جستجو در مقالات منتشر شده


14 نتیجه برای تصادف

مینا محمدی، نرگس طوقیان چهارسوقی، سامره عبدلی،
دوره 9، شماره 3 - ( 11-1392 )
چکیده

مقدمه و اهداف: کارآزمایی‌های کنترل‌دار تصادفی از جمله انواع مطالعاتی است که می‌توانند معتبر‌ترین اصول را برای مقایسه مداخله‌های گوناگون در پژوهش‌های علمی فراهم سازند. تورش می‌تواند به‌شدت بر کیفیّت پژوهش را تأثیر بگذارد و نتایج مطالعه را نامعتبر سازد. هدف این مطالعه بررسی تورش‌ها در مطالعات کارآزمایی کنترل‌دار تصادفی منتشرشده در نشریه‌های پرستاری و مامایی است.
روش کار: در این توصیفی، همه مقالات منتشرشده در نشریه‌های تخصصی پرستاری و مامایی در سال ۱۳۸۹ از نظر معیارهای ورود بررسی شدند. تورش‌ها در مقالات منتخب با کمک ابزار استاندارد Risk of bias گروه کاکرین، توسط دو نفر به‌صورت مستقل بررسی شد. همه داده‌های به‌دست‌آمده با کمک آمار توصیفی گزارش شدند.
نتایج : پس از بررسی مقالات در ۸ مجله، ۶۸ کارآزمایی کنترل‌دار تصادفی بررسی قرار شدند. بیشتر مطالعات دارای تورش بالا و یا مبهم بودند. تولید توالی تصادفی در 22% مطالعات، تخصیص تصادفی در 5/4%، کورسازی در 22%، گزارش داده‌های ناقص در 3/35%، گزارش انتخابی پیامدها در 5/51% و دیگرر تورش‌ها در 7/36% مطالعات تورش پایینی داشتند.
 نتیجه‌گیری: از کارآزمایی‌های کنترل‌دار تصادفی در تحقیقات پرستاری و مامایی بسیار استفاده می‌شود. یافته‌های به‌دست‌آمده نشان داد که بخش زیادی از این کارآزمایی‌ها دارای تورش بالا و یا مبهم است. باید یادآور شد که گزارش‌‌ندادن این موارد به ابهام و سردرگمی خوانندگان مطالعه منجر می‌شود و تورش در این ابعاد به میزانی قابل توجه اعتبار داخلی نتایج مطالعه را مخدوش می‌کند. بنابراین، یافته‌های این گونه مطالعات باید با احتیاط تفسیر شوند.
علیرضا سلطانیان، مریم میر فخرایی، حسین محجوب، عباس مقیم بیگی، شاهین آخوندزاده،
دوره 10، شماره 2 - ( 6-1393 )
چکیده

مقدمه و اهداف: شیوه‌های استاندارد برای مقایسه اثر دو دارو در کارآزماییهای بالینی کنترل‌دار تصادفی شده در حضور عدم اجابت کامل دارو، روش مبتنی بر قصد درمان (ITT) یا مبتنی بر پروتکل (Per-protocol) می‌باشد. هر یک از دو روش  یاد شده در برآورد اثر داروها معایبی داشته و محققان هنوز در انتخاب یکی از آنان ابهام دارند. در این مطالعه سعی شده است که دقت دو روش یادشده با استفاده از شبیه‌سازی مونت کارلو مقایسه شود .

روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه ثانویه بوده که روی 60 بیمار اسکیزوفرنی مزمن به منظور مقایسه تأثیر داروی سلکوکسیب به همراه ریسپردون در مقایسه با ریسپردون به همراه دارونما انجام گرفت. برای انتخاب یکی از روش‌های مبتنی بر قصد درمان و مبتنی بر پروتکل از شبیه‌سازی مونت-کارلو و شاخص‌های نیکویی برازش آکاییک (AIC) و بیزین (BIC) استفاده شد.

نتایج: شبیه‌سازی مونت-کارلو نشان داد که با ثابت بودن نسبت عدم اجابت بیماران، وقتی که تعداد نمونه کم می‌باشد (n=30 یا n=60)، روش مبتنی بر قصد درمان نسبت به روش مبتنی بر پروتکل بر اساس شاخص آکائیک و شاخص اطلاع بیزی، نیکویی برازش بیش‌تری دارد، اما با افزایش حجم نمونه در گروه‌های درمانی (100n=) روش مبتنی بر پروتکل نسبت به روش مبتنی بر قصد درمان نیکویی برازش بیش‌تری دارد.

نتیجه‌گیری: در این مطالعه مشاهده شد که وقتی تعداد نمونه‌ها تقریباً بزرگ است، روش مبتنی بر پروتکل نسبت به روش مبتنی بر قصد درمان برای کنترل اثر عدم اجابت بیماران ممکن است که نیکویی برازش بیش‌تری داشته باشد.


پریسا رضا نژاد اصل، مصطفی حسینی، سمانه افتخاری، محمود محمودی، کرامت اله نوری،
دوره 10، شماره 3 - ( 9-1393 )
چکیده

مقدمه و اهداف: از مطالعات طولی برای بررسی تأثیر درمان در بسیاری از تحقیقات روان‌شناسی و روان‌پزشکی استفاده می‌شود. مهم‌ترین مشخصه مطالعات طولی، اندازه‌گیری‌های مکرر از بیماران در طول زمان می‌باشد، نظر به این‌که مشاهده‌های مربوط به یک بیمار از یکدیگر مستقل نیستند؛ بنابراین برای تحلیل این داده‌ها باید از روش‌های ویژه آماری استفاده شود. هم‌چنین داده‌های گم‌شده جزء اجتناب ناپذیر اغلب مطالعات طولی می‌باشند که بر اثر بی‌پاسخی واحد نمونه‌گیری رخ می‌دهند. از آن‌جایی که گم‌شدگی منجر به کاهش دقت محاسبات آماری و ایجاد اریبی در نتایج حاصل می‌شود، بررسی روش‌های برخورد با آن اهمیت زیادی دارد. هدف از این مطالعه، بررسی اثر درمان جامع بر عملکرد اجتماعی- فردی بیماران مبتلا به مرحله اول سایکوز با استفاده از روش‌های آماری مناسب می‌باشد.

روش کار: داده‌های این مطالعه از یک کارآزمایی بالینی و مربوط به بیمارانی است که در سال‌های 87-1385 به درمانگاه‌ها یا اورژانس روانپزشکی بیماراستان روزبه مراجعه کرده‌اند. برای تحلیل پاسخ‌های رتبه‌ای طولی با گم‌شدگی غیریکنوا این مطالعه از مدل ضرایب تصادفی در نرم افزار R نسخه 2.15.0 استفاده کردیم.

نتایج: نتایج برآورد پارامترهای مدل ضرایب تصادفی با پاسخ‌های گم‌شده غیریکنوا و در نظر گرفتن مکانیسم گم‌شدگی تصادفی، نشان می‌دهد، درمان جامع با پیگیری در منزل، سن و سابقه‌ی بیماری در خانواده اثر معنی‌داری بر عملکرد اجتماعی- فردی بیماران دارند. برآورد ضریب متغیر سن وخطای معیار آن به ترتیب 05/0 و 03/0، برآورد ضریب متغیر سابقه‌ی بیماری 82/0- و خطای معیار آن 41/0 می‌باشد و ضریب متغیر درمان جامع با پیگیری درمنزل 04/1- و خطای معیار آن 44/0 برآورد شد.

نتیجه‏گیری: مدل به کار گرفته شده در این مطالعه، نشان می‌دهد که درمان جامع با پیگیری در منزل، مناسب‌تر است. زیرا افراد تحت این نوع درمان شانس بیش‌تری برای داشتن عملکرد اجتماعی- فردی بیشتر دارند.


مرتضی بنای جدی، سودابه نواده، اکبر فتوحی، کامران یزدانی،
دوره 10، شماره 3 - ( 9-1393 )
چکیده

پرسش‌های حساس در مورد برخی از رفتارهای افراد، اغلب در مطالعه‌های علوم انسانی، اجتماعی و پزشکی مطرح می‌‌شود. به دست آوردن پاسخ‌های معتبر از این گونه سؤال‌‌ها، از اصلی‌ترین چالش‌های مطرح در این گونه مطالعه‌ها می‌باشد. مهم‌ترین عوامل تهدید کننده اعتبار چنین مطالعه‌هایی تورش‌های پاسخ‌دهی نادرست و عدم پاسخ‌دهی است، که معمولاً به خاطر ترس از افشا شدن اطلاعات شخصی رخ می‌دهد. بدین منظور، پژوهشگران به دنبال راه‌کارهایی غیر از پرسش مستقیم هستند تا با کاهش این نوع تورش‌ها، موجب افزایش اعتبار نتایج حاصل از مطالعه‌ها شوند.

در این مقاله مروری، در خصوص مدل‌های وارنر، طرح سؤال نامرتبط، پاسخ‌دهی اجباری، مورس و منگات از تکنیک‌ پاسخ‌دهی تصادفی شده و در مورد مدل‌های مثلثی (تری انگولار) و متقاطع (کراس وایز) از تکنیک‌ پاسخ‌دهی غیر تصادفی شده، که همگی برای پاسخ‌گویی به سؤال‌های حساس دو حالتی به کار می‌روند، بحث می‌شود.


سیما مسعودی، یداله محرابی، داود خلیلی، پروین یاوری،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده

اندازه گیری ویژگیهای مورد بررسی در تحقیقات علوم پزشکی تقریباً همیشه در معرض خطای اندازهگیری تصادفی قرار دارند که معمولاً این خطا و اثرات ناشی از آن توسط پژوهشگران نادیده گرفته میشود. یکی از اثرهای خطای تصادفی در اندازهگیری یک پدیده آماری به نام «بازگشت به میانگین» است. این پدیده زمانی مشاهده میگردد که بر اساس اندازه یک متغیر، گروهی انتهایی از جمعیت انتخاب گردد. اگر در این گروه اندازهگیری دومی از متغیر انجام شود. در مقایسه با میانگین اندازهگیری اول، میانگین اندازهگیری دوم به میانگین جمعیت نزدیکتر خواهد شد. در مطالعه‌های مداخلهای، این افزایش (یا کاهش) ممکن است اثر مداخله انجام شده تلقی شده و نتیجه گرفته شود که درمان مؤثر بوده است، در حالی که اثری نداشته است. نادیده گرفتن بازگشت به میانگین سبب خطا در نتیجه‌گیری و تفسیر نتایج مطالعه‌ها، تصمیمگیری در پزشکی مبتنی بر شواهد و برنامه‌ریزی برای اقدامات پیشگیری و بهداشتی خواهد شد. این مقاله به اهمیت این موضوع و اثر آن در مطالعه‌های مداخلهای اپیدمیولوژیک و راههای اجتناب از آن میپردازد.


فرید زایری، مائده امینی، هرمز حسن زاده،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده


مقدمه و اهداف: نوبت‌کاری به عنوان یک پدیده‌ی فراگیر در بخش‌های مختلف صنعت، یکی از عوامل مهم تنش‌زا در محیط کار است. با توجه به وجود مطالعه‌های ضد و نقیض در مورد رابطه‌ی بین نوبت‌کاری و پرفشاری خون، این مطالعه به‌منظور بررسی رابطه بین برنامه نوبت‌کاری و پرفشاری خون در کارکنان صنعت پتروشیمی ماهشهر انجام شد.
روش کار: این مطالعه، یک پژوهش طولی بود که روی 3254 نفر از کارکنان شاغل در شرکت‌های پتروشیمی ماهشهر طی سال‌های  89-1386 انجام شد. از نظر برنامه زمان‌بندی کاری، کارکنان به 2 گروه روزکار و نوبت‏کار (1872 نفر روزکار و 1382 نفر نوبت‌کار) دسته‌بندی شدند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثر متغیر نوبت‌کاری بر پرفشاری خون با تعدیل اثر متغیرهای جنس، سن، شاخص توده بدنی و وضعیت سیگار کشیدن بود. داده‌ها با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک با اثرات تصادفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: از مجموع 3254 نفر (3142 مرد و 112 زن)، 85/37 درصد (860 فرد) مبتلا به پرفشاری خون بودند. برازش مدل اثرات تصادفی با کنترل عوامل مخدوشگر نشان داد که رابطه‌ی آماری معنی‏داری بین نوبت‌کاری و پرفشاری خون وجود ندارد (نسبت شانس= 04/1 و فاصله اطمینان 95 درصد: 10/1-98/0). از طرفی واریانس مربوط به اثرات تصادفی در مدل معنی‌دار بود.
نتیجه‌گیری: به‏طور کلی بر اساس یافته‌های این مطالعه، برنامه زمان‏بندی نوبت‏کاری یک عامل خطر معنی‌دار برای ابتلا به پرفشاری خون نبود.
حمید سوری، محسن حیدری، علیرضا رزاقی،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده


هدف: این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین میزان بروز حوادث ترافیکی در موتورسیکلت‌سواران با سطح توسعه‌یافتگی استان‌های کشورانجام شده است..
روش کار: مطالعه حاضر بوم‌شناختی است که بر روی حوادث رخ‌داده در بین موتورسواران در سال 1393 انجام‌گرفته است. داده‌های  مورد استفاده بر اساس داده‌های موجود در بانک اطلاعات سوانح ترافیکی پلیس است. برای تطبیق نتایج برحسب جمعیت استان‌ها از نتایج آمار سرشماری سال 1390 جمعیت مردان در هر استان استفاده شد. برای سنجش توسعه اقتصادی از شاخص تولید ناخالص داخلی ( GDP) برای هر استان استفاده شد. در این مطالعه آزمون‌های آماری همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافته‌ها: درمجموع 90724 مورد تصادف در بین موتورسیکلت‌سواران در سال 1393 رخ داد. بر اساس گروه‌های سنی، بیشترین میزان حادثه در گروه سنی 18 تا 30 سال با 46944 مورد ( 7/51%) بود. میزان بروز کشور برابر 34/239 در یک‌صد هزار نفر جمعیت مردان بود. بیشترین و کمترین میزان بروز به ترتیب مربوط به استان‌های تهران و اردبیل با 84/1129 و  37/77 در یک‌صد هزار نفر جمعیت مردان مشاهده شد. میزان بروز حوادث ترافیکی در موتورسواران به ازای یک‌صد هزار نفر جمعیت مردان با شاخص تولید ناخالص داخلی (GDP) استان‌ها و شاخص توسعه انسانی (HDI  ) رابطه مستقیم و از لحاظ آماری معنادار بود (P<0.05).
نتیجه‌گیری: با افزایش سطح توسعه‌یافتگی استان‌های کشور میزان بروز حوادث ترافیکی مرتبط با موتورسیکلت افزایش می‌یابد. جهت کاهش میزان بروز سوانح ترافیکی تلفات ناشی از آن، می‌بایست برنامه‌های پیشگیری و کنترل جامع‌تری را در بخش‌های مرتبط راه و بهبود مراقبت‌های پزشکی آسیب دیدگان موردتوجه قرار داد.
مرجان جمالیان، سلیمان خیری،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده


مقدمه و اهداف: تصادفی‌سازی، یکی از اصول انجام درست کارآزمایی بالینی است. هدف از این پژوهش، تعیین کیفیت تصادفی‌سازی در مقالات کارآزمایی بالینی مجلات علوم پزشکی اسکوپوس فارسی است.
روش کار: در این مطالعه کتابخانه‌ای، تمام مقالات کارآزمایی بالینی منتشر در مجلات فارسی با نمایه اسکوپوس در فاصله سال‌های 1395-1392 بررسی و کیفیت تصادفی‌سازی با مقیاس جاداد ارزیابی گردید. امتیازات آیتم تصادفی‌سازی این مقیاس در دامنه 0 تا 2 قرار دارد به‌طوری‌که امتیاز 0 کیفیت ضعیف، امتیاز 1 کیفیت متوسط و امتیاز 2 کیفیت بالا را نشان می‌دهد.
یافته‌ها:  در کل 452 مقاله ارزیابی شد که 423 مقاله (6/93 %) به تخصیص تصادفی اشاره داشتند. روش تخصیص تصادفی ساده و بلوک‌بندی به ترتیب در 8/42 % و 22% از مطالعات تصادفی‌سازی شده بکار رفته بود. در 34% از مقالات، نحوه تصادفی‌سازی مبهم و در 3/5 % از آن‌ها، روش نادرستی برای اجرای تصادفی‌سازی بکار رفته بود. ازنظر مقیاس جاداد، 4/56 % از مقالات کیفیت خوب، 9/36 % کیفیت متوسط و 6/6 % کیفیت ضعیف ازنظر تصادفی‌سازی داشتند. متخصصین متدلوژی در 7/40 % از مقالات همکاری داشته که همکاری آن‌ها منجر به افزایش شفافیت در گزارش نحوه تصادفی‌سازی شده بود (007/0P=).
نتیجه‌گیری: نحوه تصادفی‌سازی و شیوه گزارش دهی آن در بسیاری از مقالات کارآزمایی بالینی مبهم است. لذا با توجه به اهمیت تصادفی‌سازی در اعتباربخشی به نتایج این مطالعات، توجه بیشتر سردبیران مجلات و محققین به کیفیت تصادفی‌سازی و نحوه گزارش آن توصیه می‌گردد.
علی محمد کشت ورز حسام آبادی، ابراهیم حاجی زاده، محمد امین پورحسینقلی، احسان ناظم الحسینی مجرد،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده


مقدمه و اهداف: هدف این مطالعه پیش بینی مرگ ومیر حاصل از سرطان کولورکتال در بیماران ایرانی و تعیین عوامل موثر بر آن با استفاده از روش جنگل تصادفی و رگرسیون لجستیک است.
روش کار: از اطلاعات 304 بیمار مبتلا به سرطان کولورکتال ثبت مرکز تحقیقات گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی طی سال‌های 88‌ تا ‌93 به صورت یک مطالعه گذشته نگر استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش‌های جنگل تصادفی و رگرسیون لجستیک انجام شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم افزار R نسخه 3 .4 .3 استفاده شد.
یافته‌ها: ده متغیر مهمی که با مرگ ومیر سرطان کولورکتال ارتباط دارند، توسط روش جنگل تصادفی انتخاب شدند. چندین معیار مانند مساحت زیر منحنی مشخصه عملکرد (AUC) برای مقایسه روش جنگل تصادفی با رگرسیون لجستیک در نظر گرفته شد. با توجه به هر دو معیار، پنج متغیر اثر گذار رتبه بندی شده توسط جنگل تصادفی عبارتند از: مرحله سرطان، سن تشخیص بیماری، سن بیمار، مکانیسم فرار از سلول ایمنی و درجه تمایز یافتگی تومور. از نظر معیارهای مختلف، روش جنگل تصادفی عملکرد بهتری نسبت به رگرسیون لجستیک داشت (مساحت زیر منحنی ROC به ترتیب برای روش جنگل تصادفی و رگرسیون لجستیک برابر با 98%، %80 ).
نتیجه‌گیری: متغیرهای سن تشخیص، مرحله سرطان، سن بیمار، مکانیسم فرار از سلول ایمنی و درجه تمایز یافتگی تومور به عنوان مهمترین عوامل موثر بر مرگ ومیر در سرطان کولورکتال به حساب می‌آیند که با تشخیص زودرس سرطان با برنامه های بیماریابی و غربالگری می‌توان بر طول عمر بیماران افزود.
ملیحه صفری، محمد عباسی، فاطمه گوهری انصاف، زینب برنگی، قدرت اله روشنایی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده


مقدمه و اهداف: در تحلیل بقا استفاده از مدل کاکس برای تعیین عوامل مؤثر، نیازمند برقراری پیش‌فرض‌هایی است که عدم برقراری آن‌ها منجر به نتایج اریب می‌شود. هدف این مقاله تعیین عوامل مؤثر بر بقای بیماران مبتلا به سرطان معده دارای متاستاز با استفاده از روش ناپارامتری جنگل تصادفی بقا (RSF) و مقایسه آن با مدل کاکس است.
روش کار: در این مطالعه کوهورت گذشته‌نگر 201 بیمار مبتلا به سرطان معده دارای متاستاز مراجعه‌کننده به کلینیک امام خمینی استان همدان موردبررسی قرار گرفت. بقای بیماران از زمان تشخیص تا مرگ یا پایان مطالعه محاسبه شد. ویژگی‌های جمعیت شناختی (شامل سن و جنس) و متغیرهای مربوط به بیماری (شامل مرحله بیماری، گرید تومور، نوع درمان و ...) از پرونده بیماران استخراج شد. عوامل مؤثر با استفاده از مدل کاکس و جنگل تصادفی بقا تعیین و مقایسه شد. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار R3.4.3 و بسته‌های survival و RandomForestSRC انجام شد.
یافته‌ها: میانگین (انحراف معیار) سن تشخیص بیماران (9/12) 5/61 سال بود. بر اساس مدل کاکس تنها متغیر شیمی‏درمانی (P=0.033) بر بقا مؤثر بود. نتایج برازش مدل RSF نشان داد که متغیرهای مؤثر بر بقا به ترتیب نوع جراحی، محل متاستاز، شیمی‏درمانی، سن، گرید تومور، جراحی، تعداد لنفوم‌های درگیر، جنس و رادیوتراپی بود. همچنین مدلRSF  باقاعده تقسیم لگ-رتبه بر اساس شاخص‌های مناسبت مدل نسبت به مدل کاکس عملکرد بهتری داشت.
نتیجه‌گیری: درصورتی‌که تعداد متغیرها زیاد و بین متغیرها رابطه وجود داشته باشد روش RSF متغیرهای مهم و تأثیرگذار بر بقا را بدون نیاز به پیش‌فرض‌های محدودکننده با دقت بالا نسبت به مدل کاکس شناسایی می‌کند.
امید گرکز، حمیدرضا مهریار، حمیدرضا خلخالی، شاکر سالاری لک،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

مقدمه و اهداف: سوانح و حوادث ترافیکی در سراسر دنیا علت اصلی ناتوانی و مرگ‌ومیر شناخته شده‌اند و یکی از معضل‌های مهم بهداشتی است، که این مطالعه به منظور تعیین روزهای از کارافتادگی و شدت آسیب‌های ناشی از حادثه‌های رانندگی در بیماران مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی ارومیه در سال 1395 انجام شد.
روش کار: این مطالعه به‌‌صورت مقطعی روی 1705 نفر از آسیب‌دیدگان حادثه‌های ترافیکی که در سال 1395 به بیمارستان امام خمینی ارومیه مراجعه کردند؛ انجام شد اطلاعات با استفاده از چک لیستی که اطلاعات مربوط مشخصات دموگرافیک، تصادف، شدت آسیب و در نهایت میزان روزهای از کارافتادگی مصدومان با پیگیری تلفنی 3 ماه بعد برای بازگشت به کار و مدرسه جمع‌آوری شدند. برای تعیین نمره ISS (شدت آسیب تروما) با توجه به نظر متخصصان بین  6-1 رتبه‌بندی و مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج مطالعه نشان داد که 1231 (1/72 درصد) نفر از مصدومان مرد و میانگین و انحراف سنی مصدومان 63/33 (00/30) بود و 77 (04/0 درصد) از مصدومان فوت، 593 (5/42 درصد) از مصدومان پس از 2 ماه به وضعیت عادی برگشته بودند. میانگین بازگشت به وضعیت عادی 78/86 (24/104) روز بود. بیش‌تر مصدومان بهبود یافته آسیب خفیف اندام‌ها، در حالی که بیش‌تر مصدومان فوتی آسیب تهدید کننده حیات به سر داشتند.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه بیش‌تر مصدومان مرد، متأهل، جوان و نگران جبران خسارت مالی بودند و بیش‌تر مصدومان فوتی نیز آسیب تهدید کننده حیاتی دیده بودند که نیازمند اقدامات حیاتی در راستای ارتقای سلامت برای بازگشت سریع به کار و کاهش آسیب هستند.
 
زینب شاطری امیری، سیده سمانه حسینی، لیدا جراحی،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

مقدمه و اهداف: کاربرد مقالات کارآزمایی بالینی در مطالعات مرور سیستماتیک و راهنمای مداخلات بالینی شتاب بالایی گرفته است. ارزیابی کیفیت مقالات، جزیی از مطالعات مرور سیستماتیک و  موثر در قابلیت استناد است. این مطالعه به بررسی کیفیت  گزارش و استفاده از شیوه های تصادفی سازی، کورسازی و تخصیص تصادفی مقالات کارآزمایی بالینی تصادفی شده دانشگاه علوم پزشکی مشهد پرداخته است.
روش کار: در این مطالعه مقالات کارآزمایی بالینی تصادفی شده با وابستگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد نمایه شده در پایگاه اطلاعاتی PubMed تا سال 2018 بررسی شد.
یافته‌ها: از 257 مقاله واجد شرایط مقالات بالینی دندانپزشکی ( 44 مقاله، 1/17درصد)، بیماری‌های زنان و زایمان (28 مقاله، 9/10 درصد) و بخش داخلی (23 مقاله ، 9/8درصد) بیش‌ترین فراوانی نسبی انتشار مقاله‌های کارآزمایی تصادفی شده را داشتند. تعداد 83 مطالعه (3/32درصد) به شیوه تصادفی‌سازی اشاره نموده که اغلب (9/86 درصد) تصادفی ساده بود. در 138 مطالعه (7/53 درصد) کورسازی ذکر شده که بیش‌تر دو سوکور (2/70 درصد) بود. تنها در سه مطالعه (2/1 درصد) پوشیده‌سازی تخصیص اشاره شده بود.
نتیجه‌گیری: ذکر شیوه تخصیص تصادفی و تصادفی‌سازی در مقاله‌ها بسیار کم‌تر از حد قابل قبول بود، که ممکن است این تصور را ایجاد کند که پژوهشگر در اجرای این دو موضوع مهم در روش کار دچار خطا شده باشد. رعایت اصول نگارش علمی مقاله‌های کارآزمایی بالینی و پرهیز از خطا و تورش به افرایش اعتبار مقاله و افزایش شانس استناد به آن‌ منجر می‌شود که در اهداف دانشگاه‌های برتر جهانی است.
 
فاطمه ورسه، شهناز ریماز، یوسف مرادی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

مقدمه و اهداف: کارآزمایی‌های بالینی تصادفی به عنوان استاندارد طلایی برای ارزیابی اثربخشی و ایمنی مداخله‌های  حوزه سلامت محسوب می‌شوند، با این وجود ممکن است چالش‌های غیرمنتظره، یافته‌های این مطالعه‌ها را تحت تأثیر قرار دهند. این مطالعه، به شناسایی جامع چالش‌های مطالعه‌های کارآزمایی بالینی در مرحله طراحی، اجرا، تحلیل و انتشار پرداخته است.
روش کار: این مطالعه، یک پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی بوده که در فاصله زمانی 1396 تا 1398 انجام شده‌است. جامعه پژوهش، افراد خبره در زمینه اجرای مطالعات کارآزمایی‌ بالینی بودند که با روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. پس از کسب رضایت‌نامه کتبی، مصاحبه نیمه‌ساختار یافته انجام شد. داده‌ها با 13 مصاحبه به اشباع رسید.
یافته‌ها: از میان 4 مرحله طراحی، اجرا، تحلیل و انتشار یافته‌ها، بیش‌ترین چالش‌ها مربوط به مرحله اجرا بود. مهم‌ترین چالش‌های مرتبط با مرحله اجرا شامل کمبود دانش  پژوهشگران، آزمودنی‌ها، حامیان مالی و پزشکان و چالش‌های نظارتی و اخلاقی بود. سایر چالش‌ها شامل ظن بالینی اثربخشی، طراحی ضعیف (چالش‌های مرحله طراحی)، نبود متخصص آمار در جریان مطالعه و در نتیجه نداشتن برنامه‌ای برای تحلیل مناسب و عدم آشنایی پژوهشگران با رویکرد‌های تحلیل آماری (چالش‌های مرحله آنالیز)، عدم آشنایی با راهنما‌های استاندارد گزارش‌دهی (چالش‌های مرحله انتشار) بود.
نتیجه‌گیری: چالش‌های متعددی در بخش‌های مختلف مطالعه‌های کارآزمایی بالینی وجود دارد. ارایه آموز‌ش‌های لازم برای آشنایی پژوهشگران با  راهنماها و استاندارد‌ها و نیز برگزاری دوره‌های GCP می‌تواند کمک‌کننده باشد.
 
ایمان دیانت، محمد صادق معصومی، همایون صادقی بازرگانی، غلامحسین صفری، سپیده هرزندجدیدی،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: از مهم­ترین گامهای کاهش تصادفات، ثبت دقیق اطلاعات مکانی این حوادث توسط سیستم اطلاعات جغرافیایی است. مطالعه حاضر با هدف تحلیل جغرافیایی نقاط حادثه‌خیز از نظر تصادفات رانندگی در تبریز و تعیین الگوی توزیع حوادث ترافیکی بر حسب پیامد حادثه انجام گرفت.
روش کار: در این پژوهش توصیفی تحلیلی، اطلاعات تصادفات منجر به خسارت، جرح و فوت سال 1396 تبریز از مراکز مختلف گردآوری شده و از طریق آدرس مکانی، مختصات موقعیت مکانی تصادفات مشخص گردید. جهت تحلیل جغرافیایی نقاط حادثه‌خیز از نظر تصادفات رانندگی، از آنالیز فضایی با استفاده از شاخص موران و روش‌های تحلیل تراکم کرنل، تحلیل رگرسیون وزن دار جغرافیایی و تحلیل همبستگی استفاده شد.
یافته ها: در این مطالعه، الگوی تجمعی بودن تصادفات در تبریز تایید شد؛ به طوری که منطقه 8، شمال شرقی منطقه 3، نواحی مرکزی و جنوبی منطقه 1 و ورودی منطقه 5 شهر تبریز دارای الگوهای پراکنش تصادفات متراکم بودند. لایه کاربری مذهبی، تجاری و خدماتی بالاترین همبستگی را با تراکم تصادفات داشتند. محورهای پرترافیک از تعداد تصادفات کمتری برخوردار بوده و بالاترین تعداد تصادفات مربوط به نواحی با حجم ترافیک کم بود. دو فصل پاییز و زمستان دارای بیشترین تصادفات خسارتی بوده و بالاترین میزان تصادفات منجر به فوت به فصل بهار اختصاص داشت.
نتیجه‎گیری: با توجه به تجمعی بودن تصادفات در مناطق پرخطر تبریز، به‌ویژه منطقه 8 و ورودی‌های شرقی، پیشنهاد می‌شود برای کاهش تصادفات، زیرساخت‌های ترافیکی اصلاح، قوانین ترافیکی تقویت و نظارت با سیستم‌های هوشمند افزایش یابد. همچنین، برگزاری کمپین‌های آگاهی‌بخشی می‌تواند در کاهش حوادث ترافیکی مؤثر باشد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله اپیدمیولوژی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb