35 نتیجه برای محمدی
لیلی تاپاک، نسرین شیر محمدی خرم، امید حمیدی، زهره مریانجی،
دوره 14، شماره 2 - ( دوره 14، شماره 2، 1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شناسایی مدلهای آماری دارای پیشبینیهای دقیق در تعیین دقیق و بههنگام طغیان بیماریهای عفونی در نظام مراقبت بهداشتی این بیماریها بسیار با اهمیت است. این مطالعه با هدف ارزیابی و مقایسه عملکرد سه روش یادگیری ماشین در مدلسازی و پیشبینی سری زمانی بروسلوز بر اساس پارامترهای اقلیمی انجام شد.
روش کار: در این مطالعه موارد بروسلوز انسانی و پارامترهای اقلیمی بهصورت ماهانه، در طول 12 سال (95-1383) از استان همدان واقع در غرب ایران تحلیل شد. دادهها به دو زیرمجموعه آموزش (80 درصد) و آزمون (20 درصد) تقسیم شد. روشهای تابع پایه شعاعی و چند لایه پروسپترون و نزدیکترین همسایه سری زمانی به هر زیرمجموعه برازش شد. ارزیابی عملکرد مدلها با استفاده از معیارهای RMSE، MAE، MRAE، R2 و ICC انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که مقادیر معیارهای (79/23)RMSE، (56/20)MAE، (25/0)MRAE برای مدل شبکه عصبی چند لایه پرسپترون کوچکتر از مقادیر آنها در دو مدل دیگر بود. همچنین، در این مدل مقادیر بزرگتری برای معیارهای (61/0)R2 و (75/0)ICC بهدست آمد. بنابراین مدل شبکهی عصبی چند لایه پرسپترون در پیشبینی دادههای مورد مطالعه عملکرد بهتری داشت. دما نسبت به سایر پارامترهای اقلیمی مؤثرترین عامل در بروز این بیماری بود.
نتیجهگیری: شبکه عصبی چندلایه پرسترون میتواند بهعنوان یک روش کارا برای تشخیص رفتار روند بروسلوز در طول زمان به کار رود. با این حال مطالعات بیشتری با هدف کاربرد و مقایسه این روشها برای شناسایی مناسبترین روش پیشبینی روند این بیماری مورد نیاز است.
ترانه یوسفی نژادی، حمید سوری، عفت محمدی،
دوره 14، شماره 3 - ( دوره 14، شماره 3، 1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اهداف توسعه پایدار شامل 17 هدف کلی است که یکی از آنها بهطور اختصاصی مرتبط با سلامت است. هدف این مطالعه ارزیابی وضعیت شاخصهای اهداف توسعه پایدار مرتبط با سلامت ایران در مقایسه با کشورهای منطقه و کل کشورهای عضو سازمان جهانی بهداشت بود.
روش کار: این پژوهش از با بهرهگیری از دادههای ثانویه به بررسی وضعیت شاخصهای اهداف توسعه پایدار مرتبط با سلامت پرداخته است. منبع گردآوری دادههای این مطالعه، آخرین دادههای منتشرشده از سوی سازمان جهانی بهداشت 2017، بانک جهانی و سایر سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل متحد و یونیسف بود. شاخصهایی که در آنها، وضعیت ایران از میانگین منطقه پایینتر بود، برای بررسی و تحلیل بیشتر انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها، از چکلیستی که مطابق با اهداف پژوهش بود، بهره گرفته شد.
یافتهها: در ایران، شاخصهای نسبت مرگومیر مادران (25 در 100 هزار نفر)، بروز سل (16 در 100 هزار نفر) و بروز مالاریا (5/0 در هزار نفر) نسبت به میانگین منطقه در وضعیت مطلوب قرار داشتند. شاخصهایی که ایران نسبت به میانگین منطقه در وضعیت نامطلوب قرار داشت، شامل مرگومیر ناشی از بلایای طبیعی، مرگومیر ناشی از مسمومیت غیرعمدی، مرگومیر ناشی از سوانح ترافیکی و سرانه مصرف الکل در جمعیت بالای 15 سال بودند.
نتیجهگیری: ایران در دستیابی به برخی اهداف پیشرفت داشته است، اما در کنترل و کاهش برخی شاخصها نیاز به برنامهریزی دقیق و اقدامات جدی دارد. اولویت بخشیدن به شاخصهایی که ایران در آنها موفقیت چندانی نداشته باید موردتوجه جدی تصمیمگیرندگان قرار بگیرد.
زهرا چراغی، حسین محجوب، علی قلعه ای ها، سعید بشیریان، حیدر طیبی نیا، علیرضا رحمانی، بهشاد نقش تبریزی، نسرین شیرمحمدی، آرزو فرهادی، مریم عسگری نیا، منوچهر کرمی،
دوره 14، شماره 4 - ( دوره 14، شماره 4، 1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اولویتبندی فهرست پژوهشهای موردنیاز با در نظر گرفتن نیازها و مشکلات واقعی بخش سلامت، زمینه تلاش برای برقراری عدالت، تقویت ارتباط بین پژوهش، عمل و سیاستگذاری و توجه به نیازهای گروههای آسیبپذیر را فراهم میآورد. مطالعه حاضر در راستای تدوین اولویتهای پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی همدان، با استفاده از نظرات صاحبنظران انجام شد تا گام مثبتی درزمینهی تخصیص مناسب منابع پژوهشی دانشگاه در جهت حل مسئله باشد.
روش کار: طی این مطالعه برای نخستین بار، اولویتهای تحقیقاتی دانشگاه علوم پزشکی همدان در 13 حیطه با استفاده از مدل پیشنهادی کارگروه "کمیسیون پژوهش حوزه سلامت برای توسعه تحت عنوان "راهبرد پژوهش در ضرورتهای بهداشت ملی" در سال 1396 تعیین شد. همچنین با استفاده از 10 معیار استاندارد موضوعات پژوهشی امتیازبندی شدند.
یافتهها: در این مطالعه 40 نفر از ذینفعان اعم از درون دانشگاهی و برون دانشگاهی شرکت نمودند و طی جلساتی با استفاده از تکنیکهای تمرین گروهی (بارش افکار) به بررسی موضوعات پیشنهادی پرداختند و درمجموع 122 موضوع پژوهشی در 13 حیطه تعیین شد. در هرکدام از حیطههای مذکور، 10 موضوع پژوهشی دارای بالاترین امتیاز بهعنوان اولویتهای پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی همدان تعیین گردید.
نتیجهگیری: تعیین اولویتهای پژوهشی با رویکرد پژوهش در ضرورتهای بهداشت ملی در سطح استانی برای اولین بار در دانشگاه علوم پزشکی همدان با مشارکت تمام ذینفعان حوزه سلامت در استان همدان صورت گرفت. نتایج این مطالعه با هدایت پروژههای تحقیقاتی در راستای اولویتهای تعیینشده در استفاده بهینه از منابع حوزه پژوهش و فناوری دانشگاه علوم پزشکی همدان نقش مهمی خواهد داشت.
جمیل محمدی بلبلان آباد، امجد محمدی بلبلان آباد، سینا ولیئی، نادر اسماعیل نسب، فرزام بیدارپور، قباد مرادی،
دوره 15، شماره 1 - ( دوره 15، شماره 1 1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: برنامه پزشک خانواده روستایی در مناطق روستایی و شهرهای زیر 20 هزار نفر در سال 1384 اجرا شد. هدف از این مطالعه تبیین چالشهای برنامه پزشک خانواده روستایی از دیدگاه ذینفعان در استان کردستان بود.
روش کار: این مطالعه کیفی از طریق 30 مصاحبه نیمهساختاریافته و 5 بحث گروهی متمرکز با ذینفعان برنامه پزشک خانواده از خردادماه تا بهمن ماه 1396 انجام گرفت. مشارکتکنندگان از طریق روش نمونهگیری هدفمند با حداکثر تنوع انتخاب شدند. محتوی مصاحبهها و بحثهای گروهی به روش تحلیل محتوی کیفی با کمک نرمافزار MAXQDA10 (نسخه 10) تحلیل شد.
