جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای خانگی

نقاء تمیمی، امیر رستمی، کیوان مجیدزاده، علیرضا باهنر، حسین اسماعیلی، سیاوش نیازی شهرکی،
دوره 10، شماره 2 - ( 6-1393 )
چکیده

مقدمه و اهداف: نگه‌داری از گونه‌های مختلف خزندگان به عنوان حیوانات خانگی، با استقبال فراوانی در جهان روبرو شده و هم‌گام با آن، اخیراً جایگاه ویژه‌ای نیز در ایران یافته است. از سوی دیگر سالمونلوز یکی از مهم‌ترین بیماری‌های قابل انتقال بین انسان و حیوان می‌باشد و خزندگان به عنوان منبع سالمونلا محسوب می‌شوند. بررسی وضعیت آلودگی خزندگان خانگی به سالمونلا در محدوده شهر تهران ضروری به نظر رسید.

روش کار: برای انجام این کار از اردیبهشت‌ماه تا بهمن‌ماه 1391 از 270 خزنده ارجاع شده به کلینیک‌های تخصصی دامپزشکی شهر تهران نمونه‌گیری و کشت سالمونلا انجام شد و نتایج مورد بررسی آماری قرار گرفت.

نتایج: از 142 خزنده بررسی شده (6/52 درصد) سالمونلا جدا گردید. جدایه‌های به دست آمده شامل سروگروه‌های متنوعی بودند، اما بیش از نیمی از آن‌ها به گروه C و B تعلق داشتند. اغلب خزندگان مورد مطالعه از نظر بالینی سالم بودند. بیش‌تر صاحبان آن‌ها از خطرات ناشی از سالمونلا بی‌اطلاع بودند. در موارد متعددی نیز احتمال تماس افرادی با سیستم ایمنی ضعیف- کودکان و سالخوردگان- با حیوانات آلوده وجود داشت.

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این مطالعه به نظر می‌رسد به دلیل روند روزافزون نگه‌داری از گونه‌های مختلف خزندگان به عنوان حیوان خانگی، آموزش و اطلاع‌رسانی به صاحبان خزندگان به دلیل بی‌اطلاعی اغلب آن‌ها از روش‌های صحیح و ایمن نگه‌داری از این حیوانات ضروری است. به علاوه انجام بررسی‌های بیش‌تر در مراکز درمانی روی افراد با علایم بالینی سالمونلوز و مشخص کردن نقش خزندگان خانگی در اپیدمیولوژی بیماری پیشنهاد می‌شود.


منصور دیانتی، محمد سجاد لطفی،
دوره 11، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده

مقدمه و اهداف: تروماهای خانگی از شایع‌ترین تروماها بوده و رتبه‌ی دوم را در انواع تروماها دارا هستند. مطالعه‌ای با هدف تعیین وضع مصدومان ناشی از حوادث خانگی مراجعه‌کننده به در مراکز درمانی شهر کاشان طی سال‌های 91-1389 انجام شد.

روش کار: پژوهشی توصیفی- مقطعی، روی 1028 نفر از بیماران مراجعه‌کننده به اورژانس‌های مراکز درمانی شهر کاشان انجام شد. روش نمونه‌گیری به‌صورت مستمر بود. ابزار مورد استفاده پرسشنامه محقق ساخته و دارای دو بخش اطلاعات دموگرافیک و چک‌لیست بررسی تروماهای خانگی بود. اطلاعات مورد نظر توسط پرستار آموزش‌دیده و با مصاحبه‌ی مستقیم با بیمار و مراجعه به پرونده‌ی بستری به دست آمد. داده‌ها توسط نرم‌افزار SPSS نسخه 0/16 تجزیه‌وتحلیل شد.

نتایج: الگوی مکانی رخداد حوادث نشان داد که به ترتیب هال (7/27 درصد)، آشپزخانه (3/20 درصد) و حیاط (4/18 درصد) رایج‌ترین محل‌های رخداد حادثه بوده‌اند. بی‌احتیاطی (8/80 درصد) شایع‌ترین عامل رخداد حوادث بود. بیش‌ترین حوادث به ترتیب در اثر سقوط از بلندی (90/27درصد) و استفاده از ابزار برنده (08/25 درصد) ایجاد شده بودند. آسیب‌های ارتوپدیک و خونریزی دهنده به ترتیب با (2/50 درصد) و (70/34درصد) شایع‌ترین تروماها بودند.

نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان داد که تروماهای خانگی اغلب به دنبال بی‌احتیاطی اتفاق می‌افتند؛ در نتیجه رخداد این‌گونه تروماها احتمالاً با تمرکز در حین انجام کار قابل پیش‌بینی و پیش‌گیری هستند. برای کاهش میزان بروز تروماهای خانگی می‌توان مردم را در ارتباط با نکات ایمنی در چینش منازل، استفاده از وسایل مختلف و ایمن‌سازی محیط آموزش داد.


لیلا فخارزاده، نوراله طاهری، مریم حیدری، نسیم هاتفی مودب، عاطفه زاهدی، سعیده الهامی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده


مقدمه و اهداف: خشونت خانگی متداول‌ترین نوع خشونت علیه زنان است که اثر منفی بر سلامت روان مادران، کودکان، خانواده و اجتماع دارد و به‌طور مستقیم و غیر مستقیم بر نسل آینده تأثیر می‌گذارد. بنابراین مطالعه کنونی با هدف تعیین میزان خشونت‌های خانگی و برخی علت‌های مرتبط در زنان متأهل انجام شد.
روش کار: این پژوهش توصیفی- مقطعی با مشارکت 623 نفر از زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی شهرستان آبادان طی نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای در سال 1394 در شهرستان آبادان انجام شده است. گردآوری داده‌ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و چک لیست مقیاس سوء رفتار با زنان انجام شد. آمار توصیفی و تحلیلی (آزمون t-student، ضریب همبستگی پیرسون، آنالیز واریانس یک‌طرفه و مربع کای و آزمون دقیق فیشر) برای آنالیز داده‌ها مورد استفاده قرار گرفت.
یافته‌ها: شیوع کلی خشونت 3/72 درصد و انواع خشونت روان‌شناختی، فیزیکی، تهدید کننده حیات و جنسی به ترتیب 7/71، 8/17، 3/8 و 1/7 درصد بود. به‌علاوه، ارتباط آماری معنی‌داری بین خشونت و سن، رضایت زناشویی، رفتار خانواده‌ها، تأمین مالی، مصرف سیگار، مصرف الکل، بیماری، نوع مسکن، شغل، محل تولد و سوابق کیفری وجود داشت.
نتیجه‌گیری: مواجهه با خشونت در شهرستان آبادان به‌ویژه در حیطه‌ی خشونت روان‌شناختی از شیوع بالایی برخوردار بود. بنابراین پیشنهاد می‌شود با راه‌کارهایی هم‌چون آموزش مهارت‌های زندگی از سال‌های پیش از ازدواج مانند کنترل خشم، ارتباط مناسب و حل مسأله از خشونت خانگی علیه زنان پیشگیری نمود.
زهرا علی نسائی، زهرا حسین خانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده

مقدمه و اهداف: فرزندان خانواده بویژه نوجوانان یکی از مهمترین قربانیان خشونت خانگی هستند که علیرغم آسیب پذیری آنها کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. این مطالعه با هدف تبیین تجربیات نوجوانان درباره خشونت خانگی انجام شده است تا با درک عمیق‌تر جنبه‌های مختلف این معضل اجتماعی بتوان در راستای کاهش آن اقدامات لازم را انجام داد.
روش کار: مطالعه کیفی حاضر با متدولوژی تحلیل محتوا (Content Analysis) انجام شد. روش جمع آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختار یافته (Interview Semi-Structural) بود. شرکت‌کنندگان نوجوانان 12 تا 16 سال بودند. نمونه گیری هدفمند با روش حداکثر تنوع فرصتطلبانه از نظر طبقات اقتصادی اجتماعی، سن و جنسیت دانش‌آموزان انجام شد. تعداد 33مصاحبه توسط 2 مصاحبه گر انجام شد.
یافته‌ها: 4 طبقه اصلی، 11 زیر طبقه و 120 کد در زمینه تجربیات نوجوانان استخراج شد. پس از جمع بندی و ترکیب کدهای مشابه، طبقات اصلی شامل واکنش‌های عاطفی-روانی و عملکرد نوجوانان در منزل و مدرسه، پیامدهای خشونت خانگی و علل بروز خشونت بود. مشکلات اقتصادی و اجتماعی بویژه بیکاری پدر خانواده مهمترین علل بروز خشونت خانگی مطرح شد. نوجوانانی که تجربه خشونت خانگی داشتند گرایش زیادی به رفتارهای پرخطر داشته و افت تحصیلی بیشتری را تجربه کرده بودند.
نتیجه‌گیری: طبق دیدگاه نوجوانان عوامل اقتصادی اجتماعی نقش مهمی در بروز خشونت خانگی داشته و می‌تواند زمینه‌ساز تجربیات اجتماعی ناخوشایند وآسیب‌های اجتماعی در زندگی آتی ایشان شود، لذا لازم است والدین، معلمان و مسؤلین حوزه‌های اجتماعی در راستای کاهش این معضل اجتماعی اقدام مؤثری انجام دهند.

مریم سعیدی، سحر طالب،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

مقدمه و اهداف: شیوع کووید-19 یک نگرانی فزاینده­ ای در مورد خشونت خانگی در بسیاری از کشورهای دنیا ایجاد نموده است. پژوهش حاضر، با هدف بررسی شیوع انواع خشونت­ ها و تعیین عوامل موثر بر آن در طی شیوع بیماری کووید-19 در زنان ساکن در شهر ساوه انجام شد.
روش کار: این پژوهش توصیفی مقطعی در سال 1400 بر روی 423 زن متاهل در شهر ساوه انجام گردید. نمونه­ ها به روش خوشه­ ای از بین زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ­ها از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه محقق ساخته خشونت خانگی استفاده شد. از روش­ های آماری توصیفی و آزمون­ های آماری برای  تحلیل داده ­ها و بررسی همبستگی بین شدت (نمره) خشونت با متغیرهای دموگرافیک نمونه­ ها و همسرانشان استفاده شد. تحلیل داده­ ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) انجام شد. میزان p کمتر از 0/05 معنی دار در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: اکثریت شرکت کنندگان (59/6 درصد) در معرض خشونت خانگی قرار داشتند. میانگین نمره کلی خشونت خانگی 12/37±7/47 بود. شایعترین نوع خشونت خانگی در بین زنان مورد پژوهش، خشونت روانی  بود. بین نمره کلی خشونت خانگی با سن نمونه ­ها، سن همسرانشان و مدت ازدواج آنها ارتباط مستقیم و معنی داری به­ دست آمد (0/01 >P). میانگین نمره کلی خشونت خانگی در نمونه هایی که فرزند داشتند، باردار نبودند، همسران معتاد به مواد مخدر و الکل داشتند، مستاجر بودند، در طی شیوع کووید-19 دچار کاهش درآمد شده بودند و همسران آنها بیکار بودند، به طور معنی داری بیشتر بود (0/05>P).
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج، شیوع خشونت خانگی در طی اپیدمی بیماری کرونا در حد متوسطی قرار داشت اما شدت آن پایین بود. با توجه به اثرات روانی بیماری کرونا بر افراد جامعه، افزایش بروز رفتارهای خشونت آمیز به خصوص در خانواده های آسیب پذیر مانند خانواده های کم درآمد و مستاجرین و زنان دارای همسرانِ بیکار و معتاد به مواد مخدر و الکل بیشتر مشهود می باشد. از این رو شناسایی خانواده­ های آسیب پذیر و حمایت از آنها و نیز آموزش و توانمندسازی آنها می ­تواند موجب کاهش میزان بروز خشونت خانگی شود.

اشرف صابر، مریم امیدی، فرشته عیدی، مهدیس محرابی بردر، رحمن پناهی، زهرا مقدسی، شیوا پورعلی رودبنه، احمدرضا شمس آبادی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

مقدمه و اهداف: خشونت علیه زنان باردار نقض واضح حقوق بشر زنان است و با عوارض بسیاری برای مادر و جنین همراه است. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل موثر بر شدت خشونت خانگی در زنان باردار انجام شد. 
روش کار: این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی-تحلیلی در سال 1400-1399 انجام شد. شرکت کنندگان 234 زن با بارداری کم خطر (40-28 هفته) بودند که به بخش زایمان بیمارستان بنت الهدی شهر بجنورد مراجعه کرده بودند. مادران با روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند. با استفاده از دو پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک-مامایی و پرسشنامه خشونت علیه زنان تبریزی (2013) داده ها گردآوری شدند. داده ها با به کارگیری رگرسیون لجستیک تحلیل شدند.
یافته­ها: میزان شیوع خشونت علیه زنان باردار (تجربه دست کم مورد یکی از انواع خشونت خانگی توسط همسر) 64/6 درصد به­ دست آمد. از میان کسانی که خشونت را تجربه کرده بودند، 36/1 درصد در دوران بارداری خشونت با شدت کم و بسیار خفیف و 63/9 درصد خشونت با شدت متوسط را تجربه کردند. هیچ کدام از واحدهای پژوهش خشونت با شدت زیاد را تجربه نکرده بودند. بین جنسیت نوزاد و شدت خشونت ارتباط معنی داری وجود داشت (0/03=P). مادران دارای نوزاد پسر (9/069- 1/093CI95%:، 3/14OR = ) 3/14 برابر بیشتر در معرض شدت خشونت متوسط قرار داشتند.
نتیجهگیری: اکثر زنان در این مطالعه از خشونت خانگی با شدت متوسط رنج برده بودند. در بین زنان باردار دارای نوزاد با جنسیت پسر شدت خشونت بیشتر بود. بنابراین ضروری است که در طراحی و اجرای برنامه­های آموزشی و حمایتی جهت پیشگیری از بروز خشونت خانگی و کاهش تاثیرات منفی ناشی از آن، به این زنان توجه بیشتری مبذول گردد.

نیلوفر بهرام پور، سید وحید احمدی طباطبایی، مریم فرجی، علی اکبر حقدوست،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

مقدمه و اهداف: پسماند به مواد جامد، مایع و گاز (غیر از فاضلاب) گفته می‌شود که حاصل فعالیت انسان بوده و از نظر تولیدکننده زائد تلقی می‌شود. به دنبال افزایش جمعیت تولید پسماند خانگی نیز افزایش می‌یابد؛ بنابراین بررسی اثرات مدیریت پسماند خانگی بر سلامتی یک مسئله حیاتی است. با شناسایی مشکلات و خطرات ناشی از این نوع پسماند می‌توان با مداخلات موثر اثرات ناشی از آن را کاهش داد.
روش کار: این مطالعه یک مرور دامنه­ای با هدف ارزیابی پیامدهای سلامت مدیریت پسماند خانگی می‌باشد. در این مطالعه پایگاه‌های الکترونیک PubMed، Scopus و Web of science در محدوده سال‌های 2024-2014 به زبان انگلیسی جستجو و نتایج به دست آمده وارد نرم افزار اندنوت شده و مورد غربالگری قرارگرفتند.
یافته‌ها: در نتیجه جستجوی منابع، از 3504 مطالعه نهایتا تعداد 109 متن کامل در مطالعه گنجانده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که اغلب مطالعات در کشورهای در حال توسعه انجام شده‌است. ابزار جمع آوری اطلاعات اغلب نمونه­ های آزمایشگاهی و بیشتر آنها از نوع کمی بودند. اکثر این مطالعات به بررسی اثرات مدیریت پسماند خانگی بر سلامت جسمی پرداخته بودند و کم‌ترین بعد مورد بررسی سلامت معنوی بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان می­دهد که مدیریت پسماند خانگی علاوه بر اثرات بر سلامت جسمی و آلودگی­ های زیست محیطی می‌تواند سلامت روانی، اجتماعی و معنوی را تحت تاثیر قراردهد. بنابراین باید با شناسایی این اثرات به دنبال راه حل‌هایی برای مدیریت بهتر پسماند خانگی جهت به حداقل رساندن آثار منفی بر سلامتی باشیم.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله اپیدمیولوژی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb