13 نتیجه برای برآورد
علیرضا سلطانیان، سقراط فقیه زاده، عباس گرامی، داریوش مهدی برزی، جینگ چنگ،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده
مقدمه و اهداف: درکارآزماییهای بالینی برخی افراد نسبت به دریافت درمان خود تمکین نمیکنند. استراتژی معمول در تحلیل آزمایشات تصادفی، است که در صورت وجود عدم تمکین بیماران برآوردهای نامعتبری از اثرات درمانی ارائه میکند. در این مطالعه اثر درمان را درمقایسه با دارونما در حضور عدم تمکین بیماران تعدیل خواهیم نمود.
روش کار: در بررسی کارایی مدل آماری پیشنهاد شده در این مقاله، از دادههای یک کارآزمایی بالینی متقاطع استفاده شده که در آن 42 بیمارمبتلابه استئوارتریت زانو شرکت داشته و اثر یک پماد ساختگی در مقایسه بامصرف دارونما مورد بررسی قرار گرفته است. برای تعدیل اثر عدم تمکین بیماران از متوسط نسبت تمکین بهرهمند شده و با روش حداکثر درستنمایی به برآورد پارامترها پرداخته شده است.
نتایج: نتایج نشان داد که توزیع متغیرهای پایهای مانند مدت زمان ابتلا به بیماری، شدت بیماری، سن، جنس و غیره دربین دو گروه درمانی اختلاف معنیداری ندارند (05/0 P>). خطای معیار برآورد شده برای تفاضل اثرات درمانی tD بر اساس مدل تعدیل یافته به مراتب کوچکتر از مدل استاندارد بود (به ترتیب برابر با 09/0 و 12/0). همچنین آماره نسبت درستنمایی بدست آمده بر پایه مدل تعدیل یافته نسبت به مدل استاندارد کوچکتر (7/1177 در مقابل 1/1205) بود.
نتیجهگیری: بر پایه خطای معیار و آماره نسبت درستنمایی بدست آمده میتوان گفت که مدل تعدیل یافته برآوردهای کاراتر و معتبرتری را نسبت به مدل استاندارد ارائه میکند.
واژگان کلیدی: کارآزمایی بالینی متقاطع، Intention-to-treat، عدم تمکین، برآورد حداکثر درستنمایی
فاطمه محمد زاده، سقراط فقیه زاده، احمد رضا باغستانی، محسن اسدی لاری، محمد رضا واعظ مهدوی، جلیل عرب خردمند، احمد علی نوربالا، محمد مهدی گلمکانی، علی اصغر حائری مهریزی، رامین کردی،
دوره 9، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
مقدمه و اهداف: درد مزمن یکی از مشکلات مهم سلامت است و برای بررسی اپیدمیولوژیک آن، به داشتن برآوردهای معتبر از شیوع آن نیاز است. هدف از این مطالعه، بررسی اپیدمیولوژی درد مزمن در سطح 368 محله شهر تهران با بهرهگیری از روش برآوردیابی کوچک ناحیهای است.
روش کار: دادههای مربوط به قسمت درد از دور دوم طرح سنجش عدالت در شهر (Urban HEART) که از یک فرد منتخب از 23457 خانوارتهرانی، با استفاده از روش نمونهگیری چندمرحلهای تصادفی، در سال 1390گردآوری شده بود، تجزیه و تحلیل شد. برای بهدست آوردن برآوردهای قابل اعتماد از شیوع درد مزمن در محلههای تهران، از یک مدل آمیخته خطی تعمیمیافته و رویکرد بیز سلسله مراتبی استفاده شد و سپس، قابلیت اطمینان به برآوردهای بهدست آمده ارزیابی گردید. برای این کار، از نرمافزارهای R نسخه
2. 12. 2، WinBUGS و ArcGISاستفاده شد.
نتایج: برآورد میانگین شیوع درد مزمن درمحلههای شهر تهران 5/25% بود و ناهمگنی بسیاری از نظر شیوع درد مزمن در این محلهها مشاهده شد. شیوع درد مزمن در افراد متأهل، خانهدار، بازنشسته و مستمریبگیر بهطور معناداری بیشتر بود و با سن، وضعیت تحصیلی، افسردگی و اضطراب نیز ارتباطی معنیدار داشت (05/0P<). روشهای ارزیابی، قابل اطمینان بودن برآوردهای بیزی بهدست آمده را نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج بیانگر شیوع قابل توجه درد مزمن در تهران است، از این رو، توجه مسئولان و برنامهریزان برای پیشگیری، درمان و کاهش آثارآن ضروری به نظر میرسد.
سلمان دانشی، علی اکبر حقدوست، محمد رضا بانشی، فرزانه ذوالعلی،
دوره 10، شماره 3 - ( 9-1393 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در برخی از کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه پس از حوادث غیر مترقبه، سامانه ثبت اطلاعات وجود ندارد. هدف این پژوهش استفاده از روش برآوردبرآورد غیر مستقیم به شیوه بسط شبکهای برای برآورد موارد مرگومیر حاصل از ضایعه نخاعی و تعداد قطع عضو و مرگومیر در اثر زلزله بم بود.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی است. برای برآورد تعداد بیماران این آسیبها از روش برآورد بسط شبکهای استفاده گردید. 80 خانوار در نقاط مختلف شهرستان بم زندگی میکردند؛ انتخاب شدند. از افراد پرسیده شد که در همسایگی خود سه خانه سمت راست و سه خانه سمت چپ، تعداد مرگ و تعداد بیماران ضایعه نخاعی فوت شده یا دچار قطع عضو (دست و پا) در اثر زلزله شده بودند را به یاد آورند.
نتایج: تعداد کل افراد فوت شده در اثر زلزله 54041 نفر برآورد شد. همچنین موارد مرگ در اثر ضایعه نخاعی 622 نفر، تعداد کل بیماران دچار قطع دست برابر با 519 نفر، و تعداد کل بیماران دچار قطع پا برابر با 519 نفر برآورد شد.
نتیجهگیری: برای اقدامات بهتر برای پیشگیری سطح سوم و تخصیص منابع نیاز به داشتن سامانه ثبت اطلاعات دقیقی در رابطه با تعداد و انواع آسیبها وجود دارد . حال که چنین سامانه ثبت اطلاعاتی وجود ندارد. به نظر میرسد در بین روشهای برآورد غیر مستقیم، روش بسط شبکهای روش مناسبی برای برآورد چنین آسیبهایی باشد.
محمود خدادوست، پروین یاوری، سید سعید هاشمی نظری، مسعود بابایی، علیرضا ابدی، فاطمه سروی،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده
مقدمه و اهداف: آگاهی از میزان بروز سرطان برای برنامههای پیشگیری و کنترل سرطان ضروری است. روش صید- بازصید برای کاهش سوگرایی و افزایش دقت برآورد بروز سرطان توصیه شده است. هدف از این مطالعه، برآورد میزان بروز سرطان معده با روش صید- بازصید با استفاده از دادههای ثبت سرطان مبتنی بر جمعیت در استان اردبیل بوده است.
روش کار: تمامی موارد جدید سرطان معده گزارش شده از سه منبع پاتولوژی، مستندات بیمارستانی و گواهی مرگ به مرکز ثبت سرطان مبتنی بر جمعیت استان اردبیل در سالهای 1385 و 1387 به مطالعه وارد گردید. موارد مشترک بین منابع براساس تشابه نام، نامخانوادگی و نام پدر شناسایی شدند و در نهایت برآورد بروز توسط روش لگ خطی و با استفاده از نرمافزار آماری Stata 12 محاسبه شد.
نتایج: در مجموع 857 مورد جدید سرطان معده از سه منبع گزارش شدند. میزان بروز گزارش شده پس از حذف موارد تکراری برای سالهای 1385و 1387 به ترتیب برابر با 3/35و 5/32 درصدهزار نفر بود و میزان بروز برآورد شده برای این سالها به وسیله روش لگ خطی به ترتیب 2/96و 4/90 در صدهزار نفر برآورد شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که هیچیک از منابع پاتولوژی، مستندات بیمارستانی و ثبت مرگ به تنهایی و یا در مجموع پوشش کاملی از موارد بروز سرطان معده را نداشتهاند و با استفاده از روش صید- بازصید میتواند میزان بروز دقیقتری را برآورد نمود.
محمد خدادوست، پروین یاوری، مسعود بابایی، فاطمه سروی، سید سعید هاشمی نظری،
دوره 11، شماره 3 - ( 8-1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سیاستگذاران حوزهی بهداشت لازم است بدانند دادههایی که مبنای تصمیمگیری آنان را تشکیل میدهد تا چه اندازه قابل اعتماد است. میزان کاملشماری ثبت بهعنوان معیاری از کیفیت ثبت سرطان مورد استفاده قرار میگیرد که عبارت است از مقداری از موارد بروز سرطان قابل گزارش در جمعیت مورد بررسی که واقعاً در سامانه ثبت شدهاند.
روش کار: پس از حذف موارد تکراری، تعداد کل 471 مورد جدید سرطان مری که توسط دادههای پاتولوژی، مستندات بیمارستانی و گواهیهای مرگ در طی سالهای 1385 و 1387 به مرکز ثبت سرطان اردبیل گزارش شدند؛ وارد مطالعه گردید. میزان بروز با استفاده از روش صید- بازصید و با استفاده از مدلهای لگاریتم خطی برآورد شد. بهمنظور انتخاب مدلی که بیشترین برازش را دارد؛ از معیارهای BIC، G2 و معیارهای اطلاعات آکائیک و بیزین استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه، مدلی دارای ارتباط بین دو منبع پاتولوژی و مستندات بیمارستانی و همچنین منبع گواهیهای مرگ بهطور مستقل از این دو منبع بهعنوان مدلی که بهترین برازش را دارد؛ انتخاب شد. برآورد میزان کلی کامل بودن ثبت برای سرطان مری برای سالهای 1385 و 1387 برابر با 36 درصد بود. منبع پاتولوژی بیشترین میزان کاملشماری ثبت را برای سرطان مری با کاملشماری 17/21 درصد داشت. میزان برآورد شده بروز محاسبه شده توسط روش لگاریتم خطی به ترتیب 71/49 و 87/53 در صدهزار نفر محاسبه شد.
نتیجه گیری: میزان پایین کاملشماری ثبت در اردبیل نیاز به اعمال تغییراتی در بیماریابی و خلاصهسازی مشخصاتی مانند استفاده از کد ملی و پرونده الکترونیک سلامت افراد به منظور ثبت دقیقتر سرطان است.
علی اکبر حقدوست، حسن هاشمی، سمیه نوری حکمت، محمد حاجی آقا جانی، قاسم جان بابایی، علی ماهر، امیر محمد جوادی، سمیرا عمادی، هاجر حقیقی، محمدرضا رجبعلی پور، رضا دهنویه، مسعود فردوسی، حمیدرضا رشیدی نژاد، فائزه معین صمدانی، روحانه رحیمی صادق،
دوره 13، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: از میان منابع بخش سلامت، تختهای بیمارستانی، واحد اولیه محاسبه برای ظرفیت خدمترسانی درمانی و ظرفیت حیاتی در مراقبت از بیمار هستند که عدم توزیع مناسب آن در مناطق مختلف کشور منجر به جابجایی بیماران و ایجاد مشکلات
جبرانناپذیر میشود. هدف مطالعه حاضر ارائه اطلاعات دقیقی درمورد تعداد و توزیع تختهای بیمارستانی کشور در سال 1394 و برآورد تعداد تختهای موردنیاز تا سال 1404 میباشد.
روشکار: مطالعه حاضر توصیفی- تحلیلی میباشد که در سال 1395 انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل 439 شهرستان تحت پوشش 46 دانشگاه علوم پزشکی کشور بود. در این مطالعه از دادههای سال 1394 استفاده شد که اطلاعات مربوط به تعداد و مالکیت تختها و اندازه بیمارستانها از معاونت درمان دانشگاههای علوم پزشکی سراسر کشور گرفته شد.
یافتهها: تعداد تختهای بستری فعال کشور در سال 1394 برابر با ۱۱۷۵۸۰ بوده است و برآورد میشود برای پاسخ به نیاز جامعه این تعداد تا سال 1404 باید به ۱۹۴۴۷۱تخت برسد. شاخص تخت به ازای 1000 نفر جمعیت در سال 1394 برابر با 47/1 بوده و درصورت پیادهسازی این برآوردها، در سال 1404 به 19/2 خواهد رسید. ضریب پراکندگی نسبت تخت به ازای 1000 نفر جمعیت در سال 1394 برابر با 36% بوده که براساس برآوردهای صورت گرفته در پروژه نقشه راه درمان ایران تا سال 1404 به 19% خواهد رسید.
نتیجهگیری: پراکندگی تخت در مناطق مختلف کشور متفاوت بوده و در برخی مناطق تخت بستری کافی در دسترس نمیباشد. درصورت پیادهسازی برآوردهای نقشه راه درمان ایران 1404، تختهای بستری به صورت متوازنتری در سراسر کشور توزیع خواهند شد.
سمیه نوری حکمت، حسن هاشمی، علی اکبر حقدوست، محمد آقاجانی، قاسم جان بابایی، علی ماهر، امیر جوادی، روحانه رحیمی صادق، سمیرا عمادی، محمدرضا رجبعلی پور، رضا دهنویه، هاجر حقیقی،
دوره 13، شماره 0 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مطالعه حاضر با هدف توصیف وضعیت توزیع پزشکان متخصص در سال 1395 و برآورد آن برای سال 1404 تدوین شده است.
روش کار: مطالعه حاضر توصیفی- تحلیلی بوده که در سال 1395 انجام گرفت و تمرکز عمده آن بررسی وضعیت تعداد پزشک متخصص در بخش درمان 46 دانشگاه علوم پزشکی کشور بود. داده های پراکندگی متخصصان از معاونت درمان دانشگاه های علوم پزشکی جمع آوری گردید. جهت محاسبه نسبت توزیع تعداد متخصصین به ازای هر 100000 نفر جمعیت از نرم افزار اکسل و جهت تجمیع دادهها و طراحی نقشههای GIS از نرم افزارهای QlikView و Arc GIS استفاده شد.
یافتهها: در سال 1395 در کشور 46 پزشک متخصص به ازای هر 100000 نفر جمعیت در دسترس بوده و با لحاظ نمودن شاخص معادل تمام وقتی 2/1، در سال 1404 تعداد 63 متخصص به ازای هر 100000 نفر جمعیت مورد نیاز میباشد. بیشترین و کمترین نسبت متخصص به جمعیت در سال 1395 به ترتیب در دانشگاههای علوم پزشکی تهران (89 به ازای 100000نفر) و جیرفت (10 به ازای 100000نفر) گزارش شده است. بیشترین تعداد در گروه متخصصین زنان و زایمان و فوق تخصص ها (4747 نفر) و کمترین تعداد در گروه متخصصین سالمندان (4 نفر) گزارش شده است.
نتیجهگیری: در هر دو شکل توزیع، نابرابری وجود دارد و طبق برآوردهای سال 1404 درصورت پیاده سازی نقشه راه درمان ایران، بخشی از این پراکندگی کاهش مییابد ولی بخشی که مرتبط با سطحبندی متخصصین براساس منطق ارجاع است، حفظ خواهد شد.
رویا صاحبی، سیدعباس متولیان، لیلا صاحبی، حمید شریفی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: هدف از انجام این مطالعه مقایسه روش برآوردگر ذاتی با روش توصیفی سن، دوره و همگروه است که برای تشخیص روندهای سن، همگروه و دوره زمانی در میزانهای بروز، شیوع و میرایی استفاده میشود.
روش کار: برای شرح روش کار از دادههای مربوط به دو مطالعه بررسی روند مصرف مواد غیرقانونی و الکل و روند مصرف سیگار در دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی تهران از سال 85 تا 88 استفاده شده است. ابتدا مدل توصیفی سن، همگروه و دوره و سپس مدل تحلیلی برآوردگر ذاتی نشان دادهشده و مزایا و معایب آنها ذکرشده و نتایج آنها مقایسه شده است.
یافتهها: برای شیوع مصرف سیگار، هر دو روش برای اثر سن، همگروه و دوره زمانی یک روند افزایشی، کاهشی و افزایشی نشان دادند. روش برآوردگر ذاتی توانست اثر پیشگیریکننده عامل سنین پایین در مصرف سیگار را نیز نشان دهد. با مشاهده نمودارهای روش توصیفی همگروه در مصرف الکل برای دختران دانشجو، تقریباً در همه گروههای سنی، از همگروههای قدیمیتر به جدیدتر یک روند کاهشی دیده شد. درحالیکه در روش برآوردگر ذاتی، اثر همگروهی برای مصرف الکل دختران دانشجو دیده نشد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد در حال حاضر روش برآوردگر ذاتی بهترین انتخاب برای حل مشکل وابستگی خطی بین سه عامل سن، همگروه تولد و دوره زمانی در این مطالعات است. ولی محققین بایستی با احتیاط و آگاهی از مشکلات و تلههای ایجادشده توسط این نوع مطالعات از آن استفاده کنند.
عباس علیپور، سید ابوالفضل قدیری، لیلا خزایی،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بررسی سببهای مرگ در کودکان زیر یکسال میتواند ابزار مهمی برای دستیابی به تدابیر پیشگیری و در نهایت کاهش موارد مرگ شود. هدف از این مطالعه برآورد تعداد واقعی مرگ در کودکان زیر یکسال و مقایسهی آن با موارد گزارش شده از سازمان ثبت احوال کشور با استفاده از شاخص برآورد موری (Murray) در استان مازندران بوده است.
روش کار: در این مطالعه تمامی موارد مرگ کودکان زیر یکسال در بیمارستانهای استان مازندران در سالهای 93-1390 وارد مطالعه شدند. با استفاده از ضریبهای موجود در هر یک از طبقههای 45گانه سببهای مرگ موری موارد واقعی مرگ برآورد شد. این تعداد با موارد مرگ گزارش شده سالانه از سازمان ثبت احوال کشور مقایسه شد.
یافتهها: از بین 764 مورد مرگ، بیشترین سببهای رخداد مرگ در کودکان زیر یکسال بهترتیب مربوط به شرایط حول زایمان، ناهنجاریهای مادرزادی و اختلالات کروموزومی، بیماریهای تنفسی و بیماریهای سیستم گردش خون بود. با استفاده از روش موری در مجموع تعداد 1711 مورد مرگ برای کل استان برآورد شد.
نتیجهگیری: بر اساس روش موری پیشبینی میشود که سالیانه بین 445-390 مرگ در کودکان زیر یکسال رخ داده است. بین برآورد به دست آمده در این پژوهش و موارد مرگ گزارش شده توسط سازمان ثبت احوال کشور، مغایرت وجود دارد و نشان دهندهی نقص در ثبت کامل موارد مرگ توسط این سازمان است.
سحر نجفی زاده، سید وحید احمدی طباطبایی، فاطمه دهنویه تیجنگ، سمیه نوری حکمت،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: منابع انسانی نقش مهمی در ارائه خدمات بهینه مراقبت های بهداشتی به مردم ایفا می کنند. گسترش پوشش مراقبت های بهداشتی اولیه به دلیل نقش محوری آنها نیازمند تمرکز بیشتر بر نیروی کار مراقبت های بهداشتی است. این مطالعه با هدف ارزیابی حجم کار و نیاز به کارکنان بهداشتی اولیه و ماماها در کرمان، ایران با استفاده از روش شاخصهای حجم کار نیاز به نیروی انسانی (WISN) انجام شد.
روش کار: جهت برآورد نیاز کارکنان از یک مطالعه توصیفی مقطعی در چهار مرکز بهداشتی درمانی منتخب شهر کرمان، در دو گروه استفاده شد. در مجموع 118 فعالیت برای بهورزان و 89 فعالیت برای ماماها با همکاری پنل های متخصصین و بررسی جامع نظام یکپارچه سلامت ایران (سیب) شناسایی شد. پس از آن، تمام فعالیتها در هر یک از چهار مرکز بهداشتی با استفاده از کرونومتر زمانبندی دقیق شدند و میزان ها و نسبتهای WISN با استفاده از نرم افزار مایکروسافت اکسل 2010 محاسبه شدند.
یافتهها: بر اساس محاسبات WISN مازاد نیروی مراقب سلامت در سه مرکز ب، ج و د نشان داده شد. با این حال، در مرکز الف، نیروی کار کافی درنظر گرفته میشود. برعکس، کمبود ماماها در دو مرکز الف و ب با نسبت WISN به ترتیب 0/67 و 0/50 مشاهده شد، در حالی که مرکز ج مازاد نیروی کار را با نسبت WISN برابر با 2/0 نشان داد. قابل ذکر است که به طور متوسط 50 درصد از حجم کار کارکنان در هر دو دسته شامل فعالیت های حمایتی و اضافی است.
نتیجهگیری: جالب اینجاست که علیرغم 75 درصد موارد که حاکی از مازاد یا کفایت کارمندان است، کارکنان همچنان با فشارهای کاری بالا دست و پنجه نرم می کنند. به نظر می رسد این ناهنجاری با حجم قابل توجهی از فعالیت های پشتیبانی و اضافی مرتبط باشد. علاوه بر این، حجم کاری شدید در طول روزها و ساعات خاص به احساس فشار فراگیر در طول هفته تبدیل می شود. به عنوان یک راه حل بالقوه، معرفی یک سیستم نوبت دهی در بخش مراقبت های بهداشتی اولیه می تواند این مشکل را کاهش دهد.
شوبو رحمتی، رضا گوجانی، زهرا عبدالهی نیا، ناصر نصیری، سکینه ناروئی، امیرحسین نکویی، حمید شریفی، علی اکبر حقدوست،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ماهیت و توانایی اپیدمیولوژیستها در ارتقاء سطح سلامت و انجام تحقیقات مرتبط زمانی نمود مییابد که آنها در جایگاه مناسب و به تعداد کافی در یک کشور حضور داشته باشند. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین جایگاههای شغلی بالقوه و مرتبط با رشته اپیدمیولوژی در دو بخش دولتی و غیردولتی، و برآورد تعداد اپیدمیولوژیستها در کشور تا سال ۱۴۰۶ انجام شده است.
روش کار: مطالعه حاضر بهصورت ترکیبی در دو بخش کمی و کیفی اجرا شد. در قسمت کیفی مصاحبه با خبرگان، سیاست گذاران، دانش آموختگان و دانشجویان این رشته در زمینه فرصتهای شغلی انجام شد. در بخش کمی نیز با استفاده از مدلسازی و پارامترهای حاصل از بررسی متون و نظر خبرگان این رشته، برآورد تعداد اپیدمیولوژیستهای موردنیاز انجام شد. در این مطالعه نیاز حال و آینده نزدیک تا سال 1406 مد نظر بوده است.
یافتهها: از دیدگاه مصاحبهشوندگان، فرصتهای شغلی اپیدمیولوژیستها در کشور در حوزه مدیریت و تحلیل مسئله، انجام پژوهشهای کاربردی، تجزیهوتحلیل داده، داشبوردسازی، تدریس، آموزش و نگاه به آینده (آیندهپژوهی) تقسیمبندی شد. برآورد تعداد اپیدمیولوژیستهای موردنیاز بعد از حذف فرصتهای از دست رفته شغلی کشور تا سال 1406، حدود 1122 نفر بود که اغلب آنها در صورت ایجاد فرصتهای شغلی سهم نظام سلامت کشور است. بیشترین تعداد اپیدمیولوژیست موردنیاز واحدهای وزارت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی کشور، در مراکز تحقیقاتی و سپس در بیمارستانها است.
نتیجهگیری: برآورد تعداد اپیدمیولوژیست موردنیاز با استفاده از مدلسازی در کشور و توجه به تعداد دانشآموختگان در حال حاضر، نشان میدهد توسعه این رشته و افزایش دانش آموختگان تنها در صورت تعریف و ایجاد فرصتهای شغلی و بکارگیری آنها در ردیفهای شغلی پیشنهادی، امکان پذیر است.
مریم زمانیان، رحمت اله مرادزاده،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: روش های غیر مستقیم برای برآورد جمعیت های پنهان، از اهمیت ویژه برخوردار هستند. هدف مطالعه حاضر، تخمین شیوع مصرف سیگار و قلیان در کلانشهر اراک به صورت مستقیم، و غیر مستقیم بسط شبکه ای می باشد.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی بوده که در شهر اراک، انجام پذیرفت. در کل، ۱۶۰۴ فرد در مطالعه شرکت کردند. جهت سنجش شیوع به صورت مستقیم، داده های روزانه و هفتگی مصرف سیگار و قلیان جمع آوری گردید. جهت تخمین اندازه افراد مصرف کننده سیگار و قلیان از روش غیر مستقیم بسط شبکه استفاده شد. فاصله اطمینان 95 درصد نیز در نظر گرفته شد.
یافتهها: 49/9 درصد شرکت کنندهها مرد بودند. میانگین سنی مردان 39/8 و زنان 38/7 سال بود. در روش مستقیم، شیوع مصرف سیگار حداقل یک نخ در روز در طی یکسال گذشته، در زنان و مردان مورد مطالعه (3/0-1/0) 1/8% و (41/9- 34/9) 38/3% گزارش شد. شیوع مصرف قلیان حداقل یکبار در روز در طول یک سال گذشته برای زنان و مردان (1/8- 0/03) 0/9% و (5/7- 2/8) 4/1% محاسبه شد. در روش غیر مستقیم بسط شبکهای در طول یک سال اخیر، شیوع مصرف مستمرسیگار در زنان(5/0- 4/3) 4/8% و در مردان(19/9 – 19/6) 19/7% به دست آمد . شیوع قلیان در زنان(8/0- 7/8) 7/8% و در مردان(9/9 – 9/7) 9/8% محاسبه گردید.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد شیوع مصرف سیگار و قلیان در کلانشهر اراک خصوصا در جوانان بالا است. به سیاستگزاران نظام سلامت پیشنهاد می گردد، اقدامات مرتبط با کاهش شیوع مصرف این دو عامل خطر را خصوصا در جوانان در برنامهریزیهای سلامت مورد توجه قرار دهند.
شیما شادکام فرخی، امیرحسین نکویی، سعیده حاجی مقصودی، حمید شریفی، علی اکبر حقدوست،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سقط جنین یک مسئله بهداشتی و اجتماعی مهم در ایران است که بر سلامت جسمی و روانی زنان و همچنین بر نرخ رشد جمعیت تأثیر میگذارد. این مطالعه به ارزیابی و مقایسه برآوردهای مستقیم و غیرمستقیم بروز سقط جنین و عوامل مرتبط با آن در میان زنان در سنین باروری در شهر کرمان میپردازد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بروز سقط جنین را با استفاده از روشهای مستقیم و غیرمستقیم (نماینده بسط شبکهای غیرمستقیم) برآورد میکند. در روش مستقیم، ۴۷1 زن در سنین ۱۸ تا ۵۴ در مورد تجربه سقط جنین خود مورد مصاحبه قرار گرفتند. در روش غیرمستقیم، ۴۵۰ زن در مورد سقط جنین در شبکههای اجتماعی نزدیک خود اطلاعاتی ارائه دادند. برای برآورد میزان بروز به روش مستقیم تعداد سقطهای گزارش شده توسط هر فرد به شخص-زمان مربوط تقسیم شد. برای برآورد بروز سقط به روش غیرمستقیم، تعداد سقطهای گزارش شده در شبکه اجتماعی به جمعیت شبکه نزدیک هر فرد تقسیم شد.
یافتهها: برآورد سالانه بروز سقط جنین به روش غیرمستقیم ۶۲ در هر هزار زن (73-52 :CI 0/95) در سنین باروری برآورد شده است که 57 درصد مربوط به سقط جنین غیرعمدی و 43 درصد مربوط به سقط جنین عمدی بود. عواملی مانند تعداد بیشتر فرزندان، وضعیت اقتصادی-اجتماعی بالاتر و همسر تحصیلکرده با افزایش میزان سقط جنین مرتبط بودند.
نتیجهگیری: بروز سقط در کرمان همانند کل کشور یک مشکل جدی سلامت است و برای مدیریت بهتر آن باید به عوامل زمینهای و ریشهای بروز آن پرداخته شود و البته مد نظر باشد که بیش از نیمی از این سقطها خودبهخودی است و لذا در بهترین شکل مدیریت، کاهش تعداد سقطها محدودیت دارد.