادران مبتلا به استرس متوسط 06/8 برابر بیش‌تر (فاصله اطمینان 95 درصد: ‏51/11-64/5)، و در مادران مبتلا به اضطراب شدید و بسیار شدید معادل 13/3 برابر (فاصله اطمینان 95 درصد: ‏31/8-18/1) و 43/8 برابر (فاصله اطمینان 95 درصد: ‏25/12-80/5) بود.
نتیجه‌گیری: بین هر سه اختلال افسردگی، اضطراب و استرس در رده‌‌های متوسط، شدید و بسیار شدید با وزن کم هنگام تولد ارتباط آماری معنی‌داری وجود دارد. پیشنهاد می‌شود اقدام‌هایی مانند خدمات غربالگری بهداشت روان هنگام بارداری، و طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای برای مادران باردار و خانواده آنها بالاخص همسران در راستای بهبود روابط زناشویی طی بارداری انجام شود.

زهرا حسین خانی، مژگان عباسی، آمنه خالقی، الهام کاکاوند، ناهید یزدی، حسن رضا محمدی معین،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: انتشار کروناویروس (کووید-19) در جهان، اثرات نامطلوبی بر جوانب مختلف زندگی افراد و توسعه اقتصادی-اجتماعی جوامع داشته است. مطالعه حاضر باهدف تعیین دانش، نگرش و عملکرد مردم استان قزوین در خصوص بیماری کووید-19 انجام‌شده است.
روش کار: مطالعه مقطعی حاضر در ماه‌های آذر و دی سال 1399 بر روی 1223 نفر از جمعیت بالای 15 سال استان قزوین انجام شد. با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای چندمرحله‌ای افراد به‌صورت تصادفی از جمعیت تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی استان انتخاب شدند. پرسشنامه‌ها به‌صورت خودایفا و مصاحبه تلفنی تکمیل شد. سؤالات شامل اطلاعات جمعیت شناختی، دانش، نگرش و عملکرد افراد درباره کووید-19 بود.
یافته‌ها: درمجموع تعداد 1223 نفر با میانگین سنی (2/12) 6/35 سال در مطالعه شرکت کردند. امتیاز نمرات بخش‌های دانش، نگرش و عملکرد افراد به‌ترتیب 68% ،72% و91% بود که مناسب بود. درباره دانش کمترین امتیاز مربوط به آگاهی از علائم شایع بیماری
(6 درصد) بود. 42 درصد افراد معتقد بودند اصول پیشگیری از ابتلاء به ویروس کرونا را رعایت می‌کنند، 3/50 درصد فاصله 2 متری از دیگران را رعایت می‌کردند. طبق تحلیل رگرسیون خطی چند متغیره، با افزایش سن افراد سطح آگاهی (007/0=P) و عملکرد(028/0=P) ایشان افزایش داشته، با افزایش تحصیلات میزان آگاهی افزایش (001/0>P) ولی میزان نگرش کاهش (001/0=P) داشته است. آگاهی(002/0=P) و عملکرد(001/0>P) مردان نسبت به زنان به‌طور معنی‌داری کمتر بود. در خصوص محل سکونت هم سطح نگرش ساکنین روستایی نسبت به شهری بالاتر بوده است (002/0=P).
نتیجه‌گیری: مطالعه ما نشان داد سطح آگاهی، نگرش و عملکرد مردم استان قزوین در خصوص بیماری کووید-19 مناسب است. 

محمد علی دریک، محمد کاکاوند، شهرام ممدوحی، مژگان نوابی، الهام گودرزی، حمید مخیری، ظاهر خزایی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: هپاتیت ویروسی از بیماری‌های شایع و مهم و از آسبب‌های اصلی مرگ‌ومیـر و نـاتوانی در جهـان اسـت. هدف از این مطالعه، بررسی طغیان هپاتیت A در شهرستان بروجرد در سال 1398 بود.
روش کار: این مطالعه در قالب یک مطالعه مورد- شاهدی به منظور بررسی طغیان هپاتیت A در سال 1398 در شهرستان بروجرد،
( روستای جوجه حیدر) صورت گرفت. در این مطالعه 50 نفر فرد مبتلا به هپاتیت A به عنوان مورد وارد مطالعه شدند به ازای هر مورد بیمار، دو مورد شاهد از روستای هم‌جوار که فاقد بیماری بودند؛ انتخاب شدند. اطلاعات از طریق پرسشنامه دموگرافیک و یافته‌های آزمایش‌های انجام شده جمع‌آوری شد. برای بررسی ارتباط بیماری با عوامل خطر از نسبت شانس و فاصله اطمینان 95% استفاده شد.
یافته‌ها: در این مطالعه نسبت شانس برای عوامل خطر شستن میوه و سبزی با آبی غیر از آب لوله‌کشی (نسبت شانس= 2/3)، شستن ظروف با آبی غیر از آب لوله‌کشی (نسبت شانس= 7/3)، توالت غیر بهداشتی (نسبت شانس= 3/8)، استفاده از آب غیرلوله‌کشی در مواقع قطع آب لوله‌کشی (نسبت شانس= 4/4)، عدم اطلاع از بیماری و راه‌های انتقال (نسبت شانس= 8/4) و فاصله چاه آب از چاه فاضلاب کم‌تر از 15 متر (نسبت شانس= 1/4) ارتباط آماری معنی‌داری را نشان دادند.
نتیجه‌گیری: با افزایش آگاهی افراد و بهبود وضعیت بهداشت محیط و فاضلاب روستایی می‌توان از  رخداد طغیان‌های مشابه در این منطقه و مناطق مشابه پیشگیری کرد.

محمد زارع، زهرا تقربی، خدیجه شریفی، زهرا سوکی، جواد ابوالحسنی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: وجود ابزار روا، پایا، کوتاه و درعین‌حال حساس و دقیق، جهت تشخیص درد در مبتلایان به دمانس ضروری است. مطالعه حاضر با هدف بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی و ارزش تشخیصی فرم کوتاه نسخه فارسی Doloplus-2 (P-Doloshort) در ارزیابی درد در سالمندان مبتلا به دمانس انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، 100 سالمند تحت پوشش کلینیک‌های خصوصی و مراکز نگهداری سالمندان در کاشان (سال 98-1397) به‌روش دردسترس انتخاب شدند. روایی سازه به‌روش تحلیل عاملی اکتشافی، مقایسه گروه‌های شناخته‌شده و روایی همگرا، و پایایی به‌روش همسانی درونی، هم‌ارزی و ثبات تعیین شد. اثر سقف و کف نیز ارزیابی گردید. P-Doloplus-2 به‌عنوان آزمون طلایی و
 
P-Doloshort به‌عنوان آزمون تشخیصی منظور شد. داده‌ها توسط SPSS-v16 با آزمون تی-مستقل، رگرسیون خطی، ضرایب همبستگی درون‌خوشه‌ای (ICC  ) و پیرسون، آلفای کرونباخ، منحنی راک و پارامترهای ارزش تشخیصی تحلیل شدند.
یافته‌ها: تحلیل عاملی، ابزار را تک‌عاملی شناسایی نمود؛ این عامل قادر به تبیین 851/65% از واریانس کل بود. P-Doloshort قادر به تفکیک دو گروه مبتلا و غیرمبتلا به بیماری‌های زمینه‌ای دردناک از یکدیگر بود (0001/0>P). بین نمرات P-Doloshort با P-Doloplus-2 (975/0=r،0001/0>P) و PACSLAC-II-IR (902/0=r،0001/0>P)، همبستگی معنی‌دار مثبت وجود داشت. آلفای کرونباخ، ICC و خطای استاندارد اندازه‌گیری به ترتیب 898/0، 891/0 و 183/1± بود. فراوانی نسبی حداقل و حداکثر نمره ممکن، کمتر از 15% بود. در نقطه برش 5/2، سطح زیر منحنی راک، حساسیت، ویژگی و دقت تشخیصی کلی به ترتیب 985/0، 956/0، 000/1 و 970/0 برآورد شد.
نتیجه‌گیری: P-Doloshort به‌عنوان ابزاری روا، پایا، حساس و دقیق جهت ارزیابی درد سالمندان مبتلا به دمانس قابل‌استفاده است. 

