49 نتیجه برای مرادی
فاطمه ورسه، شهناز ریماز، یوسف مرادی،
دوره 16، شماره 3 - ( دوره 16، شماره 3 1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: کارآزماییهای بالینی تصادفی به عنوان استاندارد طلایی برای ارزیابی اثربخشی و ایمنی مداخلههای حوزه سلامت محسوب میشوند، با این وجود ممکن است چالشهای غیرمنتظره، یافتههای این مطالعهها را تحت تأثیر قرار دهند. این مطالعه، به شناسایی جامع چالشهای مطالعههای کارآزمایی بالینی در مرحله طراحی، اجرا، تحلیل و انتشار پرداخته است.
روش کار: این مطالعه، یک پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی بوده که در فاصله زمانی 1396 تا 1398 انجام شدهاست. جامعه پژوهش، افراد خبره در زمینه اجرای مطالعات کارآزمایی بالینی بودند که با روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. پس از کسب رضایتنامه کتبی، مصاحبه نیمهساختار یافته انجام شد. دادهها با 13 مصاحبه به اشباع رسید.
یافتهها: از میان 4 مرحله طراحی، اجرا، تحلیل و انتشار یافتهها، بیشترین چالشها مربوط به مرحله اجرا بود. مهمترین چالشهای مرتبط با مرحله اجرا شامل کمبود دانش پژوهشگران، آزمودنیها، حامیان مالی و پزشکان و چالشهای نظارتی و اخلاقی بود. سایر چالشها شامل ظن بالینی اثربخشی، طراحی ضعیف (چالشهای مرحله طراحی)، نبود متخصص آمار در جریان مطالعه و در نتیجه نداشتن برنامهای برای تحلیل مناسب و عدم آشنایی پژوهشگران با رویکردهای تحلیل آماری (چالشهای مرحله آنالیز)، عدم آشنایی با راهنماهای استاندارد گزارشدهی (چالشهای مرحله انتشار) بود.
نتیجهگیری: چالشهای متعددی در بخشهای مختلف مطالعههای کارآزمایی بالینی وجود دارد. ارایه آموزشهای لازم برای آشنایی پژوهشگران با راهنماها و استانداردها و نیز برگزاری دورههای GCP میتواند کمککننده باشد.
مجتبی پیری، علی اکبر حقدوست، فرانک گدری، مرضیه مرادی، محمد کارآموزیان، حمید شریفی،
دوره 16، شماره 4 - ( دوره 16، شماره 4 1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در حال حاضر بررسی تماسهای گسترده اطرافیان در خانوادههای بیماران مسلول در بیشتر کشورها جزو برنامه روتین کنترل سل محسوب نمیشود. هدف از این مطالعه بررسی تماسهای مؤثر بیماران مسلول برای ارزیابی خطر بالقوه انتقال و عوامل تعیینکننده آن در خانوادههایشان بود.
روش کار: در این مطالعه مقطعی تحلیلی، اطلاعات کل بیماران مسلول ثبتشده در شهر کرمان، شامل؛ تعداد افراد خانواده، نوع و فراوانی تماسهای مؤثر محافظت نشده آنها بین سالهای 2014 تا 2015 جمعآوری گردید. تماس مؤثر محافظت نشده طبق تعریف مرکز کنترل بیماریها بر اساس شدت بیماری، طول مدت تماس و قرارگیری در فضای بسته با بیمار مسلول تعریف گردید. متغیرهای دموگرافیک و فراوانی تماسهای مؤثر اطرافیان با استفاده از رگرسیون لجستیک در سطح معنیداری کمتر از 05/0 با نرمافزار Stata نسخه12آنالیز شدند.
یافتهها: از 407 فرد در تماس با 74 بیمار، 297 نفر(73 درصد) تماس مؤثر محافظت نشده داشتند. داشتن تماس مؤثر محافظت نشده بهطور معنیداری بین زنان (Adjusted Odds Ratio (AOR)=5.1; 95% CI:1.9-13.7)، با سطح تحصیلات پایینتر (AOR=4.0;95% CI:1.4-15.1)، بیماران افغان ((AOR=30.2;95%CI: 3.4-272.1، افراد با درآمد پایینتر (AOR=7.7;95%CI: 2.2-27.0) ، خانهها با متراژ کمتر از 80 مترمربع (AOR=16.6; 95%CI: 5.1-54.3)و زندگی در روستا (AOR=4.9; 95% CI:1.8-21.9) بیشتر بود
نتیجهگیری: به نظر میرسد تماسهای مؤثر محافظت نشده در اعضای خانواده بیماران مسلول بالا است که میتواند یک نگرانی جدی در کنترل سل در بیماران این منطقه باشد. کاهش تماسهای مؤثر محافظت نشده از طریق آموزش بیماران و خانوادههایشان در کنار غربالگری اعضای خانواده بیمار میتواند کمک شایانی به بخش سلامت در کاهش بار بیماری در ایران نماید.
محمد علی سلیمانی، نرگس دالوند، سیمین زرآبادیپور، زینب علیمرادی، ازکان گورگولو، نسیم بهرامی،
دوره 17، شماره 1 - ( دوره 17، شماره 1، بهار 1400 1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ارزیابی دقیق افسردگی مرگ بیماران، مستلزم ابزاری اختصاصی و متناسب با فرهنگ هر جامعه است. این مطالعه با هدف ارزیابی ویژگیهای روانسنجی مقیاس افسردگی مرگ در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش کار: در این مطالعه روششناختی،246 نفر از بیماران مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان ولایت شهر قزوین، مقیاس 17 گویهای افسردگی مرگ تمپلر را تکمیل کردند. ویژگیهای روانسنجی این مقیاس با روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، امگا و پایایی مرکب بررسی شد.
یافتهها: تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که 6 گویه در نسخه فارسی بار عاملی لازم را کسب نکردند و حذف شدند. یازده گویه باقیمانده بهصورت تکعاملی 91/66 درصد از واریانس این مفهوم را تبیین میکرد. در تحلیل عامل تأییدی، 11 گویه دارای شاخصهای برازش مناسبی بودند(χ2 = 97.664, p < .001, χ2/df = 2.504, GFI = .932, CFI = .972, IFI = .973, TLI = .961, SRMR = .030, and RMSEA = .079) ضریب آلفای کرونباخ 95/0، ضریب امگای 95/0 و ضریب پایایی مرکب 96/0 نشان دهنده پایایی قابل قبول نسخه 11 گویهای بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد مقیاس افسردگی مرگ با 11 گویه از روایی و پایایی مناسبی در بین مبتلایان به سرطان پستان ایرانی برخوردار بود. با توجه به پارامترهای مناسب روانسنجی، این ابزار میتواند در مطالعههای بعدی بهمنظور ارزیابی افسردگی مرگ بهکار گرفته شود.
مریم آقاجری نژاد، یحیی سلیمی، شهاب رضاییان، قباد مرادی، فاطمه خسروی شادمانی، رویا صفری فرامانی، ابراهیم شکیبا، یحیی پاسدار، بهروز حمزه، نائب علی رضوانی، میترا دربندی، فرید نجفی،
دوره 18، شماره 2 - ( دوره 18، شماره 2، تابستان 1401 1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مطالعههای سرولوژیک مبتنی بر شناسایی آنتیبادیها هستند، اما بهدلیل افت مقدار آنتیبادیها در بدن در طول زمان، این روشها نمیتوانند مقادیر واقعی شیوع و بروز را نشان دهند. هدف از این مطالعه، تعیین شیوع سرمی و بروز تجمعی در جمعیت کوهورت روانسر (کوهورت جوانان و بزرگسالان) در آبان 1399 بود.
روش کار: نمونه تصادفی به تعداد 716 نفر در بازه زمانی نیمه نخست آبان 1399 از بین افراد با سن بالای 18 سال از بین شرکتکنندگان در مطالعه کوهورت روانسر انتخاب شدند. برای سنجش سطح آنتیبادی از کیتهای الایزا IgG ضد SARS COV-2 شرکت Euroimmun (لوبک، آلمان) استفاده شد. بعد از در نظر گرفتن نقطه برش 1IgG=، شیوع سرمی برآورد شد و بروز تجمعی (اصلاح شده و اصلاح شده براساس ویژگی تست) با استفاده از مدلسازی صورت گرفت.
یافته ها: در این مطالعه، شیوع سرمی ابتلا به عفونت ویروسی کووید-19 در جمعیت کوهورت روانسر 35/16 (فاصله اطمینان 95 درصد: 38/79-31/64) درصد برآورد شد و بروز تجمعی (اصلاح شده و اصلاح شده براساس ویژگی تست)، از اسفند 98 تا آبان 1399 بهترتیب 68/85 و 67/71 درصد برآورد شدند.
نتیجهگیری: اگرچه بروز تجمعی بسیار بالا میتواند نشانهای از نزدیک شدن به ایمنی گروهی باشد، اما کماکان توصیه به رعایت دستورالعملهای بهداشتی با توجه به نقش بالقوه موارد بدون علامت بالینی در انتقال بیماری به سایر افراد جامعه و وجود واریانتهای جدید ویروس و کاهش مقدار آنتیبادی، باید مورد توجه قرار گیرد.
علی خورشیدی، مهدی مرادی نظر، منصور معصومی، محمدرضا کرمی قزلی، زهرا محمدی،
دوره 19، شماره 2 - ( دوره 19، شماره 2، تابستان 1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بر اساس برآورد سازمان جهانی بهداشت روزانه بیش از یک میلیون نفر به بیماری های منتقله جنسی مبتلا میشوند و از آنجا که این بیماری ها به عنوان مشکل بزرگ بهداشت عمومی در کشورهای در حال توسعه به شمار می روند. لذا هدف این مطالعه بررسی اپیدمیولوژی و بار بیماریهای منتقله جنسی در کشورهای مدیترانه شرقی می باشد.
روش کار: در این مطالعه از دادههای بار جهانی بیماری های انستیتو سنجش و ارزیابی سلامت برای بررسی شاخصهای بیماری های منتقله جنسی در منطقه مدیترانه شرقی که شامل 22 کشور در سالهای 1990 تا 2019 استفاده شد. تحلیلهای مرتبط از طریق محاسبه شاخص دالی، بروز، شیوع، میزانهای استاندارد شده سنی انجام شد. برآوردها به دلیل منابع مختلف خطا از جمله Measurement Bias و مدلسازی با فاصله عدم قطعیت 95 درصد گزارش شد. در این مطالعه تجزیه و تحلیل ها با استفاده ازMicrosoft Office Excel 2016 انجام شد.
یافتهها: میزان بروز استاندارد شده سنی بیماریهای منتقله جنسی در منطقه مدیترانه شرقی از 9053 در صد هزار نفر در سال 1990 به 8658 در صد هزار نفر در سال 2019 کاهش یافت. همچنین در همین سال ها میزان شیوع استاندارد شده سنی از 13424 در صد هزار نفر به 13143 در صد هزار نفرکاهش یافت و میزان مرگ استاندارد شده سنی از2 به 4 در صد هزار نفر افزایش یافت.
نتیجهگیری: با توجه به بار اقتصادی ناشی از این بیماری ها در منطقه مدیترانه شرقی لازم است سیاستگذاران حوزه سلامت به تدوین راهکارهای مداخله ای پیشگیری و برنامه ریزی های بهداشتی اقدام نمایند.
پردیس محمدزاده، مریم افرایی، الهام نوری، محمدعزیز رسولی، قباد مرادی،
دوره 20، شماره 3 - ( دوره 20، شماره 3، پاییز 1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف مقایسه وضعیت سلامت ایران با کشورهای منطقه مدیترانه شرقی در شاخص های مختلف سلامت انجام شده است.
روش کار: اطلاعات مربوط به 27 شاخص سلامت در سال 1402 از سه منبع WHO، EMRO و World Bank جمع آوری شد. سپس در پنج دسته شامل: دسته اول شاخص های مرگ و میر و بیماری، دسته دوم شاخص های عوامل خطر تغذیه و بیماری های غیر واگیر، دسته سوم شاخص های تامین مالی سلامت، دسته چهارم شاخص های مادری و ایمن سازی، و دسته پنجم شاخص های نیروی کار سلامت دسته بندی گردید. در این مطالعه با روش MEREC که روش مبتنی بر اثرات حذف معیارهاست، وزن شاخص ها تعیین گردید. سپس با روش MARCOS که یکی از روش های جدید تصمیم گیری چند معیاره است، رتبه بندی کشورها انجام شد.
یافتهها: کشور های قطر، عربستان و امارات بهترین وضعیت را داشتند. ایران در دسته های اول تا پنجم ذکر شده در بخش روش کار به ترتیب رتبه های 8، 6، 7، 4 و 13 را داشت. همچنین در رتبه بندی کلی برای همهی این شاخص ها، ایران دارای دهمین رتبه در بین کشورهای منطقه بود.
نتیجهگیری: بسیاری از محققان و سیاست گذاران وضعیت سلامت در ایران را بر اساس شاخص های سلامت معرفی شده ارزیابی می کنند. با توجه به وضعیت کلی ایران در منطقه مدیترانه شرقی، پیشنهاد می شود که ایران برای ارتقای جایگاه خود در منطقه تلاش مضاعفی داشته باشد.
فرشته عیدی، راضیه جعفری زاده، فاطمه شوقی، امیر حسین مرادیان، فاطمه سادات دولت آبادی، سمیرا ربیعی،
دوره 20، شماره 4 - ( دوره 20، شماره 4، زمستان 1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اضافه وزن و چاقی از مشکلات جدی سلامت عمومی هستند که شیوع آنها در میان نوجوانان طی دهههای اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است. این وضعیت میتواند ابعاد مختلف کیفیت زندگی نوجوانان را تحت تأثیر قرار دهد. در این مطالعه، برای نخستین بار در ایران، کیفیت زندگی نوجوانان مبتلا به اضافه وزن و چاقی با استفاده از پرسشنامه اختصاصی IWQOL-kids مورد ارزیابی قرارگرفته است.
روش کار: مطالعه حاضر بر روی 170 نوجوان دختر و پسر مبتلا به اضافه وزن و چاقی در بازه سنی 11 تا 18 سال در مدارس استان خراسان شمالی انجام شد. نمونه گیری به روش خوشهای صورت گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه اختصاصی کیفت زندگی چاقی در نوجوانان (IWQOL-kids) جمع آوری و با استفاده از نرم افزار R4.3.2 و مدلهای رگرسیون تک متغیره و چندگانه تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین نمره کلی IWQOL-kids در دختران و پسران مبتلا به اضافه وزن و چاقی به ترتیب 16 ± 82/1 و 15/5 ± 86/4 بود. بین سن نوجوانان و تعداد خواهر و برادرها با عملکرد جسمانی، عزت نفس، و نمره کلی کیفیت زندگی ارتباط معنی داری مشاهده شد (0/05> p). همچنین بین سن نوجوانان و تعداد خواهر و برادرها با ابعاد زندگی اجتماعی و روابط خانوادگی ارتباط معنی داری وجود داشت (0/05> p).
نتیجهگیری: با توجه به تاثیر وزن بر کیفیت زندگی نوجوانان پیشنهاد می شود در مطالعات بعدی، ترکیب بدنی شرکت کنندگان نیز مورد ارزیابی قرارگیرد تا بتوان تاثیر تفاوت های جنسیتی برای کیفیت زندگی این گروه سنی را با دقت بیشتری بررسی کرد.
عزت اله قره باقری، حجت زراعتی، سحرناز نجات، حبیبه مرادی، اکبر فتوحی،
دوره 21، شماره 2 - ( دوره 21، شماره 2، تابستان 1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در پی کاهش نرخ باروری، حذف برنامه تنظیم خانواده رایگان در ایران اجرا شد. این مطالعه به بررسی تأثیر این تصمیم بر تمایل زوجین به فرزندآوری، استفاده از وسایل پیشگیری، افزایش بارداریهای ناخواسته و سقطهای غیرقانونی، بهویژه در مناطق روستایی، پرداخته است.
روش کار: این پژوهش در قالب یک مطالعه مقطعی با رویکرد توصیفی- تحلیلی بر روی 592 زن 10 تا 54 ساله متاهل شهرستان میانه در سال 1400 انجام شد. دادهها از طریق پرسشنامه محققساخته و به روش تصادفی چندمرحلهای جمعآوری و با استفاده از مدلهای رگرسیونی لجستیک و پوآسون تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین (± انحراف معیار) تعداد فرزندان زوجین1/01±2/15 بود. سطح تحصیلات و سن ازدواج زنان به عنوان مهمترین متغیرهای تاثیرگذار بر تعداد فرزندان زنده بدنیا آمده زوجین مشخص شد. تمایل به فرزندآوری با تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده دختر (0/44 – 0/12 CI: %95, 0/23 OR=) و تعداد فرزندان فعلی پسر (0/25 – 0/05 CI: %95, 0/12= OR) ارتباط آماری معنی داری داشت. همچنین بارداری های ناخواسته شش ماهه اول سال 1400 نسبت به مدت مشابه سال 99، 2/3 برابر شده است.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که تحصیلات و سن ازدواج تأثیرات قابل توجهی برالگوی باروری دارند. اکثر زوجین دو فرزند را مناسب و مطلوب میدانند و تمایلی به فرزندآوری بیشتر از آن ندارند. حذف برنامه تنظیم خانواده موجب افزایش بارداریهای ناخواسته و سقطهای غیرایمن شده است. بنابراین بازنگری در سیاستهای جمعیتی و بهبود دسترسی به خدمات تنظیم خانواده ضروری است.
ابراهیم قادری، قباد مرادی، مصطفی صالحی وزیری، منوچهر کرمی، احسان مصطفوی،
دوره 21، شماره 3 - ( دوره 21، شماره 3، پاییز 1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در صد سال اخیر، وقوع عالمگیریهای متعدد منجر به مرگ میلیونها نفر و آسیبهای جدی به اقتصاد جهانی شده است و هنوز بشر نگران بروز عالمگیری های دیگری است. این مقاله تلاش دارد تا با مرور عالمگیری ها و تهدیدات و همچنین تجارب گذشته و تحلیل شرایط کنونی، چشماندازی از چالشهای پیشرو در زمینه بهداشت عمومی در آینده ارائه دهد.
روش کار: در این مطالعه که به صورت مرور غیر سیستماتیک انجام شد، موتور جستجو گوگل اسکالر با هدف پوشش گسترده موضوعی با استفاده از کلمات کلیدی مناسب جستجو، و مطالعات مرتبط با موضوع انتخاب شدند.
یافتهها: با افزایش جمعیت و ارتباطات نزدیکتر انسانها، خطر طغیان بیماریهای مسری بیشتر از گذشته احساس میشود. در این راستا، وجود هزاران عامل بیماریزا در حیات وحش و تأثیرات ناشی از تغییرات اقلیمی، جهانی شدن (Globalization)، شیوه زندگی، شکار و تخریب محیط زیست، احتمال مواجهه انسانها با این عوامل بیماریزا را افزایش میدهد. اگر این مواجهات منجر به تغییرات ژنتیکی در عوامل بیماریزا شده و گونه جدیدی ایجاد کنند، خطر بروز بیماریهای جدید و قابل انتقال به انسان بیشتر خواهد شد. علاوه بر عوامل طبیعی، عوامل انسانی مانند بیوتروریسم و مقاومت در مقابل داروها که جزو عوامل انسانی قرار ندارند، (اگرچه که در نتیجه سوء رفتار انسان به وجود می آیند) نیز باید مورد توجه قرار گیرند.
نتیجهگیری: در میان انواع خرده زیستمندهای بیماری زا، ویروسها به دلیل توانایی تغییر سریع، وجود در مخازن حیاط وحش و عدم وجود ابزارهای پیشگیری و درمان موثر علیه آنها، به عنوان عوامل اصلی عالمگیریهای آینده مطرح هستند. آنچه برای کشورها ضروری است، استفاده از درس های آموخته در عالمگیری های قبلی و ایجاد آمادگی بیشتر با استفاده از تقویت سیستم بهداشتی، استفاده از استراتژی سلامت واحد و بسیج همه ظرفیت ها برای عالمگیری های آینده است.