9 نتیجه برای خودکشی
سید علی آذین، علی شهیدزاده ماهانی، مهدی عبادی، سپیده امیدواری، علی منتظری،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1387 )
چکیده
مقدمه و اهداف: از میان انواع اقدام به خودکشی، Self poisoning یا مسمومیت توسط خود فرد در کنار مسمومیتهای تصادفی، یکی از قدیمیترین و رایجترین شیوههای آسیب بهخود (Self harm) و ارجاع به بخشهای مسمومین است. میزان و روند مسمومیت بهویژه مسمومیت عمدی به قصد خودکشی در طول زمان و در کشورهای مختلف با مواد و داروهای در دسترس کاملاً مرتبط بوده است. جهت ارزیابی اپیدمیولوژی اقدام به خودکشی از طریق مسمومیت عمدی و ارزیابی سهم آن در مراجعین به بخشهای مسمومین بیمارستانهای مرجع در کشور در سال 1383 مطالعهای طراحی و اجرا شد.
روشکار: بررسی حاضر یک مطالعه مقطعی (Cross sectional) است که بر روی بیماران پذیرفته شده (سرپایی یا بستری) در اورژانس بیمارستانهای واجد بخش ویژه مسمومین (723 نفر) در 6 شهر و با مصاحبه، مطابق پرسشنامه مدون از سوی گروه تحقیق انجام پذیرفته است.
نتایج: نتایج مطالعه نشان داد که از مجموع 723 نمونه گرفتهشده در بیمارستانهای مرجع شهرهای تهران، شیراز، تبریز، کرمانشاه، مشهد و اصفهان، 76% (550 نفر) عامدانه و به قصد خودکشی اقدام به مسموم نمودن خود کرده بودند. در یک نگاه کلی 445 نفر از این تعداد (9/80%) از دارو، 59 نفر (7/10%) از انواع سموم شیمیایی، 28 نفر (1/5%) از مواد روانگردان و بلاخره 18 نفر (2/3%) از سایر مواد شیمیایی برای اقدام به خودکشی استفاده نموده بودند. بیش از 31% از افراد اقدامکننده به خودکشی از بنزودیازپینها استفاده کرده بودند. در حالی که در موارد مسمومیت تصادفی، سوء مصرف مواد روان گردان (به شکلOverdose) شایعترین عامل مسمومیت بوده است (2/44% موارد).
نتیجهگیری: با توجه به شیوع استفاده از داورها و مواد روانگردان در اقدام به خودکشی و همچنین نسبت قابل توجه موارد اقدام به خودکشی در مراجعین به بخشهای مسمومین بیمارستانها، توجه به تدابیر پیشگیری در هر سه سطح مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
محمد رفیعی، اکرم سیفی،
دوره 4، شماره 3 - ( 12-1387 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خودکشی یکی از علل اساسی در اغلب کشورها است. اگرچه عوامل مختلفی در بروز خودکشی نقش دارند، اما اطلاعات موجود در این زمینه محدود است. هدف از انجام این مطالعه بررسی اپیدمیولوژیک اقدام به خودکشی و عوامل مرتبط با آن در افراد اقدام کننده مراجعه کننده به بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی بوده است.
روشکار: این مطالعه یک بررسی مشاهدهای و مقطعی است که برروی تمام موارد اقدام کننده به خودکشی از ابتدای سال 1384 تا انتهای سال 1386 انجام شده است. مشخصات فردی، زمان خودکشی، دفعات خودکشی، نتیجه خودکشی، نحوه اقدام به خودکشی، علل و انگیزه اقدام به خودکشی، سابقه قبلی خودکشی، وجود بیماریهای مزمن جسمی و روانی بر اساس یک پرسشنامه و مصاحبه از بیمار یا همراهان وی ثبت شد.
نتایج: تعداد 4226 نفر در جامعه مورد بررسی در 3 سال فوق اقدام به خودکشی نمودهاند. میانگین سن افراد اقدام کننده به خودکشی،72/9 95/24 سال و برای افرادی که خودکشی موفق داشتهاند 72/13 79/29 سال بوده است. 60% از اقدام کنندگان به خودکشی مؤنث وانگیزه خودکشی در 89% از موارد، اختلاف خانوادگی ذکر شده است. نحوه اقدام 5/82% از آنها با مسمومیت داروئی بوده است. خودکشی موفق در این مدت 2/3% خودکشی کنندگان بوده است.
نتیجهگیری: با توجه به سن پائین تر اقدام کننده ها به خودکشی و نرخ آن، این امر مهم باید مورد توجه سیاستگزاران امور بهداشتی در ناحیه استان مرکزی قرار گیرد
غلامرضا خیرآبادی، سید جلال هاشمی، سحر اکبری پور، محمد صالحی، محمد رضا مراثی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
مقدمه و اهداف: هر ساله در جهان، حدود 20میلیون نفر اقدام به خودکشی میکنند و یک میلیون انسان در اثر خودکشی میمیرند. اختلالات روانپزشکی و سابقه قبلی اقدام به خودکشی از عوامل خطر اصلی خودکشی به شمار میآیند. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت اختلالات روانپزشکی و عوامل خطر تکرار اقدام به خودکشی، در اقدام کنندگان به خودکشی ارجاع شده به اورژانس مسمومین انجام شده است.
روش کار: دادهها در یک مطالعه مقطعی روی نمونه مورد مطالعه در سال 1387، با تمرکز بر متغیرهای جمعیت شناختی و وضعیت روانپزشکی افراد، با یک مصاحبه بالینی مبتنی بر DSM-IV و با استفاده از مدل رگرسیون دو جملهای منفی متورم در صفر، تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: دراین مطالعه، 703 نفر با میانگین سنی 7/9±95/25 سال مشارکت داشتند که 424 نفر از ایشان، زن و 125 نفر از آنها دارای سابقه خانوادگی اقدام به خودکشی بودند. 501 نفر برای نخستین بار، 106 نفر برای دومین بار، 58 نفر برای سومین بار و بقیه افراد برای چهارمین بار یا بیشتر اقدام به خود کشی داشتند. اختلالات طیف دوقطبی، افسردگی یک قطبی و اختلال انطباق، به ترتیب در رأس اختلالات روانپزشکی تشخیص داده شده قرار داشتند. سن، سابقه خانوادگی، نوع اختلالات روانپزشکی وروش اقدام به خودکشی رابطهای معنادار با میانگین دفعات اقدام به خودکشی داشتند.
نتیجهگیری: ابتلا به اختلالات طیف دو قطبی، به ویژه تکرار مداوم فازهای افسردگی، مهمترین عامل خطر اقدام به خودکشی مکرر است و وجود همزمان یک اختلال روانپزشکی دیگر نیز، خطرتکرار اقدام به خودکشی را افزایش میدهد.
علی خورشیدی، کوروش سایه میری، مهران بابانژاد،
دوره 9، شماره 3 - ( 11-1392 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خودکشی از مهمترین علل مرگ در بزرگسالان است و عوامل مختلف اقتصادی - اجتماعی، ژنتیکی، سایکودینامیکی و محیطی در بروز آن نقش دارد. این مطالعه با هدف بررسی روند خودکشی برحسب فصل و ماه در استان ایلام انجام شد.
روش کار: مطالعه از نوع مقطعی بود و بر مبنای دادههای حاصل از نظام جاری ثبت موارد خودکشی و ثبت مرگ استان ایلام طی سالهای 1380 تا 1388 انجام شد. برای تعیین رابطه بین خودکشی با فصل و ماه از آزمون کای دوو جهت تعیین رابطه بین موفقیت درخودکشی و فصل از رگرسیون لجستیک استفاده گردید.
نتایج: تعداد 3843 مورد خودکشی ثبت شده در طول 8 سال مورد بررسی قرار گرفت. بیشترین فراوانی خودکشیبر حسب ماه در شهریور ماه (26 درصد) و کمترین در فروردین ماه (7/5 درصد) بود. فراوانی خودکشی در فصل تابستان بالاترین و در زمستان کمترین مقدار را دارا بود. تفاوت های موجود در فصول و نیز در ماههای مختلف سال معنی دار بود (001/0>P). خطر مرگ برای خودکشی(موفقیت در خودکشی)، در زمستان و بهمن ماه به ترتیب در مقایسه با سایر فصول و ماههای سال بیشتر بود (001/0>P).
نتیجهگیری: این مطالعه وجود تفاوت معنی دار در وقوع موارد خودکشی (موفق و ناموفق) و نیز خطر مرگ ناشی از آن را در فصول و ماه های مختلف سال نشان داد. عدم توزیع یکنواخت خودکشی در فصول مختلف ممکن است بیانگر تاثیر عوامل روانی،اجتماعی و زیست محیطی مرتبط با فصل در بروز خودکشی باشد.بررسی هرچه بیشتر عوامل فصلی مرتبط با خودکشی می تواند نقش مهمی در کنترل و پیشگیری از آن داشته باشد.
ابوالحسن شاکری، فتاح جعفری زاده، محمد زارع نژاد،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1393 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خودکشی اقدامی آگاهانه در خاتمه بخشیدن به حیات خود است. شواهد نشان میدهد که سالانه نزدیک به یک میلیون نفر در جهان بر اثر خودکشی جان خود را از دست میدهند. هدف از انجام این پژوهش، توصیف اطلاعات اپیدمیولوژیک و دموگرافیک قربانیان خودکشیهای موفق دراستان فارس و مطالعه برخی از عوامل مرتبط بر آن است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی- توصیفی، اطلاعات دموگرافیک و اپیدمیولوژیک قربانیان خودکشی موفق در استان فارس طی مدت 5 سال از ابتدای فروردینماه سال 1386 تا پایان اسفندماه سال1390به کمک پرسشنامه جمعآوری و سپس مورد تجزیه و تحلیل آماری قرارگرفت.
نتایج: در این مدت، تعداد 934 مورد به عنوان خودکشی موفق شناسایی شد. میانگین (±انحراف معیار) سنی افراد خودکشی کرده برابر با 32/12±81/29سال بود که 5/72 درصد آنان مذکر و 3/54 درصد آنان مجرد بودند. بیشتر قربانیان خودکشی- 689 نفر
(8/73 درصد) در شهر 689 نفر ساکن بودند. شایعترین روش خودکشی در مردان، حلقآویزی- 472 نفر (5/50 درصد)- و در زنان، خودسوزی- 103 نفر (16 درصد)- بود. بیشتر افراد- 411 نفر (44 درصد)- در دهههای سوم عمر ( 29-20 سالگی) خودکشی کرده بودند. شایعترین علت خودکشی بیشتر افراد (5/53 درصد) نامعلوم بود.
نتیجهگیری: با توجه به بالا بودن فراوانی خودکشی در جوانان و نیز در افراد ازدواج نکرده، لزوم توجه خاص به این گروهها در برنامهریزیهای اجتماعی توسط مسؤولان در استان فارس ضرورت دارد.
مجید خادم رضاییان، لیدا جراحی، فاطمه محرری، رضا افشاری، سید محمد معتمدالشریعتی، ندا اخروی، محمد خواجه دلویی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اقدام به خودکشی یک از چالشهای بهداشت عمومی بوده که فرد، خانواده و حتی جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. مطالعه اپیدمیولوژی خودکشی بهعنوان یکی از مهمترین اقدامات در برنامه ادغام و پیشگیری اولیه از خودکشی در نظام مراقبتهای بهداشتی اولیه تعیینشده است. مطالعه حاضر به بررسی موارد اقدام به خودکشی در استان خراسان رضوی در سال 1394-1393 میپردازد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی افراد اقدام کننده به خودکشی مراجعهکننده به واحدهای بهداشتی-درمانی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد در بازه زمانی 1/5/1393 لغایت 31/4/1394 انجام شد. 17 پرسشگر آموزشدیده از 14 شهرستان و سه مرکز مرجع مراجعات موارد اقدام به خودکشی در شهر مشهد دادههای جمعیت شناختی، زمان، دلیل و روش اقدام به خودکشی را جمعآوری کردند.
یافتهها: 4082 مورد اقدام به خودکشی رخ داده بود که معادل بروز سالانه 2/97 در صد هزار نفر جمعیت است. اکثر موارد اقدام به خودکشی در زنان (675، 76%) و در گروه سنی 15-24 سال (496، %57) قرار داشت. در هر دو جنس افراد متأهل (543، 61%)، تحصیلات راهنمایی/ متوسطه (548، 63%) و درآمد ماهانه زیر نیم میلیون تومان (438، 80%) بیشترین موارد را به خود اختصاص داده بود. شایعترین دلیل اقدام به خودکشی اختلاف خانوادگی (380، 47%) و شایعترین روش مسمومیت دارویی (632، 81%) بود.
نتیجهگیری: غالباً به دلیل انگ اجتماعی، با مسئله خودکشی بهصورت محافظهکارانه برخورد میشود. به نظر می رسد طراحی مداخلات پیشگیری برای گروه های پرخطر بر اساس یافتههای این مطالعه می تواند به بهبود وضع موجود کمک شایانی نماید.
سمانه ابراهیمی کبریا، سید سعید هاشمی نظری، یدالله محرابی، بشیر نازپرور، احمد شجاعی، سید داود میرترابی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خودکشی در استان لرستان به علت ساختار فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی خاص آن یکی از معضلات روانی- اجتماعی است. هدف از این پژوهش، بررسی نقش الگوی اثر گروههای سنی، دورههای زمانی و همگروههای تولد بر بروز خودکشی در استان لرستان طی سالهای 94-1385 است.
روش کار: این پژوهش برای غلبه بر مشکل شناساییپذیری در مدل سن، زمان، همگروه تولد از رویکرد کارستنسن و ویژگی هموارسازهای درجه سوم طبیعی استفاده شده است. اثر همگروه بهصورت نسبت میزان خطر هر همگروه نسبت به همگروه سال 1363در مردان و 1366در زنان محاسبه شد. اثر زمان محدود به داشتن شیب و جمع ضرایب اثر صفر در هر دو جنس شد. بهترین مدل سن، زمان و همگروه تولد برای هر دو جنس با پارامتر"AC-P"، تعداد 7 گره و مدل اسپلاین درجه سوم طبیعی برای مردان و مدل اسپلاین بتا برای زنان انتخاب شد. تمام تحلیلها در پکیج Epi، نرمافزارR انجام شده است.
یافتهها: اثر سن بهدست آمده بیشترین میزان بروز خودکشی را در سالمندان نشان میدهد. دو اثر قوی همگروه تولد که یکی افزایشی و در سال 1359 و دیگر کاهشی و در سال 1370 بود، دیده شد. مهمترین اثر زمان دیده شده در مردان و در سال 1390 بود.
نتیجهگیری: اثر همگروه تولد سال 1370 و 1359به ترتیب میتواند پیامد حاصل از آسیبهای جنگ تحمیلی باشد. سه پدیده اقتصادی تحول قیمت نفت، افزایش نرخ طلاق و افزایش نرخ بیکاری میتوانند در پدیدار شدن اثر زمان در سال 1390 موثر باشند.
علی عالمی، حسن اسحاقیان فریمانی، فرناز شریفی مود،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خودکشی یک نگرانی عمده بهداشتی در سطح جهان بوده و بین وجود افکار خودکشی و اقدام به خودکشی در آینده ارتباطی قوی وجود دارد. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت اپیدمیولوژیک افکار خودکشی در بین دانشجویان و ارتباط آن با برخی عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی آنان انجام شد.
روش کار: یک مطالعه مقطعی-تحلیلی روی 556 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی گناباد که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند و به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شده بودند در سال 1402 به اجرا درآمد. به منظور گردآوری داده، از یک چک لیست اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه سنجش افکار خودکشی بک استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، مجذور کای و آزمون دقیق فیشر و مدل رگرسیون لجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: شیوع کلی (فاصله اطمینان 95 درصد) افکار خودکشی در دانشجویان 20/5 درصد (23/8-17/2 درصد) برآورد گردیده، 11/5 درصد ایشان نیز افکار پرخطر خودکشی (خطر بالا و بسیار بالا) داشتند. در این مطالعه شیوع افکار خودکشی در دختران نسبت به پسران به طور معنی داری بیشتر بود (0/016=P). همچنین افراد مجرد در مقایسه با متاهلین افکار خودکشی بیشتری داشتند (0/019=P). در حالیکه بین افکار خودکشی و سن، وضعیت بومی، محل سکونت و دانشکده محل تحصیل ارتباط آماری معنی داری مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: شیوع افکار خودکشی و افکار پرخطر خودکشی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گناباد در حد نسبتا بالا برآورد شد. توجه ویژه به وضعیت سلامت روان دانشجویان به ویژه دانشجویان دختر و مجردین، همچنین ایجاد شرایط مناسب برای زندگی و تحصیل این گروه از دانشجویان پیشنهاد می گردد.
ابوذر رئیسوندی، لادن محمدی زاده، مهسا سادات درب امامیه، سکینه رضایی پور کپته، مهسا مغنی یزدی، الهه جعفری، مرضیه امجدی، زهرا حسین خانی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: افکار خودکشی و افسردگی در دوران نوجوانی یکی از چالشهای مهمی است که پیامدهای منفی عمده ای بر سلامت عموم جامعه دارد، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر درمان شناختی بر کاهش افکار خودکشی و افسردگی در نوجوانان انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی کنترل دار تصادفی شده بود که در زمستان 1403 بر روی 36 نفر از نوجوانان دارای افکار خودکشی و افسردگی استان قزوین در ایران انجام شد. شرکت کنندگان به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله درمان شناختی (6 هفته) و گروه کنترل درمان ابلاغی وزارت بهداشت (4 هفته) را دریافت کردند. مقایسه گروه ها قبل، بلافاصله و سه ماه بعد از مداخله انجام شد. ابزارهای مورد استفاده، افکار خودکشی بک (BSSI) و افسردگی بک (BDI-II) بود.
یافتهها: اختلاف میانگین نمره افکار حودکشی و افسردگی (فاصله اطمینان 95 درصد) در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل به ترتیب در بلافاصله بعد از مداخله (4/74، 1/19) 2/96 و (10/81، 0/86) 5/84 و سه ماه بعد از مداخله (7/61، 4/51)6/06 و (15/99، 7/24)11/62 بود. روش درمان شناختی فقط بر کاهش افسردگی تاثیر معنی داری داشت (0/022= p). همچنین الگوی تغییرات افکار خودکشی در این دو گروه در طول زمان متفاوت بود (0/021= p).
نتیجهگیری: برنامه استراتژیک مبتنی بر درمان شناختی بهطور معنیداری سطح افسردگی را در نوجوانان کاهش داد. این نتایج بر اهمیت گنجاندن درمان شناختی در برنامههای درمانی افسردگی در مراکز بهداشتی و درمانی تأکید دارد. همچنین پیشنهاد می شود برنامه های مداخله ای کاهش افکار خودکشی با توجه به تغییرات الگوی افکار خودکشی در طول زمان تدوین گردد.