15 نتیجه برای جمعیت
محسن نقوی،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
مقدمه و اهداف: آگاهی از دگرگونی سیمای سلامتی (Health Transition) در هر کشور، از مهمترین اطلاعاتی است که در برنامههای توسعهی اجتماعی و برنامهریزی برای تأمین، حفظ و ارتقای سلامت جامعه مورد استفاده قرار میگیرد. دگرگونی سیمای سلامتی بــــر پایهی دوگــذار جمعیت شناسی (Demographic Transition) و همهگیرشناسی (Epidemiologic Transition) استوار است.
روش کار: برای به دست آوردن سیمای سلامتی و دگرگونی آن در ایران؛ نخست اطلاعات جمعیت شناسی در فاصلهی 45 سال اخیر، بهمنطور تعیین تغییر چهرهی جمعیت شناسی کشور ترسیم شد. سپس اطلاعات مربوط به الگوی مرگ از سالهای 1350 تا 1380 از منابع مختلف، بهخصوص اطلاعات ثبت مرگ شهر تهران (1350) و ثبت مرگ در 10 استان (1379) و 18 استان (1380) مقایسه گشت. همچنین با توجه به تمام نقصانهای اطلاعاتی در این زمینه، دادههای بیماریهای واگیر در چند دههی اخیر هم بررسی شد تا دگرگونی همهگیر شناسی کشور نشان داده شود.
نتایج: بهطور کلی این مطالعه نشان میدهد که میزان مرگ و باروری در تعامل با افزایش درآمد سرانه، افزایش شهرنشینی، صنعتی شدن، ارتقای فنآوری در جهان و افزایش دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی و... کاهش یافته و با تغییر ترکیب سنی جمعیت، جامعه در مرحلهی خروج از سن نوجوانی قرار گرفته است. علاوه بر این، میزان مرگ کودکان زیر 5 سال و مادران نیز کاهش یافته است. همه موارد فوق به این منجر شده است که ترکیب علتی مرگها، از بیماریهای عفونی و واگیر خارج شده و الگوی ابتلا بیماریها و مرگ نیز در گروههای سنی تغییر نماید.
محسن نقوی، فرید ابوالحسنی، فرشاد پورملک، ناهید جعفری، مازیار مرادی لاکه، بابک عشرتی، نیلوفر مهدوی هزاوه، حسین کاظمینی، آرش طهرانی بنی هاشمی، شروان شعاعی،
دوره 4، شماره 1 - ( 2-1387 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شاخص سالهای عمر تطبیق شده برای ناتوانی Disability-Adjusted Life Years, DALY))، پیامدهای کشنده و غیرکشنده بیماریها و آسیبها را در قالب یک عدد خلاصه کرده و مشکلات سلامت جوامع را به صورت کمی بیان مینماید. این مطالعه با هدف برآورد بار بیماریها و آسیبها برحسب شاخص DALY در سطح ملی برای 6 استان به تفکیک طراحی و اجرا شده است.
روش کار: از روشهای سازمان جهانی بهداشت برای برآورد بار مرگ زودرس، بار ناتوانی، و DALY استفاده شد. چند تطبیق در روشهای مزبور صورت گرفت.
نتایج: میزان DALY ، 21572 سال در صد هزار بود. 62% از آن عمر از دست رفته به علت مرگ زودرس و 38% آن عمر از دست رفته به علت ناتوانی بود؛ 58% به علت بیماریهای غیرواگیر، 28% ناشی از علل خارجی (سوانح)، و 14% در اثر بیماریهای واگیر، بیماریهای مادران در نتیجه عوارض بارداری و زایمان، بیماری های حول تولد و کمبودهای تغذیه ای بود. گروهی از بیماری ها و صدمات که بالاترین بار را در جنس مذکر ایجاد می کرد صدمات عمدی و غیر عمدی با 789/2 میلیون سال، و گروه مشابه در جنس مونث، اختلالات روانی با 191/1 میلیون سال DALY بود. علت منفرد مسبب بیشترین بار در جنس مذکر، حوادث ترافیکی و در جنس مونث، بیماری ایسکمیک قلب بود. بار بیماریها در سطح استانی تنوع قابل ملاحظهای داشت.
