جستجو در مقالات منتشر شده


37 نتیجه برای شاخص

مائده امینی، انوشیروان کاظم نژاد، فرید زایری، محمد غلامی فشارکی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده


مقدمه و اهداف: امروزه نوبت‏کاری در طولانی مدت می‏تواند عامل تهدیدی در محیط کاری برای سلامت و ایمنی افراد محسوب شود. هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثر برنامه نوبت‏کاری بر شاخص توده بدنی در طول دوره زمانی مشخصی با استفاده از مدل چند سطحی بود.
روش کار: داده‏های این مطالعه طولی مربوط به اطلاعات سالیانه نمونه‏ای از کارکنان است، که در طول سال‏های 89- 1386 در دو شرکت فولاد مبارکه و پلی‌اکریل اصفهان مورد پیگیری قرار گرفتند. برنامه نوبت‏کاری شامل دو گروه روزکار و نوبت‏کار چرخشی بود. برای تحلیل داده‏ها و بررسی اثر متغیر نوبت‏کاری بر شاخص توده بدنی با تعدیل اثر متغیرهای وضعیت تأهل، سابقه‌ی کار، سن، شرکت و سطح تحصیلات از مدل رگرسیون چند سطحی استفاده شد.
یافته‌ها: در این مطالعه از میان 1368 کارکنان شرکت‏کننده، 3/42 درصد (578 نفر) روزکار و 7/57 درصد (790 نفر) نوبت‏کار چرخشی بودند. میانگین (± انحراف معیار) سن افراد به ترتیب در دو گروه روزکار و نوبت‏کار چرخشی 66/8±07/33 و 70/8±31/33 سال بود. پس از کنترل عوامل مخدوشگر در مدل سلسله مراتبی دو سطحی، برنامه نوبت‏کاری تأثیر آماری معنی‌داری بر شاخص توده بدنی نداشت (837/0=p). حدود 90 درصد از تغییرات کل، مربوط به کارکنان بود.
نتیجه‌گیری: با توجه به این‏که در این پژوهش، رابطه‌ی آماری معنی‌داری بین برنامه نوبت‏کاری و شاخص توده بدنی مشاهده نشد، بنابراین انجام یک مطالعه مشابه دیگر در دوره زمانی طولانی‌تر (بیش از 4 سال) و با در نظر گرفتن متغیرهای مخدوشگر بیش‌تر برای بررسی دقیق‌تر این ارتباط پیشنهاد می‌شود.
محمد حسین مهرالحسنی، رضا گودرزی، وحید یزدی فیض آبادی، سمیرا سادات پورحسینی، علی درویشی،
دوره 14، شماره 0 - ( 10-1397 )
چکیده


مقدمه و اهداف: بهبود کارآیی و بهره‌وری در آموزش عالی خصوصاً در حوزه پژوهش در علوم سلامت به عنوان یکی از مشخصه‌های توسعه پایدار در جوامع، از اهمیت بالایی برخوردار است. مطالعه حاضر با هدف سنجش کارایی و بهره‌‌وری حوزه پژوهشی دانشگاه های علوم پزشکی انجام شده است.
روش‌کار: در مطالعه توصیفی حاضر، کارایی و بهره‌وری پژوهشی 45 دانشگاه علوم پزشکی با روش تحلیل پوششی داده‌ها و همچنین شاخص مالم کوئیست در سه مقطع زمانی 1389، 1392 و 1395 ارزیابی شد. در هر دو مدل سنجش کارایی و شاخص مالم کوئیست، از رویکرد ستاده-محور با فرض بازده متغیر نسبت به مقیاس استفاده شد. همچنین رتبه بندی کامل واحدهای کارا با استفاده از مدل اندرسون-پترسون صورت گرفت.
یافته‌ها: میانگین نمرات کارایی فنی دانشگاه‌ها در طی سه مقطع 86/0 برآورد شد. نتایج شاخص بهره‌وری مالم کوئیست نشان داد که در طی سال‌های 1389 تا 1392، 6 درصد رشد بهره‌وری وجود داشته است؛ ولی از سال 1392 تا 1395، عملکرد دانشگاه‌ها با 12 درصد کاهش بهره‌وری همراه بوده است. میانگین بهره‌وری کل سه مقطع برابر 96/0 و بیانگر کاهش 4 درصدی رشد بهره‌وری بود که از میان اجزای آن، کارایی تکنولوژی 8 درصد کاهش رشد داشته و سایر اجزا رشد مثبت نشان دادند.
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که برخی از دانشگاه‌ها در حوزه پژوهشی کارا عمل نمی‌کردند و بهره‌وری آن‌ها رو به کاهش بوده است که عمدتاً به علت کاهش رشد کارایی تکنولوژی می‌باشد که با توجه به توسعه فناوری در سال‌های اخیر می‌تواند نتیجه عدم استفاده موثر از فناوری‌های نوین باشد.
محمد حسین مهرالحسنی، محمد رضا امیراسماعیلی، مهلا ایرانمنش،
دوره 14، شماره 0 - ( 10-1397 )
چکیده


مقدمه و اهداف: نیروی انسانی عامل کلیدی در تحقق اهداف توسعه هزاره می‌باشد. فقدان شاخص و ابزار استاندارد برای دیده بانی و ارزیابی، ممکن است محدودیت‌هایی را در تحقق این اهداف ایجاد کند. این مطالعه با هدف تدوین شاخص‌های ارزیابی برای دیده بانی منابع انسانی در بخش سلامت انجام شد.
روش‌کار: پژوهش حاضر با استفاده از فن دلفی برای استخراج شاخص ها در سال 1396 انجام پذیرفت. جهت انجام این مطالعه، 3 مرحله مستقل شامل بررسی مفاهیم نظری، تهیه شاخص‌های اولیه ارزیابی نیروی انسانی و ایجاد اجماع، انجام شد. داده‌ها با شرکت 12 نفر از خبرگان و نماینده‌های سازمان‌های مرتبط در سه راند، از طریق فرم نظر خواهی طراحی شده با مقیاس نمره‌دهی از 1 تا 10 جمع‌آوری گردید. در هر راند شاخص‌هایی که حداقل 2/3 شرکت کنندکان به آن‌ها امتیازی بیش از 8 داده بودند تایید گردید.
یافته‌ها: در مرحله اول220 شاخص شناسایی شد که الگوی نهایی شامل 45 شاخص و 11 معیار اصلی بود. در مرحله ورود نیروی کار 4 معیار (متقاضیان واجد صلاحیت برای آموزش سلامت؛ اعتبار بخشی؛ ظرفیت و برون داد موسسات آموزش سلامت؛ تایید و صدور مجوز)، در مرحله حین کار 5 معیار (شاخص‌های اصلی موجودی و توزیع؛ فعالیت؛ بهره‌وری نیروی کار؛ اتلاف و تجدید؛ حاکمیت مطلوب بر نظام اطلاعات نیروی انسانی) و در مرحله خروج از کار 2 معیار (انتقال و خروج) مورد تایید قرار گرفت.
نتیجه‌گیری: با وجود پیچیده بودن ارزیابی نیروی انسانی باید سه مرحله مختلف چرخه حیات نیروی کار (ورودی، نیروی کار فعال و خروجی) در هر ارزیابی و دیده‌بانی مورد توجه قرار گیرد. شاخص‌های ارائه شده در این پژوهش، امکان ارزیابی و دیده بانی نیروی کار بخش سلامت را فرآهم می کند.
محمد حسین مهرالحسنی، رضا گودرزی، وحید یزدی فیض آبادی، سمیرا سادات پورحسینی، علی درویشی،
دوره 14، شماره 0 - ( 10-1397 )
چکیده


مقدمه و اهداف: آموزش عالی به واسطه رسالت آن در تربیت نیروی انسانی متخصص مورد نیاز، نقش مهمی در توسعه اقتصادی-اجتماعی کشور دارد. از این رو ارزیابی عملکرد حوزه‌های مختلف آن از اهمیت بالایی برخوردار است. مطالعه حاضر با هدف سنجش کارایی و تغییرات بهره وری در حوزه آموزشی دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران انجام شده است.
روش‌کار: مطالعه توصیفی حاضر در سه مقطع زمانی 1389، 1392 و 1395 به ارزیابی عملکرد حوزه آموزشی 43 دانشگاه علوم پزشکی ایران با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها با رویکرد ستاده محور پرداخت. سنجش تغییرات بهره وری نیز با استفاده از شاخص مالم کوئیست انجام شد که بدین منظور از نرم افزار Deap 2.1 استفاده شد. رتبه بندی کامل واحدهای کارا نیز با استفاده از مدل اندرسون-پترسون و در نرم افزار EMS انجام شد..
یافته‌ها: متوسط نمره کارایی آموزشی دانشگاه‌های علوم پزشکی در سه مقطع 97/0 بود. میانگین بهره‌وری کل بر اساس شاخص مالم کوئیست برابر با 05/1 بود و بهره وری آموزشی دانشگاه‌ها در طی سه مقطع زمانی به طور متوسط 5 درصد رشد مثبت نشان داد. این رشد از سال 1389 تا 1392 یک درصد و از سال 1392 تا 1395 به میزان 10 درصد بدست آمد.
نتیجه‌گیری: دانشگاه های علوم پزشکی در حوزه آموزش از نظر کارایی از وضعیت مطلوبی برخوردار می‌باشند. همچنین بهره‌وری در این حوزه، رشد مثبت و رو به افزایشی نشان داد. به منظور قضاوت دقیقتر در خصوص عملکرد آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی، استفاده از سنجه‌های کیفی علاوه بر کمی ضروری به نظر می‌رسد.
الهام احسانی چیمه، علی قدکچی، وحید یزدی فیض آبادی، سید علی صدرالسادات، احمد ماهی، محمد حسین مهرالحسنی، مهلا ایرانمنش،
دوره 14، شماره 0 - ( 10-1397 )
چکیده


مقدمه و اهداف: بهبود کمی و کیفی نیروی انسانی، بر بهبود دستیابی به اهداف نظام سلامت تأثیر دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی روند نابرابری جغرافیایی، موجودی و توزیع جنسیتی نیروی انسانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در کشور انجام شد.
روش‌کار: در این مطالعه توصیفی، روند نیروی انسانی وزارت بهداشت از سال 88 تا 94 بر حسب جنسیت، سطح تحصیلات و نوع استخدام بررسی شد و از منحنی لورنز و شاخص ضریب جینی برای بررسی نابرابری استفاده گردید. داده‌ها از دفتر نیروی انسانی معاونت توسعه مدیریت و منابع وزارت بهداشت جمع آوری و با استفاده از Excel 2013 و Stata-14 تحلیل گردید.
یافته‌ها: در مطالعه حاضر زنان بیشترین سهم را داشتند که میزان رشد آن‌ها در سال 94 ، 66/6 % بود و ضریب جینی آنان به جز سال 91، 29/0بود. بیشترین و کمترین رشد در سال 89 به ترتیب شامل پزشکان متخصص(12/83) و دکترای حرفه‏ای(61/19-) بود. در طی سال های مطالعه کمترین و بیشترین میزان ضریب جینی به ترتیب شامل مقطع کاردانی (26/0) وPhD (61/0)بود. کمترین و بیشترین رشد در شاخص وضعیت استخدام به ترتیب مربوط به سایر انواع قراردادها(89/27-) و هیات علمی بورسیه و متعهد خدمت (34/48) بود.
نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر اولین مطالعه‌ی بررسی روند تغییرات ویژگی‌های نیروی انسانی وزارت بهداشت در سطح ملی بود. از آنجا که این مطالعه صرفا کمیت روند تغییرات نیروی انسانی را مدنظر قرار داده است بررسی کیفیت نیروی انسانی در مطالعات آتی پیشنهاد می‌گردد.
الهام گودرزی، قباد مرادی، اردشیر خسروی، نادر اسماعیل نسب، بیژن نوری، علی دلپیشه، ابراهیم قادری، دائم روشنی،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده


مقدمه و اهداف: رضایت از زندگی یکی از ابعاد و پیامدهای مهم سلامت است که تحت تأثیر عوامل تعیین کننده سلامت قرار دارد. هدف این مطالعه بررسی وضعیت و نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی در عدم رضایت از زندگی زنان 54-15 سال ایران است.
روش کار: این مطالعه به‌صورت مقطعی در سطح کشور انجام شد. نمونه‌گیری این مطالعه به‌صورت خوشه‌ای چند مرحله‌ای طبقه‌بندی شده تصادفی با خوشه‌های مساوی بود. در مجموع 35305 زن 54-15 سال وارد مطالعه شدند. آنالیز داده‌ها در دو مرحله بود. مرحله‌ی نخست بررسی نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی با استفاده از روش‌های شاخص تمرکز (Concentration Index) و منحنی تمرکز (Concentration Curve) و در مرحله‌ی دوم برای شناسایی نقش تعیین‌کننده‌ها از روش آنالیز چندسطحی (Multilevel) استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین (±انحراف معیار) نمره‌ی رضایت از زندگی23/4±81/12 بود. شاخص تمزکز برای نارضایتی از زندگی ۰۶/۰- (فاصله اطمینان ۹۵ درصد: ۰۲/۰-,۰۱/۰-) به دست آمد که بیان‌گر تمرکز نارضایتی در گروه اجتماعی اقتصادی پایین‌تر است. یافته‌های آنالیز چند سطحی نشان داد که بین عدم رضایت از زندگی و محل سکونت، گروه‌های سنی، شغل، تحصیلات، وضع تأهل و طبقه‌های اجتماعی- اقتصادی رابطه‌ی آماری معنی‌داری وجود دارد (P≤0.05).
نتیجه‌گیری: نابرابری در عدم رضایت از زندگی در گروه فقیر جامعه متمرکز شده است و این نابرابری در استان‌های مختلف متفاوت است. متغیرهای اجتماعی اقتصادی از عوامل تأثیرگذار بر نابرابری در رضایت از زندگی در زنان است و باید برای کاهش نابرابری‌ها باید به این مسائل توجه کرد.
ترانه یوسفی نژادی، حمید سوری، عفت محمدی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

مقدمه و اهداف: اهداف توسعه پایدار شامل 17 هدف کلی است که یکی از آن‌ها به‌طور اختصاصی مرتبط با سلامت  است. هدف این مطالعه ارزیابی وضعیت شاخص‌های اهداف توسعه پایدار مرتبط با سلامت ایران در مقایسه با کشورهای منطقه و کل کشورهای عضو سازمان جهانی بهداشت بود.
روش کار: این پژوهش از با بهره‌گیری از داده‌های ثانویه به بررسی وضعیت شاخص‌های اهداف توسعه پایدار مرتبط با سلامت پرداخته است. منبع گردآوری داده‌های این مطالعه، آخرین داده‌های منتشرشده از سوی سازمان جهانی بهداشت 2017، بانک جهانی و سایر سازمان‌های بین‌المللی مانند سازمان ملل متحد و یونیسف بود. شاخص‌هایی که در آن‌ها، وضعیت ایران از میانگین منطقه پایین‌تر بود، برای بررسی و تحلیل بیشتر انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها، از چک‌لیستی که مطابق با اهداف پژوهش بود، بهره گرفته شد.
یافته‌ها: در ایران، شاخص‌های نسبت مرگ‌ومیر مادران (25 در 100 هزار نفر)، بروز سل (16 در 100 هزار نفر) و بروز مالاریا (5/0 در هزار نفر) نسبت به میانگین منطقه در وضعیت مطلوب قرار داشتند. شاخص‌هایی که ایران نسبت به میانگین منطقه در وضعیت نامطلوب قرار داشت، شامل مرگ‌ومیر ناشی از بلایای طبیعی، مرگ‌ومیر ناشی از مسمومیت غیرعمدی، مرگ‌ومیر ناشی از سوانح ترافیکی و سرانه مصرف الکل در جمعیت بالای 15 سال بودند.
نتیجه‌گیری: ایران در دستیابی به برخی اهداف پیشرفت داشته است، اما در کنترل و کاهش برخی شاخص‌ها نیاز به برنامه‌ریزی دقیق و اقدامات جدی دارد. اولویت بخشیدن به شاخص‌هایی که ایران در آن‌ها موفقیت چندانی نداشته باید موردتوجه جدی تصمیم‌گیرندگان قرار بگیرد.
حسین تیره، راضیه یوسفی، سید بهنام مظلوم‌شهری، محمد تقی شاکری،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده


مقدمه و اهداف: فشار خون به‌واسطه پیامدهای آن یک مشکل جهانی است. مدل‌های رگرسیون معمولی برای ارزیابی این مشکل محدودیت دارند، زیرا نمودار مرجع حاصل از یک جمعیت مشخص نمی‌تواند برای جمعیت دیگر مناسب باشد. مدل رگرسیون چندکی چندجمله ای، جایگزینی انعطاف‌پذیر است. این مطالعه با هدف تعیین مقادیر مرجع و منحنی‌های صدکی فشار خون در شهر مشهد انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی روی نمونه تصادفی شامل 6949 نفر از افرادی که برای غربالگری دیابت در سال 1389 به مراکز بهداشتی- درمانی منطقه ثامن مراجعه کرده بودند، انجام شد. تجزیه و تحلیل صدک‌های مختلف با متغیرهای جنس، سن، شاخص توده‌ی بدنی، دور کمر به باسن و فشار خون سیستولیک و دیاستولیک صورت گرفت. تمامی محاسبه‌ها با استفاده از نرم‌افزار R نسخه 3.0.1 انجام‌ شد.
یافته‌ها: 58/70 درصد از بین شرکت‌کنندگان مرد و 42/29 درصد زن بودند. یافته‌های مدل رگرسیون چندکی نشان داد که اغلب با افزایش متغیرهای سن، شاخص توده‌ی بدنی و نسبت دور کمر به باسن، فشار خون در تمامی صدک‌ها افزایش داشت. در تمامی متغیرها در صدک‌های 75ام و 95ام افراد دارای علائم فشار خون متوسط و بالا بودند و در سایر صدک‌ها افراد دارای فشار خون نرمال بودند.
نتیجه‌گیری: مدل به‌کار رفته اطلاعات بیشتری در مورد فشار خون و الگوهای مربوط به آن ارایه داد. با توجه به یافته‌ها به نظر می‌رسد نیاز به توجه بیشتری به افراد سالخورده و دارای اضافه وزن در صدک‌های 75 ام و 95 ام وجود دارد.
علی محمد مصدق راد، ابوالقاسم پوررضا، نسرین ابوالحسن بیگی گله زن، سید شهاب الدین شاه ابراهیمی،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده


مقدمه و اهداف: شاخص توسعه انسانی یک معیار رتبه‌بندی توسعه‌یافتگی کشورها و شاخص‌های مرگ‌ومیر مهم‌ترین شاخص‌های سلامت هستند. هدف این مطالعه تعیین ارتباط بین شاخص توسعه انسانی و شاخص‌های مرگ مادران، نوزادان، شیرخواران و کودکان زیر 5 سال در ایران است.
روش کار: مطالعه طولی حاضر در بازه زمانی 1384 تا 1395 انجام شد. برای بررسی همبستگی بین شاخص‌های مذکور از آزمون همبستگی پیرسون و برای تعیین میزان تأثیر شاخص توسعه انسانی بر شاخص‌های مرگ‌ومیر از معادلات رگرسیون استفاده شد.
یافته‌ها: شاخص توسعه انسانی در ایران از 690/0 در سال 1384 به 774/0 در سال 1395 افزایش یافت (12 درصد افزایش). در سال 1395 میزان میرایی مادران 26 درصد، میزان میرایی نوزادان 41 درصد، میزان میرایی شیرخواران 52 درصد و میزان میرایی کودکان زیر 5 سال 42 درصد نسبت به سال 1384 کاهش یافت. شاخص توسعه انسانی دارای همبستگی منفی با میزان مرگ مادران، نوزادان، شیرخواران و کودکان زیر 5 سال بود. برای کاهش یک مرگ مادر در هر صد هزار تولد زنده شاخص توسعه انسانی باید 01/0 افزایش یابد. افزایش به میزان 014/0، 009/0 و 008/0 در شاخص توسعه انسانی منجر به کاهش یک مرگ نوزاد، شیرخوار و کودک زیر 5 سال به ازای هر هزار تولد زنده می‌شود.
نتیجه‌گیری: با افزایش شاخص توسعه انسانی میزان‌های میرایی مادران، نوزادان، شیرخواران و کودکان زیر 5 سال کاهش می‌یابند. سیاست‌گذاران و مدیران باید نسبت به تخصیص بهینه منابع عمومی کشور بین بخش‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی کشور اقدام کنند.
فاطمه شهبازی، حمید سوری، سهیلا خداکریم، محمدرضا قدیرزاده، سید سعید هاشمی نظری،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده


مقدمه و اهداف: هدف این مطالعه، بررسی نابرابری‌های جغرافیایی و اجتماعی - اقتصادی در مرگ‌و‌میر ناشی از سوانح ترافیکی در ایران در سال 1394 بود.
روش کار: در این پژوهش توصیفی‌- مقطعی اطلاعات تمامی افرادی که در سال 1394 به دلیل سوانح ترافیکی فوت کرده ‌بودند، از سازمان پزشکی قانونی کشور دریافت شد. برای تعیین نابرابری در میزان مرگ‌و‌میر ناشی از سوانح ترافیکی بر اساس سطوح جغرافیایی از شاخص‌ آنتروپی تایل و به‌منظور سنجش نابرابری بر‌اساس سطوح تحصیلاتی متوفیان از شاخص تمرکز مطلق و نسبی استفاده ‌شد.
یافته‌ها: بر‌اساس یافته‌های این مطالعه، میزان مرگ‌ومیر ناشی از سوانح ترافیکی در کل کشور 5/21 به‌ازای هر صدهزار نفر جمعیت بود. شاخص تایل برای مرگ‌ومیر ناشی از سوانح ترافیکی در بین استآن‌های کشور 06/0 به دست آمد که بیانگر توزیع نابرابر میرایی ناشی از سوانح ترافیکی در بین استآن‌های کشور بود. هنگامی که نابرابری را در سطوح جغرافیایی کوچک‌تر یعنی در بین شهرستآن‌های هر استان سنجیده شد، یافته‌ها بیانگر توزیع یکنواخت و عادلانه در بین سطوح جغرافیایی کوچک‌تر بود. شاخص تمرکز 13/0- (فاصله اطمینان 95 درصد: 16/0-41/0-) نیز بیانگر توزیع عادلانه‌ی سوانح ترافیکی در بین زیرگروه‌های تحصیلاتی متوفیان بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد مصدوم شدن به دنبال تصادف در راه اصلی خطر مرگ بیش‌تری دارد. در ارایه خدمات پیش‌بیمارستانی توجه به سن، وضع فشار خون، نبض، وضع مصدوم و نوع تروما می‌تواند بر بقای افراد تأثیر‌گذار باشد. بهتر است کارکنان پیش‌بیمارستانی با مهارت ناکافی از مداخله‌های جایگزین لوله‌گذاری داخل تراشه، برای تأمین راه هوایی استفاده کنند.
محمد پوررنجبر، حسین جمالی زاده، محمد مهرتاش، کورس دیوسالار،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده


مقدمه و اهداف: یکی از دوران‌های حساس زندگی یک زن، دوره یائسگی است. افزایش سطح سلامت در این دوران می‌تواند کیفیت زندگی بهتری را برای او رقم‌زده و ثمرات زیادی برای وی داشته باشد. هدف از این مطالعه، ارزیابی رابطه سطح فعالیت بدنی و سطح سلامت زنان یائسه در استان کرمان بود.
روش کار: 536 زن یائسه استان کرمان مد نظر قرار گرفتند. از پرسشنامه سلامت عمومی گلدنبرگ برای سنجش سطح سلامت و برای سطح فعالیت بدنی از پرسشنامه عمومی فعالیت ورزشی (GPAQ) استفاده شد. از فرمول شاخص توده بدنی برای اندازه‌گیری BMI استفاده شد. در نهایت باتوجه به طبیعی نبودن توزیع داده‌ها از آمار غیر نرمال اسپیرمن، کروسکال والیس و بونفرونی استفاده شد.
یافته‌ها: سطح  فعالیت بدنی در زنان یائسه استان کرمان پایین‌تر از مقدار توصیه شده توسط سازمان جهانی بهداشت بود. یافته‌ها نشان داد که رابطه آماری معنی‌داری بین فعالیت بدنی و سطح سلامت (259/0r=) در زنان یائسه استان کرمان وجود دارد (001/0 P≤). شاخص توده بدنی و سطح سلامت رابطه معکوس و معنی‌داری (186/0-) با یکدیگر داشتند (001/0 P≤).
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها، رابطه آماری معنی‌داری بین سطح فعالیت بدنی و سطح سلامت عمومی زنان یائسه مشاهده شد و با توجه به تأثیر فعالیت بدنی بر سلامت می‌توان گفت احتمالاً افزایش سطح فعالیت بدنی زنان یائسه استان کرمان بتواند سطح سلامت و شاخص توده بدنی آن‌ها را بهبود بخشید.
مقدمه و اهداف: یکی از دوران‌های حساس زندگی یک زن، دوره یائسگی است. افزایش سطح سلامت در این دوران می‌تواند کیفیت زندگی بهتری را برای او رقم‌زده و ثمرات زیادی برای وی داشته باشد. هدف از این مطالعه، ارزیابی رابطه سطح فعالیت بدنی و سطح سلامت زنان یائسه در استان کرمان بود.
روش کار: 536 زن یائسه استان کرمان مد نظر قرار گرفتند. از پرسشنامه سلامت عمومی گلدنبرگ برای سنجش سطح سلامت و برای سطح فعالیت بدنی از پرسشنامه عمومی فعالیت ورزشی (GPAQ) استفاده شد. از فرمول شاخص توده بدنی برای اندازه‌گیری BMI استفاده شد. در نهایت باتوجه به طبیعی نبودن توزیع داده‌ها از آمار غیر نرمال اسپیرمن، کروسکال والیس و بونفرونی استفاده شد.
یافته‌ها: سطح  فعالیت بدنی در زنان یائسه استان کرمان پایین‌تر از مقدار توصیه شده توسط سازمان جهانی بهداشت بود. یافته‌ها نشان داد که رابطه آماری معنی‌داری بین فعالیت بدنی و سطح سلامت (259/0r=) در زنان یائسه استان کرمان وجود دارد (001/0 P≤). شاخص توده بدنی و سطح سلامت رابطه معکوس و معنی‌داری (186/0-) با یکدیگر داشتند (001/0 P≤).
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها، رابطه آماری معنی‌داری بین سطح فعالیت بدنی و سطح سلامت عمومی زنان یائسه مشاهده شد و با توجه به تأثیر فعالیت بدنی بر سلامت می‌توان گفت احتمالاً افزایش سطح فعالیت بدنی زنان یائسه استان کرمان بتواند سطح سلامت و شاخص توده بدنی آن‌ها را بهبود بخشید.
نسرین مقیمی، قباد مرادی، شیلان امیری، افشین سعیدی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده

مقدمه و اهداف: آرتریت روماتوئید بیماری مزمن و پیشرونده مفاصل است که با علایم مفصلی و سیستمیک خود را نشان می‌دهد. هدف این مطالعه تعیین کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید و ارتباط آن با شاخص توده بدنی بود.
روش کار: این پژوهش از نوع مطالعه توصیفی- تحلیلی است، که روی 195 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید در بیمارستان توحید سنندج انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای شامل مشخصات دموگرافیک، بالینی بیماری و کیفیت زندگی بود که بر اساس ابزار SF-36 جمع‌آوری شد.
یافته‌ها: در این مطالعه افرادی که شدت بیماری بالای 6/2 بر حسب معیار Disease Activity Score 28 داشتند در مردان ۴۰ درصد، و در زنان ۵۸ درصد بود. کیفیت زندگی در هریک از ابعاد عملکرد فیزیکی، انرژی/ خستگی و سلامت عمومی در گروه زنان و مردان تفاوت آماری معنی‌داری داشته است (05/0P<). کیفیت زندگی در تمام ابعاد با شاخص BMI ارتباط معکوس نشان داده است. بین شدت بیماری و هر یک از ابعاد درد، سلامت عمومی و تغییرات عمومی ارتباط آماری معنی‌داری دیده شد ( 05/0P<).
نتیجه‌گیری: کیفیت زندگی در بیماران مبتلا با آرتریت روماتوئید می‌تواند با شاخص توده بدنی و شدت بیماری آرتریت روماتوئید در ارتباط باشد بنابراین به نظر می‌رسد لازم است سیاست‌گذاران سلامت یا پزشکان بالینی که با این گروه از بیماران در ارتباط هستند، توجه بیش‌تری در خصوص این دو فاکتور در افزایش کیفیت زندگی آن‌ها داشته باشند.
مقدمه و اهداف: آرتریت روماتوئید بیماری مزمن و پیشرونده مفاصل است که با علایم مفصلی و سیستمیک خود را نشان می‌دهد. هدف این مطالعه تعیین کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید و ارتباط آن با شاخص توده بدنی بود.
روش کار: این پژوهش از نوع مطالعه توصیفی- تحلیلی است، که روی 195 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید در بیمارستان توحید سنندج انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای شامل مشخصات دموگرافیک، بالینی بیماری و کیفیت زندگی بود که بر اساس ابزار SF-36 جمع‌آوری شد.
یافته‌ها: در این مطالعه افرادی که شدت بیماری بالای 6/2 بر حسب معیار Disease Activity Score 28 داشتند در مردان ۴۰ درصد، و در زنان ۵۸ درصد بود. کیفیت زندگی در هریک از ابعاد عملکرد فیزیکی، انرژی/ خستگی و سلامت عمومی در گروه زنان و مردان تفاوت آماری معنی‌داری داشته است (05/0P<). کیفیت زندگی در تمام ابعاد با شاخص BMI ارتباط معکوس نشان داده است. بین شدت بیماری و هر یک از ابعاد درد، سلامت عمومی و تغییرات عمومی ارتباط آماری معنی‌داری دیده شد ( 05/0P<).
نتیجه‌گیری: کیفیت زندگی در بیماران مبتلا با آرتریت روماتوئید می‌تواند با شاخص توده بدنی و شدت بیماری آرتریت روماتوئید در ارتباط باشد بنابراین به نظر می‌رسد لازم است سیاست‌گذاران سلامت یا پزشکان بالینی که با این گروه از بیماران در ارتباط هستند، توجه بیش‌تری در خصوص این دو فاکتور در افزایش کیفیت زندگی آن‌ها داشته باشند.

الهام عبدالمالکی، ژاله عبدی، مهشاد گوهری مهر، رضوانه الوندی، سهند ریاضی اصفهانی، الهام احمدنژاد،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

مقدمه و اهداف: نظارت‎بر پیشرفت اهداف سلامت (با تمرکز بر پوشش همگانی سلامت) از طریق دو پیمایش‌ خوشه‌ای شاخص‌های چندگانه و جمعیت و سلامت (مبتنی‎بر خانوار) هستند؛ انجام می‌شود. هدف این مقاله ارزیابی اجرای این پیمایش‏ها در کشورهای منطقه مدیترانه شرقی، بررسی وضعیت ایران در اجرای پیمایش‌ها و هم‌چنین یافتن بهترین گزینه برای اجرا در ایران است.
روش کار: در این مطالعه مروری (با بررسی پایگاه اطلاعاتی مربوط به سازمان‌های متولی این پیمایش‌ها)، تاریخچه اجرا، دستورالعمل‌های که شامل ابزارها، پروتکل و هم‌چنین شاخص‌های استخراج‌شده از این دو پیمایش بود، موردبررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: در منطقه مدیترانه شرقی، 26 بار DHS و 56 بار MICS انجام شده است. عراق بیش‌ترین تعداد MICS و مصر بیش‌ترین تعداد DHS را انجام داده‌اند. آخرین MICS انجام‌شده نسخه 6 و آخرین DHS نسخه 7 است. در گزارش‌های جهانی تعداد پیمایش‌های DHS برای ایران صفر گزارش شده است، اما با توجه به گزارش‌های رسمی کشوری، ایران طی 5 دوره، یک یا تلفیقی از 2 پیمایش را از سال 1995 اجرا کرده است.
نتیجه‌گیری: منطقه مدیترانه شرقی، در اجرای پیمایش‌ها فعال عمل کرده است. اکنون انتخاب این‌که کدام پیمایش در ایران انجام شود؛ تفاوتی ندارد، بلکه نکته مهم این است که در جهت رسیدن به روند جهانی انجام این پیمایش‌ها، ایران (با توجه به تعهدات بین‌المللی در زمینه پایش و ارزیابی پوشش همگانی سلامت) باید در سال‎های آتی حداقل یکی از آن‌ها را اجرا کند. درصورتی‌که فقط یک پیمایش انتخاب شود، بر اساس یافته‌های حاصل از مطالعه و مقایسه‌های انجام‌شده DHS برای شرایط ایران مناسب‌تر است.
 
معین هادیان، مریم تاجور، میرسعید یکانی نژاد، محمد عرب،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

مقدمه و اهداف: هدف اصلی این مطالعه، بررسی توان پیش‌‌بینی کنندگی شاخص توسعه انسانی تعدیل‌یافته براساس نابرابری(IHDI)  در مقایسه با شاخص توسعه انسانی (HDI)، در خصوص سهم مرگ‌های ناشی از بیماری‌های غیرواگیر(NCD)  در بین تمامی مرگ‌ها، در جهان و ایران است.
روش کار: داده‌های این مطالعه اکولوژیک، از گزارش‌های برنامه توسعه انسانی سازمان ملل متحد و سازمان جهانی بهداشت استخراج شده و مربوط به سال 2015 هستند. برای بررسی هم‌بستگی بین HDI و IHDI با سهم مرگ‌های ناشی از NCDها، از آزمون هم‌بستگی پیرسون و برای تعیین تاثیر آن‌ها بر متغیر وابسته، از مدل‌های رگرسیون خطی استفاده شد.
یافته‌ها: در سطح معناداری 01/0P<، متغیر وابسته، هم‌بستگی مثبت و بسیار قوی‌ای با هر یک از شاخص‌‌های 892/0=HDI  و 899/0=IHDI  نشان دادند. رگرسیون خطی ساده نشان داد که HDI به تنهایی، متغیر وابسته را به‌خوبی پیش‌بینی می‌کند (794/0Adj. R2= و 001/0P<)، اما در مدل رگرسیونی خطی چند متغیره، هنگامی‌که IHDI به همراه HDI وارد مدل شدند، IHDI توانست متغیر وابسته را به‌خوبی پیش‌بینی نماید (809/0Adj. R2= و 001/0=P)، درحالی‌که رابطه HDI و متغیر وابسته دیگر معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: با وجودی که HDI، پیش‌گویی‌کننده مهمی از وضعیت NCDها است، اما در حضور IHDI تأثیر خود را از دست می‌دهد. بنابراین IHDI که تأثیر نابرابری‌ها بر توسعه انسانی را در دل خود دارد، علاوه بر HDI، می‌تواند اطلاعات‌دهنده بسیار خوبی در خصوص وضعیت مرگ‌های ناشی از NCDها باشد.
 
مریم شامی، پروین عضدی، مرضیه محمودی، سعید نجف پور بوشهری، فائزه جهان پور،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: فعالیت بدنی یکی از اجزای سبک زنـدگی است که به‌عنوان یک رفتار مهم ارتقا دهنده سلامت باعـث پیشگیری و به تأخیر انداختن انــواع بیماری‌های مزمن و مرگ‌ومیر زودرس می‌شود. با توجه به کاهش مقدار فعالیت بدنی در سال‌های اخیر، این مطالعه با هدف بررسی فعالیت بدنی دانش‌آموزان دوره ابتدایی شهر بوشهر در سال ۱۳۹۸ انجام یافته است.
روش کار: در این مطالعه توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی، جامعه پژوهش شامل تمامی دانش‌آموزان ابتدایی شهر بوشهر بود، تعداد ۴۰۶ دانشآموز به روش نمونه‌گیری تصادفی چند مرحله‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه استاندارد سطح فعالیتبدنی کودکان استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۰ از آزمون‌های آماری t‌ مستقل، تحلیل واریانس یک‌طرفه، ضریب همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین نمره فعالیت بدنی شرکت‌کنندگان 84/0± 27/3 بود، که بیان کننده سطح متوسطی از فعالیت بدنی است. بین فاکتورهای جمعیت‌شناختی (تحصیلات پدر و مادر، مقطع تحصیلی و شاخص توده بدنی) با فعالیت‌بدنی ارتباط آماری معنی‌دار مشاهده شد. دانش‌آموزانی که والدین آن‌ها دارای سطح تحصیلات بالاتری بودند، فعالیت‌بدنی بیش‌تری داشتند و افردای که چاق بودند فعالیت بدنی کم‌تری داشتند.
نتیجه‌گیری: بین عدم فعالیت بدنی و افزایش شیوع اضافه وزن و چاقی  ارتباط مستقیمی وجود دارد و توجه بـه شـیوه زنـدگی افـراد به‌ویژه کودکان و نوجوانان که در سنین یادگیری هستند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بنابراین لازم است در راستای ارتقای مقدار فعالیت ‌بدنی دانش‌آموزان، برای آموزش و فرهنگ‌سازی لازم، اهتمام بیش‌تری به عمل آید.

سارا نجیبی، شاداب شاه علی، خدیجه حکمت، بهمن چراغیان،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: سلامت رشد کودک از مسأله‌های تأثیرگذار بر سلامت جامعه است. نظر به اهمیت نقش مادران شاغل در خانواده و جامعه‌ای سالم، این مطالعه با هدف بررسی ارتباط وضعیت اشتغال مادران با شاخص‌های رشد شیرخواران 12-9 ماهه اهواز طراحی و اجرا شد.
روش کار: این مطالعه کوهورت آینده‌نگر روی 345 نفر از شیرخواران 12-9 ماهه دارای مادر شاغل و خانه‌دار که به مراکز بهداشتی اهواز مراجعه کرده بودند؛ انجام شد. نمونه‌گیری به روش غیراحتمالی سهمیه‌ای و ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه پژوهشگرساخته بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 22، آزمون‌های مربع کای، آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: در گروه مادران شاغل تمام‌وقت، 2/54 درصد شیرخواران رشد مطلوب وزنی و 8/45 درصد رشد نامطلوب، در گروه پاره‌وقت، 6/69 درصد شیرخواران رشد مطلوب وزنی و 4/30 درصد رشد نامطلوب و در گروه خانه‌دار 7/68 درصد شیرخواران رشد مطلوب وزنی و 3/31 درصد رشد نامطلوب داشتند. وزن شیرخواران در گروه تمام‌وقت با پاره‌وقت (01/0 P=) و تمام‌وقت با خانه‌دار (04/0 P=) تفاوت معنی‌دار داشت، اما در گروه پاره‌وقت و خانه‌دار (87/0P=) تفاوت معنی‌دار یافت نشد. بین شغل مادران و وضعیت رشد قدی (11/0P=) و رشد دورسر شیرخواران رابطه معنی‌دار یافت نشد (08/0P=).
نتیجه‌گیری: رشد شیرخواران درگروه شغلی تمام‌وقت از سطح پایینی برخوردار است، پیشنهاد می‌شود از ساعات کاری مادران شاغل تمام‌وقت تا زمانی که کودک شیرخوار دارند، کاسته شود.

لیلا حلیمی، اسحاق درتاج رابری، رضا مجدزاده، علی اکبر حقدوست،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده

مقدمه و اهداف: در سنین نوجوانی تمایل برای تقویت شبکه اجتماعی در مدارس بیشتر است که به انتقال اطلاعات می ­انجامد. این مطالعه خصوصیات افراد تاثیرگذار بر انتقال اطلاعات بین دانش آموزان در کلاس را بررسی می کند.
روش کار: مطالعه روی350 دانش ­آموز پسر و دختر مقاطع راهنمایی و متوسطه مدارس شهر همدان انجام شد که برای هر کلاس دو شبکه ترسیم گردید. شبکه ارتباطی، ارتباطات عادی دانش آموزان در کلاس و شبکه اطلاعاتی، انتقال اطلاعات حساس مرتبط با بلوغ بود. شاخص مرکزیت شبکه محاسبه شد. عوامل تاثیرگذار بر انتقال اطلاعات با استفاده از پرسشنامه بررسی شد.
یافته ­ها: شاخص مرکزیت در شبکه اجتماعی پسرها بیشتر از دخترها به ترتیب (55/4% در مقابل 47/6% در شبکه ارتباطی و 33/4% در مقابل 20/1% در شبکه اطلاعاتی) بود. اندازه مرکزیت دانش­ آموزان با صرف زمان بیشتر در ارتباطات هر دانش آموز با همکلاسی های خود، از نظر آماری معنی دار بود.  همچنین با بالا رفتن مقطع تحصیلی و سن شاخص مرکزیت در شبکه ارتباطی و به خصوص اطلاعاتی بیشتر بود.
نتیجه­گیری: پسران در دوران نوجوانی شبکه ارتباطی گسترده­تری در درون کلاس دارند و در انتقال اطلاعات بلوغ تواناتر هستند. ارتباط مناسب و توانایی برقراری ارتباط آسان، داشتن اطلاعات در زمینه بلوغ و اختصاص دادن زمان کافی در برقراری ارتباط با همکلاسی ها از عوامل موثر بر انتقال اطلاعات بین نوجوانان در مدارس است.

سحر نجفی زاده، سید وحید احمدی طباطبایی، فاطمه دهنویه تیجنگ، سمیه نوری حکمت،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: منابع انسانی نقش مهمی در ارائه خدمات بهینه مراقبت های بهداشتی به مردم ایفا می کنند. گسترش پوشش مراقبت های بهداشتی اولیه به دلیل نقش محوری آنها نیازمند تمرکز بیشتر بر نیروی کار مراقبت های بهداشتی است. این مطالعه با هدف ارزیابی حجم کار و نیاز به کارکنان بهداشتی اولیه و ماماها در کرمان، ایران با استفاده از روش شاخص‌های حجم کار نیاز به نیروی انسانی (WISN) انجام شد.
روش کار: جهت برآورد نیاز کارکنان از یک مطالعه توصیفی مقطعی در چهار مرکز بهداشتی درمانی منتخب شهر کرمان، در دو گروه استفاده شد. در مجموع 118 فعالیت برای بهورزان و 89 فعالیت برای ماماها با همکاری پنل های متخصصین و بررسی جامع نظام یکپارچه سلامت ایران (سیب) شناسایی شد. پس از آن، تمام فعالیت‌ها در هر یک از چهار مرکز بهداشتی با استفاده از کرونومتر زمان‌بندی دقیق شدند و میزان ها و نسبت‌های WISN با استفاده از نرم افزار مایکروسافت اکسل 2010 محاسبه شدند.
یافته‌ها: بر اساس محاسبات WISN مازاد نیروی مراقب سلامت در سه مرکز ب، ج و د نشان داده شد. با این حال، در مرکز الف، نیروی کار کافی درنظر گرفته می‌شود. برعکس، کمبود ماماها در دو مرکز الف و ب با نسبت WISN به ترتیب  0/67 و 0/50 مشاهده شد، در حالی که مرکز ج مازاد نیروی کار را با نسبت WISN برابر با 2/0 نشان داد. قابل ذکر است که به طور متوسط ​​50 درصد از حجم کار کارکنان در هر دو دسته شامل فعالیت های حمایتی و اضافی است.
نتیجه‌گیری: جالب اینجاست که علیرغم 75 درصد موارد که حاکی از مازاد یا کفایت کارمندان است، کارکنان همچنان با فشارهای کاری بالا دست و پنجه نرم می کنند. به نظر می رسد این ناهنجاری با حجم قابل توجهی از فعالیت های پشتیبانی و اضافی مرتبط باشد. علاوه بر این، حجم کاری شدید در طول روزها و ساعات خاص به احساس فشار فراگیر در طول هفته تبدیل می شود. به عنوان یک راه حل بالقوه، معرفی یک سیستم نوبت دهی در بخش مراقبت های بهداشتی اولیه می تواند این مشکل را کاهش دهد.

پردیس محمدزاده، مریم افرایی، الهام نوری، محمدعزیز رسولی، قباد مرادی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف مقایسه وضعیت سلامت ایران با کشورهای منطقه مدیترانه شرقی در شاخص­ های مختلف سلامت انجام شده است.
روش کار: اطلاعات مربوط به 27 شاخص سلامت در سال 1402 از سه منبع WHO، EMRO و World Bank جمع آوری شد. سپس در پنج دسته شامل: دسته اول شاخص های مرگ و میر و بیماری، دسته دوم شاخص های عوامل خطر تغذیه و بیماری های غیر واگیر، دسته سوم شاخص های تامین مالی سلامت، دسته چهارم شاخص ­های مادری و ایمن سازی، و دسته پنجم شاخص­ های نیروی کار سلامت دسته بندی گردید. در این مطالعه با روش MEREC که روش مبتنی بر اثرات حذف معیارهاست، وزن شاخص­ ها تعیین گردید. سپس با روش MARCOS که یکی از روش ­های جدید تصمیم گیری چند معیاره است، رتبه بندی کشورها انجام شد.
یافته‌ها: کشور های قطر، عربستان و امارات بهترین وضعیت را داشتند. ایران در دسته­ های اول تا پنجم ذکر شده در بخش روش کار  به ترتیب رتبه های 8، 6، 7، 4 و 13 را داشت. همچنین در رتبه بندی کلی برای همه‌ی این شاخص ­ها، ایران دارای دهمین رتبه در بین کشورهای منطقه بود.
نتیجه‌گیری: بسیاری از محققان و سیاست گذاران وضعیت سلامت در ایران را بر اساس شاخص ­های سلامت معرفی شده ارزیابی می ­کنند. با توجه به وضعیت کلی ایران در منطقه مدیترانه شرقی، پیشنهاد می­ شود که ایران برای ارتقای جایگاه خود در منطقه تلاش مضاعفی داشته باشد.

زهرا گائینی، هانیه مالمیر، سودا علیوردی زاده، پروین میرمیران، فریدون عزیزی،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: مطالعات محدودی در زمینه نسبت‌های چربی­ های رژیم غذایی محاسبه‌ شده در قالب شاخص ­های کیفیت چربی، موجود است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین شاخص­ های کیفیت چربی رژیم غذایی و خطر بروز بیماری­ های قلبی-عروقی در یک جمعیت بزرگسال ایرانی می­ باشد.
روش کار: برای انجام این مطالعه، 1849 نفر از بزرگسالان شرکت­ کننده در مرحله سوم مطالعه قند و لیپید تهران (سال 87-1384)، مطابق معیارهای ورود مطالعه انتخاب شده و تا سال 1396 (حدود 10 سال) مورد پیگیری قرار گرفتند. دریافت­ های غذایی در ابتدای مطالعه با استفاده از یک پرسشنامه بسامد خوراک 168-موردی ارزیابی گردید. خطر بروز بیماری ­های قلبی-عروقی، تعدیل ­شده برای مخدوشگرهای احتمالی، در سهک ­های هریک از شاخص ­های کیفیت چربی­ های رژیمی شامل شاخص آتروژنیک، شاخص ترومبوژنیک، شاخص ارتقاء سلامت، نسبت اسیدهای چرب چندغیراشباع به اسیدهای چرب اشباع و نسبت اسیدهای چرب هیپوکلسترولمیک به هیپرکلسترولمیک با استفاده از آزمون رگرسیون کاکس تخمین زده شد.
یافته ­ها: میانگین (انحراف معیار) سن شرکت ­کنندگان 45/9 (11/0) سال بود. در مدت 10/6 سال پیگیری، 172 نفر از شرکت­ کنندگان به بیماری­ های قلبی-عروقی مبتلا شدند. در مدل خام، خطر بروز بیماری­ های قلبی-عروقی در شرکت­ کنندگان در بالاترین سهک شاخص ترومبوژنیک، 46 درصد بیشتر بود (نسبت مخاطره= 1/46، حدود اطمینان 95%: 2/15-1/00). با این حال این ارتباط در مدل ­های تعدیل شده معنادار باقی نماند. همچنین، هیچ ارتباط معنی‌داری بین سایر شاخص‌های کیفیت چربی رژیم غذایی و خطر بروز بیماری­ های قلبی-عروقی در مدل‌های خام و تعدیل ‌شده وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: در مطالعه حاضر هیچ ارتباط معناداری میان شاخص­ های کیفیت چربی­ های رژیمی و بروز بیماری­ های قلبی-عروقی مشاهده نشد.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله اپیدمیولوژی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb