112 نتیجه برای سل
محمد حسین مهرالحسنی، مژگان امامی، علی اکبر حقدوست، رضا دهنویه، سارا امان پور، فائزه صباح، میترا بذر افشان،
دوره 12، شماره 0 - ( 12-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: دانشگاههای علوم پزشکی، نقش حیاتی در ارتقای سلامت جامعه ایفا مینمایند و بدون شک برای بهبود عملکرد آنها، نیاز به اندازه گیری و ارزیابی عملکرد میباشد.
روش کار: مطالعهی حاضر، از نوع ترکیبی متوالی بود و دانشگاههای علومپزشکی کشور به صورت سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. در فاز کیفی مطالعه با بررسی اسناد و جلسات گروه کاری متمرکز، چارچوب اولیه مدل ارزیابی عملکرد و چالش های مرتبط با آن استخراج گردید. سپس سیاستها، اهداف و راهبردهای مربوط به هر بعد استخراج و شاخص ها شناسایی گردیدند. درنهایت، با اجرای روش تحلیل سلسله مراتبی وزن هریک از ابعاد و محورهای آن محاسبه گردید و مدل اجرا گردید.
نتایج: مدل کارت امتیاز متوازن متناسب با دانشگاههای علومپزشکی طراحی شد. در این مدل، 4 بعد اصلی سلامت جمعیت، خدمات، مالی و بعد رشد و توسعه مشخص گردید. سپس با بررسی اسناد، سیاست و راهبردهای کلیدی، سیاست و معیارهای کلیدی، راهبردهای اصلی و فرعی استخراج گردید. تعداد 13 شاخص کلیدی به عنوان شاخصهای نهایی انتخاب گردید. همچنین 3 چالش اصلی و 11 چالش فرعی شناسایی و طبقه بندی گردید در نهایت نتایج حاصل از مدل تحلیل سلسله مراتبی-کارت امتیازی متوازن، نشان داد که تیپ بندی دانشگاه بر وضعیت عملکردی دانشگاه ها تاثیر دارد.
نتیجهگیری: برای ارزیابی عملکرد دانشگاهها، وجود رابطه منطقی بین سیاستها و راهبردها و معیارها چالش کلیدی میباشد تا به صورت جامع و موجز، شاخصهایی برای ارزیابی و رتبه بندی عمل نمایند.
محمد حسین مهرالحسنی، علی اکبر حقدوست، مژگان امامی،
دوره 12، شماره 0 - ( 12-1395 )
چکیده
ارتقای حکمرانی خوب در حوزه سلامت نیازمند سیاستگذاریها و تصمیمگیریهای موثر و منطبق بر شواهد علمی میباشد .بهرهبرداری کارآمد و موثر از اطلاعات بسیار حایز اهمیت بوده به نحوی که برنامهریزان بین بسیاری از اعداد و ارقام سردرگم نشده و مساله اصلی در این میان به حاشیه رانده نشود. از این رو، وجود یک زبان مشترک و اجماع بین سیاستگذاران و تصمیمگیرندگان در خصوص چرخه (جمعآوری و پردازش اطلاعات، تحلیل و قضاوت) و ابزارهای تصمیمگیری (معیار، نشانگر، شاخص و متغیرها) گامی ابتدایی و زیربنایی در تصمیمگیری مبتنی بر شواهد محسوب میشود. چالش اصلی در ایجاد چنین سیستم اطلاعاتی که مورد استفاده تصمیمگیرندگان این بخش باشد نبود وجود زبان مشترکی بین خبرگان علمی و اجرایی میباشد. لذا هدف از این نوشته ارایه دیدگاهی پیرامون تعریف تصمیمگیری و اجزای اصلی چرخه و ابزارهای آن و همچنین بررسی این مفاهیم در بخش تامین مالی حوزه سلامت میباشد.
بهزاد دماری، مرضیه فقیه جویباری، ژیلا نجف پور، مژده صفری، علیرضا خوشنویسان،
دوره 12، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: تعیینکنندههای اجتماعی سلامت بر گسترهی وسیعی از پیامدهای سلامت تأثیرگذار است.. این مطالعه با هدف تحلیل ارتباط بین فاکتورهای تعیینکننده اجتماعی سلامت و تومور بدخیم مغز و مدت بقا در بیماران انجام شد.
روش کار: این مطالعه یک مطالعه توصیفی– تحلیلی بود که به صورت گذشتهنگر در سال 1393 در بیمارستانهای امام خمینی و شریعتی تهران انجام شد. اطلاعات 148 بیمار با روش سرشماری جمعآوری شد. اطلاعات جمعآوری شده شامل اطلاعات مرتبط با بیمار (سن، جنس، قومیت، سطح تحصیلات، وضع اشتغال، وضع تأهل، وضع بیمه سلامت، و تعداد اعضای خانوار) و دسته دوم اطلاعات مرتبط با تومور و بیماری شامل مرحله/درجه، نخستین و آخرین زمان پیگیری درمان، نوع درمان انتخابی، مدت زمان بقای بیمار پس از دریافت درمان بود. در نهایت دادهها وارد نرمافزار SPSS نسخه 15 شد، و مورد آنالیز قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج بیانگر آن بود که بین متغیرهای تعداد اعضای خانوار، میزان تحصیلات، وضع اشتغال و سن با مدت زمان بقا ارتباط آماری معنیدار وجود داشت (P <0.001) و افراد با تومور درجه 3 خطر نسبی فوت کمتری (P <0.05) و بیماران در گروه سنی P<0.001)) 30-18 سال و نیز جنس مرد و افراد شاغل با خطر نسبی فوت بیشتری مشاهده شد. (P <0.05).
نتیجهگیری: با توجه به نقش تعیینکنندههای اجتماعی در رخداد برخی از سرطانها پیشنهاد میشود نظام ثبت اطلاعات یکپارچه برای بیماریهای مختلف در کشور ایجاد شود تا بر مبنای اطلاعات آن سیاستگذاری آگاه از شواهد و ارتقای کیفیت زندگی بیماران و نیز مدت بقای آنها را فراهم آورد.
زهرا بلوکی، علیرضا باهنر، کریم امیری، حسام الدین اکبرین، حمید شریفی، علی اکبری ساری، راضیه پرتوی،
دوره 12، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بروسلوز در جمعیت دامی موجب افت چشمگیر سرمایههای اقتصادی کشورها میشود. برآورد خسارتهای اقتصادی ناشی از این بیماری در جمعیت دامی، سطحی از آگاهی بر اهمیت این بیماری را به دست داده و توجیه عملیات مبارزه با این بیماری را سادهتر مینماید.
روش کار: اطلاعات لازم برای از سازمان دامپزشکی کشور و آمارنامه جهاد کشاورزی اخذ شد و زیان اقتصادی با فرض برابر بودن میزان شیوع بیماری در جمعیت دامی کل کشور با جمعیت دامی زیر پوشش عملیات مبارزه با محاسبه هزینههای حذف دام آلوده، افت تولید شیر، کاهش وزن دام و سقط جنین و افت باروری ناشی از بیماری برآورد شد. از آنجا که هزینههای مربوط به این بیماری به طور همزمان واقع نشده است، مقایسه آنها با انجام تطبیق برای ارزش زمانی پول و با استفاده از نرخ تنزیل صورت گرفت، تا مقایسه این هزینهها با یکدیگر امکانپذیر شود.
یافتهها: بیشترین خسارت ناشی از بروسلوز در جمعیت دامی کشور در طول دوره مطالعه مربوط به سال 1393 بوده است. مجموع خسارتهای ناشی از بروسلوز در جمعیت گوسفندی حدود 53/5 برابر همین مقدار در جمعیت گاوی کشور است. مجموع خسارتهای مستقیم ناشی از بروسلوز دامی در کل دوره 12 ساله مطالعه با در نظر گرفتن 6 درصدی نرخ تنزیل برابر با 2/8129112 میلیون ریال برآورد شد.
نتیجه گیری: با وجود هزینههایی که برنامههای کنترل و مراقبت بیماری به جامعه تحمیل میکند، حجم زیاد خسارتهای ناشی از بیماری که بدون انجام این عملیات بهطور قطعی چندین برابر خواهد شد، توجیه کننده خوبی برای تخصیص بودجه مناسب برای پیشگیری از خسارتهای مالی و بهداشتی در سطح کل جامعه خواهد بود.
محمد حسین مهرالحسنی، وحید یزدی فیض آبادی، نادیا ارومیه ای، رستم سیف الدینی، سعید میرزایی،
دوره 13، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بر اساس دو نظریه تئوکراتیک و دموگرافیک به منشأ حاکمیت، حکومتها و ساختارهای مختلفی با دیدگاه متفاوتی نسبت بهسلامت شکلگرفتهاند. هدف مطالعه، مقایسه تناسب عملکرد نظام سلامت با گفتمان کشورهای منتخب میباشد.
روش کار: پژوهش حاضر مطالعهای تطبیقی است که بهصورت هدفمند بر روی کشورهای لیبرال (آمریکا، کانادا، فرانسه)، سوسیال (روسیه، چین، کوبا) و مختلط (سوئد، نروژ، انگلیس) انجام شد. دادههای مطالعه از اسناد منتشرشده بانک جهانی، سازمان جهانی بهداشت و متون منتشر شده در زمینه گفتمان و ساختار کشورها جمع آوری گردید. دادهها با استفاده از چارچوب تحلیل لایهای علتها مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: از حیث شاخصهای سلامت، کشورهای مختلط نسبت به دو دسته دیگر وضعیت بهتری داشتند. تولیت نظام سلامت کشورهای لیبرال، مختلط و سوسیال به ترتیب، غیرمتمرکز، نیمهمتمرکز و متمرکز بود. گفتمان کشورهای لیبرال، بر پایه اقتصاد سرمایهداری با عدم اتکا به منابع طبیعی بود. در کشورهای سوسیال، اقتصاد سوسیالیستی با تأکید بر استفاده از ذخایر طبیعی و دخالت دولتها در ساختارها، حداکثری بود. کشورهای مختلط با پایه ایدئولوژی لیبرالیسم و رویکرد دولت رفاه، دارای حکومت مشروطه سلطنتی بودند.
نتیجهگیری: کشورهای مختلط با داشتن شرایط اقتصادی-اجتماعی مناسب، با ایجاد ساختار نیمهمتمرکز در ارائه خدمات و تأمین مالی سلامت با تأکید بر مدیریت خدمات بهصورت محلی (پررنگ بودن نقش شهرداریها و سازمانهای منطقهای) وضعیت مطلوبتری نسبت به سایر کشورها ازنظر سلامتی دارا هستند. ایدئولوژی کشورها، تشکیلدهنده ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و پیامدهای سلامت است. ایران برای بازطراحی نظام سلامت بایستی لایههای گفتمانی و ساختاری را باهم مدنظر قرار دهد.
وحید یزدی فیض آبادی، محمد حسین مهرالحسنی، سجاد خسروی،
دوره 13، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: یکی از مسائلی که بخش سلامت کشورها را به خود مشغول نموده است، وجود نابرابری در سطح مناطق میباشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی روند نابرابری در توزیع نیروی انسانی و تسهیلات بهداشتیدرمانی بخـش سـلامت ایران انجام شد.
روش کار: در مطالعه حاضر، نابرابری در توزیع منابع بخـش سـلامت با استفاده از ضریب جینی برای سالهای 1385، 1390 و 1394 بررسی شد. متغیرهای مطالعه شامل شاخصهای نیروی انسانی (6 شاخص) و تسهیلات بهداشتیدرمانی (10 شاخص) بودند. دادهها از مرکز آمار ایران و مرکز آمار و فناوری اطلاعات وزارت بهداشت جمعآوری شدند. ضریب جینی کمتر از 35/0 نابرابری نسبتا متعادل، 35/0 تا 5/0 نسبتا نابرابر، 5/0 تا 6/0 نابرابری زیاد و بیشتر از 6/0 نابرابری خیلی زیاد درنظر گرفته شد.
یافتهها: بیشترین ضریب جینی مربوط به مراکز پرتونگاری (61/0) و کمترین آن مربوط به بهورز (23/0) بود. در شاخصهای منابع انسانی، نابرابری طی سالهای مورد بررسی کاهش یافته بود (از 57/0 به 27/0). اما در شاخص بهورز نابرابری کمی افزایش نشان داد
(از 24/0 به 26/0). از میان شاخصهای تسهیلات، ضریب جینی مراکز بهداشتی درمانی شهری، موسسات بهداشتی درمانی، تخت و مراکز پرتو نگاری، کاهش نشان داد (از 45/0 به 30/0). در حالی که در سایر شاخصها این روند افزایشی بود (از 24/0 به 59/0). در بخش خصوصی نیز نابرابری در توزیع شاخصها زیاد بود (5/0 تا 61/0).
نتیجهگیری: رفع نابرابری در توزیع منابع سلامت میتواند زمینه بهبود عدالت در پیامدهای سلامت را فراهم آورد، لذا بایستی این موضوع در بین سیاستگذاران مورد توجه بیشتری قرار گیرد.
وحید یزدی فیض آبادی، محمد حسین مهرالحسنی، محمدرضا بانشی، سعید میرزایی، نادیا ارومیه ای،
دوره 13، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: از سال 1391 برنامه پزشک خانواده شهری با هدف بهبود عدالت در دسترسی، تأمین مالی و ارتقای کیفیت خدمات سلامت در دو استان فارس و مازندران به صورت آزمایشی در حال اجراست. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط اجرای برنامه با شاخصهای حفاظت مالی انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی از نوع بومشناختی است که بر روی دادههای استانهای فارس و مازندران در دامنه زمانی 1387 تا 1394 انجام شد. در ابتدا با استفاده از مدل رگرسیون لاسو، متغیرهای مستقل موثر بر شاخصهای حفاظت مالی انتخاب شدند. سپس در مدلهای جداگانه، بعد از تعدیل متغیرهای مستقل منتخب، ارتباط اجرای برنامه پزشک خانواده شهری با شاخصهای حفاظت مالی به عنوان متغیرهای پیامد، با آزمون رگرسیون خطی پسرونده مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: درصد خانوارهای مواجهه یافته با مخارج کمرشکن سلامت، در سالهای اجرای برنامه، در مقایسه با سالهای پیش از اجرا، به میزان 82/1 درصد افزایش نشان داد(05/0P<). این افزایش برای مناطق روستایی 37/1 درصد بود (05/0P<). همچنین درصد فقر ناشی از پرداختهای سلامت کل در سالهای اجرای برنامه، 83/0 درصد افزایش داشت (05/0P<). اجرای برنامه، با شاخص کاکوانی و پرداخت مستقیم از جیب به عنوان درصدی از کل مخارج سلامت ارتباط معناداری نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: برنامه پزشک خانواده شهری به رغم موفقیتها در افزایش دسترسی فیزیکی به خدمات سلامت، به نظر میرسد در بهبود حفاظت مالی و تأمین مالی عادلانه سلامت دستاوردهای چشمگیری نداشته است. هرچند انجام مطالعات بیشتر ضروری است.
رضا دهنویه، سمیه نوری حکمت، علی مسعود، محمد علی مقبلی، حامد رحیمی، آتوسا پورشیخعلی، مریم حسین پور، سیروس سالاری،
دوره 13، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: یکی از مدلهایی که بصورت غیرمتمرکز و در راستای دستیابی به پوشش همگانی سلامت در تبریز شکل گرفته، مدل مجتمع های سلامت میباشد. این مطالعه، با هدف ارزیابی مدل و شناسایی نکات مفید آن انجام شده است.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه کیفی و موردی است که در سال 1396 انجام شد. علاوه بر مشاهده، 28 نفر شامل افراد مسئول و مطلع درمورد مجتمعهای سلامت در دانشگاه علوم پزشکی تبریز به صورت هدفمند انتخاب و با آنها مصاحبههای نیمه ساختاریافته انجام شد. برای تحلیل مصاحبهها و نتایج حاصل از مشاهده، از روش تحلیل چارچوبی بر پایه ابزار ارزشیابی مراقبتهای اولیه (PCET) استفاده شد که توسط سازمان بهداشت جهانی توسعه یافته است.
یافتهها: از جمله نقاط قوت این مدل میتوان به برنامهریزی غیرمتمرکز، تقویت حضور بخش خصوصی، استفاده مناسبتر از روشهای ارزیابی عملکرد تیم سلامت، ایجاد حس ارائه خدمات تاثیرگذار در ارائه دهندگان، استفاده از روش پرداخت آیندهنگر، تقویت سیستم ارجاع، تقویت تداوم خدمت، تسهیل دسترسی مالی و افزایش دسترسی بویژه در مناطق حاشیه نشین اشاره کرد. همچنین، مشکلاتی نظیر کمبود برخی امکانات و تجهیزات، کمبود در برخی نیروها و حجم کاری بالا، ناپایداری منابع مالی و عدم همکاری سازمانهای بیمه سلامت به چشم میخورد.
نتیجهگیری: مدل مجتمعهای سلامت، در افزایش دسترسی سازمانی، مالی و جغرافیایی مردم به خدمات سلامت عملکرد مناسبی داشته است و به نظر میرسد در صورت پایداری مناسبتر منابع این طرح و همراهی بیمههای پایه؛ دستاوردهای این طرح بیشتر خواهد گردید.
رضا دهنویه، علی اکبر حقدوست، سیدرضا مجدزاده، سمیه نوری حکمت، حمید رواقی، محمد حسین مهرالحسنی، امید براتی، هدایت سالاری، علی مسعود، آتوسا پورشیخعلی، نادیا میرشکاری، سارا قاسمی، عاطفه اسفندیاری،
دوره 13، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پوشش همگانی سلامت بدون توجه به کیفیت، در دستیابی به اهداف خود ناکام خواهد ماند. این مطالعه بدنبال ارائه سیمای کیفیت خدمات سلامت در ایران و شناسایی چالشها و راهکارهای ارتقای آن میباشد.
روش کار: پژوهش حاضر ترکیبی از یک مطالعه کیفی و مروری میباشد. در مرحله اول، شاخص های مهم موجود در زمینه کیفیت بررسی و سپس جهت گیری اسناد بالادستی تبیین گردید. در ادامه، از طریق مصاحبه، مهمترین چالشها، روندهای موثر و راهبردهای ارتقای کیفیت، تعیین گردید.
یافتهها: رصد کیفیت خدمات سلامت، نیازمند تعریف چارچوب و شاخص و فراهمسازی شرایط جمع آوری اطلاعات این شاخصها است. اسناد بالادستی، تاکید بر مسئولیت دولت برای ایفای نقش تولیت کیفیت داشته و نظام سلامت میبایست همراه با انتخاب مدل مناسب، الزامات ساختاری، فرآیندی و پیامدی را فراهم کند. برنامههای مدیریت کیفیت بخش سلامت در ایران، ثبات نداشته و در زمینه عملکرد مدیران ارشد، عملکرد نیروی انسانی و الزامات ساختاری/ ارتباطی، آموزش، نظام پرداخت، فرهنگ، استفاده از مدلها و شاخصهای مدیریت کیفیت، منابع مالی، اطلاعاتی و تجهیزاتی، قوانین و مقررات و نظارت، موانعی در راه ارتقای کیفیت خدمات وجود دارد.
نتیجهگیری: بهبود کیفیت خدمات، نیازمند بکارگیری راهبردهایی در زمینه سازماندهی، تامین منابع، پرداخت، قوانین و مقررات و رفتار می باشد. استفاده از ابزارهای کیفیت باید به دور از شتاب زدگی بوده و به تغییر ماهیت بیماری ها، تغییر انتظارات ذینفعان و افزایش توجه جهانی به کیفیت، توجه شود.
علی اکبر حقدوست، مژگان امامی، مریم حسین پور، فاطمه رخشانی، محمد حسین مهرالحسنی،
دوره 13، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ارتقاء شاخصهای بهداشتی، یک موضوع کلیدی در اکثر جوامع می باشد. در این راستا، معاونتهای بهداشتی با تولیت، پایش و هماهنگیهای لازم در راستای ارتقای این شاخصها اقدام میکنند. هدف از پژوهش حاضر، ارائه مدل برای رتبهبندی عملکرد معاونتها میباشد.
روش کار: پژهش حاضر، از نوع کاربردی و کیفی است که در سال 1391 انجام پذیرفت. گروه تحقیق اولیه متشکل از 12 نفر از خبرگان با توجه به سابقه مدیریتی و تجربه طولانی در معاونت بهداشتی انتخاب شدند. در این مطالعه، ابتدا مرور کتابخانهای و اسنادی صورت گرفت و سپس با جلسات گروه کاری متمرکز و نظرخواهی از خبرگان به تعریف و تعیین شاخصهای کلیدی پرداخته شد.
یافتهها: الگویی متشکل از 9 معیار فرآیندی (13 شاخص عمومی و 15 شاخص اختصاصی)، جهت رتبهبندی معاونتهای بهداشتی کشور ارایه شد. فرآیندهای عمومی شامل معیارهای رهبری و مدیریت، برنامهها و استراتژیها، منابع و مشارکتها، نیروی انسانی و نظام جامع آمار و اطلاعات و فرآیندهای اختصاصی شامل مراقبتهای بهداشت اولیه، پزشک خانواده، مؤلفههای اجتماعی مؤثر بر سلامت و طرحهای پایلوت کشوری بود. محدوده نمره شاخص ها بین 1-8 بود که با شاخص صفر، مقایسه گردیدند.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که مؤلفهها و شاخصهای فرآیندی در تعیین وضعیت عملکرد معاونتهای بهداشتی مؤثرتر بوده و الگوی ارائهشده نیز مبتنی بر این موضوع میباشد و پیشنهاد میگردد که رتبهبندی معاونتهای بهداشتی، هر دو سال یکبار از سوی وزارت بهداشت صورت پذیرد و مؤلفهها و معیارهای فرآیندی این مدل براساس نتایج عملی بهبود یابند
وحید کوه پیمای جهرمی، رضا دهنویه، محمد حسین مهرالحسنی،
دوره 13، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: به دلیل ناکافی بودن پوشش مناسب نظام سلامت در شهرها، اجرای برنامه پزشک خانواده شهری در دو استان در ایران پایلوت شد. تصمیمگیری برای توسعه برنامه به کل کشور نیازمند ارزیابی جامع آن میباشد، لذا هدف مطالعه ارزیابی برنامه پزشک خانواده شهری بود.
روش کار: این مطالعه مقطعی در سالهای 94-95 در دو استان فارس و مازندران انجام گرفت. دادهها به روش پرسشنامه از 141 نفر پزشک خانواده در مراکز بهداشتی درمانی و 710 نفر از بیماران جمع آوری شد. روش نمونهگیری چند مرحلهای برای انتخاب نمونهها استفاده گردید. تحلیل دادهها با روشهای توصیفی و تحلیلی انجام گرفت.
یافتهها: 81 درصد حجم کار پزشکان خانواده مربوط به ویزیت بیماران بود. پرداخت برای خدمات سطوح دو و سه مراقبت یکی از موانع دسترسی برای برخی بیماران بود. برای اکثریت بیماران، کمتر از 40 دقیقه دسترسی به تسهیلات بهداشتی درمانی امکانپذیر بود. برنامه نرمافزاری کمتر استفاده میشد. بیماران در طول یک سال 5/5 بار توسط پزشکان خانواده ویزیت میشدند و مدت زمان هر ویزیت برای 80 درصد بیماران تا 10 دقیقه بود. میزان ارجاع بیماران ، 14 درصد بدست آمد (فارس 8/21 درصد، مازندران 4 درصد). به طور متوسط 30 قلم از 45 قلم تجهیزات پزشکی، در دسترس پزشکان خانواده بود.
نتیجهگیری: اگرچه برنامه، در ابعاد دسترسی به خدمات و جامعیت مراقبت، موفقیت نسبی داشته است؛ ولی در ابعاد هماهنگی بین سطوح ارائه خدمت و استمرار مراقبت، موفقیت کمتری نشان داد. لذا پیشنهاد میگردد قبل از گسترش کشوری برنامه، حل ریشهای چالشهای آن مورد توجه قرار گیرد.
وحید یزدی فیض آبادی، محمد حسین مهرالحسنی، مژگان امامی، سجاد خسروی،
دوره 13، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
رویکرد انسان ها به سلامت و شناخت عوامل موثر بر آن در طول زمان دچار تغییرات گوناگونی شده است. شناخت این رویکردها در ارتقای سیاستگذاری و حکمرانی خوب حوزه سلامت میتواند کمک کننده باشد. رویکردهای زیستپزشکی، روانشناختی، ارتقا سلامت، تعیین کنندههای سلامت، سلامت در همه سیاستها و سلامت واحد، به ترتیب مهمترین رویکردهایی هستند که در سالهای مختلف ظهور پیدا کرده و مورد توجه قرار گرفتهاند. هر کدام از این رویکردها دارای چالشها و نقاط قوت و ضعف متعددی میباشند. بررسی اسناد و پژوهشهای انجام شده نشان میدهد که اگرچه به این رویکردهای سلامت تا حدودی در نظام سلامت ایران به صورت جهتگیریهای مقطعی و غیرمنسجم پرداخته شده است، امّا دکترین مشخص و نظام مندی که هدایتکننده سیاستهای کلان سلامت باشد، تبیین نشده است. لذا، به نظر میرسد در عمل، این رویکرد زیست پزشکی به سلامت است که رویکرد غالب در نظام سلامت ایران میباشد.
وحید یزدی فیض آبادی، رستم سیف الدینی، مرجان قندی، محمد حسین مهرالحسنی،
دوره 13، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
سلامت و حقوق بشر دو جز جداییناپذیر و مرتبط با هم هستند که تأمین و تضمین آنها فراهم کننده و بهبود دهنده رفاه در هر جامعهای است. تعریف رفاه، حقوق بشر و به دنبال آن سلامت به عنوان یکی از شاخصهای ایجاد رفاه، مفاهیمی بحث برانگیز هستند که متناسب با رویکردها و گفتمانهای مختلف تعریف و تبیین میشوند. اگر چه در حال حاضر تعریف سازمان جهانی بهداشت تنها تعریف مورد توافق برای سلامت از سوی کشورهای عضو این سازمان محسوب میشود، امّا از شروع پیدایش این تعریف، جامعه بینالملل، نقدهایی بر آن وارد کرده است. در کلیات تعریف، مهمترین نقدهای وارده شامل مبهم بودن، ایده آل گرابودن، مانع نبودن، عدم جامعیت، عدم وزندهی به هر یک از ابعاد سلامت، عملیاتی نبودن، تقلیل گرایی و نبود تعریف دقیق از وضعیت طبیعی و بیماری بود. پیامدهای این نقدها میتواند عملکرد نظام های سلامت را با چالشهایی نظیر افزایش انتظارات و توقعات مردم، افزایش هزینههای سلامت، گسترش بیرویه یک نظام فن آور محور، آسیب پذیری بالقوه برای وقوع فساد و کاهش کارآیی و بیعدالتی مواجه سازد. شناخت و واکاوی این نقدها میتواند به تصمیم آگاهانهتر برای بازتعریف آن متناسب با گفتمان مطلوب نظر و دکترین واحد سلامت آن کشور بیانجامد. در این مطالعه مروری کوتاه، ضمن اشاره مختصر به بافتار این تعریف، به مهمترین نقدهای وارده بر تعریف سلامت اشاره میشود. در نهایت برخی پیشنهادات سیاستی برای بازتعریف سلامت مبتنی بر گفتمان اسلامی- ایرانی ارائه گردیده است.
میثم الفتی فر، سید مهدی حسینی، مسعود بهرامی، منوچهر کرمی، مسعود پروین،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: یکی از موارد کاربرد درصد خطر قابل انتساب جمعیت برآورد بار بیماری جمعیت در مواجهه با چند عامل خطر است. این مطالعه بهمنظور برآورد مقادیر درصد خطر قابل انتساب جمعیت (PAR%) خوشههای زمان مکان موارد سل ریوی در استان همدان اجرا شد.
روش کار: در این مطالعه اطلاعات موارد سل ریوی از معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی همدان اخذ شد و پس از کشف خوشههای معنیدار با استفاده از آماره کاوشی زمان-مکان از PAR% بهمنظور تحلیل خوشهها و برآورد دقیقتر مکانهای کشف خوشه استفاده شد.
یافتهها: در مجموع 4 خوشه زمان-مکان اولیه،3 خوشه زمان- مکان ثانویه برای موارد سل ریوی و 92 درصد مواردی که وضع مشخصی از نظر ابتلا به اچآیوی/ایدز نداشتند؛ در نواحی مطالعه کشف شد. با وجود تفاوت مکانهای خوشههای کشفشده و تفاوت مقادیر PAR% منتسب به آنها، دومین خوشه اولیه موارد سل ریوی (متشکل از شهرستانهای رزن، فامنین و کبودرآهنگ) بیشترین مقدار PAR% را داشت که نیازمند توجه بیشتری است.
نتیجه گیری: وجود خوشههای زمانی-مکانی معنیدار در استان همدان لزوم استفاده از درصد قابل انتساب جمعیت را بهمنظور تمایز دقیقتر نواحی خوشههای کشفشده برای اتخاذ معیارهای پیشگیری و کنترل از بیماری ضروری میسازد. با اینحال مطالعههای تحلیلی بیشتری بهمنظور کشف عوامل مؤثر بر رخداد موارد سل ریوی نیاز است.
حمید سوری، جلیل حسنی، نرگس انتظامی، سیده معصومه حسینی، الهه رفیعی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اﻫﺪاف ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻫﺰاره اهدافی ﻣﺸﺘﺮکندﻛﻪ در ﺳﺎل 2000 در ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻠﻞ ﺑﺮ ﺳﺮ آنها ﺗﻮاﻓﻖ ﺷﺪ. هدف این مطالعه، مقایسه این شاخصها در ایران با میانگین آنها در منطقه مدیترانه شرقی و جهان است.
روش کار: از دادههای گزارش سازمان جهانی بهداشت 2014 و سایر منابع در ایران و در سطح منطقه و بینالمللی استفاده شد. شاخصهای اهداف توسعه مرتبطتر با سلامت شامل کاهش مرگومیر کودکان، بهبود سلامت مادران، مبارزه با ایدز، سل و بیماریهای دیگر و تضمین کیفیت محیطزیست است.
یافتهها: نسبت مرگ نوزادان بهکل مرگ کودکان زیر 5 سال در سالهای 2012-1990 در جهان از 37 به 44، در منطقه از 39 به 46 و در ایران از 46 به 61 درصد افزایش یافته است. حدود 5/14 درصد از موارد گزارششدهی اچآیوی/ایدز منطقه در سال 2012 میلادی مربوط به ایران بود. میزان مرگ مادران باردار در ایران، جهان و منطقه به ترتیب 2/72، 7/44 و 50 درصد کاهشیافته است. نسبت زایمانها توسط افراد آموزشدیده و نسبت پوشش مراقبتهای پیش از زایمان در ایران رشد داشته و بالاتر از میانگینهای منطقهای و جهانی است.
نتیجه گیری: ایران در برخی اهداف توسعه پیشرفت داشته، اما با وجود کاهش میزان بروز اچآیوی/ایدز، شیوع آن طی 2012-2001 میلادی افزایشیافته و به هدف توقف شیوع آن دست نیافته است. میزان کاهش مرگ ناشی از سل در ایران کمتر از متوسط کاهش جهانی و منطقهای بوده است. نسبت مرگ نوزادان نیز در کشور افزایش یافته است. اولویت بخشیدن به شاخصهایی که ایران در آنها موفقیت چندانی نداشته باید موردتوجه جدی تصمیمگیرندگان مرتبط باشد.
محمد ساعتچی، محمد حسین پناهی، علی اشرف مظفری، محمد صاحبکار، علی آذر پیکان، ولی اله بایگی، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: آگاهی از میزان دانش بهداشتی یک جمعیت و نقاط ضعف سواد سلامت مردم برای برنامهریزیهای آموزشی الزامی است. مطالعه حاضر یک مطالعه ارزیابی جامعه است که بهمنظور ایجاد زیربنایی مناسب جهت برنامهریزیهای آموزشی، به بررسی سطح سواد سلامت ساکنین جزیره هرمز منجر شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی تحلیلی است که روی افراد بالای 18 سال و در تابستان 1394در جزیره هرمز انجام شد. جمعآوری اطلاعات با دو پرسشنامه اطلاعات پایهای شامل سن، جنس، وضعیت تأهل، سن ازدواج و سؤالات غیرمستقیم جهت سنجش وضعیت اقتصادی افراد همچنین فرم کوتاه پرسشنامه سواد سلامت عملکردی بزرگسالان برای اندازهگیری توانایی بیماران در خواندن و درک مفاهیم مرتبط با سلامت انجام شد. تجزیهوتحلیل با رگرسیون خطی انجام شد
یافتهها: اطلاعات 486 نفر در این مطالعه تجزیهوتحلیل شد. میانگین سنی افراد 39 سال (79-18) و 48 درصد زن بودند. میانگین بعد خانوار 5/4 نفر به دست آمد. میانگین نمره کسبشده افراد تحت بررسی 06/58 به دست آمد. 35 درصد سواد سلامت نهچندان کافی، 21/18 درصد سواد سلامت کافی، 29/12 درصد سواد سلامت ناکافی و14/7 درصد سواد سلامت عالی داشتند. سطح تحصیلات (001/0P<)، وضعیت اقتصادی (001/0P<) و سن (001/0P<) متغیرهای اصلی تأثیرگذار بر سواد سلامت در نمونه موردبررسی بودند.
نتیجهگیری: ارزیابی جامعه نشان داد گروههای سنی مسنتر از سواد سلامت کافی برخوردار نیستند. وضعیت بد اقتصادی در کنار سطح پایین سواد باعث تمایل کمتر افراد برای یادگیری دانش سلامت و درنتیجه پایین بودن سطح سواد سلامت در جزیره هرمز است.
سید حسین سید آقا، امیر کاوسی، احمدرضا باغستانی، مهشید ناصحی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سل در بین بیماریهای عفونی تکعاملی شایعترین علت مرگ بوده و دارای رتبهی دهم مرگ در بین همه بیماریها در جهان است. این بیماری از فرد مبتلا به افراد نزدیک از نظر مکانی و بهطور عمده زیر یک سقف سرایت میکند. هدف این مطالعه بررسی ارتباط ساختار همبستگی مکانی (فضایی) و زمان بهبودی بیماران مبتلا به سل ریوی در ایران است.
روش کار: در این مطالعه دادههای 20554 بیمار مبتلا به سل ریوی اسمیر خلط مثبت در ایران برای سالهای 93-1389 مورد استفاده قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از مدل زمان شکست شتابدار پارامتری همراه با شکنندگی مکانی (فضایی) با رویکرد بیزی استفاده شد. برای برازش مدل از نرمافزارOpenBUGS 4/1 و به منظور پهنهبندی اثرهای محیطی از ArcGIS استفاده شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 35/50 سال با خطای استاندارد 6/21 سال بود. یافتههای مطالعه نشان داد که محیط جغرافیایی، جنس، وضع زندانی بودن، درجه مثبت بودن اسمیر در زمان تشخیص و محل زندگی افراد (شهر، روستا) تأثیرتأثیر معنیداری بر زمان بهبودی بیماران سل ریوی داشت. زمان بهبودی بیمارانی که با درجه اسمیر 9-1 باسیل، 1+ و 2+ تحت درمان قرار گرفته بودند به طور معنیداری کمتر از بقیه افراد بود.
نتیجهگیری: بر اساس این مطالعه محیط جغرافیایی و محل زندگی افراد تأثیر معنیداری بر زمان بهبودی بیماران سل ریوی اسمیر مثبت دارد. در برخی استانها این تأثیر وابسته به درجهی مثبت بودن اسمیر و در برخی استانها مستقل از آن است.
سعید میرزایی، حسین صافی زاده، نادیا ارومیه ای،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: امروزه عدالت یکی از اولویتهای اساسی سیاستگذاران بوده و توزیع عادلانه سلامت یکی از نگرانیهای آنها به شمار میآید. چهارچوب بینالمللی حقوق بشر حرکت به سوی عدالت در سلامت از طریق توجه به تعیینکنندههای اجتماعی سلامت را مورد تأکید خاص قرار داده است. در این پژوهش به منظور شناخت بیشتر مدلهای موجود در دنیا در زمینهی عوامل اجتماعی مؤثرمؤثر بر سلامت 7 چهارچوب پرکاربرد تعیینکنندههای سلامت برای شناسایی و بررسی دقیق معرفی شدهاند.
روش کار: این پژوهش از مطالعههای تطبیقی بوده و محیط پژوهش شامل تمامی مدلهای عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت در دنیا بوده که، 7 مدل با معیار عدالتمحوری، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد، رویکرد راهبردی و جامع، اهمیت خانواده در سلامت از طریق جستوجوی هدفمند، انتخاب شدند و به صورت دقیق مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: در این مطالعه، 7 مدل شناسایی شده و از لحاظ سطح مدل، نوع، اساس و حیطه تمرکز مورد بررسی قرار گرفتند.
نتیجهگیری: مدلهای بسیار متنوعی برای نشان دادن عوامل اجتماعی و در واقع تعیینکنندههای سلامت در سراسر دنیا وجود دارد که هر کدام از این مدلها دارای مزایا و معایبی هستند. این پژوهش میتواند به سیاستگذاران و پژوهشگران در انتخاب مدل برای تحلیل عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت با توجه به گفتمان حاکم، کمک نماید.
محمد سلطانیان، پرویز مهاجری، فرید نجفی، ثریا کاظمی، فاطمه اسدی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: حضور آئروسلهای بیولوژیک در هوای مراکز ارایه خدمات درمانی به نسبت سایر فضاهای بسته بیشتر است. تعیین نقش و اهمیت چنین عواملی همواره ذهن پژوهشگران بخشهای بهداشتی و درمانی را معطوف کرده است. این مطالعه با هدف بررسی دانسیته باکتریایی هوای بخشهای جراحی و عفونی دو بیمارستان مهم شهر کرمانشاه و عوامل محیطی مؤثر بر آنها انجام شد.
روش کار: دراین مطالعه ددر مجموع 160 نمونه برداشت شد که 128 نمونه مربوط به هوای بخشهای جراحی و عفونی بیمارستانها در دو مرحله، پیش و پس از گندزدایی بخشها و 32 نمونه مربوط به هوای بیرون بیمارستان به عنوان نمونه شاهد بود. پمپ نمونهبرداری هوا MCS Flite (SKC) مجهز به یک کاست نمونهبرداری میکروبی (SKC) Biostage 225 ساخت امریکا بود. آنالیز دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 19 انجام شد.
یافتهها: بیشترین مقدار دانسیته کل باکتریهای هوا در بخش جراحی بیمارستان امام خمینی( CFU/m33/200±7/402) و کمترین مقدار در بخش جراحی بیمارستان امام رضا (CFU/m3 5/90±6/258) اندازهگیری شد. ارتباط بین درجه حرارت هوا با دانسیته کل باکتریها معنیدار و معکوس، ارتباط بین کل جمعیت با دانسیته باکتریها معنیدار و مستقیم بود.
نتیجهگیری: به نظر میرسد کاهش دانسیته باکتریایی هوای بخشها با افزایش درجه حرارت، به دلیل افزایش حجم هوا و جابهجایی هوای بخشها اتفاق میافتد. حضور جمعیت در بخشها نقش مهمی در افزایش دانسیته باکتریایی هوا نشان داد.
محمد مهدی سمیرونی، مرتضی بحرانی، محمد حسین فلاح مهرآبادی، نعمت اله رنجبر، کامران آبسالان فرد، مهدی تنگستانی مکان، محمد حسن ربیعی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بروسلوز از مهمترین بیماریهای مشترک است. هدف، بررسی شیوع سرمی بروسلوز در گوسفند، بز و گاو روستایی استان بوشهر بود.
روش کار: مطالعه مقطعی در سالهای 93-1391 انجام گرفت. در جمعیت گاوی، از 118 روستا و 891 رأس گاو و در جمعیت گوسفندی، از 202 روستا، 526 گله و 10246 رأس گوسفند و بز (3064 رأس گوسفند و 7182 رأس بز) نمونهبرداری شد. نمونهها با آزمون رزبنگال، رایت و 2 مرکاپتواتانول آزمایش شدند.
یافتهها: در جمعیت گاو روستایی، 24 روستا از 118 روستا، 34/20 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 73/28-49/13) و 30 رأس گاو از 891 رأس گاو، 36/3 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 77/4-28/2) و در جمعیت گوسفند و بز، 89 روستا از 202 روستا، 06/44 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 20/51-10/37) ، 142 گله از 526 گله، 27 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 31-25/23) و 335 رأس گوسفند و بز (119 رأس گوسفند و 216 رأس بز) از 10246 رأس گوسفند و بز، 27/3 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 63/3-93/2)، سرم مثبت بودند. شیوع بروسلوز در سطح فردی مجموع دامها در سال 1391 (53/3 درصد) به طور معنیداری بیشتر از سال 1392 (59/2 درصد) بود (02/0P=). در مجموع 3 سال، شیوع بروسلوز در گوسفندان (88/3 درصد) بهطور معنیداری بالاتر از شیوع در بزها
(3 درصد) (02/0P=) و شیوع در جنس ماده (52/3 درصد) به طور معنیداری بالاتر از جنس نر (58/1 درصد) بود (001/0P< ).
نتیجهگیری: با کاهش میزان شیوع، واکسیناسیون و تست و کشتار دامهای آلوده میتواند موجب کنترل بیماری در جمعیت دامی شود.