ملیحه صفری، سلمان خزایی، راضیه ایمانی، محمد عباسی، قدرت اله روشنایی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: میزان بروز سرطان رکتوم در کشورهای در حال توسعه به‌ویژه در سنین پایین رو به افزایش است. این مطالعه با هدف ارزیابی عوامل مؤثر بر بقای بیماران مبتلا به سرطان رکتوم، در حضور ریسکهای رقابتی انجام شد.
روش کار: در این مطالعه کوهورت گذشته‏نگر، اطلاعات 121 بیمار مبتلا به سرطان رکتوم در سالهای 96-1380 مورد بررسی قرار گرفت. پیامد مطالعه مرگ مرتبط با پیشرفت سرطان بود و سایر سبب‌های مرگ بهعنوان خطر رقیب در نظر گرفته شدند. با استفاده از مدل‏ مخاطرات علت-ویژه و زیرتوزیع به بررسی عوامل مؤثر بر بقای بیماران در حضور ریسک رقابتی پرداخته شد.
یافته‌ها: میانگین (انحراف‎ معیار) سن تشخیص (9/13) 4/53 سال و 68 نفر(2/56 درصد) از بیماران مرد بودند. یافته‌های آزمون لگ-رتبه نشان داد متغیرهای جنس، سن تشخیص، متاستاز، نوع نخستین درمان، میزان نفوذ به دیواره روده، محل تومور، تعداد لنفوم درگیر و اندازه تومور بر بقای بیماران تأثیر معنی‌داری دارند (05/0>P). متغیرهای درجه تومور، متاستاز به گره‎های لنفاوی و مرحله بیماری بر مخاطره مرگ به‏دلیل پیشرفت سرطان رکتوم، در هر دو مدل رگرسیونی زیرتوزیع و علت-ویژه معنی‌دار شدند (05/0>P).
نتیجه‌گیری: با توجه به لزوم در نظر گرفتن ریسکهای رقیب، یافته‌های هر دو روش تحلیل ریسکهای رقابتی نشان داد که درجه تومور، متاستاز به گرههای لنفاوی و مرحله بیماری مخاطره لحظهای و مخاطره بروز مرگ به دلیل سرطان را افزایش داد. بنابراین برای تعیین ریسک فاکتورهای اختصاصی هر یک از علل مرگ در تحلیل دادههای بقا در صورت وجود بیش از یک علت مرگ باید از روشهای ریسکهای رقابتی استفاده کرد.

صدیقه سادات طباطبائی فر، طه کوشکی، محمد جمشیدی، سجاد دلاوری،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: در حوادث و بحرانها، بخش سلامت با کمبود نیروی انسانی مواجه خواهد شد. ماندگاری نیروی انسانی در این شرایط امری حیاتی است. هدف این مطالعه تببین راهکارهایی جهت تقویت تاب آوری نیروی انسانی سلامت در طول بحران، و جلوگیری از  ترک سازمان توسط آن ها می باشد.
روش کار: روش مورد استفاده در این مطالعه، تحقیق مروری حیطه‌ای است. پایگاه های اطلاعاتی معتبر انگلیسی و فارسی با محدوده زمانی معین (از مبنای زمانی پایگاه مورد جستجو تا سپتامبر سال 2020) مورد بررسی قرار گرفتند. سپس بخش‌های کلیدی اطلاعات به دست آمده، طبقه‌بندی شدند. نهایتا، گزینه های سیاستی و راهکارهای پیاده سازی آن ها جمع بندی و گزارش شدند.
یافته‌ها: در مجموع 168 مقاله ی مختلف جمع آوری گردید. پس از حذف مقالات غیرمرتبط، اطلاعات منتشر شده در 21 مقاله مطاله شدند. به صورت کلی، نتابج حاصل از این مطالعه در شش دسته‌ی عمده طبقه‌بندی می شود. این دسته بندی شامل 6 حوزه ی مختلف سیاستگزاری و راهکارهای پیشنهادی برای هریک می باشد.
نتیجه‌گیری: با توجه به شرایط کشور ایران سیاست های لازم برای تقویت و ماندگاری نیروی انسانی سلامت در حوادث و بحران‌ها، به ترتیب اولویت، شامل اصلاح آموزش، حمایت روانی، حمایت مالی، حمایت اجتماعی-رفاهی، حمایت شغلی، و بهبود زیرساخت در مناطق محروم و بحران‌زده می باشد. نکته مهم، توجه به امکان اجرایی شدن راهکارها در کشورهای توسعه نیافته، درحال توسعه و توسعه یافته با در نظر گرفتن اولویت ها و شرایط ویژه هرکدام می باشد.

سارا نجیبی، شاداب شاه علی، خدیجه حکمت، بهمن چراغیان،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: سلامت رشد کودک از مسأله‌های تأثیرگذار بر سلامت جامعه است. نظر به اهمیت نقش مادران شاغل در خانواده و جامعه‌ای سالم، این مطالعه با هدف بررسی ارتباط وضعیت اشتغال مادران با شاخص‌های رشد شیرخواران 12-9 ماهه اهواز طراحی و اجرا شد.
روش کار: این مطالعه کوهورت آینده‌نگر روی 345 نفر از شیرخواران 12-9 ماهه دارای مادر شاغل و خانه‌دار که به مراکز بهداشتی اهواز مراجعه کرده بودند؛ انجام شد. نمونه‌گیری به روش غیراحتمالی سهمیه‌ای و ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه پژوهشگرساخته بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 22، آزمون‌های مربع کای، آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: در گروه مادران شاغل تمام‌وقت، 2/54 درصد شیرخواران رشد مطلوب وزنی و 8/45 درصد رشد نامطلوب، در گروه پاره‌وقت، 6/69 درصد شیرخواران رشد مطلوب وزنی و 4/30 درصد رشد نامطلوب و در گروه خانه‌دار 7/68 درصد شیرخواران رشد مطلوب وزنی و 3/31 درصد رشد نامطلوب داشتند. وزن شیرخواران در گروه تمام‌وقت با پاره‌وقت (01/0 P=) و تمام‌وقت با خانه‌دار (04/0 P=) تفاوت معنی‌دار داشت، اما در گروه پاره‌وقت و خانه‌دار (87/0P=) تفاوت معنی‌دار یافت نشد. بین شغل مادران و وضعیت رشد قدی (11/0P=) و رشد دورسر شیرخواران رابطه معنی‌دار یافت نشد (08/0P=).
نتیجه‌گیری: رشد شیرخواران درگروه شغلی تمام‌وقت از سطح پایینی برخوردار است، پیشنهاد می‌شود از ساعات کاری مادران شاغل تمام‌وقت تا زمانی که کودک شیرخوار دارند، کاسته شود.

زهرا جعفری، زهرا عبدالهی نیا، هاجر قاسمی، علی اسماعیل پور، سعیده محمود زاده، علی بهاء الدینی، سید وحید احمدی طباطبایی، نجمه صفا، حمیدرضا توحیدی نیک، علی اکبر حقدوست، علی شریفی، وحید یزدی فیض آبادی، حمید شریفی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: بهره‌مندی پایین از خدمات بهداشتی یکی از تعیین‌کننده‌های اصلی عدم دستیابی به شاخص‌های مطلوب سلامت در مناطق شهری است. این مطالعه با هدف بررسی موانع و عوامل تسهیل‌کننده دریافت خدمات بهداشتی از مراکز و پایگاه‌های خدمات جامع سلامت در شهر کرمان صورت گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل‌محتوا بود، که در سال 1398 انجام شد. پس از انتخاب مراکز بهداشتی دارای تجربه بهره‌مندی از خدمات مطلوب یا پایین، نمونه‌گیری هدفمند تا اشباع اطلاعاتی ادامه یافت. درمجموع با 78 نفر از ارائه‌دهندگان خدمت، دریافت‌کنندگان خدمت و عدم دریافت‌کنندگان خدمت که در سامانه سیب مراکز بهداشتی ثبت‌شده بودند، مصاحبه نیمه‌ساختارمند و چهره‌به‌چهره صورت گرفت. تمامی مصاحبه‌ها یادداشت و کدگذاری به‌صورت دستی انجام شد و با روش تحلیل محتوای جهت‌دار بررسی و مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: در خصوص عوامل تسهیل‌کننده مراجعه، به خدمات ضروری کودکان و مادران، خدمات رایگان و برخورد ارائه‌دهندگان خدمت اشاره شد. درحالی‌که عوامل مسافتی و فیزیکی، وضعیت‌آگاهی از انواع خدمات، ترجیح مراکز خصوصی، دسترسی زمانی، دیدگاه مراجعه‌کنندگان نسبت به مراجعه منظم به مراکز، آدرس‌ها و شماره تلفن‌های ثبت‌شده در سیستم، وضعیت پاسخگویی به نیازهای بهداشتی، ترس از افشای بیماری، کمبود نیروی انسانی مراکز و برخورد ارائه‌دهندگان خدمت از موانع مراجعه افراد به مراکز بود.
نتیجه‌گیری: طبق نتایج این مطالعه فهم دقیق دیدگاه‌ها و درک مردم تحت پوشش می‌تواند به برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران ملی و محلی کمک نماید تا راهبردهای لازم را برای افزایش بهره‌مندی از خدمات بهداشتی در مراکز خدمات جامع سلامت شهری طراحی نمایند. 

