جستجو در مقالات منتشر شده


130 نتیجه برای ایران

فاطمه ورسه، شهناز ریماز، یوسف مرادی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

مقدمه و اهداف: کارآزمایی‌های بالینی تصادفی به عنوان استاندارد طلایی برای ارزیابی اثربخشی و ایمنی مداخله‌های  حوزه سلامت محسوب می‌شوند، با این وجود ممکن است چالش‌های غیرمنتظره، یافته‌های این مطالعه‌ها را تحت تأثیر قرار دهند. این مطالعه، به شناسایی جامع چالش‌های مطالعه‌های کارآزمایی بالینی در مرحله طراحی، اجرا، تحلیل و انتشار پرداخته است.
روش کار: این مطالعه، یک پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی بوده که در فاصله زمانی 1396 تا 1398 انجام شده‌است. جامعه پژوهش، افراد خبره در زمینه اجرای مطالعات کارآزمایی‌ بالینی بودند که با روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. پس از کسب رضایت‌نامه کتبی، مصاحبه نیمه‌ساختار یافته انجام شد. داده‌ها با 13 مصاحبه به اشباع رسید.
یافته‌ها: از میان 4 مرحله طراحی، اجرا، تحلیل و انتشار یافته‌ها، بیش‌ترین چالش‌ها مربوط به مرحله اجرا بود. مهم‌ترین چالش‌های مرتبط با مرحله اجرا شامل کمبود دانش  پژوهشگران، آزمودنی‌ها، حامیان مالی و پزشکان و چالش‌های نظارتی و اخلاقی بود. سایر چالش‌ها شامل ظن بالینی اثربخشی، طراحی ضعیف (چالش‌های مرحله طراحی)، نبود متخصص آمار در جریان مطالعه و در نتیجه نداشتن برنامه‌ای برای تحلیل مناسب و عدم آشنایی پژوهشگران با رویکرد‌های تحلیل آماری (چالش‌های مرحله آنالیز)، عدم آشنایی با راهنما‌های استاندارد گزارش‌دهی (چالش‌های مرحله انتشار) بود.
نتیجه‌گیری: چالش‌های متعددی در بخش‌های مختلف مطالعه‌های کارآزمایی بالینی وجود دارد. ارایه آموز‌ش‌های لازم برای آشنایی پژوهشگران با  راهنماها و استاندارد‌ها و نیز برگزاری دوره‌های GCP می‌تواند کمک‌کننده باشد.
 
پاتریشیا خشایار، عباسعلی کشتکار، افشین استوار، باقر لاریجانی، هلنا جوهانسون، نیکلاس هاروی، ماتیاس لورنتزون، یوژن مک کلوسکی، جان آ کنیس،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

مقدمه و اهداف: هدف از انجام این پروژه بومی‌سازی الگوریتم ارزیابی احتمال 10-ساله شکستگی برای جمعیت ایرانی و توضیح نحوه مناسب استفاده از آن در بالین است.
روش کار: احتمال 10-ساله اختصاصی سنی شکستگی‌های اساسی ناشی از پوکی استخوان، در زنان با شاخص توده بدنی معمولی و به‌منظور تعیین احتمال شکستگی در دو آستانه مداخله محاسبه گردید. اولین آستانه، برابر احتمال شکستگی اختصاصی-سنی در افراد با T-score معادل 5/2- در گردن فمور بود. رویکرد دوم، احتمال شکستگی اختصاصی-سنی معادل احتمال شکستگی در زنان باسابقه قبلی شکستگی و در غیاب تست سنجش تراکم استخوان بود. این آستانه‌ها بر اساس راهنماهای موجود  تعریف شدند. تأثیر تراکم معدنی استخوان بر مقادیر این آستانه‌ها نیز به‌طور جداگانه بررسی شد.
یافته‌ها: مشابه زنان باسابقه قبلی شکستگی، احتمال 10 ساله شکستگی اساسی ناشی از پوکی استخوان از 9/4% در 50 سالگی به 17% در 80 سالگی افزایش یافت. در صورت استفاده از T-score کمتر از 5/2 به‌عنوان معیار، احتمال شکستگی در زنان 50 ساله با توده استخوانی پایین دو برابر زنان هم‌سن ولی با توده استخوانی طبیعی و در غیاب عوامل خطر بود. در این گروه میزان افزایش نسبی احتمال شکستگی با افزایش سن کاهش یافت، و در سنین بالای 80 سال، داشتن T-score کمتر از 5/2 محافظت‌کننده بود..
نتیجه‌گیری: تعیین آستانه مداخله تنها بر اساس توده استخوانی، برای شناسایی زنان در معرض خطر شکستگی بخصوص در سنین بالا کمک‌کننده نیست. استفاده از احتمال شکستگی بر اساس "آستانه شکستگی" می‌تواند شناسایی این زنان را بهبود بخشد.

سید مرتضی حسینی شکوه، محمد عرب، سارا امامقلی پور، محمد مسگرپور امیری،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

مقدمه و اهداف: شناخت و تحلیل عوامل اقتصادی- اجتماعی اثرگذار بر سلامت روان می‌تواند از جنبه سیاستگذاری در حوزه سلامت روان برای ساکنان کلان‌شهرها مورد توجه قرار گیرد. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط عوامل اقتصادی- اجتماعی با سلامت روان خانوارهای ساکن کلان‌شهر تهران بود.
روش کار: این مطالعه یک پژوهش توصیفی- تحلیلی در قالب مطالعه مقطعی بود. در این مطالعه 650 خانوار با استفاده از روش نمونه‌گیری ترکیبی از مناطق 22 گانه شهر تهران مورد بررسی قرار گرفتند. سنجه‌های سلامت روان با استفاده از پرسشنامه استاندارد 36-SF و سنجه‌های اقتصادی- اجتماعی خانوار با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع‌آوری شدند. روایی صوری پرسشنامه به روش کیفی و روایی محتوایی به روش کمی اندازه‌گیری شد. برای بررسی پایایی، از روش آزمون- بازآزمون استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها از برآورد مدل‌های رگرسیونی به روش حداقل مربعات معمولیOLS) ) و روش حداقل مربعات وزنیWLS) ) استفاده شد. محاسبه‌ها با نرم‌افزار Stata نسخه 14 انجام شد.
یافته‌ها: از بین متغیرهای اقتصادی-اجتماعی مورد بررسی، چهار متغیر شامل سال‌های تحصیل، رفتارهای بهداشتی (فعالیت فیزیکی منظم، عادت‌های غذایی سالم)، عدم استعمال دخانیات، و سرمایه اجتماعی ارتباط مثبت و معنی‌داری با تمام سنجه‌های سلامت روان (نقش اجتماعی، عدم وجود اختلال‌های  هیجانی، سلامت روان و سرزندگی) داشتند (05/0> P). ارتباط عدم استفاده از دخانیات با همه سنجه‌های سلامت روان بیشتر از سایر متغیرهای اقتصادی-اجتماعی بود (05/0> P).
نتیجه‌گیری: باید در سیاست‌گذاری‌های سلامت روان، بر توسعه سرمایه اجتماعی در کلان‌شهرها، ترویج رفتارهای بهداشتی شهروندان، و  به‌ویژه استعمال دخانیات و اختلال‌های رفتاری مرتبط با آن تمرکز ویژه‌ای نمایند.

علی هادیان فر، صدیقه رستاقی، آزاده ساکی،
دوره 16، شماره 5 - ( 12-1399 )
چکیده

مقدمه و اهداف: اپیدمی کووید-19 در اواخر سال 2019 در ووهان چین ظهور پیدا کرد و در مارس 2020 به یک همه‌گیر جهانی تبدیل شد. یکی از شاخص‌های مهم نظام سلامت کشورها میزان مرگ‌ومیر بیمارستانی است که با یک وقفه زمانی یک تا دوهفته‌ای پس از بستری شدن رخ می‌دهد. هدف مطالعه حاضر بررسی روند خطر نسبی مرگ‌ومیر کووید-19 با در نظر گرفتن این وقفه زمانی بر اساس تعداد بستری‌های روزانه است.
روش کار: داده‌های موردمطالعه شامل موارد بستری و مرگ‌ومیر روزانه کووید-19 ایران برای دوره 250 روزه از 26 اردیبهشت تا 22 بهمن سال 1399 است که از پایگاه داده آنلاین گیت هاب به‌دست‌آمده است. برای ارزیابی ارتباط و اثر تأخیری بین بستری روزانه در بیمارستان و خطر نسبی مرگ مدل سری زمانی لگ خطی با وقفه توزیعی به‌کاربرده شد.
یافته‌ها: در طول بازه زمانی موردمطالعه میانگین تعداد بستری و فوت روزانه به ترتیب 5/731±2/1342 و 6/118±6/190 بوده است. نتایج مدل لگ خطی با وقفه توزیعی نشان داد که با افزایش میزان بستری روزانه میزان خطر نسبی مرگ‌ومیر در همان روز و روزهای بعد به‌طور معنی‌داری افزایش می‌یابد به‌طوری‌که با عبور میزان بستری‌ها از 2000 نفر در روز خطر نسبی تجمعی مرگ بیش از 1 می‌شود.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که عبور میزان بستری‌ها از 2000 نفر در روز، یک سطح هشدار برای سیستم درمانی کشور محسوب می‌شود. پیشگیری و رعایت پروتکل‌های بهداشتی در مرحله اول و تشخیص زودرس بیماری در مرحله دوم در کنار افزایش امکانات بیمارستان‌ها و آمادگی کادر درمان می‌تواند خطر نسبی مرگ را در پیک‌های احتمالی آینده کاهش دهد.

محمدحسن ربیعی، حسام الدین اکبرین، سعید بکایی، محمدحسین فلاح مهرآبادی، اوستا صدرزاده، فرشاد طهرانی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: پرورش مرغ تخم‌گذار تجاری یکی از زیربخش‌های مهم صنعت پرورش طیور است. در این مطالعه وضعیت امنیت زیستی مزارع پرورش‌دهنده مرغ تخم‌گذار تجاری در 9 استان پرتراکم پرورشی ایران مورد ارزیابی قرار گرفت.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، 202 مزرعه پرورش مرغ تخم‌گذار تجاری با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای از 9 استان در سال 1398 انتخاب شدند. داده‌های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه و با مراجعه حضوری به واحدها جمع‌آوری شدند. یافته‌ها با میانگین، انحراف معیار، مجموع و شاخص درصد پذیرش توصیف شدند.
یافته‌ها: درصد پذیرش مجموع کل اقدامات امنیت زیستی در مزارع پرورش مرغ تخم‌گذار تجاری ایران برابر با 18/68 درصد و به تفکیک امنیت زیستی محیطی، ساختاری و عملیاتی به‌ترتیب برابر با 11/72، 75 و 82/60 درصد بود. در بین اقدامات مربوط به امنیت زیستی محیطی پایین‌ترین درصد پذیرش در مورد فاصله تا نزدیک‌ترین باغ میوه و کشتزارهای آبی با 20/29 درصد، در بین اقدامات مربوط به امنیت زیستی ساختاری پایین‌ترین درصد پذیرش در مورد وجود جایگاه ضدعفونی دست پیش از ورودی سالن‌ها با 96/28 درصد و در بین اقدامات امنیت زیستی عملیاتی پایین‌ترین درصد پذیرش به‌ترتیب در مورد تصفیه کردن آب مصرفی و آزمایش کردن آب مصرفی با 18/31 و 91/33 درصد بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه وضعیت امنیت زیستی مزارع پرورش مرغ تخم‌گذار تجاری 9 استان پرتراکم پرورشی ایران را نشان داد و و برخی نقاط ضعف در اجرای این قوانین در سطوح محیطی، ساختاری و عملیاتی را آشکار کرد. 

زهرا حسین خانی، مژگان عباسی، آمنه خالقی، الهام کاکاوند، ناهید یزدی، حسن رضا محمدی معین،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: انتشار کروناویروس (کووید-19) در جهان، اثرات نامطلوبی بر جوانب مختلف زندگی افراد و توسعه اقتصادی-اجتماعی جوامع داشته است. مطالعه حاضر باهدف تعیین دانش، نگرش و عملکرد مردم استان قزوین در خصوص بیماری کووید-19 انجام‌شده است.
روش کار: مطالعه مقطعی حاضر در ماه‌های آذر و دی سال 1399 بر روی 1223 نفر از جمعیت بالای 15 سال استان قزوین انجام شد. با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای چندمرحله‌ای افراد به‌صورت تصادفی از جمعیت تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی استان انتخاب شدند. پرسشنامه‌ها به‌صورت خودایفا و مصاحبه تلفنی تکمیل شد. سؤالات شامل اطلاعات جمعیت شناختی، دانش، نگرش و عملکرد افراد درباره کووید-19 بود.
یافته‌ها: درمجموع تعداد 1223 نفر با میانگین سنی (2/12) 6/35 سال در مطالعه شرکت کردند. امتیاز نمرات بخش‌های دانش، نگرش و عملکرد افراد به‌ترتیب 68% ،72% و91% بود که مناسب بود. درباره دانش کمترین امتیاز مربوط به آگاهی از علائم شایع بیماری
(6 درصد) بود. 42 درصد افراد معتقد بودند اصول پیشگیری از ابتلاء به ویروس کرونا را رعایت می‌کنند، 3/50 درصد فاصله 2 متری از دیگران را رعایت می‌کردند. طبق تحلیل رگرسیون خطی چند متغیره، با افزایش سن افراد سطح آگاهی (007/0=P) و عملکرد(028/0=P) ایشان افزایش داشته، با افزایش تحصیلات میزان آگاهی افزایش (001/0>P) ولی میزان نگرش کاهش (001/0=P) داشته است. آگاهی(002/0=P) و عملکرد(001/0>P) مردان نسبت به زنان به‌طور معنی‌داری کمتر بود. در خصوص محل سکونت هم سطح نگرش ساکنین روستایی نسبت به شهری بالاتر بوده است (002/0=P).
نتیجه‌گیری: مطالعه ما نشان داد سطح آگاهی، نگرش و عملکرد مردم استان قزوین در خصوص بیماری کووید-19 مناسب است. 

سید احمد هاشمی، کورش هلاکویی نائینی، محمد علی منصورنیا، رحیم اکرمی، مهین نوملی، طناز ولدبیگی، والیه منتی، حسینعلی آدینه، محمدرضا تقوی، مجید غفوری، سالار پوربرات، امین حسین زاده، مهدی فرح دل، محمدرضا آرمات، مهدی حارث آبادی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: کووید-19 یک بیماری جدید است و در مورد عوامل خطر بیماری، اطلاعات محدودی در دسترس است. هدف، این مطالعه تعیین عوامل خطر مرگ‌ومیر در بیماران مبتلا به کووید-19 در شمال شرق ایران بوده است.
روش کار: در این مطالعه مورد شاهدی، بیماران از هر دو جنس و مبتلا به کووید-19 با تشخیص قطعی کووید-19 که طی مدت مطالعه فوت شدند، به‌عنوان گروه مورد و بیمارانی که با حال عمومی خوب آماده ترخیص بودند، به‌عنوان گروه شاهد مطالعه شدند. تجزیه‌وتحلیل داده با نرم‌افزار STATA نسخه 14 و آماره‌های توصیفی و آزمون‌های آماری رگرسیون لجستیک تک متغیره و چندگانه انجام شد.
یافته‌ها: 611 بیمار شامل 27 درصد موردها و 73 درصد شاهدها بودند. آنالیزها نشان داد که سن بالاتر از 80 سال نسبت به سن 50 تا 60 سال شانس مرگ 8/2 برابر بود. همچنین داشتن سن پایین‌تر از 40 سال حدوداً 85 درصد شانس مرگ از این بیماری را کاهش می‌داد. زندگی در روستا شانس مرگ را 2/2 برابر می‌نماید. علائم بیماری سرفه، ضعف عمومی، درد بدن و تهوع و استفراغ شانس زنده ماندن را بیشتر می‌کرد.
نتیجه‌گیری: شانس مرگ بیماران پیر مبتلا به کووید-19 بیشتر است، همچنین زندگی در مناطق روستایی باعث افزایش دو برابری مرگ می‌شود. اگرچه علائم سرفه و خستگی با کاهش مرگ در بیماران موردمطالعه همراه است ولی برای قضاوت صحیح درباره آن‌ها لازم است تا سایر عوامل پنهان بررسی نشده را نیز در نظر گرفت.

منوچهر کرمی، سلمان خزایی، فاطمه شهبازی، محمد میرزایی، امین بیگلرخانی، علی عطایی، سید جلال الدین بطحائی، علی ظهیری، مسعود شجاعیان، رضا زمانی، علی احسان کارشناس، فاطمه حیدری مغیث، کریستف هاملمن، رشید حیدری مقدم، ایرج خدادادی کهلان، سعید بشیریان، فریبا کرامت، سید حمید هاشمی، ابراهیم جلیلی، فرید عزیزی جلیلیان،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف بررسی ویژگی‌های اپیدمیولوژیک بیماران مبتلا به کووید-19 در استان همدان انجام شد..
روش کار: در این مطالعه توصیفی مقطعی اطلاعات دموگرافیک و اپیدمیولوژیک تمامی افرادی که از تاریخ 30/11/1398 تا 01/10/1399 با تشخیص کووید-19 به بیمارستآن‌های استان همدان مراجعه کرده بودند؛ توسط دو چک‌لیست استخراج شد و با استفاده از نرم‌افزار Stata نسخه 14 مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: در این مطالعه 9674 بیمار کووید مثبت مورد بررسی قرار گرفتند. 11/49 درصد موارد بیماری در سالمندان بالای 60 سال اتفاق افتاده بود. درصد فراوانی نسبی ابتلا در افراد مؤنث بیش‌تر از افراد مذکر بود (57/51 درصد در مقابل 43/48 درصد). 05/72 درصد بیماران قطعی در شهر سکونت داشتند و 76/0 درصد آن‌ها سابقه مسافرت به منطقه‌های با شیوع بالای بیماری دو هفته قبل از شروع علائم را گزارش کرده بودند. از طرفی بیش‌ترین میزان بروز این بیماری به ازای یکصدهزار نفر جمعیت در شهرستآن‌های ملایر، همدان و نهاوند و بیش‌ترین میزان کشندگی هم به‌ترتیب در شهرستآن‌های رزن و درگزین، تویسرکان و اسدآباد اتفاق افتاده بود. در این مطالعه، داده‌های بیماران سرپایی مشکوک، محتمل و قطعی مبتلا به کووید-19 مراجعه کننده به مراکز درمانی بررسی نشده است.
نتیجه‌گیری: با توجه به بالا بودن میزان فوت در افراد مسن، مذکر، دارای بیماری‌های زمینه‌ای و افراد ساکن در مناطق روستایی به‌کارگیری اقدامات احتیاطی و پیشگیرانه در این اقشار ضروری‌تر از سایرین است؛ توجه به این گروه‌های پرخطر در کوتاه‌ترین زمان ممکن باعث کاهش بار ناشی از این بیماری بر افراد و هم‌چنین نظام بهداشت و درمان خواهد شد.

صابر حیدری، منوچهر کرمی، سید محسن زهرایی، ایرج صدیقی، فاطمه عظیمیان زواره،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: نظر به اهمیت شناسایی به موقع هر گونه طغیان یا تغییر در روند مننژیت، این مطالعه با هدف برآورد سطوح آستانه هشدار ثابت و دینامیک طغیان‌های حاصل از مننژیت در ایران انجام شد.
روش کار: در این مطالعه اطلاعات تمامی بیماران از ابتدای فروردین 1395 تا 29 اسفند 1397 از نظام ملی مراقبت مننژیت استخراج شد. برآورد سطوح آستانه هشدار به تفکیک فصول و استان‌های مختلف کشور محاسبه شد. برای تعیین سطوح آستانه هشدار از چهار روش کران بالای الگوریتم (UCL)، افزایش نسبی، نقاط بحرانی و توصیه‌های سازمان جهانی بهداشت استفاده شد.
یافته‌ها: سطوح آستانه هشدار محاسبه شده برای موارد قطعی با توجه به روش کران بالای الگوریتم مجموع تراکمی (CUSUM) و روش آماری نقاط بحرانی بر اساس صدک نود، 2 مورد در روز برای ایران تعیین شد. مقدار ثابت تعیین شده برای جمعیت زیر 30 هزار نفر  5-3 مورد و بین 100-30 هزار نفر  7-5 مورد در هفته تعیین شد. بر اساس روش افزایش نسبی افزایش 30 درصد در یک هفته نسبت به هفته‌های پیشین به عنوان سطح آستانه در نظر گرفته شد.
نتیجه‌گیری: استفاده از سطوح آستانه هشدار گزارش شده در این مقاله می‌تواند به عنوان مبنایی در شناسایی طغیان مننژیت مورد استفاده قرار بگیرد. پیشنهاد می‌شود روش‌های مورد استفاده در این مطالعه روی داده‌های واقعی نیز به‌صورت آینده‌‌نگر اعمال شود.

ناصر رجبی، رضا فدایی، عاطفه خازنی، جواد رمضانپور، ساناز نصیری اصفهانی، قاسم یادگارفر،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: با توجه به اهمیت لیشمانیوز پوستی در ایران، پروژه ملی مبارزه با سالک در سال 1386 آغاز گردید. هدف از این طرح، ارزشیابی مداخله‌های میدانی در تغییرات بروز سالک در استان اصفهان در سال‌های 97-1380 با استفاده از مدل رگرسیون سری‌های زمانی منقطع (Interrupted time series) بود.
روش کار: این پژوهش به‌صورت یک مطالعه مقطعی تکرارشونده انجام شد. در توصیف روند بیماری از میزان بروز و حدود اطمینان 95 درصد استفاده شد. برآورد داده‌ها در فایل Excel وارد و با استفاده از نرم‌افزار STATA نسخه 14 در سطح معنی‌داری 5 درصد تحلیل شد. برای ارزشیابی مداخله‌های  میدانی در تغییرات بروز سالک از روش رگرسیون سری‌های زمانی منقطع استفاده شد.
یافته‌ها: در سال‌های 97-1380، در مجموع تعداد 43904 نفر به‌عنوان بیمار مبتلا به سالک در سامانه‌های ثبت بیماری سالک در واحد مبارزه با بیماری‌های مرکز بهداشت استان اصفهان به ثبت رسیده بودند. میانگین (±انحراف معیار) سن افراد مبتلا برابر
99/23 (03/19
±) بود. در تمامی شهرستان‌های تابعه و کل استان پس از انجام مداخله‌ها، میزان بروز موارد دارای روند کاهشی بود.
نتیجه‌گیری: برنامه‌های مداخله‌ای پیشگیرانه مرکز بهداشت استان تا حدودی موفق بوده و باعث کاهش روند رخداد بیماری در سال‌های پس از انجام مداخله شده است؛ به شکلی که باوجود عوامل مخدوشگر و تأثیرگذار متعدد در خصوص این بیماری و با توجه به میزان‌های بروز گزارش شده سالیانه، برنامه‌های مداخله‌ای پیشگیرانه منجر به کنترل بیماری و عدم رخداد آمارهای بالاتر شده است.

محمود باغبانیان، مهدیه ممیزی، حسین فلاح زاده، مسعود میرزایی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: مصرف مواد مخدر نه‌تنها بر سلامت جسمی و روانی فرد بلکه بر سلامت دیگر افراد جامعه نیز تأثیرگذار است. مطالعه حاضر با هدف  بررسی شیوع مصرف انواع مواد مخدر و عوامل مرتبط با آن در شرکت‌کنندگان بزرگ‌سال کوهورت شاهدیه یزد انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی است که در قالب فاز اول مطالعه کوهورت شاهدیه در سال95- 1394 بر روی 10194 نفر از ساکنین شهرهای شاهدیه، اشکذر و زارچ انجام شد. مطالعه کوهورت شاهدیه با هدف بررسی بیماری‌های غیرواگیر و عوامل خطر آن در جمعیت 35 تا 70 ساله انجام‌شده است. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 20 آماده و با آزمون‌های آماری Chi-Square و رگرسیون لجستیک تجزیه‌وتحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد شیوع مصرف مواد مخدر در مطالعه حاضر 5/15درصد با میانگین سن شروع 2/9±5/31 سال بود. تریاک شایع‌ترین ماده‌ای بود که توسط مردم این منطقه مصرف می‌شد (2/98درصد). شایع‌ترین روش استفاده از مواد مخدر نیز روش استنشاقی بود. نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد جنس مذکر (P<0.001)، قرار گرفتن در بازه سنی 49-40 سال(P<0.001)، تحصیلات پایین (زیر دیپلم) (P<0.001)، سابقه استعمال سیگار P<0.001) و مصرف الکل(P<0.001) مهم‌ترین عوامل مرتبط با مصرف مواد مخدر بودند. همچنین داشتن سابقه بیماری ایسکمیک قلبی(P=0.007) و داشتن اختلالات روان‌پزشکی(P=0.02) از بیماری‌های مرتبط با مصرف مواد مخدر بودند.
نتیجه‌گیری: شیوع مصرف مواد مخدر در جمعیت مورد مطالعه بالا است و لزوم اجرای اقدامات مداخله­ای و پیشگیرانه برای رفع این مشکل پیچیده اجتماعی ضروری است.

ترنم آریان مهر، منوچهر کرمی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: شناسایی زمان شروع طغیان بیماری آنفولانزا، یک راهکار مناسب در پاسخ بهنگام به این بیماری است. این مطالعه باهدف ارزیابی روش اپیدمی متحرک در تعیین سطوح آستانه طغیان بیماری آنفولانزا در ایران انجام شد.
روش کار: روش اپیدمی متحرک روی داده‌های موارد شبه آنفولانزا ثبت‌شده در سامانه فلونت (Flu Net) سازمان جهانی بهداشت از ژانویه 2010 تا دسامبر 2017 باهدف تعیین سطوح آستانه هشدار طغیان اعمال گردید. عملکرد روش اپیدمی متحرک در شناسایی زمان شروع طغیان در طی هشت دوره با استفاده از شاخص‌های حساسیت و ویژگی گزارش گردید.
یافته‌ها: طی دوره‌های موردمطالعه درمجموع تعداد 69169 مورد شبه آنفولانزا در سامانه فلونت ثبت‌شده بود. کمترین تعداد موارد شبه آنفولانزا برای وقوع اپیدمی 187 مورد در دوره سوم (2012-2011) و حداکثر تعداد آن 1086 مورد در دوره هفتم (2016-2015) به دست آمد. زودترین رخداد اپیدمی نیز طی دوره سوم و هشتم در هفته چهل و هشتم یعنی تقریباً از اواسط بهمن‌ماه بود. حداقل طول دوره اپیدمی 8 هفته و حداکثر مقدار آن 13 هفته بود. حساسیت و ویژگی کلی روش اپیدمی متحرک به ترتیب 55 و 96 درصد به دست آمد.
نتیجه‌گیری: روش اپیدمی متحرک در شناسایی طغیان بیماری آنفولانزا در کنار استفاده از سایر روش­ها قابل­استفاده است. پیشنهاد می‌شود از این روش برای تشخیص اپیدمی آنفولانزا و همچنین سایر بیماری‌های عفونی با استفاده از داده‌های از قبل ثبت‌شده، استفاده شود.

علی حسین زاده، محمدرضا بانشی، بهناز صدیقی، جمشید کرمانچی، علی‌ اکبر حقدوست،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده

مقدمه و اهداف: دمانس یک بیماری مزمن سیستم عصبی مرکزی است که بار مالی و اجتماعی زیادی بر سیستم خدمات بهداشتی-درمانی وارد می‌کند. آگاهی از شیوع بیماری دمانس برای برنامه‌ریزی بهداشتی و اطمینان از این که خدمات کافی برای افراد مبتلا به این بیماری وجود دارد یا خیر ضروری است. با توجه به این که شیوع و تغییرات جغرافیایی این بیماری در ایران به خوبی شناخته نشده است. هدف مطالعه حاضر برآورد شیوع و تعیین توزیع جغرافیایی این بیماری در ایران می‌باشد.
روش کار: در این مطالعه شیوع دمانس در هر استان به صورت غیر مستقیم، و با استفاد از بسامد داروهای تخصصی تجویز شده در طول یکسال با هر دو نام تجاری و ژنریک برآورد شد. سپس از نقشه‌های طیف رنگ برای نمایش تغییرات جغرافیایی دمانس در سطح استانی استفاده گردید. در نهایت، از آزمون‌های جغرافیایی Moran I  و  Getis-Ord Gi (Gi) به ترتیب برای بررسی خود همبستگی فضایی و تغییرپذیری جغرافیایی شیوع دمانس در سطح معنی‌داری 0/05 استفاده شد..
یافته‌ها: در مطالعه حاضر میزان شیوع کلی دمانس در جمعیت عمومی و جمعیت بالای 60 سال در ایران به ترتیب برابر با 49/6 و 508/9 در 100000 نفر بود. در جمعیت عمومی پائین‌ترین میزان شیوع دمانس در استان هرمزگان  (9/4 در 100000 نفر) و بالاترین میزان شیوع آن در استان آذربایجان شرقی  (96/4 در 100000 نفر) مشاهده شد. در جمعیت بالای 60 سال نیز پائین‌ترین میزان شیوع در استان هرمزگان (141/5 در 100000 نفر) و بالاترین میزان شیوع در استان آذربایجان‌شرقی (862/5 در 100000 نفر) مشاهده شد. براساس آزمون‌های Moran I و Getis-Ord Gi (Gi) خودهمبستگی فضایی و تغییرپذیری جغرافیایی شیوع دمانس معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: شیوع بیماری دمانس در جمعیت بالای 60 سال ایران نسبت به کشورهای غربی پائین‌تر است، اما شیوع این بیماری کم و بیش با میزان شیوع دمانس در کشورهای در حال توسعه قابل مقایسه هست. اگر چه باید توجه داشته باشیم که در بعضی از استان‌های برخوردار ایران شیوع دمانس بالا و شبیه کشورهای توسعه یافته می‌باشد.

زهرا علی نسائی، زهرا حسین خانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده

مقدمه و اهداف: فرزندان خانواده بویژه نوجوانان یکی از مهمترین قربانیان خشونت خانگی هستند که علیرغم آسیب پذیری آنها کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. این مطالعه با هدف تبیین تجربیات نوجوانان درباره خشونت خانگی انجام شده است تا با درک عمیق‌تر جنبه‌های مختلف این معضل اجتماعی بتوان در راستای کاهش آن اقدامات لازم را انجام داد.
روش کار: مطالعه کیفی حاضر با متدولوژی تحلیل محتوا (Content Analysis) انجام شد. روش جمع آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختار یافته (Interview Semi-Structural) بود. شرکت‌کنندگان نوجوانان 12 تا 16 سال بودند. نمونه گیری هدفمند با روش حداکثر تنوع فرصتطلبانه از نظر طبقات اقتصادی اجتماعی، سن و جنسیت دانش‌آموزان انجام شد. تعداد 33مصاحبه توسط 2 مصاحبه گر انجام شد.
یافته‌ها: 4 طبقه اصلی، 11 زیر طبقه و 120 کد در زمینه تجربیات نوجوانان استخراج شد. پس از جمع بندی و ترکیب کدهای مشابه، طبقات اصلی شامل واکنش‌های عاطفی-روانی و عملکرد نوجوانان در منزل و مدرسه، پیامدهای خشونت خانگی و علل بروز خشونت بود. مشکلات اقتصادی و اجتماعی بویژه بیکاری پدر خانواده مهمترین علل بروز خشونت خانگی مطرح شد. نوجوانانی که تجربه خشونت خانگی داشتند گرایش زیادی به رفتارهای پرخطر داشته و افت تحصیلی بیشتری را تجربه کرده بودند.
نتیجه‌گیری: طبق دیدگاه نوجوانان عوامل اقتصادی اجتماعی نقش مهمی در بروز خشونت خانگی داشته و می‌تواند زمینه‌ساز تجربیات اجتماعی ناخوشایند وآسیب‌های اجتماعی در زندگی آتی ایشان شود، لذا لازم است والدین، معلمان و مسؤلین حوزه‌های اجتماعی در راستای کاهش این معضل اجتماعی اقدام مؤثری انجام دهند.

بتول ربانی، اردشیر خسروی، مهین سادات عظیمی، جعفر صادق تبریزی، عزیزالله عاطفی، امین عطایی، حسین کاظمینی، الهام رشیدیان،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده

مقدمه و اهداف: به طور کلی چهار گروه از بیماری‌های غیر‌واگیر (بیماری‌های قلبی و عروقی، سرطان، دیابت و بیماری‌های مزمن تنفسی) بیش از 80% از علل مرگ زودرس را در سال به خود اختصاص می‌دهند و بیش از 85% آنها در کشورهای با درآمد کم و متوسط رخ می‌دهد. این مطالعه با هدف برآورد احتمال مرگ زودرس ناشی از این بیماری‌ها در استان‌های ایران انجام شد.
روش کار: داده‌های علل مرگ برای سال‌های 1395 تا 1398 از سامانه نظام ثبت و طبقه‌بندی علل مرگ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی استخراج گردید. پس از اصلاح کم شماری مرگ (با استفاده از روش پیشنهادی Adair و Lopez) احتمال مرگ‌های زودرس ناشی از بیماری‌های غیر‌واگیر محاسبه گردید.
یافته‌ها: بیماری‌های غیر‌واگیر (چهار بیماری اصلی) در سال‌های 1395 تا 1398 به ترتیب 68/98، 69/44، 69/17 و 67/94 درصد از کل موارد مرگ کشور را تشکیل می‌دادند. احتمال مرگ زودرس کشوری ناشی از بیماری‌های اصلی غیر‌واگیر در سال‌های 1395 تا 1398 به ترتیب 14/95، 15/15، 15/25 و 16/63 درصد بود و بیشترین درصد احتمال مرگ زودرس در استان گلستان بود.
نتیجه گیری: درصد احتمال مرگ بیماری­های غیر واگیر یکی از شاخص های مهم برای پیشگیری و کنترل بیماری های غیر واگیر در سطح ملی و بین المللی می باشد که باید مورد پایش مستمر قرار گیرد. با توجه به اختلاف عوامل اجتماعی-اقتصادی و شرایط اپیدمیولوژیک بین استان های مختلف کشور، لازم است مطالعات جامعی به منظور شناسایی عوامل اجتماعی-اقتصادی، همه گیر شناسی و سایر عوامل خطر بیماری در هر استان طراحی و اجرا گردد.

فاطمه شهبازی، سلمان خزایی، محمد میرزایی، سید جلال‌الدین بطحایی، علی ظهیری، منوچهر کرمی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده

مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف تعیین میزان مرگ ‌و ‌میر و محاسبه سال‌های از دست ‌رفته عمر (YLL) به دلیل ابتلا به عفونت کووید-19 در استان همدان انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، اطلاعات مربوط به تعداد مرگ ناشی از ابتلا به عفونت کووید ـ 19 از معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی همدان اخذ شد. بازه زمانی انجام پژوهش از اسفند سال 1398 تا اسفند 1399 بود. مرگ‌های ثبت‌شده توسط معاونت بهداشتی شامل مرگ‌های رخ‌داده در بیماران سرپایی و بستری بود. مقدار YLL بر اساس دستورالعمل Global Burden of Disease 2010 محاسبه شد.کلیه اطلاعات پس از جمع‌آوری در نرم افزار اکسل مورد تجزیه‌ و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: در طول دوره یک ‌ساله مطالعه 1556 مورد مرگ به دلیل ابتلا به عفونت کووید-19 در استان همدان اتفاق افتاد. تعداد سال‌های ازدست ‌رفته عمر به علت مرگ زودرس در مردان 15783 سال (49/99 در هزار نفر)، در زنان 12794 سال (38/43 در هزار نفر) و در هر دو جنس 28577 سال (44/08 در هزار نفر) به دست آمد. مقدار YLL در مناطق شهری و روستایی نیز به ترتیب 19824 و 8753 سال بود.
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های این مطالعه عفونت با ویروس کووید-19 منجر به از دست رفتن سال‌های بالقوه عمر به‌ ویژه در مردان، گروه‌های سنی بالای60 سال و مناطق شهری شد؛ لذا برنامه‌های مداخلاتی باید بر اهمیت تشخیص زود هنگام موارد بیماری برای کاهش شدت بیماری و متعاقب آن کاهش موارد مرگ و هم‌چنین کنترل بهتر بیماری در سالمندان که مسئول بیشترین مقدار YLL هستند متمرکز شوند.

تینا فلاح، آمنه الیکایی، رکسانا منصور قناعی، عبدالله کریمی، ایرج صدیقی، مرجان تاری وردی، آرزو امیرعلی، طیبه نظری، نگین نهان مقدم، علیرضا ناطقیان، سید حمیدرضا منوری، سید محسن زهرائی، سوسـن محمـودی، مسعود آل بویه،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: شناسایی ژنوتیپ­ های روتاویروس در کودکان از نظر بالینی مهم است.  هدف از مطالعه حاضر تعیین تنوع ژنوتیپ‌های روتاویروس و ارتباط آنها با یافته­ های دموگرافیک و علائم بالینی کودکان بستری در بیمارستان است.
روش کار: برای مشخص کردن ژنوتیپ های روتاویروس، نمونه های مدفوع روتاویروس-مثبت کودکان علامت دار در آذر 1399 الی اسفند 1400 وارد مطالعه شدند. استخراج RNA از نمونه ها و سنتز cDNA برای ژن های VP7 و VP4 طبق پروتکل استاندارد انجام شد. تعیین ژنوتیپ ­ها با استفاده از پرایمرهای اختصاصی انجام شد. توالی یابی و تجزیه و تحلیل بیوانفورماتیک برای تایید نتایج انجام شد. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۰ و Graphpad نسخه ۹.۵.۰ تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: از میان نمونه­ های بیماران مبتلا، سه ژنوتیپ به عنوان ژنوتیپ غالب در جامعه تحت بررسی تعیین شد. این نتایج رابطه معنی‌داری را میان فراوانی یک ژنوتیپ و تغییرات فصول (0/0077= p-value) و بین نوع ژنوتیپ ها، مدت بستری و شدت اسهال نشان دادند. در حالی­که به ­طور معنادار با افزایش سن، انواع بیشتری از روتاویروس گروه A تعیین گردید، ارتباطی میان ژنوتیپ­ های شناسایی شده با جنسیت مشاهده نگردید (0/473 = p-value)  همچنین، هیچ ارتباطی بین نوع ژنوتیپ، شدت کم آبی و حضور یا عدم حضور تب وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: به طور کلی، نتایج این مطالعه تنوع نسبتا بالایی از ژنوتیپ‌های روتاویروس ­ها را در کودکان نشان داد. جهت تایید همبستگی های یافت شده بین برخی از ژنوتیپ ها و گروه های سنی، فصول، علائم بالینی و اثربخشی واکسن ­های موجود، مطالعات بیشتری مورد نیاز است.

مریم قهرمانی، نوشین پیمان، منور افضل آقایی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: در سال­ های اخیر تحولات جمعیت شناختی چشمگیری در دنیا رخ داده است. یکی از مهم­ترین این تغییرات،کاهش نرخ باروری در بسیاری از کشورها از جمله ایران بوده است. برخی جامعه شناسان تغییر نگرش به فرزندآوری را مهم­ترین علت کاهش باروری و کوچک شدن بعد خانوار در دهه­ های اخیر می ­دانند. با توجه به نقش مهم مردان در فرزندآوری مساله این است که آیا پژوهش­ های داخلی در موضوع نگرش به فرزندآوری در مردان از بلوغ کافی برخوردار است ؟ و روند پژوهشی این موضوع در کشور با چه خلاء هایی روبرو است؟
روش کار: مطالعه حاضر با استفاده از مقالات پژوهشی ایرانی چاپ شده در مجلات داخلی و خارجی انجام شد. برای دستیابی به مقالات مرتبط از بانک­ های اطلاعاتی داخلی (magiran، SID) و بین ­المللی (Web of Science، Scopus ،PubMed ) و همچنین موتور جستجوگرGoogle Scholar  از ابتدا تا مه سال 2022 و با کلید واژه های نگرش (attitude)، انگیزه (motivation)، قصد (intention)، فرزندآوری و باروری (childbearing, childbirth, fertility,، reproduction) استفاده شد.
یافته‌ها: 18 مقاله مرتبط با هدف پژوهش، وارد مطالعه شدند. الگوی دو فرزندی الگوی مسلط فرزندخواهی در بین مردان بود. نسبت زیادی از مردان نگرش مثبتی به فرزندآوری داشتند. از جمله متغیرهای مرتبط با نگرش مردان به فرزندآوری تحصیلات، طبقه اجتماعی- اقتصادی، احساس تنهایی، محل سکونت و میزان اسـتفاده از اینترنـت بود.
نتیجه‌گیری: افزایش سیاست ­های تشویق، آگاهی بخشی در راستای اهمیت فرزندآوری، فراهم کردن اشتغال برای مردان، مسکن مناسب و اجرای برنامه ­های آموزشی جامع به منظور تقویت دیدگاه مثبت مردان نسبت به فرزندآوری ضروری است.

شوبو رحمتی، زهرا عبدالهی نیا، سکینه ناروئی، ناصر نصیری، رضا گوجانی، علی اکبر حقدوست،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: با توجه به مهاجرت گسترده افراد تحصیل کرده از جمله در بین اپیدمیولوژیست­ های کشور، بررسی علل آن بسیار ضروری است. در این راستا، در این مقاله نتایج تحقیق عمیقی با بررسی نقطه نظرات خبرگان این رشته ارائه شده است.
روش کار: مطالعه حاضر به صورت کیفی با روش تحلیل محتوا انجام شده است. داده‌ها در تابستان و پاییز سال 1402 از طریق مصاحبه نیمه ساختار‌یافته با 32 نفر از اپیدمیولوژیست‌های کشور جمع‌آوری گردید. داده­ ها باتوجه ‌به مراحل پیشنهادی Lundman و Graneheim پس از کدبندی با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیودا (MAXQDA) تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: چالش‌های اصلی رشته اپیدمیولوژی در ایران به شش طبقه‌ اصلی تقسیم‌بندی شد. در زمینه دانش‌آموختگان مشکلات در جذب و استخدام به دلیل نبود ردیف شغلی مناسب، مشکلات زیربنایی و ساختاری سیستم، مشکلات پژوهشی و آشنایی ناکافی در مورد عملکرد این رشته به عنوان مهم­ترین چالش ­ها مطرح می­باشد و در حیطه دانشجویان مشکلات آموزش، مشکلات ساختاری و زیربنایی گزارش گردید. هم چنین علل اصلی مهاجرت اپیدمیولوژیست‌ها عدم شایسته‌سالاری و تخصص‌گرایی، امتیازات نابجا از جمله اعمال سهمیه جذب نامتعارف، نبود بازار کار و جایگاه برای دانش‌آموختگان و عدم دریافت حقوق و مزایای کافی بود.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه به نظر می­رسد موضوع مهاجرت اپیدمیولوژیست‌ها به عنوان سرمایه ارزشمند نیروی انسانی، به خارج از کشور یک دغدغه و مشکل جدی است. عدم وجود جایگاه مناسب شغلی و ابهام در مسیر تعالی شغلی به دلیل عدم پایبندی سیستم به‌نظام شایسته سالارانه و مهارت پرور، انگیزه مهاجرت را در این گروه بالا برده است.

مریم زمانیان، رحمت اله مرادزاده،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: روش ­های غیر مستقیم برای برآورد جمعیت­ های پنهان، از اهمیت ویژه برخوردار هستند. هدف مطالعه حاضر، تخمین شیوع مصرف سیگار و قلیان در کلا­ن­شهر اراک به ­صورت مستقیم، و غیر مستقیم بسط شبکه­ ای می باشد.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی بوده که در شهر اراک، انجام پذیرفت. در کل، ۱۶۰۴ فرد در مطالعه شرکت کردند. جهت سنجش شیوع به صورت مستقیم، داده­ های روزانه و هفتگی مصرف سیگار و قلیان جمع آوری گردید. جهت تخمین اندازه افراد مصرف کننده سیگار و قلیان از روش غیر مستقیم بسط شبکه استفاده شد. فاصله اطمینان 95 درصد نیز در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: 49/9 درصد شرکت کننده‌ها مرد بودند. میانگین سنی مردان 39/8 و زنان 38/7 سال بود. در روش مستقیم، شیوع مصرف سیگار حداقل یک نخ در روز در طی یک­سال گذشته، در زنان و مردان مورد مطالعه (3/0-1/0) 1/8% و (41/9- 34/9)  38/3% گزارش شد. شیوع مصرف قلیان حداقل یک­بار در روز در طول یک ­سال گذشته برای زنان و مردان (1/8- 0/03) 0/9% و (5/7- 2/8) 4/1% محاسبه شد. در روش غیر مستقیم بسط شبکه‌ای در طول یک­ سال اخیر، شیوع مصرف مستمرسیگار در زنان(5/0- 4/3)  4/8%  و در مردان(19/9 19/6) 19/7%  به ­دست آمد . شیوع قلیان در زنان(8/0- 7/8)  7/8% و در مردان(9/9 9/7) 9/8% محاسبه گردید.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد شیوع مصرف سیگار  و قلیان در کلان­شهر اراک خصوصا در جوانان بالا است. به سیاست­گزاران نظام سلامت پیشنهاد می­ گردد، اقدامات مرتبط با کاهش شیوع مصرف این دو عامل خطر را خصوصا در جوانان در برنامه­ریزی­های سلامت مورد توجه قرار دهند.


صفحه 6 از 7     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله اپیدمیولوژی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb