130 نتیجه برای ایران
الهم آخوند زاده، پروین یاوری، یداله محرابی، علی کبیر،
دوره 11، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در مطالعههای مختلف، میزان بقای بیماران مبتلا به سرطان معده در کشور متفاوت گزارششده و یک برآورد کلی از آن وجود ندارد. هدف از این مطالعه، فراتحلیل میزان بقای 1،3و 5 ساله بیماران مبتلا به سرطان معده در ایران است.
روش کار: در این مطالعه، تمامی پایگاههای داخلی شامل Iran Medex, Magiran , SIDو Medlib و پایگاههای انگلیسیزبان شاملGoogle Scholar و PubMedبا استفاده از کلیدواژههای «سرطان معده» و «میزان بقا» و سایر کلیدواژههای مترادف فارسی و انگلیسی، در فاصله زمانی 1392-39 جستجو شد. سپس تمام مقالههای مرور شده، که دارای معیار ورود به مطالعه بوده و از کیفیت قابل قبولی برخوردار بودند؛ مورد بررسی قرار گرفتند. برای ترکیب نتایج مطالعهها از مدل اثرات تصادفی Der Simonian and Laird استفاده شد. سایر آنالیزها شامل تحلیل زیرگروهها و تحلیل حساسیت و بررسی سوگیری انتشار با استفاده از نمودار قیفی و آزمونهای بگ و ایگر بود. در نهایت دادهها توسط نرمافزارSTATA نسخه11 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: از تعداد 235 مقاله یافت شده در جستجوی اولیه، تعداد 9 مطالعه شرایط ورود به این تحقیق را داشتند، که بر اساس آنها میزان بقای 1،3و5 ساله بیماران مبتلا به سرطان معده به ترتیب 57/0 (فاصله اطمینان 95 درصد: 70/0-45/0)، 29/0 (فاصله اطمینان 95 درصد: 37/0–22/0) و 17/0 (فاصله اطمینان 95 درصد: 21/0-13/0) به دست آمد.
نتیجهگیری: مطالعههای انجامشده در مناطق مختلف ایران محدود و آمار دقیقی از میزان بقا در سایر مناطق ایران وجود ندارد. بنابراین مطالعههای بیشتری، برای دستیابی به برآورد دقیقتری از میزان بقا و عوامل مؤثر بر آن در کل کشور مورد نیاز است.
محمدرضا قدیر زاده، احمد شجاعی، علی خادمی، محمود خدادوست، مریم کندی، فرشید علاء الدینی، سعد اله مرادی،
دوره 11، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در ایران تصادفهای رانندگی سالانه باعث وارد شدن خسارتهای مالی و جانی بسیاری میشود. خسارتهای فوتی مهمترین بخش ناشی از تصادفها است، که سنگینترین هزینهها را به لحاظ اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی به دنبال دارد. در این مطالعه وضع مرگومیر دههی هشتاد خورشیدی به زبان آمار بیان شده است.
روش کار: مطالعهی حاضر یک بررسی 10 ساله روی دادههای کشوری و استانی سالهای 89-1380 است. این دادهها توسط گروه آمار سازمان پزشکی قانونی کشور جمعآوری شده است. دادههای جمعیتی مورد نیاز نیز از اطلاعات مرکز آمار ایران به دست آمده است. آنالیز دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS نسخه 15 و Microsoft Office Excel نسخه 2007 انجام شد.
نتایج: در دهه 80 سالیانه به طور متوسط، 6/34 نفر به ازای هر صد هزار نفر از جمعیت کشور در حوادث رانندگی کشته شدهاند و بیش از 80 درصد قربانیان مرد بودند. بالاترین تعداد و میزان کشته و مصدوم در سال 1384 و کمترین در سال 1380 رخ داده است. تعداد کشتهها در اثر سوانح رانندگی در این مدت روند کاهشی داشته، اما تعداد مصدومان افزایش یافته است. بیشترین میزان کشتهها به استانهای سمنان، قزوین و کرمان و کمترین به استانهای تهران، اردبیل و آذربایجانغربی تعلق داشته است.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد با اینکه طی 4 سال اخیر بازه مورد بررسی میزان مرگومیر ناشی از حوادث رانندگی کاهش یافته است، اما همچنان وضعیت مرگومیر ناشی از حوادث رانندگی در ایران به علت هزینههای مستقیم و غیر مستقیم ناشی از این تلفات بحرانی است.
فاطمه مقدس، فاطمه یوسفی، فاطمه باقری، مریم محمدی، فهیمه مهدیان عارفی، اعظم بیک محمدی، محمد حسن امامیان،
دوره 11، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مطالعههای محدودی در زمینه اپیدمیولوژی سنگهای ادراری در ایران انجام شده است. با این وجود الگوی مصرف مایعات در افراد سالم و افراد دارای سنگهای ادراری روشن نیست، این مطالعه سعی دارد رابطهی بین مقدار مصرف انواع مایعات با سنگهای ادراری را نیز بررسی نماید.
روش کار: در این مطالعه مورد- شاهدی، موردها بیماران مبتلا به سنگ ادراری بودند. شاهدها از بیماران بستری در سایر بخشهای بیمارستان (به غیر از بخشهای مراقبتهای ویژه و دیالیز) انتخاب شدند. مشخصات دموگرافیک، قد، وزن و مقدار مصرف انواع مایعات از دو گروه پرسیده شد. رابطه بین متغیرها با استفاده از رگرسیون لجستیک ساده و چندگانه بررسی شد.
نتایج: تعداد60 بیمار مبتلا به سنگ ادراری (گروه مورد) و 67 بیمار مبتلا به سایر بیماریها (گروه شاهد) بررسی شدند. میانگین سن افراد مورد بررسی 6/44 با انحراف معیار 7/1 سال بود. میانگین مصرف چای، آب میوه طبیعی، ماءالشعیر و میانگین کلی مایعات در گروه مورد بیشتر از شاهد بود. در گروهی که سابقهی سنگ ادراری نداشتند، فقط مصرف کلی مایعات (021/0p=) و آب میوه طبیعی (006/0p=) در گروه مورد بیشتر از شاهد بود. جنس مرد (2/3OR=)، افزایش نمایهی توده بدنی (2/1OR=)، سابقهی خانوادگی سنگ ادراری (5/3OR=) به عنوان عامل خطر برای ایجاد سنگ ادراری در مدل چندمتغیره معنیدار بودند؛ در حالی که مصرف شیر در این مدل به عنوان عامل محافظت کننده (995/0OR=) مطرح بود.
نتیجهگیری: مصرف شیر به عنوان یک عامل محافظت کننده و جنس مرد، سابقهی خانوادگی سنگهای ادراری و افزایش نمایهی توده بدنی عامل خطر سنگهای ادرای هستند.
کورش سایه میری، میلاد اعظمی، ساسان نیک پی، میلاد برجی، فاطمه سایه میری،
دوره 11، شماره 3 - ( 8-1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مؤثرترین راه پیشگیری از ابتلا به هپاتیت B علاوه بر کاهش تماس، واکسیناسیون می باشد. در مطالعههای مختلف پوشش واکسیناسیون هپاتیت B در کارکنان درمانی کشور متفاوت آمده است و یک برآورد کلی از آن وجود ندارد.این مطالعه با هدف تعیین پوشش واکسیناسیون هپاتیت B در کارکنان درمانی ایران به روش متاآنالیز انجام شده است.
روش کار: این مطالعه یک مرور سیستماتیک بر اساس بانکهای اطلاعاتی داخلی شامل:Magiran، IranMedex، IranDoc، SID،Medlib و بین المللی شامل: Scopus، PubMed، ScienceDirect و همچنین موتورجستجوی Google Scholar بدون محدودیت زمانی تا سال 1394 انجام شد. جستجو توسط دو نفر از پژوهشگران به صورت مستقل با استفاده از کلیدواژه های استاندارد فارسی و انگلیسی صورت گرفت. سپس تمام مقالههای مرور شده که دارای معیار ورود به مطالعه بودند؛ مورد بررسی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از مدل اثرات تصادفی به روش متاآنالیز و نرمافزار Stata نسخه 1/11 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
نتایج: در 21 مطالعه، تعداد 6311 نمونه مورد بررسی قرار گرفت. سابقهی تزریق و پوشش واکسیناسیون هپاتیت B در کارکنان درمانی ایران به ترتیب 9/86 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 7/90-83) و 3/70 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 75-6/65) برآورد شد. کمترین و بیشترین مقدار پوشش واکسیناسیون مربوط به شمال با 7/52 درصد و غرب کشور با 2/87 درصد می باشد.
نتیجه گیری: پوشش واکسیناسیون هپاتیت B در کارکنان درمانی ایران نسبت به کشورهای اروپایی کمتر بوده و نیازمند برنامهریزی و سیاستگذارهای جدید برای به حداکثر رساندن پوشش واکسیناسیون هپاتیت B در این گروه از مشاغل پرخطر میباشد.
محمد حسین مهرالحسنی، بهزاد نجفی، وحید یزدی فیض آبادی، علی اکبر حقدوست، مسعود ابوالحلاج، مینا انصاری، رضا دهنویه، مریم رمضانیان، فرهاد کوهی، محمد جعفری، مرضیه لشکری،
دوره 12، شماره 0 - ( 12-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سهم پرداخت مستقیم از جیب یکی از شاخصهای کلیدی در تامین منابع مالی سلامت است که توزیع خطر و انباشت ریسک را نشان میدهد. مطالعه حاضر با هدف محاسبه کل مخارج سلامت، سرانه آن و همچنین سهم پرداخت از جیب در استانها برای سالهای 1387 تا 1393 انجام شد.
روش کار: دادههای استانی هزینههای بخش سلامت از سازمانهای عمومی و خصوصی طی سالهای 1387 تا 1393 جمعآوری شد. همچنین دادههای هزینه سلامت خانوارها از مرکزآمارایران جمعآوری شد.
نتایج: پرداخت مستقیم از جیب از حیث مقادیر مطلق ریالی روند افزایشی داشته امّا از نظر سهم از 9/51 درصد در سال 1387 به 6/40 درصد در سال 1393 رسیده است. مقادیر ریالی کل مخارج سلامت و سرانه آن در کلیه استانهای کشور افزایش یافته و حدود 5/3 برابر گردید. در تمامی سالهای مطالعه استانهای تهران و سیستان و بلوچستان به ترتیب بیشترین و کمترین سرانه کل مخارج سلامت را داشتند و این اختلاف از 12/2 در سال 1387 به 56/10 میلیون ریال در سال 1393 افزایش یافت.
نتیجه گیری: اگرچه سهم پرداخت مستقیم از جیب در تمامی استانها کاهش یافت، اما همچنان با اهداف تعیین شده در برنامههای توسعه ملی (کاهش به 30%) فاصله دارد. برای بهبود شاخصهای مورد مطالعه و کاهش نابرابریهای استانی، تمرکز بیشتر بر سازوکارهای مبتنی بر پیش پرداخت، بهبود نظام بیمهای و توزیع عادلانه منابع ملی متناسب با محرومیت منطقه و زیرساخت های آن ضروری است.
وحید یزدی فیض آبادی، محمد حسین مهرالحسنی، علی اکبر حقدوست، مینا بهرام پور،
دوره 12، شماره 0 - ( 12-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: یکی از شاخصهای پایش حفاظت مالی عادلانه در نظامهای سلامت، برآورد درصد مواجهه با فقرناشیاز پرداختاز جیب سلامت میباشد. هدف این مطالعه اندازهگیری درصد خانوارهای مواجههیافته با فقر ناشیاز پرداختاز جیب سلامت در استانهای ایران 1393-1387میباشد.
روش کار: مطالعه توصیفی و گذشته نگر حاضر بر روی دادههای حاصل از پیمایش هزینه-درآمد-خانوارهای شهری و روستایی انجام پذیرفت. درصد خانوارهایی که پس از کسر هزینههای سلامت زیر خطفقر قرار میگیرند محاسبه شد. خط فقر به تفکیک مناطق شهری و روستایی، بر اساس مخارج خوراک خانوارها محاسبه شد. برای بررسی روند پراکندگی این شاخص بین استانهای کشور از شاخص ضریب تغییرات استفاده شد. از آمار توصیفی و آزمون من-ویتنییو برای تحلیل داده ها استفاده شد.
نتایج: استانهای گلستان،خراسانشمالی و کرمان به ترتیب ببشترین فقرناشیاز پرداختاز جیب سلامت را داشتند. بعلاوه استانهای البرز، تهران و بوشهر به ترتیب کمترین فقر ناشی از پرداخت از جیب سلامت را نشان دادند. در تمامی سالهای مورد مطالعه، متوسط فقر ناشیاز پرداختاز جیب سلامت در مناطق روستایی بیشتر از مناطق شهری استانها بود و از نظر آماری اختلاف معنادار بود. ضریب تغییرات برای پراکندگی استانی این شاخص درصد روند ثابتی نداشت.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه شواهد مناسبی برای سیاست گذاران به منظور تأثیر مخارج پرداخت از جیب سلامت بر فقر خانوارها در استانها فراهم می آورد. به منظور کاهش فقر ناشیاز پرداختاز جیب سلامت، علاوه بر کاهش سهم پرداختی مردم بابت خدماتسلامت، مداخلات هدفمند حمایتی برای قشر آسیبپذیر و کم درآمد جامعه بویژه روستاها نظیر توسعه یارانههای سلامت و بهبود بستههای خدمتی بیمه ضروری است.
وحید یزدی فیض آبادی، مینا بهرام پور، آرش رشیدیان، علی اکبر حقدوست، مسعود ابوالحلاج، بهزاد نجفی، محمد رضا اکبری جور، محمد حسین مهرالحسنی،
دوره 12، شماره 0 - ( 12-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مواجههخانوارها با مخارجکمرشکنسلامت، از شاخصهای سنجش حفاظتمالی خانوارها در نظام سلامت است. مطالعه حاضر با هدف اندازهگیری بروز و شدت مواجههخانوارها با مخارجکمرشکنسلامت استانهای کشور طی سالهای 1393-1387 انجام
شد.
روش کار: اگر سهم مخارج پرداخت از جیب هر خانوار، حداقل 40 درصد ظرفیت پرداخت آن باشد، با مخارجکمرشکنسلامت مواجه شده است. با استفاده از دادههای ملّی پیمایش هزینه-درآمد، سهم این خانوارها به عنوان شاخص بروز محاسبه شد. همچنین شدّت مواجهه با این مخارج، از طریق متوسط درصدی که سهم مخارج پرداخت از جیب سلامت از 40 درصد ظرفیت پرداخت خانوار فراتر میرود، محاسبه شد. دادهها با آمار توصیفی و آزمون منویتنییو تحلیل شد. برای اختلاف بین استانی از شاخص پراکندگی استفاده شد.
نتایج: استانهای فارس و خراسانجنوبی به ترتیب بیشترین و کمترین بروز و شدت مخارجکمرشکنسلامت را در سالهای مطالعه داشتند. درحالیکه بیشترین و کمترین شدت مواجهه در میان خانوارهای مواجههیافته با مخارج کمرشکن سلامت، به ترتیب مربوط به استانهای فارس و کردستان بود. در تمامی سالها بروز مخارج کمرشکن سلامت در مناطق روستایی بیشتر از مناطق شهری بود . پراکندگی استانی نسبت به مقدار بروز هدف برای سالهای مطالعه، روند ثابتی نداشته و بالا بود.
نتیجهگیری: بروز مخارجکمرشکنسلامت در استانهای مختلف و در مناطق روستایی در مقایسه با مناطق شهری اختلاف قابل توجهی دارد. با توجه به اهمیت این شاخص در ارتقای حفاظت مالی سلامت، مثل شاخص پرداختاز جیب مردم، پراکندگی آن در مناطق روستایی و شهری و در بین استانها قابلملاحظه است و نیازمند شناسایی ساختارمند گروههای محروم و کمدرآمد مواجههیافته با مخارجکمرشکنسلامت وحمایتهای مالی و بیمهای هدفمند از آنان میباشد.
قباد مرادی، مجتبی صحت، علی اکبر حقدوست، منوچهر کرمی، رضا چمن، ظاهر خزایی، الهام گودرزی، محسن اسدی لاری، احسان مصطفوی، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 12-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اپیدمیولوژی ابزار و علم تهیه شواهد برای تصمیمگیری است و بهعنوان یکی از شاخههای اصلی پزشکی شناختهشده است. هدف مطالعه حاضر شناخت راهکارهای ارتقا جایگاه اپیدمیولوژی از طریق انجمن علمی اپیدمیولوژیستهای ایران بود تا فارغالتحصیلان این رشته بتوانند نقش مؤثر و مثبت و مرتبطی در بخشهای مختلف کشور ایفا نمایند.
روش کار: این مطالعه در سال 1394 صورت گرفت. جمعآوری دیدگاهها و نظرات اعضا انجمن علمی اپیدمیولوژیستهای ایران با استفاده از ایمیل صورت گرفت. دیدگاههای جمعآوریشده اعضا با استفاده از روشهای کیفی دستهبندی شد.
یافتهها: نتایج این مطالعه منجر به شناخت بعضی از راهکارهای ارتقا جایگاه اپیدمیولوژی در نظام سلامت از طریق اعضا انجمن علمی اپیدمیولوژیستهای ایران شد.
نتیجهگیری: انجمن علمی اپیدمیولوژیستهای ایران باید نقش مؤثرتری در ارتقا جایگاه رشته اپیدمیولوژی در نظام سلامت ایفا نماید. ارتباط مؤثر با اعضا، تشکیل نشستهای گروهی، حمایتطلبی و مذاکره، بعضی از راهکارهایی هستند که میتوانند به ایفای نقش مؤثرتر انجمن در ارتقا جایگاه اپیدمیولوژیستها کمک کند.
علی احمدی، حمید سوری، یداله محرابی، کورش اعتماد،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: تعیین و پایش سن رخداد بیماری و مقایسه در مناطق مختلف، از اصول ضروری و پایه برای مدیریت سکتههای قلبی است. این مطالعه به منظور تعیین سن رخداد نخستین سکتهی قلبی در بیماران ایرانی انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی- تحلیلی، از دادههای 20750 بیمار جدید مبتلا به سکتهی قلبی(کدهای ICD10:I21-22) ثبت شده طی سال 1392 (آوریل 2012 تا مارس 2013میلادی) در 31 استان ایران استفاده شد. محاسبات با نرمافزار Stata نسخه ۱۴ انجام شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار سن ابتلا به نخستین سکتهی قلبی در کل بیماران ایرانی 4/13±2/61 سال بود. 15033 بیمار
(۴/۷۲ درصد) مرد و میانگین سنی آنها 3/13±6/59 سال بود. میانگین سن ابتلا به سکتهی قلبی در مردان کمتر از میانگین سن ابتلا در زنان (6/12±4/65 سال) و از نظر آماری معنیدار بود (001/0>P). میانگین سن ابتلا به سکتهی قلبی در بین استانهای کشور متفاوت و از نظر آماری معنیدار بود (001/0>P). کمترین میانگین سن رخداد نخستین سکتهی قلبی مربوط به بیماران ساکن در استانهای سمنان (9/12±1/59 سال)، سیستان و بلوچستان (9/13±3/60 سال) و لرستان (5/14±1/60 سال) و با میانگین سنی بیماران در استان اردبیل با 1/15±2/63 سال و استان زنجان (8/12±4/64 سال) تفاوت آماری معنیداری داشتند (019/0 > P).
نتیجهگیری: یافته های این مطالعه نشان میدهد که سن ابتلا به سکتهی قلبی در مردان حدود 5 سال زودتر از سن ابتلا به سکتهی قلبی در زنان است. این مطالعه زمینه را برای پایش سن رخداد سکتهی قلبی و مدیریت مؤثرتر بیماریهای قلبی- عروقی در کشور فراهم نموده است.
محمد حسین فلاحمهرآبادی، علیرضا باهنر، فرشاد زین العابدین طهرانی، مهدی وصفی مرندی، اوستا صدر زاده، مریم شعبانی،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: آنفلوانزای پرندگان بیماری حاد، بسیار واگیر، در گونههای مختلف پرندگان میباشد. نظر به اهمیت شناخت عوامل مؤثر بر رخداد آنفلوانزا، در این پژوهش میزان شیوع تحت تیپهای H5 و H7و عوامل مؤثر بر آن در پرندگان صنعتی، روستایی و وحشی مورد بررسی قرار گرفت.
روش کار: این مطالعه مقطعی، از شهریور تا آذرماه سال1393 و با نمونهبرداری تصادفی بر اساس کد 11 رقمی GIS انجام گرفت. ابتدا آزمایش غربالگری الایزا و سپس بر روی موارد الایزا مثبت، آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون ) (HI انجام شد، در مجموع از تعداد 1378 واحد و 31547 قطعه پرنده نمونهبرداری شد.
نتایج: در آزمون HI از 1378 واحد نمونهبرداری شده، یک واحد (باغ پرندگان) در مورد تحت تیپ H7 و 6 واحد (2 واحد باغ پرندگان، 3 واحد روستایی و یک مزرعه پرورش شترمرغ) برای تحت تیپH5 مثبت بود. تمام نمونههای سواب اخذ شده منفی بودند. از بین متغیرهای مورد بررسی، در مورد تحت تیپ H5، وجود دریاچه تا شعاع 3 کیلومتری با نسبت شانس 20/12 (فاصله اطمینان 95 درصد: 09/68-19/2) و وجود بازارچه فروش پرندگان زنده تا شعاع 3 کیلومتری با نسبت شانس 73/11 (فاصله اطمینان 95 درصد:42/104-32/1) به عنوان عوامل خطر این تحت تیپ مشخص شدند.
نتیجهگیری: با توجه به نقش پرندگان مهاجر آبزی در انتقال این بیماری و احتمال گردش این ویروس در کشور توصیه میشود نمونهبرداری از این پرندگان برای شناسایی زودهنگام عفونت احتمالی و جلوگیری از گسترش آنها به طیور بومی و صنعتی کشور انجام شود.
فهیمه باقری امیری، علیرضا باهنر، احسان مصطفوی، محمد علی منصورنیا، ناصر رسولی بیرامی، محمد حسین فلاح مهر آبادی، دراب عبداللهی، محمد رضا شعله پاش،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: تب برفکی، یکی از مهمترین بیماریهای واگیر دامی است. هدف از این مطالعه، بررسی عوامل تعیین کننده مرتبط با رخداد این بیماری در سطح گاوداری در کشور میباشد.
روش کار: در این مطالعه از طرح مورد شاهدی استفاده شد. موردها شامل گاوداریهایی بودند که بیماری جدید در آنها رخ داده و شاهدها گاوداریهایی بودند که در 6 ماه گذشته، سابقهی رخداد بالینی تب برفکی نداشتهاند. عوامل تعیین کننده بیماری با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با آزمون رگرسیون لجستیک و استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 16 انجام گرفت.
نتایج: از بین متغیرهای بررسی شده، خرید دام جدید با نسبت شانس 69/14 (فاصله اطمینان 95 درصد: 36/50-29/4) و عبور دام عشایر با نسبت شانس 32/13 (فاصله اطمینان 95 درصد: 87/101-74/1) به عنوان عامل خطر در رخداد بیماری به دست آمدند. ورود واکسیناتور به دامداری با نسبت شانس 17/0 (فاصله اطمینان 95 درصد: 63/0-05/0) و تأمین منابع دامی جدید از همان روستا/ شهری که دامداری واقع شده است با نسبت شانس 16/0 (فاصله اطمینان 95 درصد: 58/0-04/0) به عنوان فاکتور دارای اثر محافظتی محسوب شدند.
نتیجهگیری: با توجه به نقش ورود دام زنده آلوده در گسترش بیماری در کشور، نتیجه گیری می شود که رعایت اصول امنیت زیستی از جمله قرنطینه دامهای خریداری شده جدید، اطلاع رسانی و آموزش کافی دامداران در عدم خرید دام جدید در زمانهای طغیان بیماری از مناطق آلوده نقش مهمی در کنترل بیماری خواهند داشت.
رویا صفری فرامانی، حسام الدین اکبرین، علی اکبر حقدوست، امین بیگ زاده، امیر حسین تکیان، رضا ملک زاده، احسان مصطفوی، حمید شریفی،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به جایگاه مراکز همکار سازمان جهانی بهداشت در کشور، این مطالعه بهمنظور ارزیابی وضع فعلی آنها و شناسایی فرصتها، مشکلات و ارایه راهکارهای عملی در زمینهی حل مشکلات این مراکز طراحی شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی با استفاده از پرسشنامه باز در سال 1393 انجام شد. محور اصلی پرسشنامهها وضع مراکز از نظر تحقق اهداف، مشکلات نیروی انسانی، تأمین منابع مالی، ارتباطات و همچنین پیشنهادهایی در زمینه حل مسایلی در این حیطهها بود. یافتههای حاصل از مرحله اول این مطالعه در دومین نشست رؤسای مراکز همکار در اسفند ماه ۱۳۹۳ در کرمان مطرح و مورد تأیید قرار گرفت و در همان جلسه پرسشنامههای مرحله دوم توزیع و تکمیل شدند. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شد.
نتایج: بیشتر مراکز، نمره خود را از نظر رسیدن به اهداف کشوری (59/11) در مقایسه با اهداف جهانی (20/14) و اهداف خودتنظیمی (70/14) در وضعیت نامطلوبتری ارزیابی نموده بودند. مشکلات مالی و نیز نبود ردیف استخدامی برای جذب نیروها از مهمترین مشکلات مراکز بود. حمایت بیشتر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان جهانی بهداشت و دانشگاههای پشتیبان، تشکیل شبکههای علمی تحقیقاتی در سطح ملی و بینالمللی برای تسهیل ارتباطات، انعقاد تفاهمنامههای همکاری بهمنظور اشتراک تجربهها و منابع و نیز تضمین رعایت حقوق مادی و معنوی پژوهشگران و همچنین معرفی توانمندیهای مراکز در سطح ملی و بینالمللی، از پیشنهادهای ارایه شده بودند.
نتیجهگیری: حمایت بیشتر سازمان جهانی بهداشت، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دانشگاههای پشتیبان میتواند موجب ارتقای روزافزون عملکرد این مراکز در کشور شود.
نسیم بهرامی، آمنه یعقوب زاده، سید حمید شریف نیا، محمد علی سلیمانی، علی اکبر حقدوست،
دوره 12، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ناباروری یکی از مهمترین بحرانهای زندگی زوجین است که علاوه بر مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فردی، پیامدهای روانشناختی را ایجاد کند. کاهش رضایت جنسی ازجمله پیامدهای ناباروری است که با توجه به اهمیت این موضوع در زندگی زوجین نابارور، وجود ابزاری جهت سنجش میزان رضایت جنسی این گروه از افراد ضرورت مییابد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه رضایت جنسی لارسون در نمونهای از زوجین نابارور ایرانی در سال 1392 انجام شد.
روش کار: در این مطالعه روششناسی، 150 زوج نابارور ایرانی پرسشنامه 25 گویهای رضایت جنسی لارسون را در شهر قزوین تکمیل کردند. پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ به دست آمد. تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی به کمک SPSS-AMOS22 انجام شد.
نتایج: ثبات درونی سؤالات پرسشنامه رضایت جنسی به روش آلفای کرونباخ، بیشتر از 7/0 محاسبه شد. روایی سازه پرسشنامه با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی به دست آمد که چهار عامل (تمایل به برقراری روابط جنسی، نگرش جنسی، کیفیت زندگی جنسی و سازگاری جنسی) با ارزش ویژه بیشتر از یک را نشان داد. چهار عامل پنهان، 21/53 درصد کل واریانس را تبیین کردند. تحلیل عامل تأییدی مدل نهایی سازه پرسشنامه رضایت جنسی را تأیید کرد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که نسخه فارسی پرسشنامه رضایت جنسی دارای مشخصههای قابل قبولی در زوجین نابارور ایرانی است. تحلیل عاملی مشخص نمود که پرسشنامه رضایت جنسی دارای یک ساختار چندبعدی است. با در نظر گرفتن ویژگیهای صحیح روانسنجی، میتوان از این پرسشنامه بهمنظور سنجش رضایت جنسی در این جمعیت استفاده نمود.
سعید بکایی، فرشته انصاری، سید مصطفی پیغمبری، محمود محمودی، محمد حسین فلاح مهر آبادی، فرشاد زین العابدین طهرانی، ابوالفضل رجب، سید علی غفوری، سید محمد مهدی طباطبایی، مریم شعبانی،
دوره 12، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: آلودگی به سالمونلا در مزارع مرغ مادر گوشتی از نظر گسترش آلودگی در ادامه زنجیره تولید گوشت مرغ اهمیت زیادی دارد. هدف از این مطالعه تعیین شیوع آلودگی به سالمونلا در مزارع مرغ مادر گوشتی کشور و همچنین تعیین رابطه عوامل مدیریتی با آلودگی به سالمونلا در این مزارع بوده است.
روش کار: این مطالعه مقطعی در سال 1392 و در 23 استان کشور انجام شد. در این پژوهش از 139 مزرعه مرغ مادر گوشتی کشور نمونه مدفوع اخذ گردید و آزمونهای باکتریشناسی استاندارد برای جداسازی سالمونلا روی این نمونهها انجام گرفت. گروه سرمی نمونههایی که از نظر کشت مثبت بودند با استفاده از آزمونهای سرمی مشخص شدند. اطلاعات مرغداریهای نمونهبرداری شده از سیستم GIS استخراج شدند و از این اطلاعات بهمنظور تحلیل عوامل خطر استفاده گردید.
نتایج: از 139 مزرعه نمونهبرداری شده 11 مزرعه (9/7 درصد) به باکتری سالمونلا آلوده بودند و بیشترین تعداد موارد آلوده مربوط به استانهای تهران و فارس بود. نتایج تحلیل آماری نشان داد بالا رفتن سن گلّه (019/0= P) و بالا بودن تعداد سالنهای مرغداری (037/0= P) عوامل خطر مهمی برای آلودگی به سالمونلا در مزارع مرغ مادر گوشتی کشور هستند.
نتیجهگیری: شیوع آلودگی به سالمونلا در مزارع مرغ مادر کشور نسبتاً بالا است و لازم است برنامه مناسبی برای کنترل آلودگی به سالمونلا در مزارع مرغ مادر کشور تنظیم شود. نمونهگیریهای منظّم برای شناسایی زودهنگام گلّههای آلوده اهمیت زیادی در این رابطه دارد و توصیه میشود نمونهگیری در مزارع مرغ مادر با سنین بالاتر در اولویت قرار گیرد.
زهرا چراغی، سحر ناز نجات، لیلا حقجو، فاطمه صالحی،
دوره 12، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سؤال اصلی که مطرح است این است که افراد چگونه وضعیت کیفیت زندگی خود را ارزیابی میکنند و از دیدگاه آنان چه عواملی روی کیفیت زندگیشان بیشترین تأثیر را دارد؟ در صورتیکه جواب این سؤالات را بدانیم میتوانیم تحلیل بهتری از یافتههای کیفیت زندگی داشته باشیم.
روش کار: در این مطالعه کیفی که از نوع آنالیز محتوا بود، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. نمونهگیری بهصورت حداکثر تنوع فرصتطلبانه ازنظر جنس، سن، تحصیلات، قومیت و وضعیت اقتصادی انجام شد. ابتدا از افراد خواسته شد به صورت بلند فکرکردن به سؤال کیفیت زندگی کلی پاسخ دهند سپس از آنان پرسیده شد که زمانی که پاسخ را انتخاب میکردند چه عواملی در تصمیم آنان در مورد وضعیت کیفیت زندگیشان بیشتر مؤثر بود. در نهایت بهصورت استقرایی آنالیز کیفی را انجام و مدل ذهنی شرکتکنندگان، استخراج گردید.
نتایج: در مجموع این مطالعه کیفی 32 تم و پنج طبقه اصلی استخراج شد. طبقات شامل عوامل جسمانی، روانشناختی، اقتصادی- اجتماعی، مسائل خانوادگی و محیطی بودند. از مهمترین عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی سلامت جسمانی خود و اطرافیان، رضایتمندی و انتظارات، مهارت زندگی، مشکلات مالی، آلودگی محیطی، اوقات فراغت و تفریحات، محیط خانواده، روابط فامیلی و نقش همسر در کیفیت زندگی بود.
نتیجهگیری: علاوه بر وضعیت سلامتی عوامل خانوادگی مانند محیط خانواده و مشکلات مالی بر ارزیابی مردم جامعه ایران از کیفیت زندگیشان مؤثر است. همینطور شرکتکنندگان این مطالعه بر این باور بودند که سلامت محیط جزء اصلی کیفیت زندگی آنان است.
سعیده آقا محمدی، الهه کاظمی، اردشیر خسروی، حسین کاظمینی،
دوره 12، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با شناسایی سببهای مرگ در جامعه میتوان برای کاهش عوامل خطر بیماریهای مختلف مداخلههایی مبتنی بر شواهد را طراحی و اجرا نمود. بنابراین هدف از انجام این مطالعه، بررسی روند 10 علت نخست مرگ کشور طی سالهای 90-1385 بوده است.
روش کار: جمعیت مورد مطالعه در این مطالعه، تمامی مرگهای ثبت شده کشور در نظام ثبت مرگ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طی سالهای 90-1385 بوده است. دادهها پس از جمعآوری از نظر کیفیت، کمشماری موارد مرگ، سببهای بد تعریف شده و کدهای پوچ منطبق بر چارچوب مطالعهی جهانی بار بیماریها مورد بررسی و اصلاح قرار گرفته و در نهایت بر اساس علت، گروه سنی و جنسی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: در سال 1390 بیماریهای قلبی- عروقی 12/46 درصد، سرطانها و تومورها 63/13 درصد، حوادث غیر عمدی 55/11 درصد سه گروه کلی سببهای مرگ بودهاند. 10 علت نخست مرگ در کل جمعیت در این سال به ترتیب: سکته قلبی، سکته مغزی،حوادث مربوط به حملونقل، بیماریهای قلبی ناشی از پرفشاری خون، سایر بیماریهای قلبی- عروقی، دیابت، بیماریهای مزمن ریه و برونش، سرطان معده، سایر بیماریهای قلبی و نارسایی کلیه بوده است.
نتیجه گیری: مرگهای ناشی از بیماریهای غیر واگیر سهم زیادی از کل مرگهای کشور را به خود اختصاص میدهد. با توجه به برنامههای طرح تحول سلامت و لزوم اجرای مداخلهها، اطلاعات حاصل از ثبت دقیق سببهای مرگ برای طراحی بستههای خدمات و همچنین برای ارزشیابی میزان موفقیت برنامهها و مداخلههای در حال اجرا از اهمیت بالایی برخوردار است.
عبدالرضا صلاحی مقدم، آزیتا حیدری هنگامی، مهرگان حیدری هنگامی،
دوره 12، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ایران از نظر جغرافیای جانوری بهطور کلاسیک در منطقهی پالهآرکتیک قرار دارد، اما مناطق جنوبی ایران از نظر جغرافیایی، فون و فلور با سایر مناطق ایران تفاوتهایی دارد. امروزه با فراهم شدن تکنولوژی و لزوم مقایسه شیوع بیماریها در مناطق برای ارایه الگوهای اپیدمیولوژیک، لازم دانستیم تا حدود مناطق شبه گرمسیری با دقت بیشتری تعیین شود.
روش کار: نقشه رقومی تقسیمات سیاسی ایران به عنوان نقشه پایه مورد استفاده قرار گرفت. اطلاعات هواشناسی شامل دمای متوسط سالانه مناطق و وجود یا عدم وجود پرندگان، خزندگان و جوندگان و ناقلان مهم مناطق و بیماریهای گرمسیری جمعآوری شده و در سامانه اطلاعات جغرافیایی سازماندهی شدند و با استفاده از روشهای زمین آمار احتمال پراکندگی آنها در کشور محاسبه و در نهایت نقشههایی تجمیع فراوانیهای یاد شده تهیه و با توجه به احتمالات مختلف تهیه و دو لایه با بهترین حدود با توجه به تعاریف قبلی اپیدمیولوژیک ارایه شد.
یافتهها: با توجه به لایهها بین 125-113 شهرستان کشور از 8 استان در مناطق جغرافیای جانوری شبه گرمسیری قرار دارند که 3 شهرستان بهطور بارزی ویژگیهایی شبیه منطقه ایندومالاین دارند. جدول شهرستانهایی که در حدود مناطق شبه گرمسیری قرار میگیرند، نقشه مناطق فوق ارایه شد و نقشه رقومی مورد نظر برای استفاده کاربران در سایت انجمن اپیدمیولوژیستهای ایران ارایه میشود.
نتیجه گیری: هرچند ایران در منطقه پالهآرکتیک قرار دارد، اما حدودی از مناطق شبه گرمسیری در آن دیده میشود که تعیین دقیق آن برای ارایه الگوهای بیماری لازم است و این مطالعه نخستین گامها برای تعیین نقشه یاد شده را برداشته است.
علی اکبر حقدوست، حسن هاشمی، سمیه نوری حکمت، محمد حاجی آقا جانی، قاسم جان بابایی، علی ماهر، امیر محمد جوادی، سمیرا عمادی، هاجر حقیقی، محمدرضا رجبعلی پور، رضا دهنویه، مسعود فردوسی، حمیدرضا رشیدی نژاد، فائزه معین صمدانی، روحانه رحیمی صادق،
دوره 13، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: از میان منابع بخش سلامت، تختهای بیمارستانی، واحد اولیه محاسبه برای ظرفیت خدمترسانی درمانی و ظرفیت حیاتی در مراقبت از بیمار هستند که عدم توزیع مناسب آن در مناطق مختلف کشور منجر به جابجایی بیماران و ایجاد مشکلات
جبرانناپذیر میشود. هدف مطالعه حاضر ارائه اطلاعات دقیقی درمورد تعداد و توزیع تختهای بیمارستانی کشور در سال 1394 و برآورد تعداد تختهای موردنیاز تا سال 1404 میباشد.
روشکار: مطالعه حاضر توصیفی- تحلیلی میباشد که در سال 1395 انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل 439 شهرستان تحت پوشش 46 دانشگاه علوم پزشکی کشور بود. در این مطالعه از دادههای سال 1394 استفاده شد که اطلاعات مربوط به تعداد و مالکیت تختها و اندازه بیمارستانها از معاونت درمان دانشگاههای علوم پزشکی سراسر کشور گرفته شد.
یافتهها: تعداد تختهای بستری فعال کشور در سال 1394 برابر با ۱۱۷۵۸۰ بوده است و برآورد میشود برای پاسخ به نیاز جامعه این تعداد تا سال 1404 باید به ۱۹۴۴۷۱تخت برسد. شاخص تخت به ازای 1000 نفر جمعیت در سال 1394 برابر با 47/1 بوده و درصورت پیادهسازی این برآوردها، در سال 1404 به 19/2 خواهد رسید. ضریب پراکندگی نسبت تخت به ازای 1000 نفر جمعیت در سال 1394 برابر با 36% بوده که براساس برآوردهای صورت گرفته در پروژه نقشه راه درمان ایران تا سال 1404 به 19% خواهد رسید.
نتیجهگیری: پراکندگی تخت در مناطق مختلف کشور متفاوت بوده و در برخی مناطق تخت بستری کافی در دسترس نمیباشد. درصورت پیادهسازی برآوردهای نقشه راه درمان ایران 1404، تختهای بستری به صورت متوازنتری در سراسر کشور توزیع خواهند شد.
وحید یزدی فیض آبادی، محمد حسین مهرالحسنی، محمدرضا بانشی، سعید میرزایی، نادیا ارومیه ای،
دوره 13، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: از سال 1391 برنامه پزشک خانواده شهری با هدف بهبود عدالت در دسترسی، تأمین مالی و ارتقای کیفیت خدمات سلامت در دو استان فارس و مازندران به صورت آزمایشی در حال اجراست. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط اجرای برنامه با شاخصهای حفاظت مالی انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی از نوع بومشناختی است که بر روی دادههای استانهای فارس و مازندران در دامنه زمانی 1387 تا 1394 انجام شد. در ابتدا با استفاده از مدل رگرسیون لاسو، متغیرهای مستقل موثر بر شاخصهای حفاظت مالی انتخاب شدند. سپس در مدلهای جداگانه، بعد از تعدیل متغیرهای مستقل منتخب، ارتباط اجرای برنامه پزشک خانواده شهری با شاخصهای حفاظت مالی به عنوان متغیرهای پیامد، با آزمون رگرسیون خطی پسرونده مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: درصد خانوارهای مواجهه یافته با مخارج کمرشکن سلامت، در سالهای اجرای برنامه، در مقایسه با سالهای پیش از اجرا، به میزان 82/1 درصد افزایش نشان داد(05/0P<). این افزایش برای مناطق روستایی 37/1 درصد بود (05/0P<). همچنین درصد فقر ناشی از پرداختهای سلامت کل در سالهای اجرای برنامه، 83/0 درصد افزایش داشت (05/0P<). اجرای برنامه، با شاخص کاکوانی و پرداخت مستقیم از جیب به عنوان درصدی از کل مخارج سلامت ارتباط معناداری نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: برنامه پزشک خانواده شهری به رغم موفقیتها در افزایش دسترسی فیزیکی به خدمات سلامت، به نظر میرسد در بهبود حفاظت مالی و تأمین مالی عادلانه سلامت دستاوردهای چشمگیری نداشته است. هرچند انجام مطالعات بیشتر ضروری است.
رضا دهنویه، علی اکبر حقدوست، سیدرضا مجدزاده، سمیه نوری حکمت، حمید رواقی، محمد حسین مهرالحسنی، امید براتی، هدایت سالاری، علی مسعود، آتوسا پورشیخعلی، نادیا میرشکاری، سارا قاسمی، عاطفه اسفندیاری،
دوره 13، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پوشش همگانی سلامت بدون توجه به کیفیت، در دستیابی به اهداف خود ناکام خواهد ماند. این مطالعه بدنبال ارائه سیمای کیفیت خدمات سلامت در ایران و شناسایی چالشها و راهکارهای ارتقای آن میباشد.
روش کار: پژوهش حاضر ترکیبی از یک مطالعه کیفی و مروری میباشد. در مرحله اول، شاخص های مهم موجود در زمینه کیفیت بررسی و سپس جهت گیری اسناد بالادستی تبیین گردید. در ادامه، از طریق مصاحبه، مهمترین چالشها، روندهای موثر و راهبردهای ارتقای کیفیت، تعیین گردید.
یافتهها: رصد کیفیت خدمات سلامت، نیازمند تعریف چارچوب و شاخص و فراهمسازی شرایط جمع آوری اطلاعات این شاخصها است. اسناد بالادستی، تاکید بر مسئولیت دولت برای ایفای نقش تولیت کیفیت داشته و نظام سلامت میبایست همراه با انتخاب مدل مناسب، الزامات ساختاری، فرآیندی و پیامدی را فراهم کند. برنامههای مدیریت کیفیت بخش سلامت در ایران، ثبات نداشته و در زمینه عملکرد مدیران ارشد، عملکرد نیروی انسانی و الزامات ساختاری/ ارتباطی، آموزش، نظام پرداخت، فرهنگ، استفاده از مدلها و شاخصهای مدیریت کیفیت، منابع مالی، اطلاعاتی و تجهیزاتی، قوانین و مقررات و نظارت، موانعی در راه ارتقای کیفیت خدمات وجود دارد.
نتیجهگیری: بهبود کیفیت خدمات، نیازمند بکارگیری راهبردهایی در زمینه سازماندهی، تامین منابع، پرداخت، قوانین و مقررات و رفتار می باشد. استفاده از ابزارهای کیفیت باید به دور از شتاب زدگی بوده و به تغییر ماهیت بیماری ها، تغییر انتظارات ذینفعان و افزایش توجه جهانی به کیفیت، توجه شود.