جستجو در مقالات منتشر شده



شوبو رحمتی، زهرا عبدالهی نیا، سکینه ناروئی، ناصر نصیری، رضا گوجانی، علی اکبر حقدوست،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: با توجه به مهاجرت گسترده افراد تحصیل کرده از جمله در بین اپیدمیولوژیست­ های کشور، بررسی علل آن بسیار ضروری است. در این راستا، در این مقاله نتایج تحقیق عمیقی با بررسی نقطه نظرات خبرگان این رشته ارائه شده است.
روش کار: مطالعه حاضر به صورت کیفی با روش تحلیل محتوا انجام شده است. داده‌ها در تابستان و پاییز سال 1402 از طریق مصاحبه نیمه ساختار‌یافته با 32 نفر از اپیدمیولوژیست‌های کشور جمع‌آوری گردید. داده­ ها باتوجه ‌به مراحل پیشنهادی Lundman و Graneheim پس از کدبندی با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیودا (MAXQDA) تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: چالش‌های اصلی رشته اپیدمیولوژی در ایران به شش طبقه‌ اصلی تقسیم‌بندی شد. در زمینه دانش‌آموختگان مشکلات در جذب و استخدام به دلیل نبود ردیف شغلی مناسب، مشکلات زیربنایی و ساختاری سیستم، مشکلات پژوهشی و آشنایی ناکافی در مورد عملکرد این رشته به عنوان مهم­ترین چالش ­ها مطرح می­باشد و در حیطه دانشجویان مشکلات آموزش، مشکلات ساختاری و زیربنایی گزارش گردید. هم چنین علل اصلی مهاجرت اپیدمیولوژیست‌ها عدم شایسته‌سالاری و تخصص‌گرایی، امتیازات نابجا از جمله اعمال سهمیه جذب نامتعارف، نبود بازار کار و جایگاه برای دانش‌آموختگان و عدم دریافت حقوق و مزایای کافی بود.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه به نظر می­رسد موضوع مهاجرت اپیدمیولوژیست‌ها به عنوان سرمایه ارزشمند نیروی انسانی، به خارج از کشور یک دغدغه و مشکل جدی است. عدم وجود جایگاه مناسب شغلی و ابهام در مسیر تعالی شغلی به دلیل عدم پایبندی سیستم به‌نظام شایسته سالارانه و مهارت پرور، انگیزه مهاجرت را در این گروه بالا برده است.

فریبا زمردی زارع، فاطمه خسروی شادمانی، رویا صفری فرامانی، فاطمه ترکمان اسدی، یزدان رضایی، فرید نجفی،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: در پاندمی کووید-19 واکسیناسیون، نقش موثری در پیشگیری از همه‌گیری کووید داشت و جان میلیون‌ها نفر را نجات داد. کشورهایی که برنامه واکسیناسیون کووید -19را اجرا کردند، کاهش قابل‌توجهی در تعداد موارد ابتلا، بستری شدن در بخش مراقبت ­های ویژه و مرگ‌ومیر را گزارش کردند. این مطالعه به بررسی اثربخشی واکسن کووید-19 در کاهش بستری شدن و پیامدهای شدید در استان همدان می‌پردازد.
روش کار: این مطالعه به روش مورد شاهدی تست منفی (TND)  در بیماران بالاتر از 12 سال که با علائم بیماری­ های حاد تنفسی در بیمارستان‌های استان همدان بستری‌ بودند، انجام شد. داده‌ها از پایگاه‌های اطلاعاتی بیمارستان و نظام سلامت استخراج شد. تجزیه و تحلیل رگرسیون لجستیک چندگانه برای تخمین اثربخشی واکسن برای دوز اول، دوز دوم، دوز یادآور، در پیشگیری از بستری شدن در بیمارستان و پیامدهای شدید (بستری در ICU  یا مرگ) انجام شد.
یافته‌ها: این مطالعه شامل 3702 بیمار بود. حداکثر اثربخشی واکسن­ ها در برابر بستری شدن در بیمارستان برای بیمارانی که دوز یادآور تزریق کرده بودند50% برآورد شد. اثر بخشی دوز اول واکسن بر پیامدهای شدید (بستری در ICU و یا مرگ) برابر با 42%  تخمین زده شد، اما اثر بخشی واکسن ­ها در دوز دوم و دوز یادآور معنی دار نبود.
نتیجه‌گیری: علی­رغم استفاده غالب از واکسن‌های ویروس غیرفعال و شروع با تاخیر فراوان در ایران، این مطالعه تأثیر واکسیناسیون بر کاهش بستری شدن در بیمارستان و بهبود پیامدهای کووید-19 را نشان می‌دهد. استفاده از واکسن­ های موثرتر و در زمان مناسب­ تر نقش مهمی در کاهش بار خدمات بهداشتی و پیش­گیری از انتقال بیشتر در اپیدمی­ های آتی دارد.

علی اسماعیل پور، پریا جنگی پور افشار، نوذر نخعی، مهرداد فرخ نیا، علی اکبر حق‌دوست،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: این مطالعه برای بررسی ارتباط شدت بیماری کووید 19 با عوامل مرتبط به سبک زندگی در بیماران بستری در بیمارستان افضلی پور کرمان بود.
روش کار: 289 مبتلا به نوع شدیدکرونا (بستری در ICU یا فوت) و 293 مبتلا به نوع خفیف کرونا (ترخیص و عدم نیاز به بستری در ICU) به عنوان شاهد در سال­ های1400-1399 انتخاب و سبک زندگی ایشان در یک سال قبل از بستری مقایسه شد.
یافته ­ها: نسبت شانس تعدیل شده برای ابتلای شدید در مردان در مقایسه با زنان 1/83 (فاصله اطمینان 95% :2/69- 1/24) و سن بیشتر از 60 سال 4/35 با (فاصله اطمینان 95% :8/59- 2/20) و اثر خطی متوسط ساعت ­های کل خواب در شبانه روز1/21 با (فاصله اطمینان 95% :1/36- 1/08) بود. نسبت شانس در افرادی که در محل کار فعالیت بسیار زیاد داشته ­اند و افرادی که فعالیت کمی داشته ­اند نسبت به افرادی که عمدتا در محل ثابتی نشسته ­اند به ترتیب 0/35 با (فاصله اطمینان 95% :0/65- 0/19) و 0/44 با (فاصله اطمینان 95% :0/83- 0/23) به­دست آمد. مصرف مواد مخدر، استفاده از داروهای سنتی و مکمل ­ها مانند ویتامین C خطر ابتلا به بیماری شدید را افزایش داد. استفاده از مکمل ویتامین D با اینکه خطر بیماری شدید را کاهش می‌دهد از لحاظ آماری معنی دار نشد.
نتیجهگیری: به نظر می­رسد احتمالا بعضی از ابعاد سبک زندگی مانند عدم فعالیت فیزیکی، خواب شبانه­روزی زیاد، و مصرف بعضی مواد مانند مواد مخدر می­تواند خطر ابتلا به اشکال خطرناک و کشنده کووید-19 را افزایش دهد.

مریم زمانیان، رحمت اله مرادزاده،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: روش ­های غیر مستقیم برای برآورد جمعیت­ های پنهان، از اهمیت ویژه برخوردار هستند. هدف مطالعه حاضر، تخمین شیوع مصرف سیگار و قلیان در کلا­ن­شهر اراک به ­صورت مستقیم، و غیر مستقیم بسط شبکه­ ای می باشد.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی بوده که در شهر اراک، انجام پذیرفت. در کل، ۱۶۰۴ فرد در مطالعه شرکت کردند. جهت سنجش شیوع به صورت مستقیم، داده­ های روزانه و هفتگی مصرف سیگار و قلیان جمع آوری گردید. جهت تخمین اندازه افراد مصرف کننده سیگار و قلیان از روش غیر مستقیم بسط شبکه استفاده شد. فاصله اطمینان 95 درصد نیز در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: 49/9 درصد شرکت کننده‌ها مرد بودند. میانگین سنی مردان 39/8 و زنان 38/7 سال بود. در روش مستقیم، شیوع مصرف سیگار حداقل یک نخ در روز در طی یک­سال گذشته، در زنان و مردان مورد مطالعه (3/0-1/0) 1/8% و (41/9- 34/9)  38/3% گزارش شد. شیوع مصرف قلیان حداقل یک­بار در روز در طول یک ­سال گذشته برای زنان و مردان (1/8- 0/03) 0/9% و (5/7- 2/8) 4/1% محاسبه شد. در روش غیر مستقیم بسط شبکه‌ای در طول یک­ سال اخیر، شیوع مصرف مستمرسیگار در زنان(5/0- 4/3)  4/8%  و در مردان(19/9 19/6) 19/7%  به ­دست آمد . شیوع قلیان در زنان(8/0- 7/8)  7/8% و در مردان(9/9 9/7) 9/8% محاسبه گردید.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد شیوع مصرف سیگار  و قلیان در کلان­شهر اراک خصوصا در جوانان بالا است. به سیاست­گزاران نظام سلامت پیشنهاد می­ گردد، اقدامات مرتبط با کاهش شیوع مصرف این دو عامل خطر را خصوصا در جوانان در برنامه­ریزی­های سلامت مورد توجه قرار دهند.

علی‌اصغر فخری دمشقیه، حمیده حسن‌نژاد، علیرضا باهنر،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: حضور باقیمانده‌های آنتی‌بیوتیکی در مواد غذایی از جمله تخم‌مرغ خطر بالقوه‌ای علیه سلامت عمومی محسوب می‌شود. هدف از مرور نظام‌مند حاضر ارزیابی فراوانی نسبی باقیمانده‌های آنتی‌بیوتیک‌ها در تخم‌مرغ‌های عرضه شده در ایران بود.
روش کار: پایگاه‌های داده پابمد، اسکوپوس، وب آف ساینس، گوگل اسکالر، مگیران، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، و ایرانداک مورد جستجو قرار گرفت. عنوان و چکیده‌ نتایج به دست آمده از نظر معیارهای ورود و خروج، توسط دو مرورگر به صورت مستقل از هم غربالگری‌شد. معیارهای ورود شامل مقالاتی بود که به زبان‌های انگلیسی یا فارسی بوده و فراوانی نسبی باقیمانده‌های آنتی‌بیوتیکی را در تخم‌مرغ‌ها در ایران برآورد کرده‌اند، و معیار خروج شامل پژوهش‌هایی بود که متن کامل آن‌ها در دسترس نبود. داده‌های شیوع، سال انتشار، نوع آزمون تشخیصی، و مکان نمونه‌گیری از مقالات مرتبط استخراج شد.
یافته‌ها: از 217 نتیجه‌ به دست آمده، 11 مقاله وارد مرور نظام‌مند شد. آزمون تشخیصی الایزا (6 مقاله) فراوان‌ترین آزمونه تشخیصی مورد استفاده ‌بود. از نظر پراکندگی جغرافیایی مکان نمونه‌گیری، بیشترین تعداد بررسی‌ها در استان آذربایجان شرقی (4 بررسی) و از نظر باقیمانده‌های آنتی‌بیوتیک‌ها، شیوع حضور باقیمانده‌های 7 خانواده آنتی‌بیوتیک و 12 نوع آنتی‌بیوتیک بررسی شده ‌بود و تتراسایکلین‌ها (5 مقاله، 6 ارزیابی) دارای بیشترین تعداد بررسی بود. همچنین، بیشترین فراوانی نسبی گزارش‌شده مربوط به باقیمانده‌ تتراسایکلین (100 درصد) در شهرستان اصفهان و کلرامفنیکل (75 درصد) در شهرستان تبریز بود.
نتیجه‌گیری: باقیمانده‌های تتراسایکلین و کلرامفنیکل دارای بیشترین فراوانی نسبی در تخم‌مرغ‌ها در ایران بودند.

مهناز شوقی، خدیجه یحیوی، راحله محمدی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف:  استفاده از روش‌های آموزشی مدرن و مبتنی بر فناوری، می‌تواند نقش مؤثری در افزایش توانمندی پرستاران در مدیریت استرس و بهبود پاسخ آنان به وضعیت‌های استرس‌زا ایفا کند. به همین دلیل، این مطالعه با هدف تعیین تاثیر مدیریت تنش و پاسخ به استرس پرستاران شاغل در بخش‌های کودکان مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران از طریق نرم افزار چند رسانه­ای انجام شد.
روش کار: در این پژوهش نیمه تجربی، با نمونه­ گیری تصادفی، 102 نفر (51 نفر در گروه مداخله و 51 نفر در گروه کنترل) از پرستاران شاغل در بخش ­های عمومی بیمارستان انتخاب شدند. معیارهای ورود در ارزیابی اثربخشی آموزش مدیریت استرس بر پاسخ به استرس پرستاران شامل داشتن حداقل مدرک کارشناسی، داشتن حداقل 6 ماه سابقه کار در بخش کودکان، نداشتن اختلالات روان و عدم استفاده از داروهای اعصاب و روان بر اساس خودگزارشی، داشتن سیستم کامپیوتری با قابلیت اجرای DVD  و آشنایی به کار با آن و عدم پیشینه تجربیات و آمادگی یا شرکت در کارگاه مدیریت کنترل استرس طی 6 ماه گذشته می‌شوند. در مقابل، معیارهای خروج عدم رضایت شرکت کننده، تغییر بخش و بیمارستان محل خدمت را شامل می‌شوند. این ارزیابی سهیم در بهبود مهارت‌ها و پاسخ به استرس پرستاران در بخش‌های کودکان مراکز درمانی می‌گردد.  برای سنجش پاسخ به استرس از پرسشنامه Stress Response Inventory استفاده شد و توسط هر دو گروه پیش از اعمال مداخله تکمیل شد. در مرحله بعد، محتوی آموزشی تهیه شده درخصوص مدیریت استرس، در اختیار گروه مداخله به مدت 8 هفته قرار گرفت. در پایان هفته هشتم، مجددا پرسشنامه پاسخ به استرس توسط هر دو گروه پاسخ داده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS  نسخه 22 و با آزمون­ های فیشر، من ویتنی، کروسکال والیس و آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: میانگین پاسخ به استرس در دو گروه مداخله (23/66 ± 29/69) و کنترل (27/95 ± 33/20) پیش از مداخله اختلاف معنی داری نداشت (0/661 = p). میانگین نمره پاسخ به استرس در گروه مداخله (16/74 ± 19/65)، و بعد از مداخله به طور معنی داری کمتر از گروه کنترل (28/17 ±  32/67) بود (0/001 > p).
نتیجه‌گیری: یافته ­ها نشان دهنده تاثیر مثبت برنامه مدیریت استرس بر پاسخ به استرس پرستاران مورد مطالعه بود.

طاهره تیموری، مرجان عجمی، ساره شاکریان، مرتضی عبدالهی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: شواهد نشان می­دهد ابتلا به اختلالات چربی خون در افراد تحت تاثیر پیروی آنان از رژیم غذایی ناسالم می­باشد. این مطالعه با هدف بررسی الگوی غذایی افراد مبتلا به اختلالات چربی خون و نیز وضعیت ابتلا به بیماری­های غیرواگیر در جمعیت مورد بررسی انجام گردید.
روش کار: مطالعه مقطعی روی 300 بیمار مبتلا به اختلالات چربی خون انجام شد. شرکت کنندگان از بین افراد دارای چربی خون مراجعه کننده به مراکز خدمات جامع سلامت شهر الوند به شیوه نمونه گیری چند مرحله­ای انتخاب شدند. داده­ها با استفاده از پرسشنامه نیمه کمی بسامد خوراک FFQ جمع آوری گردید. یافته­ها توسط نرم افزارSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: سه الگوی غذایی شامل الگوی غذایی سالم، ناسالم و میانه یا معمولی در مشارکت کنندگان پژوهش شناسایی شد. بیشتر افراد (66/3 درصد) از الگوی غذایی میانه یا معمولی پیروی می­ کردند. همچنین 85 درصد افراد دارای اضافه وزن و یا چاق بودند. نتایج تحلیل رگرسیون لجستیک نشان داد، الگوی غذایی از ناسالم در مقایسه با الگوی غذایی سالم  احتمال ابتلا به بیماری شخص را 2/27 برابر بیشتر می ­کند. همچنین نشان داد  با افزایش سن احتمال ابتلا به بیماری شخص 1/093 بیشتر می ­شود. همچنین بین الگوی غذایی و سطح تحصیلات ارتباط معنی دار (0/05>P) بود و افراد دارای سطح تحصیلات بالاتر الگوی غذایی سالم ­تری داشتند. در این بررسی ارتباط معنی داری بین سن، وضعیت تأهل افراد و الگوی غذایی آنان ( 0/05< P) مشاهده نگردید.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد افرادی که از الگوی غذایی ناسالم پیروی می­ کنند بیماری­ های غیرواگیر بیشتری دارند. بنابراین به نظر می ­رسد اصلاح الگوی غذایی از طریق آموزش تغذیه مناسب بوده و می­ تواند در پیشگیری از ابتلا به سایر بیماری­ های غیر واگیر در آینده موثر باشد.

پروانه اصفهانی، محمد سارانی، سمیه سامانی، عالیه بزی، سیده معصومه حسینی زارع، احمد سیر صدر، مریم سادات حسینی، سیده محبوبه حسینی زارع،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: افسردگی از شایع ترین اختلالات روحی- روانی در دانشجویان است که منجربه افت شدید عملکرد تحصیلی و اجتماعی می­شود. بنابراین، این مطالعه مرور ساختارمند و متاآنالیز با هدف تعیین شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری در ایران انجام شد.
روش کار: این مطالعه به صورت مرور ساختارمند و متاآنالیز انجام شد. کلیه مقالات علمی منتشر شده تعیین شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری در 5 پایگاه داده (Web of Science، Scopus ، PubMed، SID، Magiran) و موتور جستجوگر Google Scholar جستجو و ارزشیابی کیفیتی شدند. ناهمگنی مطالعات با استفاده از شاخص  I2 و مدل متارگرسیون برای ارزیابی متغیرهای مظنون به ناهمگونی انجام شد. در نهایت، تعداد 9 مقاله شرایط ورود به این مطالعه را داشت که با استفاده از نرم افزار  Comprehensive Meta-Analysis  تحلیل شدند.
یافته‌ها: بر مبنای مدل تصادفی، شیوع کلی افسردگی در دانشجویان پرستار ایرانی برابر با3/2 درصد (4/5 ـ 2/1؛ حدود اطمینان %۹۵) به دست آمد. بیشترین شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری در استان سیستان و بلوچستان در سال 1383برابر 6/2 درصد (7/1- 5/3؛ حدود اطمینان %۹۵) و کمترین شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری در استان قم و اصفهان در سال 1395 برابر 0/8درصد (1/2- 0/5؛ حدود اطمینان %۹۵) به دست آمد. همچنین بین سال، حجم نمونه، میانگین سنی و شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری ایرانی رابطه معناداری وجود داشت (0/05>P).
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری برابر با 3/2 درصد بود و با افزایش سال و میانگین سنی این میزان شیوع کاهش می­یابد. با این وجود، ضروری است سیاستگذاران و مدیران اقداماتی به منظور کاهش افسردگی به کار گیرند.

اشرف صابر، مریم امیدی، فرشته عیدی، مهدیس محرابی بردر، رحمن پناهی، زهرا مقدسی، شیوا پورعلی رودبنه، احمدرضا شمس آبادی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: خشونت علیه زنان باردار نقض واضح حقوق بشر زنان است و با عوارض بسیاری برای مادر و جنین همراه است. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل موثر بر شدت خشونت خانگی در زنان باردار انجام شد. 
روش کار: این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی-تحلیلی در سال 1400-1399 انجام شد. شرکت کنندگان 234 زن با بارداری کم خطر (40-28 هفته) بودند که به بخش زایمان بیمارستان بنت الهدی شهر بجنورد مراجعه کرده بودند. مادران با روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند. با استفاده از دو پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک-مامایی و پرسشنامه خشونت علیه زنان تبریزی (2013) داده ها گردآوری شدند. داده ها با به کارگیری رگرسیون لجستیک تحلیل شدند.
یافته­ها: میزان شیوع خشونت علیه زنان باردار (تجربه دست کم مورد یکی از انواع خشونت خانگی توسط همسر) 64/6 درصد به­ دست آمد. از میان کسانی که خشونت را تجربه کرده بودند، 36/1 درصد در دوران بارداری خشونت با شدت کم و بسیار خفیف و 63/9 درصد خشونت با شدت متوسط را تجربه کردند. هیچ کدام از واحدهای پژوهش خشونت با شدت زیاد را تجربه نکرده بودند. بین جنسیت نوزاد و شدت خشونت ارتباط معنی داری وجود داشت (0/03=P). مادران دارای نوزاد پسر (9/069- 1/093CI95%:، 3/14OR = ) 3/14 برابر بیشتر در معرض شدت خشونت متوسط قرار داشتند.
نتیجهگیری: اکثر زنان در این مطالعه از خشونت خانگی با شدت متوسط رنج برده بودند. در بین زنان باردار دارای نوزاد با جنسیت پسر شدت خشونت بیشتر بود. بنابراین ضروری است که در طراحی و اجرای برنامه­های آموزشی و حمایتی جهت پیشگیری از بروز خشونت خانگی و کاهش تاثیرات منفی ناشی از آن، به این زنان توجه بیشتری مبذول گردد.

زهرا کردی، مصطفی عنایت راد، ابوالفضل امامیان، فاطمه رهایی، منصوره فاتح، محمدحسن امامیان،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: سرطان روده­ بزرگ یکی از شایع­ ترین سرطان­ ها در جهان و ایران است. مطالعات اپیدمیولوژیک برای بررسی روند این بیماری در جامعه ضروری است. هدف از انجام این مطالعه، توصیف بروز و روند ابتلا به سرطان روده­ بزرگ در یک دوره­ 13 ساله در شهرستان­ های شاهرود و میامی می­ باشد.
روش کار: داده ­های این مطالعه از برنامه ثبت سرطان مبتنی بر جمعیت در دانشگاه علوم پزشکی شاهرود شامل بیماران ساکن در شهرستان­ های شاهرود و میامی به دست آمد. میزان بروز استاندارد شده بر حسب سن و جنس محاسبه شد و روند 13 ساله طی سال ­های 1389 تا 1401 با استفاده از رگرسیون Join point  و همراه با درصد تغییرات سالانه محاسبه گردید.
یافته­ ها: به طور کلی تعداد 543 مورد سرطان روده­ بزرگ در شهرستان­ های شاهرود  و میامی در این دوره­­ 13 ساله (1401-1389) ثبت شده که شامل: 280 نفر (51/6 درصد) مرد و 263 نفر (48/4 درصد) زن بود. بیشترین موارد ثبت شده این سرطان مربوط به سال 1400 با تعداد 54 مورد بود. متوسط میزان بروز استاندارد شده­ سنی سرطان روده­ بزرگ در این دوره­، 17/6 در 100,000 نفر بود. میزان بروز استاندارد شده­ سنی سرطان روده­ بزرگ در مردان و زنان به ترتیب برابر با 18/4 (20/6-16/2 :CI 95%) و 16/8 (18/9-14/8 :CI 95%) بود. تغییرات سالانه میزان بروز استاندارد شده در طی این دوره، 2/33 درصد با فاصله اطمینان (4/87-0/13 :CI 0/95) بود، که گویای افزایش نسبی بروز این سرطان در دوره مورد بررسی می­ باشد.
نتیجه­ گیری: در شهرستان­ های شاهرود و میامی، میزان بروز سرطان روده­ بزرگ، 17/6 در 100,000 نفر بوده و طی 13 سال دوره مورد بررسی افزایش نسبی داشته است.

علی عالمی، حسن اسحاقیان فریمانی، فرناز شریفی مود،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: خودکشی یک نگرانی عمده بهداشتی در سطح جهان بوده و بین وجود افکار خودکشی و اقدام به خودکشی در آینده ارتباطی قوی وجود دارد. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت اپیدمیولوژیک افکار خودکشی در بین دانشجویان و ارتباط آن با برخی عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی آنان انجام شد.
روش کار: یک مطالعه مقطعی-تحلیلی روی 556 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی گناباد که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند و به روش نمونه­ گیری چندمرحله­ ای انتخاب شده بودند در سال 1402 به اجرا درآمد. به منظور گردآوری داده، از یک چک­ لیست اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه سنجش افکار خودکشی بک استفاده شد. داده ­­های گردآوری شده با استفاده از آزمون­ های آماری تی مستقل، مجذور کای و آزمون دقیق فیشر و مدل رگرسیون لجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: شیوع کلی (فاصله اطمینان 95 درصد) افکار خودکشی در دانشجویان 20/5 درصد (23/8-17/2 درصد) برآورد گردیده، 11/5 درصد ایشان نیز افکار پرخطر خودکشی (خطر بالا و بسیار بالا) داشتند. در این مطالعه شیوع افکار خودکشی در دختران نسبت به پسران به طور معنی­ داری بیشتر بود (0/016=P). همچنین افراد مجرد در مقایسه با متاهلین افکار خودکشی بیشتری داشتند (0/019=P). در حالی­که بین افکار خودکشی و سن، وضعیت بومی، محل سکونت و دانشکده محل تحصیل ارتباط آماری معنی ­داری مشاهده نگردید.
نتیجه‌گیری: شیوع افکار خودکشی و افکار پرخطر خودکشی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گناباد در حد نسبتا بالا برآورد شد. توجه ویژه به وضعیت سلامت روان دانشجویان به ویژه دانشجویان دختر و مجردین، همچنین ایجاد شرایط مناسب برای زندگی و تحصیل این گروه از دانشجویان پیشنهاد می­ گردد. 

منوچهر کرمی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

هوش مصنوعی فرآیندی است که در آن کامپیوتر به جای هوش انسانی وظیفه مورد نظر مانند اعلان هشدار رخداد یک اپیدمی را انجام می­ دهد. این نامه به سردبیر با هدف توصیف کاربردهای هوش مصنوعی و فناوری­ های نوین در نظام مراقبت بیماری­ ها، هشدار زودرس اپیدمی­ ها و چالش­ های پیش روی نظام سلامت کشور ایران برای ادغام آن تدوین شده است. به­ کارگیری فناوری­ های نوین در سطوح ملی و فروملی برای اعلان هشدار زودرس رخداد تهدیدهای زیستی نیازمند وجود بستر مناسب در ساختار نظام مراقبت کشور است. در حال حاضر، نظام سلامت کشور ایران از رویکرد مراقبت سندرومیک و نظام مراقبت پیامد محور برای پایش عفونت ­های حاد تنفسی استفاده می­ کند. با این وجود، نظام مراقبت بیماری­ های واگیر و ساختارهای موجود با محدودیت قابلیت اشتراک گذاری و تبادل داده ­ها در سطح سامانه ­های سطح یک با سامانه مراقبت از بیماری ­ها مواجه است. از این رو، لازم است ارتقاء زیرساخت ها و الزامات فناوری برای به کارگیری هوش مصنوعی و ادغام آن در اولویت نظام سلامت قرار گیرد. الزامات زیرساختی شامل یکپارچه­ سازی داده­ ها، قابلیت اشتراک گذاری، تبادل داده­ ها و استفاده مسئولانه و اخلاق مدار از ابزارهای هوش مصنوعی و فناوری­ های نوین است. از آنجا که پاندمی­ ها و اپیدمی­ ها صرفا محدود به موارد قبلی یعنی کووید-19، آنفلوآنزا، سارس، تب دنگی و موارد مشابه نیست، برنامه­ ریزی عملیاتی برای ادغام ابزارهای هوش مصنوعی با هدف آمادگی و پاسخ به­ هنگام به تهدیدهای زیستی توسط وزارت بهداشت و سایر دستگاه­ های ذینفع، ضرورت دارد.

پردیس محمدزاده، مریم افرایی، الهام نوری، محمدعزیز رسولی، قباد مرادی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف مقایسه وضعیت سلامت ایران با کشورهای منطقه مدیترانه شرقی در شاخص­ های مختلف سلامت انجام شده است.
روش کار: اطلاعات مربوط به 27 شاخص سلامت در سال 1402 از سه منبع WHO، EMRO و World Bank جمع آوری شد. سپس در پنج دسته شامل: دسته اول شاخص های مرگ و میر و بیماری، دسته دوم شاخص های عوامل خطر تغذیه و بیماری های غیر واگیر، دسته سوم شاخص های تامین مالی سلامت، دسته چهارم شاخص ­های مادری و ایمن سازی، و دسته پنجم شاخص­ های نیروی کار سلامت دسته بندی گردید. در این مطالعه با روش MEREC که روش مبتنی بر اثرات حذف معیارهاست، وزن شاخص­ ها تعیین گردید. سپس با روش MARCOS که یکی از روش ­های جدید تصمیم گیری چند معیاره است، رتبه بندی کشورها انجام شد.
یافته‌ها: کشور های قطر، عربستان و امارات بهترین وضعیت را داشتند. ایران در دسته­ های اول تا پنجم ذکر شده در بخش روش کار  به ترتیب رتبه های 8، 6، 7، 4 و 13 را داشت. همچنین در رتبه بندی کلی برای همه‌ی این شاخص ­ها، ایران دارای دهمین رتبه در بین کشورهای منطقه بود.
نتیجه‌گیری: بسیاری از محققان و سیاست گذاران وضعیت سلامت در ایران را بر اساس شاخص ­های سلامت معرفی شده ارزیابی می ­کنند. با توجه به وضعیت کلی ایران در منطقه مدیترانه شرقی، پیشنهاد می­ شود که ایران برای ارتقای جایگاه خود در منطقه تلاش مضاعفی داشته باشد.

مرضیه فتاحی دارغلو، حمید غیبی‌ ‌پور، ندا مهدوی، فاطمه شهبازی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: بیش از 12 نوع سرطان در تماس با عوامل محیطی و سرطان ­زاهای شغلی ایجاد می­ گردند، لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی روند میزان مرگ ومیر و سال­ های زندگی تعدیل شده با ناتوانی منتسب به سرطان­ زاهای شغلی در استان همدان در فاصله سال­ های 1370 تا 1401 بود.
روش کار: در این مطالعه اکولوژیک برای جمع آوری داده­ های مورد نیاز از سایت بار جهانی بیماری ­ها استفاده گردید. روند تغییرات مرگ و میر و سال ­های زندگی تعدیل شده با ناتوانی با رگرسیون نقاط اتصال و نرم‌افزار Join Point Regression مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: میزان سال‌های عمر از دست رفته (به دلیل مرگ زودرس و ناتوانی) منتسب به سرطان ­زاهای شغلی در استان همدان از 10/31 مورد به ازای هر هزار نفر جمعیت در سال 1370 به 23/33 مورد به ازای هر هزار نفر جمعیت در سال 1401 افزایش یافته بود. متوسط تغییرات سالیانه در سال­ های زندگی تعدیل شده با ناتوانی ناشی از سرطان­ زاهای شغلی در زنان (3/79) و مردان (2/57) بود. میزان مرگ‌ومیر از همه علل که به‌دلیل مواجهه با سرطان­ زاهای شغلی ایجاد شده بود از 0/31 به‌ازای هر صدهزار نفر جمعیت در سال 1370 به 0/74 به ازای هر صدهزار نفر جمعیت در سال 1401 رسیده بود (میانگین درصد تغییرات سالیانه = 2/78؛ فاصله اطمینان 95 درصد: 2/68 تا 2/90).
نتیجه‌گیری: به‌طورکلی روند میزان مرگ‌ومیر و سال­ های زندگی تعدیل شده با ناتوانی ناشی از سرطان­ زاهای شغلی در استان همدان دارای یک روند افزایشی بود. انجام غربالگری­ های دوره­ ای در کارگران شاغل در مشاغل پرخطرتر برای کاهش بار سرطان­ های شغلی حائز اهمیت است.

ایمان دیانت، محمد صادق معصومی، همایون صادقی بازرگانی، غلامحسین صفری، سپیده هرزندجدیدی،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: از مهم­ترین گامهای کاهش تصادفات، ثبت دقیق اطلاعات مکانی این حوادث توسط سیستم اطلاعات جغرافیایی است. مطالعه حاضر با هدف تحلیل جغرافیایی نقاط حادثه‌خیز از نظر تصادفات رانندگی در تبریز و تعیین الگوی توزیع حوادث ترافیکی بر حسب پیامد حادثه انجام گرفت.
روش کار: در این پژوهش توصیفی تحلیلی، اطلاعات تصادفات منجر به خسارت، جرح و فوت سال 1396 تبریز از مراکز مختلف گردآوری شده و از طریق آدرس مکانی، مختصات موقعیت مکانی تصادفات مشخص گردید. جهت تحلیل جغرافیایی نقاط حادثه‌خیز از نظر تصادفات رانندگی، از آنالیز فضایی با استفاده از شاخص موران و روش‌های تحلیل تراکم کرنل، تحلیل رگرسیون وزن دار جغرافیایی و تحلیل همبستگی استفاده شد.
یافته ها: در این مطالعه، الگوی تجمعی بودن تصادفات در تبریز تایید شد؛ به طوری که منطقه 8، شمال شرقی منطقه 3، نواحی مرکزی و جنوبی منطقه 1 و ورودی منطقه 5 شهر تبریز دارای الگوهای پراکنش تصادفات متراکم بودند. لایه کاربری مذهبی، تجاری و خدماتی بالاترین همبستگی را با تراکم تصادفات داشتند. محورهای پرترافیک از تعداد تصادفات کمتری برخوردار بوده و بالاترین تعداد تصادفات مربوط به نواحی با حجم ترافیک کم بود. دو فصل پاییز و زمستان دارای بیشترین تصادفات خسارتی بوده و بالاترین میزان تصادفات منجر به فوت به فصل بهار اختصاص داشت.
نتیجه‎گیری: با توجه به تجمعی بودن تصادفات در مناطق پرخطر تبریز، به‌ویژه منطقه 8 و ورودی‌های شرقی، پیشنهاد می‌شود برای کاهش تصادفات، زیرساخت‌های ترافیکی اصلاح، قوانین ترافیکی تقویت و نظارت با سیستم‌های هوشمند افزایش یابد. همچنین، برگزاری کمپین‌های آگاهی‌بخشی می‌تواند در کاهش حوادث ترافیکی مؤثر باشد.

سعید دستگیری، لیلی محمد خانلی، احسان فریفته، الهام داوطلب اسماعیلی،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

سیر زیست شناختی تکامل منجر به تغییرات و گسترش خزانه واحد‌های زیستی در جمعیت یعنی "ژن"ها می‌گردد. این تعریف امروزه جامعیت بیشتری پیدا کرده و علاوه بر واحد‌های زیستی، شامل واحدهای فکری و فرهنگی با عنوان "میم"ها وواحدهای الکترونیکی یا دیجیتالی با عنوان "تم"ها نیز گردیده است.  انتشار هر سه واحد (ژن، میم و تم) از الگوریتم تکاملی خاصی تبعیت می‌کند که از قوانین داروین درمورد بازتولید و انتخاب بهترین سازگاری الهام گرفته شده است.
الگوی انتشار ژن‌ها بر اساس قوانین ژنتیک استوار می­ باشد، درصورتی که الگوی اپیدمیولوژیک انتشار میم‌ها و تم‌ها معمولاً از الگوهای ویروسی تبعیت می ­کنند. موفقیت یک میم در این است که مانند یک بیماری همه‌گیر به تمام جمعیت سرایت ‌کند تا در نهایت به یک جزء ثابت و بومی در فرهنگ آن جمعیت تبدیل شود.
در پایان، تحقیقات بیشتری برای مقایسه الگوریتم‌های تکاملی فرهنگی و رفتاری با تکامل زیستی و مدل‌سازی توسعه و تکامل میم‌ها و تیم‌ها ضروری است تا مزایا و معایب آن‌ها در جمعیت‌های انسانی کشف شود.

زهرا صبوحی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

پرونده الکترونیک سلامت به‌عنوان یک ابزار نوین در پایش و کنترل بیماری‌های اپیدمیک در مدارس ایران می‌تواند به کاهش شیوع بیماری‌ها کمک کند. این مقاله به بررسی نقش این سیستم در پیشگیری از اپیدمی‌ها و افزایش هماهنگی بین نهادهای آموزشی و بهداشتی پرداخته است.
نیلوفر بهرام پور، سید وحید احمدی طباطبایی، مریم فرجی، علی اکبر حقدوست،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: پسماند به مواد جامد، مایع و گاز (غیر از فاضلاب) گفته می‌شود که حاصل فعالیت انسان بوده و از نظر تولیدکننده زائد تلقی می‌شود. به دنبال افزایش جمعیت تولید پسماند خانگی نیز افزایش می‌یابد؛ بنابراین بررسی اثرات مدیریت پسماند خانگی بر سلامتی یک مسئله حیاتی است. با شناسایی مشکلات و خطرات ناشی از این نوع پسماند می‌توان با مداخلات موثر اثرات ناشی از آن را کاهش داد.
روش کار: این مطالعه یک مرور دامنه­ای با هدف ارزیابی پیامدهای سلامت مدیریت پسماند خانگی می‌باشد. در این مطالعه پایگاه‌های الکترونیک PubMed، Scopus و Web of science در محدوده سال‌های 2024-2014 به زبان انگلیسی جستجو و نتایج به دست آمده وارد نرم افزار اندنوت شده و مورد غربالگری قرارگرفتند.
یافته‌ها: در نتیجه جستجوی منابع، از 3504 مطالعه نهایتا تعداد 109 متن کامل در مطالعه گنجانده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که اغلب مطالعات در کشورهای در حال توسعه انجام شده‌است. ابزار جمع آوری اطلاعات اغلب نمونه­ های آزمایشگاهی و بیشتر آنها از نوع کمی بودند. اکثر این مطالعات به بررسی اثرات مدیریت پسماند خانگی بر سلامت جسمی پرداخته بودند و کم‌ترین بعد مورد بررسی سلامت معنوی بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان می­دهد که مدیریت پسماند خانگی علاوه بر اثرات بر سلامت جسمی و آلودگی­ های زیست محیطی می‌تواند سلامت روانی، اجتماعی و معنوی را تحت تاثیر قراردهد. بنابراین باید با شناسایی این اثرات به دنبال راه حل‌هایی برای مدیریت بهتر پسماند خانگی جهت به حداقل رساندن آثار منفی بر سلامتی باشیم.

علی‌اصغر فخری دمشقیه، حسام‌الدین اکبرین، روزبه بشر، محمدرضا شیرزادی، زهرا بلوکی، نرگس قاسم‌زاده،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: هاری در سطح جهان خطر برای سلامت عمومی محسوب می‌شود. هدف از این مطالعه تعیین مقدار و روند هزینه‌های ناشی از سرم ضدهاری و واکسن هاری در ایران بین سال‌های 1394 و 1401 بود.
روش کار: با استفاده از داده‌های کشوری از فروردین 1394 تا فروردین 1401، مقدار هزینه‌ ناشی از سرم ضدهاری، واکسن هاری انسانی، و مجموع هزینه‌های این دو تعیین شدند. روند سالانه‌ هزینه‌ ناشی از سرم، واکسن، و مجموع هزینه‌ این دو با استفاده از رگرسیون Joinpoint با حداکثر یک نقطه‌ اتصال تعیین شد.
یافته‌ها: بیشترین هزینه‌های سرم و واکسن هاری به ترتیب در سال‌های 1400 و 1399 (58/3 و 6/874 میلیون دلار آمریکا) مشاهده‌ شدند. میانگین درصد تغییر سالانه از نظر آماری معنی‌دار (0/001>p) و نشان‌دهنده‌ روند افزایشی هزینه‌های ناشی از مصرف سرم ضدهاری بود. روند هزینه‌ واکسن بین سال‌های 1394 و 1399 افزایشی و درصدهای تغییر سالانه بین سال‌های 1394 و 1399 (0/001>p) و سال 1400 (0/001>p) از نظر آماری معنی‌‌دار بودند. برای مجموع هزینه‌های سرم ضدهاری و واکسن هاری، میانگین درصد تغییر سالانه از نظر آماری معنی‌دار (0/001>p)  و نشان‌دهنده روند افزایشی آن در ایران بود.
نتیجه‌گیری: کم‌ترین مقدار هزینه‌ ناشی از واکسن هاری در سال 1400 مشاهده شد که ممکن است به علت رخداد پاندمی کووید-19 باشد. برای کاهش خسارت‌های ناشی از هاری، تولید داخلی سرم ضدهاری، پیاده‌سازی اقدام‌های کنترلی هاری در جمعیت سگ‌های بدون سرپرست، و افزایش آگاهی جمعیت عمومی در زمینه‌ حیوان‌گزیدگی به‌ویژه سگ‌گزیدگی توصیه می‌شود.

هانیه صالحی سربیژن، تانیا دهش، فیروزه میرزایی، آرمیتا شاه اسماعیلی نژاد،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: کاهش باروری به یک چالش جمعیتی در ایران تبدیل شده است. این مطالعه با هدف بررسی میزان تمایل به فرزندآوری و عوامل مرتبط با آن در شهر جیرفت در سال ۱۴۰۱ انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی ۶۰۰ زن متأهل زیر ۴۹ سال که به مراکز جامع سلامت شهر جیرفت مراجعه کرده بودند، انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه جمع‌آوری گردید. این پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک و سؤالات مرتبط با اهداف مطالعه بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از فراوانی، درصد و رگرسیون لجستیک در نرم‌افزار آماری SPSS نسخه ۲۰ صورت گرفت.
یافته‌ها: میزان تمایل به فرزند آوری در حال حاضر 32/7 درصد و در آینده 59/7 درصد بود. مهم‌ترین دلایل تمایل به فرزند آوری علاقه به مادر بودن/شدن (94/4 درصد)، علاقه به بچه (93/9 درصد) و مهم‌ترین دلایل عدم تمایل به فرزند آوری نگرانی در مورد تأمین آینده فرزندان جدید (57/2 درصد)، افزایش مشکلات اقتصادی با آوردن فرزند دیگر (۵۰ درصد) بودند. عوامل مرتبط با تمایل به فرزند آوری، تعداد فرزندان (افراد تک فرزند نسبت به افراد بدون فرزند 5/23=OR و فاصله اطمینان 95 درصد (13/49 و 2/03))، (افراد دو فرزند نسبت به افراد بدون فرزند (2/21=OR و فاصله اطمینان 95 درصد (5/001 و 0/98))، زیر مقیاس ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﮐﻦزندگی ((1/02=OR و فاصله اطمینان 95 درصد (1/04 و 1/008))، زیرمقیاس ﻣﻮﮐﻮﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎﺭﻭﺭﻱ ﺑﻪ ﺁﻳﻨﺪﻩ ((1/06=OR و فاصله اطمینان 95 درصد (1/08 و 1/05)) و زیر مقیاس ﺑﺎﺭﻭﺭﻱ ﻣﺴﺘﻠﺰﻡ ﺗﺤﻘﻖ ﭘﻴﺶﺯﻣﻴﻨﻪﻫﺎ بودند ((1/01=OR و فاصله اطمینان 95 درصد (1/03 و 1/002)).
نتیجه‌گیری: به‌طورکلی، یک سوم زنان شرکت‌کننده در مطالعه در حال حاضر تمایل به فرزندآوری و دو سوم آن‌ها در آینده تمایل به باروری داشتند. نگرش مثبت نسبت به فرزندآوری مهم‌ترین عامل مرتبط با تمایل به آن است.


صفحه 10 از 11     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله اپیدمیولوژی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb