48 نتیجه برای مسعود
رضا دهنویه، سمیه نوری حکمت، علی مسعود، محمد علی مقبلی، حامد رحیمی، آتوسا پورشیخعلی، مریم حسین پور، سیروس سالاری،
دوره 13، شماره 0 - ( ویزه نامه دوره 13، 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: یکی از مدلهایی که بصورت غیرمتمرکز و در راستای دستیابی به پوشش همگانی سلامت در تبریز شکل گرفته، مدل مجتمع های سلامت میباشد. این مطالعه، با هدف ارزیابی مدل و شناسایی نکات مفید آن انجام شده است.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه کیفی و موردی است که در سال 1396 انجام شد. علاوه بر مشاهده، 28 نفر شامل افراد مسئول و مطلع درمورد مجتمعهای سلامت در دانشگاه علوم پزشکی تبریز به صورت هدفمند انتخاب و با آنها مصاحبههای نیمه ساختاریافته انجام شد. برای تحلیل مصاحبهها و نتایج حاصل از مشاهده، از روش تحلیل چارچوبی بر پایه ابزار ارزشیابی مراقبتهای اولیه (PCET) استفاده شد که توسط سازمان بهداشت جهانی توسعه یافته است.
یافتهها: از جمله نقاط قوت این مدل میتوان به برنامهریزی غیرمتمرکز، تقویت حضور بخش خصوصی، استفاده مناسبتر از روشهای ارزیابی عملکرد تیم سلامت، ایجاد حس ارائه خدمات تاثیرگذار در ارائه دهندگان، استفاده از روش پرداخت آیندهنگر، تقویت سیستم ارجاع، تقویت تداوم خدمت، تسهیل دسترسی مالی و افزایش دسترسی بویژه در مناطق حاشیه نشین اشاره کرد. همچنین، مشکلاتی نظیر کمبود برخی امکانات و تجهیزات، کمبود در برخی نیروها و حجم کاری بالا، ناپایداری منابع مالی و عدم همکاری سازمانهای بیمه سلامت به چشم میخورد.
نتیجهگیری: مدل مجتمعهای سلامت، در افزایش دسترسی سازمانی، مالی و جغرافیایی مردم به خدمات سلامت عملکرد مناسبی داشته است و به نظر میرسد در صورت پایداری مناسبتر منابع این طرح و همراهی بیمههای پایه؛ دستاوردهای این طرح بیشتر خواهد گردید.
رضا دهنویه، علی اکبر حقدوست، سیدرضا مجدزاده، سمیه نوری حکمت، حمید رواقی، محمد حسین مهرالحسنی، امید براتی، هدایت سالاری، علی مسعود، آتوسا پورشیخعلی، نادیا میرشکاری، سارا قاسمی، عاطفه اسفندیاری،
دوره 13، شماره 0 - ( ویزه نامه دوره 13، 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پوشش همگانی سلامت بدون توجه به کیفیت، در دستیابی به اهداف خود ناکام خواهد ماند. این مطالعه بدنبال ارائه سیمای کیفیت خدمات سلامت در ایران و شناسایی چالشها و راهکارهای ارتقای آن میباشد.
روش کار: پژوهش حاضر ترکیبی از یک مطالعه کیفی و مروری میباشد. در مرحله اول، شاخص های مهم موجود در زمینه کیفیت بررسی و سپس جهت گیری اسناد بالادستی تبیین گردید. در ادامه، از طریق مصاحبه، مهمترین چالشها، روندهای موثر و راهبردهای ارتقای کیفیت، تعیین گردید.
یافتهها: رصد کیفیت خدمات سلامت، نیازمند تعریف چارچوب و شاخص و فراهمسازی شرایط جمع آوری اطلاعات این شاخصها است. اسناد بالادستی، تاکید بر مسئولیت دولت برای ایفای نقش تولیت کیفیت داشته و نظام سلامت میبایست همراه با انتخاب مدل مناسب، الزامات ساختاری، فرآیندی و پیامدی را فراهم کند. برنامههای مدیریت کیفیت بخش سلامت در ایران، ثبات نداشته و در زمینه عملکرد مدیران ارشد، عملکرد نیروی انسانی و الزامات ساختاری/ ارتباطی، آموزش، نظام پرداخت، فرهنگ، استفاده از مدلها و شاخصهای مدیریت کیفیت، منابع مالی، اطلاعاتی و تجهیزاتی، قوانین و مقررات و نظارت، موانعی در راه ارتقای کیفیت خدمات وجود دارد.
نتیجهگیری: بهبود کیفیت خدمات، نیازمند بکارگیری راهبردهایی در زمینه سازماندهی، تامین منابع، پرداخت، قوانین و مقررات و رفتار می باشد. استفاده از ابزارهای کیفیت باید به دور از شتاب زدگی بوده و به تغییر ماهیت بیماری ها، تغییر انتظارات ذینفعان و افزایش توجه جهانی به کیفیت، توجه شود.
میثم الفتی فر، سید مهدی حسینی، مسعود بهرامی، منوچهر کرمی، مسعود پروین،
دوره 13، شماره 1 - ( دوره 13، شماره 1، بهار 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: یکی از موارد کاربرد درصد خطر قابل انتساب جمعیت برآورد بار بیماری جمعیت در مواجهه با چند عامل خطر است. این مطالعه بهمنظور برآورد مقادیر درصد خطر قابل انتساب جمعیت (PAR%) خوشههای زمان مکان موارد سل ریوی در استان همدان اجرا شد.
روش کار: در این مطالعه اطلاعات موارد سل ریوی از معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی همدان اخذ شد و پس از کشف خوشههای معنیدار با استفاده از آماره کاوشی زمان-مکان از PAR% بهمنظور تحلیل خوشهها و برآورد دقیقتر مکانهای کشف خوشه استفاده شد.
یافتهها: در مجموع 4 خوشه زمان-مکان اولیه،3 خوشه زمان- مکان ثانویه برای موارد سل ریوی و 92 درصد مواردی که وضع مشخصی از نظر ابتلا به اچآیوی/ایدز نداشتند؛ در نواحی مطالعه کشف شد. با وجود تفاوت مکانهای خوشههای کشفشده و تفاوت مقادیر PAR% منتسب به آنها، دومین خوشه اولیه موارد سل ریوی (متشکل از شهرستانهای رزن، فامنین و کبودرآهنگ) بیشترین مقدار PAR% را داشت که نیازمند توجه بیشتری است.
نتیجه گیری: وجود خوشههای زمانی-مکانی معنیدار در استان همدان لزوم استفاده از درصد قابل انتساب جمعیت را بهمنظور تمایز دقیقتر نواحی خوشههای کشفشده برای اتخاذ معیارهای پیشگیری و کنترل از بیماری ضروری میسازد. با اینحال مطالعههای تحلیلی بیشتری بهمنظور کشف عوامل مؤثر بر رخداد موارد سل ریوی نیاز است.
مسعود محمدی، مسعود میرزایی، منوچهر کرمی،
دوره 13، شماره 4 - ( دوره 13، شماره 4, زمستان 1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به اهمیت بیماریهای قلبی و عروقی در کشور و شهرهای آن و همچنین اهمیت تصمیمهای سیاستگذاران سلامت در پیشگیری از آن، این مطالعه با هدف تعیین سهم دیابت بر بار بیماریهای قلبی و عروقی در شهر یزد انجام شد.
روش کار: برای برآورد بار بیماریهای قلبی- عروقی ناشی از دیابت، از فرمول سهم تأثیر بالقوه استفاده شد. بدین منظور دادههای شیوع دیابت از مطالعه یاس که در طی سالهای 94-1393 در شهر یزد انجام گرفته، استخراج و شاخص اندازه اثر دیابت بر ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی نیز از مطالعه قند و لیپید تهران برگرفته شد.
یافتهها: سهم بیماری دیابت در کاهش بار قابل انتساب بیماری قلبی و عروقی در زنان در صورتی که شیوع دیابت به صفر برسد شود، برابر 6/23 درصد و هنگامی که شیوع دیابت در زنان به متوسط کشوری سال 1388 معادل 3/20 درصدرسانیده شود، برابر 3/0 درصد است. سهم بیماری دیابت در کاهش بار قابل انتساب بیماری قلبی و عروقی در مردان شهرستان یزد اگر شیوع دیابت به صفر برسد برابر 6/10 درصد و در صورتی شیوع دیابت به متوسط کشوری معادل 7/17 درصد رسانیده شود، برابر 2/1- درصد است.
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای دیابت در شهر یزد و از طرفی سهم قابل توجه آن در بار منتسب به بیماریهای قلبی- عروقی، لازم است این عامل خطرساز در اولویت مداخلههای پیشگیرانه توسط نظام سلامت قرار گیرد.
رضا دهنویه، علی اکبر حقدوست، سمیه نوری حکمت، موسی بامیر، علی مسعود، آتوسا پورشیخعلی، محمدرضا چشم یزدان،
دوره 14، شماره 0 - ( ویژه نامه دوره 14، 1397، 1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: نقشه جامع علمی سلامت ایران در سال1389به منظور جهتدهی فعالیتهای علم و فناوری برای افق 1404تدوین شد. این نقشه، برای نیل به اهدافش، نیازمند پایش تولیدات علمی حوزه های اولویتدار تعیین شده میباشد. این پژوهش با هدف تعیین روند رشد کیفیت و کمیت تولیدات علمی رشتههای اولویتدار انجام شد.
روشکار: مطالعه حاضر از نوع علمسنجی و روش انجام آن مقطعی و در بازه زمانی 1389 تا 1396 میباشد. از بین رشتههای اولویتدار نقشه جامع سلامت، تعداد 26 عنوان در 3 دسته بقا، زیرساخت و کمال انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها، پایگاه اطلاعاتی سایمگو بود. سپس شاخصهای تعداد تولیدات علمی، اچ و استناد با نرمافزار Excel تحلیل شد.
یافتهها: بالاترین میزان شاخص اچ به ترتیب در دسته کمال، متعلق به نانوتکنولوژی با میزان90؛ دسته بقا، متعلق به بیماریهای عفونی با 67 و دسته زیر ساخت، متعلق به سیستماتیک اکولوژی با 56 میباشد. بالاترین رتبه استناد دریافتی، به ترتیب در دسته کمال، طبسنتی با رتبه 8؛ دسته زیرساخت، پزشک خانواده با رتبه 9 و در دسته بقا، دندانپزشکی با رتبه 15 میباشد. در دسته زیرساخت، بهداشت عمومی با 7045 مقاله؛ دسته کمال، بیوتکنولوژی با 5371 مقاله و در دسته بقا، بیماریهای عفونی با 5135 مقاله بیشترین تولیدات را داشتهاند.
نتیجهگیری: در کلیه دستههای موضوعی، کیفیت و کمیت رشد چشمگیری داشته است؛ بیشترین میانگین اچ به ترتیب مربوط به دسته کمال، بقا و زیرساخت و بیشترین میانگین رشد تعداد تولیدات علمی به ترتیب به دسته کمال، زیرساخت و بقا میباشد.
رضا دهنویه، علی اکبر حقدوست، حامد رحیمی، آتوسا پورشیخعلی، مرضیه حسنی، نادیا میرشکاری، فهیمه حسین آبادی، سامرا رادمریخی، زهرا خواجه، ناهید خواجه پور، علی مسعود، منیره بلوچی، سمیه نوری حکمت، کاوه نوحی،
دوره 14، شماره 0 - ( ویژه نامه دوره 14، 1397، 1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرقت علمی شایعترین نوع سوءرفتار علمی است و قوانین و راهکارهای گوناگونی برای مبارزه با این آفت علمی در کشورهای مختلف پیشبینی شده است. بررسی تجارب سایر کشورها در این زمینه، کمک شایانی به سیاستگذاری مناسب مینماید. مطالعه حاضر با هدف معرفی مداخلات ملی پیشگیری از سرقت علمی در کشورهای منتخب انجام شد.
روشکار: پژوهش حاضر یک مطالعه تطبیقی است که به صورت مروری انجام پذیرفت. در این مطالعه، مداخلات پیشگیری از سرقت علمی در 27 کشور عضو اتحادیه اروپا به دلیل انسجام و تشابه ساختاری مناسب؛ در سه سطح ملی، سازمانی و فردی مورد بررسی قرار گرفت. مداخلات سطح ملی، بعد از تهیه جداول تطبیقی، در این کشورها با استفاده از روش تحلیل محتوا، بررسی شد.
یافتهها: نتایج به دست آمده از تحلیل مداخلات سطح ملی در هشت تم اصلی دستهبندی شدند. تمها شامل دستیابی به توافق ملی در خصوص مصادیق سرقت و تخلف علمی، تدوین سیاستها، پایش و نظارت، توسعه حمایتهای مالی، توسعه بانکهای اطلاعاتی و نرمافزاری، تدوین برنامههای آموزشی ویژه اعضای هیئتعلمی و دانشجویان، انتشار و بهرهگیری از تجربیات موفق و نهایتاً وضع قوانین مرتبط با سرقت علمی و اعمال مجازات بودند.
نتیجهگیری: انجام مداخلات پیشگیری از سرقت علمی در سطح ملی، تعهد و عزم جدی سیاستگذاران را در زمینه کنترل و پیشگیری از سرقت علمی نشان میدهد. با بکارگیری صحیح مداخلات پیشگیری در سطح ملی؛ میتوان زیرساختهای کنترلی و پیشگیرانه از این مسئله را در سطح سازمانی و سپس تعهد اخلاقی و مهارتهای حرفهای را درپژوهشگران کشور تقویت نمود.
سعید آقا محمدی، کتایون جهانگیری، کامران حاجی نبی، ایروان مسعودی اصل، رضا دهنوییه،
دوره 14، شماره 1 - ( دوره 14، شماره 1، 1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در میان بیماریهای غیر واگیر، بیمارهای ناشی از غدد، تغذیه و متابولیک بهخصوص در کشورهای درحالتوسعه در دهههای اخیر رشد فزایندهای داشتهاند. لذا این مطالعه با هدف بررسی و پیشبینی روند مرگ ناشی از این گروه بیماریها، در ایران انجامشده است.
روش کار: جمعیت مطالعه، کل مرگهای ثبتشده ناشی از بیماریهای غدد تغذیه و متابولیک در وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی طی سالهای 1385 تا 1394 است. جهت پیشبینی روندهای علل مرگ از مدل لی کارتر در پکیج دموگرافی 1/18 در نرمافزار R نگارش 1/3/3 استفادهشده است.
یافتهها: روند میزان مرگ ناشی از بیماریهای غدد، تغذیه و متابولیک در همه گروههای سنی و جنسی طی سالهای 1385 تا 1394 روند افزایشی داشته و پیشبینی میگردد در سال 1414 به میزان 71/197 در کل جمعیت، 97/202 در زنان و 99/188 در مردان (در هر 100 هزار نفر) جمعیت برسد.
نتیجهگیری: عوامل متعددی در ابتلا به بیماریهای غدد تغذیه و متابولیک نقش دارند که یکی از این عوامل، افزایش سن و سالمندی جمعیت است که با توجه به تغییر ساختار سنی جمعیت ایران تا سال 1414 و افزایش سالمندی جمعیت، روند افزایشی در میزان مرگهای ناشی از این بیماریها پیشبینی میشود و لازم است با توجه به روند سریع رشد آن در جمهوری اسلامی ایران، سیاستها و برنامههای بین بخشی مبتنی بر جمعیت توسط سیاستگذاران اتخاذ گردد.
محمد مسعود وکیلی، لیلا باباخانی، سمیرا شریفی، آرزو موذن، زینب محرابی، کورش کمالی، معصومه نمدیان، الهام شکیبازاده،
دوره 14، شماره 2 - ( دوره 14، شماره 2، 1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اچآیوی/ایدز در خاورمیانه و ایران با سرعت بیشتری نسبت به سایر کشورها درحال گسترش است. تعیین نیازهای آموزشی گروههای جمعیتی در مورد ایدز، نیازمند ابزاری روا و پایا است. این مطالعه با هدف طراحی و روانسنجی ابزار بومی سنجش آگاهی در مورد ایدز، متناسب با ارزشهای فرهنگی و ویژگیهای جمعیتی انجام شد.
روش کار: بر اساس بررسی متون، 58 گویهی مرتبط با آگاهی در مورد ایدز تهیه شد و روایی بیرونی و درونی (محتوایی) ابزار، به روش کمی و کیفی و با بهرهگیری از نظر گروههای هدف و پانل 15 نفره از خبرگان، مورد ارزیابی قرار گرفت. پایایی ابزار با مشارکت دانشآموزان، دانشجویان، دبیران، والدین و داوطبان سلامت، از راه بررسی همبستگی درونی گویهها با محاسبهی آلفای کرونباخ و ثبات ابزار به روش آزمون بازآزمون ارزیابی شد.
یافتهها: براساس فرایند ارزیابی روایی صوری و محتوایی، ابزار پژوهش شامل 44 گویه، با مقادیر شاخص تأثیر آیتم بالای 5/1، نسبت روایی درونی بالای 49/0 و شاخص روایی بالای 79/0 طراحی و در سه بخش آگاهی عمومی (9 گویه)، آگاهی از راههای انتقال و عدم انتقال (25 گویه) و آگاهی از راههای پیشگیری از انتقال ایدز (10 گویه) تأیید شد. پایایی ابزار با محاسبهی مقدار آلفای کرونباخ99/0 – 77/0 و شاخص ضریب همبستگی بالای 88/0 تأیید شد.
نتیجهگیری: ابزار سنجش آگاهی ایدز، دارای روایی و پایایی مناسب و متناسب با ارزشهای فرهنگی و جمعیتی ایران بوده و با ارایه مستندات کافی، قابلیت بهکارگیری در مطالعههای آتی را دارا است.
محمد مسعود وکیلی، آرزو موذن، سمیرا شریفی، کورش کمالی،
دوره 14، شماره 3 - ( دوره 14، شماره 3، 1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: طراحی و اجرای مداخلههای رفتاری مبتنی بر مدلهای آموزش بهداشت، برای توصیف عوامل فردی و روانشناختی مرتبط با رفتارهای مرتبط با ایدز به کار میروند. یافتههای پژوهشهای اخیر نشان میدهند که برنامههای مبتنی بر مدل، در تغییر رفتارهای بهداشتی از کارایی بیشتر برخوردار هستند. هدف این پژوهش، طراحی و ارزیابی روایی ابزار مبتنی بر مدل و فرهنگ ایران، برای مطالعه رفتارهای پیشگیرانه از اچآیوی/ایدز در دانشآموزان و دانشجویان بود.
روش کار: براساس بررسی متون، 58 گویه مرتبط با رفتارهای پیشگیرانه از ایدز تدوین و روایی صوری و محتوایی ابزار به روش کمی و کیفی، توسط گروههای هدف و پانل خبرگان، ارزیابی شد. پایایی ابزار از با محاسبه آلفای کرونباخ و ثبات ابزار به روش آزمون– بازآزمون تأیید شد.
یافتهها: ابزار پژوهش اولیه شامل 53 گویه، با مقادیر شاخص تأثیر آیتم بالای 5/1، نسبت روایی محتوای بالای 49/0 و شاخص روایی محتوای بالای 79/0 تأیید شد. با تحلیل عامل اکتشافی 5 عامل، شامل 30 گویه برای دانشآموزان و 31 گویه برای دانشجویان و با بار عاملی بیش از 40/0 با عنوان حساسیت، شدت، منافع، موانع و خودکارآمدی درک شده شناسایی شد، که قادر به پیشگویی 58 درصد از تغییرات بود. پایایی ابزار با محاسبه آلفای کرونباخ بالای 80/0 و شاخص ضریب همبستگی بالای 86/0 تأیید شد.
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه نشان داد ابزار طراحی شده برای سنجش رفتارهای پیشگیرانه از اچآیوی/ ایدز مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی، از روایی و پایایی مناسب برخوردار است و با ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی ایران تناسب دارد.
فرشید فخری، سنا عیب پوش، مسعود سلیمانی دودران،
دوره 15، شماره 1 - ( دوره 15، شماره 1 1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سالانه تعداد زیادی کارآزمایی بالینی در ایران انجام میشود اما اطلاع دقیقی از ویژگی های این مطالعات موجود نیست، هدف این مطالعه بررسی ویژگیهای کلیدی این مطالعات است.
روش کار: دادههای مربوط به کارآزماییهای بالینی ثبت شده در مرکز ثبت کارآزمایی های بالینی ایران در سالهای 1387تا 1392 از پایگاه داده و صفحه جستجوی وبسایت این مرکز استخراج گردید.
یافتهها: تعداد5049 کارآزمایی در بیش از 40 رشته تخصصی وارد مطالعه شدند. روند سالانه ثبت کارآزماییها افزایشی بود. بیشتر مطالعات حجم نمونه کمتر از 70 داشته و شاخص حجم نمونه در گذر زمان روند افزایشی نداشت (میانه= 64، دامنه میان-چارکی=
100-40 نفر). کارآزماییهای فاز سه 4/8% مطالعات را شامل شده و بیشترآنها (69%) حجم نمونهای برابر یا کمتر از 100 داشتند (میانه= 75، دامنه میانچارکی= 120-50 نفر). اکثر مطالعات از تخصیص تصادفی استفاده نمودهاند (2/87%) اما بیشتر آنها گولدارو (3/65%) و کورسازی کامل (دوسویه و سه سویه، 8/55%) را بکار نبردهاند. حامی مالی 9/99% مطالعات از داخل کشور بود. از این میان، 2/92% کارآزماییها با حمایت مالی بخش دولتی و بقیه با حمایت بخش خصوصی انجام گرفتهاند. تنها 1% کارآزماییها دارای حامی مالی از شرکتهای داروسازی بوده و 2/90% کارآزماییها با بودجه دانشگاهها انجام شدهاند.
نتیجهگیری: اکثر مطالعات محقق- محور بوده و توسط بخش دولتی حمایت شدهاند. کوچک بودن حجم نمونه و عدم استفاده از تکنیکهای کنترل تورش در اکثر کارآزماییها مشهود است. ظاهراً کمبود منابع مالی و عدم استفاده بهینه از امکانات و منابع موجود، موانع مهمی در انجام کارآزماییهای بالینی بزرگ درکشور هستند.
منوچهر کرمی، امین دوستی ایرانی، سید جلیل بطحایی، لیدا رفعتی، معصومه جواهری، محمد خیر اندیش، معصومه فرهادی، محمد هاشمی، کاظم مظفری، آزیتا اخلاق، مسعود شجاعیان، امیررضا ملکی، روح انگیز رستم آباددی، شکوفه ترکشوند، مهدی خدابخش،
دوره 16، شماره 3 - ( دوره 16، شماره 3 1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بیماریهای منتقله از راه آب و غذا یکی از عوامل مهم ابتلا و مرگومیر در سراسر جهان محسوب میشوند. این مطالعه بهدنبال رخداد طغیان گاستروانتریت در فصل تابستان سال 1398 در شهرستان همدان بهمنظور بررسی عوامل مؤثر بر رخداد آن انجام شد.
روش کار: این مطالعه بر اساس مراحل بررسی طغیان انجام شد. پس از تولید فرضیات بر اساس بررسیهای اولیه و میدانی یک مطالعه مورد- شاهدی با 45 مورد و 45 شاهد بهمنظور بررسی عوامل مرتبط با رخداد این طغیان انجام شد. موارد جدید بیماری بر اساس تعریف مورد وارد مطالعه شدند. مدل رگرسیون لجستیک شرطی برای بررسی عوامل خطر بالقوه مورد استفاده قرار گرفت
یافتهها: در این طغیان در مجموع 171 نفر از تاریخ 03/04/98 تا 10/04/98 تحت تأثیر قرار گرفتند. جمعیت در معرض خطر طغیان 3410 نفر بود و میزان حمله 01/5 درصد بود. درد شکم، استفراغ و تهوع به ترتیب با 8/77، 3/73 و 9/68 درصد شایعترین علایم گزارش شده در بیماران بودند. یافتههای مطالعه مورد- شاهدی نشان داد مصرف آب لولهکشی و آب چشمه یا چاه شانس ابتلا به بیماری را در مقایسه با مصرف آب جوشیده شده 63/4 و 13/4 برابر افزایش میدهد، هرچند این روابط از نظر آماری معنیدار نبودند. گروههای سنی 45-30 سال و 85-46 سال بهطور معنیداری شانس ابتلا به بیماری را در مقایسه با گروه سنی 15 سال و کمتر کاهش داد.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این بررسی رخداد طغیان با مصرف آب آلوده مرتبط بود. بنابراین پایش روزانه و منظم وضعیت آب آشامیدنی مردم بسیار مهم است و نظام سلامت باید بر این موضوع تأکید بیشتری داشته باشد.
منوچهر کرمی، سلمان خزایی، فاطمه شهبازی، محمد میرزایی، امین بیگلرخانی، علی عطایی، سید جلال الدین بطحائی، علی ظهیری، مسعود شجاعیان، رضا زمانی، علی احسان کارشناس، فاطمه حیدری مغیث، کریستف هاملمن، رشید حیدری مقدم، ایرج خدادادی کهلان، سعید بشیریان، فریبا کرامت، سید حمید هاشمی، ابراهیم جلیلی، فرید عزیزی جلیلیان،
دوره 17، شماره 3 - ( دوره 17، شماره 3، پاییز 1400 1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف بررسی ویژگیهای اپیدمیولوژیک بیماران مبتلا به کووید-19 در استان همدان انجام شد..
روش کار: در این مطالعه توصیفی– مقطعی اطلاعات دموگرافیک و اپیدمیولوژیک تمامی افرادی که از تاریخ 30/11/1398 تا 01/10/1399 با تشخیص کووید-19 به بیمارستآنهای استان همدان مراجعه کرده بودند؛ توسط دو چکلیست استخراج شد و با استفاده از نرمافزار Stata نسخه 14 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه 9674 بیمار کووید مثبت مورد بررسی قرار گرفتند. 11/49 درصد موارد بیماری در سالمندان بالای 60 سال اتفاق افتاده بود. درصد فراوانی نسبی ابتلا در افراد مؤنث بیشتر از افراد مذکر بود (57/51 درصد در مقابل 43/48 درصد). 05/72 درصد بیماران قطعی در شهر سکونت داشتند و 76/0 درصد آنها سابقه مسافرت به منطقههای با شیوع بالای بیماری دو هفته قبل از شروع علائم را گزارش کرده بودند. از طرفی بیشترین میزان بروز این بیماری به ازای یکصدهزار نفر جمعیت در شهرستآنهای ملایر، همدان و نهاوند و بیشترین میزان کشندگی هم بهترتیب در شهرستآنهای رزن و درگزین، تویسرکان و اسدآباد اتفاق افتاده بود. در این مطالعه، دادههای بیماران سرپایی مشکوک، محتمل و قطعی مبتلا به کووید-19 مراجعه کننده به مراکز درمانی بررسی نشده است.
نتیجهگیری: با توجه به بالا بودن میزان فوت در افراد مسن، مذکر، دارای بیماریهای زمینهای و افراد ساکن در مناطق روستایی بهکارگیری اقدامات احتیاطی و پیشگیرانه در این اقشار ضروریتر از سایرین است؛ توجه به این گروههای پرخطر در کوتاهترین زمان ممکن باعث کاهش بار ناشی از این بیماری بر افراد و همچنین نظام بهداشت و درمان خواهد شد.
محمود باغبانیان، مهدیه ممیزی، حسین فلاح زاده، مسعود میرزایی،
دوره 17، شماره 4 - ( دوره 17، شماره 4، زمستان 1400 1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مصرف مواد مخدر نهتنها بر سلامت جسمی و روانی فرد بلکه بر سلامت دیگر افراد جامعه نیز تأثیرگذار است. مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع مصرف انواع مواد مخدر و عوامل مرتبط با آن در شرکتکنندگان بزرگسال کوهورت شاهدیه یزد انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی است که در قالب فاز اول مطالعه کوهورت شاهدیه در سال95- 1394 بر روی 10194 نفر از ساکنین شهرهای شاهدیه، اشکذر و زارچ انجام شد. مطالعه کوهورت شاهدیه با هدف بررسی بیماریهای غیرواگیر و عوامل خطر آن در جمعیت 35 تا 70 ساله انجامشده است. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 20 آماده و با آزمونهای آماری Chi-Square و رگرسیون لجستیک تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد شیوع مصرف مواد مخدر در مطالعه حاضر 5/15درصد با میانگین سن شروع 2/9±5/31 سال بود. تریاک شایعترین مادهای بود که توسط مردم این منطقه مصرف میشد (2/98درصد). شایعترین روش استفاده از مواد مخدر نیز روش استنشاقی بود. نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد جنس مذکر (P<0.001)، قرار گرفتن در بازه سنی 49-40 سال(P<0.001)، تحصیلات پایین (زیر دیپلم) (P<0.001)، سابقه استعمال سیگار P<0.001) و مصرف الکل(P<0.001) مهمترین عوامل مرتبط با مصرف مواد مخدر بودند. همچنین داشتن سابقه بیماری ایسکمیک قلبی(P=0.007) و داشتن اختلالات روانپزشکی(P=0.02) از بیماریهای مرتبط با مصرف مواد مخدر بودند.
نتیجهگیری: شیوع مصرف مواد مخدر در جمعیت مورد مطالعه بالا است و لزوم اجرای اقدامات مداخلهای و پیشگیرانه برای رفع این مشکل پیچیده اجتماعی ضروری است.
نسرین تلخی، نوشین اکبری شارک، زهرا رجب زاده، مریم سالاری، سید مسعود ساداتی، محمد تقی شاکری،
دوره 18، شماره 3 - ( دوره 18، شماره 3، پاییز 1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شیوع و نرخ مرگومیر بالای بیماری کووید-19، علائم، اطلاعات جمعیت شناختی و بیماریهای زمینهای مؤثر در پیشبینی مرگ ناشی از آن را ضروری میسازد. لذا در این مطالعه قصد داریم به پیشبینی رفتار مرگومیر ناشی از کووید-19 در استان خراسان رضوی بپردازیم.
روش کار: در این مطالعه دادههای کامل 47460 نفر از بیماران بستری در بیمارستانهای استان خراسان رضوی از 4 اسفند 1398 تا 21 شهریور 1400 جمعآوری شد. برای تشخیص بازماندگان و غیر بازماندگان ناشی از کووید-19 روش شبکههای عصبی و رگرسیون لوژستیک و برای مقایسه دو مدل از حساسیت، ویژگی، صحت پیشبینی و سطح زیر منحنی مشخصه عملکرد استفاده گردید.
یافتهها: کاهش سطح هوشیاری، سرفه، درصد اکسیژن خون کمتر از 93%، سن، سرطان، بیماریهای مزمن کلیه، تب داشتن، سردرد داشتن، سیگاری بودن، و بیماریهای مزمن خون بهعنوان ده عامل مهمتر در پیشبینی مرگ شناسایی شدند. صحت مدل شبکه عصبی و رگرسیون لوژستیک به ترتیب برابر 89/90% و 83/67%درصد، همچنین حساسیت، ویژگی و سطح زیر منحنی راک در دو مدل به ترتیب (76/14%، 68/94%)، (91/99%، 85/30%) و (77/14%، 68/98%) بود.
نتیجهگیری: یافتههای ما اهمیت برخی اطلاعات جمعیت شناختی، بیماریهای زمینهای و علائم بالینی را ارائه کرد. همچنین، مدل شبکه عصبی میتواند مرگ را با دقت بیشتری نسبت به مدل رگرسیون لوژستیک پیشبینی کند. بااینحال، تحقیقات پزشکی در این زمینه با بهکارگیری سایر روشهای یادگیری ماشین و قدرت بالای آنها، نتایج کاملکنندهای به دنبال خواهد داشت.
تینا فلاح، آمنه الیکایی، رکسانا منصور قناعی، عبدالله کریمی، ایرج صدیقی، مرجان تاری وردی، آرزو امیرعلی، طیبه نظری، نگین نهان مقدم، علیرضا ناطقیان، سید حمیدرضا منوری، سید محسن زهرائی، سوسـن محمـودی، مسعود آل بویه،
دوره 19، شماره 1 - ( دوره 19، شماره 1، بهار 1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شناسایی ژنوتیپ های روتاویروس در کودکان از نظر بالینی مهم است. هدف از مطالعه حاضر تعیین تنوع ژنوتیپهای روتاویروس و ارتباط آنها با یافته های دموگرافیک و علائم بالینی کودکان بستری در بیمارستان است.
روش کار: برای مشخص کردن ژنوتیپ های روتاویروس، نمونه های مدفوع روتاویروس-مثبت کودکان علامت دار در آذر 1399 الی اسفند 1400 وارد مطالعه شدند. استخراج RNA از نمونه ها و سنتز cDNA برای ژن های VP7 و VP4 طبق پروتکل استاندارد انجام شد. تعیین ژنوتیپ ها با استفاده از پرایمرهای اختصاصی انجام شد. توالی یابی و تجزیه و تحلیل بیوانفورماتیک برای تایید نتایج انجام شد. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۰ و Graphpad نسخه ۹.۵.۰ تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: از میان نمونه های بیماران مبتلا، سه ژنوتیپ به عنوان ژنوتیپ غالب در جامعه تحت بررسی تعیین شد. این نتایج رابطه معنیداری را میان فراوانی یک ژنوتیپ و تغییرات فصول (0/0077= p-value) و بین نوع ژنوتیپ ها، مدت بستری و شدت اسهال نشان دادند. در حالیکه به طور معنادار با افزایش سن، انواع بیشتری از روتاویروس گروه A تعیین گردید، ارتباطی میان ژنوتیپ های شناسایی شده با جنسیت مشاهده نگردید (0/473 = p-value) همچنین، هیچ ارتباطی بین نوع ژنوتیپ، شدت کم آبی و حضور یا عدم حضور تب وجود نداشت.
نتیجهگیری: به طور کلی، نتایج این مطالعه تنوع نسبتا بالایی از ژنوتیپهای روتاویروس ها را در کودکان نشان داد. جهت تایید همبستگی های یافت شده بین برخی از ژنوتیپ ها و گروه های سنی، فصول، علائم بالینی و اثربخشی واکسن های موجود، مطالعات بیشتری مورد نیاز است.
فاطمه رستم پور، حمید رضا خلخالی، سیما مسعودی،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره 19، شماره 3، پاییز 1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: حیوانگزیدگی یکی از مهمترین مشکلات سلامت عمومی میباشد که باعث بیماری هاری میشود. این مطالعه با هدف بررسی اقدامات پروفیلاکسی انجام شده برای موارد حیوانگزیدگی رخ داده در استان آذربایجان غربی در طی سالهای 1391 تا 1397 انجام شده است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی دادههای کلیه موارد حیوانگزیدگی مراجعه کننده به مراکز مراقبت هاری در استان آذربایجان غربی بررسی شده و اطلاعات مربوط به اقدامات انجام یافته برای پیشگیری از هاری شامل اقدامات بعد از گزش (شستشو، ضدعفونی، پانسمان، بخیه و دریافت آنتی بیوتیک)، وضعیت دریافت واکسن ضد هاری (تاخیر در مراجعه، دوز واکسن دریافتی و سابقه دریافت واکسن در گذشته، سرم ضد هاری و دریافت واکسن کزاز) با آمارهای توصیفی گزارش شدند. ارتباط بین تاخیر در مراجعه با اقدامات انجام یافته با آزمون مجذور کای بررسی شد.
یافتهها: در سالهای مورد مطالعه 47131 مورد حیوانگزیدگی رخ داده بود. از این تعداد 63/9 درصد بدون تاخیر و 36/1 درصد با تاخیر مراجعه کرده بودند و در 99/6 درصد موارد زخمها با آب و صابون شستشو داده شده و 94/5 درصد ضدعفونی شده و 31/3 درصد آنتیبیوتیک دریافت کرده بودند که نسبت دریافت آنتی بیوتیک در افرادی که با تاخیر مراجعه کرده بودند به طور معنیداری بیشتر بود. از کل موارد 77/3 درصد هر سه نوبت اول تا سوم و 15/4 درصد پنج نوبت کامل واکسن هاری را دریافت کرده بودند و برای 1/1 درصد هیچ واکسنی تزریق نشده بود.
نتیجهگیری: اقدامات پروفیلاکسی انجام شده برای موارد حیوانگزیدگی مطلوب میباشد، اما لازم است تامین به موقع واکسن هاری در مراکز مراقبت هاری و همچنین آموزش همگانی برای مراجعه به موقع در هنگام حیوان گزیدگی همچنان مورد توجه بوده و اقدامات لازم در این زمینه انجام گیرد.
سمانه دهقانی، مسعود یونسیان،
دوره 19، شماره 4 - ( دوره 19، شماره 4، زمستان 1402 )
چکیده
به ذرات و قطعات پلاستیکی با اندازه کمتر از 5 میلی متر، که در اشکال مختلف از تجزیه پلاستیک های بزرگتر حاصل شده و یا به طور اولیه از ذرات اصلی تشکیل دهنده پلاستیک وارد محیط می شود میکروپلاستیک گفته می شود. تاریخ دقیق حضور و ظهور میکروپلاستیک در محیط زیست به طور دقیق مشخص نیست ولی قطعاً خیلی زودتر از تاریخ نام گذاری این ذرات (2004) می باشد. این ذرات عمدتاً از طریق بلعیدن و استنشاق می توانند وارد بدن موجودات زنده و نیز انسان شوند و اثرات آنها در بدن به اندازه و ترکیب شیمیایی آنها و نیز ترکیب شیمیایی موادی که بعدا جذب این ذرات می شود بستگی دارد. در این مقاله ابتدا نگاهی گذرا به تقسیم بندی این ذرات از نظر ترکیب شیمیایی و نیز منشا پیدایش آنها می اندازیم و در ادامه شواهدی از حضور آنها در بافت ها و مایعات بیولوژیک بدن ارائه خواهد گردید. با عنایت به رشد فزاینده تولید و استفاده از پلاستیک ها در زندگی انسان و با توجه به اینکه عمده میکروپلاستیک ها در طبیعت از تجزیه پلاستیک های بزرگتر حاصل می شوند و این تجزیه بعضاً چندین سال زمان نیاز دارد، انتظار می رود حتی در صورت کاهش و یا توقف تولید پلاستیک، تا سال ها و دهه ها شاهد افزایش حضور آنها در طبیعت و درنتیجه مواجهه انسان ها با این ترکیبات (که هنوز آثار و پیامدهای این مواجهه را به درستی نمی شناسیم) باشیم.
فاطمه گرجی، ابوالقاسم پوررضا، مسعود یونسیان، سیمین زهرا محبی، مهناز آشورخانی،
دوره 21، شماره 2 - ( دوره 21، شماره 2، تابستان 1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بهرهمندی بهموقع از خدمات دندانپزشکی در دوران کودکی نقش مهمی در حفظ سلامت دندانهای شیری و پیشگیری از مشکلات مرتبط با رشد فک، تغذیه، تکلم و سلامت روانی دارد. مراجعه منظم به دندانپزشک میتواند از پوسیدگی زودهنگام دندانها و عوارض مرتبط با آن جلوگیری کند. مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر بهرهمندی از خدمات دندانهای شیری از دیدگاه والدین، مبتنی بر مدل رفتاری اندرسن، انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی- تحلیلی بر روی ۳۹۵ والد دارای کودک زیر شش سال مراجعهکننده به مراکز سلامت شهر سمنان در سال ۱۴۰۲ انجام گرفت. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده و گردآوری دادهها از طریق پرسشنامه Hackey بهصورت آنلاین انجام شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ و آزمونهای مجذور کای و رگرسیون لجستیک صورت گرفت.
یافتهها: درصد کمی از والدین از زمان مناسب اولین مراجعه دندانپزشکی آگاه بودند. تنها 45 درصد از والدین تنها در زمان بروز مشکل به دندانپزشک مراجعه کرده و ۳۶ درصد مراجعات دورهای داشتند. همچنین ۶۲ درصد وضعیت مالی متوسط یا خوب و ۸۲ درصد بیمه پایه داشتند. عوامل مؤثر شامل تحصیلات مادر، دسترسی به خدمات، پوشش بیمهای، منبع اطلاعات بهداشتی، و ویژگی فرد آموزشدهنده بود. افزایش بعد خانوار و تجربه رفتار نامناسب از سوی کادر درمان با کاهش مراجعات همراه بود.
نتیجهگیری: برای ارتقای بهرهمندی منظم از خدمات دندانپزشکی در کودکان، مداخلاتی در سطوح فردی و ساختاری شامل افزایش آگاهی والدین، آموزش توسط افراد اثرگذار، توسعه بیمههای دندانپزشکی و بهبود رفتار حرفهای کادر درمان توصیه میشود.
مسعود یونسیان، حسنا جانجانی، زهره بهمنی، کامیار یغمائیان، فاطمه یوسفیان، مینا آقائی،
دوره 21، شماره 2 - ( دوره 21، شماره 2، تابستان 1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: افزایش تولید پسماندهای عفونی و نوکتیز در مراکز دفع پسماند، خطرات قابلتوجهی برای سلامت کارکنان این بخش ایجاد کرده است. این مطالعه با هدف بررسی مارکرهای سرولوژیک هپاتیت B و C در میان کارکنان مجتمع پردازش و دفع آرادکوه تهران انجام شد.
روش کار: در این پژوهش، 89 نفر از کارکنان در چهار بخش مختلف اداری، پردازش اولیه، پردازش نهایی (کمپوست) و لندفیل بهصورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و نمونههای خون آنها برای بررسی مارکرهای HBsAg، Anti-HBs و Anti-HCV با روش الایزا (ELISA) مورد آزمایش قرار گرفت. تیتر آنتیبادی ضد هپاتیت B (Anti-HBs) در سه سطح ایمنی کامل (>100 IU/L)، ایمنی نسبی (100-10 IU/L) و عدم ایمنی (<10 IU/L) دستهبندی شد و نتایج برای کارکنان در بخش های مختلف مدیریت پسماند گزارش شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که 25% از کارکنان فاقد ایمنی محافظتی در برابر هپاتیت B بودند، در حالی که 57% دارای ایمنی کامل و 18% دارای ایمنی نسبی بودند. کارکنان بخش پردازش اولیه بیشترین خطر را تجربه کردند، بهطوریکه 50% فاقد ایمنی محافظتی بودند، در حالی که کارکنان اداری با 76% ایمنی کامل، بهترین وضعیت ایمنی را داشتند. همچنین، از نظر عفونت فعال هپاتیت B (HBsAg مثبت)، 2 نفر (11%) در گروه پردازش اولیه و 1 نفر (4%) در گروه پردازش نهایی (کمپوست) مثبت بودند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد درصد قابلتوجهی از کارکنان فاقد ایمنی کافی در برابر هپاتیت B بودند و موارد مثبت HBsAg و Anti-HCV نیز شناسایی شد که کارکنان پردازش اولیه و نهایی به دلیل تماس مکرر با پسماندهای شهری حاوی سرنگ های استفاده شده، شیشه های دارو، اقلام نوک تیز و زباله های عفونی، در معرض خطر بالایی برای ابتلا به هپاتیت B و C قرار دارند. این امر اهمیت واکسیناسیون گسترده، پایش مداوم وضعیت ایمنی و اجرای استانداردهای ایمنی شغلی را برای کاهش خطرات ناشی از تماس با پسماندهای عفونی و نوکتیز نشان میدهد. یافتههای این پژوهش میتوانند مبنای ارزشمندی برای طراحی مداخلات پیشگیرانه در راستای ارتقای سلامت شغلی کارکنان این حوزه باشند.
فاطمه سادات حسینی، فرزاد یونسیان، مسعود یونسیان،
دوره 21، شماره 3 - ( دوره 21، شماره 3، پاییز 1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ناباروری، بهعنوان یکی از مهمترین مسائل سلامت عمومی و باروری در سطح جهان، تأثیرات گستردهای بر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی زوجین دارد. مطالعات قبلی نشان داده اند که مؤلفههای اجتماعی-اقتصادی در کنار متغیرهای زیستی در بروز و تشدید ناباروری تاثیر گذار بوده اند. هدف از اجرای این مطالعه، بررسی ارتباط برخی متغیرهای اجتماعی- اقتصادی با شیوع ناباروری در سطح استان ها بود.
روش کار: این مطالعه از نوع اکولوژیک بوده و به بررسی رابطه بین ناباروری به عنوان متغیر وابسته، و شاخص های مهم اجتماعی- اقتصادی به عنوان متغیرهای مستقل در سطح استان های ایران پرداخته است. دو نوع ناباروری اولیه و ثانویه با تعاریف بالینی مادامالعمر، بالینی مقطعی، اپیدمیولوژیک به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند و از روش رگرسیون خطی تکمتغیره و چندگانه با استفاده از روش گامبهگام (stepwise) و با سطح معنیداری آزمونها 0/05 تحلیل آماری صورت گرفت.
یافتهها: از بین شاخص های مورد بررسی، گرچه متغیرهای متعددی در مدل تک متغیره رابطه معنی داری با ناباروری نشان دادند، تنها متغیر درصد بی سوادی استان و بیکاری (متغیر اخیر فقط در مدل چندگانه برای تعریف ناباروری اولیه اپیدمیولوژیک) به عنوان مهمترین شاخصی که با ناباروری ارتباط معنی دارند در مدل نهایی باقی ماند و سایر متغیرها اثر معنی داری خود را از دست دادند.
نتیجهگیری: درصد بی سوادی در استان، به عنوان مهمترین متغیر پیشگوی میزان ناباروری مطرح می باشد. بی سوادی هم به صورت مستقیم و هم به عنوان شاخص مهمی از وضعیت دیگر متغیرهای اجتماعی و اقتصادی با ناباروری ارتباط دارد. البته این مطالعه با توجه به ماهیت اکولوژیکی که دارد خود توانایی افتراق این دو دسته را ندارد.