یافتهها: چالشها و موانع اجرایی برنامه پزشک خانواده روستایی در 16 زیر طبقه و 5 طبقه اصلی دستهبندی شد. چالشهای تولیتی، چالشهای ارایه خدمت، چالشهای فرهنگی و آموزشی، چالشهای نیروی انسانی، و چالشهای زیر ساختی طبقههای اصلی بودند. مهمترین زیرطبقههای چالشها نیز شامل ضعف سیاستگذاری، تدوین قوانین و مقررات، ضعف در کارکرد بیمهها، ضعف هماهنگی درونبخشی و بینبخشی، ضعف نظام ارجاع، ضعف در بسترسازی فرهنگی و اطلاعرسانی برنامه به جامعه، ماندگاری پایین پزشکان، مکانیسمهای انگیزشی نامناسب، و ضعف نظام اطلاعاتی بودند.
نتیجهگیری: برنامه پزشک خانواده روستایی با چالشهای متعددی مواجه است که مرتفع کردن آنها مداخلههای چند بعدی میطلبد. شناسایی چالشهای برنامه از دیدگاه ذینفعان آن میتواند به بهبود تدریجی برنامه کمک نماید.
خالد رحمانی، قباد مرادی، محمد باقر خادم عرفان، لیلا فرجی، قاسم زمینی، بهارک محمدیان، محمد کریمی، فارس بهرامی، احمد رئیسی،
دوره 15، شماره 4 - ( دوره 15، شماره 4 1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ایران از سالیان پیش برنامههای حذف مالاریا را شروع کرده است. هدف از این پژوهش، مروری بر نظام مراقبت مالاریا در ایران بود.
روش کار: دادههای این مطالعه از نظام مراقبت مرکز مدیریت بیماریهای واگیر، بررسی اسناد، مدارک، کتابها و مقالههای منتشر شده و مصاحبه با صاحبان فرایند و صاحبنظران نظام مراقبت مالاریا در سالهای ۹۸-۱۳۹۶ هجری شمسی اخذ شد.
یافتهها: نظام مراقبت مالاریا در ایران یک ساختار منسجم دارد که در آن همه موارد شناسایی شده بیماری از سطوح محیطی تا مرکز به صورت فوری و تلفنی گزارش، بررسی و پیگیری میشوند. با توجه به این که اهداف اصلی برنامه مالاریا شامل حذف آن میسر شده است، مراقبت این بیماری در ایران هم اکنون با هدف استحکام مرحله حذف فعالیت میکند و در این مرحله همه موارد جدید علاوه بر بررسی، درمان و پیگیری، از نظر اپیدمیولوژیک هم با عنوانهای عود، انتقال محلی، انتقال از وارده و یا مالاریای ناشی از تلقیح خون طبقهبندی میشود.
نتیجهگیری: اجرای موفق مراقبت مالاریا در طی زمان باعث شده که اکنون موارد بومی بیماری تنها محدود به سه استان جنوبشرقی کشور باشد و موارد جدید به زیر ۳۰۰ مورد در سال برسد. با وجود موفقیتها، از آنجا که اکنون هدف از مراقبت مالاریا در ایران حذف بیماری است، نظارت مستمر بر اجرای صحیح همه فرایندها و ارزیابی راهکارهای مورد استفاده ضروری است.
سعیده آقامحمدی، اردشیر خسروی، الهه کاظمی، عزیزاله عاطفی،
دوره 16، شماره 1 - ( دوره 16، شماره 1 1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بخش اعظم منبع تشخیص سببهای مرگ در ایران، بیمارستانها هستند که بررسی این علتها و شناسایی سببهای نامناسب ثبت شده میتواند منجر به شناسایی مشکلات در زمینه ثبت سببهای مرگ شده و به ارتقای این نظام ثبتی کمک شایانی نماید. این مطالعه با هدف بررسی کیفیت سببهای مرگ ثبت شده در بیمارستانهای ایران در سال 1395 انجام شده است.
روش کار: جمعیت مطالعه، تمامی مرگهای ثبت شده در سامانه ثبت و طبقهبندی سببهای مرگ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در سال 1395 بوده است. برای تحلیل کیفی دادههای سببهای مرگ از ابزار سازمان جهانی بهداشت (ANACONDA) استفاده شد.
یافتهها: بر اساس یافتههای این بررسی 24درصد سببهای مرگهای ثبت در بیمارستان دارای خطای طبقه بندی (Miscalssification) بوده و در گروه سببهای پوچ مرگ قرار گرفتهاند. در میان گروههای سنی، بیشترین درصد گروه علتهای پوچ مرگ در گروه سنی بالای 70 سال و بیشترین درصد سببهای درست مرگ متعلق به گروه سنی زیر یکسال بوده است و بین 5 گروه سببهای پوچ مرگ، گروه سببهای فاقد جزئیات کافی در طبقهبندی بینالمللی بیماریها، دارای بیشترین درصد اشت.
نتیجهگیری: حدود 25 درصد از سببهای مرگهای تشخیص داده شده در بیمارستانهای ایران در گروه علتهای پوچ قرار گرفتهاند که برای برنامهریزی و سیاستگذاریها قابل استفاده نیستند. بنابراین لازم است برای ارتقای همه جانبه نظام ثبت علتهای مرگ در بیمارستانهای کشور مداخلههایی از جمله اجرای برنامههای ارزیابی فرایندها و آموزشهای مستمر برای پزشکان و کدگذاران علتهای مرگ پیشبینی و اجرا شود.
فرید نجفی، قباد مرادی، امجد محمدی بلبلان آباد، ستار رضایی، رویا صفری فرامانی، بهزاد کرمی متین، بختیار پیروزی، سونیا درویشی، طاهره محمدی، شینا امیری حسینی، بشری زارعی، آرین آزادنیا،
دوره 16، شماره 3 - ( دوره 16، شماره 3 1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در 21 آبان 1396 زلزلهای به بزرگی 7.3 ریشتر در استان کرمانشاه رخ داد. بررسی چالشها و نیازهای قربانیان در چنین حوادثی میتواند منبع مهمی برای برنامهریزیهای آتی و مدیریت بهتر چنین شرایطی باشد؛ بنابراین، هدف این مطالعه تبیین چالشها و نیازهای زلزلهزدگان این زلزله است.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه کیفی است. بیستونه مصاحبه نیمه ساختاریافته با سیاستگذاران، مدیران و ارائهدهندگان خدمات سلامت و امدادی در مناطق زلزلهزده و 10 بحث گروهی متمرکز با آسیب دیدگان زلزله از دی تا اسفند 1396 انجام گرفت. دادهها با استفاده از روش آنالیز محتوی قراردادی تحلیل شد.
یافتهها: نیازها و چالشهای موجود در زلزله کرمانشاه در سه بازه زمانی بعد از زلزله دستهبندی شد. 1- چالشها و نیازهای چند روز اول زلزله شامل سهطبقه فرعی مدیریتی، امداد و نجات و چالشهای مراقبت درمانی فوری بودند. 2- چالشها و نیازهای چند هفته اول زلزله شامل سهطبقه فرعی اسکان و کمکهای فوری، خدمات بهداشت عمومی و دسترسی به مراقبتهای درمانی بودند و 3- نیازها و چالشهایی چند ماه بعد از زلزله شامل چهار طبقه فرعی اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی و نیازها و خدمات بهداشتی و درمانی بودند. تغییر نیازهای سلامتی زلزلهزدگان با مرور زمان بود؛ بنابراین، توصیه میگردد اعزام نیروهای امدادی به مناطق بحرانزده برنامهریزیشده و مبتنی بر نیاز باشد.
محمد قراری، رضا محمدی، محمود قربانی،
دوره 16، شماره 5 - ( ویژه نامه دوره 16 1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: همزمان با شیوع بیماری کرونا، در مدارس و دانشگاهها آموزشهای حضوری به غیرحضوری تغییر یافت که این تغییر شیوه، پیامدهایی به همراه داشت. هدف این مطالعه شناسایی و دستهبندی ابعاد آسیبها و چالشهای آموزش با استفاده از اقدامات و شواهد موجود از دادههای بینالمللی اخیر است. نتایج این مطالعه میتواند درک بهتری از چگونگی تأثیر بحران COVID-19 بر یادگیری فراگیران بهعنوان یک چارچوب عملی و قابلتعمیم برای ترمیم و مدیریت اپیدمی در حوزه آموزش ایران و سایر کشورها مورداستفاده قرار گیرد.
روش کار: مطالعه کیفی حاضر به روش تحلیل محتوای اسناد انجام شد. ابتدا با مرور منابع الکترونیک، تمامی اسناد و مقالات موجود مرتبط با آموزش و بیماری کووید-19 شناسایی شد. کلیه فایلهاشامل صوتی، نوشتاری و تصویری مرتبط نیز در بازه زمانی زمستان 1399با مراجعه به وبسایتها و پایگاههای دادهای با کلیدواژههایی مبتنی بر معیارهای فوق جستجو و جمعآوری گردید. انتخاب اسناد بهصورت هدفمند و با در نظرگرفتن ملاکهای چهارگانهJUPP صورت گرفت. پس از غربالگری چندمرحلهای نهایتاً 65 سند انتخاب و پس از کدگذاری آنالیز انجام شد.
یافتهها: آسیبها و چالشهای آموزشی در بحران به وجود آمده ناشی از شیوع بیماری کرونا در ایران و سایر کشورهای دنیا، در 29 زمینه شناسایی و ثبت شد.
نتیجهگیری: میتوان نتیجه گرفت هرچند که آموزش آنلاین یک نیاز آنی در فرایند یادگیری و یاددهی بوده و دارای فواید زیادی است لکن پیشنهاد راهکارهای مدیریتی و اجرایی برای رفع آسیبها و چالشهای حاصل از آن میتواند زیربنای روشی غنی برای آموزش در دوران بیماری کرونا و پسا کرونا ایجاد نماید.
زهرا حسین خانی، مژگان عباسی، آمنه خالقی، الهام کاکاوند، ناهید یزدی، حسن رضا محمدی معین،
دوره 17، شماره 2 - ( دوره 17، شماره 2، تابستان 1400 1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: انتشار کروناویروس (کووید-19) در جهان، اثرات نامطلوبی بر جوانب مختلف زندگی افراد و توسعه اقتصادی-اجتماعی جوامع داشته است. مطالعه حاضر باهدف تعیین دانش، نگرش و عملکرد مردم استان قزوین در خصوص بیماری کووید-19 انجامشده است.
روش کار: مطالعه مقطعی حاضر در ماههای آذر و دی سال 1399 بر روی 1223 نفر از جمعیت بالای 15 سال استان قزوین انجام شد. با روش نمونهگیری طبقهای چندمرحلهای افراد بهصورت تصادفی از جمعیت تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی استان انتخاب شدند. پرسشنامهها بهصورت خودایفا و مصاحبه تلفنی تکمیل شد. سؤالات شامل اطلاعات جمعیت شناختی، دانش، نگرش و عملکرد افراد درباره کووید-19 بود.
یافتهها: درمجموع تعداد 1223 نفر با میانگین سنی (2/12) 6/35 سال در مطالعه شرکت کردند. امتیاز نمرات بخشهای دانش، نگرش و عملکرد افراد بهترتیب 68% ،72% و91% بود که مناسب بود. درباره دانش کمترین امتیاز مربوط به آگاهی از علائم شایع بیماری
(6 درصد) بود. 42 درصد افراد معتقد بودند اصول پیشگیری از ابتلاء به ویروس کرونا را رعایت میکنند، 3/50 درصد فاصله 2 متری از دیگران را رعایت میکردند. طبق تحلیل رگرسیون خطی چند متغیره، با افزایش سن افراد سطح آگاهی (007/0=P) و عملکرد(028/0=P) ایشان افزایش داشته، با افزایش تحصیلات میزان آگاهی افزایش (001/0>P) ولی میزان نگرش کاهش (001/0=P) داشته است. آگاهی(002/0=P) و عملکرد(001/0>P) مردان نسبت به زنان بهطور معنیداری کمتر بود. در خصوص محل سکونت هم سطح نگرش ساکنین روستایی نسبت به شهری بالاتر بوده است (002/0=P).
نتیجهگیری: مطالعه ما نشان داد سطح آگاهی، نگرش و عملکرد مردم استان قزوین در خصوص بیماری کووید-19 مناسب است.
آرمین نقی پور، عباس مقیم بیگی، نسرین شیر محمدی، علیرضا سلطانیان، سلمان خزایی، شراره نیک سیر،
دوره 17، شماره 4 - ( دوره 17، شماره 4، زمستان 1400 1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان پستان رتبه اول بروز را میان زنان ایرانی مبتلا به سرطان دارد.
روش کار: پژوهش حاضر مطالعه توصیفی از نوع مقطعی و جمعیت موردمطالعه زنان مبتلا به سرطان پستان در 9 شهرستان استان همدان بود. تمام زنان مبتلا به سرطان پستان طی سال 1394-1387 وارد مطالعه شدند. ثبت سرطان پستان بر مبنای روش پاتولوژی است که اطلاعات مربوطه از مرکز بهداشت استان همدان جمعآوری شد. نمونههای موردبررسی به چهار گروه به تفکیک سن (50<و50>) و موقعیت مکانی (شهر،روستا) تقسیم شدند. رسم نقشه مناطق پرخطر در استان همدان از GeoBUGS و بر اساس برآورد خطر نسبی تعدیلشده(RR*) در نرمافزار OpenBUGS v 3.2.3 استفاده شد. همگرایی زنجیرههای تولیدشده برای توزیع-های پسین از برنامه Coda تحت نرمافزارR v 4.0.2 از آزمون دوربین-رافسون انجام شد.
یافتهها: در مطالعه حاضر 1316 زن مبتلا به سرطان پستان موردبررسی قرار گرفت. میانگین سن زنان 98/12±38/50 سال بود. نتایج مطالعه نشان داد که بیشترین بروز سرطان پستان برای زنان شهری بیشتر از 50 سال مربوط به شهرستان اسدآباد 1.32, CI%95=(0.99,1.79))=RR*)، و کمتر از 50 سال مربوط به شهرستانهای تویسرکان (1.09, CI%95=(1.08,1.38)=RR*) و شهرستان رزن(1.09, CI%95=(0.85,1.40)=RR*) بود. همچنین زنان روستایی بیشتر از 50 سال شهرستان رزن 1.18, CI%95=(0.82,1.73)=RR*) و کمتر از 50 سال شهرستان ملایر (1.08, CI%95=(0.81,1.45)=RR*) بیشترین بروز سرطان پستان داشتند.
نتیجهگیری: توزیع سرطان پستان در سنین مختلف و در سطح شهرستانهای استان همدان متفاوت است. شهرستان اسدآباد تویسرکان، رزن و ملایر جزء مناطق پرخطر سرطان پستان در استان همدان است.
فرنوش زرآبادی پور، فاطمه محمدی، زهرا حسین خانی، سیده آمنه مطلبی،
دوره 18، شماره 3 - ( دوره 18، شماره 3، پاییز 1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ترس از کووید-19 در سالمندان شایع بوده و بر وضعیت جسمی و روانی آنان تأثیر منفی بجای میگذارد. ازآنجاکه خودتنظیمی، بهعنوان عاملی برای کنترل و مدیریت هیجان و اضطراب است؛ بنابراین، مطالعه حاضر باهدف تعیین رابطه بین ترس از کووید-19 و اضطراب مرگ با نقش میانجیگری خودتنظیمی در سالمندان ساکن شهر قزوین صورت گرفت.
روش کار: این مطالعه توصیفی – مقطعی بر روی 430 سالمند 60 سال و بالاتر ساکن شهر قزوین در سال 1400 انجام شد. نمونههای موردمطالعه با روش نمونهگیری خوشهای، انتخاب شدند. بهمنظور جمعآوری دادهها، از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامههای ترس از کووید-19، اضطراب مرگ تمپلر و خودتنظیم گری ایبانز و همکاران (2005) استفاده شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از روش آماری تحلیل مسیر استفاده شد.
یافتهها: میانگین سنی سالمندان شرکتکننده در مطالعه، 6/40 ± 66/88 سال بود. نتایج مطالعه، رابطه معنادار و مثبت بین ترس از کووید-19 و اضطراب مرگ (0/001>, P0/60 = β) و ارتباط معکوس بین خودتنظیمی و ترس از کووید (0/021 =, P0/24-= β) و اضطراب مرگ (0/021 =, P0/10-= β) را نشان داد. همچنین، نتایج نقش میانجیگری خودتنظیمی در ارتباط بین ترس و اضطراب مرگ را تائید نمود.
نتیجهگیری: با توجه به نقش میانجیگری خودتنظیمی در ارتباط بین ترس از کووید 19 و اضطراب مرگ، پیشنهاد میشود با آموزش راهکارهایی به سالمندان در جهت ارتقاء سطح خودتنظیمی، باعث کنترل یا کاهش تأثیرات منفی ترس از کووید-19 در این جمعیت آسیبپذیر شد.
علی خورشیدی، مهدی مرادی نظر، منصور معصومی، محمدرضا کرمی قزلی، زهرا محمدی،
دوره 19، شماره 2 - ( دوره 19، شماره 2، تابستان 1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بر اساس برآورد سازمان جهانی بهداشت روزانه بیش از یک میلیون نفر به بیماری های منتقله جنسی مبتلا میشوند و از آنجا که این بیماری ها به عنوان مشکل بزرگ بهداشت عمومی در کشورهای در حال توسعه به شمار می روند. لذا هدف این مطالعه بررسی اپیدمیولوژی و بار بیماریهای منتقله جنسی در کشورهای مدیترانه شرقی می باشد.
روش کار: در این مطالعه از دادههای بار جهانی بیماری های انستیتو سنجش و ارزیابی سلامت برای بررسی شاخصهای بیماری های منتقله جنسی در منطقه مدیترانه شرقی که شامل 22 کشور در سالهای 1990 تا 2019 استفاده شد. تحلیلهای مرتبط از طریق محاسبه شاخص دالی، بروز، شیوع، میزانهای استاندارد شده سنی انجام شد. برآوردها به دلیل منابع مختلف خطا از جمله Measurement Bias و مدلسازی با فاصله عدم قطعیت 95 درصد گزارش شد. در این مطالعه تجزیه و تحلیل ها با استفاده ازMicrosoft Office Excel 2016 انجام شد.
یافتهها: میزان بروز استاندارد شده سنی بیماریهای منتقله جنسی در منطقه مدیترانه شرقی از 9053 در صد هزار نفر در سال 1990 به 8658 در صد هزار نفر در سال 2019 کاهش یافت. همچنین در همین سال ها میزان شیوع استاندارد شده سنی از 13424 در صد هزار نفر به 13143 در صد هزار نفرکاهش یافت و میزان مرگ استاندارد شده سنی از2 به 4 در صد هزار نفر افزایش یافت.
نتیجهگیری: با توجه به بار اقتصادی ناشی از این بیماری ها در منطقه مدیترانه شرقی لازم است سیاستگذاران حوزه سلامت به تدوین راهکارهای مداخله ای پیشگیری و برنامه ریزی های بهداشتی اقدام نمایند.
مهناز شوقی، خدیجه یحیوی، راحله محمدی،
دوره 20، شماره 2 - ( دوره 20، شماره 2، تابستان 1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: استفاده از روشهای آموزشی مدرن و مبتنی بر فناوری، میتواند نقش مؤثری در افزایش توانمندی پرستاران در مدیریت استرس و بهبود پاسخ آنان به وضعیتهای استرسزا ایفا کند. به همین دلیل، این مطالعه با هدف تعیین تاثیر مدیریت تنش و پاسخ به استرس پرستاران شاغل در بخشهای کودکان مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران از طریق نرم افزار چند رسانهای انجام شد.
روش کار: در این پژوهش نیمه تجربی، با نمونه گیری تصادفی، 102 نفر (51 نفر در گروه مداخله و 51 نفر در گروه کنترل) از پرستاران شاغل در بخش های عمومی بیمارستان انتخاب شدند. معیارهای ورود در ارزیابی اثربخشی آموزش مدیریت استرس بر پاسخ به استرس پرستاران شامل داشتن حداقل مدرک کارشناسی، داشتن حداقل 6 ماه سابقه کار در بخش کودکان، نداشتن اختلالات روان و عدم استفاده از داروهای اعصاب و روان بر اساس خودگزارشی، داشتن سیستم کامپیوتری با قابلیت اجرای DVD و آشنایی به کار با آن و عدم پیشینه تجربیات و آمادگی یا شرکت در کارگاه مدیریت کنترل استرس طی 6 ماه گذشته میشوند. در مقابل، معیارهای خروج عدم رضایت شرکت کننده، تغییر بخش و بیمارستان محل خدمت را شامل میشوند. این ارزیابی سهیم در بهبود مهارتها و پاسخ به استرس پرستاران در بخشهای کودکان مراکز درمانی میگردد. برای سنجش پاسخ به استرس از پرسشنامه Stress Response Inventory استفاده شد و توسط هر دو گروه پیش از اعمال مداخله تکمیل شد. در مرحله بعد، محتوی آموزشی تهیه شده درخصوص مدیریت استرس، در اختیار گروه مداخله به مدت 8 هفته قرار گرفت. در پایان هفته هشتم، مجددا پرسشنامه پاسخ به استرس توسط هر دو گروه پاسخ داده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 و با آزمون های فیشر، من ویتنی، کروسکال والیس و آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین پاسخ به استرس در دو گروه مداخله (23/66 ± 29/69) و کنترل (27/95 ± 33/20) پیش از مداخله اختلاف معنی داری نداشت (0/661 = p). میانگین نمره پاسخ به استرس در گروه مداخله (16/74 ± 19/65)، و بعد از مداخله به طور معنی داری کمتر از گروه کنترل (28/17 ± 32/67) بود (0/001 > p).
نتیجهگیری: یافته ها نشان دهنده تاثیر مثبت برنامه مدیریت استرس بر پاسخ به استرس پرستاران مورد مطالعه بود.
ابوذر رئیسوندی، لادن محمدی زاده، مهسا سادات درب امامیه، سکینه رضایی پور کپته، مهسا مغنی یزدی، الهه جعفری، مرضیه امجدی، زهرا حسین خانی،
دوره 21، شماره 3 - ( دوره 21، شماره 3، پاییز 1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: افکار خودکشی و افسردگی در دوران نوجوانی یکی از چالشهای مهمی است که پیامدهای منفی عمده ای بر سلامت عموم جامعه دارد، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر درمان شناختی بر کاهش افکار خودکشی و افسردگی در نوجوانان انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی کنترل دار تصادفی شده بود که در زمستان 1403 بر روی 36 نفر از نوجوانان دارای افکار خودکشی و افسردگی استان قزوین در ایران انجام شد. شرکت کنندگان به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله درمان شناختی (6 هفته) و گروه کنترل درمان ابلاغی وزارت بهداشت (4 هفته) را دریافت کردند. مقایسه گروه ها قبل، بلافاصله و سه ماه بعد از مداخله انجام شد. ابزارهای مورد استفاده، افکار خودکشی بک (BSSI) و افسردگی بک (BDI-II) بود.
یافتهها: اختلاف میانگین نمره افکار حودکشی و افسردگی (فاصله اطمینان 95 درصد) در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل به ترتیب در بلافاصله بعد از مداخله (4/74، 1/19) 2/96 و (10/81، 0/86) 5/84 و سه ماه بعد از مداخله (7/61، 4/51)6/06 و (15/99، 7/24)11/62 بود. روش درمان شناختی فقط بر کاهش افسردگی تاثیر معنی داری داشت (0/022= p). همچنین الگوی تغییرات افکار خودکشی در این دو گروه در طول زمان متفاوت بود (0/021= p).
نتیجهگیری: برنامه استراتژیک مبتنی بر درمان شناختی بهطور معنیداری سطح افسردگی را در نوجوانان کاهش داد. این نتایج بر اهمیت گنجاندن درمان شناختی در برنامههای درمانی افسردگی در مراکز بهداشتی و درمانی تأکید دارد. همچنین پیشنهاد می شود برنامه های مداخله ای کاهش افکار خودکشی با توجه به تغییرات الگوی افکار خودکشی در طول زمان تدوین گردد.
آرمین نقی پور، عباس مقیم بیگی، نسرین شیرمحمدی، علیرضا سلطانیان، سلمان خزایی، شراره نیک سیر،
دوره 1111، شماره 0 - ( 6-1400 )
چکیده
ta http-equiv=Content-Type content="text/html; charset=utf-8">ta name=ProgId content=Word.Document>ta name=Generator content="Microsoft Word 15">ta name=Originator content="Microsoft Word 15">
ta http-equiv=Content-Type content="text/html; charset=utf-8">ta name=ProgId content=Word.Document>ta name=Generator content="Microsoft Word 15">ta name=Originator content="Microsoft Word 15">