جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای جنس

سلماز سالک، سالک سالک، حبیب امامی،
دوره 4، شماره 1 - ( 2-1387 )
چکیده

مقدمه و اهداف : نظر به اینکه کودکان از نظر ابتلای به سل جزء اقشار آسیب پذیر جامعه هستند و میزان بروز سل در کودکان به نوعی نشانگر وضعیت سل در جامعه است، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی روند تغییرات شاخص‌های اپیدمیولوژیک سل در کودکان انجام شد .
مواد و روش‌ها : مطالعه حاضر از نوع Trend Study بوده و تمامی بیماران مبتلا به یکی از اشکال مختلف سل ریوی اسمیر مثبت ، منفی و خارج ریوی از کل ایران که در محدوده سنی زیر 14 سال قرار داشتند طی سالهای 84-1371 وارد مطالعه شدند و با استفاده از تست X² روند تغییرات شاخص‌های اپیدمیولوژیک سل بررسی شد.
نتایج: تعداد 6168 بیمار مبتلا به سل مورد بررسی قرار گرفتند . از این تعداد 2528 نفر(1/40%) پسر و بقیه دختر بودند. بیماران بر اساس شکل بیماری به سه گروه سل ریوی اسمیر مثبت 1812 نفر(4/29%) ، سل ریوی اسمیرمنفی 1920نفر(1/31%) و خارج ریوی 2449 نفر(7/39%) تقسیم شدند. میزان بروز سل ریوی اسمیر مثبت از 8/0 در صد هزار در سال 1371 به 2/0 در صد هزار در سال 1384 کاهش پیدا کرده است . میزان بروز سل ریوی اسمیر منفی ، خارج ریوی و کل موارد نیز طی سالهای 84 – 1376 کاهش داشت . از نظر سنی نیز کل بیماران در سه گروه سنی 4-0 و9-5 و14-10 سال به تفکیک جنسیت مورد بررسی قرار گرفتند. در تمامی سال های مورد مطالعه در گروه سنی 4-0 و9-5 ،سال تفاوت چشمگیری از نظر ابتلای به سل در بین دخترها و پسرها مشاهده نشد ولی در گروه سنی 14-10 سال، میزان بروز در دخترها بیش از دو برابر پسرها بود .
نتیجه‌گیری : طی دوره 14 ساله مورد مطالعه، میزان بروز سل ریوی اسمیر مثبت به میزان چهار برابر کاهش نشان داد .این میزان کاهش می‌تواند نشانگر افزایش آگاهی، در ارتقاء بهداشت و موثر بودن برنامه ملی کنترل سل کشوری باشد . در کودکان زیر ده سال میزان ابتلا به سل نزد دو جنس دختر و پسر تفاوت محسوسی ندارد. با شروع دوران بلوغ جنسی، دختران بیشتر از پسرهای هم سن خود به بیماری سل مبتلا می‌شوند. با توجه به نتایج بدست آمده به منظور یافتن پاسخ برای اختلاف توزیع جنسی سل کودکان در سنین بلوغ بر ضرورت انجام بررسی‌های بیشتر دراین مورد تاکید می‌شود .
جعفر بوالهری، فاطمه رمضان زاده، نسرین عابدی نیا، محمد مهدی نقی زاده، هاجر پهلوانی، سید مهدی صابری،
دوره 8، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده

مقدمه و اهداف: طلاق در زمره غم انگیز‌ترین پدیده‌های اجتماعی است که آسیب‌ها و مشکلاتی که زوجین و خانواده‌های آنان قبل و پس از طلاق متحمل می‌شوند و عوامل موثر بر بروز این پدیده از دیرباز مورد توجه و بررسی بوده است. طلاق علل متعددی دارد و هرگز یک علت را نمی‌توان به عنوان علت اصلی طلاق در نظر گرفت. با توجه به اهمیت موضوع بر آن شدیم تعیین علل اصلی طلاق را مورد بررسی قرار دهیم.
روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی و مقطعی بود، گروه نمونه شامل 300 نفر ارجاعی ازدادگاه‌های خانواده شهید محلاتی و ونک طی سال‌های 1385- 1386 بوده است. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه ساختاری (براساس مصاحبه با افراد متقاضی طلاق) بدست آمد. یافته‌ها بصورت فراوانی و درصد نمایش داده شد.
نتایج: مهم‌ترین علل تقاضای طلاق در این مطالعه به ترتیب شامل علل روانی ( 3/96%)، عوامل فرهنگی و اجتماعی (3/87%)، جنسی (88%)، عوامل اقتصادی ( 3/80%) و خشونت ( 3/84%) است.
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاضر علاوه بر توصیه به مطالعات بیشتر، برنامه‌ریزی لازم در آموزش و مشاوره‌های قبل از ازدواج را پیشنهاد می‌کند. همچنین لزوم آگاه سازی زوجین در زمینه دریافت مشاوره تخصصی در زمان بروز مشکل و اقدام به طلاق، می‌تواند جهت پیشگیری از وقوع طلاق به کار گرفته شود. 

Normal

نسیم بهرامی، آمنه یعقوب زاده، سید حمید شریف نیا، محمد علی سلیمانی، علی اکبر حقدوست،
دوره 12، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده

مقدمه و اهداف: ناباروری یکی از مهم‌ترین بحران‌های زندگی زوجین است که علاوه بر مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فردی، پیامدهای روان‌شناختی را ایجاد کند. کاهش رضایت جنسی ازجمله پیامدهای ناباروری است که با توجه به اهمیت این موضوع در زندگی زوجین نابارور، وجود ابزاری جهت سنجش میزان رضایت جنسی این گروه از افراد ضرورت می‌یابد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی نسخه فارسی پرسشنامه رضایت جنسی لارسون در نمونه‌ای از زوجین نابارور ایرانی در سال 1392 انجام شد.

روش کار: در این مطالعه روش‌شناسی، 150 زوج نابارور ایرانی پرسشنامه 25 گویه­ای رضایت جنسی لارسون را در شهر قزوین تکمیل کردند. پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ به دست آمد. تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی به کمک SPSS-AMOS22 انجام شد.

نتایج: ثبات درونی سؤالات پرسشنامه رضایت جنسی به روش آلفای کرونباخ، بیشتر از 7/0 محاسبه شد. روایی سازه پرسشنامه با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی به دست آمد که چهار عامل (تمایل به برقراری روابط جنسی، نگرش جنسی، کیفیت زندگی جنسی و سازگاری جنسی) با ارزش ویژه بیشتر از یک را نشان داد. چهار عامل پنهان، 21/53 درصد کل واریانس را تبیین کردند. تحلیل عامل تأییدی مدل نهایی سازه پرسشنامه رضایت جنسی را تأیید کرد.

نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که نسخه فارسی پرسشنامه رضایت جنسی دارای مشخصه‌های قابل قبولی در زوجین نابارور ایرانی است. تحلیل عاملی مشخص نمود که پرسشنامه رضایت جنسی دارای یک ساختار چندبعدی است. با در نظر گرفتن ویژگی‌های صحیح روان‌سنجی، می‌توان از این پرسشنامه به‌منظور سنجش رضایت جنسی در این جمعیت استفاده نمود.


محمد ساسانی پور، اردشیر خسروی، مهیار محبی میمندی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

مقدمه و اهداف: با توجه به سهم بالای حوادث غیرعمدی از علل مرگ به‌ویژه برای مردان در کشور و همچنین تغییرات آن در دهه اخیر، این مقاله در تلاش است تا سهم حوادث غیرعمدی در تفاوت جنسی امیدزندگی در بدو تولد در کشور در دهه اخیر را موردبررسی قرار دهد.
روش کار: داده‌های مرگ برای سال‌های 1385 تا 1394 از سامانه ثبت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اخذشده است. سپس میزان مرگ کودکان با استفاده از روش رویکرد نسلی بین دو سرشماری و مرگ بزرگ‌سالان با استفاده از روش بنت - هوریوشی اصلاح‌شده است. سپس نقش تغییرات مرگ ناشی از حوادث غیرعمدی در فزونی امیدزندگی زنان در کشور با استفاده از روش تجزیه آریاگا محاسبه‌شده است.
یافته‌ها: تفاوت جنسی امیدزندگی در سال 1385 حدود 3.5 سال بوده است که در سال 1390 به 2.9 سال کاهش و سپس با اندکی افزایش در سال 1394 به 3 سال افزایش می‌یابد. حوادث غیرعمدی در هر سه دوره نقش مسلط در تفاوت جنسی مرگ داشتند اما سهم آن در طول زمان به‌طور قابل‌توجهی کاهش‌یافته و از 60 درصد به حدود 42 درصد در فاصله سال‌های 1385 تا 1394 رسیده است.
نتیجه‌گیری: با توجه به کندشدن روند افزایش امیدزندگی در بدو تولد در ایران طی دهه‌های اخیر، توجه به مرگ افتراقی ازجمله تفاوت‌های جنسی مرگ و شناسایی پتانسیل‌های افزایش امیدزندگی برحسب گروه‌های مختلف می‌تواند منجر به افزایش امیدزندگی در کشور شود.

علی خورشیدی، مهدی مرادی نظر، منصور معصومی، محمدرضا کرمی قزلی، زهرا محمدی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: بر اساس برآورد سازمان جهانی بهداشت روزانه بیش از یک میلیون نفر به بیماری­ های منتقله جنسی مبتلا می‌شوند و از آنجا که این بیماری ­ها به عنوان مشکل بزرگ بهداشت عمومی در کشورهای در حال توسعه به شمار می روند. لذا هدف این مطالعه بررسی اپیدمیولوژی و بار بیماری‌های منتقله جنسی در کشورهای مدیترانه شرقی می ­باشد.
روش کار: در این مطالعه از داده‌های بار جهانی بیماری ­های انستیتو سنجش و ارزیابی سلامت برای بررسی شاخص‌های بیماری­ های منتقله جنسی در منطقه مدیترانه شرقی که شامل 22 کشور در سال‌های 1990 تا 2019  استفاده شد. تحلیل‌های مرتبط از طریق محاسبه شاخص دالی، بروز، شیوع، میزان‌های استاندارد شده سنی انجام شد. برآوردها به دلیل منابع مختلف خطا از جمله Measurement Bias و مدل‌سازی با فاصله عدم قطعیت 95 درصد گزارش شد. در این مطالعه تجزیه و تحلیل­ ها با استفاده ازMicrosoft Office Excel 2016 انجام شد.
یافته‌ها: میزان بروز استاندارد شده سنی بیماری‌های منتقله جنسی در منطقه مدیترانه شرقی از 9053 در صد هزار نفر در سال 1990 به  8658 در صد هزار نفر در سال 2019 کاهش یافت. همچنین در همین سال­ ها میزان شیوع استاندارد شده سنی از  13424 در صد هزار نفر به 13143 در صد هزار نفرکاهش یافت و میزان مرگ استاندارد شده سنی  از2 به 4 در صد هزار نفر افزایش یافت.
نتیجه‌گیری: با توجه به بار اقتصادی ناشی از این بیماری ها در منطقه مدیترانه شرقی لازم است سیاستگذاران حوزه سلامت به تدوین راهکارهای مداخله ای پیشگیری و برنامه ریزی های بهداشتی اقدام نمایند.

فاطمه باپیری، ساره شاکریان،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: شواهد نشان می­ دهند یکی از رفتارهایی که ممکن است تحت تاثیر قرنطینه ناشی از کرونا قرار گیرد، رابطه جنسی است. در همین راستا مطالعه حاضر طراحی و انجام گردید.
روش کار:  مطالعه  حاضر به صورت توصیفی تحلیلی  با اندازه گیری قبل-بعد )در دوران کرونا و پسا کرونا( و با استفاده از پرسشنامه استاندارد شاخص عملکرد جنسی بر روی 250 زن در سطح دانشگاه علوم پزشکی ایلام در سال 1400 و 1401 انجام شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمارهای استنباطی آزمون t زوجی، آزمون همبستگی وکای اسکوار  از نرم افزار آماری SPSS استفاده گردید.
یافته‌ها: نتایج تحلیل نشان داد که شیوع بیماری کووید 19 بر روی هر 6 مؤلفه عملکرد جنسی شامل میل جنسی، تحریک جنسی، رطوبت جنسی، لذت جنسی، رضایت جنسی و درد بر روی زنان در سنین باروری تأثیر دارد. با توجه به نتایج به ­دست آمده میانگین عملکرد جنسی در کل در دوران کرونا (1/25±2/01) و میانگین عملکرد جنسی در پساکرونا (1/2±2/94) کمتر از نقطه برش(3/8) است که نشانگر عملکرد ضعیف در کل مقیاس عملکرد جنسی است.  نتایج نشان داد بین سن، مدت ازدواج و تعداد بارداری با شاخص عملکرد جنسی و زیر مقیاس­ های آن یک رابطه معکوس و معنی داری (0/05>P)وجود دارد.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد، جامعه پژوهش در دوران کرونا عملکرد جنسی ضعیف ­تری در مقایسه با پسا کرونا داشتند. نتایج نمایان­گر تأثیرات بار روانی و جسمی اپیدمی کرونا  بر عملکرد جنسی می­باشد.

علی عالمی، حسن اسحاقیان فریمانی، فرناز شریفی مود،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: خودکشی یک نگرانی عمده بهداشتی در سطح جهان بوده و بین وجود افکار خودکشی و اقدام به خودکشی در آینده ارتباطی قوی وجود دارد. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت اپیدمیولوژیک افکار خودکشی در بین دانشجویان و ارتباط آن با برخی عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی آنان انجام شد.
روش کار: یک مطالعه مقطعی-تحلیلی روی 556 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی گناباد که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند و به روش نمونه­ گیری چندمرحله­ ای انتخاب شده بودند در سال 1402 به اجرا درآمد. به منظور گردآوری داده، از یک چک­ لیست اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه سنجش افکار خودکشی بک استفاده شد. داده ­­های گردآوری شده با استفاده از آزمون­ های آماری تی مستقل، مجذور کای و آزمون دقیق فیشر و مدل رگرسیون لجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: شیوع کلی (فاصله اطمینان 95 درصد) افکار خودکشی در دانشجویان 20/5 درصد (23/8-17/2 درصد) برآورد گردیده، 11/5 درصد ایشان نیز افکار پرخطر خودکشی (خطر بالا و بسیار بالا) داشتند. در این مطالعه شیوع افکار خودکشی در دختران نسبت به پسران به طور معنی­ داری بیشتر بود (0/016=P). همچنین افراد مجرد در مقایسه با متاهلین افکار خودکشی بیشتری داشتند (0/019=P). در حالی­که بین افکار خودکشی و سن، وضعیت بومی، محل سکونت و دانشکده محل تحصیل ارتباط آماری معنی ­داری مشاهده نگردید.
نتیجه‌گیری: شیوع افکار خودکشی و افکار پرخطر خودکشی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گناباد در حد نسبتا بالا برآورد شد. توجه ویژه به وضعیت سلامت روان دانشجویان به ویژه دانشجویان دختر و مجردین، همچنین ایجاد شرایط مناسب برای زندگی و تحصیل این گروه از دانشجویان پیشنهاد می­ گردد. 

مارال فرقانی فر، امید گرکز، سحر پاریاب، مریم فرجام فر، سولماز طالبی، محبوبه پورحیدری،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: حاملگی از وقایع لذت‌بخش زندگی زنان محسوب می‌شود که با تغییرات متعدد بیولوژیکی، سایکولوژیک و اجتماعی همراه است، ازجمله پیامدهای شایع این تغییرات افزایش افسردگی می‌باشد. مشـاوره جنسـی بـا مادر بـاردار به‌عنوان یکی از مداخلات کمک کننده در جهت بهبود کیفیت زندگی جنسی و افسردگی توسط چندین مطالعه پیشنهاد شده است و این مطالعه با هدف اثر بخشی مشاوره جنسی بر اساس مدل BETTER بر نمره افسردگی در دوران بارداری انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه کار آزمایی بالینـی تصادفـی با تعداد 144 شرکت‌کننده است کـه بـه مراکـز بهداشـتی درمانـی شهر بهمئی مراجعـه کردنـد. شرکت کنندگان بر اساس تخصیص تصادفی به دو گروه مساوی 72 نفره مداخله و کنترل تقسیم شدند. گـروه مداخلـه در 2 جلسه مشاوره جنسی 60-45دقیقه‌ای بر اساس مدل BETTER شرکت کردند و گروه کنترل مراقبت‌های معمول دوران بارداری را دریافت کردند. نمره افسردگی با استفاده از پرسشنامه افسردگی ادینبرگ، قبل، بعد و همچنین یک ماه پس از آخرین جلسه مشاوره سنجیده شد. داده­ های جمع آوری شده وارد SPSS18 و با کمک آمار توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: در این مطالعه نتایج نشان داد که بین نمرات افسردگی در دو گروه کنترل و مداخله پیش از آزمون تفاوت معناداری وجود نداشت، درحالی‌که بلافاصله بعد از مداخله و پیگیری یک ماه بعد، تفاوت معناداری در نمرات افسردگی بارداری بین گروه مداخله و کنترل مشاهده شد در گروه مداخله بعد از مشاوره میانگین افسردگی کاهش داشته است (1/32±6/54) و در زمان بعدی (1/47±5/59) هم همان اثر را حفظ کرده است.
نتیجه‌گیری: با توجه به اثربخشی مدل BETTER برنامه ریزی برای آموزش این مدل و استفاده از آن جهت کاهش افسردگی دوران بارداری پیشنهاد می­ شود.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله اپیدمیولوژی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb