112 نتیجه برای سل
سحر بیات، حمید سوری، فاطمه سادات عسگریان،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: کارکنان بخش سلامت به دلیل فشارهای روحی و جسمی که در برخورد با بیماران مواجه هستند از فرسودگی شغلی رنج میبرند که بر همه جنبههای رفتاری زندگی تأثیرگذار است. این پژوهش باهدف شناسایی تأثیر فرسودگی شغلی بر رفتار رانندگی بر روی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجامشده است.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی، بر روی 1629 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. سپس کارکنان ابزار پژوهش را که شامل فرم اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلاچ و پرسشنامه رفتار رانندگی منچستر را تکمیل نموده و در مقیاس لیکرت مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج تحلیل فرسودگی شغلی میانگین، نمره خستگی عاطفی (2/72-2/22-6/5 درصد)، مسخ شخصیت (6/51-8/42- 6/0 درصد) و کفایت عملکرد فردی (8/31-8/21-4/46 درصد) را در شدت خفیف، متوسط و شدید نشان داد، ارتباط آماری معنیداری بین حیطه مسخ شخصیت با تخلفات غیرعمدی رانندگی (026/0 P=) بین اشتباهات مرتبط با رانندگی با کفایت عملکرد فردی (023/0 P=) و بین فرسودگی شغلی و رفتار رانندگی با متغیرهای جنسیت، نوبتکاری، ساعت کاری و گروههای تحصیلی وجود داشت. بهطورکلی فرسودگی شغلی در زنان بالاتر از مردان است (05/0P<).
نتیجهگیری: با برگزاری برنامههای آموزشی توانایی رانندگی کمخطر را در این افراد افزایش دهند. خدمات روانشناسی و مشاوره در سازمانها تقویت گردد تا بدینوسیله توانایی انطباق با فشارهای روانی شغلی افزایش یابد و میزان ابتلای افراد به فرسودگی شغلی در درازمدت کاهش یابد.
لیدا شمس، غلامرضا برنجکار، طه نصیری، محمد مسکرپور امیری،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط وضعیت اقتصادی– اجتماعی با عوامل خطر رفتاری بیماریهای غیرواگیر در یکی از شهرهای شمال ایران بود.
روش کار: پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی- تحلیلی و مقطعی بود که در سال 1398 در شهرستان لنگرود انجام شد. در این مطالعه 906 نفر از خانوارهای روستایی و شهری با استفاده از روش نمونهگیری ترکیبی موردبررسی قرار گرفتند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه استاندارد «نظام مراقبت بیماریهای غیرواگیر» بود. مواجهه خانوارها با عوامل خطر رفتاری بیماریهای غیرواگیر (شامل تغذیه ناسالم، کمتحرکی و مصرف دخانیات) در گروههای مختلف اقتصادی-اجتماعی با استفاده از مدلهای رگرسیون لجستیک در نرمافزار Stata موردبررسی و مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: احتمال مصرف دخانیات در افراد بیسواد، زیردیپلم و دیپلم به ترتیب 1/5، 5/7 و 2/4 برابر بیشتر از افراد دارای تحصیلات دانشگاهی بود (05/0 P<؛2/4،5/7،1/5OR=) . احتمال رژیم غذاهای ناسالم در افراد چارک اوّل و دوّم درآمدی (درآمد خیلی پایین و پایین) بهطور معنیداری به ترتیب 4/3 و 6/2 برابر بیشتر از افراد چارک چهارم درآمدی (درآمد زیاد) بود (05/0 P<؛6/2،4/3OR=). همچنین احتمال تحرک فیزیکی ناکافی در افراد بازنشسته به ترتیب 7/2و 8/3 برابر بیشتر از شاغلین و افراد بیکار بود
(05/0 P<؛8/3،7/2OR=).
نتیجهگیری: نابرابریهای اقتصادی-اجتماعی در سطح خرد (درون شهرستان) ارتباط معناداری با مواجهه خانوارها با عوامل خطر بیماریهای غیرواگیر دارد. کاهش نابرابریهای اقتصادی-اجتماعی در سطوح خرد باید بهعنوان یک ابزار مناسب جهت کاهش نابرابری سلامت در سطوح کلان موردتوجه قرار گیرد.
آرزو باقری، مهسا سعادتی، نسیبه زنجری، اشکان شباک،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به روند رو به رشد سالمندی در ایران، مطالعه عوامل مؤثر بر سلامت آنان ضروری میباشد. هدف اصلی مطالعه حاضر، بررسی تعیینکنندههای جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی سلامت خودارزیابی شده سالمندان در شهر تهران با استفاده از مدل معادله ساختاری است.
روش کار: در مطالعه حاضر از دادههای یک مطالعه مقطعی که در آن 598 سالمند60 ساله و بیشتر از مناطق 22 گانه شهر تهران در سال 1394 با استفاده از روش نمونهگیری چندمرحلهای طبقهبندیشده انتخاب و پرسشنامه محققساخته برای آنان تکمیل شد، استفاده گردید. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از دو شاخص سازگاری درونی و زمانی تأیید گردید. به منظور بررسی تعیینکنندههای شاخص خودارزیابی سلامت سالمندان از معادله ساختاری تعمیمیافته (GSEM) و دو برآوردگر ULSMV و WLSMV در نرمافزار (MPLUS 3.7) استفاده شد.
یافتهها: براساس شاخصهای نیکویی برازش، برآوردگر ULSMV برای بررسی عوامل مؤثر بر خودارزیابی سلامت سالمندان انتخاب شد (0/02=RMSEA، 0/951 = CFI و 0/962=TLI). نتایج نشان داد که رتبه خودارزیابی سلامت سالمندان متأهل نسبت به مجرد (0/022=P-value) و شاغلین نسبت به غیرشاغلین (0/048=P-value) بیشتر بود. با افزایش شاخصهای معنویت (0/016=P-value)، سلامت فیزیکی و روانی (0/001=P-value) و رفتار سلامت محور (0/016=P-value)، مقدار نمره استاندارد خودارزیابی سلامت سالمندان افزایش یافت. سلامت فیزیکی و روانی نقش میانجی کامل را در روابط میان متغیرهای جنسیت (0/014=P-value)، وضعیت تأهل (0/040=P-value)، سطح تحصیلی (0/039=P-value)، پایگاه اجتماعی-اقتصادی خوداظهاری (خوب 0/013=P-value و متوسط 0/017=P-value) و تعداد بیماری (0/001=P-value) با خودارزیابی سلامت سالمندان داشت.
نتیجهگیری: براساس یافته های این مطالعه، در سیاستگذاریهای حوزه سالمندی توجه ویژه به متغیرهای ساختاری مانند جنسیت، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات و پایگاه های اجتماعی اقتصادی علاوه بر سلامت فیزیکی و روانی ضروری مینماید.
علی اکبر حقدوست، علیرضا علیخانی، مصطفی حسینی گلکار، رضا دهنویه، سمیرا سیفی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: همهگیری کووید-19 و اثرات پیرو آن از جنبههای سلامت و مسایل اقتصادی به یک چالش اساسی در جهان تبدیل شده است. ایران افزون بر تأثیرپذیری از این بحران، با مشکلات فراوان دیگری نیز مانند تحریمها و مشکلات اقتصادی مواجه است و بیم آن میرود که عواقب جدیتری را متحمل شود.
روش کار: سناریونگاری یکی از روشهای شناخت تغییرات آینده و عدم قطعیتهای محیطی است. در این مطالعه با روش موسوم به شبکه جهانی کسبوکار (GBN) که روش ماتریس سناریوها نیز شناخته میشود استفاده شده است. این روش بر مبنای دو عدم قطعیت کلیدی هست و طی 6 مرحله به بررسی متغیرهای مرتبط با سلامت و عوامل اقتصادی_اجتماعی و استفاده از نظرات خبرگان مرتبط پرداخته شده است.
یافتهها: انتظار میرود نظام سلامت کشور در مواجهه با شرایط مختلف با شدت و ضعف قادر به مدیریت همهگیری خواهد بود و تنها در سناریوی بدبینانه با پیشفرض ادامه تحریمها و گسترش همهگیری، انتظار میرود شرایطی همچون محدودیتهای جهانی، افت ذخایر ارزی، افت عملکرد یا فروپاشی نظام سلامت، افزایش میزان مرگومیر بیماری و کاهش ملموس کیفیت زندگی را در پی داشته باشد.
نتیجهگیری: با عنایت به همهگیری کووید-19 و عوامل زمینهای موجود، سناریوهایی از وضع سلامت و شرایط اقتصادی کشور روایت شد. انتظار میرود با توجه به توانمندی سناریوها برای درک پیچیدگی و کمک به تصمیمگیریها، سیاستگذاران با نگاهی وسیعتر، همهجانبه و معقول به یک جمعبندی درست که منجر به حفظ و تداوم سلامت جامعه و آثار متعارف اقتصادی در این همهگیری شود، دست یابند.
محمد مسکرپورامیری، سید مرتضی حسینیشکوه،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت شامل طیف گستردهای از متغیرها میشود که دستهبندی ثابت و مشخصی از آن در مطالعهها دیده نمیشود. هدف از این مطالعه، شناسایی و دستهبندی متغیرهای اصلی اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت خانوارها بود.
روش کار: این مطالعه از نوع کاربردی است که با رویکرد کمی و به روش مرور نظام مند در سال 1398 انجام شد. جستوجو و شناسایی متغیرهای اصلی اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت خانوار با مرور نظاممند مطالعهها و استفاده از راهنمای پریسما در پایگاههای معتبر علمی بینالمللی و ملی انجام شد. معیارهای ورود به مطالعه شامل تمرکز بر متغیرهای اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت در سطح خانوار، ارایه مدل مشخص برای تأثیرگذاری متغیرهای اقتصادی- اجتماعی بر سلامت، انتشار به زبان انگلیسی یا فارسی و دسترسی به متن کامل مطالعه بود. ارزیابی کیفی مطالعهها و همچنین تطابق آنها با معیارهای ورود و خروج توسط مرور همتا انجام شد. تمامی متغیرهای اقتصادی- اجتماعی با استفاده از فرم پژوهشگر ساخته از مطالعهها استخراج و با استفاده از نرمافزار MAXQDA 2018 دستهبندی و به شیوه نقلی سنتز شدند.
یافتهها: 21 مدل مفهومی برای تأثیرگذاری عوامل اقتصادی- اجتماعی بر سلامت خانوار شناسایی شد. تمامی مدلها توسط پژوهشگران و سازمانهای بینالمللی ارایه شده بودند و هیچ مدل بومی در زمینه عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت خانوار به زبان فارسی مشاهده نشده بود. تحلیل محتوای مطالعهها نشان داد سه متغیر اصلی آموزش، درآمد و اشتغال در تمام مدلها (100 درصد) به عنوان عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت بهکار رفته بودند. پس از آن بهترتیب رفتارهای بهداشتی خانوار (81%)، سن (71%)، حمایت خانوادگی (71%)، سرانه مساحت مسکن (67%)، محل اقامت (67%)، سرمایه اجتماعی (62%) و جنس (57%) پرکاربردترین متغیرهای اقتصادی-اجتماعی مؤثر بر سلامت خانوار بودند.
نتیجهگیری: علاوه بر متغیرهای کلیدی اقتصادی- اجتماعی (آموزش، درآمد و اشتغال)، متغیرهای زمینهای دیگری مانند رفتارهای بهداشتی خانوار، حمایت خانوادگی، سرانه مساحت مسکن و سرمایه اجتماعی باید بهمنظور انجام مداخلههای سیاستی مورد توجه قرار گیرد. همچنین پیشنهاد میشود مدل بومی عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر سلامت متناسب با شرایط اقتصادی- اجتماعی خانوارهای ایرانی طراحی شود.
علی حسنآبادی، شیرین نصری، الهه سالارپور، ناصر نصیری، حمید شریفی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: غربالگری تماسهای خانگی مبتلایان سل، جهت شناسایی عفونتهای جدید ضروری است. این مطالعه با هدف ارزیابی وضعیت ابتلا به سل در اعضای خانواده بیماران مسلول ریوی در شهرستان بم انجام گردید.
روشکار: این پژوهش مقطعی، بهصورت سرشماری از اطرافیان بیماران مسلولی که پرونده آنها طی سالهای 1398-1392 در مرکز بهداشت بم موجود بود، انجام شد. اطلاعات اطرافیان بیماران بر اساس چکلیست جمعآوری و سپس با استفاده از آزمون توبرکولین و اسمیر خلط، اطرافیان بیماران مبتلا به سل ریوی اسمیر خلط مثبت شناسایی شدند.
یافتهها: پرونده 97 نفر از بیماران با نتیجه مثبت آزمایش اسمیر خلط بررسی شدند. بر اساس پروندههای این بیماران تعداد 237 نفر از اعضای خانواده آنها بهعنوان افراد در تماس،بررسی شدند. بیشتر اطرافیان بیماران زن و در رده سنی 50-40 سال بودند، 76/8% آنها تماسهای نزدیکشان محافظت نشده و 78/9% سابقه تماس دائمی با بیماران داشتند. طی بررسی 5 نفر (2/1% فاصله اطمینان %95: 4/9-0/7) مبتلا به سل ریوی اسمیر خلط مثبت شناسایی شدند. از این ۵ نفر بیمار جدید، ۳ نفر (60/0%) بالای ۵۰ سال و زن بودند. ۲ نفر (40%) از این افراد تماسهای نزدیک محافظت نشده داشتند و متراژ منزل 80% از آنها زیر 80 متر بود.
نتیجهگیری: در این بررسی حدود 2/0% از اطرافیان بیماران مسلول اسمیر مثبت بودند. شناسایی اطرافیان بیماران مبتلا به سل و پیگیری آنها برای جلوگیری از شیوع سل مهم است. غربالگری اعضای خانواده بیمار میتواند کمک زیادی به کاهش بار بیماری سل در ایران کند.
سعید قوی، رفعت عصارزاده، سمیه درخشان، سیمین پورسامان، فرشته سهرابی وفا،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در دسامبر سال 2019 نوع جدیدی از ویروس کرونا در شهر ووهان چین شناسایی شد. انتشار بسیار سریع کووید-19، پیدایش سویههای مختلف، نابرابری در واکسیناسیون جوامع و نیز درصد بالای مرگ و میر تمام کشورهای جهان را در معرض چالش عظیم بهداشتی قرار داده است. هدف از این مطالعه بررسی وضعیت سلامت روان در زنان شاغل در زمان همهگیری کووید-19 بوده است.
روش کار: مطالعه به روش مرور نظاممند با جستجوی کلیدواژههای Covid-19, Covid-19 Virus Infection, Covid-19 Pandemic, Coronavirus, Alphacoronavirus, Bat Coronavirus Mental health, Psychological, Working women, Working woman, Employee women در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Science Direct، Scopus و همچنین Google Scholarانجام شد. مقالات در بازه زمانی سالهای 2019 تا 2021 جمعآوری گردید. تعداد 11 مقاله براساس معیارهای ورود جهت استخراج دادهها ارزیابی و تحلیل شد.
یافتهها: مهمترین پیامدهای روانشناختی در مطالعات مورد بررسی شامل اضطراب (در 82 درصد از مقالات)، استرس (در 73 درصد از مقالات) و افسردگی (در 64 درصد از مقالات) بوده است. در زمان همه گیری کووید-19 اثرات روانشناختی منفی در زنان شاغل، از جمله زنان شاغل در بیمارستانها و زنان با مشاغل از راه دور افزایش یافته است.
نتیجه گیری: طیف گستردهای از عوامل ایجاد استرس کووید-19 برای زنان شامل نابرابریهای بهداشتی، جایگاه حرفهای پایینتر، نگرانیها درمورد سلامت شخصی، سلامت خانواده و جامعه، تهدیدات مالی، مراقبت از کودک و کاهش ارتباطات اجتماعی وجود دارد. بدین ترتیب اختلالات ناشی از استرس شامل اضطراب، افسردگی، اختلالات خواب و بیخوابی و فرسودگی شغلی در زنان شاغل شدیدتر از همتایان مرد آنها میباشد.
ملیحه دادگرمقدم، مجید خادم رضائیان، زینب شاطری امیری،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: جدید و ناشناخته بودن و سرعت بالای گسترش کووید- 19 مدیریتی فراتر از امکانات و توان سیستم بهداشتی درمانی را می طلبد . مطالعه حاضر به نقش و ارتباط برخی تعیین کننده های اجتماعی سلامت با پیامد نهایی مبتلایان می پردازد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی با استفاده از روش سرشماری اطلاعات 182602 نفر مبتلایان به کووید-19 در جمعیت تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد (بطور سرپایی و یا بستری) ازاسفند 1398 تااسفند 1399، از سه منبع اطلاعاتی مورد بررسی قرار گرفت و از مدل رگرسیون لجستیک برای تعیین پیشگویی کنندگی عوامل ساختاری تعیین کننده های اجتماعی سلامت استفاده شد.
یافتهها: از 182602 نفرمبتلا تعداد 100407 نفر (55%) مرد و 82195 نفر (45%) زن بودند. رگرسیون لجستیک چند متغیره نشان داد که شانس مرگ و میرناشی از ابتلا به کرونا با افزایش هر یک سال سن برابر (1/077-1/073)1/075، مردان نسبت به زنان برابر (2/73-2/06)2/37 بیشتر و با سطح تحصیلات رابطه معکوس داشت (0/001 > PV). وضعیت شغل تاثیر معناداری بر افزایش شانس مرگ ومیر نشان نداد. وجود دیابت با (1/38-1/19)1/28=OR و بیماری زمینه ای (1/22-1/09)1/16= OR و ضعف سیستم ایمنی با (9/80-6/44)7/94 =OR، با افزایش شانس مرگ ومیر همراه بودند. بارداری با (1/42-0/57)0/90=OR و فشارخون بالا با (1/02-0/89)0/95=OR مورد توجه بودند.
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط مولفه های اجتماعی سلامت با پیامد مرگ مبتلایان کووید-19 توصیه می شود که سیاست گذاران نسبت به درگیر ساختن بخشهای خارج ازسیستم بهداشت و درمان در امر سلامت اهتمام ورزند.
نفیسه صالح نیا، عباس عصاری آرانی، حسین صادقی سقدل، علیرضا اولیایی منش،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ارتقاء سلامت از مهمترین وظایف سیاستگذاران و اهداف توسعه پایدار است. از اینرو پژوهش حاضر باهدف تعیین مهمترین عوامل کلان تعیینکننده سلامت جمعیت در ایران و به تصویر کشیدن روابط علّی میان این عوامل انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد ترکیبی در سه مرحله انجام شد. ابتدا با تحلیل محتوای منابع موجود در بازه 2000-2019، تعیینکنندههای کلان اجتماعی سلامت شناسایی و غربالگری عوامل، به روش دلفی فازی و نظرسنجی از 15 نفر از خبرگان انجام شد. درنهایت روابط علّی میان تعیینکنندههای اجتماعی سلامت در قالب نقشه شناختی فازی(FCM) نشان داده شد.
یافتهها: در مرحله اول 96 عامل مؤثر بر سلامت در سطح کلان شناسایی شد که در دو طبقه اصلی ملی و جهانی و 16 زیر طبقه قرار گرفت. پس از غربالگری 8 مورد که دارای اهمیت کمتری در سلامت جمعیت بود حذف شد. تحلیل روابط علّی نشان داد سیستم اقتصادی با درجه مرکزیت 21/06 و خروجی 10/91 مهمترین و تأثیرگذارترین عامل مؤثر بر سلامت جمعیت در سطح کلان است. پس از آن حکمرانی و سیاستگذاری و سیاستهای ملی به ترتیب با درجه مرکزیت 20/25 و 20/19 قرار داشتند.
نتیجهگیری: بدون در نظر گرفتن روابط علّی، نظام سلامت دارای بیشترین اهمیت در سلامت جمعیت است. اما با در نظر گرفتن روابط علّی، سیستم اقتصادی مهمترین عامل بوده و نظام سلامت در میان سه عامل اول قرار ندارد. بنابراین تجزیه و تحلیل نقشه شناختی فازی به سیاستگذاران کمک میکند تا با درک اولویتها و پیوند بین بخشها در توسعه و اجرای سیاستهای سلامتمحور، بهترین سیاستها را اتخاذ نمایند.
سحر نجفی زاده، سید وحید احمدی طباطبایی، فاطمه دهنویه تیجنگ، سمیه نوری حکمت،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: منابع انسانی نقش مهمی در ارائه خدمات بهینه مراقبت های بهداشتی به مردم ایفا می کنند. گسترش پوشش مراقبت های بهداشتی اولیه به دلیل نقش محوری آنها نیازمند تمرکز بیشتر بر نیروی کار مراقبت های بهداشتی است. این مطالعه با هدف ارزیابی حجم کار و نیاز به کارکنان بهداشتی اولیه و ماماها در کرمان، ایران با استفاده از روش شاخصهای حجم کار نیاز به نیروی انسانی (WISN) انجام شد.
روش کار: جهت برآورد نیاز کارکنان از یک مطالعه توصیفی مقطعی در چهار مرکز بهداشتی درمانی منتخب شهر کرمان، در دو گروه استفاده شد. در مجموع 118 فعالیت برای بهورزان و 89 فعالیت برای ماماها با همکاری پنل های متخصصین و بررسی جامع نظام یکپارچه سلامت ایران (سیب) شناسایی شد. پس از آن، تمام فعالیتها در هر یک از چهار مرکز بهداشتی با استفاده از کرونومتر زمانبندی دقیق شدند و میزان ها و نسبتهای WISN با استفاده از نرم افزار مایکروسافت اکسل 2010 محاسبه شدند.
یافتهها: بر اساس محاسبات WISN مازاد نیروی مراقب سلامت در سه مرکز ب، ج و د نشان داده شد. با این حال، در مرکز الف، نیروی کار کافی درنظر گرفته میشود. برعکس، کمبود ماماها در دو مرکز الف و ب با نسبت WISN به ترتیب 0/67 و 0/50 مشاهده شد، در حالی که مرکز ج مازاد نیروی کار را با نسبت WISN برابر با 2/0 نشان داد. قابل ذکر است که به طور متوسط 50 درصد از حجم کار کارکنان در هر دو دسته شامل فعالیت های حمایتی و اضافی است.
نتیجهگیری: جالب اینجاست که علیرغم 75 درصد موارد که حاکی از مازاد یا کفایت کارمندان است، کارکنان همچنان با فشارهای کاری بالا دست و پنجه نرم می کنند. به نظر می رسد این ناهنجاری با حجم قابل توجهی از فعالیت های پشتیبانی و اضافی مرتبط باشد. علاوه بر این، حجم کاری شدید در طول روزها و ساعات خاص به احساس فشار فراگیر در طول هفته تبدیل می شود. به عنوان یک راه حل بالقوه، معرفی یک سیستم نوبت دهی در بخش مراقبت های بهداشتی اولیه می تواند این مشکل را کاهش دهد.
محمد ساسانی پور، سعیده شهبازین،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: هدف این تحقیق بررسی مؤلفههای مدل سالمندی موفق روو و کان یعنی نبود بیماری و معلولیت، عملکرد بالای شناختی و فیریکی و مشارکت در زندگی در شهر تهران در سال 1401 است که بر روی دو گروه از سالمندان زن و مرد شهر تهران انجام شده است.
روش کار: این مطالعه مبتنی بر پیمایش از یک نمونه 637 نفری از سالمندان 60 سال و بالاتر شهر تهران است که از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای از مناطق 22 گانه شهر تهران، متناسب با حجم جمعیت سالمندان در هر منطقه انتخاب شد. برای آزمون اینکه آیا مدل رو و کان، توسط داده ها تأیید می شود یا خیر از مدل معادلات ساختاری (SEM) تاییدی استفاده شد.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مدل رو و کان از برازش آماری خوبی برخوردار است (0/01> p). بارهای عاملی در مدل کل جمعیت و نیز در میان هر دو جنس مورد مقایسه، از نظر آماری معنی دار و در عین حال متفاوت است. از بین سه بعد سالمندی موفق (نبود بیماری و معلولیت، کارکرد فیزیکی و شناختی و مشارکت در زندگی)، نبود بیماری و معلولیت بیشترین ارتباط را با سالمندی موفق در کل و هر دو جنس دارد. اما در دو بعد دیگر بر حسب جنس، اهمیت و قوت بعد مشارکت در زندگی و کارکرد فیزیکی و شناختی متفاوت است.
نتیجهگیری: برنامه هایی برای حمایت از سلامت جسمی سالمندان به ویژه در زمینه بیماری های مزمن ناشی از سبک زندگی باید تدوین شود و افزایش مشارکت فعال باید در اولویت باشد که به اعمال مداخلاتی در دوره جوانی و میان سالی نیاز دارد.
عسل آقاداودیان جلفائی، مریم جهانبخش، محمد ستاری، رویا کلیشادی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف پیشبینی سلامت روان بر اساس سه عامل تغذیه، فعالیت فیزیکی و اوقات فراغت در دانشآموزان گروه سنی نوجوانان با بهره گیری از تکنیکهای داده کاوی انجام شده است.
روش کار: مطالعهی تحلیلی حاضر بر روی 14274 داده موجود در پایگاه داده کاسپین 5 انجام شد. مطابق با روش CRISP-DM داده کاوی در 6 مرحله با استفاده از تکنیکهای درخت تصمیم، k نزدیکترین همسایه، بیزین ساده و جنگل تصادفی در نرم افزار رپیدماینر صورت گرفت.
یافتهها: از میان 4 تکنیک داده کاوی مورد استفاده جهت پیشبینی سلامت روان نوجوانان بر اساس تغذیه، فعالیت فیزیکی و اوقات فراغت، تکنیک جنگل تصادفی بیشترین صحت (91/72) و تشخیص پذیری (82/73) و تکنیک k نزدیکترین همسایه بیشترین حساسیت (96/30) را داشت. علاوه بر این بر اساس تکنیک جنگل تصادفی، قانون با بالاترین میزان پشتیبان نشان داد نوجوانی که در مقطع تحصیلی دبیرستان است و هر روز هفته صبحانه، ناهار و شام میل میکند و به صورت هفتگی چای و قهوه میل میکند و در هفته 2 ساعت در مدرسه ورزش میکند همچنین در هفته اخیر 4 روز به مدت 30 دقیقه فعالیت بدنی داشته و با سرویس به مدرسه میرود با اطمینان 100 درصد از سلامت روان مطلوب برخوردار است.
نتیجهگیری: براساس تکنیک جنگل تصادفی که بهترین عملکرد را داشته، تغذیه بیشترین تأثیر را بر سلامت روان نوجوانان ایرانی دارد، لذا باید جهت تأمین و بسترسازی مناسب آموزش به والدین و نوجوانان در رابطه با تغذیه مناسب و افزایش آگاهی در زمینه سلامت روان نوجوانان اندیشیده شود.
فائزه جغتایی، پیام روشنفکر، مروئه وامقی، زهرا جرجران شوشتری، ندا سلیمان وندی آذر، پیمانه شیرین بیان، غلامرضا قائدامینی هارونی،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ارزیابی سریع و پاسخ (RAR) رویکردی است که از 1990 در پژوهش های حوزه سلامت به کار گرفته و برای آن راهنماهای متعددی طراحی شده است. این مطالعه به بررسی و مقایسه راهنماهای پرکاربرد و مرجع در این حوزه پرداخته است.
روش کار: مطالعه مروری حاضر روی راهنماهایی که در پایگاه های اطلاعاتی Pubmed و Scopus منتشر شده اند انجام شد. پس از بررسی اولیه، ابعاد اصلی و مشترکی که ساختار این راهنماها را تشکیل می داد، استخراج شده و در قالب جدول مقایسه ای به تفکیک تعریف، موضوع و گروه هدف، روش های به کار گرفته شده، گام های انجام تحقیق و زمان مورد نظر ارائه شدند.
یافتهها: در شش راهنمای پرکاربرد مرور شده به لحاظ "تعریف" این رویکرد را در راستای بررسی جامع و سریع یک مشکل مرتبط با سلامت در نظر گرفته اند. به لحاظ تعداد "گام های" ارزیابی سریع و پاسخ تفاوت هایی دیده می شود و به لحاظ "زمان انجام مطالعه" بازه زمانی 12 الی 16 هفته در نظر گرفته شده است. از جمله روش های به کارگرفته شده در راهنماهای مورد بررسی می توان به این موارد اشاره کرد: بررسی اطلاعات موجود، مصاحبه (باز، ساختارمند، نیمه ساختاریافته)، بحث گروهی متمرکز، و سایر روش ها مثل مشاهده، پیمایش، روش های روایتی و نقشه کشی.
نتیجهگیری: رویکرد ارزیابی سریع و پاسخ (RAR)، با انعطاف پذیری بالا و لحاظ کردن ملاحظات علمی و عملی، میتواند به عنوان یک روش با قابلیـت اجـرای سریع برای ارزیابی مشکلات سلامت و رفتارهای پر خطر مرتبط با آن در گروه های سخت دسترس مورد استفاده قرار گیرد.
پردیس محمدزاده، مریم افرایی، الهام نوری، محمدعزیز رسولی، قباد مرادی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف مقایسه وضعیت سلامت ایران با کشورهای منطقه مدیترانه شرقی در شاخص های مختلف سلامت انجام شده است.
روش کار: اطلاعات مربوط به 27 شاخص سلامت در سال 1402 از سه منبع WHO، EMRO و World Bank جمع آوری شد. سپس در پنج دسته شامل: دسته اول شاخص های مرگ و میر و بیماری، دسته دوم شاخص های عوامل خطر تغذیه و بیماری های غیر واگیر، دسته سوم شاخص های تامین مالی سلامت، دسته چهارم شاخص های مادری و ایمن سازی، و دسته پنجم شاخص های نیروی کار سلامت دسته بندی گردید. در این مطالعه با روش MEREC که روش مبتنی بر اثرات حذف معیارهاست، وزن شاخص ها تعیین گردید. سپس با روش MARCOS که یکی از روش های جدید تصمیم گیری چند معیاره است، رتبه بندی کشورها انجام شد.
یافتهها: کشور های قطر، عربستان و امارات بهترین وضعیت را داشتند. ایران در دسته های اول تا پنجم ذکر شده در بخش روش کار به ترتیب رتبه های 8، 6، 7، 4 و 13 را داشت. همچنین در رتبه بندی کلی برای همهی این شاخص ها، ایران دارای دهمین رتبه در بین کشورهای منطقه بود.
نتیجهگیری: بسیاری از محققان و سیاست گذاران وضعیت سلامت در ایران را بر اساس شاخص های سلامت معرفی شده ارزیابی می کنند. با توجه به وضعیت کلی ایران در منطقه مدیترانه شرقی، پیشنهاد می شود که ایران برای ارتقای جایگاه خود در منطقه تلاش مضاعفی داشته باشد.
رضا دهنویه، محمد جعفری سیریزی، وحید یزدی فیض آبادی، فرزانه یوسفی، پریسا دهقانیان،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: توجه به تغییرات آینده و ایجاد آمادگی برای آن از الزامات دنیای امروز است. پزشکی شخصیسازیشده بهعنوان یک تغییر نوظهور در حال گسترش، علم پزشکی را با تغییراتی روبرو خواهدکرد. پزشکان خانواده بهعنوان خط اول ارائه خدمات و بیمههای سلامت بهعنوان عوامل مؤثر بر ارائه خدمات با این مسئله روبرو خواهند شد. این مطالعه با هدف ترسیم فضای بهکارگیری این رویکرد در حیطه پزشکان خانواده و تغییراتی که به وجود خواهد آورد، انجام شده است.
روش کار: این مطالعه در سه مرحله شامل تهیه فایل ارائه درباره پزشکی شخصیسازیشده و تدوین فرم سؤالات، برگزاری نشست با پزشکان خانواده و تکمیل فرم سوالات بهصورت گروهی و ارائه نظرات از سوی ایشان و در آخر تحلیل و جمعبندی دیدگاه پزشکان توسط تیم تحقیق، انجام شده است.
یافتهها: اجرای پزشکی شخصیسازیشده بر هر کدام از کارکردهای پزشک خانواده شامل مدیریت سلامت، جامعیت خدمات، تداوم ارائه خدمات، هماهنگی و تحقیق اثراتی را اعمال خواهد کرد. اما مانند هر تغییر جدیدی در هر حوزهای، چالشهایی نیز بر سر راه پیادهسازی آن در این بخش از نظام سلامت قرار خواهد داشت. از دید پزشکان خانواده راهکارهایی برای رویارویی با این تغییرات و چالشهای ناشی از آن وجود دارد .
نتیجهگیری: پزشکان خانواده و بیمههای سلامت بهعنوان یکی از بخشهای مهم مواجهه با تغییرات حوزه سلامت بایستی بهصورت آیندهنگر مسائل این حوزه را رصد کرده و خود را برای مواجهه با آنها آماده سازند. تأمین زیرساختها با توجه به چالشهای احتمالی و توجه به اصول مدیریت تغییر میتواند بهعنوان یک راهکار برای اجرای مؤثر این رویکرد در این حوزه به کار گرفته شود.
علی اصغر هنرمند، سید آریا نژادقادری، علی اکبر حقدوست،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سیگارهای الکترونیکی دستگاه هایی هستند که مایعات حاوی نیکوتین و مواد شیمیایی را گرم کرده و آئروسلهایی تولید میکنند که قابل استنشاقاند. این محصولات به عنوان جایگزینی کمتر مضر برای سیگارهای سنتی معرفی شدهاند، اما شواهدی وجود دارد که نشان میدهد مصرف آنها نیز خطرات خاصی دارد. تبلیغات و تأثیرات شبکههای اجتماعی، به ویژه در میان نوجوانان، باعث افزایش مصرف این سیگارها و نگرانیهای جدی شده است. هدف این مطالعه بررسی فواید و مضرات سیگارهای الکترونیکی است.
روش کار: در این مقاله مروری روایتی، پایگاه داده PubMed و Google Scholar بهطور غیرنظاممند و با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط برای یافتن مطالعاتی در زمینه اثرات سلامت، تاریخچه، تکامل و هزینه اثربخشی سیگارهای الکترونیکی جست وجو شدند.
یافته ها: سیگارهای الکترونیکی برای اولین بار در سال ۲۰۰۳ وارد بازار شدند و به سرعت در میان مصرفکنندگان رواج پیدا کردند. این سیگارها بهعنوان گزینهای سالمتر نسبت به سیگارهای سنتی به بازار معرفی شدند، اما محتوای این سیگارها شامل مواد شیمیایی مختلفی است که برخی از آنها در اثر حرارت تجزیه شده و ترکیباتی سمی ایجاد میکنند. مصرف سیگارهای الکترونیکی میتواند تاثیرات مختلفی بر سلامت داشته باشد. از جمله این تاثیرات میتوان به مشکلات قلبی-عروقی، تنفسی و احتمال ایجاد سرطان اشاره کرد.
نتیجهگیری: سیگارهای الکترونیکی ممکن است در برخی موارد به ترک سیگار کمک کنند، اما این مزایا در کنار مضرات قابل توجهی قرار میگیرد. با توجه به خطرات محتمل، نیاز به تحقیقات بیشتر برای ارزیابی جامع و دقیق اثرات آنها بر سلامت احساس میشود تا بتوان از مزایا و مضرات این محصولات آگاهانهتر بهره برد.
فرشته عیدی، راضیه جعفری زاده، فاطمه شوقی، امیر حسین مرادیان، فاطمه سادات دولت آبادی، سمیرا ربیعی،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اضافه وزن و چاقی از مشکلات جدی سلامت عمومی هستند که شیوع آنها در میان نوجوانان طی دهههای اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است. این وضعیت میتواند ابعاد مختلف کیفیت زندگی نوجوانان را تحت تأثیر قرار دهد. در این مطالعه، برای نخستین بار در ایران، کیفیت زندگی نوجوانان مبتلا به اضافه وزن و چاقی با استفاده از پرسشنامه اختصاصی IWQOL-kids مورد ارزیابی قرارگرفته است.
روش کار: مطالعه حاضر بر روی 170 نوجوان دختر و پسر مبتلا به اضافه وزن و چاقی در بازه سنی 11 تا 18 سال در مدارس استان خراسان شمالی انجام شد. نمونه گیری به روش خوشهای صورت گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه اختصاصی کیفت زندگی چاقی در نوجوانان (IWQOL-kids) جمع آوری و با استفاده از نرم افزار R4.3.2 و مدلهای رگرسیون تک متغیره و چندگانه تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین نمره کلی IWQOL-kids در دختران و پسران مبتلا به اضافه وزن و چاقی به ترتیب 16 ± 82/1 و 15/5 ± 86/4 بود. بین سن نوجوانان و تعداد خواهر و برادرها با عملکرد جسمانی، عزت نفس، و نمره کلی کیفیت زندگی ارتباط معنی داری مشاهده شد (0/05> p). همچنین بین سن نوجوانان و تعداد خواهر و برادرها با ابعاد زندگی اجتماعی و روابط خانوادگی ارتباط معنی داری وجود داشت (0/05> p).
نتیجهگیری: با توجه به تاثیر وزن بر کیفیت زندگی نوجوانان پیشنهاد می شود در مطالعات بعدی، ترکیب بدنی شرکت کنندگان نیز مورد ارزیابی قرارگیرد تا بتوان تاثیر تفاوت های جنسیتی برای کیفیت زندگی این گروه سنی را با دقت بیشتری بررسی کرد.
رحمن پناهی، آرمین بالش زر، علی زحمتکش،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
مروری بر مطالعات نشان می دهد که تاکنون مفهوم سواد ترافیکی در کشور مورد بررسی قرار نگرفته و ابزاری معتبر و پایا برای سنجش سواد ترافیکی موجود نیست. همچنین با توجه به ارتباط سواد سلامت با مدیریت بیماری و حوادث و میزان آسیب های ترافیکی و نقش آن در پیشگیری از آسیب های ترافیکی جادهای و نظر به تاثیر بالقوه سواد سلامت در ترویج شیوههای ایمنتر برای عابران پیاده و داشتن جامعه ای سالمتر و ایمنتر، به نظر می رسد طراحی ابزار سنجش سواد ترافیکی در کشور ضروری است.
نیلوفر بهرام پور، سید وحید احمدی طباطبایی، مریم فرجی، علی اکبر حقدوست،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پسماند به مواد جامد، مایع و گاز (غیر از فاضلاب) گفته میشود که حاصل فعالیت انسان بوده و از نظر تولیدکننده زائد تلقی میشود. به دنبال افزایش جمعیت تولید پسماند خانگی نیز افزایش مییابد؛ بنابراین بررسی اثرات مدیریت پسماند خانگی بر سلامتی یک مسئله حیاتی است. با شناسایی مشکلات و خطرات ناشی از این نوع پسماند میتوان با مداخلات موثر اثرات ناشی از آن را کاهش داد.
روش کار: این مطالعه یک مرور دامنهای با هدف ارزیابی پیامدهای سلامت مدیریت پسماند خانگی میباشد. در این مطالعه پایگاههای الکترونیک PubMed، Scopus و Web of science در محدوده سالهای 2024-2014 به زبان انگلیسی جستجو و نتایج به دست آمده وارد نرم افزار اندنوت شده و مورد غربالگری قرارگرفتند.
یافتهها: در نتیجه جستجوی منابع، از 3504 مطالعه نهایتا تعداد 109 متن کامل در مطالعه گنجانده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که اغلب مطالعات در کشورهای در حال توسعه انجام شدهاست. ابزار جمع آوری اطلاعات اغلب نمونه های آزمایشگاهی و بیشتر آنها از نوع کمی بودند. اکثر این مطالعات به بررسی اثرات مدیریت پسماند خانگی بر سلامت جسمی پرداخته بودند و کمترین بعد مورد بررسی سلامت معنوی بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان میدهد که مدیریت پسماند خانگی علاوه بر اثرات بر سلامت جسمی و آلودگی های زیست محیطی میتواند سلامت روانی، اجتماعی و معنوی را تحت تاثیر قراردهد. بنابراین باید با شناسایی این اثرات به دنبال راه حلهایی برای مدیریت بهتر پسماند خانگی جهت به حداقل رساندن آثار منفی بر سلامتی باشیم.
زهرا صبوحی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
پرونده الکترونیک سلامت بهعنوان یک ابزار نوین در پایش و کنترل بیماریهای اپیدمیک در مدارس ایران میتواند به کاهش شیوع بیماریها کمک کند. این مقاله به بررسی نقش این سیستم در پیشگیری از اپیدمیها و افزایش هماهنگی بین نهادهای آموزشی و بهداشتی پرداخته است.