محبوبه شالی، اعظم قربانی، پگاه مطوری پور، احسان صالحی مورکانی، محمد صالح پور عمران، علیرضا نیکبخت نصر آبادی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: به‌کارگیری روش‌های سازگاری مناسب برای کاهش اثرات مخرب جسمانی و روانی تنش در زمان پاندمی ضروری به‌نظر می‌رسد. این مطالعه با هدف تبیین تجربیات پرستاران از روش‌های سازگاری با تنش در طی پاندمی کووید- 19 انجام شد.
روش کار: این مطالعه مبتنی بر رویکرد کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری است. در این پژوهش با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند،پرستاران شاغل در بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران، از طریق مصاحبه‌های عمیق، فردی و نیمه‌ساختاریافته، تجربه‌های  خود را به اشتراک گذاشتند. متن مصاحبه‌های ضبط شده پس از مکتوب‌سازی، بر اساس رویکرد دیکلمن و با نرم‌افزار MAXQDA 12 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: مشارکت‌کنندگان شامل 9 نفر پرستار (6 زن و 3 مرد) با میانگین±انحراف معیار سنی3/5 ± 45 سال بودند. نتایج آنالیز داده‌ها، به‌صورت 4 طبقه اصلی و 15 زیر طبقه، تعیین و براساس ماهیت، به‌صـورت مفهـومی نام‌گذاری گردید. طبقه‌های اصلی پژوهش در 4 طبقـه اصلی خودحمایتی، در پناه خانواده، چتر حمایتی بیمارستان و حمایت جامعه در دو سوی بی‌نهایت جای گرفتند.
نتیجه‌گیری: شرکت‌کنندگان برای مقابله با استرس و اضطراب، راه‌کارهای  مختلف مقابله‌ای را تمرین و تجربه کردند. در کنار مکانیسم‌های فردی، پرستاران از منابع حمایتی دیگری چون خانواده و محیط کار و اجتماع نیز مدد جسته‌اند. با توجه به‌تجربه‌های  پرستاران مشارکت‌کننده در پژوهش، آموزش روش‌های سازگاری با تنش‌ها به کارکنان به‌ویژه در زمان بحران‌هایی همانند پاندمی کووید- 19 توصیه می‌شود.

محسن مهدی نیا، سید حسن عادلی، حمیدرضا حیدری، ابوالفضل محمدبیگی، محمدرضا خاکسار، احمد سلطان زاده،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: پیامدهای ریوی مواجهه با غلظت‌های کم آمونیاک کمتر موردمطالعه قرارگرفته است. این مطالعه با هدف مدل‌سازی پیامدهای ریوی مواجهه با غلظت‌های کم آمونیاک طراحی‌شده است.
روش کار: این مطالعه هم‌گروهی گذشته‌نگر در صنایع کودسازی و در سال 1398 انجام‌شده است. افراد موردمطالعه شامل دو گروه مواجهه‌یافته (98 نفر) و بدون مواجهه (105 نفر) بود. اندازه‌گیری میزان مواجهه و ارزیابی علائم و پارامترهای عملکرد ریوی با استفاده از NIOSH 6016 و پروتکل انجمن متخصصین ریه آمریکا و اروپا انجام‌شده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار IBM SPSS نسخه 0/22 و آزمون‌های مدل‌سازی رگرسیون خطی و لجستیک چندمتغیره انجام شد.
یافته‌ها: میزان مواجهه با آمونیاک در گروه مواجهه‌یافته 54/1±80/4 پی‌پی‌ام بود. دو گروه بر اساس اکثر متغیرهای فردی دارای اختلاف معنی‌دار نبودند (05/0<P). فراوانی همه علائم ریوی در گروه مواجهه‌یافته به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه بدون مواجهه بود (001/0>P). بیشترین میزان شیوع علائم ریوی در گروه مواجهه‌یافته شامل سرفه (51/%25)، خس‌خس سینه (39/%19) و تنگی نفس (37/%18) بود. همه پارامترهای عملکرد ریه در افراد مواجهه‌یافته به‌طور معنی‌داری کمتر از گروه مواجهه نیافته بود (05/0P<). مقادیر پارامترهای عملکرد ریه در گروه مواجهه‌یافته شامل FVC، FEV1 و FEV1/FVC به ترتیب 0/86%، 47/82% و 97/81% بود. نتایج مدل‌سازی رگرسیونی نشان داد مواجهه با آمونیاک باعث تغییرات مخرب معنی‌داری در عملکرد ریه و شیوع علائم ریوی شده است (05/0P<).
نتیجه‌گیری: یافته‌های مطالعه بیانگر این بود که مواجهه با غلظت‌های کم آمونیاک بایستی به‌عنوان عامل خطر مهم در شیوع علائم ریوی و کاهش پارامترهای عملکرد ریوی موردتوجه قرار گیرد.

سید احمد هاشمی، کورش هلاکویی نائینی، محمد علی منصورنیا، رحیم اکرمی، مهین نوملی، طناز ولدبیگی، والیه منتی، حسینعلی آدینه، محمدرضا تقوی، مجید غفوری، سالار پوربرات، امین حسین زاده، مهدی فرح دل، محمدرضا آرمات، مهدی حارث آبادی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: کووید-19 یک بیماری جدید است و در مورد عوامل خطر بیماری، اطلاعات محدودی در دسترس است. هدف، این مطالعه تعیین عوامل خطر مرگ‌ومیر در بیماران مبتلا به کووید-19 در شمال شرق ایران بوده است.
روش کار: در این مطالعه مورد شاهدی، بیماران از هر دو جنس و مبتلا به کووید-19 با تشخیص قطعی کووید-19 که طی مدت مطالعه فوت شدند، به‌عنوان گروه مورد و بیمارانی که با حال عمومی خوب آماده ترخیص بودند، به‌عنوان گروه شاهد مطالعه شدند. تجزیه‌وتحلیل داده با نرم‌افزار STATA نسخه 14 و آماره‌های توصیفی و آزمون‌های آماری رگرسیون لجستیک تک متغیره و چندگانه انجام شد.
یافته‌ها: 611 بیمار شامل 27 درصد موردها و 73 درصد شاهدها بودند. آنالیزها نشان داد که سن بالاتر از 80 سال نسبت به سن 50 تا 60 سال شانس مرگ 8/2 برابر بود. همچنین داشتن سن پایین‌تر از 40 سال حدوداً 85 درصد شانس مرگ از این بیماری را کاهش می‌داد. زندگی در روستا شانس مرگ را 2/2 برابر می‌نماید. علائم بیماری سرفه، ضعف عمومی، درد بدن و تهوع و استفراغ شانس زنده ماندن را بیشتر می‌کرد.
نتیجه‌گیری: شانس مرگ بیماران پیر مبتلا به کووید-19 بیشتر است، همچنین زندگی در مناطق روستایی باعث افزایش دو برابری مرگ می‌شود. اگرچه علائم سرفه و خستگی با کاهش مرگ در بیماران موردمطالعه همراه است ولی برای قضاوت صحیح درباره آن‌ها لازم است تا سایر عوامل پنهان بررسی نشده را نیز در نظر گرفت.

یحیی سلیمی، محمدعلی منصورنیا، ابراهیم عبداله پور، سحرناز نجات،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: مطالعه حاضر با هدف برآورد شیوع عمری سقط (عمدی و غیرعمدی) در یک نمونه‌ی تصادفی از زنان 15 تا 50 ساله تهران و شناسایی برخی از عوامل مرتبط با آن اجراشده است.
روش کار: این مطالعه از داده‌های کنترل‌های یک مطالعه مورد-شاهد مبتنی بر جمعیت که در سال 1393 در تهران به انجام رسیده بود، استفاده کرده است. داده‌های 544 نفر از زنان 15-50 ساله ساکن مناطق شهرداری تهران که به‌طور تصادفی انتخاب‌شده بودند، در این مطالعه وارد شدند. برای بررسی عوامل مرتبط با سقط و برآورد نسبت شانس‌های تطبیق شده و فاصله اطمینان 95 درصد آن‌ها از رگرسیون لجستیک چندگانه استفاده شد.
یافته‌ها: در کل 102 نفر 8/18% (فاصله اطمینان 95%: 8/15%- 4/22%) از زنان سابقه ی سقط در طول زندگی را گزارش کردند. در مدل رگرسیون لجستیک، مجرد بودن با نسبت شانس=46/3 (فاصله اطمینان 95%: 42/1- 47/8)  و افزایش سن با نسبت شانس= 07/1 (فاصله اطمینان 95%: 04/1- 11/1) شانس داشتن سابقه سقط را افزایش دادند. این درحالیست که داشتن فرزند با نسبت شانس=27/0 (فاصله اطمینان 95%:11/0- 65/0)، افزایش سالهای تحصیلی با نسبت شانس=89/0 (فاصله اطمینان 95%: 82/0-96/0)، و اعتقادات مذهبی بالاتر با نسبت شانس=65/0 (فاصله اطمینان 95%: 45/0- 93/0) شانس داشتن سابقه سقط را در زنان مورد مطالعه کاهش دادند.
نتیجه‌گیری: بالا بودن شیوع عمری سقط در مطالعه حاضر و خطرات آن برای سلامت مادران، بر ضرورت نیاز به برنامه‌‌های مداخله‌ای آموزشی با در نظر گرفتن سطح تحصیلات و دانش مادران در کنار توجه به اعتقادات مذهبی تأکید می‌کند.

منوچهر کرمی، سلمان خزایی، فاطمه شهبازی، محمد میرزایی، امین بیگلرخانی، علی عطایی، سید جلال الدین بطحائی، علی ظهیری، مسعود شجاعیان، رضا زمانی، علی احسان کارشناس، فاطمه حیدری مغیث، کریستف هاملمن، رشید حیدری مقدم، ایرج خدادادی کهلان، سعید بشیریان، فریبا کرامت، سید حمید هاشمی، ابراهیم جلیلی، فرید عزیزی جلیلیان،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف بررسی ویژگی‌های اپیدمیولوژیک بیماران مبتلا به کووید-19 در استان همدان انجام شد..
روش کار: در این مطالعه توصیفی مقطعی اطلاعات دموگرافیک و اپیدمیولوژیک تمامی افرادی که از تاریخ 30/11/1398 تا 01/10/1399 با تشخیص کووید-19 به بیمارستآن‌های استان همدان مراجعه کرده بودند؛ توسط دو چک‌لیست استخراج شد و با استفاده از نرم‌افزار Stata نسخه 14 مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: در این مطالعه 9674 بیمار کووید مثبت مورد بررسی قرار گرفتند. 11/49 درصد موارد بیماری در سالمندان بالای 60 سال اتفاق افتاده بود. درصد فراوانی نسبی ابتلا در افراد مؤنث بیش‌تر از افراد مذکر بود (57/51 درصد در مقابل 43/48 درصد). 05/72 درصد بیماران قطعی در شهر سکونت داشتند و 76/0 درصد آن‌ها سابقه مسافرت به منطقه‌های با شیوع بالای بیماری دو هفته قبل از شروع علائم را گزارش کرده بودند. از طرفی بیش‌ترین میزان بروز این بیماری به ازای یکصدهزار نفر جمعیت در شهرستآن‌های ملایر، همدان و نهاوند و بیش‌ترین میزان کشندگی هم به‌ترتیب در شهرستآن‌های رزن و درگزین، تویسرکان و اسدآباد اتفاق افتاده بود. در این مطالعه، داده‌های بیماران سرپایی مشکوک، محتمل و قطعی مبتلا به کووید-19 مراجعه کننده به مراکز درمانی بررسی نشده است.
نتیجه‌گیری: با توجه به بالا بودن میزان فوت در افراد مسن، مذکر، دارای بیماری‌های زمینه‌ای و افراد ساکن در مناطق روستایی به‌کارگیری اقدامات احتیاطی و پیشگیرانه در این اقشار ضروری‌تر از سایرین است؛ توجه به این گروه‌های پرخطر در کوتاه‌ترین زمان ممکن باعث کاهش بار ناشی از این بیماری بر افراد و هم‌چنین نظام بهداشت و درمان خواهد شد.

منیره فقیر گنجی، علی میرزازاده، حدیث رستاد، سحرناز نجات، آفرین رحیمی موقر، کامران یزدانی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: این مطالعه کیفی با هدف شناسایی سبب‌های عدم استفاده از کاندوم توسط مصرف‌کنندگان تزریقی مواد در ایران انجام شد.
روش کار: از نمونه‌گیری هدفمند در 4 گروه شرکت‌کننده که شامل مصرف‌کنندگان تزریقی مرد (14 نفر) و مصرف‌کنندگان تزریقی زن (6 نفر)، ارائه‌دهندگان خدمت به این افراد (8 نفر) و متخصصان در زمینه HIV و اعتیاد (9 نفر) استفاده شد. داده‌ها طی بحث گروهی متمرکز یا مصاحبه عمیق فردی با سایر شرکت‌کنندگان در این مطالعه جمع‌آوری و با استفاده از تحلیل محتوای قراردادی داده‌ها تحلیل شدند.
یافته‌ها: میانگین سنی مصرف‌کنندگان تزریقی مرد 44 و مصرف‌کنندگان تزریقی زن 2/38 سال بود. در تجزیه و تحلیل کیفی 16 مضمون (تم) برای استفاده نکردن از کاندوم ذکر شد که در 3 دسته اصلی آگاهی (سطح پایین خطر درک شده، آموزش ناکافی و وجود باورهای غلط بین مصرف‌کنندگان)، دسترسی (سیاست‌های جدید کنترل جمعیتی کشور، کاهش تعداد داروخانه‌‌ها و مراکز کاهش آسیب، و کاهش و توقف توزیع کاندوم در زندان‌ها)، ویژگی‌های فردی و عوامل اجتماعی (فقر و بی‌خانمانی، افسردگی و خماری و پایین بودن سطح خود مراقبتی و عزت نفس، لذت کم‌تر، داشتن رابطه جنسی تحت تأثیر مواد، و انگ) قرار گرفتند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های بیان‌گر آن است که موانع مصرف کاندوم در بین مصرف‌کنندگان تزریقی مواد هم شامل موانع ساختاری و هم شامل موانع فردی است.

صابر حیدری، منوچهر کرمی، سید محسن زهرایی، ایرج صدیقی، فاطمه عظیمیان زواره،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: نظر به اهمیت شناسایی به موقع هر گونه طغیان یا تغییر در روند مننژیت، این مطالعه با هدف برآورد سطوح آستانه هشدار ثابت و دینامیک طغیان‌های حاصل از مننژیت در ایران انجام شد.
روش کار: در این مطالعه اطلاعات تمامی بیماران از ابتدای فروردین 1395 تا 29 اسفند 1397 از نظام ملی مراقبت مننژیت استخراج شد. برآورد سطوح آستانه هشدار به تفکیک فصول و استان‌های مختلف کشور محاسبه شد. برای تعیین سطوح آستانه هشدار از چهار روش کران بالای الگوریتم (UCL)، افزایش نسبی، نقاط بحرانی و توصیه‌های سازمان جهانی بهداشت استفاده شد.
یافته‌ها: سطوح آستانه هشدار محاسبه شده برای موارد قطعی با توجه به روش کران بالای الگوریتم مجموع تراکمی (CUSUM) و روش آماری نقاط بحرانی بر اساس صدک نود، 2 مورد در روز برای ایران تعیین شد. مقدار ثابت تعیین شده برای جمعیت زیر 30 هزار نفر  5-3 مورد و بین 100-30 هزار نفر  7-5 مورد در هفته تعیین شد. بر اساس روش افزایش نسبی افزایش 30 درصد در یک هفته نسبت به هفته‌های پیشین به عنوان سطح آستانه در نظر گرفته شد.
نتیجه‌گیری: استفاده از سطوح آستانه هشدار گزارش شده در این مقاله می‌تواند به عنوان مبنایی در شناسایی طغیان مننژیت مورد استفاده قرار بگیرد. پیشنهاد می‌شود روش‌های مورد استفاده در این مطالعه روی داده‌های واقعی نیز به‌صورت آینده‌‌نگر اعمال شود.

حمید سوری، ترانه یوسفی نژادی، الهه حقیقت منش،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: تصادفات جاده‌ای یک مشکل مهم بهداشت عمومی بوده و یکی از علل اصلی مرگ در جهان است. برخی از بازماندگان حوادث ترافیکی در طی هفته‌ها تا ماه‌ها پس از بروز سانحه، اختلال استرس حاد و اختلال استرس پس از سانحه را تجربه می‌کنند. این اختلالات می‌تواند اثرات سویی بر قربیان سوانح و عدم توانایی بازگشت آن‌ها به شرایط عادی زندگی داشته باشد.
روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی مقطعی بود. برای سنجش اختلال استرس حاد و اختلال استرس پس از سانحه از ابزار فهرست اختلال استرس پس از ضربه (PCL5) استفاده شد. حجم نمونه 384 نفر محاسبه شد و داده‌های موردنیاز یک هفته و سپس دو ماه پس از سانحه در بخش‌های ارتوپدی، اورژانس و بستری سه بیمارستان طالقانی، شهدای تجریش و شهدای هفتم تیر جمع‌آوری شدند. این مطالعه در فاصله زمانی مهر تا دی‌ماه سال 1397 انجام شد.
یافته‌ها: این پژوهش از نوع توصیفی مقطعی بود. برای سنجش اختلال استرس حاد و اختلال استرس پس از سانحه از ابزار فهرست اختلال استرس پس از ضربه (PCL5) استفاده شد. حجم نمونه 384 نفر محاسبه شد و داده‌های موردنیاز یک هفته و سپس دو ماه پس از سانحه در بخش‌های ارتوپدی، اورژانس و بستری سه بیمارستان طالقانی، شهدای تجریش و شهدای هفتم تیر جمع‌آوری شدند. این مطالعه در فاصله زمانی مهر تا دی‌ماه سال 1397 انجام شد.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده حدود نیمی از شرکت‌کنندگان واجد ملاک‌های تشخیصی اختلال استرس حاد و واجد ملاک‌های تشخیصی اختلال استرس پس از تصادف بودند. این نتیجه میزان بالای این اختلال را در قربانیان سوانح رانندگی و اهمیت پیگیری و کنترل آن را نشان می‌دهد.


صفحه 7 از 11     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله اپیدمیولوژی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb