مرضیه قرنجیکی، عبدالحلیم رجبی، تقی امیریانی، غلامرضا روشندل، محمدعلی وکیلی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان کولورکتال، شایعترین سرطان دستگاه گوارش در جهان است و بروز آن در ایران رو به افزایش است. تحلیل ریسک رقابتی روشی کارا در شناسایی دقیقتر عوامل تاثیرگذار در مرگ سرطان کولورکتال محسوب می گردد. این مطالعه با هدف تعیین بقاء بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال و عوامل مرتبط با آن طراحی و برازش داده شد.
روش کار: مطالعه از نوع همگروهی تاریخی است. اطلاعات بیماران با تشخیص سرطان کولورکتال در سالهای 1392 تا 1398 در دانشگاه علوم پزشکی گلستان و پیگیری بیماران تا 15 اردیبهشت سال 1403 مورد بررسی قرار گرفت. میزان بقای بیماران با روش کاپلان مایر و تابع بروز تجمعی محاسبه گردید. در تحلیل دادهها، تابع بروز تجمعی و مدلهای ریسکرقابتی مخاطرات علت ویژه و مخاطرات زیر توزیع به کار گرفته شد. برای مناسبت مدل ها از معیارهای اطلاع آکائیک و بیزی استفاده شد. نرم افزار مورد استفاده STATA17 و سطح معنیداری آزمون ها، 0/05 در نظر گرفته شد.
یافتهها: از 811 نفر، 366 نفر (45/13 درصد) زن و بقیه مرد بودند، میانگین و انحراف معیار سن 13/87 ± 58/54 سال محاسبه گردید. متغیرهای جنس، سن، سطح سواد، گروه قومی و متاستاز در تحلیل چند متغیره مخاطرات مرتبط با مرگ ناشی از سرطان کولورکتال در هر دو مدل رگرسیونی ریسک رقابتی علت ویژه و زیرتوزیع معنی دار شدند (0/05P <) ولی از نظر مناسبت مدل، با توجه به معیارهای اطلاع، مدل علت ویژه مناسب تر بوده است.
نتیجهگیری: در تحلیل چند متغیره مخاطرات مرتبط با مرگ ناشی از سرطان کولورکتال در حضور ریسک رقابتی مرگ ناشی از سایر علل، مدلهای ریسکرقابتی مخاطرات علت ویژه پیشنهاد می گردد.
ابراهیم قادری، قباد مرادی، مصطفی صالحی وزیری، منوچهر کرمی، احسان مصطفوی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در صد سال اخیر، وقوع عالمگیریهای متعدد منجر به مرگ میلیونها نفر و آسیبهای جدی به اقتصاد جهانی شده است و هنوز بشر نگران بروز عالمگیری های دیگری است. این مقاله تلاش دارد تا با مرور عالمگیری ها و تهدیدات و همچنین تجارب گذشته و تحلیل شرایط کنونی، چشماندازی از چالشهای پیشرو در زمینه بهداشت عمومی در آینده ارائه دهد.
روش کار: در این مطالعه که به صورت مرور غیر سیستماتیک انجام شد، موتور جستجو گوگل اسکالر با هدف پوشش گسترده موضوعی با استفاده از کلمات کلیدی مناسب جستجو، و مطالعات مرتبط با موضوع انتخاب شدند.
یافتهها: با افزایش جمعیت و ارتباطات نزدیکتر انسانها، خطر طغیان بیماریهای مسری بیشتر از گذشته احساس میشود. در این راستا، وجود هزاران عامل بیماریزا در حیات وحش و تأثیرات ناشی از تغییرات اقلیمی، جهانی شدن (Globalization)، شیوه زندگی، شکار و تخریب محیط زیست، احتمال مواجهه انسانها با این عوامل بیماریزا را افزایش میدهد. اگر این مواجهات منجر به تغییرات ژنتیکی در عوامل بیماریزا شده و گونه جدیدی ایجاد کنند، خطر بروز بیماریهای جدید و قابل انتقال به انسان بیشتر خواهد شد. علاوه بر عوامل طبیعی، عوامل انسانی مانند بیوتروریسم و مقاومت در مقابل داروها که جزو عوامل انسانی قرار ندارند، (اگرچه که در نتیجه سوء رفتار انسان به وجود می آیند) نیز باید مورد توجه قرار گیرند.
نتیجهگیری: در میان انواع خرده زیستمندهای بیماری زا، ویروسها به دلیل توانایی تغییر سریع، وجود در مخازن حیاط وحش و عدم وجود ابزارهای پیشگیری و درمان موثر علیه آنها، به عنوان عوامل اصلی عالمگیریهای آینده مطرح هستند. آنچه برای کشورها ضروری است، استفاده از درس های آموخته در عالمگیری های قبلی و ایجاد آمادگی بیشتر با استفاده از تقویت سیستم بهداشتی، استفاده از استراتژی سلامت واحد و بسیج همه ظرفیت ها برای عالمگیری های آینده است.
ابوذر رئیسوندی، لادن محمدی زاده، مهسا سادات درب امامیه، سکینه رضایی پور کپته، مهسا مغنی یزدی، الهه جعفری، مرضیه امجدی، زهرا حسین خانی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: افکار خودکشی و افسردگی در دوران نوجوانی یکی از چالشهای مهمی است که پیامدهای منفی عمده ای بر سلامت عموم جامعه دارد، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر درمان شناختی بر کاهش افکار خودکشی و افسردگی در نوجوانان انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی کنترل دار تصادفی شده بود که در زمستان 1403 بر روی 36 نفر از نوجوانان دارای افکار خودکشی و افسردگی استان قزوین در ایران انجام شد. شرکت کنندگان به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله درمان شناختی (6 هفته) و گروه کنترل درمان ابلاغی وزارت بهداشت (4 هفته) را دریافت کردند. مقایسه گروه ها قبل، بلافاصله و سه ماه بعد از مداخله انجام شد. ابزارهای مورد استفاده، افکار خودکشی بک (BSSI) و افسردگی بک (BDI-II) بود.
یافتهها: اختلاف میانگین نمره افکار حودکشی و افسردگی (فاصله اطمینان 95 درصد) در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل به ترتیب در بلافاصله بعد از مداخله (4/74، 1/19) 2/96 و (10/81، 0/86) 5/84 و سه ماه بعد از مداخله (7/61، 4/51)6/06 و (15/99، 7/24)11/62 بود. روش درمان شناختی فقط بر کاهش افسردگی تاثیر معنی داری داشت (0/022= p). همچنین الگوی تغییرات افکار خودکشی در این دو گروه در طول زمان متفاوت بود (0/021= p).
نتیجهگیری: برنامه استراتژیک مبتنی بر درمان شناختی بهطور معنیداری سطح افسردگی را در نوجوانان کاهش داد. این نتایج بر اهمیت گنجاندن درمان شناختی در برنامههای درمانی افسردگی در مراکز بهداشتی و درمانی تأکید دارد. همچنین پیشنهاد می شود برنامه های مداخله ای کاهش افکار خودکشی با توجه به تغییرات الگوی افکار خودکشی در طول زمان تدوین گردد.
فاطمه سادات حسینی، فرزاد یونسیان، مسعود یونسیان،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ناباروری، بهعنوان یکی از مهمترین مسائل سلامت عمومی و باروری در سطح جهان، تأثیرات گستردهای بر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی زوجین دارد. مطالعات قبلی نشان داده اند که مؤلفههای اجتماعی-اقتصادی در کنار متغیرهای زیستی در بروز و تشدید ناباروری تاثیر گذار بوده اند. هدف از اجرای این مطالعه، بررسی ارتباط برخی متغیرهای اجتماعی- اقتصادی با شیوع ناباروری در سطح استان ها بود.
روش کار: این مطالعه از نوع اکولوژیک بوده و به بررسی رابطه بین ناباروری به عنوان متغیر وابسته، و شاخص های مهم اجتماعی- اقتصادی به عنوان متغیرهای مستقل در سطح استان های ایران پرداخته است. دو نوع ناباروری اولیه و ثانویه با تعاریف بالینی مادامالعمر، بالینی مقطعی، اپیدمیولوژیک به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند و از روش رگرسیون خطی تکمتغیره و چندگانه با استفاده از روش گامبهگام (stepwise) و با سطح معنیداری آزمونها 0/05 تحلیل آماری صورت گرفت.
یافتهها: از بین شاخص های مورد بررسی، گرچه متغیرهای متعددی در مدل تک متغیره رابطه معنی داری با ناباروری نشان دادند، تنها متغیر درصد بی سوادی استان و بیکاری (متغیر اخیر فقط در مدل چندگانه برای تعریف ناباروری اولیه اپیدمیولوژیک) به عنوان مهمترین شاخصی که با ناباروری ارتباط معنی دارند در مدل نهایی باقی ماند و سایر متغیرها اثر معنی داری خود را از دست دادند.
نتیجهگیری: درصد بی سوادی در استان، به عنوان مهمترین متغیر پیشگوی میزان ناباروری مطرح می باشد. بی سوادی هم به صورت مستقیم و هم به عنوان شاخص مهمی از وضعیت دیگر متغیرهای اجتماعی و اقتصادی با ناباروری ارتباط دارد. البته این مطالعه با توجه به ماهیت اکولوژیکی که دارد خود توانایی افتراق این دو دسته را ندارد.
محبوبه نارویی، پریا جنگی پور افشار، علی اکبر حقدوست،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان و عوامل مرتبط با مهاجرت بیماران از شهرستان ایرانشهر، به سایر نقاط کشور جهت دریافت خدمات درمانی در سال 1403-1402 انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی به روش غیرمستقیم انجام شد. ابتدا از بیماران که در سامانه سیب اطلاعاتشان وجود داشت سوال پرسیده شد که شبکه فامیلی نزدیکان آنها چند نفر بوده است، در صورتی که خود فرد یا بستگان درجه اول ایشان به خارج از ایرانشهر برای دریافت خدمات مراجعه کرده بودند با آنها مصاحبه انجام شد. در نهایت 159 فرد وارد مطالعه شدند. عوامل و چالشهای مرتبط با مهاجرت بیماران، در طیف نمرهای صفر تا بیست محاسبه گردید.
یافتهها: افرادی که در سال گذشته برای دریافت خدمات درمانی از شهرستان ایرانشهر مهاجرت کردند 5/9 درصد با فاصله اطمینان 95 درصد (6/7 و 5/0) بوده است که معادل ۶۷۸۵ نفر میباشد. مهمترین عامل مهاجرت بیماران، نوع بیماری با نمره 19/1 و فاصله اطمینان 95 درصد (19/5- 18/5) بوده است. اغلب به خاطر بیماری های گوارش، سرطانها و بیماری قلبی و بیشتر به استان های کرمان و یزد مراجعه کردند. میزان رضایت از خدمات دریافتی با نمره 17/1 و فاصله اطمینان 95 درصد (17/5- 16) به عنوان مهمترین عامل برای مراجعه مجدد بیماران بود. مهمترین چالشها هزینه رفت و آمد و تردد در شهر با نمره (16/6) و هزینه اسکان با نمره (16/3) بودند.
نتیجهگیری: کیفیت پایین و اثربخشی محدود و کمبود زیرساخت تشخیصی عامل مهاجرت اغلب بیماران بوده است. برای افزایش دسترسی و برقراری عدالت اجتماعی باید تقویت زیرساخت های درمانی این منطقه در اولویت قرار گیرد.
فاطمه صدقی، سحر محمد نبی زاده، فرشته نجفی، مریم محمدی،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: کمخونی یکی از چالشهای عمده بهداشت عمومی در زنان باردار است که با پیامدهای نامطلوبی مانند زایمان زودرس، وزن کم نوزاد هنگام تولد و افزایش مرگ مادران همراه است. بنابراین مطالعه حاضر با هدف ارزیابی عوامل موثر در ابتلا به آنمی در زنان باردار مراجعه کننده به مراکز خدمات جامع سلامت منطقه سرخس در شمال شرق ایران انجام شده است.
روش کار: این مطالعه مقطعی-تحلیلی با استفاده از دادههای ۹۰۴ زن باردار ثبتشده در سامانه سینا در سال ۱۴۰۲ انجام شد. دادههای دموگرافیک، بالینی و آزمایشگاهی استخراج شد. آنمی بر اساس سطح هموگلوبین کمتر از ۱۱ گرم بر دسیلیتر تعریف گردید و از رگرسیون لجستیک برای بررسی ارتباط بین متغیرها و کمخونی استفاده شد.
یافتهها: میانگین سنی زنان باردار 6/8±27/2 سال و شیوع کمخونی در زنان باردار شهرستان سرخس 17/7 درصد (20/5 %-15/2 % :CI95%) بود. تحلیل چند متغیره نشان داد که، زندگی در مناطق روستایی با کاهش خطر آنمی (0/01=P، 0/58=OR) و قومیتهای مختلف نسبت به قومیت سیستانی نیز با کاهش خطر آنمی مرتبط بودند (0/003=P، 0/44=OR). سابقه تولد نوزاد با وزن کمتر از 2500 گرم (0/001>P، 7/14=OR) شانس آنمی را افزایش داد. در مقایسه با مادران کموزن (18>BMI)، مادران با شاخص توده بدنی طبیعی، اضافهوزن و چاق بهترتیب ۵۸ درصد، ۷۱ درصد و ۷۸ درصد شانس کمتری برای ابتلا به آنمی داشتند (0/42=OR، 0/29=OR، 0/22=OR به ترتیب). عدم ابتلا به بیماری کلیوی (0/03=P، 0/22=OR) و مصرف آهن قبل از بارداری (0/05=P، 0/50=OR) نیز با کاهش خطر ابتلا به آنمی همراه بودند. سایر متغیرهای مطالعه ارتباط معنیداری با آنمی نشان ندادند.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان دهنده توجه به تفاوتهای قومیتی، جغرافیایی و هچنین نیاز به طراحی مداخلات هدفمند مانند غربالگری تالاسمی و تقویت مکملیاری آهن برای کاهش آنمی در بارداری و بهبود شاخص های سلامت مادر و کودک است.
رسول غلامی ویس، فاطمه حیدرپور، مهدی مرادی نظر،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان پروستات یکی از شایعترین سرطانها در میان مردان ایرانی است که در دهه های اخیر افزایش چشمگیری در بروز و مرگ داشته است. این مطالعه با هدف تحلیل روندهای زمانی بروز و مرگ سرطان پروستات در ایران با استفاده از رویکرد تحلیلی سن، دوره و همگروهی (APC) انجام شد.
روش کار: دادههای مطالعه بار جهانی بیماریها (GBD-2021) برای مردان ۴۵ سال به بالا در ایران طی سالهای ۱۳۷۱ تا ۱۴۰۰ استفاده شد. دادهها در ۸ گروه سنی پنجساله و ۶ دوره زمانی پنجساله طبقهبندی شدند. برای تحلیل APC از روش تفاضل مرتبه دوم و برای تحلیل تغییرات عوامل خطر از رگرسیون نقطه اتصال (Joinpoint) استفاده شد.
یافتهها: میزان بروز استانداردشده سنی در سال 1400 به 30/05 و مرگ به 10/66 در هر ۱۰۰,۰۰۰ نفر رسید که نسبت به سال ۱۳۷۱ به ترتیب 105/96 و 14/99 درصد افزایش داشت. اثر سن بر بروز و مرگ مثبت بود. اوج اثر دوره در سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ مشاهده شد. اثر همگروهی نشان داد که کوهورتهای جوانتر شتاب کمتری در بروز داشتهاند. در میان عوامل خطر، بار بیماری منتسب به سیگارکشیدن 17/1 درصد افزایش یافت، درحالیکه اثر محافظتی «مصرف کم کلسیم» و «مصرف کم شیر» طی زمان کاهش یافت.
نتیجهگیری: افزایش بروز و مرگ تحتتأثیر سه عامل سن- دوره و همگروهی است. کاهش نسبی در کوهورتهای جدیدتر، ضرورت برنامهریزی هدفمند برای غربالگری را برجسته میکند. تقویت سیاستهای آموزش سلامت و بهبود دسترسی به خدمات تشخیصی میتواند بار بیماری را کاهش دهد.
آرمین نقی پور، عباس مقیم بیگی، نسرین شیرمحمدی، علیرضا سلطانیان، سلمان خزایی، شراره نیک سیر،
دوره 1111، شماره 0 - ( 6-1400 )
چکیده
ta http-equiv=Content-Type content="text/html; charset=utf-8">ta name=ProgId content=Word.Document>ta name=Generator content="Microsoft Word 15">ta name=Originator content="Microsoft Word 15">
ta http-equiv=Content-Type content="text/html; charset=utf-8">ta name=ProgId content=Word.Document>ta name=Generator content="Microsoft Word 15">ta name=Originator content="Microsoft Word 15">