سحر بیات، حمید سوری، فاطمه سادات عسگریان،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: کارکنان بخش سلامت به دلیل فشارهای روحی و جسمی که در برخورد با بیماران مواجه هستند از فرسودگی شغلی رنج میبرند که بر همه جنبههای رفتاری زندگی تأثیرگذار است. این پژوهش باهدف شناسایی تأثیر فرسودگی شغلی بر رفتار رانندگی بر روی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجامشده است.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی، بر روی 1629 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. سپس کارکنان ابزار پژوهش را که شامل فرم اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلاچ و پرسشنامه رفتار رانندگی منچستر را تکمیل نموده و در مقیاس لیکرت مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج تحلیل فرسودگی شغلی میانگین، نمره خستگی عاطفی (2/72-2/22-6/5 درصد)، مسخ شخصیت (6/51-8/42- 6/0 درصد) و کفایت عملکرد فردی (8/31-8/21-4/46 درصد) را در شدت خفیف، متوسط و شدید نشان داد، ارتباط آماری معنیداری بین حیطه مسخ شخصیت با تخلفات غیرعمدی رانندگی (026/0 P=) بین اشتباهات مرتبط با رانندگی با کفایت عملکرد فردی (023/0 P=) و بین فرسودگی شغلی و رفتار رانندگی با متغیرهای جنسیت، نوبتکاری، ساعت کاری و گروههای تحصیلی وجود داشت. بهطورکلی فرسودگی شغلی در زنان بالاتر از مردان است (05/0P<).
نتیجهگیری: با برگزاری برنامههای آموزشی توانایی رانندگی کمخطر را در این افراد افزایش دهند. خدمات روانشناسی و مشاوره در سازمانها تقویت گردد تا بدینوسیله توانایی انطباق با فشارهای روانی شغلی افزایش یابد و میزان ابتلای افراد به فرسودگی شغلی در درازمدت کاهش یابد.
ناصر رجبی، رضا فدایی، عاطفه خازنی، جواد رمضانپور، ساناز نصیری اصفهانی، قاسم یادگارفر،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به اهمیت لیشمانیوز پوستی در ایران، پروژه ملی مبارزه با سالک در سال 1386 آغاز گردید. هدف از این طرح، ارزشیابی مداخلههای میدانی در تغییرات بروز سالک در استان اصفهان در سالهای 97-1380 با استفاده از مدل رگرسیون سریهای زمانی منقطع (Interrupted time series) بود.
روش کار: این پژوهش بهصورت یک مطالعه مقطعی تکرارشونده انجام شد. در توصیف روند بیماری از میزان بروز و حدود اطمینان 95 درصد استفاده شد. برآورد دادهها در فایل Excel وارد و با استفاده از نرمافزار STATA نسخه 14 در سطح معنیداری 5 درصد تحلیل شد. برای ارزشیابی مداخلههای میدانی در تغییرات بروز سالک از روش رگرسیون سریهای زمانی منقطع استفاده شد.
یافتهها: در سالهای 97-1380، در مجموع تعداد 43904 نفر بهعنوان بیمار مبتلا به سالک در سامانههای ثبت بیماری سالک در واحد مبارزه با بیماریهای مرکز بهداشت استان اصفهان به ثبت رسیده بودند. میانگین (±انحراف معیار) سن افراد مبتلا برابر
99/23 (03/19±) بود. در تمامی شهرستانهای تابعه و کل استان پس از انجام مداخلهها، میزان بروز موارد دارای روند کاهشی بود.
نتیجهگیری: برنامههای مداخلهای پیشگیرانه مرکز بهداشت استان تا حدودی موفق بوده و باعث کاهش روند رخداد بیماری در سالهای پس از انجام مداخله شده است؛ به شکلی که باوجود عوامل مخدوشگر و تأثیرگذار متعدد در خصوص این بیماری و با توجه به میزانهای بروز گزارش شده سالیانه، برنامههای مداخلهای پیشگیرانه منجر به کنترل بیماری و عدم رخداد آمارهای بالاتر شده است.
پرنگ معروفی، منوچهر کرمی، زهرا چراغی، لیلی تاپاک،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شناسایی ویژگیهای اپیدمیولوژیک طغیانهای گزارششده سرخک شامل اندازه، دوره و نسلهای طغیان نقش قابلتوجهی در پیشگیری از طغیانهای جدید و برآورد اندازه تکثیر مؤثر (R) بهعنوان نشانگری از دستیابی تداوم هدف حذف سرخک دارد. این مطالعه باهدف توصیف طغیانهای گزارششده سرخک طی سال 2018 در جهان انجامشده است.
روش کار: با جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی PubMed, Scopus, Web of sciences با کلیدواژههای مرتبط، مقالاتی که به گزارش طغیان سرخک در سال 2018 میلادی پرداختهاند، وارد مطالعه شدند. از متن کامل مقالاتی که معیارهای ورود را داشتند دادههای موردنظر شامل جنسیت، فصل، گروه سنی، کشور، ژنوتیپ، وضعیت واکسیناسیون و سپس شکل، اندازه، دوره طغیانها و تعداد نسلهای هر طغیان از مقالات واجد شرایط با استفاده از منحنی همهگیری مربوطه استخراج و گزارش گردید.
یافتهها: نتایج جستوجو منجر به بازیابی 2806 مقاله گردید. پس از غربالگری 16 مطالعه برای تحلیل نهایی مورداستفاده قرار گرفت. بیشتر طغیانها در فصل زمستان (25/56 درصد) با ژنوتیپ B3 و D8 گزارش شد. جنس 64/38 درصد (308 نفر) موارد طغیان در زنان، بیشتر در محدوده آسیا و اروپا بود. بهطور متوسط حداقل و حداکثر اندازه طغیان یک و 23 بوده و تا 4-3 نسل گسترش یافتند. ازنظر مرگ صرفاً یک مورد مرگ در اتیوپی گزارش گردید.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه در شناسایی طغیانهای سرخک در سایر کشورها با توجه به گروههای در معرض خطر مورداستفاده قرار گیرد. بااینوجود محدودیت تورش انتشار و عدم گزارش همه موارد طغیان یک محدودیت در تعمیم نتایج تلقی میشود.
فرزانه رشیدی فکاری، فاطمه السادات رهنمایی، زهرا کیانی، فهیمه رشیدی فکاری، معصومه غضنفرپور، نورالسادات کریمان،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در اکثر نقاط دنیا درد کمربند لگنی و پایین کمر یکی از شایعترین اختلالات اسکلتی عضلانی است اما شیوع آن در مطالعات در جهان متفاوت گزارششده است. لذا متاآنالیز حاضر باهدف بررسی شیوع درد کمربندلگنی و پایین کمر در زنان باردار انجام شد..
روش کار: کل مقالات چاپ شده در فاصله زمانی سالهای 2005 تا می 2020 با استفاده از کلیدواژههای Pelvic Girdle Pains Low back pain, Cross-Sectional, Prevalence, Epidemiology, Survey در پایگاههای اطلاعاتی،Web of Science Core Collection،PubMed، Science Direct، Scopus، SID، جمعآوری و مورد بررسی قرار گرفت. جهت ارزیابی کیفیت مطالعات و متدلوژی آنها از ابزار ده سؤالی Munn و همکاران، استفاده شد.
یافتهها: مطالعه با حجم نمونه 13430 نشان دادند، شیوع کلی درد کمربندلگنی و کمردرد در زنان باردار 50% (95% فاصله اطمینان:58-43%، 9/98%:I2) و در زنان باردار نخستزا 44% (95% فاصله اطمینان:54-35%، 9/97%:I2) است. همچنین شیوع درد کمربندلگنی و کمردرد با پرسشنامه 57%(95% فاصله اطمینان: 68-47، 04/99%: I2)، با ترکیبی از روشها 53%(95% فاصله اطمینان: 70-37، 12/96%: I2) با مقیاس دیداری درد، 38% (95% فاصله اطمینان: 52-23، 08/99%: I2) بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر بیانگر شیوع 50 درصدی درد کمربندلگنی و کمردرد در زنان باردار است. با توجه به شیوع بالا و تأثیرات درد بر کیفیت زندگی زنان باردار توجه به برنامهریزی، سیاستگذاری و طراحی مداخلات مؤثر در این زمینه توسط تیم درمان ضروری به نظر میرسد.
لیدا شمس، غلامرضا برنجکار، طه نصیری، محمد مسکرپور امیری،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط وضعیت اقتصادی– اجتماعی با عوامل خطر رفتاری بیماریهای غیرواگیر در یکی از شهرهای شمال ایران بود.
روش کار: پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی- تحلیلی و مقطعی بود که در سال 1398 در شهرستان لنگرود انجام شد. در این مطالعه 906 نفر از خانوارهای روستایی و شهری با استفاده از روش نمونهگیری ترکیبی موردبررسی قرار گرفتند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه استاندارد «نظام مراقبت بیماریهای غیرواگیر» بود. مواجهه خانوارها با عوامل خطر رفتاری بیماریهای غیرواگیر (شامل تغذیه ناسالم، کمتحرکی و مصرف دخانیات) در گروههای مختلف اقتصادی-اجتماعی با استفاده از مدلهای رگرسیون لجستیک در نرمافزار Stata موردبررسی و مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: احتمال مصرف دخانیات در افراد بیسواد، زیردیپلم و دیپلم به ترتیب 1/5، 5/7 و 2/4 برابر بیشتر از افراد دارای تحصیلات دانشگاهی بود (05/0 P<؛2/4،5/7،1/5OR=) . احتمال رژیم غذاهای ناسالم در افراد چارک اوّل و دوّم درآمدی (درآمد خیلی پایین و پایین) بهطور معنیداری به ترتیب 4/3 و 6/2 برابر بیشتر از افراد چارک چهارم درآمدی (درآمد زیاد) بود (05/0 P<؛6/2،4/3OR=). همچنین احتمال تحرک فیزیکی ناکافی در افراد بازنشسته به ترتیب 7/2و 8/3 برابر بیشتر از شاغلین و افراد بیکار بود
(05/0 P<؛8/3،7/2OR=).
نتیجهگیری: نابرابریهای اقتصادی-اجتماعی در سطح خرد (درون شهرستان) ارتباط معناداری با مواجهه خانوارها با عوامل خطر بیماریهای غیرواگیر دارد. کاهش نابرابریهای اقتصادی-اجتماعی در سطوح خرد باید بهعنوان یک ابزار مناسب جهت کاهش نابرابری سلامت در سطوح کلان موردتوجه قرار گیرد.
محمود باغبانیان، مهدیه ممیزی، حسین فلاح زاده، مسعود میرزایی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مصرف مواد مخدر نهتنها بر سلامت جسمی و روانی فرد بلکه بر سلامت دیگر افراد جامعه نیز تأثیرگذار است. مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع مصرف انواع مواد مخدر و عوامل مرتبط با آن در شرکتکنندگان بزرگسال کوهورت شاهدیه یزد انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی است که در قالب فاز اول مطالعه کوهورت شاهدیه در سال95- 1394 بر روی 10194 نفر از ساکنین شهرهای شاهدیه، اشکذر و زارچ انجام شد. مطالعه کوهورت شاهدیه با هدف بررسی بیماریهای غیرواگیر و عوامل خطر آن در جمعیت 35 تا 70 ساله انجامشده است. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 20 آماده و با آزمونهای آماری Chi-Square و رگرسیون لجستیک تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد شیوع مصرف مواد مخدر در مطالعه حاضر 5/15درصد با میانگین سن شروع 2/9±5/31 سال بود. تریاک شایعترین مادهای بود که توسط مردم این منطقه مصرف میشد (2/98درصد). شایعترین روش استفاده از مواد مخدر نیز روش استنشاقی بود. نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد جنس مذکر (P<0.001)، قرار گرفتن در بازه سنی 49-40 سال(P<0.001)، تحصیلات پایین (زیر دیپلم) (P<0.001)، سابقه استعمال سیگار P<0.001) و مصرف الکل(P<0.001) مهمترین عوامل مرتبط با مصرف مواد مخدر بودند. همچنین داشتن سابقه بیماری ایسکمیک قلبی(P=0.007) و داشتن اختلالات روانپزشکی(P=0.02) از بیماریهای مرتبط با مصرف مواد مخدر بودند.
نتیجهگیری: شیوع مصرف مواد مخدر در جمعیت مورد مطالعه بالا است و لزوم اجرای اقدامات مداخلهای و پیشگیرانه برای رفع این مشکل پیچیده اجتماعی ضروری است.
آرمین نقی پور، عباس مقیم بیگی، نسرین شیر محمدی، علیرضا سلطانیان، سلمان خزایی، شراره نیک سیر،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان پستان رتبه اول بروز را میان زنان ایرانی مبتلا به سرطان دارد.
روش کار: پژوهش حاضر مطالعه توصیفی از نوع مقطعی و جمعیت موردمطالعه زنان مبتلا به سرطان پستان در 9 شهرستان استان همدان بود. تمام زنان مبتلا به سرطان پستان طی سال 1394-1387 وارد مطالعه شدند. ثبت سرطان پستان بر مبنای روش پاتولوژی است که اطلاعات مربوطه از مرکز بهداشت استان همدان جمعآوری شد. نمونههای موردبررسی به چهار گروه به تفکیک سن (50<و50>) و موقعیت مکانی (شهر،روستا) تقسیم شدند. رسم نقشه مناطق پرخطر در استان همدان از GeoBUGS و بر اساس برآورد خطر نسبی تعدیلشده(RR*) در نرمافزار OpenBUGS v 3.2.3 استفاده شد. همگرایی زنجیرههای تولیدشده برای توزیع-های پسین از برنامه Coda تحت نرمافزارR v 4.0.2 از آزمون دوربین-رافسون انجام شد.
یافتهها: در مطالعه حاضر 1316 زن مبتلا به سرطان پستان موردبررسی قرار گرفت. میانگین سن زنان 98/12±38/50 سال بود. نتایج مطالعه نشان داد که بیشترین بروز سرطان پستان برای زنان شهری بیشتر از 50 سال مربوط به شهرستان اسدآباد 1.32, CI%95=(0.99,1.79))=RR*)، و کمتر از 50 سال مربوط به شهرستانهای تویسرکان (1.09, CI%95=(1.08,1.38)=RR*) و شهرستان رزن(1.09, CI%95=(0.85,1.40)=RR*) بود. همچنین زنان روستایی بیشتر از 50 سال شهرستان رزن 1.18, CI%95=(0.82,1.73)=RR*) و کمتر از 50 سال شهرستان ملایر (1.08, CI%95=(0.81,1.45)=RR*) بیشترین بروز سرطان پستان داشتند.
نتیجهگیری: توزیع سرطان پستان در سنین مختلف و در سطح شهرستانهای استان همدان متفاوت است. شهرستان اسدآباد تویسرکان، رزن و ملایر جزء مناطق پرخطر سرطان پستان در استان همدان است.
محمدرضا صالحی، زهرا صابری، فاروق کریمی، فاطمه عباسی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مطالعات اپیدمیولوژیک طیف وسیعی از شیوع ضایعات پیگمانته را در نقاط مختلف جهان و ایران نشان داده اند. هدف مطالعه تعیین توزیع فراوانی ضایعات پیگمانته منتشر دهانی در بیماران مراجعه کننده به بخش بیماریهای دهان دانشکده دندانپزشکی اصفهان در سه ماهه اول 1398 بود.
روش کار: مطالعه توصیفی مقطعی روی 303 بیمار مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی اصفهان در سه ماهه اول سال 1398 به صورت سرشماری انجام شد. اطلاعات جمعیت شناختی، محل ضایعه، نوع ضایعه در لیستی ثبت شد. اطلاعات توسط SPSS نگارش 22 و با آزمونهای Chi square، Mann-Whitney، Fisher's Exact و ضریب همبستگی spearman مورد آنالیز قرار گرفتند. سطح معنی داری آزمونهای آماری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
یافته ها: در مطالعه 303 بیمار بررسی شد. 93 نفر(69/30 درصد) دارای ضایعه پیگمانته منتشر بودند. شدت پیگمانتاسیون 54 نفر(58درصد) پیگمانتاسیون خفیف، 13نفر(14 درصد) متوسط، و 26 نفر(28درصد) شدید بودند. شایعترین محل، لثه لبی، شایعترین نوع، فیزیولوژیک بود. بین جنسیت و شیوع پیگمانتاسیون ارتباط معنی داری وجود نداشت(P=0.09) ولی بین جنسیت و شدت پیگمانتاسیون (P=0.047)، سن و شدت پیگمانتاسیون (P<0.001 و r=0.459) و رنگ پوست و نوع پیگمانتاسیون(P<0.001) ارتباط معنی دار وجود داشت.
نتیجه گیری: مطالعات نشان داد فراوانی ضایعات پیگمانته منتشر دهانی بیماران مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی اصفهان قابل توجه است.
ترنم آریان مهر، منوچهر کرمی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شناسایی زمان شروع طغیان بیماری آنفولانزا، یک راهکار مناسب در پاسخ بهنگام به این بیماری است. این مطالعه باهدف ارزیابی روش اپیدمی متحرک در تعیین سطوح آستانه طغیان بیماری آنفولانزا در ایران انجام شد.
روش کار: روش اپیدمی متحرک روی دادههای موارد شبه آنفولانزا ثبتشده در سامانه فلونت (Flu Net) سازمان جهانی بهداشت از ژانویه 2010 تا دسامبر 2017 باهدف تعیین سطوح آستانه هشدار طغیان اعمال گردید. عملکرد روش اپیدمی متحرک در شناسایی زمان شروع طغیان در طی هشت دوره با استفاده از شاخصهای حساسیت و ویژگی گزارش گردید.
یافتهها: طی دورههای موردمطالعه درمجموع تعداد 69169 مورد شبه آنفولانزا در سامانه فلونت ثبتشده بود. کمترین تعداد موارد شبه آنفولانزا برای وقوع اپیدمی 187 مورد در دوره سوم (2012-2011) و حداکثر تعداد آن 1086 مورد در دوره هفتم (2016-2015) به دست آمد. زودترین رخداد اپیدمی نیز طی دوره سوم و هشتم در هفته چهل و هشتم یعنی تقریباً از اواسط بهمنماه بود. حداقل طول دوره اپیدمی 8 هفته و حداکثر مقدار آن 13 هفته بود. حساسیت و ویژگی کلی روش اپیدمی متحرک به ترتیب 55 و 96 درصد به دست آمد.
نتیجهگیری: روش اپیدمی متحرک در شناسایی طغیان بیماری آنفولانزا در کنار استفاده از سایر روشها قابلاستفاده است. پیشنهاد میشود از این روش برای تشخیص اپیدمی آنفولانزا و همچنین سایر بیماریهای عفونی با استفاده از دادههای از قبل ثبتشده، استفاده شود.
محمد ساسانی پور، اردشیر خسروی، مهیار محبی میمندی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به سهم بالای حوادث غیرعمدی از علل مرگ بهویژه برای مردان در کشور و همچنین تغییرات آن در دهه اخیر، این مقاله در تلاش است تا سهم حوادث غیرعمدی در تفاوت جنسی امیدزندگی در بدو تولد در کشور در دهه اخیر را موردبررسی قرار دهد.
روش کار: دادههای مرگ برای سالهای 1385 تا 1394 از سامانه ثبت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اخذشده است. سپس میزان مرگ کودکان با استفاده از روش رویکرد نسلی بین دو سرشماری و مرگ بزرگسالان با استفاده از روش بنت - هوریوشی اصلاحشده است. سپس نقش تغییرات مرگ ناشی از حوادث غیرعمدی در فزونی امیدزندگی زنان در کشور با استفاده از روش تجزیه آریاگا محاسبهشده است.
یافتهها: تفاوت جنسی امیدزندگی در سال 1385 حدود 3.5 سال بوده است که در سال 1390 به 2.9 سال کاهش و سپس با اندکی افزایش در سال 1394 به 3 سال افزایش مییابد. حوادث غیرعمدی در هر سه دوره نقش مسلط در تفاوت جنسی مرگ داشتند اما سهم آن در طول زمان بهطور قابلتوجهی کاهشیافته و از 60 درصد به حدود 42 درصد در فاصله سالهای 1385 تا 1394 رسیده است.
نتیجهگیری: با توجه به کندشدن روند افزایش امیدزندگی در بدو تولد در ایران طی دهههای اخیر، توجه به مرگ افتراقی ازجمله تفاوتهای جنسی مرگ و شناسایی پتانسیلهای افزایش امیدزندگی برحسب گروههای مختلف میتواند منجر به افزایش امیدزندگی در کشور شود.
علی حسین زاده، محمدرضا بانشی، بهناز صدیقی، جمشید کرمانچی، علی اکبر حقدوست،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: دمانس یک بیماری مزمن سیستم عصبی مرکزی است که بار مالی و اجتماعی زیادی بر سیستم خدمات بهداشتی-درمانی وارد میکند. آگاهی از شیوع بیماری دمانس برای برنامهریزی بهداشتی و اطمینان از این که خدمات کافی برای افراد مبتلا به این بیماری وجود دارد یا خیر ضروری است. با توجه به این که شیوع و تغییرات جغرافیایی این بیماری در ایران به خوبی شناخته نشده است. هدف مطالعه حاضر برآورد شیوع و تعیین توزیع جغرافیایی این بیماری در ایران میباشد.
روش کار: در این مطالعه شیوع دمانس در هر استان به صورت غیر مستقیم، و با استفاد از بسامد داروهای تخصصی تجویز شده در طول یکسال با هر دو نام تجاری و ژنریک برآورد شد. سپس از نقشههای طیف رنگ برای نمایش تغییرات جغرافیایی دمانس در سطح استانی استفاده گردید. در نهایت، از آزمونهای جغرافیایی Moran I و Getis-Ord Gi (Gi) به ترتیب برای بررسی خود همبستگی فضایی و تغییرپذیری جغرافیایی شیوع دمانس در سطح معنیداری 0/05 استفاده شد..
یافتهها: در مطالعه حاضر میزان شیوع کلی دمانس در جمعیت عمومی و جمعیت بالای 60 سال در ایران به ترتیب برابر با 49/6 و 508/9 در 100000 نفر بود. در جمعیت عمومی پائینترین میزان شیوع دمانس در استان هرمزگان (9/4 در 100000 نفر) و بالاترین میزان شیوع آن در استان آذربایجان شرقی (96/4 در 100000 نفر) مشاهده شد. در جمعیت بالای 60 سال نیز پائینترین میزان شیوع در استان هرمزگان (141/5 در 100000 نفر) و بالاترین میزان شیوع در استان آذربایجانشرقی (862/5 در 100000 نفر) مشاهده شد. براساس آزمونهای Moran I و Getis-Ord Gi (Gi) خودهمبستگی فضایی و تغییرپذیری جغرافیایی شیوع دمانس معنیدار نبود.
نتیجهگیری: شیوع بیماری دمانس در جمعیت بالای 60 سال ایران نسبت به کشورهای غربی پائینتر است، اما شیوع این بیماری کم و بیش با میزان شیوع دمانس در کشورهای در حال توسعه قابل مقایسه هست. اگر چه باید توجه داشته باشیم که در بعضی از استانهای برخوردار ایران شیوع دمانس بالا و شبیه کشورهای توسعه یافته میباشد.
مهوش غلامحسین زاده، لاله قدیریان مارنانی، الهام احسانی چیمه، فاطمه رجبی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: توزیع علل فوت، نشاندهنده توزیع عوامل خطر مرگ بوده و مبنای برنامهریزی و مداخله برای کاهش عوامل خطر است. کیفیت و نحوه ثبت اطلاعات، به علت ضعف در فرایندهای تکمیل و صدور گواهی فوت و یا شیوه کدگذاری، دارای مشکلاتی است. هدف از این مطالعه، تبیین چالشهای ثبت مرگ و نیز ارائه راهکار در این زمینه است.
روش کار: این مطالعه کیفی، در نیمه دوم سال 1398 در دانشگاه علوم پزشکی گیلان انجام شد. جامعه هدف، مدیران و کارشناسان برنامه ثبت مرگ بود. نمونهگیری بصورت هدفمند و تمامشماری انجام شد. گردآوری دادهها از طریق مصاحبه عمیق با استفاده از راهنمای پرسشگری، و تحلیل محتوای قراردادی همزمان جهت شناسایی مضامین کلیدی انجام گرفت. برای اطمینان از اعتبار و مقبولیت دادهها، مرور و بازنگری دادهها توسط دو نفر از همکاران تحقیق و مشارکتکنندگان انجام شد.
یافتهها: طبق تحلیل محتوای 24 مصاحبه، چالشهای اصلی ثبت مرگ شامل نیروی انسانی، سازماندهی نظام ثبت مرگ در کشور، سیستم نرم افزاری ثبت مرگ و پیادهسازی آن بود. این مضامین از 45 زیرطبقه و 13 طبقه اصلی انتزاع گردید.
نتیجهگیری: با توجه به چالشهای مطرح شده توسط مدیران و کارشناسان ثبت مرگ، اصلیترین مداخلات پیشهادی جهت ارتقای نظام ثبت مرگ شامل جذب نیروهای مناسب، توانمندسازی و ایجاد انگیزه در ردههای مختلف نیروی انسانی، توسعه همکاری درون بخشی و برون بخشی و افزایش جلب مشارکت مردم، پایش و ارزیابی مداوم جهت شناسایی نقاط قوت و ضعف نظام ثبت مرگ و مدیریت آنها، توجه ویژه به توسعه نرمافزار ثبت مرگ و زیرساختهای مورد نیاز آن مانند دسترسی به اینترنت و تجهیزات مورد نیاز، توجه به تعدد سامانهها و تلاش در جهت یکپارچهسازی آنها میباشد.
نسیبه زنجری، محمد ساسانی پور،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرعت افزایش امیدزندگی در ایران طی دو سه دهه اخیر کند شده است. در این مقاله با توجه به افزایش مرگ و میرها در سنین سالمندی در کشور، نقش تغییرات علل مرگ در این سنین در افزایش امیدزندگی در سالهای 1385 و 1395 بررسی شده است.
روش کار: دادههای مرگ و میر بر حسب سن و جنس و علل مرگ در کشور برای سالهای 1385 و 1395 از سامانه ثبت و طبقهبندی علل مرگ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اخذ شده است. ارزیابی و اصلاح کم ثبتی مرگ از سنین کودکی تا بزرگسالی بر اساس روشهای براس – تراسل و توسعه یافته بنت – هوریوشی انجام شد. سپس با استفاده از روش تجزیه آریاگا، نقش گروههای سنی و علل مرگ سالمندان در افزایش امیدزندگی در بدو تولد محاسبه شده است.
یافتهها: امیدزندگی در بدو تولد مردان کشور طی سالهای 1385 تا 1395، 3/7 سال افزایش یافته است که سهم تغییرات علل مرگ سالمندان در این افزایش 2 سال بوده است. از مجموع افزایش 3/1 سال در امیدزندگی زنان کشور، 1/57 سال آن نیز مربوط به تغییرات علل مرگ در سنین سالمندی بوده است. به ترتیب 74 درصد و 57 درصد از نقش مرگ و میر سنین سالمندی زنان و مردان در افزایش امیدزندگی کشور ناشی از بیماریهای قلبی - عروقی بوده است.
نتیجهگیری: در بستر گذارهای ساختار سنی، ادامه روند انتقال مرگ و میر به سنین بالاتر در دهههای آینده دور از انتظار نیست. نتایج این پژوهش نشان داد که لازم است در اولویتگذاریهای سیاستی به بیماریهایی که به ویژه سنین سالمندی را تحتتأثیر قرار میدهند، توجه بیشتری شود.
زهرا علی نسائی، زهرا حسین خانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: فرزندان خانواده بویژه نوجوانان یکی از مهمترین قربانیان خشونت خانگی هستند که علیرغم آسیب پذیری آنها کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. این مطالعه با هدف تبیین تجربیات نوجوانان درباره خشونت خانگی انجام شده است تا با درک عمیقتر جنبههای مختلف این معضل اجتماعی بتوان در راستای کاهش آن اقدامات لازم را انجام داد.
روش کار: مطالعه کیفی حاضر با متدولوژی تحلیل محتوا (Content Analysis) انجام شد. روش جمع آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختار یافته (Interview Semi-Structural) بود. شرکتکنندگان نوجوانان 12 تا 16 سال بودند. نمونه گیری هدفمند با روش حداکثر تنوع فرصتطلبانه از نظر طبقات اقتصادی اجتماعی، سن و جنسیت دانشآموزان انجام شد. تعداد 33مصاحبه توسط 2 مصاحبه گر انجام شد.
یافتهها: 4 طبقه اصلی، 11 زیر طبقه و 120 کد در زمینه تجربیات نوجوانان استخراج شد. پس از جمع بندی و ترکیب کدهای مشابه، طبقات اصلی شامل واکنشهای عاطفی-روانی و عملکرد نوجوانان در منزل و مدرسه، پیامدهای خشونت خانگی و علل بروز خشونت بود. مشکلات اقتصادی و اجتماعی بویژه بیکاری پدر خانواده مهمترین علل بروز خشونت خانگی مطرح شد. نوجوانانی که تجربه خشونت خانگی داشتند گرایش زیادی به رفتارهای پرخطر داشته و افت تحصیلی بیشتری را تجربه کرده بودند.
نتیجهگیری: طبق دیدگاه نوجوانان عوامل اقتصادی اجتماعی نقش مهمی در بروز خشونت خانگی داشته و میتواند زمینهساز تجربیات اجتماعی ناخوشایند وآسیبهای اجتماعی در زندگی آتی ایشان شود، لذا لازم است والدین، معلمان و مسؤلین حوزههای اجتماعی در راستای کاهش این معضل اجتماعی اقدام مؤثری انجام دهند.
خدیجه یاری فرد، مریم تاجور، مهدیه حیدری،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شناخت فراوانی و علل مرگ و روند هر علت در طول زمان برای برنامه ریزی جهت ارتقاء سلامت هر جامعه ضروری است. هدف این مطالعه، بررسی روند تغییرات در نرخ مرگ جوانان و علل آن در بین جمعیت جوان منطقه مدیترانه شرقی میباشد.
روش کار: مطالعه حاضر بر اساس تحلیل ثانویه دادههای مرگ جوانان 15 تا 24 ساله در بین سالهای 1990 تا 2019 در کشورهای منطقه مدیترانه شرقی شامل 22 کشور انجام شده است. این یک مطالعه طولی از نوع روند میباشد که تغییرات میزان و علل مرگ جوانان منطقه را بر اساس ICD-10 در طول سه دهه مورد بررسی قرار داده است. دادههای این مطالعه از سایت GBD، مربوط به موسسه IHME ،گرد آوری شد و از آمار توصیفی و آزمون رگرسیون خطی برای تحلیل دادهها استفاده شد که در آن "میزان نرخ یا علل مرگ" به عنوان متغیر وابسته و عامل "زمان" به عنوان متغیر مستقل میباشد.
یافتهها: میزان مرگ جوانان در منطقه مدیترانه شرقی، بجز در کشورهای سوریه و لیبی در طول 30 سال مورد بررسی، روند کاهشی داشته است و سوریه تنها کشور با روند نرخ مرگ فزاینده معنی دار میباشد. بیشترین کاهش را کشورهای افغانستان، سومالی و سودان تجربه کرده اند. بیشترین علت اصلی مرگ جوانان ناشی از حوادث بوده و در طول دوره، روند آن تغییر چندانی نداشته است. دو علت اصلی دیگر مرگ، شامل مرگ ناشی از بیماریهای واگیر و غیر واگیر، هر دو روند کاهشی معنیداری داشته است، بویژه بیماریهای واگیر. از میان علل فرعی، شایعترین علت مرگ تا سال 2010 مربوط به حوادث جادهای بود و از سال 2010 به بعد مرگ به علت خود آزاری و خشونتهای بین فردی رتبه اول را دارد که هم این علت و هم مرگ به علت مصرف مواد، روند افزایشی معنیداری دارند.
نتیجهگیری: با وجود روند کاهشی در میزان مرگ جوانان در طول سه دهه گذشته، مرگهای ناشی از حوادث همچنان چشمگیر هستند. البته بنظر میرسد مداخلات دهه اخیر در کاهش مرگ ناشی از حوادث جادهای موفق عمل کرده و هم اکنون مقابله با عوامل زمینهساز مرگهای ناشی از خودآزاری و خشونت بین فردی و همچنین مصرف مواد در جوانان در اولویت اول مداخلات مورد نیاز قرار داشته باشد.
مهدیه شجاعی باغینی، طاهره ناصری بوری آبادی، منصوره راستگو، مهدیه پور نخعی، علی محمدپور،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مسمومیت یکی از سببهای شایع مراجعه به مراکز درمانی است. علت خارجی و عامل مسمومیتزا در گروههای سنی، جنسی و شغلی مختلف متفاوت است. شناخت الگوی اپیدمیولوژیک مسمومیت در هر منطقه برای پیشگیری از آن مهم است. هدف مطالعه تعیین ویژگیهای اپیدمیولوژیک مسمومیت در مراجعان به بیمارستان آموزشی افضلیپور دانشگاه علوم پزشکی کرمان بود.
روش کار: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، پرونده بیماران بستری در بخش مسمومیت در سالهای 97 و 98 بررسی شدند. دادهها با استفاده از چکلیستی پژوهشگر ساخته گردآوری و با آزمونهای مربع کای پیرسون و تعقیبی وی کرامرز تحلیل شدند.
یافتهها: مسمومیت در مردان (52/1 درصد)، رده سنی 30-20 سال (28/5 درصد)، افراد مجرد (52/8 درصد)، مناطق شهری (80/6 درصد) و افراد دارای مشاغل آزاد (29/8 درصد) بیشتر بود. میانگین±انحراف معیار سن افراد 17/21± 26/9 سال بود. بین علت خارجی مسمومیت و وضع تأهل، سن، جنس، شغل، اعتیاد، فصل ایجاد مسمومیت، داشتن سابقه اقدام به خودکشی، داشتن سابقه خانوادگی خودکشی، داشتن سابقه مسمومیت و همچنین بین عامل مسمومیتزا و سن، جنس، شغل، محل سکونت و علت خارجی مسمومیت ارتباط آماری معنیداری وجود داشت. جهت همه روابط مورد بررسی نیز به دلیل نوع مقیاس متقارن و کروی بود.
نتیجهگیری: در اغلب موارد مسمومیتها بهصورت عمدی و به قصد خودکشی بود، بنابراین فراهم کردن محیط خانوادگی مناسب و به دور از تنش می تواند در کاهش موارد مسمومیتهای عمدی مؤثر باشد. اطلاعرسانی درباره مراقبت بیشتر از کودکان و چگونگی نگهداری از داروها و مواد شیمیایی به والدین دارای فرزند خردسال ضروری است.
مریم آقاجری نژاد، یحیی سلیمی، شهاب رضاییان، قباد مرادی، فاطمه خسروی شادمانی، رویا صفری فرامانی، ابراهیم شکیبا، یحیی پاسدار، بهروز حمزه، نائب علی رضوانی، میترا دربندی، فرید نجفی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مطالعههای سرولوژیک مبتنی بر شناسایی آنتیبادیها هستند، اما بهدلیل افت مقدار آنتیبادیها در بدن در طول زمان، این روشها نمیتوانند مقادیر واقعی شیوع و بروز را نشان دهند. هدف از این مطالعه، تعیین شیوع سرمی و بروز تجمعی در جمعیت کوهورت روانسر (کوهورت جوانان و بزرگسالان) در آبان 1399 بود.
روش کار: نمونه تصادفی به تعداد 716 نفر در بازه زمانی نیمه نخست آبان 1399 از بین افراد با سن بالای 18 سال از بین شرکتکنندگان در مطالعه کوهورت روانسر انتخاب شدند. برای سنجش سطح آنتیبادی از کیتهای الایزا IgG ضد SARS COV-2 شرکت Euroimmun (لوبک، آلمان) استفاده شد. بعد از در نظر گرفتن نقطه برش 1IgG=، شیوع سرمی برآورد شد و بروز تجمعی (اصلاح شده و اصلاح شده براساس ویژگی تست) با استفاده از مدلسازی صورت گرفت.
یافته ها: در این مطالعه، شیوع سرمی ابتلا به عفونت ویروسی کووید-19 در جمعیت کوهورت روانسر 35/16 (فاصله اطمینان 95 درصد: 38/79-31/64) درصد برآورد شد و بروز تجمعی (اصلاح شده و اصلاح شده براساس ویژگی تست)، از اسفند 98 تا آبان 1399 بهترتیب 68/85 و 67/71 درصد برآورد شدند.
نتیجهگیری: اگرچه بروز تجمعی بسیار بالا میتواند نشانهای از نزدیک شدن به ایمنی گروهی باشد، اما کماکان توصیه به رعایت دستورالعملهای بهداشتی با توجه به نقش بالقوه موارد بدون علامت بالینی در انتقال بیماری به سایر افراد جامعه و وجود واریانتهای جدید ویروس و کاهش مقدار آنتیبادی، باید مورد توجه قرار گیرد.
حمید سوری، ناهید خداکرمی، علیرضا زالی، علیرضا نوری، سمانه اکبرپور، فاطمه سادات عسگریان،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پاندمی کووید-19 جهان را با مشکلات مختلفی مواجه ساخته است. این مطالعه به بررسی اپیدمیولوژی بیماری در شهر تهران در سهماهه اول شروع اپیدمی پرداخته است.
روش کار: اطلاعات موجود ثبتشده برای مبتلایان از اول اسفند 1398 لغایت آخر اردیبهشت 1399 در تهران استفاده شد. برای تهیه نقشههای پراکندگی مربوط به بیماری، آدرس محل سکونت بیماران در نقشه زمینی گوگل (گوگل ارث) به نرمافزار ARC-GIS نسخه 4-10 فراخوانی شد؛ روشهای بهکاررفته در GIS شامل IDW, Hotspot و همچنین توزیع نرمال شده بودند.
یافتهها: تعداد 3699 نفر از بیماران در تهران که نتیجه تست پیسیآر آنها مثبت قطعی بود وارد مطالعه شدند. از تعداد کل افراد، 550 نفر فوت یا میزان کشندگی بیماری در موارد بستری 14/9 درصد بود. از مبتلایان 1530 نفر (41/4 %) بهبود و 1619 نفر باقیمانده تا زمان جمعآوری اطلاعات تحت درمان بودهاند. از کل موارد مبتلای قطعی 1479 نفر زن (40 درصد) بودند. میانگین سنی بیماران برابر با 57/4 سال با انحراف معیار 16/5 سال بوده است. تراکم موارد ابتلا در برخی مناطق پرتراکم جمعیتی مانند مناطق 4، 8 و 13 و همینطور وجود برخی خوشههای بیماری در محلههایی مانند تهرانپارس، خیابانهای آیت و پیروزی از نکات قابلتوجه است.
نتیجهگیری: به نظر میرسد روند اپیدمی کووید-19 بسیار جدی است و نیاز به تمهیدات بلندمدت دارد؛ اما برای کنترل این بیماری آمادگی نظام سلامت، سیاست جداسازی نمودن بیماران و افراد مشکوک، پوشیدن ماسک صورت و کاهش تماسها بهویژه در مناطق پرتراکم از مهمترین عوامل کنترلکننده هستند.
علی حسنآبادی، شیرین نصری، الهه سالارپور، ناصر نصیری، حمید شریفی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: غربالگری تماسهای خانگی مبتلایان سل، جهت شناسایی عفونتهای جدید ضروری است. این مطالعه با هدف ارزیابی وضعیت ابتلا به سل در اعضای خانواده بیماران مسلول ریوی در شهرستان بم انجام گردید.
روشکار: این پژوهش مقطعی، بهصورت سرشماری از اطرافیان بیماران مسلولی که پرونده آنها طی سالهای 1398-1392 در مرکز بهداشت بم موجود بود، انجام شد. اطلاعات اطرافیان بیماران بر اساس چکلیست جمعآوری و سپس با استفاده از آزمون توبرکولین و اسمیر خلط، اطرافیان بیماران مبتلا به سل ریوی اسمیر خلط مثبت شناسایی شدند.
یافتهها: پرونده 97 نفر از بیماران با نتیجه مثبت آزمایش اسمیر خلط بررسی شدند. بر اساس پروندههای این بیماران تعداد 237 نفر از اعضای خانواده آنها بهعنوان افراد در تماس،بررسی شدند. بیشتر اطرافیان بیماران زن و در رده سنی 50-40 سال بودند، 76/8% آنها تماسهای نزدیکشان محافظت نشده و 78/9% سابقه تماس دائمی با بیماران داشتند. طی بررسی 5 نفر (2/1% فاصله اطمینان %95: 4/9-0/7) مبتلا به سل ریوی اسمیر خلط مثبت شناسایی شدند. از این ۵ نفر بیمار جدید، ۳ نفر (60/0%) بالای ۵۰ سال و زن بودند. ۲ نفر (40%) از این افراد تماسهای نزدیک محافظت نشده داشتند و متراژ منزل 80% از آنها زیر 80 متر بود.
نتیجهگیری: در این بررسی حدود 2/0% از اطرافیان بیماران مسلول اسمیر مثبت بودند. شناسایی اطرافیان بیماران مبتلا به سل و پیگیری آنها برای جلوگیری از شیوع سل مهم است. غربالگری اعضای خانواده بیمار میتواند کمک زیادی به کاهش بار بیماری سل در ایران کند.
نسرین تلخی، نوشین اکبری شارک، زهرا رجب زاده، مریم سالاری، سید مسعود ساداتی، محمد تقی شاکری،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شیوع و نرخ مرگومیر بالای بیماری کووید-19، علائم، اطلاعات جمعیت شناختی و بیماریهای زمینهای مؤثر در پیشبینی مرگ ناشی از آن را ضروری میسازد. لذا در این مطالعه قصد داریم به پیشبینی رفتار مرگومیر ناشی از کووید-19 در استان خراسان رضوی بپردازیم.
روش کار: در این مطالعه دادههای کامل 47460 نفر از بیماران بستری در بیمارستانهای استان خراسان رضوی از 4 اسفند 1398 تا 21 شهریور 1400 جمعآوری شد. برای تشخیص بازماندگان و غیر بازماندگان ناشی از کووید-19 روش شبکههای عصبی و رگرسیون لوژستیک و برای مقایسه دو مدل از حساسیت، ویژگی، صحت پیشبینی و سطح زیر منحنی مشخصه عملکرد استفاده گردید.
یافتهها: کاهش سطح هوشیاری، سرفه، درصد اکسیژن خون کمتر از 93%، سن، سرطان، بیماریهای مزمن کلیه، تب داشتن، سردرد داشتن، سیگاری بودن، و بیماریهای مزمن خون بهعنوان ده عامل مهمتر در پیشبینی مرگ شناسایی شدند. صحت مدل شبکه عصبی و رگرسیون لوژستیک به ترتیب برابر 89/90% و 83/67%درصد، همچنین حساسیت، ویژگی و سطح زیر منحنی راک در دو مدل به ترتیب (76/14%، 68/94%)، (91/99%، 85/30%) و (77/14%، 68/98%) بود.
نتیجهگیری: یافتههای ما اهمیت برخی اطلاعات جمعیت شناختی، بیماریهای زمینهای و علائم بالینی را ارائه کرد. همچنین، مدل شبکه عصبی میتواند مرگ را با دقت بیشتری نسبت به مدل رگرسیون لوژستیک پیشبینی کند. بااینحال، تحقیقات پزشکی در این زمینه با بهکارگیری سایر روشهای یادگیری ماشین و قدرت بالای آنها، نتایج کاملکنندهای به دنبال خواهد داشت.