3 نتیجه برای سرطان روده بزرگ
سوگند ستاره، میثاق ظهیری اصفهانی، محمد زارع بند امیری، احمد رئیسی، رضا عباسی،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به روند رو به رشد سرطان رودهبزرگ در ایران در سالهای اخیر، پیشبینی پیامد سرطان و اطلاعات بالینی پایه مربوط به آن بااهمیت است. روشهای دادهکاوی در پیشبینی و تشخیص سرطانها میتواند مورداستفاده قرار گیرند. هدف از انجام این مطالعه تعیین عملکرد دو الگوریتم پیشبینی کننده ماشین بردار پشتیبان و بگینگ در پیشبینی بقاء بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ است.
روش کار: جمعیت موردمطالعه 570 بیمار مبتلا به سرطان رودهبزرگ با مرحله تومور 1 تا 4، مراجعهکننده به بخش پرتودرمانی بیمارستان نمازی شیراز شامل 338 بیمار زنده و 232 بیمار فوتشده از سال 1385 تا 1390 میباشند. برای پیشبینی بقاء بیماران مبتلا به سرطان رودهبزرگ از روش ماشین بردار پشتیبان و روش بگینک استفاده شد. برای تحلیل دادهها نیز از نرمافزار Weka نسخه 3.6.10 استفاده گردید.
یافتهها: بیشترین و کمترین محل قرارگیری تومورها مربوط به رکتوم و کولون چپ و به میزان 51 و 9 درصد بود. روش درمانی در بیش از 80% از بیماران نیز ابتدا عمل جراحی و سپس شیمیدرمانی و یا رادیوتراپی بود. در عملکرد دو الگوریتم بر اساس صحت، ویژگی و حساسیت محاسبهشده از ماتریس درهمریختگی تعیین، مورداستفاده قرار گرفت. به ترتیب میزان صحت، ویژگی و حساسیت در الگوریتم ماشین بردار پشتیبان 4/84، 80 و 5/87 درصد و در الگوریتم بگینگ 2/83، 75 و 88 درصد به دست آمد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که هر دو روش حساسیت و ویژگی قابل قبولی در پیشبینی بقاء بیماران مبتلا به سرطان رودهبزرگ دارند اما ماشین بردار پشتیبان از میزان صحت بیشتری برخوردار بود
زهرا کردی، مصطفی عنایت راد، ابوالفضل امامیان، فاطمه رهایی، منصوره فاتح، محمدحسن امامیان،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سرطان روده بزرگ یکی از شایع ترین سرطان ها در جهان و ایران است. مطالعات اپیدمیولوژیک برای بررسی روند این بیماری در جامعه ضروری است. هدف از انجام این مطالعه، توصیف بروز و روند ابتلا به سرطان روده بزرگ در یک دوره 13 ساله در شهرستان های شاهرود و میامی می باشد.
روش کار: داده های این مطالعه از برنامه ثبت سرطان مبتنی بر جمعیت در دانشگاه علوم پزشکی شاهرود شامل بیماران ساکن در شهرستان های شاهرود و میامی به دست آمد. میزان بروز استاندارد شده بر حسب سن و جنس محاسبه شد و روند 13 ساله طی سال های 1389 تا 1401 با استفاده از رگرسیون Join point و همراه با درصد تغییرات سالانه محاسبه گردید.
یافته ها: به طور کلی تعداد 543 مورد سرطان روده بزرگ در شهرستان های شاهرود و میامی در این دوره 13 ساله (1401-1389) ثبت شده که شامل: 280 نفر (51/6 درصد) مرد و 263 نفر (48/4 درصد) زن بود. بیشترین موارد ثبت شده این سرطان مربوط به سال 1400 با تعداد 54 مورد بود. متوسط میزان بروز استاندارد شده سنی سرطان روده بزرگ در این دوره، 17/6 در 100,000 نفر بود. میزان بروز استاندارد شده سنی سرطان روده بزرگ در مردان و زنان به ترتیب برابر با 18/4 (20/6-16/2 :CI 95%) و 16/8 (18/9-14/8 :CI 95%) بود. تغییرات سالانه میزان بروز استاندارد شده در طی این دوره، 2/33 درصد با فاصله اطمینان (4/87-0/13 :CI 0/95) بود، که گویای افزایش نسبی بروز این سرطان در دوره مورد بررسی می باشد.
نتیجه گیری: در شهرستان های شاهرود و میامی، میزان بروز سرطان روده بزرگ، 17/6 در 100,000 نفر بوده و طی 13 سال دوره مورد بررسی افزایش نسبی داشته است.
مریم غلام رضایی، مرجان عجمی، ساره شاکریان،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به اهمیت پیشگیری و مداخلات مؤثر جامعهنگر در کاهش عوارض روانی و اقتصادی سرطانها و نیز با تمرکز بر فاکتورهای خطر قابل اصلاح، پژوهش حاضر با در نظر گرفتن تعدادی از این عوامل طراحی و اجرا گردید.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مورد-شاهد است. موردها شامل ۲۱۱ نفر بیمار مبتلا به انواع سرطان و ۳۲۲ نفر شاهد که از سامانه پارسا انتخاب شدند، میباشند. عوامل مواجهه قابل اندازهگیری شامل مصرف فست فود، میوه، سبزی و فعالیت فیزیکی بود. برای سنجش میزان فعالیت بدنی از پرسشنامه فعالیت بدنی (IPAQ) و برای سنجش میزان مصرف فست فود، میوه و سبزی از فرم بسامد غذایی (FFQ) استفاده شد. به منظور تحلیل، از آمار توصیفی و آزمونهای کایاسکوئر، t مستقل، و رگرسیون لجستیک استفاده گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون لجستیک نشان داد که مصرف میوه و سبزی در حد نامطلوب نسبت به مصرف مطلوب به ترتیب با نسبت شانس 4/49 و 4/042 احتمال افزایش ابتلا به سرطان را نشان میدهد . همچنین، استفاده کمتر از فست فود با 0/466= OR سبب کاهش ابتلا به سرطان به میزان ۵۳ درصد شد. تحلیلها در فعالیت فیزیکی تنها در سطح پیادهروی با اندازه اثر بسیار ضعیف معنیدار شد. شغل، جنسیت، سطح تحصیلات، سابقه خانوادگی و سن ارتباط آماری معنیداری را با سرطان نشان داد و دیگر متغیرهای دموگرافیک معنادار نبودند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر و شواهد دیگر، همچنین با توجه به اینکه الگوی غذایی و فعالیت فیزیکی فاکتورهای خطر قابل اصلاحی هستند، مداخلات مناسب میتوانند نقش پیشگیرانهای در کاهش بروز بیماریهای مزمن ایفا کنند. این امر نیازمند بهبود سطح آگاهی جامعه و نیز طراحی و اجرای مداخلات مؤثر است.