نتیجهگیری: سیمای سلامت و بیماری در ایران در کل از نمای قدیمی غلبه بیماریهای واگیردار، مرتبط با بارداری و زایمان، حول زمان تولد، و کمبودهای تغذیهای به غلبه بیماری های غیرواگیر و سوانح و حوادث در سطح ملی گذار کرده است. نتایج بار ملی بیماریها عینیترین شواهد مورد نیاز برای سیاستگزاری و مدیریت برنامههای سلامت، پژوهشهای سلامت، و توسعه منابع بخش سلامت هستند.
سید محمد تقی آیت اللهی، جعفر حسن زاده، عباسعلی رمضانی،
دوره 4، شماره 3 - ( 12-1387 )
چکیده
مقدمه و اهداف: حوادث ترافیکی، یک مشکل بزرگ سلامت عمومی است که پیشگیری مداوم و موثر از آن نیازمند تلاشهای هماهنگ و همه جانبه است . این مطالعه به منظور محاسبه بار سوانح وحوادث ترافیکی در استان خراسان جنوبی در سال 1384 طراحی و اجرا گردید.
روشکار: مطالعه حاضر یک مطالعه بار بیماری (Burden of disease study)است. جامعه مورد مطالعه ، جمعیت تحت پوشش استان خراسان جنوبی در سال 84 بود. در این مطالعه، برای حفظ قابلیت مقایسه، از روششناسی به کار رفته در مطالعه اصلی بار جهانی بیماریها در سال 2003 برای محاسبه سالهای از دست رفته ناشی از مرگ زودرس، سالهای عمر با ناتوانی و سالهای عمر با ناتوانی تعدیل شده استفاده شد.
نتایج: طی سال 1384 در سطح استان خراسان جنوبی تعداد 7456 سال ناشی از سوانح و حوادث ترافیکی از دست رفته است که تعداد سالهای از دست رفته ناشی از مرگ زودرس و همراه با ناتوانی (DALYs) 28/13 در هزار بود و بیشترین میزان تعداد سالهای از دست رفته ناشی از مرگ زودرس و همراه با ناتوانی (DALYs در هزار) به ترتیب در گروههای سنی 44-30 سال (86/20 در هزار) و 29- 15 سال (96/16در هزار) قرار داشت.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این بررسی پیشنهاد میگردد برنامههای مداخلاتی مناسب به منظور پیشگیری از بروز سوانح و حوادث ترافیکی، به حداقل رساندن صدمات و عوارض ناشی از آنها و ارزیابی نتیجه نهایی این برنامهها در سطوح مختلف و بویژه در گروههای سنی زیر 44 سال و مردان صورت گیرد.
حسن افتخار، کاظم محمد، صدیقه السادات طوافیان، کمال میر کریمی، افسانه رمضان زاده،
دوره 5، شماره 1 - ( 3-1388 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مراقبت ازخود یک ساختار چند بعدی است که لازمه انجام آن اتخاذ رفتارهایی است که خود متاثر از دانش، ادراکات و باورهای فرد نسبت به خود مراقبتی است. هدف از این مطالعه بررسی دیدگاهها و نظرات مردم جنوب شهر تهران نسبت به خود مراقبتی است.
روشکار: با استفاده از نمونهگیری خوشهای، 1200 نفر از افراد بالای 15 سال با استفاده از برگ مصاحبه مشتمل بر اطلاعات جمعیت شناختی، رضایت از سلامت عمومی، عوامل ممانعت کننده و قادرکننده خود مراقبتی و منابع اطلاعاتی خود مراقبتی، مورد مصاحبه قرار گرفتند. روایی این ابزار از طریق اعتبارمحتوی و پایایی آن از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 2/5 ± 9/27 سال بود که 935 نفر (82%) از وضعیت سلامتی خود در شش ماه گذشته راضی بودند، 658 نفر (55%) اظهار داشتند دارای دانش خود مراقبتی نیستند، 986 نفر (82%) علاقهمند به خود مراقبتی بوده و 1035 نفر (86%) خود را در امر خود مراقبتی فعال میدانستند. کمتر از 5% افراد دارای سبک زندگی سالم از نظر رژیم غذایی و فعالیت جسمانی منظم بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد، علیرغم اینکه اکثریت افراد خود را علاقمند و فعال در امر خود مراقبتی میدانستند، اظهار میکردند که دارای دانش خود مراقبتی نیستند و درصد کمی از آنان دارای عملکرد صحیح خود مراقبتی هستند.
رضا عباسی، محمد رضا افلاطونیان، بهناز افلاطونیان، لیا رنجبر،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پایگاههای تحقیقات جمعیتی با هدف توانمندسازی مردم، پژوهشهای مشارکتی مبتنی بر جامعه با روشهای ساده را در دستور کار قرار میدهند. این تحقیق با هدف تعیین اولویتهای سلامت از دیدگاه کارشناسان و مردم در پایگاه تحقیقات جمعیتی کرمان با مشارکت مردم منطقه انجام گرفت.
روش کار: دیدگاههای مردم از 20 خوشه 20 خانواری توسط 10 تیم دو نفره آموزش دیده مردمی در فرمهای پرسشنامه ثبت گردید. اطلاعات جمعآوری شده با نرمافزار SPSS و آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: مجموعاً اطلاعات 1289 نفر مربوط به 324 خانوار ثبت گردید که 4/7 درصد از آنها حداقل یک بیماری مزمن و غیرواگیر در خانواده داشتند. بیشترین شکایت محیطی مردم مربوط به دفع زباله و بوی فاضلاب و یا وجود سگهای ولگرد در منطقه بود (7/48 و 5 /42 درصد). بیشترین نگرانی اجتماعی مردم به ترتیب تورم، گرانی و وضعیت اقتصادی خانواده و همچنین بیکاری اعضای خانواده بوده است (24% و 35%). بین دیدگاههای مردم و کارشناسان در تعیین اولویتهای سلامت از نظر آماری تفاوتی وجود نداشت.
نتیجهگیری: گسترش پایگاههای تحقیقات جمعیتی یکی از بهترین راهکارهای جلب مشارکت مردم است که بازوئی قوی برای دولت به منظور حفظ و ارتقاء سلامت محسوب میشوند مشروط بر این که در گام نخست، مسئولین خود به این باور برسند و مردم را در سرنوشت خود شریک نمایند.
مصطفی قربانی، مسعود یونسیان،
دوره 8، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اگرچه
مطالعات پراکنده (عمدتا به صورت گزارش موردی) انجام شده در ایران گویای ارتباط احتمالی
مواجهه با دود در هنگام پخت نان در تنورهای خانگی و آنتراکوزیس میباشند ولی خطر
قابل انتساب برآورد شده این ارتباط احتمالی نامشخص میباشد لذا این مطالعه با هدف برآورد
خطر قابل انتساب این ارتباط احتمالی صورت پذیرفت.
روش کار: در این
مطالعه مورد شاهدی که در بیمارستان امام خمینی (ره) تهران صورت پذیرفت، 83 بیمار
مبتلا به آنتراکوزیس با 72 کنترل همسن از بخش جراحی مقایسه گردیدند. ابزار مورد
استفاده در این مطالعه پرسشنامه "جامعه توراسیک آمریکا"
(American Thoracic Society
questionnaire) است. متغیر مواجهه با دود به دو صورت متغیر دوحالتی
و متغیرکمی
(سالهای مواجهه) در نظر گرفته شد و کسر قابل انتساب جمعیت دراثر مواجهه با دود
برآورد شد.
نتایج: در مدل تک
متغیره مشاهده گردید که مواجهه با دود (متغیر دوحالتی)، مواجهه شغلی با گرد و غبار،
سن و تحصیلات ارتباط معنیداری با آنتراکوزیس دارند. در مدل چند متغیره تنها
مواجهه با دود (55/7- 49/1 95%CI: ،35/3 OR:) با
آنتراکوزیس ارتباط معنیدار داشت. در مورد مواجهه با دود به عنوان متغیر کمی
مشاهده گردید که ارتباط سالهای مواجهه با دود با آنتراکوزیس معنیدار میباشد و
در مدل چند متغیره نیز تنها سالهای مواجهه ارتباط معنیداری با آنتراکوزیس داشت (09/1-01/1
:95%CI، 05/1OR: ). کسر قابل انتساب جمعیت در اثر مواجهه
با دود تقریبا برابر با 48% بدست آمد.
نتیجهگیری: نتایج
مطالعه فعلی نشان داد که تقریبا نیمی از موارد آنتراکوزیس منتسب به مواجهه با دود است.
Normal
فاطمه خسروی شادمانی، حمید سوری، منوچهر کرمی، فرید زایری، محمد رضا مهماندار،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده
مقدمه و اهداف:در زنجیرۀ عوامل حادثهساز وسیلۀ نقلیه، محیط و انسان، عامل انسانی پیچیدهترین عنصر در علل سوانح ترافیکی بهشمار میرود. سرعت و سبقت غیرمجاز از مهمترین عوامل انسانی ایجاد کنندۀ سوانح ترافیکی محسوب میشوند. هدف این مطالعه برآورد سهم منتسب جمعیتی مرگ و مصدومیت این دو عاملِ خطر شایع سوانح ترافیکی، در محورهای برونشهری است.
روش کار: بهمنظور محاسبۀ خطر منتسب جمعیتی، شیوع عوامل خطر سرعت و سبقت غیر مجاز از اطلاعات ثبت شده در سیستم مکانیزۀ اداره فناوری اطلاعات و ارتباطات راهنمایی و رانندگی کشور (فاوا)، بر اساس فرمهای کام 114، استفاده شد. اندازۀ اثر مربوط، یعنی نسبت شانس نیز، با استفاده از رگرسیون لجستیک استخراج گردید. اثر مشترک عوامل خطر یادشده نیز محاسبه و گزارش شد.
نتایج: درصد سهم منتسب جمعیتی سرعت غیرمجاز برای مرگهای رخ داده در صحنۀ تصادف 9/20 و برای مصدومیت 6/16 است. مقادیر متناظر برای سبقت غیرمجاز، بهترتیب 5/13 و 4/13 برآوردشد. در صورتیکه اثر مشترک هر دو عامل خطر را در نظر بگیریم، درصد سهم منتسب جمعیتی برای مرگ 6/31 و برای مصدومیت 8/27 خواهد بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه بیانگر اهمیت کنترل سرعت غیر مجاز و سبقت غیر مجاز است، از اینرو، پیشنهاد میشود که قوانین مربوط به کنترل و مدیریت سرعت، تشدید و با جدیت بیشتر، پیگیری گردد.
مجحمد رضا افلاطونیان، ایرج شریفی، ابوالحسن ندیم، بهناز افلاطونیان،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شهرستان بم از کانونهای قدیمی لیشمانیوز پوستی میباشد که این مطالعه با هدف مقایسه میزان شیوع دورهای در جمعیت و واحدهای مسکونی در دو دوره 71-69 و 91-89 در شهر بم انجام گرفت.
روش کار: این مطالعه مقایسهای– تحلیلی است، که با مراجعه به منازل و بازدید بهداشت محیط و با پرسش و تعیین سابقه ابتلا، دادهها در پرسشنامههای مربوط ثبت گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS با آزمونهای T و کای دو با P<0/05 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: میزان شیوع در جمعیت تحت بررسی به ترتیب در دورههای زمانی 71-69 و 91-89 معادل 3/10 و 1/2 درصد و در واحدهای مسکونی 6/33 و 5/5 درصد در دوره سه سال آخر در هر مقطع زمانی بوده است. این اختلاف از نظر آماری به شدت معنیدار بود (P<0/0001). بهداشت محیط منازل از نظر چرخه بیماری در دوره 71-69 به طور معنیداری پایینتر از دوره 91-89 بود.(P<0/0001)، بهطوریکه از سقف نمره20 میانگین نمره بهداشت محیط در سال 71 معادل 5/11 و در سال 91 معادل 6/16 بود.
نتیجهگیری: مقایسه نتایج این مطالعه نشان داد که لیشمانیوز پوستی نوع شهری به شدت تابع تغییرات محیطی است و احتمالاً برای پیشگیری بیماری، بهسازی محیط و تمیز نگهداشتن حیاط و محوطه اطراف منازل روشی مؤثر میباشد. جلب مشارکت مردم و مسؤولان در امر بهسازی اماکن مسکونی و عمومی شهر میتواند اقدامی مؤثر برای اولویت برنامههای پیشگیری قرار گیرد.
مصطفی شکوهی، الهام محبی، اعظم رستگاری، سعیده حاجی مقصودی، علی اکبر حقدوست، محمدرضا بانشی،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1393 )
چکیده
مقدمه واهداف: یکی از مهمترین چالشها در حوزهی بهداشت عمومی و نظام مراقبت بیماریهای، برآورد تعداد افراد بیمار مبتلا به بیماریهای نادر یا برآورد برخی زیرگروههای جمعیتی خاص مانند تعداد استفاده کنندگان مواد تزریقی (IDUs) (Injected Drug Users) میباشد. این در حالیاست که برآورد جمعیتهای پنهان یا دور از دسترس کاری، بسیار دشوار بوده و با مشکلات فراوانی همراه است. در سالهای اخیر، روشهای جدیدی برای برآورد جمعیتهای پنهان یا دور از دسترس ارایه شده است. یکی از روشهای نوین برای برآوزد چنین جمعیتهایی، روش بسط شبکهای(NSUM) (Network Scale-up Method) میباشد. این روش شامل دو بخش برآوزد شبکهی اجتماعی افراد جامعه، و تخمین تعداد افراد زیر جمعیتهای پنهان یا دور از دسترس با استفاده از شبکهی اجتماعی است. در این مقاله، سعی شده است با زبانی ساده، در ابتدا به بحث مختصری درباره روشهای غیر مستقیم برآورد اندازه جمعیتها، تاریخچهی روش بسط شبکهای، و مفهوم شبکهی اجتماعی پرداخته شده، و در ادامه به برآورد گروههای پنهان با استفاده از این روش و نکتههای کاربردی آن در مورد چنین جمعیتهایی پرداخته خواهد شد.
میثم الفتی فر، سید مهدی حسینی، مسعود بهرامی، منوچهر کرمی، مسعود پروین،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: یکی از موارد کاربرد درصد خطر قابل انتساب جمعیت برآورد بار بیماری جمعیت در مواجهه با چند عامل خطر است. این مطالعه بهمنظور برآورد مقادیر درصد خطر قابل انتساب جمعیت (PAR%) خوشههای زمان مکان موارد سل ریوی در استان همدان اجرا شد.
روش کار: در این مطالعه اطلاعات موارد سل ریوی از معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی همدان اخذ شد و پس از کشف خوشههای معنیدار با استفاده از آماره کاوشی زمان-مکان از PAR% بهمنظور تحلیل خوشهها و برآورد دقیقتر مکانهای کشف خوشه استفاده شد.
یافتهها: در مجموع 4 خوشه زمان-مکان اولیه،3 خوشه زمان- مکان ثانویه برای موارد سل ریوی و 92 درصد مواردی که وضع مشخصی از نظر ابتلا به اچآیوی/ایدز نداشتند؛ در نواحی مطالعه کشف شد. با وجود تفاوت مکانهای خوشههای کشفشده و تفاوت مقادیر PAR% منتسب به آنها، دومین خوشه اولیه موارد سل ریوی (متشکل از شهرستانهای رزن، فامنین و کبودرآهنگ) بیشترین مقدار PAR% را داشت که نیازمند توجه بیشتری است.
نتیجه گیری: وجود خوشههای زمانی-مکانی معنیدار در استان همدان لزوم استفاده از درصد قابل انتساب جمعیت را بهمنظور تمایز دقیقتر نواحی خوشههای کشفشده برای اتخاذ معیارهای پیشگیری و کنترل از بیماری ضروری میسازد. با اینحال مطالعههای تحلیلی بیشتری بهمنظور کشف عوامل مؤثر بر رخداد موارد سل ریوی نیاز است.
محمد ساعتچی، محمد حسین پناهی، علی اشرف مظفری، محمد صاحبکار، علی آذر پیکان، ولی اله بایگی، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: آگاهی از میزان دانش بهداشتی یک جمعیت و نقاط ضعف سواد سلامت مردم برای برنامهریزیهای آموزشی الزامی است. مطالعه حاضر یک مطالعه ارزیابی جامعه است که بهمنظور ایجاد زیربنایی مناسب جهت برنامهریزیهای آموزشی، به بررسی سطح سواد سلامت ساکنین جزیره هرمز منجر شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی تحلیلی است که روی افراد بالای 18 سال و در تابستان 1394در جزیره هرمز انجام شد. جمعآوری اطلاعات با دو پرسشنامه اطلاعات پایهای شامل سن، جنس، وضعیت تأهل، سن ازدواج و سؤالات غیرمستقیم جهت سنجش وضعیت اقتصادی افراد همچنین فرم کوتاه پرسشنامه سواد سلامت عملکردی بزرگسالان برای اندازهگیری توانایی بیماران در خواندن و درک مفاهیم مرتبط با سلامت انجام شد. تجزیهوتحلیل با رگرسیون خطی انجام شد
یافتهها: اطلاعات 486 نفر در این مطالعه تجزیهوتحلیل شد. میانگین سنی افراد 39 سال (79-18) و 48 درصد زن بودند. میانگین بعد خانوار 5/4 نفر به دست آمد. میانگین نمره کسبشده افراد تحت بررسی 06/58 به دست آمد. 35 درصد سواد سلامت نهچندان کافی، 21/18 درصد سواد سلامت کافی، 29/12 درصد سواد سلامت ناکافی و14/7 درصد سواد سلامت عالی داشتند. سطح تحصیلات (001/0P<)، وضعیت اقتصادی (001/0P<) و سن (001/0P<) متغیرهای اصلی تأثیرگذار بر سواد سلامت در نمونه موردبررسی بودند.
نتیجهگیری: ارزیابی جامعه نشان داد گروههای سنی مسنتر از سواد سلامت کافی برخوردار نیستند. وضعیت بد اقتصادی در کنار سطح پایین سواد باعث تمایل کمتر افراد برای یادگیری دانش سلامت و درنتیجه پایین بودن سطح سواد سلامت در جزیره هرمز است.
پریوش شیری، حمید سوری، علیرضا رزاقی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خطای انسانی از مهمترین علتهای مرتبط با مرگ و مصدومیت ناشی از سوانح ترافیکی است که سهم کمی آن کمتر مطالعه شده است. هدف این مطالعه محاسبه یکساله سهم منتسب جمعیتی (Population Attributable Fraction) این سببها در تهران بزرگ است.
روش کار: در این مطالعه از اطلاعات ثبتشده 124518 نفر در فرم کام 114 مرکز اطلاعات و ارتباطات راهنمایی و رانندگی کشور (فاوا)، در سال 1393 استفاده شده است. برای برآورد اندازهی اثر تخلفات رانندگان دچار سانحه در خیابان و بزرگراه از نسبت بروز خطر تعدیلیافته (Adjusted relative risk) توسط مدل رگرسیون استفاده شد. برآورد سهم منتسب جمعیتی و اندازه اثر بر اساس نسبت بروز خطر (RR) و با استفاده از روش برازی یا فرمول میتینن سهم منتسب جمعیت محاسبه شد.
یافتهها: سهم منتسب جمعیتی حرکت با دندهعقب در خیابانها 98/1درصد و عدم رعایت فاصله طولی 93/1درصد بود. این رفتارها به ترتیب 22 و 23 درصد خطر جرح ناشی از سوانح ترافیکی را افزایش میدهد. در بزرگراهها بیشترین سهم منتسب جمعیتی، به حرکت با دندهعقب 96/1 درصد، تغییر مسیر ناگهانی 90/1 درصد و تجاوز از سرعت مقرر 87/1 درصد مربوط بود. تجاوز از سرعت مقرر 23 درصد خطر جرح ناشی از سوانح ترافیکی را افزایش میدهد.
نتیجهگیری: نظارت بر تخلفات رانندگان و کنترل دقیق آنها در خیابانها میتواند تا 10 درصد از تصادفات جرحی پیشگیری نماید. همچنین در بزرگراهها، بهکارگیری راهکارهایی برای ممانعت از تخلفات رانندگی موردبررسی در این مطالعه، میتوان تا حدود 15 درصد از تصادفات منجر جرح را پیشگیری نمود.
الهام عبدالمالکی، ژاله عبدی، مهشاد گوهری مهر، رضوانه الوندی، سهند ریاضی اصفهانی، الهام احمدنژاد،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: نظارتبر پیشرفت اهداف سلامت (با تمرکز بر پوشش همگانی سلامت) از طریق دو پیمایش خوشهای شاخصهای چندگانه و جمعیت و سلامت (مبتنیبر خانوار) هستند؛ انجام میشود. هدف این مقاله ارزیابی اجرای این پیمایشها در کشورهای منطقه مدیترانه شرقی، بررسی وضعیت ایران در اجرای پیمایشها و همچنین یافتن بهترین گزینه برای اجرا در ایران است.
روش کار: در این مطالعه مروری (با بررسی پایگاه اطلاعاتی مربوط به سازمانهای متولی این پیمایشها)، تاریخچه اجرا، دستورالعملهای که شامل ابزارها، پروتکل و همچنین شاخصهای استخراجشده از این دو پیمایش بود، موردبررسی قرار گرفت.
یافتهها: در منطقه مدیترانه شرقی، 26 بار DHS و 56 بار MICS انجام شده است. عراق بیشترین تعداد MICS و مصر بیشترین تعداد DHS را انجام دادهاند. آخرین MICS انجامشده نسخه 6 و آخرین DHS نسخه 7 است. در گزارشهای جهانی تعداد پیمایشهای DHS برای ایران صفر گزارش شده است، اما با توجه به گزارشهای رسمی کشوری، ایران طی 5 دوره، یک یا تلفیقی از 2 پیمایش را از سال 1995 اجرا کرده است.
نتیجهگیری: منطقه مدیترانه شرقی، در اجرای پیمایشها فعال عمل کرده است. اکنون انتخاب اینکه کدام پیمایش در ایران انجام شود؛ تفاوتی ندارد، بلکه نکته مهم این است که در جهت رسیدن به روند جهانی انجام این پیمایشها، ایران (با توجه به تعهدات بینالمللی در زمینه پایش و ارزیابی پوشش همگانی سلامت) باید در سالهای آتی حداقل یکی از آنها را اجرا کند. درصورتیکه فقط یک پیمایش انتخاب شود، بر اساس یافتههای حاصل از مطالعه و مقایسههای انجامشده DHS برای شرایط ایران مناسبتر است.
یحیی سلیمی، محمدعلی منصورنیا، ابراهیم عبداله پور، سحرناز نجات،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
مقدمه و اهداف: مطالعه حاضر با هدف برآورد شیوع عمری سقط (عمدی و غیرعمدی) در یک نمونهی تصادفی از زنان 15 تا 50 ساله تهران و شناسایی برخی از عوامل مرتبط با آن اجراشده است.
روش کار: این مطالعه از دادههای کنترلهای یک مطالعه مورد-شاهد مبتنی بر جمعیت که در سال 1393 در تهران به انجام رسیده بود، استفاده کرده است. دادههای 544 نفر از زنان 15-50 ساله ساکن مناطق شهرداری تهران که بهطور تصادفی انتخابشده بودند، در این مطالعه وارد شدند. برای بررسی عوامل مرتبط با سقط و برآورد نسبت شانسهای تطبیق شده و فاصله اطمینان 95 درصد آنها از رگرسیون لجستیک چندگانه استفاده شد.
یافتهها: در کل 102 نفر 8/18% (فاصله اطمینان 95%: 8/15%- 4/22%) از زنان سابقه ی سقط در طول زندگی را گزارش کردند. در مدل رگرسیون لجستیک، مجرد بودن با نسبت شانس=46/3 (فاصله اطمینان 95%: 42/1- 47/8) و افزایش سن با نسبت شانس= 07/1 (فاصله اطمینان 95%: 04/1- 11/1) شانس داشتن سابقه سقط را افزایش دادند. این درحالیست که داشتن فرزند با نسبت شانس=27/0 (فاصله اطمینان 95%:11/0- 65/0)، افزایش سالهای تحصیلی با نسبت شانس=89/0 (فاصله اطمینان 95%: 82/0-96/0)، و اعتقادات مذهبی بالاتر با نسبت شانس=65/0 (فاصله اطمینان 95%: 45/0- 93/0) شانس داشتن سابقه سقط را در زنان مورد مطالعه کاهش دادند.
نتیجهگیری: بالا بودن شیوع عمری سقط در مطالعه حاضر و خطرات آن برای سلامت مادران، بر ضرورت نیاز به برنامههای مداخلهای آموزشی با در نظر گرفتن سطح تحصیلات و دانش مادران در کنار توجه به اعتقادات مذهبی تأکید میکند.
نفیسه صالح نیا، عباس عصاری آرانی، حسین صادقی سقدل، علیرضا اولیایی منش،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: ارتقاء سلامت از مهمترین وظایف سیاستگذاران و اهداف توسعه پایدار است. از اینرو پژوهش حاضر باهدف تعیین مهمترین عوامل کلان تعیینکننده سلامت جمعیت در ایران و به تصویر کشیدن روابط علّی میان این عوامل انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد ترکیبی در سه مرحله انجام شد. ابتدا با تحلیل محتوای منابع موجود در بازه 2000-2019، تعیینکنندههای کلان اجتماعی سلامت شناسایی و غربالگری عوامل، به روش دلفی فازی و نظرسنجی از 15 نفر از خبرگان انجام شد. درنهایت روابط علّی میان تعیینکنندههای اجتماعی سلامت در قالب نقشه شناختی فازی(FCM) نشان داده شد.
یافتهها: در مرحله اول 96 عامل مؤثر بر سلامت در سطح کلان شناسایی شد که در دو طبقه اصلی ملی و جهانی و 16 زیر طبقه قرار گرفت. پس از غربالگری 8 مورد که دارای اهمیت کمتری در سلامت جمعیت بود حذف شد. تحلیل روابط علّی نشان داد سیستم اقتصادی با درجه مرکزیت 21/06 و خروجی 10/91 مهمترین و تأثیرگذارترین عامل مؤثر بر سلامت جمعیت در سطح کلان است. پس از آن حکمرانی و سیاستگذاری و سیاستهای ملی به ترتیب با درجه مرکزیت 20/25 و 20/19 قرار داشتند.
نتیجهگیری: بدون در نظر گرفتن روابط علّی، نظام سلامت دارای بیشترین اهمیت در سلامت جمعیت است. اما با در نظر گرفتن روابط علّی، سیستم اقتصادی مهمترین عامل بوده و نظام سلامت در میان سه عامل اول قرار ندارد. بنابراین تجزیه و تحلیل نقشه شناختی فازی به سیاستگذاران کمک میکند تا با درک اولویتها و پیوند بین بخشها در توسعه و اجرای سیاستهای سلامتمحور، بهترین سیاستها را اتخاذ نمایند.