20 نتیجه برای زنان
سید مرتضی صفوی، ربابه شیخ الاسلام، زهرا عبدالهی، محسن نقوی، سعید صادقیان شریف، الهام صادق زاده، سمیه محمدیان،
دوره 2، شماره 3 - ( 1-1385 )
چکیده
مقدمه و اهداف: عنصر آهن یکی از مهمترین عناصر ضروری مورد نیاز در طی دوران بارداری میباشد که در رشد و تکامل جنین در داخل رحم و زایمان سالم و بیخطر نقش اساسی دارد. این مطالعه به هدف بررسی وضعیت کمخونی، فقر آهن و کمخونی ناشی از آن در زنان باردار ایرانی به جهت اتخاذ استراتژیهای هدفمند از سوی سیاستگذاران حوزهی سلامت طراحی و اجرا شده است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، 4368 زن باردار حاضر در ماههای 5 تا 9 حاملگی به روش خوشهای از 11 اقلیم مختلف کشور انتخاب شدند. سطوح هموگلوبین، هماتوکریت، متوسط حجم گلبول قرمز و فریتین سرم اندازهگیری شد. و شیوع کمخونی، کمخونی فقر آهن و فقر آهن در کل کشور و به تفکیک اقلیمها تعیین شد. 5/21% از زنان باردار با سن حاملگی 5 تا 9 ماههی ایرانی مبتلا به کمخونی هستند، 7/42% آنها مبتلا به فقر آهن بوده و نسبت ابتلا به کمخونی فقر آهن در آنان 4/10% برآورد میشود. شیوع کمخونی در زنان باردار مناطق روستائی کشور به طور معنیداری بیش از مناطق شهری است (به ترتیب 8/27%-2/22% در مقایسه با
6/21%-1/17%=CI95%) و بیشترین شیوع کمخونی و هماتوکریت پائین در زنان باردار اقلیم 5 (سیستان و بلوچستان، جنوب کرمان و جنوب خراسان) مشاهده شد (به ترتیب2/44% ،5/40%) و کمترین میزان شیوع کمخونی در زنان باردار اقلیم 6 (اصفهان، یزد، کهکیلویه و بویراحمد و شمال کرمان) وجود داشت (به ترتیب 0/9% ،8/10%).
نتایج: مصرف مکمل آهن (حتی به صورت نامنظم) نیز در کاهش احتمال ابتلا به کمخونی مؤثر بود اما تأثیر آن بر کمبود هماتوکریت فقط در نمونههایی دیده شد که مصرف مکمل آهن را به صورت منظم گزارش نموده بودند.
نتیجهگیری: کمخونی همچنان یکی از مشکلات بهداشتی زنان باردار کشور به حساب میآید و گرچه تداوم برنامه مکمل یاری در آنان باید مد نظر قرار گرفته شود اما رفع پایدار کمخونی در زنان باردار کشور نیازمند ارائه مداخلات جامعتر به گونهای میباشد که تمامی گروههای هدف به خصوص زنان سنین باروری را مورد هدف قرار دهد.
سوسن کلاهی، علی اصغر کلاهی، سپیده طهزانی قدیم،
دوره 4، شماره 1 - ( 2-1387 )
چکیده
مقدمه و اهداف: کم خونی یکی از شایعترین مشکلاتی است که همه گروههای سنی را درگیر میکند. به منظور تعیین شیوع کمخونی و کمخونی میکروسیتیک در جمعیت تحت پوشش مرکز بهداشتی و درمانی اسدآبادی تبریز، یک مطالعه بهروش مقطعی ـ تحلیلی (Cross-sectional) انجام گرفت.
روش کار: تعداد نمونهها 1623 نفر و روش نمونهگیری بصورت تصادفی منظم بود. نمونهها از میان 233000 نفر زن بالای 12 سال از بین جمعیت ثبت شده، انتخاب شدند. میزان هموگلوبین، حجم متوسط سلولی (MCV) و در صورت وجود کمخونی آزمایشهای تکمیلی شامل آهن سرم، فریتین، TIBC (Total iron binding capacity)، الکتروفورز هموگلوبین و شمارش رتیکولوسیت بررسی شد و داده ها با استفاده از برنامه نرمافزاری EPI6 و انجام آزمون T مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: شیوع کمخونی7/9 درصد بود که 3/75 درصد موارد را کمخونی فقرآهن و 4/11درصد موراد را تالاسمی مینور تشکیل میداد. میزان شیوع کمخونی فقر آهن و تالاسمی مینور در کل افراد جامعه مورد بررسی بترتیب 3/7 و 1/1 درصد بود.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه حاکی از خفیف بودن مشکل کمخونی بر اساس طبقهبندی who در منطقه بود و کمخونی فقر آهن بیشترین علت کمخونی را به خود اختصاص میداد.
ندا نیکوبخت، یوسف کریمی، هادی بهرامی،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1390 )
چکیده
مقدمه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه دلزدگی زناشویی در زنان نابارور و بارور مراجعه کننده به درمانگاههای زنان و ناباروری بیمارستان ولیعصر مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) صورت گرفته است.
روش کار: جامعه آماری این پژوهش کلیه زوجین بارور و ناباروری که به درمانگاههای زنان و ناباروری بیمارستان ولیعصر مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) در سال 1388 مراجعه کرده بودند. گروه نمونه شامل 120 نفر (60 زن بارور، 60 زن نابارور) بود که با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. نمونههای مورد مطالعه پرسشنامه دلزدگی زناشویی و پرسشنامه محقق ساخته مشخصات فردی را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.
نتایج: نتایج بدست آمده نشان داد میزان دلزدگی زناشویی زنان نابارور از زنان بارور بیشتر بوده است (001/0>=P) همچنین میزان دلزدگی زناشویی در زنان نابارور با تحصیلات دانشگاهی بیشتر از زنان نابارور بدون تحصیلات دانشگاهی بود (002/P=0).
نتیجهگیری: در درمان و بررسی مشکلات زوجین نابارور، در نظرداشتن دلزدگی زناشویی به عنوان یک عامل زمینهای مؤثر در درمان ناباروری در سیستم مراقبتهای اولیه بهداشتی مورد تأکید و توصیه است.
زهرا هاشمی، مجتبی کیخا، راضیه کیخایی، علیرضا انصاری مقدم، محمد صالحی مرزیجرانی، امیر نصیری،
دوره 9، شماره 2 - ( 7-1392 )
چکیده
مقدمه و هدف: ارتباط میان شغل و جنبههای مختلف سلامت، از جمله کیفیت زندگی، در مطالعههای متعدد بررسی شده است. از سویی آمار زنان شاغل ایران رو به افزایش است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط اشتغال و کیفیت زندگی زنان در شهرستان زابل است.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی است که بر نمونهای شامل 420 زن انجام شد. از پرسشنامه
SF-36 بهعنوان یک ابزار معتبر برای اندازهگیری کیفیت زندگی افراد استفاده شد. کیفیت زندگی با استفاده از روش خوشهبندی، دستهبندی شد و ارتباط میان متغیرهای مستقل با دستههای کیفیت زندگی، با رگرسیون لجستیک بررسی گردید.
نتایج: افراد مورد بررسی دارای میانگین سنی 46/30 با انحراف معیار 75/8 سال بودند. کیفیت زندگی افراد به سه دسته کیفیت زندگی پایین، متوسط و بالا تقسیمبندی شد که بهترتیب شامل 4/35، 7/33 و 9/30 درصد افراد نمونه بودند. افراد شاغل نسبت به زنان خانهدار، بهترتیب دارای 153 و 217 درصد شانس بیشتر برای عضویت در دسته افراد با کیفیت زندگی متوسط و بالا بودند(05/0 >p). به ازای یک واحد افزایش سن بهترتیب 5 و 4 درصد کاهشی معنادار در شانس عضویت در دسته افراد با کیفیت زندگی متوسط و بالا دیده شد
(0/05 >P).
نتیجهگیری: بیش از نیمی از زنان بررسیشده، دارای کیفیت زندگی متوسط و پایین بودند. افزایش سن با کاهش کیفیت زندگی همراه بود، اما اشتغال یک پیشبینی کننده مستقل برای کیفیت زندگی بالاتر بود.
طیبه امیری پارسا، میترا خادم الشریعه، محمدرضا حادمی نیا، مرضیه السادات آذر نیوه،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده
مقدمه و اهداف: چاقی با افزایش مقاومت به انسولین، پرفشاری خون، هیپرلیپیدمی و هیپرانسولینمی و بیماریهای قلبی- عروقی همراه است. هدف اصلی این مطالعه، بررسی برخی عوامل مرتبط با چاقی و اضافه وزن در بین زنان دارای اضافه وزن و چاق 50-30 ساله شهرستان سبزوار بود.
روش کار: در این تحقیق از فرم پرسشنامه 56 سؤالی و پرسشنامه فعالیت بدنی بک استفاده شد. وزن، قد، دور کمر، اضافه وزن
(kg/m2 25BMI≥ )، چاقی (kg/m230BMI≥ ) و چاقی شکمی (85/0 WHR≥) نیز ارزیابی شد. برای تجزیه و تحلیل آماری متغیرها از آزمونهای MANOVA، آزمون تکمیلی توکی، همبستگی پیرسون و اسپیرمن، کروسکال والیس و مریع کای با سطح معنیداری
05/0 ≥P استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که 5/22 درصد زنان وزن نرمال، 4/42 درصد دچار اضافه وزن و 6/31 درصد هم چاق و تنها 5/3 درصد زنان لاغر بودند.
نتیجه گیری: نتایج حاکی از شیوع 74 درصد اضافه وزن و چاقی در زنان سبزواری بود که لزوم استفاده از شیوههای آموزشی برای آشنایی مردم به ویژه زنان با مسائل کنترل وزن و پیشگیری از چاقی، را مورد تأکید قرار میدهد. یافتهها نشان داد که سن، تعداد فرزندان، تعداد بارداری، سن اولین قاعدگی، تعداد اعضای خانواده، کار با کامپیوتر و مصرف غذای پر چرب باعث افزایش خطر چاقی میشود. در همین راستا بهبود و اصلاح شیوه زندگی و توسعه فعالیت بدنی به عنوان کمهزینهترین و کمخطرترین روش پیشگیری از چاقی نیازمند توجه بیشتر میباشد.
شهناز ریماز، مریم دستورپور، سمیرا وصالی آذرشربیانی ، نرگس ساعی پور، زهرا بیگی، سحرناز نجات،
دوره 10، شماره 2 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه و اهداف: زنان سرپرست خانوار جزء گروه آسیبپذیر جامعه محسوب میشوند که با مشکلات، مصایب و موانع زیادی هم در سطح فردی و هم در سطح کلان در مقایسه با مردان سرپرست خانوار مواجهند که کیفیت زندگی آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. هدف از این مطالعه، تعیین کیفیت زندگی و عوامل مؤثر بر آن در زنان سرپرست خانوار تحت پوشش شهرداری منطقه 9 شهر تهران بود.
روش کار: این مطالعه مقطعی روی تمام زنان سرپرست خانوار تحت پوشش شهرداری منطقه 9 شهر تهران در مدت 14ماه انجام شد. ابزار جمعآوری دادهها در این مطالعه شامل پرسشنامههای اطلاعات دموگرافیک و کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (WHOQOL-BREF) گونهی ایرانی بود.تجزیه و تحلیل نتایج با کمک نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 با استفاده از آمار توصیفی و آنالیز رگرسیون چند متغیره انجام شد.
نتایج: میانگین± خطای معیار سنی شرکت کنندگان 8/13± 8/50 سال و اکثر آنان غیرشاغل (1/71 درصد) بودند. نتایج نشان دادند که در میان حیطههای 4 گانهی کیفیت زندگی، حیطهی سلامت محیط و رابطهی اجتماعی به ترتیب کمترین ( 87/9) و بیشترین (61/12) نمره را به خود اختصاص دادند. مدل رگرسیون چندگانه توأم نشان داد که متغیر سن (05/0P<) و متغیر بیماری فعلی (001/0P<) تنها متغیرهای تأثیرگذار روی شاخص کلی کیفیت زندگی هستند.
نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این پژوهش حاکی از نیاز جدی به برنامهریزی مسؤولان ذیربط در راستای مداخلههای مؤثر و به تبع آن افزایش بهبود کیفیت زندگی در این قشر آسیبپذیر جامعه میباشد.
آرزو باقری، حجیه بی بی رازقی نصرآباد، مهسا سعادتی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: تغییر ایدهآلها و تمایلات فرزند آوری عوامل مؤثر در فرایند رفتار باروری هستند. امروزه کاهش میزان باروری به زیر سطح جانشینی و پایین بودن ایدهآلهای فرزند آوری از رایجترین چالشهای باروری در ایران است. بنابراین با کاهش نرخ باروری، آگاهی از ایدهآل تعداد فرزندان و تعیینکنندههای آن، به منظور اتخاذ سیاستهای جمعیتی مناسب ضروری به نظر میرسد. هدف اصلی این مطالعه، بررسی عوامل مؤثر بر تعداد فرزندان ایدهآل با استفاده از مدل رگرسیون پوآسون است.
روش کار: در سال 1391، 389 زن 15-49 ساله حداقل یکبار ازدواجکرده استان سمنان با روش نمونهگیری طبقهبندی دومرحلهای تصادفی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه ساختاریافته بررسی شدند. به منظور مدلسازی تعداد فرزندان ایدهآل با استفاده از متغیرهای تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده، وضع فعالیت، سطح تحصیلی، نوع ازدواج و محل سکونت از مدل رگرسیون پوآسون وقتی متغیر طول مدت ازدواج بهعنوان متغیر مبدأ در مدل وارد شد و به منظور برازش مدل از نرمافزار SPSS 22 استفاده شد.
یافتهها: کلیه متغیرهای پیشبین، موردمطالعه بر تعداد فرزندان ایدهآل زنان سمنانی تأثیر معنیداری داشتند (05/0>P-Value). زنان دارای 2 فرزند زنده به دنیا آمده و کمتر، شاغل، دارای تحصیلات دانشگاهی، با ازدواج غیر خویشاوندی و روستایی تعداد فرزندان بیشتری را نسبت به زنان دارای 3 فرزند و بیشتر به دنیا آمده، غیر شاغل، دارای تحصیلات ابتدایی و راهنمایی، با ازدواج خویشاوندی و شهری ایدهآل میدانستند.
نتیجهگیری: برای مدلسازی متغیر تعداد فرزندان ایدهآل، با توجه به ماهیت شمارشی و گسسته بودن آن، رگرسیون پوآسون نسبت به سایر روشهای رگرسیون خطی کاراتر است.
لیلا فخارزاده، نوراله طاهری، مریم حیدری، نسیم هاتفی مودب، عاطفه زاهدی، سعیده الهامی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خشونت خانگی متداولترین نوع خشونت علیه زنان است که اثر منفی بر سلامت روان مادران، کودکان، خانواده و اجتماع دارد و بهطور مستقیم و غیر مستقیم بر نسل آینده تأثیر میگذارد. بنابراین مطالعه کنونی با هدف تعیین میزان خشونتهای خانگی و برخی علتهای مرتبط در زنان متأهل انجام شد.
روش کار: این پژوهش توصیفی- مقطعی با مشارکت 623 نفر از زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی شهرستان آبادان طی نمونهگیری تصادفی خوشهای در سال 1394 در شهرستان آبادان انجام شده است. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و چک لیست مقیاس سوء رفتار با زنان انجام شد. آمار توصیفی و تحلیلی (آزمون t-student، ضریب همبستگی پیرسون، آنالیز واریانس یکطرفه و مربع کای و آزمون دقیق فیشر) برای آنالیز دادهها مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: شیوع کلی خشونت 3/72 درصد و انواع خشونت روانشناختی، فیزیکی، تهدید کننده حیات و جنسی به ترتیب 7/71، 8/17، 3/8 و 1/7 درصد بود. بهعلاوه، ارتباط آماری معنیداری بین خشونت و سن، رضایت زناشویی، رفتار خانوادهها، تأمین مالی، مصرف سیگار، مصرف الکل، بیماری، نوع مسکن، شغل، محل تولد و سوابق کیفری وجود داشت.
نتیجهگیری: مواجهه با خشونت در شهرستان آبادان بهویژه در حیطهی خشونت روانشناختی از شیوع بالایی برخوردار بود. بنابراین پیشنهاد میشود با راهکارهایی همچون آموزش مهارتهای زندگی از سالهای پیش از ازدواج مانند کنترل خشم، ارتباط مناسب و حل مسأله از خشونت خانگی علیه زنان پیشگیری نمود.
آتوسا صادقی زریسفی، زهرا زین الدینی میمند، علی اکبر حقدوست،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به فشار روانی سنگینی که افراد مبتلا به عفونت اچ آی وی در جامعه متحمل میشوند که البته دراینبین زنان آسیب-پذیرتر هستند، لازم است ابعاد فشارهای روانی و جنبههای حمایت روانی-اجتماعی از ایشان بهخوبی رصد شود. در این راستا، هدف پژوهش بررسی وضعیت سلامت روان، امید به زندگی و حمایت اجتماعی در زنان مبتلا به اچ آی وی مراجعهکننده به مرکز ارائه خدمت در شهر کرمان و ارائه الگوی مناسب حمایت اجتماعی به این قشر آسیبپذیر بوده است.
روش کار: این مطالعه از نوع تلفیقی و دارای اجزای کیفی و کمی بود. مطالعه کیفی به شیوه اکتشافی برای شناخت بهتر محیط پژوهش و قسمت کمی به شیوه مقطعی-تحلیلی بر روی زنان مبتلای مراجعهکننده به یکی از مراکز حمایتی شهر کرمان انجام شد. ابزار جمعآوری اطلاعات علاوه بر مصاحبه زمینهای، پرسشنامه سلامت عمومی گلدنبرگ (1979) پرسشنامه حمایت اجتماعی ساراسون (1998) و پرسشنامه امید به زندگی میلر (1988) بوده است.
یافتهها: نتایج نشان داد بعد از مراجعه، وضعیت ایشان به شکل قابلملاحظهای ارتقا یافته به شکلی که امید به زندگی 92 درصد، سلامت عمومی 80 درصد و حمایت اجتماعی 93 درصد بهبود پیداکرده بود. همچنین نتایج نشان داد بین نمره سلامت عمومی و امید به زندگی ارتباط قوی مثبت وجود داشت (r=0.61, P<0. 001)
نتیجهگیری: نتایج نشان داد احتمالاً مراکز ارائهدهنده خدمت ازایندست میتوانند نقش مؤثری در بهبود کیفیت زندگی و افزایش امید به زندگی و ارتقا سلامت خانمهای مبتلا به این عفونت در جامعه داشته باشند و به نیازهای اجتماعی ایشان تا حد زیادی پاسخ دهند.
الهام گودرزی، قباد مرادی، اردشیر خسروی، نادر اسماعیل نسب، بیژن نوری، علی دلپیشه، ابراهیم قادری، دائم روشنی،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: رضایت از زندگی یکی از ابعاد و پیامدهای مهم سلامت است که تحت تأثیر عوامل تعیین کننده سلامت قرار دارد. هدف این مطالعه بررسی وضعیت و نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی در عدم رضایت از زندگی زنان 54-15 سال ایران است.
روش کار: این مطالعه بهصورت مقطعی در سطح کشور انجام شد. نمونهگیری این مطالعه بهصورت خوشهای چند مرحلهای طبقهبندی شده تصادفی با خوشههای مساوی بود. در مجموع 35305 زن 54-15 سال وارد مطالعه شدند. آنالیز دادهها در دو مرحله بود. مرحلهی نخست بررسی نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی با استفاده از روشهای شاخص تمرکز (Concentration Index) و منحنی تمرکز (Concentration Curve) و در مرحلهی دوم برای شناسایی نقش تعیینکنندهها از روش آنالیز چندسطحی (Multilevel) استفاده شد.
یافتهها: میانگین (±انحراف معیار) نمرهی رضایت از زندگی23/4±81/12 بود. شاخص تمزکز برای نارضایتی از زندگی ۰۶/۰- (فاصله اطمینان ۹۵ درصد: ۰۲/۰-,۰۱/۰-) به دست آمد که بیانگر تمرکز نارضایتی در گروه اجتماعی اقتصادی پایینتر است. یافتههای آنالیز چند سطحی نشان داد که بین عدم رضایت از زندگی و محل سکونت، گروههای سنی، شغل، تحصیلات، وضع تأهل و طبقههای اجتماعی- اقتصادی رابطهی آماری معنیداری وجود دارد (P≤0.05).
نتیجهگیری: نابرابری در عدم رضایت از زندگی در گروه فقیر جامعه متمرکز شده است و این نابرابری در استانهای مختلف متفاوت است. متغیرهای اجتماعی اقتصادی از عوامل تأثیرگذار بر نابرابری در رضایت از زندگی در زنان است و باید برای کاهش نابرابریها باید به این مسائل توجه کرد.
فاطمه رنجکش، معصومه نصیری، سید حمید شریف نیا، امیر حسین گودرزیان، سیده زهرا حسینی گل افشانی،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اختلالات خواب یکی از مشکلات شایع دوران بارداری است که در نتیجه تغییرات فیزیولوژیکی، هورمونی و جسمی در بارداری ایجادشده و میتواند زمینهساز بسیاری از اختلالات قبل، حین و پس از زایمان باشد. هدف مطالعه حاضر تعیین ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه غربالگری اختلالات خواب در زنان باردار است.
روش کار: در مطالعه حاضر 300 نفر از زنان باردار مراجعهکننده به مرکز بهداشتی و درمانی کوثر، وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین که به روش نمونهگیری در دسترس جمعآوری شدند، پرسشنامه غربالگری اختلالات خواب را در سال 1396 تکمیل نمودند. روایی صوری، محتوی و سازه (روایی همگرا و واگرا) و پایایی پرسشنامه مذکور مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی، دو عامل پایدار و مجزا شامل کمیت در کیفیت خواب و پیامد کیفیت پایین خواب استخراج نمود. برازش دوعاملی پرسشنامه اختلالات خواب بر اساس شاخصهای استاندارد تأیید شد. روایی همگرا و واگرا برای تمامی عوامل، همچنین ثبات درونی و پایایی سازه قابلقبول بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد پرسشنامه غربالگری اختلالات خواب، در میان زنان باردار از اعتبار و اعتماد کافی برخوردار است، بر این اساس به نظر میرسد میتوان از این ابزار جهت غربالگری اختلالات خواب زنان در دوره بارداری استفاده نمود.
سکینه نظری، زهره کشاورز، مریم افراخته، هدیه ریاضی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان دهانه رحم یکی از 5 سرطان شایع در زنان ایرانی است و با توجه به تأثیر ویروس اچآیوی بر میزان شیوع سرطان سرویکس و پایین بودن پوشش غربالگری سرطان سرویکس در زنان اچآیوی مثبت، این مطالعه با هدف مرور موانع غربالگری سرطان سرویکس در زنان اچآیوی مثبت انجام شد.
روش کار: این مطالعه مرور سیستماتیک بر اساس بانکهای اطلاعاتی Magiran ،SID ،Irandoc ، Prequest ، OVID ، Science direct ،PubMed ، Web of Scienceو Scopus در بازهی زمانی ژانویه 2000 تا ژانویه 2018 میلادی با استفاده از کلید واژههای غربالگری سرطان سرویکس، پاپ اسمیر، زنان اچآیوی ، موانع و معادل انگلیسی آنها و ترکیب آنها انجام شد. مقالههای منتخب، توسط پژوهشگران با استفاده ازچک لیست (NOS Newcastle-Ottawa Scale) بررسی شد و مقالههایی که نمره بالاتر از 6 را کسب کردند، وارد مطالعه شدند.
یافتهها: از 145 مقاله به دست آمده، 21 مقاله شرایط ورود به پژوهش را داشتند. از متغیرهای مورد بررسی به ترتیب هزینه آزمون، کمبود آگاهی، سطح تحصیلات پایین، سن پایین، کمبود اطلاعات در مورد مکان انجام غربالگری و ترس از نمونهگیری، بیشترین فراوانی را در بین سببهای یاد شده در مطالعهها داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به موانع غربالگری سرطان سرویکس در زنان اچآیوی مثبت میتوان با بالابردن سطح آگاهی این افراد و فراهم کردن شرایط پاپ اسمیر رایگان و دسترسی راحتتر به مراکز بهداشتی برای این گروه پرخطر باعث شناسایی زودتر سرطان سرویکس در این افراد شد.
مصطفی عنایت راد، حمیدرضا طباطبایی، سپیده مهدوی، طناز ولدبیگی، کوروش اعتماد، شهاب رضاییان، حلیمه یعقوبی، فاطمه زولفی زاده، محمود حاجی پور،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: یکی از علل مرگ نوزادی و مرگ کودکان زیر پنج سال، نارس به دنیا آمدن نوزادان است. هدف از این مطالعه شناسایی عوامل خطر مرتبط با تولد نوزاد نارس در سبک زندگی زنان باردار است.
روش کار: بررسی حاضر یک مطالعه مورد شاهدی است، که بر روی مادران مراجعهکننده به مراکز خدمات جامع سلامت استانهای سطح کشور انجام شد. آنالیز توصیفی متغیرهای موردبررسی بهصورت درصد و فراوانی گزارش شد و در تحلیل دادهها از آنالیز رگرسیون لجستیک در سطح معناداری کمتر از 05/0 استفاده شد.
یافتهها: در مطالعه حاضر2463 زن باردار (668 نفر بهعنوان مورد و 1795 نفر بهعنوان شاهد) موردبررسی قرار گرفتند و ارتباط معناداری بین مکان سکونت (002/0 :P ،424/1OR:)، سطح تحصیلات مادر (027/0:P، 920/1OR:)، دوقلویی بودن
(001/0:P، 953/4OR:)، فاصله بین بارداری (009/0:P، 821/1OR:)، ابتلا به بیماری خاص (010/0:P، 694/1OR:)، وضعیت تغذیه مادر (024/0:P، 420/1OR:)، فعالیت بدنی (001/0:P، 591/1OR:)، نحوه خوابیدن (008/0:P، 634/0OR:)، و سابقه مردهزایی (001/0:P، 247/0OR:) با تولد نوزاد نارس نشان داد.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه برخی از عوامل تولد نوزاد نارس قابلپیشگیری میباشند. میتوان با بهبود وضعیت مراقبتهای دوران بارداری و تغییر سبک زندگی مادر باردار و با افزایش آگاهی و ایجاد محیط سالم و امن برای مادر عوامل خطر تولد نوزاد نارس را کاهش دهد.
فاطمه تقدیری، علی اکبر حقدوست، محسن مومنی، مقدمه میرزایی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: امروزه شادکامی و رضایت از زندگی نقش مهمی در سلامت زنان هر جامعه دارد. هدف مطالعه مقایسه سطح شادکامی و رضایت از زندگی در زنان شاغل و خانهدار و بررسی عوامل مؤثر بر آن است.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مقطعی و جامعه آماری شامل 720 نفر از زنان شاغل و خانهدار شهر کرمان در سال 1396 است. برای جمعآوری دادهها از فهرست شادکامی آکسفورد، پرسشنامه رضایت از زندگی داینر و فرم مشخصات دموگرافیک استفاده شد. جهت تعیین ارتباط عوامل مختلف با شادکامی و رضایت از زندگی از آنالیز رگرسیون استفاده گردید.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره شادکامی کل جمعیت، 2/13±6/42 (6/13±3/43 شاغل و 7/12±42 خانهدار و 21/0P=) از حداکثر امتیاز 87 و رضایت از زندگی 1/6±5/23 (3/6±8/23 شاغل و 8/5±2/23 خانهدار 24/0 P=) از حداکثر امتیاز 35 محاسبه شد. همچنین بیشتر افراد (55%) شادکامی خود را در حد "نه زیاد نه کم" گزارش نمودند. نتایج آنالیز رگرسیون نشان داد که زنان متأهل، زنان با تحصیلات دانشگاهی و افرادی که بیشترین اوقات فراغت خود را به تفریح و مسافرت اختصاص میدهند و همچنین در گروه زنان شاغل، افراد باسابقه کاری کمتر و استخدام بهصورت رسمی، بهطور معناداری از شادکامی و رضایت از زندگی بالاتری برخوردار هستند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که زنان از سطح شادکامی و رضایت از زندگی متوسطی برخوردار میباشند و تفاوت معناداری در میزان شادکامی و رضایت از زندگی در دو گروه زنان شاغل و خانهدار وجود ندارد.
الهه امیری، علی احمد رفیعی راد، نسرین رفیعی صدر، حمید شریفی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: گرچه اتخاذ سبک زندگی سلامت محور لازمه تداوم مطلوب زندگی برای همه افراد است ولی چنین رویهای برای افراد دارای بیماریهای مزمن مانند اچآیوی/ایدز به دلیل شکنندگی وضعیت آنها ضرورت بیشتری دارد. وابسته به چنین فهمی مطالعه حاضر به بررسی سبک زندگی زنان مبتلا به اچآیوی/ایدز در شهر کرمان پرداخته است.
روش کار: روش کار مطالعه حاضر به صورت پیمایش پرسشنامهای با استفاده از پرسشنامه استاندارد شده سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت انجام گرفت. پرسشنامه مذکور مشتمل بر شش بعد مسئولیت پذیری، رشد معنوی، ورزش، تغذیه، روابط بین فردی و مدیریت استرس میباشد. جامعه آماری پژوهش زنان مبتلا به اچآیوی/ایدز باشگاه مثبت شهر کرمان در سال ۱۳۹۸ به تعداد 69 نفر بوده است و ۳۵ نفر آنها که شرایط مصاحبه را داشته به این مطالعه وارد شدند.
یافتهها: از میان نمونه مورد مطالعه، 37/14 درصد سبک زندگی سلامت مثبت و 62/86 درصد سبک زندگی سلامت منفی بودهاند. مبتنی بر نتایج به دست آمده، تفاوت میانگین نمرات سبک زندگی زنان مورد مطالعه تنها بر حسب دو متغیر میزان درآمد خانوار و وضعیت اشتغال (با میانگین بیشتر در سبک زندگی سلامت مثبت) از لحاظ آماری معنیدار بوده است. تفاوت آنها بر حسب سایر متغیرها (وضعیت تاهل، گروه سنی، تحصیلات و سالهای ابتلا به اچآیوی) معنیدار نبوده است.
نتیجهگیری: با توجه به تفاوت میانگین نمرات سبک زندگی بر اساس متغیرهای شغل و درآمد، تقویت وضعیت اقتصادی مبتلایان از طریق خوداشتغالی و یا حمایت مالی میتواند آنها را به سوی سبک زندگی سلامت مثبت سوق دهد. ارتقاء سبک زندگی این افراد میتواند به زندگی بهتر این افراد کمک شایان توجهی نماید.
سعید قوی، رفعت عصارزاده، سمیه درخشان، سیمین پورسامان، فرشته سهرابی وفا،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در دسامبر سال 2019 نوع جدیدی از ویروس کرونا در شهر ووهان چین شناسایی شد. انتشار بسیار سریع کووید-19، پیدایش سویههای مختلف، نابرابری در واکسیناسیون جوامع و نیز درصد بالای مرگ و میر تمام کشورهای جهان را در معرض چالش عظیم بهداشتی قرار داده است. هدف از این مطالعه بررسی وضعیت سلامت روان در زنان شاغل در زمان همهگیری کووید-19 بوده است.
روش کار: مطالعه به روش مرور نظاممند با جستجوی کلیدواژههای Covid-19, Covid-19 Virus Infection, Covid-19 Pandemic, Coronavirus, Alphacoronavirus, Bat Coronavirus Mental health, Psychological, Working women, Working woman, Employee women در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Science Direct، Scopus و همچنین Google Scholarانجام شد. مقالات در بازه زمانی سالهای 2019 تا 2021 جمعآوری گردید. تعداد 11 مقاله براساس معیارهای ورود جهت استخراج دادهها ارزیابی و تحلیل شد.
یافتهها: مهمترین پیامدهای روانشناختی در مطالعات مورد بررسی شامل اضطراب (در 82 درصد از مقالات)، استرس (در 73 درصد از مقالات) و افسردگی (در 64 درصد از مقالات) بوده است. در زمان همه گیری کووید-19 اثرات روانشناختی منفی در زنان شاغل، از جمله زنان شاغل در بیمارستانها و زنان با مشاغل از راه دور افزایش یافته است.
نتیجه گیری: طیف گستردهای از عوامل ایجاد استرس کووید-19 برای زنان شامل نابرابریهای بهداشتی، جایگاه حرفهای پایینتر، نگرانیها درمورد سلامت شخصی، سلامت خانواده و جامعه، تهدیدات مالی، مراقبت از کودک و کاهش ارتباطات اجتماعی وجود دارد. بدین ترتیب اختلالات ناشی از استرس شامل اضطراب، افسردگی، اختلالات خواب و بیخوابی و فرسودگی شغلی در زنان شاغل شدیدتر از همتایان مرد آنها میباشد.
فاطمه باپیری، ساره شاکریان،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شواهد نشان می دهند یکی از رفتارهایی که ممکن است تحت تاثیر قرنطینه ناشی از کرونا قرار گیرد، رابطه جنسی است. در همین راستا مطالعه حاضر طراحی و انجام گردید.
روش کار: مطالعه حاضر به صورت توصیفی – تحلیلی با اندازه گیری قبل-بعد )در دوران کرونا و پسا کرونا( و با استفاده از پرسشنامه استاندارد شاخص عملکرد جنسی بر روی 250 زن در سطح دانشگاه علوم پزشکی ایلام در سال 1400 و 1401 انجام شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمارهای استنباطی آزمون t زوجی، آزمون همبستگی وکای اسکوار از نرم افزار آماری SPSS استفاده گردید.
یافتهها: نتایج تحلیل نشان داد که شیوع بیماری کووید 19 بر روی هر 6 مؤلفه عملکرد جنسی شامل میل جنسی، تحریک جنسی، رطوبت جنسی، لذت جنسی، رضایت جنسی و درد بر روی زنان در سنین باروری تأثیر دارد. با توجه به نتایج به دست آمده میانگین عملکرد جنسی در کل در دوران کرونا (1/25±2/01) و میانگین عملکرد جنسی در پساکرونا (1/2±2/94) کمتر از نقطه برش(3/8) است که نشانگر عملکرد ضعیف در کل مقیاس عملکرد جنسی است. نتایج نشان داد بین سن، مدت ازدواج و تعداد بارداری با شاخص عملکرد جنسی و زیر مقیاس های آن یک رابطه معکوس و معنی داری (0/05>P)وجود دارد.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد، جامعه پژوهش در دوران کرونا عملکرد جنسی ضعیف تری در مقایسه با پسا کرونا داشتند. نتایج نمایانگر تأثیرات بار روانی و جسمی اپیدمی کرونا بر عملکرد جنسی میباشد.
مریم سعیدی، سحر طالب،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شیوع کووید-19 یک نگرانی فزاینده ای در مورد خشونت خانگی در بسیاری از کشورهای دنیا ایجاد نموده است. پژوهش حاضر، با هدف بررسی شیوع انواع خشونت ها و تعیین عوامل موثر بر آن در طی شیوع بیماری کووید-19 در زنان ساکن در شهر ساوه انجام شد.
روش کار: این پژوهش توصیفی مقطعی در سال 1400 بر روی 423 زن متاهل در شهر ساوه انجام گردید. نمونه ها به روش خوشه ای از بین زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه محقق ساخته خشونت خانگی استفاده شد. از روش های آماری توصیفی و آزمون های آماری برای تحلیل داده ها و بررسی همبستگی بین شدت (نمره) خشونت با متغیرهای دموگرافیک نمونه ها و همسرانشان استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) انجام شد. میزان p کمتر از 0/05 معنی دار در نظر گرفته شد.
یافتهها: اکثریت شرکت کنندگان (59/6 درصد) در معرض خشونت خانگی قرار داشتند. میانگین نمره کلی خشونت خانگی 12/37±7/47 بود. شایعترین نوع خشونت خانگی در بین زنان مورد پژوهش، خشونت روانی بود. بین نمره کلی خشونت خانگی با سن نمونه ها، سن همسرانشان و مدت ازدواج آنها ارتباط مستقیم و معنی داری به دست آمد (0/01 >P). میانگین نمره کلی خشونت خانگی در نمونه هایی که فرزند داشتند، باردار نبودند، همسران معتاد به مواد مخدر و الکل داشتند، مستاجر بودند، در طی شیوع کووید-19 دچار کاهش درآمد شده بودند و همسران آنها بیکار بودند، به طور معنی داری بیشتر بود (0/05>P).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج، شیوع خشونت خانگی در طی اپیدمی بیماری کرونا در حد متوسطی قرار داشت اما شدت آن پایین بود. با توجه به اثرات روانی بیماری کرونا بر افراد جامعه، افزایش بروز رفتارهای خشونت آمیز به خصوص در خانواده های آسیب پذیر مانند خانواده های کم درآمد و مستاجرین و زنان دارای همسرانِ بیکار و معتاد به مواد مخدر و الکل بیشتر مشهود می باشد. از این رو شناسایی خانواده های آسیب پذیر و حمایت از آنها و نیز آموزش و توانمندسازی آنها می تواند موجب کاهش میزان بروز خشونت خانگی شود.
اشرف صابر، مریم امیدی، فرشته عیدی، مهدیس محرابی بردر، رحمن پناهی، زهرا مقدسی، شیوا پورعلی رودبنه، احمدرضا شمس آبادی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: خشونت علیه زنان باردار نقض واضح حقوق بشر زنان است و با عوارض بسیاری برای مادر و جنین همراه است. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل موثر بر شدت خشونت خانگی در زنان باردار انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی-تحلیلی در سال 1400-1399 انجام شد. شرکت کنندگان 234 زن با بارداری کم خطر (40-28 هفته) بودند که به بخش زایمان بیمارستان بنت الهدی شهر بجنورد مراجعه کرده بودند. مادران با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. با استفاده از دو پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک-مامایی و پرسشنامه خشونت علیه زنان تبریزی (2013) داده ها گردآوری شدند. داده ها با به کارگیری رگرسیون لجستیک تحلیل شدند.
یافتهها: میزان شیوع خشونت علیه زنان باردار (تجربه دست کم مورد یکی از انواع خشونت خانگی توسط همسر) 64/6 درصد به دست آمد. از میان کسانی که خشونت را تجربه کرده بودند، 36/1 درصد در دوران بارداری خشونت با شدت کم و بسیار خفیف و 63/9 درصد خشونت با شدت متوسط را تجربه کردند. هیچ کدام از واحدهای پژوهش خشونت با شدت زیاد را تجربه نکرده بودند. بین جنسیت نوزاد و شدت خشونت ارتباط معنی داری وجود داشت (0/03=P). مادران دارای نوزاد پسر (9/069- 1/093CI95%:، 3/14OR = ) 3/14 برابر بیشتر در معرض شدت خشونت متوسط قرار داشتند.
نتیجهگیری: اکثر زنان در این مطالعه از خشونت خانگی با شدت متوسط رنج برده بودند. در بین زنان باردار دارای نوزاد با جنسیت پسر شدت خشونت بیشتر بود. بنابراین ضروری است که در طراحی و اجرای برنامههای آموزشی و حمایتی جهت پیشگیری از بروز خشونت خانگی و کاهش تاثیرات منفی ناشی از آن، به این زنان توجه بیشتری مبذول گردد.
زینب السادات علوی زاده، مریم فرجامفر، شهربانو گلی، امید گرکز، سحر پاریاب، محبوبه پورحیدری، مهدی فتحی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: رابطه جنسی سالم به عنوان یکی از مولفه های اساسی زندگی انسان، یکی از نشانه های سلامتی جسم و روان بوده که در کیفیت زندگی فردی و زناشویی تاثیر بسزایی دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی خواب درمانی شناختی رفتاری بر عملکرد جنسی زنان متاهل سنین باروری در شهرستان سبزوار در سال 1400-1399 انجام شد.
روش کار: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی ساده قبل و بعد از مداخله و پیگیری یک ماهه با گروه مداخله و کنترل انجام شد. نمونه شامل 70 زن واجد شرایط بود. گروه مداخله (35=N) تحت چهار جلسه مشاوره انفرادی خواب درمانی شناختی رفتاری قرار گرفتند و گروه کنترل (35=N) هیچ مداخله ای دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه دموگرافیک، مقیاس القای هیپنوتیزم (HIP) و شاخص عملکرد جنسی زنان (FSFI) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 22 انجام شد.
یافته ها: بر اساس نتایج، عملکرد جنسی بین گروه مداخله و کنترل بعد از مداخله خواب درمانی شناختی رفتاری (0/001< p) و یک ماه بعد از مداخله (0/001< p) اختلاف معنی دار داشت. تحلیل مولفه های عملکرد جنسی (میل جنسی، تحریک جنسی، رطوبت جنسی، ارگاسم، رضایت جنسی و درد) نشان داد که همه مولفه ها به جز مولفه درد و رضایتمندی در بعد از مداخله و پیگیری بین گروه مداخله و کنترل اختلاف معناداری داشتند. مولفه رضایتمندی فقط در یک ماه بعد از مداخله تفاوت معنی دار داشت (0/010= p).
نتیجه گیری: مشاوره خواب درمانی شناختی رفتاری روی بهبود عملکرد جنسی زنان و اغلب مولفه های آن موثر است. توصیه می شود از این رویکرد در ارتقا عملکرد جنسی زنان استفاده شود. و همچنین انجام مطالعات کامل و جامع تر می تواند کمک کننده باشد.