جستجو در مقالات منتشر شده


132 نتیجه برای To

رحمن پناهی، آرمین بالش زر، علی زحمتکش،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

 مروری بر مطالعات نشان می ­دهد که تاکنون مفهوم سواد ترافیکی در کشور مورد بررسی قرار نگرفته و ابزاری معتبر و پایا برای سنجش سواد ترافیکی موجود نیست. همچنین با توجه به ارتباط سواد سلامت با مدیریت بیماری و حوادث و میزان آسیب­ های ترافیکی و نقش آن در پیشگیری از آسیب ­های ترافیکی جاده­ای و نظر به تاثیر بالقوه سواد سلامت در ترویج شیوه‌های ایمن‌تر برای عابران پیاده و داشتن جامعه ­ای سالم‌تر و ایمن‌تر، به نظر می ­رسد طراحی ابزار سنجش سواد ترافیکی در کشور ضروری است.
احسان مصطفوی، کیومرث ناصری، پروین یاوری،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

دکتر حسین صباغیان، دامپزشک و اپیدمیولوژیست، از افراد برجسته و به نام اپیدمیولوژی و بهداشت کشور می‌باشد. در این مقاله مروری به فعالیت‌های ارزنده ایشان اشاره شده است.
دکتر صباغیان در طول سال‌های خدمت خود مسئولیت هایی نظیر ریاست ایستگاه تحقیقات بهداشتی اصفهان، دبیر دفتر تحقیق دانشکده بهداشت دانشگاه تهران، رییس گروه اپیدمیولوژی و آمار زیستی دانشگاه تهران و عضویت در شورای مدیریت دانشگاه تهران را به عهده داشت. از وی کتاب ­های متعددی در حوزه اپیدمیولوژی، بهداشت عمومی و بیماری­ های مشترک انسان و دام (زئونوز) در دسترس می­ باشد.
مرور خدمات ارزنده ایشان می تواند برای جامعه اپیدمیولوژی و بهداشتی و جوانان کشور بسیار ارزشمند باشد.

سید آریا نژادقادری، محمد خلیلی، علی اکبر حقدوست، عباس آقایی افشار، حمید شریفی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: تب دنگی، یک بیماری ویروسی است که توسط پشه‌های Aedes aegypti و Aedes albopictus  منتقل می‌شود. این بیماری تهدیدی جدی برای بهداشت عمومی است و با توجه به نبود درمان مؤثر، استراتژی‌های پیشگیری و کنترل اهمیت زیادی دارند. این مطالعه بر ترکیب دستورالعمل‌های بین‌المللی برای کنترل پشه‌های Aedes و مدیریت تب دنگی تمرکز دارد.
روش‌ کار: این مطالعه مروری روایتی بر دستورالعمل‌های بین‌المللی برای پیشگیری و کنترل تب دنگی و پشه آئدس متمرکز بود. منابع معتبر بین‌المللی بررسی شدند. معیارهای انتخاب شامل اعتبار سازمان منتشرکننده، تمرکز بر بیماری‌های منتقله از ناقلین و سازگاری با شرایط محیطی بود. داده‌های کلیدی هر دستورالعمل شامل اهداف، پیام‌های اصلی و توصیه‌ها استخراج شدند. بازه زمانی جستجو تا 2024 و در سایت­ های بین ­المللی بود.
یافته‌ها: دستورالعمل‌های بین‌المللی بر رویکرد یکپارچه در کنترل ناقلین تأکید دارند. استراتژی‌های محیطی شامل مدیریت پایدار سیستم‌های آب، حذف آب‌های راکد و دفع ایمن زباله‌ها است. کنترل‌های شیمیایی بر استفاده محتاطانه از لاروکش‌ها و سموم ضدحشره با رعایت دقیق پروتکل‌های مدیریت مقاومت تأکید دارند. مداخلات زیستی مانند معرفی گونه‌های شکارچی به آبگیرها در شرایط خاص توصیه می‌شوند. دستورالعمل‌ها بر مشارکت و آموزش جوامع تأکید داشته و همکاری‌های بین بخشی را ضروری می‌دانند. ابزارهای نوینی مانند مواد حاوی حشره‌کش، تله‌های کشنده و فناوری‌های پیش‌بینی روند بیماری نیز مورد تأیید قرار گرفته‌اند. بسیج اجتماعی و همکاری بین بخشی از عناصر موفقیت بلندمدت به شمار می‌روند.
نتیجه‌گیری: استراتژی‌های بین‌المللی کنترل تب دنگی یک رویکرد چندوجهی شامل مدیریت محیطی، کنترل شیمیایی و زیستی و مشارکت جامعه را ترکیب می‌کنند. اجرای این دستورالعمل‌ها همراه با پیشرفت‌های فناوری و همکاری‌های بین‌المللی می‌تواند بار جهانی تب دنگی را کاهش دهد.

مهدی زارع سخویدی، مسلم طاهری سودجانی، محمدرضا صادقیان، محسن میرزایی، حسین آخوندی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: دیابت یکی از شایع‌ترین بیماری‌های مزمن متابولیک در جهان است که مدیریت آن نیازمند مراقبت‌های جامع بهداشتی است. این مطالعه مقطعی توصیفی با هدف تعیین وضعیت مراقبتی بیماران دیابتی در یزد و شناسایی شکاف‌های موجود در خدمات ارائه ‌شده انجام شد.

روش‌ کار: در این مطالعه، ۷۰۲ بیمار دیابتی ثبت ‌شده در سامانه سیب وزارت بهداشت از طریق نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند و برای شناسایی شکاف‌های مراقبتی، شاخص‌های کلیدی مانند دفعات انجام آزمایش HbA1c، میزان ارجاع به پزشکان متخصص، دفعات مراجعه به مراکز درمانی، دریافت آموزش دیابت و سطح کنترل قند خون با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی و درصد فراوانی) در نرم‌افزار SPSS تحلیل و با استانداردهای بین‌المللی مقایسه شدند.

یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که کیفیت مراقبت از بیماران دیابتی در یزد با استانداردهای مطلوب فاصله دارد؛ به‌طوری‌که تنها 63/7 درصد از بیماران آزمایش هموگلوبین (HbA1c) A1c انجام داده‌اند و فقط 42/3 درصد کنترل بهینه قند خون داشته‌اند. همچنین، 31/2 درصد از بیماران مبتلا به فشار خون سیستولیک بالا و ۱۲ درصد دچار فشار خون دیاستولیک بالا بودند. کمتر از نیمی از بیماران به متخصصان ارجاع داده شده‌اند، 87/7 درصد سبک زندگی کم‌تحرکی داشته و اضافه‌وزن یا چاقی نیز در 79/5 درصد آن‌ها مشاهده شد.

نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که شکاف‌های قابل‌توجهی در کیفیت مراقبت از بیماران دیابتی در یزد وجود دارد، از جمله ارجاع ناکافی به متخصصان، پایش نامنظم آزمایشگاهی و ضعف در مداخلات سبک زندگی. بهبود برنامه‌های آموزشی، پیگیری‌های منظم و رویکردهای جامع مراقبتی برای ارتقاء نتایج مدیریت دیابت ضروری است.


فاطمه گرجی، ابوالقاسم پوررضا، مسعود یونسیان، سیمین زهرا محبی، مهناز آشورخانی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: بهره‌مندی به‌موقع از خدمات دندان­پزشکی در دوران کودکی نقش مهمی در حفظ سلامت دندان‌های شیری و پیشگیری از مشکلات مرتبط با رشد فک، تغذیه، تکلم و سلامت روانی دارد. مراجعه منظم به دندان­پزشک می‌تواند از پوسیدگی زودهنگام دندان‌ها و عوارض مرتبط با آن جلوگیری کند. مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر بهره‌مندی از خدمات دندان‌های شیری از دیدگاه والدین، مبتنی بر مدل رفتاری اندرسن، انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی- تحلیلی بر روی ۳۹۵ والد دارای کودک زیر شش سال مراجعه‌کننده به مراکز سلامت شهر سمنان در سال ۱۴۰۲ انجام گرفت. نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی ساده و گردآوری داده‌ها از طریق پرسشنامه Hackey به‌صورت آنلاین انجام شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ و آزمون‌های مجذور کای و رگرسیون لجستیک صورت گرفت.
یافته‌ها: درصد کمی از والدین از زمان مناسب اولین مراجعه دندان­پزشکی آگاه بودند. تنها 45 درصد از والدین تنها در زمان بروز مشکل به دندان­پزشک مراجعه کرده و ۳۶ درصد مراجعات دوره‌ای داشتند. همچنین ۶۲ درصد وضعیت مالی متوسط یا خوب و ۸۲ درصد بیمه پایه داشتند. عوامل مؤثر شامل تحصیلات مادر، دسترسی به خدمات، پوشش بیمه‌ای، منبع اطلاعات بهداشتی، و ویژگی فرد آموزش‌دهنده بود. افزایش بعد خانوار و تجربه رفتار نامناسب از سوی کادر درمان با کاهش مراجعات همراه بود.
نتیجه‌گیری: برای ارتقای بهره‌مندی منظم از خدمات دندان­پزشکی در کودکان، مداخلاتی در سطوح فردی و ساختاری شامل افزایش آگاهی والدین، آموزش توسط افراد اثرگذار، توسعه بیمه‌های دندان­پزشکی و بهبود رفتار حرفه‌ای کادر درمان توصیه می‌شود.

هانیه صالحی سربیژن، تانیا دهش، فیروزه میرزایی، آرمیتا شاه اسماعیلی نژاد،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: کاهش باروری به یک چالش جمعیتی در ایران تبدیل شده است. این مطالعه با هدف بررسی میزان تمایل به فرزندآوری و عوامل مرتبط با آن در شهر جیرفت در سال ۱۴۰۱ انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی ۶۰۰ زن متأهل زیر ۴۹ سال که به مراکز جامع سلامت شهر جیرفت مراجعه کرده بودند، انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه جمع‌آوری گردید. این پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک و سؤالات مرتبط با اهداف مطالعه بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از فراوانی، درصد و رگرسیون لجستیک در نرم‌افزار آماری SPSS نسخه ۲۰ صورت گرفت.
یافته‌ها: میزان تمایل به فرزند آوری در حال حاضر 32/7 درصد و در آینده 59/7 درصد بود. مهم‌ترین دلایل تمایل به فرزند آوری علاقه به مادر بودن/شدن (94/4 درصد)، علاقه به بچه (93/9 درصد) و مهم‌ترین دلایل عدم تمایل به فرزند آوری نگرانی در مورد تأمین آینده فرزندان جدید (57/2 درصد)، افزایش مشکلات اقتصادی با آوردن فرزند دیگر (۵۰ درصد) بودند. عوامل مرتبط با تمایل به فرزند آوری، تعداد فرزندان (افراد تک فرزند نسبت به افراد بدون فرزند 5/23=OR و فاصله اطمینان 95 درصد (13/49 و 2/03))، (افراد دو فرزند نسبت به افراد بدون فرزند (2/21=OR و فاصله اطمینان 95 درصد (5/001 و 0/98))، زیر مقیاس ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﮐﻦزندگی ((1/02=OR و فاصله اطمینان 95 درصد (1/04 و 1/008))، زیرمقیاس ﻣﻮﮐﻮﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎﺭﻭﺭﻱ ﺑﻪ ﺁﻳﻨﺪﻩ ((1/06=OR و فاصله اطمینان 95 درصد (1/08 و 1/05)) و زیر مقیاس ﺑﺎﺭﻭﺭﻱ ﻣﺴﺘﻠﺰﻡ ﺗﺤﻘﻖ ﭘﻴﺶﺯﻣﻴﻨﻪﻫﺎ بودند ((1/01=OR و فاصله اطمینان 95 درصد (1/03 و 1/002)).
نتیجه‌گیری: به‌طورکلی، یک سوم زنان شرکت‌کننده در مطالعه در حال حاضر تمایل به فرزندآوری و دو سوم آن‌ها در آینده تمایل به باروری داشتند. نگرش مثبت نسبت به فرزندآوری مهم‌ترین عامل مرتبط با تمایل به آن است.

عزت اله قره باقری، حجت زراعتی، سحرناز نجات، حبیبه مرادی، اکبر فتوحی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: در پی کاهش نرخ باروری، حذف برنامه تنظیم خانواده رایگان در ایران اجرا شد. این مطالعه به بررسی تأثیر این تصمیم بر تمایل زوجین به فرزندآوری، استفاده از وسایل پیشگیری، افزایش بارداری‌های ناخواسته و سقط‌های غیرقانونی، به‌ویژه در مناطق روستایی، پرداخته است.
روش کار: این پژوهش در قالب یک مطالعه مقطعی با رویکرد توصیفی- تحلیلی بر روی 592 زن 10 تا 54 ساله متاهل شهرستان میانه در سال 1400 انجام شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته و به روش تصادفی چندمرحله‌ای جمع‌آوری و با استفاده از مدل‌های رگرسیونی لجستیک و پوآسون تحلیل شدند.
یافته‌ها: میانگین (± انحراف معیار) تعداد فرزندان زوجین1/01±2/15 بود. سطح تحصیلات و سن ازدواج زنان به عنوان مهم­ترین متغیرهای تاثیرگذار بر تعداد فرزندان زنده بدنیا آمده زوجین مشخص شد. تمایل به فرزندآوری با تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده دختر (0/44  0/12 CI: %95, 0/23 OR=) و تعداد فرزندان فعلی پسر (0/25  0/05 CI: %95, 0/12= OR) ارتباط آماری معنی داری داشت. همچنین بارداری­ های ناخواسته شش ماهه اول سال 1400 نسبت به مدت مشابه سال 99، 2/3 برابر شده است.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که تحصیلات و سن ازدواج تأثیرات قابل توجهی برالگوی باروری دارند. اکثر زوجین دو فرزند را مناسب و مطلوب می‌دانند و تمایلی به فرزندآوری بیشتر از آن ندارند. حذف برنامه تنظیم خانواده موجب افزایش بارداری‌های ناخواسته و سقط‌های غیرایمن شده است. بنابراین بازنگری در سیاست‌های جمعیتی و بهبود دسترسی به خدمات تنظیم خانواده ضروری است.

مریم غلام رضایی، مرجان عجمی، ساره شاکریان،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: با توجه به اهمیت پیشگیری و مداخلات مؤثر جامعه‌نگر در کاهش عوارض روانی و اقتصادی سرطان‌ها و نیز با تمرکز بر فاکتورهای خطر قابل اصلاح، پژوهش حاضر با در نظر گرفتن تعدادی از این عوامل طراحی و اجرا گردید.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مورد-شاهد است. موردها شامل ۲۱۱ نفر بیمار مبتلا به انواع سرطان و ۳۲۲ نفر شاهد که از سامانه پارسا انتخاب شدند، می‌باشند. عوامل مواجهه قابل اندازه‌گیری شامل مصرف فست فود، میوه، سبزی و فعالیت فیزیکی بود. برای سنجش میزان فعالیت بدنی از پرسشنامه فعالیت بدنی (IPAQ) و برای سنجش میزان مصرف فست فود، میوه و سبزی از فرم بسامد غذایی (FFQ) استفاده شد. به منظور تحلیل، از آمار توصیفی و آزمون‌های کای‌اسکوئر، t  مستقل، و رگرسیون لجستیک استفاده گردید.
یافته‌ها: نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون لجستیک نشان داد که مصرف میوه و سبزی در حد نامطلوب نسبت به مصرف مطلوب به ترتیب با نسبت شانس 4/49 و 4/042 احتمال افزایش ابتلا به سرطان را نشان می‌دهد . همچنین، استفاده کمتر از فست فود با 0/466= OR سبب کاهش ابتلا به سرطان به میزان ۵۳ درصد شد. تحلیل‌ها در فعالیت فیزیکی تنها در سطح پیاده‌روی با اندازه اثر بسیار ضعیف معنی‌دار شد. شغل، جنسیت، سطح تحصیلات، سابقه خانوادگی و سن ارتباط آماری معنی‌داری را با سرطان نشان داد و دیگر متغیرهای دموگرافیک معنادار نبودند.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر و شواهد دیگر، همچنین با توجه به اینکه الگوی غذایی و فعالیت فیزیکی فاکتورهای خطر قابل اصلاحی هستند، مداخلات مناسب می‌توانند نقش پیشگیرانه‌ای در کاهش بروز بیماری‌های مزمن ایفا کنند. این امر نیازمند بهبود سطح آگاهی جامعه و نیز طراحی و اجرای مداخلات مؤثر است.

فاطمه سادات حسینی، فرزاد یونسیان، مسعود یونسیان،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: ناباروری، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل سلامت عمومی و باروری در سطح جهان، تأثیرات گسترده‌ای بر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی زوجین دارد. مطالعات قبلی نشان داده ­اند که مؤلفه‌های اجتماعی-اقتصادی در کنار متغیرهای زیستی در بروز و تشدید ناباروری  تاثیر گذار بوده­ اند. هدف از اجرای این مطالعه، بررسی ارتباط برخی متغیرهای اجتماعی- اقتصادی با شیوع ناباروری در سطح استان ­ها بود.
روش کار: این مطالعه از نوع اکولوژیک بوده و به بررسی رابطه بین ناباروری به عنوان متغیر وابسته، و شاخص­ های مهم اجتماعی- اقتصادی به عنوان متغیرهای مستقل در سطح استان­ های ایران پرداخته است. دو نوع ناباروری اولیه و ثانویه با تعاریف بالینی مادام‌العمر، بالینی مقطعی، اپیدمیولوژیک به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند و از روش رگرسیون خطی تک‌متغیره و چندگانه با استفاده از روش گام‌به‌گام (stepwise) و با سطح معنی‌داری آزمون‌ها 0/05 تحلیل آماری صورت گرفت.
یافته‌ها: از بین شاخص ­های مورد بررسی، گرچه متغیرهای متعددی در مدل تک متغیره رابطه معنی داری با ناباروری نشان دادند، تنها متغیر درصد بی سوادی استان و بیکاری (متغیر اخیر فقط در مدل چندگانه برای تعریف ناباروری اولیه اپیدمیولوژیک) به عنوان مهم­ترین شاخصی که با ناباروری ارتباط معنی دارند در مدل نهایی باقی ماند و سایر متغیرها اثر معنی داری خود را از دست دادند.
نتیجه‌گیری: درصد بی­ سوادی در استان، به عنوان مهم­ترین متغیر پیشگوی میزان ناباروری مطرح می ­باشد. بی سوادی هم به صورت مستقیم و هم به عنوان شاخص مهمی از وضعیت دیگر متغیرهای اجتماعی و اقتصادی با ناباروری ارتباط دارد. البته این مطالعه با توجه به ماهیت اکولوژیکی که دارد خود توانایی افتراق این دو دسته را ندارد.

شیلا حسن زاده، یوسف محمدپور، رقیه داوری، مجید بابائی،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: در سال­ های اخیر میزان تاب ­آوری روانشناختی زنان خشونت­ دیده، یکی از چالش­های مهم بوده و بار قابل ملاحظه اقتصادی، اجتماعی، هیجانی و روانی به جامعه تحمیل می­ کند. هدف مطالعه حاضر، تبیین نقش عوامل اقتصادی-اجتماعی، مدیریت هیجان و مهارت­ های ارتباطی در پیش بینی تاب­ آوری روان­شناختی زنان خشونت­ دیده در استان آذربایجان غربی بود.
روش­ کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی-تحلیلی بود که در سال 1402 انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل 98 نفر از زنان خشونت­ دیده نگهداری شده در مراکز بهزیستی بود. از پرسشنامه­ های تاب­ آوری، وضعیت اقتصادی-اجتماعی، مدیریت هیجان و مهارت­ های ارتباطی استفاده شد. برای بررسی ارتباط بین متغیرها از همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. داده­ ها با نرم­ افزار SPSS  نسخه 16 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته­ ها: نتایج آزمون همبستگی نشان داد بین فاکتورهای اقتصادی-اجتماعی، مهارت­ های ارتباطی و مدیریت هیجان با میزان تاب­ آوری زنان خشونت­ دیده ارتباط معنی­داری وجود دارد. به طوری­ که بین تحصیلات (0/53=r، 0/001>P)، درآمد (0/70=r، 0/001>P)، شغل (0/58=r، 0/001>P)، مدیریت ارزیابی مجدد (0/26=r، 0/010=P)، مدیریت سرکوبی (0/34=r، 0/001=P)، توانایی دریافت و ارسال پیام (0/25=r، 0/015=P)، کنترل عاطفی (0/28=r، 0/006=P)، مهارت گوش دادن (0/30=r، 0/012=P)، بینش نسبت به فرایند ارتباط (0/36=r، 0/001=P) و ارتباط توأم با قاطعیت (0/33=r، 0/001=P) با تاب­ آوری زنان، ارتباط مثبت و معنی­ داری، و بین بعد خانوار (0/68-=r، 0/001>P) با تاب­ آوری، رابطه­ ای منفی و معنی­ دار مشاهده گردید. از طرفی نتایج آزمون رگرسیون نیز نشان داد که تمامی متغیرها غیر از مهارت گوش دادن به طور معناداری قادر به پیش بینی تاب آوری زنان خشونت­ دیده هستند.  
نتیجه­گیری: با توجه به یافته­ ها پیشنهاد می­ گردد سیاست­ گذاران حوزه سلامت با شناسایی عوامل خطر و به منظور کاهش آسیب­ های اجتماعی، از طریق ارائه آموزش­ های لازم به خانواده­ ها و فرهنگ­ سازی، مداخلات مؤثری را طراحی و اجرا نمایند. همچنین، اجرای برنامه­ های مداخله­ ای با هدف بهبود وضعیت اقتصادی و ارتقای سطح آگاهی زنان از حقوق اجتماعی خود توصیه می­ شود.

فاطمه صدقی، سحر محمد نبی زاده، فرشته نجفی، مریم محمدی،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: کم‌خونی یکی از چالش‌های عمده بهداشت عمومی در زنان باردار است که با پیامدهای نامطلوبی مانند زایمان زودرس، وزن کم نوزاد هنگام تولد و افزایش مرگ‌ مادران همراه است. بنابراین مطالعه حاضر با هدف ارزیابی عوامل موثر در ابتلا به آنمی در زنان باردار مراجعه کننده به مراکز خدمات جامع سلامت منطقه سرخس در شمال شرق ایران انجام شده است.
روش کار: این مطالعه مقطعی-تحلیلی با استفاده از داده‌های ۹۰۴ زن باردار ثبت‌شده در سامانه سینا در سال ۱۴۰۲ انجام شد. داده‌های دموگرافیک، بالینی و آزمایشگاهی استخراج شد. آنمی بر اساس سطح هموگلوبین کمتر از ۱۱ گرم بر دسی‌لیتر تعریف گردید و از رگرسیون لجستیک برای بررسی ارتباط بین متغیرها و کم‌خونی استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین سنی زنان باردار 6/8±27/2 سال و شیوع کم‌خونی در زنان باردار شهرستان سرخس 17/7 درصد (20/5 %-15/2 % :CI95%) بود. تحلیل چند متغیره نشان داد که، زندگی در مناطق روستایی با کاهش خطر آنمی (0/01=P، 0/58=OR) و قومیت‌های مختلف نسبت به قومیت سیستانی نیز با کاهش خطر آنمی مرتبط بودند (0/003=P، 0/44=OR). سابقه تولد نوزاد با وزن کمتر از 2500 گرم (0/001>P، 7/14=OR) شانس آنمی را افزایش داد. در مقایسه با مادران کم‌وزن (18>BMI)، مادران با شاخص توده بدنی طبیعی، اضافه‌وزن و چاق به‌ترتیب ۵۸ درصد، ۷۱ درصد و ۷۸ درصد شانس کمتری برای ابتلا به آنمی داشتند (0/42=OR، 0/29=OR، 0/22=OR به ترتیب). عدم ابتلا به بیماری کلیوی (0/03=P، 0/22=OR) و مصرف آهن قبل از بارداری (0/05=P، 0/50=OR) نیز با کاهش خطر ابتلا به آنمی همراه بودند. سایر متغیرهای مطالعه ارتباط معنی‌داری با آنمی نشان ندادند.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان دهنده توجه به تفاوت‌های قومیتی، جغرافیایی و هچنین نیاز به طراحی مداخلات هدفمند مانند غربالگری تالاسمی و تقویت مکمل‌یاری آهن برای کاهش آنمی در بارداری و بهبود شاخص ­های سلامت مادر و کودک است.

احسان مصطفوی، حسین صباغیان، پروین یاوری،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: دکتر کیومرث ناصری، دامپزشک و متخصص اپیدمیولوژی، از افراد برجسته و به نام اپیدمیولوژی و بهداشت کشور می‌باشد. در این مقاله مروری به فعالیت‌های ارزنده ایشان اشاره شده است.
روش کار: اطلاعات در مورد دکتر کیومرث ناصری و فعالیت‌های ارزشمند ایشان از منابع مختلف اعم از اسناد، مقالات و مصاحبه با افراد جمع آوری شد.
یافته‌ها: دکتر ناصری از سال 1349 تا 1368 به عنوان عضو هیات علمی اپیدمیولوژی دانشکده بهداشت دانشگاه تهران خدمت نمود. بعد از انقلاب اسلامی، دکتر ناصری در سمت­ های عضو شورای هماهنگی دانشکده بهداشت، معاون آموزشی دانشکده بهداشت، مدیر رشته بین المللی کارشناسی ارشد بهداشت عمومی در همکاری با سازمان جهانی بهداشت و مدیریت گروه بهداشت مرکز نشر دانشگاهی ادامه خدمت داد. ایشان سپس در دانشگاه­ های کالیفرنیا در لس آنجلس و دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در نورتریج به کار پژوهش و تدریس در زمینه اپیدمیولوژی سرطان ­ها مشغول شد و در سمت اپیدمیولوژیست ارشد در واحد ثبت سرطان اداره بهداشت کالیفرنیا خدمت نمود. وی همچنین مدرس اپیدمیولوژی در دانشگاه لیورپول انگلستان بوده است. از وی کتاب­ های متعددی در حوزه اپیدمیولوژی، بهداشت عمومی و بیماری­ های مشترک انسان و دام (زئونوز) در دسترس می­ باشد.
نتیجه‌گیری: مرور خدمات ارزنده ایشان می ­تواند برای جامعه اپیدمیولوژی و بهداشتی و جوانان کشور بسیار ارزشمند باشد.


صفحه 7 از 7    
7
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله اپیدمیولوژی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb