جستجو در مقالات منتشر شده


53 نتیجه برای حقدوست

علی حسین زاده، محمدرضا بانشی، بهناز صدیقی، جمشید کرمانچی، علی‌ اکبر حقدوست،
دوره 18، شماره 1 - ( دوره 18، شماره 1، بهار 1401 1401 )
چکیده

مقدمه و اهداف: دمانس یک بیماری مزمن سیستم عصبی مرکزی است که بار مالی و اجتماعی زیادی بر سیستم خدمات بهداشتی-درمانی وارد می‌کند. آگاهی از شیوع بیماری دمانس برای برنامه‌ریزی بهداشتی و اطمینان از این که خدمات کافی برای افراد مبتلا به این بیماری وجود دارد یا خیر ضروری است. با توجه به این که شیوع و تغییرات جغرافیایی این بیماری در ایران به خوبی شناخته نشده است. هدف مطالعه حاضر برآورد شیوع و تعیین توزیع جغرافیایی این بیماری در ایران می‌باشد.
روش کار: در این مطالعه شیوع دمانس در هر استان به صورت غیر مستقیم، و با استفاد از بسامد داروهای تخصصی تجویز شده در طول یکسال با هر دو نام تجاری و ژنریک برآورد شد. سپس از نقشه‌های طیف رنگ برای نمایش تغییرات جغرافیایی دمانس در سطح استانی استفاده گردید. در نهایت، از آزمون‌های جغرافیایی Moran I  و  Getis-Ord Gi (Gi) به ترتیب برای بررسی خود همبستگی فضایی و تغییرپذیری جغرافیایی شیوع دمانس در سطح معنی‌داری 0/05 استفاده شد..
یافته‌ها: در مطالعه حاضر میزان شیوع کلی دمانس در جمعیت عمومی و جمعیت بالای 60 سال در ایران به ترتیب برابر با 49/6 و 508/9 در 100000 نفر بود. در جمعیت عمومی پائین‌ترین میزان شیوع دمانس در استان هرمزگان  (9/4 در 100000 نفر) و بالاترین میزان شیوع آن در استان آذربایجان شرقی  (96/4 در 100000 نفر) مشاهده شد. در جمعیت بالای 60 سال نیز پائین‌ترین میزان شیوع در استان هرمزگان (141/5 در 100000 نفر) و بالاترین میزان شیوع در استان آذربایجان‌شرقی (862/5 در 100000 نفر) مشاهده شد. براساس آزمون‌های Moran I و Getis-Ord Gi (Gi) خودهمبستگی فضایی و تغییرپذیری جغرافیایی شیوع دمانس معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: شیوع بیماری دمانس در جمعیت بالای 60 سال ایران نسبت به کشورهای غربی پائین‌تر است، اما شیوع این بیماری کم و بیش با میزان شیوع دمانس در کشورهای در حال توسعه قابل مقایسه هست. اگر چه باید توجه داشته باشیم که در بعضی از استان‌های برخوردار ایران شیوع دمانس بالا و شبیه کشورهای توسعه یافته می‌باشد.

علی اکبر حقدوست، علیرضا علیخانی، مصطفی حسینی گلکار، رضا دهنویه، سمیرا سیفی،
دوره 18، شماره 2 - ( دوره 18، شماره 2، تابستان 1401 1401 )
چکیده

مقدمه ‌و اهداف: همهگیری کووید-19 و اثرات پیرو آن از جنبههای سلامت و مسایل اقتصادی به یک چالش اساسی در جهان تبدیل شده است. ایران افزون بر تأثیرپذیری از این بحران، با مشکلات فراوان دیگری نیز مانند تحریم‌ها و مشکلات اقتصادی مواجه است و بیم آن می‌رود که عواقب جدیتری را متحمل شود.
روش کار: سناریونگاری یکی از روشهای شناخت تغییرات آینده و عدم قطعیت‌های محیطی است. در این مطالعه با روش موسوم به شبکه جهانی کسب‌وکار (GBN) که روش ماتریس سناریوها نیز شناخته میشود استفاده شده است. این روش بر مبنای دو عدم قطعیت کلیدی هست و طی ­6 مرحله به بررسی متغیرهای مرتبط با سلامت و عوامل اقتصادی_اجتماعی و استفاده از نظرات خبرگان مرتبط پرداخته شده است.
یافته‌ها: انتظار می‌رود نظام سلامت کشور در مواجهه با شرایط مختلف با شدت و ضعف قادر به مدیریت همهگیری خواهد بود و تنها در سناریوی بدبینانه با پیش‌فرض ادامه تحریمها و گسترش همهگیری، انتظار میرود شرایطی همچون محدودیتهای جهانی، افت ذخایر ارزی، افت عملکرد یا فروپاشی نظام سلامت، افزایش میزان مرگ‌ومیر بیماری و کاهش ملموس کیفیت زندگی را در پی داشته باشد.
نتیجه‌گیری: با عنایت به همهگیری کووید-19 و عوامل زمینه‌ای موجود، سناریوهایی از وضع سلامت و شرایط اقتصادی کشور روایت شد. انتظار میرود با توجه به توانمندی سناریوها برای درک پیچیدگی و کمک به تصمیمگیریها، سیاستگذاران با نگاهی وسیعتر، همهجانبه و معقول به یک جمع‌بندی درست که منجر به حفظ و تداوم سلامت جامعه و آثار متعارف اقتصادی در این همهگیری شود، دست یابند.

لیلا حلیمی، اسحاق درتاج رابری، رضا مجدزاده، علی اکبر حقدوست،
دوره 18، شماره 4 - ( دوره 18، شماره 4، زمستان 1401 )
چکیده

مقدمه و اهداف: در سنین نوجوانی تمایل برای تقویت شبکه اجتماعی در مدارس بیشتر است که به انتقال اطلاعات می ­انجامد. این مطالعه خصوصیات افراد تاثیرگذار بر انتقال اطلاعات بین دانش آموزان در کلاس را بررسی می کند.
روش کار: مطالعه روی350 دانش ­آموز پسر و دختر مقاطع راهنمایی و متوسطه مدارس شهر همدان انجام شد که برای هر کلاس دو شبکه ترسیم گردید. شبکه ارتباطی، ارتباطات عادی دانش آموزان در کلاس و شبکه اطلاعاتی، انتقال اطلاعات حساس مرتبط با بلوغ بود. شاخص مرکزیت شبکه محاسبه شد. عوامل تاثیرگذار بر انتقال اطلاعات با استفاده از پرسشنامه بررسی شد.
یافته ­ها: شاخص مرکزیت در شبکه اجتماعی پسرها بیشتر از دخترها به ترتیب (55/4% در مقابل 47/6% در شبکه ارتباطی و 33/4% در مقابل 20/1% در شبکه اطلاعاتی) بود. اندازه مرکزیت دانش­ آموزان با صرف زمان بیشتر در ارتباطات هر دانش آموز با همکلاسی های خود، از نظر آماری معنی دار بود.  همچنین با بالا رفتن مقطع تحصیلی و سن شاخص مرکزیت در شبکه ارتباطی و به خصوص اطلاعاتی بیشتر بود.
نتیجه­گیری: پسران در دوران نوجوانی شبکه ارتباطی گسترده­تری در درون کلاس دارند و در انتقال اطلاعات بلوغ تواناتر هستند. ارتباط مناسب و توانایی برقراری ارتباط آسان، داشتن اطلاعات در زمینه بلوغ و اختصاص دادن زمان کافی در برقراری ارتباط با همکلاسی ها از عوامل موثر بر انتقال اطلاعات بین نوجوانان در مدارس است.

شوبو رحمتی، رضا گوجانی، زهرا عبدالهی نیا، ناصر نصیری، سکینه ناروئی، امیرحسین نکویی، حمید شریفی، علی اکبر حقدوست،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره 19، شماره 3، پاییز 1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: ماهیت و توانایی اپیدمیولوژیست‌ها در ارتقاء سطح سلامت و انجام تحقیقات مرتبط زمانی نمود می‌‌یابد که آنها در جایگاه مناسب و به تعداد کافی در یک کشور حضور داشته باشند. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین جایگاه‌های شغلی بالقوه و مرتبط با رشته اپیدمیولوژی در دو بخش دولتی و غیردولتی، و برآورد تعداد اپیدمیولوژیست‌ها در کشور تا سال ۱۴۰۶ انجام شده است.
روش‌ کار: مطالعه حاضر به­صورت ترکیبی در دو بخش کمی و کیفی اجرا شد. در قسمت کیفی مصاحبه با خبرگان، سیاست گذاران، دانش ‌آموختگان و دانشجویان این رشته در زمینه فرصت‌های شغلی انجام شد. در بخش کمی نیز با استفاده از مدل‌سازی و پارامترهای حاصل از بررسی متون و نظر خبرگان این رشته، برآورد تعداد اپیدمیولوژیست­های موردنیاز انجام شد. در این مطالعه نیاز حال و آینده نزدیک تا سال 1406 مد نظر بوده است.
یافته‌ها: از دیدگاه مصاحبه‌شوندگان، فرصت‌های شغلی اپیدمیولوژیست‌ها در کشور در حوزه مدیریت و تحلیل مسئله، انجام پژوهش‌های کاربردی، تجزیه‌وتحلیل داده، داشبوردسازی، تدریس، آموزش و نگاه به آینده (آینده‌پژوهی) تقسیم‌بندی شد. برآورد تعداد اپیدمیولوژیست‌های موردنیاز بعد از حذف فرصت­های از دست رفته شغلی کشور تا سال 1406، حدود 1122 نفر بود که اغلب آن‌ها در صورت ایجاد فرصت‌های شغلی سهم نظام سلامت کشور است. بیشترین تعداد اپیدمیولوژیست موردنیاز واحدهای وزارت بهداشت و دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور، در مراکز تحقیقاتی و سپس در بیمارستان‌ها است.
نتیجه‌گیری: برآورد تعداد اپیدمیولوژیست‌ موردنیاز با استفاده از مدل‌سازی در کشور و توجه به تعداد دانش‌آموختگان در حال حاضر، نشان می‌دهد توسعه این رشته و افزایش دانش آموختگان تنها در صورت تعریف و ایجاد فرصت‌های شغلی و بکارگیری آنها در ردیف‌های شغلی پیشنهادی، امکان پذیر است.

شوبو رحمتی، زهرا عبدالهی نیا، سکینه ناروئی، ناصر نصیری، رضا گوجانی، علی اکبر حقدوست،
دوره 19، شماره 4 - ( دوره 19، شماره 4، زمستان 1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: با توجه به مهاجرت گسترده افراد تحصیل کرده از جمله در بین اپیدمیولوژیست­ های کشور، بررسی علل آن بسیار ضروری است. در این راستا، در این مقاله نتایج تحقیق عمیقی با بررسی نقطه نظرات خبرگان این رشته ارائه شده است.
روش کار: مطالعه حاضر به صورت کیفی با روش تحلیل محتوا انجام شده است. داده‌ها در تابستان و پاییز سال 1402 از طریق مصاحبه نیمه ساختار‌یافته با 32 نفر از اپیدمیولوژیست‌های کشور جمع‌آوری گردید. داده­ ها باتوجه ‌به مراحل پیشنهادی Lundman و Graneheim پس از کدبندی با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیودا (MAXQDA) تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: چالش‌های اصلی رشته اپیدمیولوژی در ایران به شش طبقه‌ اصلی تقسیم‌بندی شد. در زمینه دانش‌آموختگان مشکلات در جذب و استخدام به دلیل نبود ردیف شغلی مناسب، مشکلات زیربنایی و ساختاری سیستم، مشکلات پژوهشی و آشنایی ناکافی در مورد عملکرد این رشته به عنوان مهم­ترین چالش ­ها مطرح می­باشد و در حیطه دانشجویان مشکلات آموزش، مشکلات ساختاری و زیربنایی گزارش گردید. هم چنین علل اصلی مهاجرت اپیدمیولوژیست‌ها عدم شایسته‌سالاری و تخصص‌گرایی، امتیازات نابجا از جمله اعمال سهمیه جذب نامتعارف، نبود بازار کار و جایگاه برای دانش‌آموختگان و عدم دریافت حقوق و مزایای کافی بود.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه به نظر می­رسد موضوع مهاجرت اپیدمیولوژیست‌ها به عنوان سرمایه ارزشمند نیروی انسانی، به خارج از کشور یک دغدغه و مشکل جدی است. عدم وجود جایگاه مناسب شغلی و ابهام در مسیر تعالی شغلی به دلیل عدم پایبندی سیستم به‌نظام شایسته سالارانه و مهارت پرور، انگیزه مهاجرت را در این گروه بالا برده است.

علی اکبر حقدوست، سمیرا عمادی، اعظم بذرافشان،
دوره 20، شماره 2 - ( دوره 20، شماره 2، تابستان 1403 )
چکیده

مهاجرت نخبگان در همه کشورها تبدیل به یک چالش بزرگ شده است. ما در ایران در سال­های اخیر شاهد رشد چشمگیری از مهاجرت هستیم. معمولا مهاجرت به شکل­های مختلفی صورت می گیرد: مهاجرت های تحصیلی درون مرزهای­های جغرافیایی، مهاجرت رشته ای، دور شدن متخصصین از فعالیت­های حرفه­ای، مهاجرت به صورت اجباری و یا نیمه اجباری. با توجه به اینکه هریک از اشکال مهاجرت مشکلات عدیده­ای را به دنبال خواهد داشت، توجه به چگونگی و عوارض هریک از انواع مهاجرت­ها در بحث مدیریت منابع انسانی بسیار مهم می باشد.

مهلا ایرانمنش، میلاد احمدی گوهری، علی اکبر حقدوست، مریم یزدانپناه، عباس کامیابی، سیمین صالحی نژاد، وحید یزدی فیض آبادی،
دوره 20، شماره 4 - ( دوره 20، شماره 4، زمستان 1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: در حوزه پزشکی، رضایت شغلی از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ زیرا نقش بسیار حیاتی در کیفیت خدمات سلامت دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت میزان رضایت شغلی پزشکان از حرفه پزشکی و شناخت عوامل موثر، انجام پذیرفت.
روش کار: مطالعه پیمایشی حاضر به صورت مقطعی و در بستر آنلاین در سال 1402 در بین 1,100 نفر از پزشکان ایرانی با روش پاسخ دهنده جانشین انجام شد. پزشکان در خصوص صمیمی ترین دوست پزشکشان که با وی رفت و آمد و ملاقات منظم دارند، به سوالات پاسخ دادند. رضایت مندی با استفاده از طیف لیکرت در 2 مقیاس رضایت کافی (خیلی و زیاد) و رضایت ناکافی (خیلی کم، کم و متوسط) دسته بندی شد. عوامل موثر بر رضایت شغلی پزشکان با استفاده از رگرسیون لجستیک چندمتغیره تعیین گردید.
یافته‌ها: از میان 2200 پزشک، 24/9 درصد (547 نفر) از پزشکان از حرفه خود رضایت کافی داشتند. درحالی که 75/1 درصد (1,653 نفر) رضایت کم یا متوسطی (ناکافی) داشتند. شانس رضایت پزشک از پزشکی در مردان 1/54 برابر بیشتر از زنان بود. علاقه به پزشکی، میزان وقت صرف شده برای طبابت، کافی بودن درآمد، استرس شغلی کم، ثبات شغلی زیاد، عدم محدودیت صلاحیت حرفه ای نسبت به گذشته، مهاجرت، میزان وقت صرف شده برای طبابت در مراکز دولتی، خصوصی و فعالیت‌های علمی، ادامه تحصیل و درآمد دریافتی پزشک رابطه مثبت و معناداری با رضایت شغلی از حرفه پزشکی نشان دادند (0/05>p).
نتیجه‌گیری: رضایت شغلی پزشکان ایرانی از حرفه پزشکی به میزان قابل توجهی تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند علاقه به پزشکی، درآمد کافی، ثبات شغلی و کاهش استرس شغلی قرار دارد. بیشترین رضایت در میان پزشکان مرد مشاهده شد. برای بهبود رضایت شغلی و کیفیت خدمات درمانی، تمرکز بر بهبود شرایط کاری و کاهش استرس شغلی ضروری است.

علی اصغر هنرمند، سید آریا نژادقادری، علی اکبر حقدوست،
دوره 20، شماره 4 - ( دوره 20، شماره 4، زمستان 1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: سیگارهای الکترونیکی دستگاه ­هایی هستند که مایعات حاوی نیکوتین و مواد شیمیایی را گرم کرده و آئروسل‌هایی تولید می‌کنند که قابل استنشاق‌اند. این محصولات به عنوان جایگزینی کمتر مضر برای سیگارهای سنتی معرفی شده‌اند، اما شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد مصرف آن‌ها نیز خطرات خاصی دارد. تبلیغات و تأثیرات شبکه‌های اجتماعی، به ویژه در میان نوجوانان، باعث افزایش مصرف این سیگارها و نگرانی‌های جدی شده است. هدف این مطالعه بررسی فواید و مضرات سیگارهای الکترونیکی است. 
روش کار: در این مقاله مروری روایتی، پایگاه داده PubMed و Google Scholar به‌طور غیرنظام‌مند و با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط برای یافتن مطالعاتی در زمینه اثرات سلامت، تاریخچه، تکامل و هزینه اثربخشی سیگارهای الکترونیکی جست ­وجو شدند.
یافته­ ها: سیگارهای الکترونیکی برای اولین بار در سال ۲۰۰۳ وارد بازار شدند و به سرعت در میان مصرف‌کنندگان رواج پیدا کردند. این سیگارها به‌عنوان گزینه‌ای سالم‌تر نسبت به سیگارهای سنتی به بازار معرفی شدند، اما محتوای این سیگارها شامل مواد شیمیایی مختلفی است که برخی از آن‌ها در اثر حرارت تجزیه شده و ترکیباتی سمی ایجاد می‌کنند. مصرف سیگارهای الکترونیکی می‌تواند تاثیرات مختلفی بر سلامت داشته باشد. از جمله این تاثیرات می‌توان به مشکلات قلبی-عروقی، تنفسی و احتمال ایجاد سرطان اشاره کرد.
نتیجه‌گیری: سیگارهای الکترونیکی ممکن است در برخی موارد به ترک سیگار کمک کنند، اما این مزایا در کنار مضرات قابل توجهی قرار می‌گیرد. با توجه به خطرات محتمل، نیاز به تحقیقات بیشتر برای ارزیابی جامع و دقیق اثرات آن‌ها بر سلامت احساس می‌شود تا بتوان از مزایا و مضرات این محصولات آگاهانه‌تر بهره برد.

نیلوفر بهرام پور، سید وحید احمدی طباطبایی، مریم فرجی، علی اکبر حقدوست،
دوره 21، شماره 1 - ( دوره 21، شماره 1، بهار 1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: پسماند به مواد جامد، مایع و گاز (غیر از فاضلاب) گفته می‌شود که حاصل فعالیت انسان بوده و از نظر تولیدکننده زائد تلقی می‌شود. به دنبال افزایش جمعیت تولید پسماند خانگی نیز افزایش می‌یابد؛ بنابراین بررسی اثرات مدیریت پسماند خانگی بر سلامتی یک مسئله حیاتی است. با شناسایی مشکلات و خطرات ناشی از این نوع پسماند می‌توان با مداخلات موثر اثرات ناشی از آن را کاهش داد.
روش کار: این مطالعه یک مرور دامنه­ای با هدف ارزیابی پیامدهای سلامت مدیریت پسماند خانگی می‌باشد. در این مطالعه پایگاه‌های الکترونیک PubMed، Scopus و Web of science در محدوده سال‌های 2024-2014 به زبان انگلیسی جستجو و نتایج به دست آمده وارد نرم افزار اندنوت شده و مورد غربالگری قرارگرفتند.
یافته‌ها: در نتیجه جستجوی منابع، از 3504 مطالعه نهایتا تعداد 109 متن کامل در مطالعه گنجانده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که اغلب مطالعات در کشورهای در حال توسعه انجام شده‌است. ابزار جمع آوری اطلاعات اغلب نمونه­ های آزمایشگاهی و بیشتر آنها از نوع کمی بودند. اکثر این مطالعات به بررسی اثرات مدیریت پسماند خانگی بر سلامت جسمی پرداخته بودند و کم‌ترین بعد مورد بررسی سلامت معنوی بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان می­دهد که مدیریت پسماند خانگی علاوه بر اثرات بر سلامت جسمی و آلودگی­ های زیست محیطی می‌تواند سلامت روانی، اجتماعی و معنوی را تحت تاثیر قراردهد. بنابراین باید با شناسایی این اثرات به دنبال راه حل‌هایی برای مدیریت بهتر پسماند خانگی جهت به حداقل رساندن آثار منفی بر سلامتی باشیم.

سید آریا نژادقادری، محمد خلیلی، علی اکبر حقدوست، عباس آقایی افشار، حمید شریفی،
دوره 21، شماره 1 - ( دوره 21، شماره 1، بهار 1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: تب دنگی، یک بیماری ویروسی است که توسط پشه‌های Aedes aegypti و Aedes albopictus  منتقل می‌شود. این بیماری تهدیدی جدی برای بهداشت عمومی است و با توجه به نبود درمان مؤثر، استراتژی‌های پیشگیری و کنترل اهمیت زیادی دارند. این مطالعه بر ترکیب دستورالعمل‌های بین‌المللی برای کنترل پشه‌های Aedes و مدیریت تب دنگی تمرکز دارد.
روش‌ کار: این مطالعه مروری روایتی بر دستورالعمل‌های بین‌المللی برای پیشگیری و کنترل تب دنگی و پشه آئدس متمرکز بود. منابع معتبر بین‌المللی بررسی شدند. معیارهای انتخاب شامل اعتبار سازمان منتشرکننده، تمرکز بر بیماری‌های منتقله از ناقلین و سازگاری با شرایط محیطی بود. داده‌های کلیدی هر دستورالعمل شامل اهداف، پیام‌های اصلی و توصیه‌ها استخراج شدند. بازه زمانی جستجو تا 2024 و در سایت­ های بین ­المللی بود.
یافته‌ها: دستورالعمل‌های بین‌المللی بر رویکرد یکپارچه در کنترل ناقلین تأکید دارند. استراتژی‌های محیطی شامل مدیریت پایدار سیستم‌های آب، حذف آب‌های راکد و دفع ایمن زباله‌ها است. کنترل‌های شیمیایی بر استفاده محتاطانه از لاروکش‌ها و سموم ضدحشره با رعایت دقیق پروتکل‌های مدیریت مقاومت تأکید دارند. مداخلات زیستی مانند معرفی گونه‌های شکارچی به آبگیرها در شرایط خاص توصیه می‌شوند. دستورالعمل‌ها بر مشارکت و آموزش جوامع تأکید داشته و همکاری‌های بین بخشی را ضروری می‌دانند. ابزارهای نوینی مانند مواد حاوی حشره‌کش، تله‌های کشنده و فناوری‌های پیش‌بینی روند بیماری نیز مورد تأیید قرار گرفته‌اند. بسیج اجتماعی و همکاری بین بخشی از عناصر موفقیت بلندمدت به شمار می‌روند.
نتیجه‌گیری: استراتژی‌های بین‌المللی کنترل تب دنگی یک رویکرد چندوجهی شامل مدیریت محیطی، کنترل شیمیایی و زیستی و مشارکت جامعه را ترکیب می‌کنند. اجرای این دستورالعمل‌ها همراه با پیشرفت‌های فناوری و همکاری‌های بین‌المللی می‌تواند بار جهانی تب دنگی را کاهش دهد.

شیما شادکام فرخی، امیرحسین نکویی، سعیده حاجی مقصودی، حمید شریفی، علی اکبر حقدوست،
دوره 21، شماره 2 - ( دوره 21، شماره 2، تابستان 1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: سقط جنین یک مسئله بهداشتی و اجتماعی مهم در ایران است که بر سلامت جسمی و روانی زنان و همچنین بر نرخ رشد جمعیت تأثیر می‌گذارد. این مطالعه به ارزیابی و مقایسه برآوردهای مستقیم و غیرمستقیم بروز سقط جنین و عوامل مرتبط با آن در میان زنان در سنین باروری در شهر کرمان می‌پردازد. 
روش کار: این مطالعه مقطعی بروز سقط جنین را با استفاده از روش‌های مستقیم و غیرمستقیم (نماینده بسط شبکه‌ای غیرمستقیم) برآورد می‌کند. در روش مستقیم، ۴۷1 زن در سنین ۱۸ تا ۵۴ در مورد تجربه سقط جنین خود مورد مصاحبه قرار گرفتند. در روش غیرمستقیم، ۴۵۰ زن در مورد سقط جنین در شبکه‌های اجتماعی نزدیک خود اطلاعاتی ارائه دادند. برای برآورد میزان بروز به روش مستقیم تعداد سقط‌های گزارش شده توسط هر فرد به شخص-زمان مربوط تقسیم شد. برای برآورد بروز سقط به روش غیرمستقیم، تعداد سقطهای گزارش شده در شبکه اجتماعی به جمعیت شبکه نزدیک هر فرد تقسیم شد.
یافته‌ها: برآورد سالانه بروز سقط جنین به روش غیرمستقیم ۶۲ در هر هزار زن (73-52 :CI 0/95) در سنین باروری برآورد شده است که 57 درصد مربوط به سقط جنین غیرعمدی و 43 درصد مربوط به سقط جنین عمدی بود. عواملی مانند تعداد بیشتر فرزندان، وضعیت اقتصادی-اجتماعی بالاتر و همسر تحصیل‌کرده با افزایش میزان سقط جنین مرتبط بودند. 
نتیجه‌گیری: بروز سقط در کرمان همانند کل کشور یک مشکل جدی سلامت است و برای مدیریت بهتر آن باید به عوامل زمینهای و ریشهای بروز آن پرداخته شود و البته مد نظر باشد که بیش از نیمی از این سقطها خودبه‌خودی است و لذا در بهترین شکل مدیریت، کاهش تعداد سقطها محدودیت دارد.

بهار حقدوست، ژاله عبدی، ایرج حریرچی، الهام احمدنژاد،
دوره 21، شماره 2 - ( دوره 21، شماره 2، تابستان 1404 )
چکیده

پاندمی کووید-19 تأثیر گسترده بر نظام‏ های سلامت داشته است و محدودیت‌های نظام‌های ثبت داده‌ای، دقت برآورد بار این بیماری را کاهش داده‌اند. این مطالعه با استفاده از داده‌های پیمایش ملی عوامل خطر بیماری‌های غیرواگیر (STEPS) ایران در سال 1400، کم‌شماری موارد ابتلا و بستری کووید-19 را بررسی کرده است. در این مطالعه، به صورت تصادفی ۲۵,۴۲۵ نفر از جمعیت 18 سال وارد و علاوه بر اطلاعات مربوط به عوامل خطر بیماری های غیرواگیر، در خصوص ابتلا به کووید-19، بستری و بستری در بخش ­های مراقبت ویژه نیز سوال شد و فراوانی این رویدادها با داده های ثبتی در زمان جمع  آوری اطلاعات مقایسه گردید. مطابق نتایج، 9/03 درصد (با دامنه اطمینان 95 درصد: 8/56 تا 9/44) سابقه ابتلا به کووید-۱۹ را ذکر کرده بودند، همچنین از بین مبتلایان، 12/71 درصد (11/25 تا 14/20) سابقه بستری به دلیل کرونا را بیان و از بین افراد بستری نیز 13/74 درصد (8/25 تا 18/9) در بخش‏ های مراقبت‏ های ویژه بستری شده ‏بودند. بر این اساس برآورد می‏ شود که حساسیت ثبت موارد علامت‌دار 61/7 (59 تا 65) درصد و موارد بستری 86 (77 تا 97/1) درصد باشد.
به عنوان جمع‏ بندی می‏ توان بیان داشت که تقریباً نظام ثبت موارد علامت ‏دار ابتلا به کووید-19 در ایران نزدیک 40 و ثبت بستری به دلیل کووید-19 نزدیک 15 درصد کم ‏شماری داشته که در مقایسه با اطلاعات بسیاری از کشورها حتی کشورهای توسعه ‏یافته قابل قبول محسوب می‏ شود.


محبوبه نارویی، پریا جنگی پور افشار، علی اکبر حقدوست،
دوره 21، شماره 3 - ( دوره 21، شماره 3، پاییز 1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان و عوامل مرتبط با مهاجرت بیماران از شهرستان ایرانشهر، به سایر نقاط کشور جهت دریافت خدمات درمانی در سال 1403-1402 انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی به روش غیرمستقیم انجام شد. ابتدا از بیماران که در سامانه سیب اطلاعاتشان وجود داشت سوال پرسیده شد که شبکه فامیلی نزدیکان آنها چند نفر بوده است، در صورتی که خود فرد یا بستگان درجه اول ایشان به خارج از ایرانشهر برای دریافت خدمات مراجعه کرده بودند با آنها مصاحبه انجام شد. در نهایت 159 فرد وارد مطالعه شدند. عوامل و چالش‌های مرتبط با مهاجرت بیماران، در طیف نمره‌ای صفر تا بیست محاسبه گردید.
یافته‌ها: افرادی که در سال گذشته برای دریافت خدمات درمانی از شهرستان ایرانشهر مهاجرت کردند 5/9 درصد با فاصله اطمینان 95 درصد (6/7 و 5/0) بوده ‌است که معادل ۶۷۸۵ نفر می‌باشد. مهم­ترین عامل مهاجرت بیماران، نوع بیماری با نمره 19/1 و فاصله اطمینان 95 درصد (19/5- 18/5) بوده ‌است. اغلب به ­خاطر بیماری­ های گوارش، سرطان‌ها و بیماری قلبی و بیشتر به استان­ های کرمان و یزد مراجعه کردند. میزان رضایت از خدمات دریافتی با نمره 17/1 و فاصله اطمینان 95 درصد (17/5- 16) به عنوان مهم­ترین عامل برای مراجعه مجدد بیماران بود. مهم­ترین چالش‌ها هزینه رفت و آمد و تردد در شهر با نمره (16/6) و هزینه اسکان با نمره (16/3) بودند.
نتیجه‌گیری: کیفیت پایین و اثربخشی محدود و کمبود زیرساخت تشخیصی عامل مهاجرت اغلب بیماران بوده ‌است. برای افزایش دسترسی و برقراری عدالت اجتماعی باید تقویت زیرساخت ­های درمانی این منطقه در اولویت قرار گیرد.


صفحه 3 از 3    
3
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله اپیدمیولوژی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb