130 نتیجه برای ایران
علیاصغر فخری دمشقیه، حمیده حسننژاد، علیرضا باهنر،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: حضور باقیماندههای آنتیبیوتیکی در مواد غذایی از جمله تخممرغ خطر بالقوهای علیه سلامت عمومی محسوب میشود. هدف از مرور نظاممند حاضر ارزیابی فراوانی نسبی باقیماندههای آنتیبیوتیکها در تخممرغهای عرضه شده در ایران بود.
روش کار: پایگاههای داده پابمد، اسکوپوس، وب آف ساینس، گوگل اسکالر، مگیران، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، و ایرانداک مورد جستجو قرار گرفت. عنوان و چکیده نتایج به دست آمده از نظر معیارهای ورود و خروج، توسط دو مرورگر به صورت مستقل از هم غربالگریشد. معیارهای ورود شامل مقالاتی بود که به زبانهای انگلیسی یا فارسی بوده و فراوانی نسبی باقیماندههای آنتیبیوتیکی را در تخممرغها در ایران برآورد کردهاند، و معیار خروج شامل پژوهشهایی بود که متن کامل آنها در دسترس نبود. دادههای شیوع، سال انتشار، نوع آزمون تشخیصی، و مکان نمونهگیری از مقالات مرتبط استخراج شد.
یافتهها: از 217 نتیجه به دست آمده، 11 مقاله وارد مرور نظاممند شد. آزمون تشخیصی الایزا (6 مقاله) فراوانترین آزمونه تشخیصی مورد استفاده بود. از نظر پراکندگی جغرافیایی مکان نمونهگیری، بیشترین تعداد بررسیها در استان آذربایجان شرقی (4 بررسی) و از نظر باقیماندههای آنتیبیوتیکها، شیوع حضور باقیماندههای 7 خانواده آنتیبیوتیک و 12 نوع آنتیبیوتیک بررسی شده بود و تتراسایکلینها (5 مقاله، 6 ارزیابی) دارای بیشترین تعداد بررسی بود. همچنین، بیشترین فراوانی نسبی گزارششده مربوط به باقیمانده تتراسایکلین (100 درصد) در شهرستان اصفهان و کلرامفنیکل (75 درصد) در شهرستان تبریز بود.
نتیجهگیری: باقیماندههای تتراسایکلین و کلرامفنیکل دارای بیشترین فراوانی نسبی در تخممرغها در ایران بودند.
کیومرث ناصری،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سال های زندگی از دست رفته یا عمر تلف شده عبارت از سال هایی از زندگی است که به علت فوت زود هنگام از دست رفته است. هدف از تهیه این مقاله بررسی و گزارش سال های زندگی از دست رفته در ایران در دوران گسترش همه گیری بیماری کرونا (COVID-19) و مقایسه آن با دوره زمانی مشابه قبل از وقوع این همه گیری در سطح کشور بر اساس جنس، سن، و استان می باشد.
روش کار: گزارش های روزانه وزارت بهداشت، درمان، و آموزش پزشکی (وبدا) از موارد ابتلا و مرگ منتسب به بیماری کرونا در سطح کشور، گزارش های هفتگی سازمان ثبت احوال کشور در مورد تعداد فوت به تفکیک جنس، سن، استان، و تعداد تولد بر اساس سن مادر، جنس نوزاد، و استان محل تولد در سطح کشور، و گزارش های سرشماری مرکز آمار کشور مورد استفاده قرار گرفته است.
یافته ها: در دوران همه گیری بیماری کرونا در کشور میزان خام مرگ از تمام علل در مقایسه با دوران مشابه قبل از همه گیری 27 درصد افزایش داشته است. در دوران همه گیری 319،136 مورد مرگ اضافه اتفاق افتاده است که، 45% آن به صورت رسمی به وسیله وبدا به علت بیماری کرونا گزارش شده است. سال های زندگی از دست رفته در دوران همه گیری 4،897،995 برآورد شده است.
نتیجهگیری: این بررسی اگرچه به علت محدودیت در منابع آماری دارای بعضی کمبودهای تحلیلی در جزئیات می باشد ولی به خوبی تاثیر زیانبار همه گیری کرونا در ایران را در زمینه های جمعیتی و همه گیر شناختی نشان می دهد و می توان اطلاعات این مطالعه را برای برنامه ریزی های لازم و آمادگی در زمینه برخورد با همه گیری هایی از این قبیل در آینده مورد استفاده قرار داد.
پروانه اصفهانی، محمد سارانی، سمیه سامانی، عالیه بزی، سیده معصومه حسینی زارع، احمد سیر صدر، مریم سادات حسینی، سیده محبوبه حسینی زارع،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: افسردگی از شایع ترین اختلالات روحی- روانی در دانشجویان است که منجربه افت شدید عملکرد تحصیلی و اجتماعی میشود. بنابراین، این مطالعه مرور ساختارمند و متاآنالیز با هدف تعیین شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری در ایران انجام شد.
روش کار: این مطالعه به صورت مرور ساختارمند و متاآنالیز انجام شد. کلیه مقالات علمی منتشر شده تعیین شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری در 5 پایگاه داده (Web of Science، Scopus ، PubMed، SID، Magiran) و موتور جستجوگر Google Scholar جستجو و ارزشیابی کیفیتی شدند. ناهمگنی مطالعات با استفاده از شاخص I2 و مدل متارگرسیون برای ارزیابی متغیرهای مظنون به ناهمگونی انجام شد. در نهایت، تعداد 9 مقاله شرایط ورود به این مطالعه را داشت که با استفاده از نرم افزار Comprehensive Meta-Analysis تحلیل شدند.
یافتهها: بر مبنای مدل تصادفی، شیوع کلی افسردگی در دانشجویان پرستار ایرانی برابر با3/2 درصد (4/5 ـ 2/1؛ حدود اطمینان %۹۵) به دست آمد. بیشترین شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری در استان سیستان و بلوچستان در سال 1383برابر 6/2 درصد (7/1- 5/3؛ حدود اطمینان %۹۵) و کمترین شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری در استان قم و اصفهان در سال 1395 برابر 0/8درصد (1/2- 0/5؛ حدود اطمینان %۹۵) به دست آمد. همچنین بین سال، حجم نمونه، میانگین سنی و شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری ایرانی رابطه معناداری وجود داشت (0/05>P).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شیوع افسردگی در دانشجویان پرستاری برابر با 3/2 درصد بود و با افزایش سال و میانگین سنی این میزان شیوع کاهش مییابد. با این وجود، ضروری است سیاستگذاران و مدیران اقداماتی به منظور کاهش افسردگی به کار گیرند.
زهرا کردی، مصطفی عنایت راد، ابوالفضل امامیان، فاطمه رهایی، منصوره فاتح، محمدحسن امامیان،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان روده بزرگ یکی از شایع ترین سرطان ها در جهان و ایران است. مطالعات اپیدمیولوژیک برای بررسی روند این بیماری در جامعه ضروری است. هدف از انجام این مطالعه، توصیف بروز و روند ابتلا به سرطان روده بزرگ در یک دوره 13 ساله در شهرستان های شاهرود و میامی می باشد.
روش کار: داده های این مطالعه از برنامه ثبت سرطان مبتنی بر جمعیت در دانشگاه علوم پزشکی شاهرود شامل بیماران ساکن در شهرستان های شاهرود و میامی به دست آمد. میزان بروز استاندارد شده بر حسب سن و جنس محاسبه شد و روند 13 ساله طی سال های 1389 تا 1401 با استفاده از رگرسیون Join point و همراه با درصد تغییرات سالانه محاسبه گردید.
یافته ها: به طور کلی تعداد 543 مورد سرطان روده بزرگ در شهرستان های شاهرود و میامی در این دوره 13 ساله (1401-1389) ثبت شده که شامل: 280 نفر (51/6 درصد) مرد و 263 نفر (48/4 درصد) زن بود. بیشترین موارد ثبت شده این سرطان مربوط به سال 1400 با تعداد 54 مورد بود. متوسط میزان بروز استاندارد شده سنی سرطان روده بزرگ در این دوره، 17/6 در 100,000 نفر بود. میزان بروز استاندارد شده سنی سرطان روده بزرگ در مردان و زنان به ترتیب برابر با 18/4 (20/6-16/2 :CI 95%) و 16/8 (18/9-14/8 :CI 95%) بود. تغییرات سالانه میزان بروز استاندارد شده در طی این دوره، 2/33 درصد با فاصله اطمینان (4/87-0/13 :CI 0/95) بود، که گویای افزایش نسبی بروز این سرطان در دوره مورد بررسی می باشد.
نتیجه گیری: در شهرستان های شاهرود و میامی، میزان بروز سرطان روده بزرگ، 17/6 در 100,000 نفر بوده و طی 13 سال دوره مورد بررسی افزایش نسبی داشته است.
پردیس محمدزاده، مریم افرایی، الهام نوری، محمدعزیز رسولی، قباد مرادی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف مقایسه وضعیت سلامت ایران با کشورهای منطقه مدیترانه شرقی در شاخص های مختلف سلامت انجام شده است.
روش کار: اطلاعات مربوط به 27 شاخص سلامت در سال 1402 از سه منبع WHO، EMRO و World Bank جمع آوری شد. سپس در پنج دسته شامل: دسته اول شاخص های مرگ و میر و بیماری، دسته دوم شاخص های عوامل خطر تغذیه و بیماری های غیر واگیر، دسته سوم شاخص های تامین مالی سلامت، دسته چهارم شاخص های مادری و ایمن سازی، و دسته پنجم شاخص های نیروی کار سلامت دسته بندی گردید. در این مطالعه با روش MEREC که روش مبتنی بر اثرات حذف معیارهاست، وزن شاخص ها تعیین گردید. سپس با روش MARCOS که یکی از روش های جدید تصمیم گیری چند معیاره است، رتبه بندی کشورها انجام شد.
یافتهها: کشور های قطر، عربستان و امارات بهترین وضعیت را داشتند. ایران در دسته های اول تا پنجم ذکر شده در بخش روش کار به ترتیب رتبه های 8، 6، 7، 4 و 13 را داشت. همچنین در رتبه بندی کلی برای همهی این شاخص ها، ایران دارای دهمین رتبه در بین کشورهای منطقه بود.
نتیجهگیری: بسیاری از محققان و سیاست گذاران وضعیت سلامت در ایران را بر اساس شاخص های سلامت معرفی شده ارزیابی می کنند. با توجه به وضعیت کلی ایران در منطقه مدیترانه شرقی، پیشنهاد می شود که ایران برای ارتقای جایگاه خود در منطقه تلاش مضاعفی داشته باشد.
مرضیه فتاحی دارغلو، حمید غیبی پور، ندا مهدوی، فاطمه شهبازی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بیش از 12 نوع سرطان در تماس با عوامل محیطی و سرطان زاهای شغلی ایجاد می گردند، لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی روند میزان مرگ ومیر و سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی منتسب به سرطان زاهای شغلی در استان همدان در فاصله سال های 1370 تا 1401 بود.
روش کار: در این مطالعه اکولوژیک برای جمع آوری داده های مورد نیاز از سایت بار جهانی بیماری ها استفاده گردید. روند تغییرات مرگ و میر و سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی با رگرسیون نقاط اتصال و نرمافزار Join Point Regression مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میزان سالهای عمر از دست رفته (به دلیل مرگ زودرس و ناتوانی) منتسب به سرطان زاهای شغلی در استان همدان از 10/31 مورد به ازای هر هزار نفر جمعیت در سال 1370 به 23/33 مورد به ازای هر هزار نفر جمعیت در سال 1401 افزایش یافته بود. متوسط تغییرات سالیانه در سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی ناشی از سرطان زاهای شغلی در زنان (3/79) و مردان (2/57) بود. میزان مرگومیر از همه علل که بهدلیل مواجهه با سرطان زاهای شغلی ایجاد شده بود از 0/31 بهازای هر صدهزار نفر جمعیت در سال 1370 به 0/74 به ازای هر صدهزار نفر جمعیت در سال 1401 رسیده بود (میانگین درصد تغییرات سالیانه = 2/78؛ فاصله اطمینان 95 درصد: 2/68 تا 2/90).
نتیجهگیری: بهطورکلی روند میزان مرگومیر و سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی ناشی از سرطان زاهای شغلی در استان همدان دارای یک روند افزایشی بود. انجام غربالگری های دوره ای در کارگران شاغل در مشاغل پرخطرتر برای کاهش بار سرطان های شغلی حائز اهمیت است.
علیاصغر فخری دمشقیه، حسامالدین اکبرین، روزبه بشر، محمدرضا شیرزادی، زهرا بلوکی، نرگس قاسمزاده،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: هاری در سطح جهان خطر برای سلامت عمومی محسوب میشود. هدف از این مطالعه تعیین مقدار و روند هزینههای ناشی از سرم ضدهاری و واکسن هاری در ایران بین سالهای 1394 و 1401 بود.
روش کار: با استفاده از دادههای کشوری از فروردین 1394 تا فروردین 1401، مقدار هزینه ناشی از سرم ضدهاری، واکسن هاری انسانی، و مجموع هزینههای این دو تعیین شدند. روند سالانه هزینه ناشی از سرم، واکسن، و مجموع هزینه این دو با استفاده از رگرسیون Joinpoint با حداکثر یک نقطه اتصال تعیین شد.
یافتهها: بیشترین هزینههای سرم و واکسن هاری به ترتیب در سالهای 1400 و 1399 (58/3 و 6/874 میلیون دلار آمریکا) مشاهده شدند. میانگین درصد تغییر سالانه از نظر آماری معنیدار (0/001>p) و نشاندهنده روند افزایشی هزینههای ناشی از مصرف سرم ضدهاری بود. روند هزینه واکسن بین سالهای 1394 و 1399 افزایشی و درصدهای تغییر سالانه بین سالهای 1394 و 1399 (0/001>p) و سال 1400 (0/001>p) از نظر آماری معنیدار بودند. برای مجموع هزینههای سرم ضدهاری و واکسن هاری، میانگین درصد تغییر سالانه از نظر آماری معنیدار (0/001>p) و نشاندهنده روند افزایشی آن در ایران بود.
نتیجهگیری: کمترین مقدار هزینه ناشی از واکسن هاری در سال 1400 مشاهده شد که ممکن است به علت رخداد پاندمی کووید-19 باشد. برای کاهش خسارتهای ناشی از هاری، تولید داخلی سرم ضدهاری، پیادهسازی اقدامهای کنترلی هاری در جمعیت سگهای بدون سرپرست، و افزایش آگاهی جمعیت عمومی در زمینه حیوانگزیدگی بهویژه سگگزیدگی توصیه میشود.
شیما شادکام فرخی، امیرحسین نکویی، سعیده حاجی مقصودی، حمید شریفی، علی اکبر حقدوست،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سقط جنین یک مسئله بهداشتی و اجتماعی مهم در ایران است که بر سلامت جسمی و روانی زنان و همچنین بر نرخ رشد جمعیت تأثیر میگذارد. این مطالعه به ارزیابی و مقایسه برآوردهای مستقیم و غیرمستقیم بروز سقط جنین و عوامل مرتبط با آن در میان زنان در سنین باروری در شهر کرمان میپردازد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بروز سقط جنین را با استفاده از روشهای مستقیم و غیرمستقیم (نماینده بسط شبکهای غیرمستقیم) برآورد میکند. در روش مستقیم، ۴۷1 زن در سنین ۱۸ تا ۵۴ در مورد تجربه سقط جنین خود مورد مصاحبه قرار گرفتند. در روش غیرمستقیم، ۴۵۰ زن در مورد سقط جنین در شبکههای اجتماعی نزدیک خود اطلاعاتی ارائه دادند. برای برآورد میزان بروز به روش مستقیم تعداد سقطهای گزارش شده توسط هر فرد به شخص-زمان مربوط تقسیم شد. برای برآورد بروز سقط به روش غیرمستقیم، تعداد سقطهای گزارش شده در شبکه اجتماعی به جمعیت شبکه نزدیک هر فرد تقسیم شد.
یافتهها: برآورد سالانه بروز سقط جنین به روش غیرمستقیم ۶۲ در هر هزار زن (73-52 :CI 0/95) در سنین باروری برآورد شده است که 57 درصد مربوط به سقط جنین غیرعمدی و 43 درصد مربوط به سقط جنین عمدی بود. عواملی مانند تعداد بیشتر فرزندان، وضعیت اقتصادی-اجتماعی بالاتر و همسر تحصیلکرده با افزایش میزان سقط جنین مرتبط بودند.
نتیجهگیری: بروز سقط در کرمان همانند کل کشور یک مشکل جدی سلامت است و برای مدیریت بهتر آن باید به عوامل زمینهای و ریشهای بروز آن پرداخته شود و البته مد نظر باشد که بیش از نیمی از این سقطها خودبهخودی است و لذا در بهترین شکل مدیریت، کاهش تعداد سقطها محدودیت دارد.
بهار حقدوست، ژاله عبدی، ایرج حریرچی، الهام احمدنژاد،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
پاندمی کووید-19 تأثیر گسترده بر نظام های سلامت داشته است و محدودیتهای نظامهای ثبت دادهای، دقت برآورد بار این بیماری را کاهش دادهاند. این مطالعه با استفاده از دادههای پیمایش ملی عوامل خطر بیماریهای غیرواگیر (STEPS) ایران در سال 1400، کمشماری موارد ابتلا و بستری کووید-19 را بررسی کرده است. در این مطالعه، به صورت تصادفی ۲۵,۴۲۵ نفر از جمعیت 18 سال وارد و علاوه بر اطلاعات مربوط به عوامل خطر بیماری های غیرواگیر، در خصوص ابتلا به کووید-19، بستری و بستری در بخش های مراقبت ویژه نیز سوال شد و فراوانی این رویدادها با داده های ثبتی در زمان جمع آوری اطلاعات مقایسه گردید. مطابق نتایج، 9/03 درصد (با دامنه اطمینان 95 درصد: 8/56 تا 9/44) سابقه ابتلا به کووید-۱۹ را ذکر کرده بودند، همچنین از بین مبتلایان، 12/71 درصد (11/25 تا 14/20) سابقه بستری به دلیل کرونا را بیان و از بین افراد بستری نیز 13/74 درصد (8/25 تا 18/9) در بخش های مراقبت های ویژه بستری شده بودند. بر این اساس برآورد می شود که حساسیت ثبت موارد علامتدار 61/7 (59 تا 65) درصد و موارد بستری 86 (77 تا 97/1) درصد باشد.
به عنوان جمع بندی می توان بیان داشت که تقریباً نظام ثبت موارد علامت دار ابتلا به کووید-19 در ایران نزدیک 40 و ثبت بستری به دلیل کووید-19 نزدیک 15 درصد کم شماری داشته که در مقایسه با اطلاعات بسیاری از کشورها حتی کشورهای توسعه یافته قابل قبول محسوب می شود.
محبوبه نارویی، پریا جنگی پور افشار، علی اکبر حقدوست،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان و عوامل مرتبط با مهاجرت بیماران از شهرستان ایرانشهر، به سایر نقاط کشور جهت دریافت خدمات درمانی در سال 1403-1402 انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی به روش غیرمستقیم انجام شد. ابتدا از بیماران که در سامانه سیب اطلاعاتشان وجود داشت سوال پرسیده شد که شبکه فامیلی نزدیکان آنها چند نفر بوده است، در صورتی که خود فرد یا بستگان درجه اول ایشان به خارج از ایرانشهر برای دریافت خدمات مراجعه کرده بودند با آنها مصاحبه انجام شد. در نهایت 159 فرد وارد مطالعه شدند. عوامل و چالشهای مرتبط با مهاجرت بیماران، در طیف نمرهای صفر تا بیست محاسبه گردید.
یافتهها: افرادی که در سال گذشته برای دریافت خدمات درمانی از شهرستان ایرانشهر مهاجرت کردند 5/9 درصد با فاصله اطمینان 95 درصد (6/7 و 5/0) بوده است که معادل ۶۷۸۵ نفر میباشد. مهمترین عامل مهاجرت بیماران، نوع بیماری با نمره 19/1 و فاصله اطمینان 95 درصد (19/5- 18/5) بوده است. اغلب به خاطر بیماری های گوارش، سرطانها و بیماری قلبی و بیشتر به استان های کرمان و یزد مراجعه کردند. میزان رضایت از خدمات دریافتی با نمره 17/1 و فاصله اطمینان 95 درصد (17/5- 16) به عنوان مهمترین عامل برای مراجعه مجدد بیماران بود. مهمترین چالشها هزینه رفت و آمد و تردد در شهر با نمره (16/6) و هزینه اسکان با نمره (16/3) بودند.
نتیجهگیری: کیفیت پایین و اثربخشی محدود و کمبود زیرساخت تشخیصی عامل مهاجرت اغلب بیماران بوده است. برای افزایش دسترسی و برقراری عدالت اجتماعی باید تقویت زیرساخت های درمانی این منطقه در اولویت قرار گیرد.