همایون امیری، شکراله سلمان زاده، فرهاد صفدری، عطااله شیرالی، ابراهیم اژدری نیا، خاطره سرمدی، سید علی علوی، هادی صالحی، منیژه اسکندری،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در تیرماه 1397 تعداد 537 نفراز اهالی یک منطقه روستایی در استان خوزستان به دلیل علائم گاستروانتریت به مرکز خدمات جامع سلامت منطقه مراجعه کردند. این مطالعه به منظور تعیین وسعت و علت احتمالی طغیان، طراحی و اجرا گردید.
روش کار: مطالعه مورد- شاهدی پس از انتخاب تصادفی گروههای مورد و شاهد – 80 نفر مورد و 88 نفر شاهد- انجام شد. بررسی نمونههای بالینی و نمونههای آب از نظر عوامل بیماریزای انگلی، باکتریایی و ویروسی در آزمایشگاههای محلی، استانی و ملی انجام گردید. از نسبت شانس (Odds Ratio) با حدود اطمینان 95 درصد برای ارزیابی ارتباط بین بیماری و مواجهه استفاده شد.
یافتهها: نسبت شانس برای مصرف آب لوله کشی روستایی 3/3 (فاصله اطمینان 95 درصد: 2/6-7/1) بهعنوان عامل خطر محاسبه شد. با استفاده از روشهای آزمایشگاهی، شیگلا سونئی در نمونههای بالینی و اشریشیا کولی انتروهموراژیک و اشریشیا کولی انتروپاتوژنیک هم در نمونههای بالینی و هم از نمونه آب حوضچه تأسیسات آبرسانی جدا شد.
نتیجهگیری: احتمالاً مصرف آب لولهکشی روستایی از تاریخ 05/04/97– مصرف آب ذخیره شده در مخازن خانگی در زمان قطعی آب - با طغیان گاستروانتریت ارتباط دارد. برای پیشگیری از رخداد طغیانهای مشابه، کلرزنی مستمر آب آشامیدنی در زمان توزیع از طریق لولهکشی روستایی و برای پیشگیری از افزایش موارد ثانویه، آموزش و اطلاعرسانی ضروری است.
علی محمد مصدق راد، مهناز افشاری، پروانه اصفهانی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: عفونت بیمارستانی عفونتی است که بیمار پس از ۴۸ ساعت بستری در بیمارستان یا تا ۷۲ ساعت پس از ترخیص از بیمارستان به آن مبتلا شده، در زمان پذیرش بیمار وجود نداشته و در حالت نهفتگی هم نبوده است. عفونت بیمارستانی موجب افزایش مرگ بیمارستانی، کاهش رضایت بیماران، کاهش بهرهوری بیمارستانها و افزایش هزینه نظام سلامت میشود. هدف این پژوهش تعیین میزان شیوع عفونتهای بیمارستانی در بیمارستانهای ایران بود.
روش کار: این پژوهش با روش مرور نظاممند و متا آنالیز انجام شد. تمامی مقالههای مرتبط با سنجش شیوع عفونت بیمارستانی در بیمارستانهای ایران منتشر شده تا پایان اسفند ۱۳۹7 در 7 پایگاه دادهای و دو موتور جستوجوگر، جستوجو، جمعآوری و ارزشیابی کیفیتی شدند. تعداد 15 مقاله (2،209،446 بیمار) با استفاده از نرمافزار Comprehensive Meta-Analysis تحلیل شدند.
یافتهها: مطالعههای انجام شده درصدهای عفونتهای بیمارستانی را بین ۳۲/۰ و ۱/۹ گزارش کردند. شیوع عفونت بیمارستانی در بیمارستانهای ایران بر اساس مدل تصادفی 01/0 درصد (حدود اطمینان 95 درصد: 02/0-0 درصد) بهدست آمد. شایعترین نوع عفونت مربوط به دستگاه ادراری و شایعترین نوع میکروارگانیسم اشریشیا کولی بود. بیشترین میزان عفونت بیمارستانی مربوط به بخشهای مراقبت ویژه، داخلی و هماتولوژی بود. ساکشن مهمترین عامل خطر بروز عفونت بیمارستانی بود.
نتیجهگیری: شیوع عفونت بیمارستانی بر اساس سنتز پژوهشهای انجام شده در بیمارستانهای ایران کم گزارش شده است، سیاستگذاران و مدیران نظام سلامت با توجه به اثرات منفی عفونت بیمارستانی باید اقدامات جدی را برای کاهش آن بهکار گیرند.
محمد خمرنیا، فاطمه ستوده زاده، اسحق برفر، کوثر رضایی، مصطفی پیوند،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: دیابت یکی از پرهزینهترین بیماریهای مزمن غددی شایع و نیز یک معضل سلامت در دنیا است. یکی از اهداف اجرای طرح تحول نظام سلامت کاهش هزینههای بیماران بستری در بیمارستانها است، مطالعه حاضر باهدف تعیین هزینههای مستقیم مرتبط با سلامت در بیماران دیابتی بستری در بیمارستان بعد از اجرای طرح تحول سلامت انجام شد.
روش کار: این پژوهش مقطعی بهصورت توصیفی- تحلیلی در سال 1398 انجام شد. پرونده بیماران دیابتی بستری در بیمارستان علیبن ابیطالب (ع) زاهدان در طول سال 1396 و سهماهه اول سال 1397 به روش سرشماری بررسی و هزینههای مستقیم مرتبط با بستری در چکلیست محقق ساخته ثبت شد. دادهها بهوسیله نرمافزار SPSS-V22 تحلیل گردید.
یافتهها: در این مطالعه هزینههای مستقیم پزشکی 704 بیمار دیابتی بررسی شد. بیشتر بیماران خانم (517 نفر، 5/73 درصد) و تعداد 237 نفر از آنها مبتلابه دیابت بارداری بودند. میانگین هزینههای مستقیم پزشکی به ازای هر بیمار دیابتی 29،264،465 ریال و سهم پرداخت از جیب بیمار حدود 8/11 درصد برآورد گردید. همچنین با افزایش سن هزینههای مستقیم پزشکی بیماران دیابتی افزایش مییابد (P<.001).
نتیجهگیری: مراقبتهای بیمارستانی دیابت هزینه بالایی را بر بیمههای پایه سلامت تحمیل مینماید. باوجود طرح تحول سلامت، هنوز میزان پرداخت از جیب بیماران دیابتی بستری چشمگیر است. یارانههای دولتی میتواند متمرکز بر گسترش دسترسی به مراقبت برای دیابت، محافظت مالی ساکنین مناطق محروم و گسترش آموزش عمومی در مورد دیابت باشد.
سید مرتضی حسینی شکوه، محمد عرب، سارا امامقلی پور، محمد مسگرپور امیری،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شناخت و تحلیل عوامل اقتصادی- اجتماعی اثرگذار بر سلامت روان میتواند از جنبه سیاستگذاری در حوزه سلامت روان برای ساکنان کلانشهرها مورد توجه قرار گیرد. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط عوامل اقتصادی- اجتماعی با سلامت روان خانوارهای ساکن کلانشهر تهران بود.
روش کار: این مطالعه یک پژوهش توصیفی- تحلیلی در قالب مطالعه مقطعی بود. در این مطالعه 650 خانوار با استفاده از روش نمونهگیری ترکیبی از مناطق 22 گانه شهر تهران مورد بررسی قرار گرفتند. سنجههای سلامت روان با استفاده از پرسشنامه استاندارد 36-SF و سنجههای اقتصادی- اجتماعی خانوار با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمعآوری شدند. روایی صوری پرسشنامه به روش کیفی و روایی محتوایی به روش کمی اندازهگیری شد. برای بررسی پایایی، از روش آزمون- بازآزمون استفاده شد. برای تحلیل دادهها از برآورد مدلهای رگرسیونی به روش حداقل مربعات معمولیOLS) ) و روش حداقل مربعات وزنیWLS) ) استفاده شد. محاسبهها با نرمافزار Stata نسخه 14 انجام شد.
یافتهها: از بین متغیرهای اقتصادی-اجتماعی مورد بررسی، چهار متغیر شامل سالهای تحصیل، رفتارهای بهداشتی (فعالیت فیزیکی منظم، عادتهای غذایی سالم)، عدم استعمال دخانیات، و سرمایه اجتماعی ارتباط مثبت و معنیداری با تمام سنجههای سلامت روان (نقش اجتماعی، عدم وجود اختلالهای هیجانی، سلامت روان و سرزندگی) داشتند (05/0> P). ارتباط عدم استفاده از دخانیات با همه سنجههای سلامت روان بیشتر از سایر متغیرهای اقتصادی-اجتماعی بود (05/0> P).
نتیجهگیری: باید در سیاستگذاریهای سلامت روان، بر توسعه سرمایه اجتماعی در کلانشهرها، ترویج رفتارهای بهداشتی شهروندان، و بهویژه استعمال دخانیات و اختلالهای رفتاری مرتبط با آن تمرکز ویژهای نمایند.
فاطمه تقدیری، علی اکبر حقدوست، محسن مومنی، مقدمه میرزایی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: امروزه شادکامی و رضایت از زندگی نقش مهمی در سلامت زنان هر جامعه دارد. هدف مطالعه مقایسه سطح شادکامی و رضایت از زندگی در زنان شاغل و خانهدار و بررسی عوامل مؤثر بر آن است.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مقطعی و جامعه آماری شامل 720 نفر از زنان شاغل و خانهدار شهر کرمان در سال 1396 است. برای جمعآوری دادهها از فهرست شادکامی آکسفورد، پرسشنامه رضایت از زندگی داینر و فرم مشخصات دموگرافیک استفاده شد. جهت تعیین ارتباط عوامل مختلف با شادکامی و رضایت از زندگی از آنالیز رگرسیون استفاده گردید.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره شادکامی کل جمعیت، 2/13±6/42 (6/13±3/43 شاغل و 7/12±42 خانهدار و 21/0P=) از حداکثر امتیاز 87 و رضایت از زندگی 1/6±5/23 (3/6±8/23 شاغل و 8/5±2/23 خانهدار 24/0 P=) از حداکثر امتیاز 35 محاسبه شد. همچنین بیشتر افراد (55%) شادکامی خود را در حد "نه زیاد نه کم" گزارش نمودند. نتایج آنالیز رگرسیون نشان داد که زنان متأهل، زنان با تحصیلات دانشگاهی و افرادی که بیشترین اوقات فراغت خود را به تفریح و مسافرت اختصاص میدهند و همچنین در گروه زنان شاغل، افراد باسابقه کاری کمتر و استخدام بهصورت رسمی، بهطور معناداری از شادکامی و رضایت از زندگی بالاتری برخوردار هستند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که زنان از سطح شادکامی و رضایت از زندگی متوسطی برخوردار میباشند و تفاوت معناداری در میزان شادکامی و رضایت از زندگی در دو گروه زنان شاغل و خانهدار وجود ندارد.
یحیی سلیمی، تکتم پیکانی، سینا احمدی، مرضیه شیرازی خواه، علی الماسی، اکبر بیگلریان، نادر رجبی گیلان، زهرا جرجران شوشتری،
دوره 16، شماره 5 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: عدم تمایل به پذیرش واکسن میتواند تلاشهای جهانی برای کنترل پاندمی کووید-19 را بهطورجدی تحت تأثیر قرار دهد. هدف این مطالعه برآورد تمایل به پذیرش واکسنهای تأییدشده کووید-19 و عوامل مرتبط با آن در دو شهر تهران و کرمانشاه است.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی مبتنی بر جمعیت است. دادهها از طریق پیمایش تلفنی با استفاده از روش استاندارد شمارهگیری ارقام تصادفی بر روی 850 نفر از افراد در دو شهر تهران و کرمانشاه جمعآوریشده است. از رگرسیون لجستیک چندگانه برای برآورد نسبت شانسهای تطبیق شده عوامل مرتبط با تمایل به پذیرش واکسن استفاده شد.
یافتهها: فراوانی تمایل به پذیرش واکسن کووید-19 در افراد شرکتکننده در مطالعه 47/66 % (با فاصله اطمینان95%:57/69 %-21/%63) بود. از بین این افراد، 02/86 درصد گزارش کردند که هر نوع واکسن تأییدشده از طرف وزارت بهداشت (ایرانی/خارجی) و 98/13 درصد اظهار داشتند که فقط واکسن خارجی که خودشان ترجیح دهند را (در صورت در دسترس بودن) استفاده خواهند کرد. متغیرهای سن، تقدیرگرایی و وضعیت اقتصادی-اجتماعی رابطه معناداری با تمایل به پذیرش واکسن داشتند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر تمایل به پذیرش واکسن کووید-19 در افراد موردمطالعه در حد متوسط بود. به نظر میرسد برای سریعتر رسیدن به هدف ایمنی گروهی با واکسیناسیون در جامعه میتوان راهبرد اولویتبندی دریافت واکسن را بر اساس متغیرهای تأثیرگذاری مانند اعتقادات مذهبی و تقدیرگرایی، گروههای سنی جوانتر و افراد با وضعیت اقتصادی-اجتماعی بالاتر بر تمایل به پذیرش واکسن نیز برنامهریزی کرد.
علی هادیان فر، صدیقه رستاقی، آزاده ساکی،
دوره 16، شماره 5 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اپیدمی کووید-19 در اواخر سال 2019 در ووهان چین ظهور پیدا کرد و در مارس 2020 به یک همهگیر جهانی تبدیل شد. یکی از شاخصهای مهم نظام سلامت کشورها میزان مرگومیر بیمارستانی است که با یک وقفه زمانی یک تا دوهفتهای پس از بستری شدن رخ میدهد. هدف مطالعه حاضر بررسی روند خطر نسبی مرگومیر کووید-19 با در نظر گرفتن این وقفه زمانی بر اساس تعداد بستریهای روزانه است.
روش کار: دادههای موردمطالعه شامل موارد بستری و مرگومیر روزانه کووید-19 ایران برای دوره 250 روزه از 26 اردیبهشت تا 22 بهمن سال 1399 است که از پایگاه داده آنلاین گیت هاب بهدستآمده است. برای ارزیابی ارتباط و اثر تأخیری بین بستری روزانه در بیمارستان و خطر نسبی مرگ مدل سری زمانی لگ خطی با وقفه توزیعی بهکاربرده شد.
یافتهها: در طول بازه زمانی موردمطالعه میانگین تعداد بستری و فوت روزانه به ترتیب 5/731±2/1342 و 6/118±6/190 بوده است. نتایج مدل لگ خطی با وقفه توزیعی نشان داد که با افزایش میزان بستری روزانه میزان خطر نسبی مرگومیر در همان روز و روزهای بعد بهطور معنیداری افزایش مییابد بهطوریکه با عبور میزان بستریها از 2000 نفر در روز خطر نسبی تجمعی مرگ بیش از 1 میشود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که عبور میزان بستریها از 2000 نفر در روز، یک سطح هشدار برای سیستم درمانی کشور محسوب میشود. پیشگیری و رعایت پروتکلهای بهداشتی در مرحله اول و تشخیص زودرس بیماری در مرحله دوم در کنار افزایش امکانات بیمارستانها و آمادگی کادر درمان میتواند خطر نسبی مرگ را در پیکهای احتمالی آینده کاهش دهد.
نضال آژ، حمیده پاک نیت، مریم رجبی، فاطمه رنجکش،
دوره 16، شماره 5 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بیماری کووید-19باعث افزایش نگرانی در مورد گروههای آسیبپذیر جامعه شده است. با توجه به کاهش سیستم ایمنی، زنان باردار مستعد ابتلا به این بیماری هستند، لذا این مطالعه بهمنظور بررسی پیامدهای بارداری در زنان باردار مبتلا به کووید-19 در استان قزوین در سال 1399طراحیشده است.
روش کار: این مطالعه توصیفی با طراحی طولی، از اسفند 1398 تا مهر1399 در استان قزوین بر روی 133 زن باردار مبتلا با آزمون PCR یا سیتیاسکن ریه مثبت انجام شد. دادهها با استفاده از یک پرسشنامه 4 قسمتی شامل: اطلاعات جمعیت شناختی، بارداری، بیماری کووید-19، زایمان و بعد از زایمان جمعآوری شد. مادران از زمان ورود به مطالعه تا 6 هفته بعد از زایمان پیگیری شدند. دادهها با استفاده از نسخه 24 نرمافزار SPSS و شاخصهای توصیفی تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: میانگین سنی نمونهها 67/5 ± 09/27 سال بود. 96/87% مادران در سهماهه دوم و سوم بارداری به کووید مبتلا شده بودند. پیامدهای مادری شامل: پارگی زودرس پردهها (3/2%)، سزارین (1/51%) و مرگ مادری (5 مورد (28/11%) و پیامدهای نوزادی مرگ نوزادی (3%) و پره مچوریتی (9%) بود.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر میزان مرگ مادر و زایمان زودرس در مادران باردار مبتلا به کووید- 19افزایش نشان داد. انجام دقیق مراقبتهای پره ناتال، آموزش پروتکلهای بهداشتی، نظارت دقیق بر مادر و جنین حین و پس از زایمان برای کاهش عوارض مادری و نوزادی ضروری است.
محمد قراری، رضا محمدی، محمود قربانی،
دوره 16، شماره 5 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: همزمان با شیوع بیماری کرونا، در مدارس و دانشگاهها آموزشهای حضوری به غیرحضوری تغییر یافت که این تغییر شیوه، پیامدهایی به همراه داشت. هدف این مطالعه شناسایی و دستهبندی ابعاد آسیبها و چالشهای آموزش با استفاده از اقدامات و شواهد موجود از دادههای بینالمللی اخیر است. نتایج این مطالعه میتواند درک بهتری از چگونگی تأثیر بحران COVID-19 بر یادگیری فراگیران بهعنوان یک چارچوب عملی و قابلتعمیم برای ترمیم و مدیریت اپیدمی در حوزه آموزش ایران و سایر کشورها مورداستفاده قرار گیرد.
روش کار: مطالعه کیفی حاضر به روش تحلیل محتوای اسناد انجام شد. ابتدا با مرور منابع الکترونیک، تمامی اسناد و مقالات موجود مرتبط با آموزش و بیماری کووید-19 شناسایی شد. کلیه فایلهاشامل صوتی، نوشتاری و تصویری مرتبط نیز در بازه زمانی زمستان 1399با مراجعه به وبسایتها و پایگاههای دادهای با کلیدواژههایی مبتنی بر معیارهای فوق جستجو و جمعآوری گردید. انتخاب اسناد بهصورت هدفمند و با در نظرگرفتن ملاکهای چهارگانهJUPP صورت گرفت. پس از غربالگری چندمرحلهای نهایتاً 65 سند انتخاب و پس از کدگذاری آنالیز انجام شد.
یافتهها: آسیبها و چالشهای آموزشی در بحران به وجود آمده ناشی از شیوع بیماری کرونا در ایران و سایر کشورهای دنیا، در 29 زمینه شناسایی و ثبت شد.
نتیجهگیری: میتوان نتیجه گرفت هرچند که آموزش آنلاین یک نیاز آنی در فرایند یادگیری و یاددهی بوده و دارای فواید زیادی است لکن پیشنهاد راهکارهای مدیریتی و اجرایی برای رفع آسیبها و چالشهای حاصل از آن میتواند زیربنای روشی غنی برای آموزش در دوران بیماری کرونا و پسا کرونا ایجاد نماید.
فاطمه عادلی نژاد، امین فرجی، فردین علیپور،
دوره 16، شماره 5 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: هدف از این پژوهش اعتبار سنجی پرسشنامه اثرات اجتماعی کووید- 19 (SISQ ) در دانشجویان ایرانی است.
روش کار: مطالعه حاضر مطالعهای توصیفی- تحلیلی از نوع اعتبارسنجی است و جامعه آماری آن شامل دانشجویان دانشگاههای تهران در سال تحصیلی 99- 400 بودند که 300 نفر از آنها بهصورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. پس از بررسی روایی محتوا، جهت بررسی روایی سازه از تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی و برای بررسی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی درون خوشهای استفاده شد؛ برای بررسی بیشتر متغیرهای اصلی پژوهش آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و تی مستقل استفاده گردید؛ تحلیلها با استفاده از نرمافزار SPSS25 و AMOS26 انجام شد.
یافتهها: در بررسی روایی پرسشنامه گویه هفتم، طبق نظر اساتید، فاقد روایی محتوایی (16/0cvr=) بود؛ چهار مؤلفه فاصله اجتماعی، مطلوبیت اجتماعی، اطلاعات اجتماعی و اضطراب اجتماعی در تحلیل عامل اکتشافی استخراج شدند که با هم 99/57 درصد واریانس پرسشنامه را تبیین میکردند؛ نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی مدل 4 عاملی را، بعد از فرآیندهای آرایشی و پیرایشی، تأیید کرد (26/85=χ2 09/0=p؛ 93/0=IFI، 93/0=CFI، 05/0=RMSEA)، ضریب آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی درون خوشهٔ (ICC=intraclass correlation coefficient ) برای پرسشنامه نهایی برابر 80/0 شدند؛ همبستگی همه گویهها با نمره کل پرسشنامه مثبت و معنیدار بود و مقادیر از 49/0 تا 65/0 متغیر بودند. میانگین (انحراف معیار) سن افراد موردمطالعه 07/24(27/6) سال است.
نتیجهگیری: پرسشنامه 14 گویه ای اثرات اجتماعی کووید- 19 در دانشجویان از روایی و پایایی قابلقبولی برخوردار است. مطالعات بیشتر در سایر جمعیتها پیشنهاد میشود.
حمید توکلی قوچانی، افشین دلشاد، حمیدرضا شرکا، حسین لشکردوست، علیرضا افشاری صفوی، جمیله رحیمی،
دوره 16، شماره 5 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پاندمی بیماری کووید-19 تبدیل به یک مشکل سلامتی و اقتصادی-اجتماعی بزرگی شده است. مطالعه حاضر باهدف ویژگیهای بالینی و رفتارهای بهداشتی مرتبط با ابتلا به بیماری کروناویروس جدید (COVID-19) در مراجعهکنندگان مراکز منتخب کووید-19 تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی انجامشده است.
روش کار: مطالعه مقطعی حاضر از ابتدای شهریورماه تا نیمه اول مهرماه سال 99 در 350 نفر از افراد مراجعهکننده به 8 مرکز خدمات جامع سلامت منتخب کووید-19 استان خراسان شمالی به روش طبقهای تصادفی سیستماتیک انجامشده است. مشخصات جمعیت شناختی، بالینی و اطلاعات مرتبط با ابتلا به بیماری کووید-19 از طریق چکلیست محقق ساخته جمعآوری و در نرمافزار SPSS 24 با استفاده از آزمون کای دو و رگرسیون لجستیک تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها: از مجموع 350 نفر، 200 نفر (1/57%) مرد و بقیه زن بودند. نتیجه آزمایش PCR حدود 72% از افراد مثبت بود. بیشترین درصد ابتلا در افراد دارای مشاغل آزاد و راننده، افراد در سنین 30 تا 50 سال و مردان بود. بیشترین رعایت ماسک زدن، شستشوی دست و فاصله اجتماعی مربوط به کارکنان کادر بهداشت و درمان و کمترین رعایت مربوط به افراد دارای شغل آزاد، رانندگان و نظامی بود. شانس مثبت شدن آزمایش در مراجعینی که سابقه حضور در پمپبنزین را داشتند 3/2 (فاصله اطمینان 95%: 79/4- 13/1) برابر بیشتر بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج سن، جنسیت، شغل و سابقه حضور در مکانهای پرتردد از عوامل تعیینکننده مهم در ابتلا و رعایت پروتکلها میباشند.
ندا فرجی، نفیسه سادات علی زاده، مجید اکرمی، زاهدین خیری، حدیثه هوسمی رودسری، نرجس زارعی جلال آبادی، سمانه اکبر پور، محمد عارفی، فاطمه تقی زاده، صفیه محمد نژاد، فروغ گودرزی،
دوره 16، شماره 5 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: گزارشها حاکی از آن است که مرگومیر به علت بیماری کووید-19 در سالمندان بیشتر از سایر گروههای سنی است. ازآنجاکه تاکنون، مطالعات محدودی بر روی بیماران سالمند در ایران انجامشده لذا در مطالعه حاضر سعی شده است به بررسی ویژگیهای بالینی و بقا در بیماران سالمند مبتلا به کووید-19 در بیمارستان بهارلو تهران پرداخته شود.
روش کار: این مطالعه همگروهی گذشتهنگر بر روی اطلاعات افراد سالمند مبتلا به کووید-19 بستریشده در بیمارستان بهارلو تهران انجامشده است. اطلاعات بیمارانی که در بیمارستان بستریشده بودند حداقل تا زمانی که ترخیص یا فوت شدند مورد پیگیری قرار گرفتند و درنهایت با استفاده از رگرسیون کاکس عوامل مرتبط با بقا مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: درمجموع 522 بیمار وارد مطالعه شدند که 8/53 درصد آنها مرد بودند و 101 نفر از آنها فوت شدند. میانگین سنی افراد فوتشده 3/76 سال با انحراف معیار 6/8 سال بود. شایعترین علائم بالینی بیماران در بدو بستری شدن، اختلال در تنفس (5/69درصد)، سرفه(1/61درصد) و تب(1/51 درصد) بود. نتایج رگرسیون کاکس نشان داد که به ازای افزایش یک سال سن، خطر مرگ 5درصد افزایش خواهد یافت. علاوه براین، تجویز مکمل کلسیم خطر مرگ را 35 درصد کاهش خواهد داد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تجویز مکمل کلسیم میتواند با افزایش بقا سالمندان و کاهش مرگ آنها در ارتباط باشد. با توجه به کمبود کلسیم در جمعیت ایرانی و از طرفی نقش محافظتی کلسیم در کووید-19، این موضوع در سالمندان بیمار حائز اهمیت است که نیاز به بررسیهای بیشتری در آینده دارد.
وحید یزدی فیض آبادی، راضیه امیری، مهرناز سیدی،
دوره 16، شماره 5 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در اواخر سال 2019، ویروس SARS-CoV-2 به عنوان عامل شیوع بیماری حاد تنفسی و همهگیری کووید-19 شناسایی شد و شروع به گسترش در کشورهای سراسر جهان کرد. اقدامات پیشگیرانه از موضوعات قابلتوجه در زمینه جلوگیری از شیوع کووید-19 بوده است. هدف از انجام این مطالعه مروری سریع، تلخیص سیاستها و استراتژیهای پیشگیرانه کشورهای منتخب در شرق و جنوب شرق آسیا شامل چین، کره جنوبی، ژاپن، ویتنام و سنگاپور در دوران همهگیری کووید-19 است.
روش کار: در این مطالعه مروری سریع، پایگاههای داده Scopus، PubMed، Embase و Web of Science مورد بررسی قرار گرفت. کلمات کلیدی primary health care, public health, prevent* و policy, plan, program, initiative, intervention, measure و Covid-19 به همراه نام کشورهای منتخب در استراتژی جستجو بکار برده شد. علاوه بر این، ما وبسایتهای سازمان بهداشت جهانی (WHO) و برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) را جهت بازیابی بیشترین منابع اصلی بهعنوان ادبیات خاکستری جستجو کردیم. دادههای مرتبط از مطالعات نهایی استخراج و طبقهبندی شد.
یافتهها: پس از غربالگری مطالعات، 33 مطالعه دارای معیارهای ورود بودند. اقدامات غالب بکار گرفتهشده در این کشورها در محورهای ارتباطات و اطلاعرسانی، فاصله فیزیکی، قرنطینه، نظارت و آزمایش طبقهبندی شد.
نتیجهگیری: آموزش و اطلاعرسانی، آزمایش و غربالگری گسترده، ردیابی تماس، قرنطینه موارد مبتلا و مشکوک و همچنین رعایت فاصله فیزیکی در کاهش انتقال کووید-19 و مرگومیر بسیار مؤثر بوده است.
محسن استادقادری، احمد علی حنفی بجد، شهرزاد نعمت اللهی، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: الگوی رخداد بیماریها در جمعیتهای مختلف متفاوت است. با توجه به اینکه سامانه اطلاعات جغرافیایی میتواند تأثیر مکان را بر رخداد و چگونگی توزیع بیماری بسنجد، مطالعهای بهمنظور آنالیز فضایی سرطان کولورکتال و برخی عوامل خطر آن در ایران با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی انجام شد.
روش کار: این مطالعه توصیفی- تحلیلی با رویکرد آنالیز فضایی بوده است. دادههای این مطالعه شامل«رخداد سرطان کولورکتال» بهعنوان متغیر وابسته و سه متغیر «فعالیت جسمی»، «نمایه توده بدنی» و «سیگار کشیدن» بهعنوان متغیرهای مستقل بودند که توسط اداره سرطان مرکز مدیریت بیماریهای غیر واگیر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و نظام مراقبت عوامل خطر بیماریهای غیر واگیر به تفکیک استان و جنس در سال 1388(آخرین گزارش) ثبت شده است. دادهها با استفاده از نرمافزار ArcGIS نسخه 10.3 و مدل آماری رگرسیون وزنی جغرافیایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: ارتباط فضایی بیماری با متغیرهای فعالیت بدنی، نمایه توده بدنی و سیگار کشیدن با استفاده از مدل رگرسیون وزنی جغرافیایی مورد تأیید قرار گرفت؛ که بر این اساس استانهای شمالی و مرکزی نسبت به سایر مناطق کشور بیشترین خطر ابتلا به سرطان کولورکتال را با توجه به این عوامل خطر داشتند.
نتیجهگیری: آنالیزهای فضایی به خوبی میتوانند در شناسایی سیمای بیماری و اولویتبندی مکانی عوامل مؤثر بر آن مفید واقع شوند و با برنامهریزیهای راهبردی و اقدامهای مداخلهای بیماری را کنترل کرد
زهرا نقیبی فر، حمید سوری، سودابه اسکندری، علیرضا رزاقی، سهیلا خداکریم،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: کیفیت زندگی یک شاخص با ارزش برای اندازهگیری وضعیت سلامت افراد محسوب میشود. این مطالعه با هدف تعیین عوامل پیشگوییکننده برکیفیت زندگی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد که با مدل تحلیل مسیر اجرا شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی روی شرکتکنندگان در مطالعه کوهورت سلامت کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1397 انجام شد. برای جمعآوری اطلاعات از فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامههای استاندارد کیفیت زندگی، سلامت عمومی، فعالیت فیزیکی و فرسودگی شغلی استفاده شد. از نرمافزارهای SPSS نسخه 24 و Amos نسخه 24 برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: در مجموع 770 نفر برای مطالعه انتخاب شدند که از این تعداد 345 نفر(8/44 درصد) مرد بود. میانگین سنی و انحراف معیار شرکتکنندگان 4/8 ± 6/42 بود. تحلیل مسیر کیفیت زندگی شرکتکنندگان با مدل مناسب نشان داد شد (RMSEA= 0/014، CFI=0/999 , NFI = 0/991 , TLI = 0/994 , CMIN/DF = 1/146). علاوه بر این، سلامت عمومی (560/0) و فعالیت بدنی (078/0) با کیفیت زندگی ارتباط مستقیم و فرسودگی شغلی (178/0-) و سن (082/0-) ارتباط معکوس داشتند.
نتیجهگیری: در این مطالعه، میتوان نتیجه گرفت عواملی همچون سلامت عمومی، فعالیت بدنی و فرسودگی شغلی روی کیفیت زندگی شرکتکنندگان تأثیر دارند و توجه به عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی امری ضروری است.
محمد جوانبخت، میثم ارگانی، کیوان عزی مند، عابدین ثقفی پور،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شرایط محیطی در مناطق مختلف جغرافیایی زمینه را برای شیوع برخی از بیماریها فراهم میکند. لیشمانیوز جلدی یک تهدید جدی برای سلامت عمومی جامعه محسوب میشود و در زمره بیماریهای همهگیر منتقله بهوسیله بندپایان است. شیوع و توزیع این بیماری تحت تأثیر عوامل محیطی و اقلیمی قرار دارد. مطالعه حاضر باهدف مدلسازی تغییرات مکانی زمانی بروز این بیماری براساس معیارهای محیطی و اکولوژیک انجامشده است.
روش کار: شمال شرق ایران بهعنوان منطقه موردمطالعه انتخاب شد. دادههای مورداستفاده در این تحقیق شامل پوشش گیاهی، دمای سطح، بارش، تبخیر و تعرق، رطوبت خاک، مدل رقومی ارتفاع و تعداد ساعات آفتابی بودند. برای مدلسازی تغییرات زمانی و مکانی لیشمانیوز جلدی از روش شبکه عصبی مصنوعی استفاده گردید.
یافتهها: تغییرات مکانی بروز این بیماری روندی شمالی- جنوبی دارد و از شمال به جنوب کاهش مییابد. همچنین دو کانون در مناطق با ارتفاع متوسط در دو استان خراسان شمالی و جنوبی شناسایی شد. تغییرات زمانی بروز بیماری در طی دوره نشان داد که از سال 1390 تا 1395 بروز در دو کانون شناساییشده سیر نزولی داشته است.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج مدلسازی مقدار ضریب رگرسیون برای مدل شبکه عصبی ساختهشده بر مبنای هر سه نوع دادهٔ آموزش، اعتبار سنجی، آزمون 92/0 بود که نشاندهنده کیفیت مناسب مدل شبکه عصبی ساختهشده است. همچنین نتایج آنالیز حساسیت نشان داد که ساعات آفتابی و رطوبت خاک بالاترین تأثیر در تابع مدل را داشته است.
علی درویشی، سارا امام قلی پور سفید دشتی، مرضیه رجبی، محمدحسین مهرالحسنی، وحید یزدی فیض آبادی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: حفاظت مالی عادلانه در مقابل هزینههای سلامت از مهمترین اهداف نظامهای سلامت محسوب میشود. مطالعه حاضر با هدف بررسی مناسبترین آستانه برای سنجش رخداد مواجهه خانوارها با مخارج کمرشکن سلامت در ایران انجامشده است.
روش کار: مطالعه حاضر با استفاده از دادههای پیمایش ملی هزینه-درآمد خانوار مرکز آمار ایران سال 1396 انجام شد. با استفاده از دو روش سازمان جهانی بهداشت و بانک جهانی رخداد و شدت مواجهه خانوارها با مخارج کمرشکن سلامت در نقاط برش مختلف و برای پنجکهای اقتصادی اندازهگیری شد. مناسبترین آستانه در هر یک از روشها نیز با استفاده از برآورد سازگاری آماره کاپا تعیین شد.
یافتهها: رخداد مواجهه خانوارها با مخارج کمرشکن در آستانه مرسوم هر دو روش به ترتیب 02/3 و 51/8 درصد در خانوارهای شهری و 66/4 و 22/9 درصد در خانوارهای روستایی برآورد گردید. این مقدار به تفکیک پنجکهای دارایی نشاندهنده بیشترین رخداد مخارج کمرشکن در پنجک اول و کمترین رخداد در پنجک پنجم بود. همچنین نتایج برآورد سازگاری بر اساس آماره کاپا بهمنظور شناسایی بهترین حد آستانه محاسبه مواجهه یافتگی با مخارج کمرشکن سلامت نشان داد که آستانه 40 درصد روش سازمان جهانی بهداشت و آستانه 25 درصد در روش بانک جهانی مناسبترین حدود آستانه میباشند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاکی از مقدار نسبتاً بالای مواجهه با مخارج کمرشکن سلامت بود. همچنین رخداد مواجهه با مخارج کمرشکن سلامت در خانوارهای فقیرتر بیشتر بود و آستانههای مرسوم مناسبترین آستانه برای برآورد مخارج کمرشکن بودند.
مریم صباغچی، عباس عسکری ندوشن، محمد ترکاشوند،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: نیروی انسانی جوان، سرمایه اصلی هر جامعه محسوب میشود. حفظ نیروی انسانی به لحاظ کمیت و کیفیت از ضرورتهای سیاستگذاری است. هدف پژوهش حاضر برآورد سالهای عمر ازدسترفته ناشی از مرگ زودرس در جمعیت نیروی کار (64-15سال) استانهای یزد و سیستان و بلوچستان در سال 1395است.
روش کار: مطالعه حاضر، با استفاده از تحلیل دادههای ثانویه ثبت فوت در استانهای یزد و سیستان و بلوچستان (توسط معاونتهای بهداشت دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد و زاهدان) صورت گرفته است. کلیه فوتهای ثبتشده در گروه سنّی 64-15سال در سال 1395 بهعنوان جامعهی هدف مدنظرند. شاخص YLL با استفاده از روش استاندارد سازمان جهانی بهداشت محاسبهشده است.
یافتهها: سرمایه انسانی ازدسترفته ناشی از مرگ زودرس در استان توسعهنیافته سیستان و بلوچستان تقریباً دو برابر استان توسعهیافته یزد است. اما درمجموع، حوادث غیرعمدی در گروههای سنّی جوانتر نیرویکار (44-15سال) و بیماریهای قلبی- عروقی و سرطانها در سنین بالای نیروی کار (64-45سال)، علل غالب مرگ و اتلاف سرمایه انسانی به شمار میروند.
نتیجهگیری: علل مرگ در استانهای یزد و سیستان و بلوچستان برحسب سطوح توسعه آنها تفاوت میپذیرد. لذا سیاستهای بهداشتی باید بهصورت منطقهای اعمال شود. با طی شدن گذار اپیدمیولوژیک شاهد بروز مرگهایی خواهیم بود که کمتر جنبه پزشکی و بیشتر دارای ابعاد اجتماعی هستند، از اینرو، توجه جدیتر به ابعاد و جنبههای اجتماعی سلامت، در سیاستهای بهداشتی موردنیاز است.
محمد علی سلیمانی، نرگس دالوند، سیمین زرآبادیپور، زینب علیمرادی، ازکان گورگولو، نسیم بهرامی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ارزیابی دقیق افسردگی مرگ بیماران، مستلزم ابزاری اختصاصی و متناسب با فرهنگ هر جامعه است. این مطالعه با هدف ارزیابی ویژگیهای روانسنجی مقیاس افسردگی مرگ در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش کار: در این مطالعه روششناختی،246 نفر از بیماران مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان ولایت شهر قزوین، مقیاس 17 گویهای افسردگی مرگ تمپلر را تکمیل کردند. ویژگیهای روانسنجی این مقیاس با روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، امگا و پایایی مرکب بررسی شد.
یافتهها: تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که 6 گویه در نسخه فارسی بار عاملی لازم را کسب نکردند و حذف شدند. یازده گویه باقیمانده بهصورت تکعاملی 91/66 درصد از واریانس این مفهوم را تبیین میکرد. در تحلیل عامل تأییدی، 11 گویه دارای شاخصهای برازش مناسبی بودند(χ2 = 97.664, p < .001, χ2/df = 2.504, GFI = .932, CFI = .972, IFI = .973, TLI = .961, SRMR = .030, and RMSEA = .079) ضریب آلفای کرونباخ 95/0، ضریب امگای 95/0 و ضریب پایایی مرکب 96/0 نشان دهنده پایایی قابل قبول نسخه 11 گویهای بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد مقیاس افسردگی مرگ با 11 گویه از روایی و پایایی مناسبی در بین مبتلایان به سرطان پستان ایرانی برخوردار بود. با توجه به پارامترهای مناسب روانسنجی، این ابزار میتواند در مطالعههای بعدی بهمنظور ارزیابی افسردگی مرگ بهکار گرفته شود.
علی رمضانخانی، فاطمه الحانی، ابوعلی ودادهیر، فاطمه محمدخواه،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خشونت یکی از مبحثهای بسیار مهم در بهداشت عمومی است که افراد را در سراسر دوره زندگی تحت تأثیر قرار میدهد این مطالعه کیفی با هدف تبیین پیامدهای خشونت نوجوانان دانشآموز انجام شد.
روش کار: این مطالعه بخشی از یک مطالعه متوالی کیفی اکتشافی است که در سال 2017 میلادی در شهر رودسر انجام شد. این مطالعه با روش تحلیل محتوای کیفی مرسوم انجام شد. دادهها از طریق 50 مصاحبه عمیق فردی با نمونهگیری هدفمند جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها به روش لاندمن و گرانهیم انجام گرفت.
یافتهها: تجزیه و تحلیل دادهها در فاز نخست پژوهش منجر به استحصال 98 کد اولیه، 2 طبقه فرعی و 1طبقه اصلی شد. در پایان این مرحله پیامدهای خشونت نوجوانان با توجه به یافتههای استخراج شده بهصورت «پیامدهای آسیبزای خشونت مفهومی ذهنی، پویا و چند بعدی است. پیامدهای آسیبزای خشونت به تغییراتی که پس از رخداد خشونت در درون خود فرد یا اطرافیان رخ میدهد؛ اشاره میکند که به دودسته پیامدهای درونفردی و برونفردی خشونت تقسیم میگردد» تعریف شد.
نتیجهگیری: این مطالعه ابعاد تازه و متفاوتی از مفهوم پیامدهای آسیبزای خشونت بهویژه در دختران دانشآموز را آشکار ساخت؛ این تعریف مبتنی بر بستر و فرهنگ ایرانی است. دستیابی به پیشگیری از خشونت نیازمند توجه به این ابعاد در سطوح مختلف درونفردی و برونفردی است.