مهرداد افتخار اردبیلی، مژگان تابان، مریم حاتمی زاده، هادی رنجبر،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پرسشنامه استفاده مشکلساز از اینترنت که برای ارزیابی عوارض استفاده زیاد از اینترنت طراحی شده است، قبلا به زبان فارسی برگردانده شده است. در بررسی روایی این ابزار فاکتورهای درونی ابزار با نسخه اصلی انگلیسی متفاوت به دست آمدند. هدف از این پژوهش تعیین ساختار عاملی نسخه فارسی پرسشنامه استفاده مشکلساز از اینترنت بود.
روش کار: این پژوهش، یک مطالعه روششناختی بود. نمونهگیری از بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتی شریف انجام شد. 428 دانشجو پرسشنامه پژوهش را تکمیل کردند. ابزار پژوهش، پرسشنامه استفاده مشکلساز از اینترنت بود. تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از نرمافزار AMOS نسخه 16 انجام شد. پایایی ابزار به روش محاسبه آلفای کرونباخ تأیید شد (α=0.89).
یافتهها: تحلیل عاملی اکتشافی، 4 عامل را نشان داد که شامل اشتغال ذهنی آنلاین، عوارض استفاده زیاد، تعاملات اجتماعی و استفاده بیش از حد بودند. میانگین ± انحراف معیار نمره بعد اشتغال ذهنی 81/0±12/2، عوارض استفاده زیاد 86/0±01/2، تعاملات اجتماعی 85/0±18/2 و استفاده بیش از حد 97/0±39/2 به دست آمد.
نتیجهگیری: تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی نشان دادند که ساختار عاملی نسخه فارسی پرسشنامه استفاده مشکلساز با نسخه انگلیسی تشابه نسبی دارد. یکی از ابعاد پرسشنامه به دو بعد جدید تبدیل شد. این پرسشنامه میتواند ابزاری مناسب برای اندازهگیری رفتارهای مشکلساز در زمینه استفاده زیاد از اینترنت باشد.
حمیده تکه، حسین انصاری، علیرضا انصاری مقدم، نورمحمد نوری، کورش تیرگر فاخری، فریبا زارع،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بیماری مادرزادی قلبی شایعترین نوع نقص هنگام تولد است که 25 درصد از کل ناهنجاریهای مادرزادی را تشکیل میدهد. این مطالعه با هدف شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بیماری مادرزادی قلبی در جنوبشرق ایران انجام گرفت.
روش کار: در این مطالعه، 353 مورد از کودکان 59-0 ماهه و دارای بیماری قلبی مادرزادی مراجعه کننده از سراسر استان سیستان و بلوچستان به کلینیک قلب کودکان و 353 شاهد نیز از کودکان 59-0 ماهه و سالم مراجعه کننده به مراکز سلامت زاهدان انتخاب شدند. از نظر سن،و جنس و محل سکونت همسانسازی انجام گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شدند و با استفاده از آزمونهای t مستقل و مربع کای و مدل رگرسیون لجستیک چندگانه تحلیل شد.
یافتهها: این مطالعه نشان داد عدم مصرف فولیک اسید در دوران بارداری (8/11=OR)، عدم مصرف مولتی ویتامین در دوران بارداری (1/4=OR)، وجود بیماری در فامیل درجه اول والدین (4/3=OR)، وجود دکل مخابراتی در دید خانه (3 =OR) و سابقه سقط (4/3=OR) و مواجهه همیشگی مادر با دود دخانیات ثانویه (9/2=OR) از مهمترین متغیرهایی بودند که بهطور معنیداری شانس تولد نوزاد با بیماری مادرزادی قلبی را افزایش میدادند (P<0.05).
نتیجهگیری: برنامهریزی و تأکید بر مصرف مکملها در دوران بارداری و افزایش سطح آگاهی زنان در معرض خطر در کاهش این بیماری مؤثر است. آموزش چگونگی اجرایی کردن روشهای جلوگیری از این بیماری به کادر پزشکی و بهداشت برای کنترل فاکتورهای خطر و کاهش هزینههای مرتبط با این بیماری در جامعه ضروری به نظر میرسد.
لیلا خزایی، سهیلا خداکریم، ابوالفضل محمد بیگی، عباس علیپور،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مسألهای که امروزه عمل سزارین را به چالش میکشد، انجام بیرویه این عمل جراحی به عنوان روش متداول زایمان است. با توجه به روند رو به رشد فراوانی زایمان سزارین در سالهای گذشته در ایران، برنامه ترویج زایمان طبیعی به عنوان یکی از برنامههای طرح تحول نظام سلامت در سال 1393 به اجرا در آمد. در این پژوهش روند تغییرات درصد زایمان سزارین به دنبال اجرای این برنامه در استان قم ارزیابی شده است.
روش کار: این مطالعه یک آنالیز روند است که روی تمامی زایمآنهای سزارین انجام شده در استان قم در سالهای 96-1384 صورت گرفته و به روش رگرسیون نقاط اتصال انجام شده است.
یافتهها: در این مطالعه در استان قم سالانه 4/0 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 2/1-5/0) افزایش درصد زایمان سزارین در روند مشاهده میشود که البته این افزایش از نظر آماری معنیدار نبوده است (3/0 =P)، اما در بین بیمارستآنهای دولتی کاهش معنیداری در فراوانی زایمان سزارین به دنبال اقدامات صورت گرفته مشاهده شد. این در حالی است که درصد سزارین در بیمارستآنهای غیردولتی افزایش یافته که از نظر آماری معنیدار بوده است.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این مطالعه با توجه به گذشتن بیش از 3 سال از اجرای طرح تحول نظام سلامت بهصورت کلی اجرای این طرح نتوانسته کاهش قابل توجهی در روند کلی زایمان سزارین در این بازه زمانی در استان قم ایجاد کند، و به اهدافی که از پیش تعیین شدهاند؛ دست یابد.
مقدمه و اهداف: مسألهای که امروزه عمل سزارین را به چالش میکشد، انجام بیرویه این عمل جراحی به عنوان روش متداول زایمان است. با توجه به روند رو به رشد فراوانی زایمان سزارین در سالهای گذشته در ایران، برنامه ترویج زایمان طبیعی به عنوان یکی از برنامههای طرح تحول نظام سلامت در سال 1393 به اجرا در آمد. در این پژوهش روند تغییرات درصد زایمان سزارین به دنبال اجرای این برنامه در استان قم ارزیابی شده است.
روش کار: این مطالعه یک آنالیز روند است که روی تمامی زایمآنهای سزارین انجام شده در استان قم در سالهای 96-1384 صورت گرفته و به روش رگرسیون نقاط اتصال انجام شده است.
یافتهها: در این مطالعه در استان قم سالانه 4/0 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 2/1-5/0) افزایش درصد زایمان سزارین در روند مشاهده میشود که البته این افزایش از نظر آماری معنیدار نبوده است (3/0 =P)، اما در بین بیمارستآنهای دولتی کاهش معنیداری در فراوانی زایمان سزارین به دنبال اقدامات صورت گرفته مشاهده شد. این در حالی است که درصد سزارین در بیمارستآنهای غیردولتی افزایش یافته که از نظر آماری معنیدار بوده است.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این مطالعه با توجه به گذشتن بیش از 3 سال از اجرای طرح تحول نظام سلامت بهصورت کلی اجرای این طرح نتوانسته کاهش قابل توجهی در روند کلی زایمان سزارین در این بازه زمانی در استان قم ایجاد کند، و به اهدافی که از پیش تعیین شدهاند؛ دست یابد.
مصطفی عنایت راد، حمیدرضا طباطبایی، سپیده مهدوی، طناز ولدبیگی، کوروش اعتماد، شهاب رضاییان، حلیمه یعقوبی، فاطمه زولفی زاده، محمود حاجی پور،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: یکی از علل مرگ نوزادی و مرگ کودکان زیر پنج سال، نارس به دنیا آمدن نوزادان است. هدف از این مطالعه شناسایی عوامل خطر مرتبط با تولد نوزاد نارس در سبک زندگی زنان باردار است.
روش کار: بررسی حاضر یک مطالعه مورد شاهدی است، که بر روی مادران مراجعهکننده به مراکز خدمات جامع سلامت استانهای سطح کشور انجام شد. آنالیز توصیفی متغیرهای موردبررسی بهصورت درصد و فراوانی گزارش شد و در تحلیل دادهها از آنالیز رگرسیون لجستیک در سطح معناداری کمتر از 05/0 استفاده شد.
یافتهها: در مطالعه حاضر2463 زن باردار (668 نفر بهعنوان مورد و 1795 نفر بهعنوان شاهد) موردبررسی قرار گرفتند و ارتباط معناداری بین مکان سکونت (002/0 :P ،424/1OR:)، سطح تحصیلات مادر (027/0:P، 920/1OR:)، دوقلویی بودن
(001/0:P، 953/4OR:)، فاصله بین بارداری (009/0:P، 821/1OR:)، ابتلا به بیماری خاص (010/0:P، 694/1OR:)، وضعیت تغذیه مادر (024/0:P، 420/1OR:)، فعالیت بدنی (001/0:P، 591/1OR:)، نحوه خوابیدن (008/0:P، 634/0OR:)، و سابقه مردهزایی (001/0:P، 247/0OR:) با تولد نوزاد نارس نشان داد.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه برخی از عوامل تولد نوزاد نارس قابلپیشگیری میباشند. میتوان با بهبود وضعیت مراقبتهای دوران بارداری و تغییر سبک زندگی مادر باردار و با افزایش آگاهی و ایجاد محیط سالم و امن برای مادر عوامل خطر تولد نوزاد نارس را کاهش دهد.
فرشته عثمانی، ابراهیم حاجی زاده، علی اکبر راسخی، محمد اسماعیل اکبری،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در بسیاری ازموقعیتهای پزشکی، افراد میتوانند پیشامدهای بازگشتی را با یک پیشامد پایانی تجربه کنند. درصورتی که پیشامد پایانی به عنوان سانسور در نظرگرفته شود، ممکن است از پذیره استقلال در آنالیز دادههای بقا تخطی شود. در این مطالعه، با استفاده از یک مدل شکنندگی سعی شده تا به طور توأم، پیشامدهای بازگشتی عود بههمراه رخداد نهایی مرگ بیماران مبتلا به سرطان پستان مدلبندی شود.
روش کار: دراین مطالعه همگروهی گذشتهنگر، تعداد 443 بیمار مبتلا به سرطان پستان ثبت شده در مرکز تحقیقات سرطان بیمارستان شهدای تجریش، مورد بررسی قرارگرفتند. در این مطالعه، ازمدل لیو برای مدلبندی توأم پیشامدهای بازگشتی و مرگ استفاده شد، که در آن از یک شکنندگی مشترک با توزیع گاما استفاده شد. اجرای مدل و تحلیل دادهها در بسته Frailtypack نرمافزار R نسخه 3.4.1 انجام شد.
یافتهها: تعداد 443 زن مبتلا به سرطان پستان مورد بررسی قرار گرفتند. تحلیل یکمتغیره و چندمتغیره برای این بیماران انجام شد. از این تعداد، برای 338 بیمار (3/76 درصد)پیشامد عود رخ داده بود و 105بیمار (7/23%) سانسور شده بودند. یافتهها بهدست آمده از مدل شکنندگی توأم نشان داد که خطر نسبی عود در بیماران دارای سابقه فامیلی درجه یک در مقایسه با سایر افراد 36 درصد بیشتر بوده است (05/0>P) همچنین خطر نسبی عود در بیماران با مرحله 3 بیماری 19% بیشتر نسبت به سایر مراحل و همینطور خطر نسبی عود در بیمارانی که شیمی درمانی انجام دادهاند، 5/2 برابر بیشتر از بیماران بدون سابقه شیمیدرمانی بهدست آمد.
نتیجهگیری: در این مطالعه،مدل ارایه شده علاوه بر قابلیت مدلبندی همزمان پیشامدها، میتواند به پیشگیری از شیوع بالاتر ابتلا به رخداد نهایی (مرگ) و در نتیجه کاهش عوارض نامطلوب ناشی از بیماریهای برگشتپذیر کمککننده باشد.
عباسعلی عباسی، حمیدرضا بهرامی، بهناز بیگی، احسان موسی فرخانی، ویدا وکیلی، فریبرز رضایی طلب، رضا افتخاری گل، مهدی طالبی،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اختلال خواب به معنای اختلال در کیفیت، زمان و میزان خواب است، به گونهای که در طول روز باعث کاهش عملکرد و ناراحتی در فرد میشود. با توجه به اهمیت خواب در سلامت و کیفیت زندگی و احتمال بروز اختلالهای ناشی از آن در سالمندان، این مطالعه با هدف بررسی اختلال خواب و عوامل مؤثر برآن در سالمندان ساکن در جمعیت زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد.
روش کار: این مطالعه، یکی از بزرگترین مطالعههای مقطعی مبتنی بر جمعیت در سالمندان زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال 1396 طراحی شده است. در این مطالعه در مجموع 8496 سالمند 90-60 ساله با اختلال خواب (به عنوان «عارضه دارد») با 35041 نفر بدون اختلال خواب به عنوان «عارضه ندارد» مقایسه شدند. اطلاعات از سامانه پرونده الکترونیک سلامت سینا (®SinaEHR) استخراج شد. برای تحلیل دادهها از نرم افزار Stata نسخه 14 و از روش آماری رگرسیون لجستیک باینری تک متغیره و چند متغیره استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه بین متغیرهای جنس مرد با نسبت شانس 58/0 (فاصله اطمینان 95 درصد: 61/0- 55/0)، تأهل 88/0
(فاصله اطمینان 95 درصد: 93/0- 83/0)، اضافه وزن و کمبود وزن در مقایسه با وزن نرمال به ترتیب 27/1 (فاصله اطمینان 95 درصد: 34/1- 21/1) و 20/1 (فاصله اطمینان 95 درصد: 38/1- 04/1)، مصرف دخانیات 22/2 (فاصله اطمینان 95 درصد: 40/2- 05/2)، فشار خون بالا 44/1 (فاصله اطمینان 95 درصد: 52/1- 37/1)، دیابت 49/1 (فاصله اطمینان 95 درصد: 58/1- 40/1) و افسردگی 05/3 (فاصله اطمینان 95 درصد: 38/3- 74/2) با اختلال خواب رابطه آماری معنیداری مشاهده شد.
نتیجهگیری: در این مطالعه متغیرهای جنس، وضع تأهل، شاخص توده بدنی، مصرف دخانیات، پرفشاری خون، دیابت و افسردگی از تعیینکنندههای اصلی اختلال خواب بودند ﮐﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎیﯽ آنها و اﻧﺠﺎم ﻣﺪاﺧلههای ﻣﻨﺎﺳﺐ برای ﺑﻬﺒﻮد ﺧﻮاب ﺿﺮوری ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ.
محمد پوررنجبر، حسین جمالی زاده، محمد مهرتاش، کورس دیوسالار،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: یکی از دورانهای حساس زندگی یک زن، دوره یائسگی است. افزایش سطح سلامت در این دوران میتواند کیفیت زندگی بهتری را برای او رقمزده و ثمرات زیادی برای وی داشته باشد. هدف از این مطالعه، ارزیابی رابطه سطح فعالیت بدنی و سطح سلامت زنان یائسه در استان کرمان بود.
روش کار: 536 زن یائسه استان کرمان مد نظر قرار گرفتند. از پرسشنامه سلامت عمومی گلدنبرگ برای سنجش سطح سلامت و برای سطح فعالیت بدنی از پرسشنامه عمومی فعالیت ورزشی (GPAQ) استفاده شد. از فرمول شاخص توده بدنی برای اندازهگیری BMI استفاده شد. در نهایت باتوجه به طبیعی نبودن توزیع دادهها از آمار غیر نرمال اسپیرمن، کروسکال والیس و بونفرونی استفاده شد.
یافتهها: سطح فعالیت بدنی در زنان یائسه استان کرمان پایینتر از مقدار توصیه شده توسط سازمان جهانی بهداشت بود. یافتهها نشان داد که رابطه آماری معنیداری بین فعالیت بدنی و سطح سلامت (259/0r=) در زنان یائسه استان کرمان وجود دارد (001/0 P≤). شاخص توده بدنی و سطح سلامت رابطه معکوس و معنیداری (186/0-) با یکدیگر داشتند (001/0 P≤).
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، رابطه آماری معنیداری بین سطح فعالیت بدنی و سطح سلامت عمومی زنان یائسه مشاهده شد و با توجه به تأثیر فعالیت بدنی بر سلامت میتوان گفت احتمالاً افزایش سطح فعالیت بدنی زنان یائسه استان کرمان بتواند سطح سلامت و شاخص توده بدنی آنها را بهبود بخشید.
مقدمه و اهداف: یکی از دورانهای حساس زندگی یک زن، دوره یائسگی است. افزایش سطح سلامت در این دوران میتواند کیفیت زندگی بهتری را برای او رقمزده و ثمرات زیادی برای وی داشته باشد. هدف از این مطالعه، ارزیابی رابطه سطح فعالیت بدنی و سطح سلامت زنان یائسه در استان کرمان بود.
روش کار: 536 زن یائسه استان کرمان مد نظر قرار گرفتند. از پرسشنامه سلامت عمومی گلدنبرگ برای سنجش سطح سلامت و برای سطح فعالیت بدنی از پرسشنامه عمومی فعالیت ورزشی (GPAQ) استفاده شد. از فرمول شاخص توده بدنی برای اندازهگیری BMI استفاده شد. در نهایت باتوجه به طبیعی نبودن توزیع دادهها از آمار غیر نرمال اسپیرمن، کروسکال والیس و بونفرونی استفاده شد.
یافتهها: سطح فعالیت بدنی در زنان یائسه استان کرمان پایینتر از مقدار توصیه شده توسط سازمان جهانی بهداشت بود. یافتهها نشان داد که رابطه آماری معنیداری بین فعالیت بدنی و سطح سلامت (259/0r=) در زنان یائسه استان کرمان وجود دارد (001/0 P≤). شاخص توده بدنی و سطح سلامت رابطه معکوس و معنیداری (186/0-) با یکدیگر داشتند (001/0 P≤).
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، رابطه آماری معنیداری بین سطح فعالیت بدنی و سطح سلامت عمومی زنان یائسه مشاهده شد و با توجه به تأثیر فعالیت بدنی بر سلامت میتوان گفت احتمالاً افزایش سطح فعالیت بدنی زنان یائسه استان کرمان بتواند سطح سلامت و شاخص توده بدنی آنها را بهبود بخشید.
فاطمه امیری گور، حمید شریفی، الهام قربانی علی آبادی، فاطمه سادات میررشیدی، مریم میرزایی، ناصر نصیری،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: کمکاری مادرزادی تیروئید یکی از سببهای عقبماندگی ذهنی و مرگ زودرس نوزادان است. ازآنجا که شناسایی عوامل مؤثر بر کمکاری تیروئید نقش مهمی در پیشگیری از آن دارد، این مطالعه با هدف تعیین شیوع و بررسی برخی عوامل مرتبط در کمکاری تیروئید نوزادان طراحی شد.
روش کار: این مطالعه یک آنالیز ثانویه روی دادههای ثبت کاغذی برنامه غربالگری کمکاری نوزادان بود. تشخیص کمکاری تیروئید بر اساس نمونه TSH (Thyroid Stimulating Hormone) از کف پا در فاصله سومین تا پنجمین روز زندگی انجام شد. با مراجعه به مرکز بهداشت شهرستان جیرفت دادههای متولدین بیمارستانهای شهر جیرفت جمعآوری و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون رگرسیون پواسون تحلیل شدند.
یافتهها: نوزادان متولدشده طی فروردین تا اسفند 1395 در این مطالعه ۴۹۹۸ نوزاد (۲۴۵۰ -02/49 درصد- دختر و 2548- 98/50 درصد- پسر) بودند. شیوع کمکاری تیروئید نوزادان در این مطالعه 1 بیمار به 135 تولد زنده بود. میزان ابتلا به کمکاری تیروئید در نوزادان متولدشده به روش سزارین (2/2=IRR ، فاصله اطمینان 95 درصد: 1/4-1/1) و نوزادان بستریشده در بخش NICU (بخش مراقبتهای ویژه نوزادان نارس) ( 6/4=IRR، فاصله اطمینان 95 درصد: 9/8-4/2) بیشتر بود. نوزادان با وزن بالای زمان تولد بیشتر مبتلا به کمکاری مادرزادی تیروئید (3/5=IRR، فاصله اطمینان 95 درصد: 1/8-5/3) شده بودند.
نتیجهگیری: در این مطالعه نسبت به دیگر مطالعهها، شیوع کمکاری تیروئید نوزادان بالا بود و بیشتر مبتلایان به کمکاری تیروئید مشابه نتایج سایر مطالعهها پسران بودند. شاید تفاوت ژنتیکی و محیطی توجیه کننده این مطلب باشد. مشاهده شد شیوع کمکاری در نوزادان متولدشده به روش سزارین و نوزادان بستری در NICU بالاتر بود.
محمدرضا افلاطونیان، ابوالحسن ندیم، ایرج شریفی، مهدی بامروت، سمیه تاجیک، مهدی هاشمیان، رضا عباسی راینی، رضا شعبان زاده، بهناز افلاطونیان،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: لیشمانیوز جلدی ازجمله مشکلات بهداشتی در ایران و استان کرمان محسوب میشود. این مطالعه با هدف تعیین میزان ابتلا و معرفی دو کانون جدید لیشمانیوز جلدی در شرق و جنوب شرق کرمان انجام گرفت.
روش کار: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی اطلاعات جمعیتی دو منطقه آلوده سرآسیاب در شرق و مراکز بهداشتی درمانی و الله اباد در حاشیه جنوب شرق کرمان از مرکز بهداشت شهرستان کرمان کسب گردید. از هر منطقه 20 خوشه و هر خوشه 20 خانوار بهطور تصادفی انتخاب شد. اطلاعات جمعیت شناختی افراد و تعداد و محل زخم، اسکار، زمان و مکان ابتلا در پرسشنامه ثبت و مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میزان شیوع در منطقه الله آباد 6/9 و در منطقه سرآسیاب 7/42 درهزار و میزان بروز به ترتیب 4/3 و 8/3 در هزار بود. بالاترین میزان ابتلا در الله آباد در گروه سنی زیر 6 سال بود و ازنظر آماری اختلاف معنیداری را با سایر گروهها نشان داد (05/0P<) و نسبت خطر ( OR) ابتلا در سرآسیاب 6/4 برابر منطقه الله آباد بود و ازنظر آماری هم معنیدار بود (001/0P<).
نتیجهگیری: نسبت میزان شیوع به میزان بروز در دو منطقه نشان میدهد که عمر کانون در شرق حدود 12 سال و در حاشیه جنوب شرق کرمان کانون جدیدی در حال شکلگیری است. پیشنهاد میگردد که با برنامه منظم در مراکز بهداشتی درمانی مناطق مذکور شامل بیماریابی فعال و درمان رایگان، بیماران را تا بهبودی کامل در دستور کار قرار دهد تا امکان کنترل بیماری فراهم گردد.
فرشته بهمنش، زیبا تقی زاده، ابوعلی ودادهیر، عباس عبادی، ابوالقاسم پوررضا، محمد جلال عباسی شوازی،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: باروری پایین سبب کاهش نیروی کار و سالخوردگی جمعیت میشود. ازاینرو، فرزند آوری و تعیینکنندههای آن بهعنوان موضوعی مهم در سیاستگذاریهای جمعیتی، مطرح میشود. مطالعه حاضر، به تبیین علل تکفرزندی بر اساس دیدگاه زنان پرداخته است.
روش کار: مطالعه کیفی حاضر، قسمت دوم یک مطالعه ترکیبی توضیحی متوالی است که با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی و روش استدلال استقرایی انجام شد. جامعه پژوهش، خانمهای متأهل 49-15ساله شهرستان بابل بودند که دارای تکفرزند بودند و اصلاً قصد بارداری در آینده نداشتند و با نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. پس از کسب رضایتنامه کتبی، مصاحبههای نیمه ساختاریافته انجام شد و دادهها با 13 مصاحبه به اشباع رسید.
یافتهها: یافتهها نشان داد که تکفرزندی در خانمهای بابلی متأثر از رسانه و الگوهای اجتماعی است که با تقدم خویشتن همراه است. آینده تضمین نشده و تعارض زناشویی، داشتن تنها یک فرزند را تقویت میکند. در حقیقت، مسائلی وجود دارد که زنان باوجود "بلاتکلیفیهای تکفرزندی"، مجبور به "ابقای تکفرزندی" شدهاند و تلاش میکنند تا با تنها یک فرزند به زندگی خود معنا ببخشند.
نتیجهگیری: غیر از مسائل اقتصادی، مسائل اجتماعی متعددی در فرزند آوری خانوادهها نقش دارد و سیاستگذاران جمعیتی برای رسیدن به اهداف جمعیتی موردنظر خود باید این مسائل و مشکلات را نیز در نظر داشته باشند.
الهام عبدالمالکی، ژاله عبدی، مهشاد گوهری مهر، رضوانه الوندی، سهند ریاضی، الهام احمدنژاد،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بر اساس مدل بینالمللی نظام مراقبت سلامت دانشآموزان، ایران همانند بقیه کشورها مجموعه پیمایشهایی را با عنوان کاسپین اجرا کرده است. هدف از این پژوهش، مقایسه پیمایشهای کاسپین اجرا شده و سپس پیشنهادهایی برای اجرا در دورههای آتی است.
روش کار: مطالعه مرور نظاممند که در آن جمـعآوری اطلاعات از مستندات مربوط بــه سازمان جهانی بهداشــت (WHO) و از راه جـستوجو در پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی شامل Pubmed، EMBASE، Scopus، GoogleScholar، ScienceDirect و پایگاه اطلاعات کشوری شامل Magiran، SID، Irandoc، Iran medex به دو زبان انگلیسی و فارسی (در فاصله زمانی 18-2003) انجام شد. زمان و مکان اجرا، گروه هدف، پرسشنامههای مورد استفاده، حجم نمونه و روش نمونهگیری در دورههای اجرا شده مقایسه شده است.
یافتهها: مطالعه کاسپین تاکنون 5 بار در ایران ( 2015-2003) به اجرا درآمده است. این مطالعه دو پرسشنامه دانشآموزان و والدین دارد. در هر 5 دوره، روشهای نمونهگیری و پرسشنامهها در هسته اصلی مشابه هستند و در برخی جزییات که بهصورت انتخابی به آن اضافه میشود، با هم تفاوت دارند. پرسشنامهها بر اساس برنامه نظام مراقبت سلامت دانشآموزان (GSHS) و برنامه رویکـرد گامبهگام سازمان جهانی بهداشت برای مراقبـت عوامـل خطـر بیماریهـای غیر واگیر، طراحی شدهاند.
نتیجهگیری: با توجه به تغییرات اندک در هر دوره و انطباق آن با مدل جهانی، پیشنهاد میشود پیمایش دوره بعدی کاسپین با تبعیت از دورههای قبلی و مطابق استانداردهای ارائهشده در مدل جهانی در طی سالهای اخیر به فاصله منطقی از پیمایش سال 2015 اجرا شود.
علی احمدآبادی، حسین آقاجانی، مجید خادم رضاییان، مینو زنگنه، سید حسن طاووسی، علی هادیانفر،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سوختگیها حوادث ناگوار و با مرگومیر فراوان هستند. مطالعه حاضر باهدف تحلیل الگوی مکانی سوختگیها و شناسایی عوامل اجتماعی و اقتصادی مرتبط با بروز سوختگیها در شهر مشهد انجام شد.
روش کار: این مطالعه بهصورت یک مطالعه مقطعی بـر روی سوختگیهای منجر به بستری در بخش سوختگی بیمارستان امام رضا که تنها بخش تخصصی سوختگی در شمال شرق کشور است انجامگرفته اسـت. مدلهای آمیخته خطی تعمیمیافته فضایی (مدل پوآسن و دوجملهای منفی) بهمنظور مدلسازی رابطه بین نرخ بروز سوختگی و عوامل اقتصادی اجتماعی مورداستفاده قرار گرفت.
یافتهها: درمجموع 1044 بیمار سوختگی منجر به بستری شامل 9/69% مرد و 1/30% زن موردبررسی قرار گرفتند. بیشترین فراوانی سوختگیها در رده سنی 20-29 سال (2/24%) و شایعترین علت سوختگی شعله بود (0/41%). آزمون خودهمبستگی فضایی خوشههای معناداری از بروز سوختگی ها را در شهر مشهد نشان داد بهطوریکه مناطق مرکزی شهر و در بافت فرسوده در معرض خطر بالای بروز سوختگی هستند. نتایج برازش مدل نشان داد عواملی مثل میزان فرسودگی بافت مسکونی (IRR =1.007; 95%CI 1.005-1.008)، درصد بیسوادی (IRR =0.98; 95%CI 0.95-0.99)، درصد زنان شاغل (IRR =0.96; 95%CI 0.92-0.99)، درصد بیکاری (IRR =0.92; 95%CI 0.85-0.99)، درصد خانوار بدون همسر (IRR =1.08; 95%CI 1.02-1.17) و درصد حاشیهنشینی (IRR =1.006; 95%CI 1.005-1.008) با نرخ بروز سوختگی در محلات شهر مشهد ارتباط معناداری دارد.
نتیجهگیری: براساس نتایج، عوامل اجتماعی و اقتصادی با خطر افزایش بروز سوختگیها در شهر مشهد مرتبط است. نتایج این مطالعه میتواند در طراحی راهکارهای پیشگیری از سوختگی بهویژه در گروهها و مناطق پرخطر به کار گرفته شود.
ابوالفضل اعتباریان خوراسگانی، عاطفه قنبری خانقاه، عزت پاریاد، زهرا عطر کار روشن،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سبک زندگی روشی است که فرد در طول زندگی انتخاب کرده و بهعنوان شاخصی است که میتواند در سلامت جسمی و روانی افراد تأثیرگذار باشد. مطالعه حاضر باهدف تعیین سبک زندگی مردم شهر رشت و عوامل مؤثر بر آن انجامشده است.
روش کار: این مطالعه بر روی ۱۰۰۰نفر از ساکنین ۵ منطقه شهر رشت به روش تحلیلی-مقطعی انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه شامل مشخصات جمعیت شناختی و پرسشنامهی سلامت رفتاری جمعآوری گردید. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه ۲۰ و از آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی مستقل و رگرسیون خطی استفاده شد.
یافتهها: بر اساس یافتههای مطالعه 3/۵۰ % واحدهای پژوهش مرد و 7/۴۹% زن بودند. ازنظر سبک زندگی، میزان مصرف مشروبات الکلی 4/۱۳%، فعالیت فیزیکی 3/54%، مصرف صبحانه 6/95% ، گوشت قرمز 7/8۷%، میوه 4/98%، نمک 6/59%، غذای آماده 9/45% بود و 1/70% از مردم رشت هرگز مصرف دخانیات نداشتند. میانگین طول مدت خواب ساکنین 63/1± 45/7 ساعت بود.
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، ارتقای سطح آگاهی و دانش تغذیهای، آگاهی از مضرات استعمال دخانیات، در دسترس بودن مواد غذایی سالم و ارزان، فراهم نمودن امکانات فعالیت فیزیکی جهت ارتقای سبک زندگی اهمیت به سزایی دارد.
حسینعلی نیکبخت، هاله قائم، حمیدرضا طباطبایی، علیرضا میراحمدی زاده، سهیل حسنی پور، ثریا زحمت کش، عبدالرسول همتی، فریبا مرادی، اعظم عباسی،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شاخصهای آنتروپومتریک بخصوص وزن اطلاعات مفیدی را برای مراقبت از نوزادان فراهم کرده و منجر به شناسایی نوزادان در معرض خطر میشود لذا هدف مطالعه حاضر، تعیین میانگین وزن، قد و دور سر بدو تولد نوزادان و برخی عوامل مرتبط با آن بود.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، شاخصهای آنتروپومتریک (وزن، قد و دور سر) تعداد 1484 نوزاد تازه متولدشده، اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات مربوط به زایمان مادران بهصورت نمونهگیری چندمرحلهای در استان فارس در سال 1395جمعآوری گردید. همچنین پیشبینی کنندههای شاخصها با استفاده از مدل رگرسیون خطی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: از کل نمونههای موردپژوهش در این مطالعه، میانگین وزن، قد و دور سر نوزادان تازه متولدشده به ترتیب 465±3185 گرم، 92/2±92/49 و 29/2±58/34 سانتیمتر بود. 7% نوزادان نیز دارای وزن کم هنگام تولد بودند. در اختلاف بین میانگین وزن نوزادان در زمان تولد با جنسیت، نوزادان پسر بهطور متوسط 29/57 گرم وزن بیشتری نسبت به نوزادان دختر در زمان تولد دارند (05/0 >p ) همچنین قد و دور سر نوزادان پسر اگرچه به ترتیب 15/0 و 10/0 سانتیمتر نسبت به نوزادان دختر بیشتر بود اما این رابطهها معنیدار نبودند. در تحلیل چند متغیره علاوه بر جنسیت؛ سن بارداری در هنگام زایمان (هفته) و نوع زایمان با هر سه شاخص آنتروپومتریک رابطه داشت.
نتیجهگیری: با شناخت و کنترل عوامل خطرزا که عمدتاً قابل تعدیل هستند میتوان از بروز نوزادان دارای مشکلات شاخصهای تنسنجی بخصوص کموزنی جلوگیری کرد.
حسین طاهری چادرنشین، محمدرضا اسماعیلی، محمد فرحی، محسن توکلی،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: امروزه باوجود تدابیر مختلف جهانی پیرامون استفاده مواد نیروزا، استفاده از این مواد برای کسب موفقیت در رقابت و افزایش توده عضلانی به امری مشکلساز در جوامع ورزشی تبدیلشده است. لذا، هدف مطالعه حاضر بررسی شیوع، نگرش و گرایش به مصرف مواد نیروزا در بین جامعه ورزشی استان خراسان شمالی بود.
روش کار: جامعه آماری مطالعه مقطعی و توصیفی ـ تحلیلی حاضر را کلیه ورزشکاران استان خراسان شمالی تشکیل میدادند. دادههای جمعیت شناختی و مصرف مواد توسط پرسشنامه محقق ساخته جمعآوری شد. روایی آن مورد تأیید صاحبنظران حوزه زورافزایی رسید. پایایی پرسشنامه توسط آزمون آلفای کرونباخ محاسبه شد. پرسشنامه بهصورت خوشهای ـ تصادفی توزیع و 436 فرم تکمیل شد. تحلیل دادهها با کمک نرمافزار SPSS در سطح 05/0>P انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که 2/39% افراد حداقل یکی از مواد را جهت اهداف نیروزایی در ورزش استفاده کردهاند. شایعترین مواد استفادهشده مکملهای پروتئینی و ویتامینی (36%)، مواد معدنی (7/28%) و داروهای نیروزا (3/21%) بودند. همچنین، بین شیوع مصرف مواد نیروزا با سن، سابقه ورزشی و سطح تحصیلات ارتباط منفی و معنیداری وجود داشت. بعلاوه، نگرش و گرایش به مصرف مواد نیروزا در بین بدنسازان، وزنهبرداران و فوتبالیستها بالاتر از سایر ورزشکاران بود. گذشته از این، شناخت ورزشکاران، آگاهی نسبت به عوارض و میزان آگاهی کلی افراد نسبت به مواد نیروزا پایین بود.
نتیجهگیری: ازاینرو، تدوین برنامههای آموزشی جامع جهت ارتقاء سطح آگاهی و شناخت ورزشکاران و مربیان نسبت به مواد نیروزا در استان خراسان شمالی ضروری به نظر میرسد.
ابراهیم قادری، مصطفی صالحی وزیری، احسان مصطفوی، قباد مرادی، خالد رحمانی، محمد زینلی، محمدرضا شیرزادی، حسین عرفانی، شهلا افراسیابیان، سنا عیب پوش،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: هدف از این مطالعه، ارایه خلاصهای از برنامه مراقبت و کنترل تب خونریزی دهنده کریمه- کنگو در کشور، دستآوردها و نقاط قوت و ضعف آن است.
روش کار: این مطالعه یک مطالعه تلفیقی است. منابع اطلاعاتی شامل دادهها، گزارشها و دستورالعملهای موجود بودند. به منظور ارزیابی نقاط قوت و ضعف برنامه، مصاحبهای با دستاندرکاران برنامه صورت گرفت.
یافتهها: برنامه از سال 1378 در شبکه بهداشتی ادغام و مشمول گزارشدهی فوری شد. سازمانهای دخیل شامل مرکز مدیریت بیماریهای واگیر، معاونت بهداشتی دانشگاههای علوم پزشکی، انستیتو پاستور ایران، و سازمان دامپزشکی کشور هستند. بیماریابی بر اساس تعاریف استاندارد مورد مشکوک، محتمل، و قطعی است. تشخیص قطعی براساس نتیجه تست آزمایشگاهی و ظرف 48 ساعت پس از دریافت نمونه توسط آزمایشگاه مرجع کشوری در انستیتو پاستور ایران صورت میگیرد. درمان بهصورت حمایتی و دارویی و رایگان انجام میشود. مهمترین دستآوردهای برنامه شامل تشخیص و درمان سریع بیماران، پیشگیری از انتقال بیمارستانی، ارتقای هماهنگی بین بخشی، و شناسایی استانهای پرخطر و راههای انتقال اصلی در کشور است. دیگر دستآوردها شامل ارتقای سطح آمادگی در برخورد با طغیانها، راهاندازی آزمایشهای جدید برای شناسایی سایر آربوویروسها، و کاهش نرخ مرگ است.
نتیجهگیری: اجرای برنامه بر شناسایی بههنگام و کنترل طغیانهای سالیانه بیماری مؤثر بوده است. ادامه موفقیت برنامه مستلزم نظارت مستمر بر اجرای صحیح فرایندها و ارزیابی راهکارهای جاری است. ارتقای آگاهی جمعیت عمومی و در معرض خطر، گسترش همکاریهای بین بخشی و توسعه همکاریهای بینالمللی و منطقهای با کشورهای همجوار برای پایش و کنترل بیماری/ آلودگی در انسان، دام و ناقلها پیشنهاد میشود.
خالد رحمانی، قباد مرادی، محمد باقر خادم عرفان، لیلا فرجی، قاسم زمینی، بهارک محمدیان، محمد کریمی، فارس بهرامی، احمد رئیسی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ایران از سالیان پیش برنامههای حذف مالاریا را شروع کرده است. هدف از این پژوهش، مروری بر نظام مراقبت مالاریا در ایران بود.
روش کار: دادههای این مطالعه از نظام مراقبت مرکز مدیریت بیماریهای واگیر، بررسی اسناد، مدارک، کتابها و مقالههای منتشر شده و مصاحبه با صاحبان فرایند و صاحبنظران نظام مراقبت مالاریا در سالهای ۹۸-۱۳۹۶ هجری شمسی اخذ شد.
یافتهها: نظام مراقبت مالاریا در ایران یک ساختار منسجم دارد که در آن همه موارد شناسایی شده بیماری از سطوح محیطی تا مرکز به صورت فوری و تلفنی گزارش، بررسی و پیگیری میشوند. با توجه به این که اهداف اصلی برنامه مالاریا شامل حذف آن میسر شده است، مراقبت این بیماری در ایران هم اکنون با هدف استحکام مرحله حذف فعالیت میکند و در این مرحله همه موارد جدید علاوه بر بررسی، درمان و پیگیری، از نظر اپیدمیولوژیک هم با عنوانهای عود، انتقال محلی، انتقال از وارده و یا مالاریای ناشی از تلقیح خون طبقهبندی میشود.
نتیجهگیری: اجرای موفق مراقبت مالاریا در طی زمان باعث شده که اکنون موارد بومی بیماری تنها محدود به سه استان جنوبشرقی کشور باشد و موارد جدید به زیر ۳۰۰ مورد در سال برسد. با وجود موفقیتها، از آنجا که اکنون هدف از مراقبت مالاریا در ایران حذف بیماری است، نظارت مستمر بر اجرای صحیح همه فرایندها و ارزیابی راهکارهای مورد استفاده ضروری است.
فائزه نوروزی نژاد، حسین عرفانی، عباس نوروزی نژاد، فرزاد کاوه، فاطمه غفاری،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: استان کردستان به دلیل بالا بودن تعداد موارد بیماری یکی از مناطق موردتوجه برای برنامههای کشوری کنترل بروسلوز بوده است. این مطالعه با هدف تعیین برخی شاخصهای اپیدمیولوژیک و روند بروز بروسلوز انسانی در سالهای 95-1388 انجام شد.
روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی است. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به بروسلوز استان کردستان که بیماری آنها در فاصله سالهای 95-1388 تشخیص داده شده است، بود. اطلاعات مربوط به 6918 مورد بیماری در استان کردستان مورد تجزیهوتحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که بالاترین میزان بروز بیماری در استان مربوط به سال 1393 با میزان 54/103 در یکصد هزار نفر و پایینترین میزان بروز مربوط به سال 1389 با میزان 86/23 در یکصد هزار نفر جمعیت بود. بررسی 8 ساله بیماری نشان داد که بیشترین میزان بروز بیماری مربوط به شهرستان بیجار است. یافتهها همچنین نشان داد که بیشترین درصد تجمعی موارد بیماری مربوط به گروه سنی 44-25 سال بود. در این مطالعه زنان خانهدار و شغل کشاورز- دامدار، ساکنان روستا و جنس مذکر بیشترین موارد بیماری را به خود اختصاص دادند. در تمامی سالهای مورد بررسی اغلب بیماران سابقه تماس با دام را مثبت گزارش کردهاند.
نتیجهگیری: لازم است تا اقدامات همهجانبهای برای کنترل مسیر انتقال عفونت از دامهای اهلی(گاو و گوسفند و بز) و محصولات آنها به انسان و ارائه راهکارهای پیشگیرانه توسط مسؤولان بهداشتی کشور و ارایهدهندگان خدمات بهداشتی- درمانی بهویژه در فصل تابستان برای ساکنان روستاهای استان، زنان خانهدار و مردان صورت گیرد.
بهزاد دماری، مریم چگینی، ایرج اسماعیلی، حمید صرامی، حسین المدنی، هومن نارنجی ها، فریما مینایی، مهین احمدی پیشکوهی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مصرف الکل در میان کارکنان مشاغل مختلف منجر به بروز مشکلات متعددی میشود لذا به سبب اهمیت موضوع، این مطالعه باهدف بررسی جامع شیوع مصرف الکل در میان کارکنان مشاغل صنعتی انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر پژوهشی توصیفی مقطعی است. دادهها از طریق مصاحبه پرسشگر آموزشدیده بر مبنای پرسشنامه ساختارمند و بر اساس خوداظهاری شرکتکنندگان گردآوری شدند. شرکتکنندگان مطالعه شامل 13128 نفر از کارکنان سراسر کشور بوده که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و بر اساس جمعیت شاغلین کارگری و مراکز صنعتی هر استان انتخاب شدند. دادهها پس از تجزیهوتحلیل به تفکیک شیوع مصرف در 31 استان کشور گزارش گردید.
یافتهها: در وضعیت خوشبینانه، کارکنان استانهای اردبیل (%7/10)، کرمانشاه (%6/10) و گیلان (%1/7) بالاترین فراوانی مصرف الکل را گزارش داده بودند. میانگین کشوری شیوع مصرف فعلی در کارکنان 3/2% بوده و فراوانی شیوع مصرف الکل در طول عمر کارکنان تا 4/12% میرسد.
نتیجهگیری: دادههای این مطالعه با تکیهبر خوداظهاری شرکتکنندگان گرداوری شده لذا نرخ شیوع برآورد شده بهصورت خوشبینانه و پایینتر از وضعیت واقعبینانه تلقی میگردد. بر اساس یافتهها، در محیطهای کاری کشور بهویژه در استانهای اردبیل، کرمانشاه و گیلان نیاز به سیاستگذاری و مداخله جهت کاهش شیوع مصرف الکل و به حداقل رساندن صدمات ناشی از آن احساس میشود.
ملیحه صفری، محمد عباسی، فاطمه گوهری انصاف، زینب برنگی، قدرت اله روشنایی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در تحلیل بقا استفاده از مدل کاکس برای تعیین عوامل مؤثر، نیازمند برقراری پیشفرضهایی است که عدم برقراری آنها منجر به نتایج اریب میشود. هدف این مقاله تعیین عوامل مؤثر بر بقای بیماران مبتلا به سرطان معده دارای متاستاز با استفاده از روش ناپارامتری جنگل تصادفی بقا (RSF) و مقایسه آن با مدل کاکس است.
روش کار: در این مطالعه کوهورت گذشتهنگر 201 بیمار مبتلا به سرطان معده دارای متاستاز مراجعهکننده به کلینیک امام خمینی استان همدان موردبررسی قرار گرفت. بقای بیماران از زمان تشخیص تا مرگ یا پایان مطالعه محاسبه شد. ویژگیهای جمعیت شناختی (شامل سن و جنس) و متغیرهای مربوط به بیماری (شامل مرحله بیماری، گرید تومور، نوع درمان و ...) از پرونده بیماران استخراج شد. عوامل مؤثر با استفاده از مدل کاکس و جنگل تصادفی بقا تعیین و مقایسه شد. تحلیل دادهها با نرمافزار R3.4.3 و بستههای survival و RandomForestSRC انجام شد.
یافتهها: میانگین (انحراف معیار) سن تشخیص بیماران (9/12) 5/61 سال بود. بر اساس مدل کاکس تنها متغیر شیمیدرمانی (P=0.033) بر بقا مؤثر بود. نتایج برازش مدل RSF نشان داد که متغیرهای مؤثر بر بقا به ترتیب نوع جراحی، محل متاستاز، شیمیدرمانی، سن، گرید تومور، جراحی، تعداد لنفومهای درگیر، جنس و رادیوتراپی بود. همچنین مدلRSF باقاعده تقسیم لگ-رتبه بر اساس شاخصهای مناسبت مدل نسبت به مدل کاکس عملکرد بهتری داشت.
نتیجهگیری: درصورتیکه تعداد متغیرها زیاد و بین متغیرها رابطه وجود داشته باشد روش RSF متغیرهای مهم و تأثیرگذار بر بقا را بدون نیاز به پیشفرضهای محدودکننده با دقت بالا نسبت به مدل کاکس شناسایی میکند.