24 نتیجه برای Mar
حسین صباغیان،
دوره 1، شماره 3 - ( 12-1384 )
چکیده
بیماریهای مشترک به آن گروه از بیماریهایی گفته میشود که بهطور طبیعی بین انسان و حیوانات مهرهدار قابل انتقال باشد و در صورتی که یک بیماری مشترک برای اولین بار شناخته شده و یا در منطقه جدیدی شایع شده باشد، بیماری مشترک نوپدیدی و یا بازپدید نامیده میشود. در چند دههی گذشته بیماریهای مشترک جدیدی در مناطق جغرافیایی مختلف شیوع یافتهاند. تغییر در شیوههای تولید و توزیع حیوان و مواد غذایی حیوانی، تغییرات طبیعی که در روی کرهی زمین اتفاق میافتد، افزایش درجه حرارت، تغییرات اکولوژیکی، سرعت نقل و انتقال انسان و کالا، تغییر در شیوهی زندگی انسان و عادات غذایی او همگی از عوامل مؤثر در ایجاد بیماریهای مشترک نوپدید و بازپدید هستند. در بین عوامل عفونی بیماریزا، ویروسها بیش از همه دچار تحول و تغییر شده و بیماریهای نوپدید مشترک ایجاد میکنند. آنفلوآنزای مرغی، ویروس آنسفالیتزای وستنیل (west nile) تب درهی ریفت، تب خونرویدهندهی کنگو کریمه، تب لاسا، سارس، بیماری خونروی دهندهی ابولا- ماربوگ، از بیماریهایی است که مورد بحث قرار گرفته است.
علیرضا اکبرزاده باغبان، الهام مسرت، مریم همت،
دوره 3، شماره 1 - ( 6-1386 )
چکیده
مقدمه و اهداف: نقش و اهمیت اطلاعات و آمار صحیح در ارتقا امر بهداشت و درمان در سطح جامعه بر هیچ کس پوشیده نیست. در این میان وجود پایگاه اطلاعات صحیح از مرگ و میر در جامعه امری ضروری است. تشخیصنویسی پزشکان، به خصوص علت زمینهای مرگ ثبتشده در گواهی فوت، چنانچه دقیق و صحیح باشد، نقش مهمی در ایجاد چنین پایگاهی ایفا میکند. هدف از انجام این تحقیق ارزیابی میزان توافق تشخیص های مختلف در پرونده پزشکی بیماران فوتشده و مقایسه آن با علت مرگ ثبتشده در گواهی فوت است.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مقطعی می باشد که در آن از بین 659 پرونده مربوط به بیماران فوتی بیمارستان لقمان حکیم طی سال 1384، به صورت تصادفی سیستماتیک 290 پرونده بررسی شد. از پروندههای مورد بررسی که براساس شماره پرونده از بخش بایگانی بیمارستان انتخاب گردیدند، نوع تخصص پزشک معالج و اطلاعات هویتی بیماران استخراج گردید. به علاوه کد تشخیصهای اولیه، تشخیص نهایی و کد علت خارجی ثبت شده در فرم پذیرش وهمچنین کد علت زمینهای درج شده درگواهی فوت مطابق با کتاب دهمین ویرایش طبقه بندی بین المللی بیماریها (10ICD-) ثبت گردید. وضعیت توافق یا عدم توافق تشخیص اولیه با نهایی و همچنین تشخیص نهایی با علت زمینهای مرگ در رابطه با تخصص پزشکان به وسیله آزمون دقیق فیشر مورد سنجش قرار گرفت. ضمناً بررسی توافق بین تشخیص اولیه و نهایی همچنین توافق بین تشخیص نهایی و علت زمینه-ای مرگ به کمک ضریب کاپا انجام گرفت.
نتایج: در این بررسی ضریب توافق کاپا برای تشخیص اولیه و نهایی 83/0 و ضریب فوق برای تشخیص نهایی و علت زمینه ای مرگ 95/0 محاسبه گردید. آزمون دقیق فیشر نشان داد که بین وضعیت توافق تشخیص اولیه و نهایی و همچنین وضعیت توافق تشخیص نهایی و علت زمینه ای مرگ با تخصص پزشکان ارتباط معنی-دار آماری وجود ندارد. (در هر دو مورد 01/0P>). در62% از فوتشدگان علت خارجی در مرگ دخیل نبود. از 38% مرگ و میر با دخالت علل خارجی 21% مسمومیت به قسط خودکشی، 12% مسمومیت تصادفی توسط مواد زیان آور، 4% به علت تصادفات موتورسواران و 1% مربوط به سایر علل بود.
نتیجهگیری: در این تحقیق توافق بالایی میان تشخیص اولیه و نهایی و هم چنین تشخیص نهایی و علت زمینه ای مرگ در بعضی از تخصص ها دیده شد در حالی که چنین توافقی در سایر موارد مشاهده نشد. اگرچه این اختلاف از نظر آماری معنی-دار نبود ولی این امر معرف نقص سیستم ثبت مرگ در کشور ما (به خصوص در بعضی از تخصص ها) می باشد. با توجه به اهمیت تشخیص نویسی دقیق پزشکان، به خصوص تشخیص های مربوط به مرگ و میر، لازم است تا این تشخیصها به صورت صحیح و دقیق و در همه انواع تخصص ها ثبت شود تا زمینه صحیح مقایسه علت مرگ ثبت شده در کشور با آمارهای ثبت شده جهانی فراهم شود.
بابک عشرتی، علی اکبر رضایی آشتیانی، فیروزه خزاعی، فضه ترکمانی، مهین سادات عظیمی،
دوره 3، شماره 1 - ( 6-1386 )
چکیده
مقدمه و اهداف: از اواخر تیر ماه سال 1384 بر اساس گزارش مرکز مدیریت بیماریهای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی همهگیری موارد اسهال حاد آبکی ناشی از ویبریو کلرا سروتیپ اینابا در کشور شروع شد. در این زمینه در طی مدت همهگیری تعداد 16 بیمار وبایی از نوع اینابا در استان مرکزی نیز شناسایی شدند. هدف از این مطالعه بررسی عوامل مؤثر بر این همهگیری در استان مرکزی بوده است.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مورد شاهد همسان شده بر اساس سن و جنس است که درآن موردها شامل تمام موارد اسهال حاد آبکی گزارش شده در تابستان 1384 و ساکن استان مرکزی و شاهدها از همسایههای آنها بودهاند. برای محاسبه مقدار اثر از محاسبه نسبت شانس جفتی با رگرسیون لجستیک شرطی استفاده شد. دراین مطالعه P-Value کمتر از 05/0 به عنوان سطح معنیداری آماری تلقی شد.
نتایج: تعداد 16 بیمار به عنوان مورد با 32 شاهد مقایسه شدند که بر اساس نتایج به دست آمده نسبت شانس محاسبه شده برای مصرف سبزی (98/35- 25/2:CI95% ،9=OR) بوده است. برای گرم کردن مناسب غذای مانده برای مصرف این مقدار (022/1- 015/0=CI95% ،12/0=OR)، نامناسب شستن سبزی و میوه (06/21-88/0=CI95% ،29/4=OR) و مصرف بستی غیرپاستوریزه (83/24- 99/=CI95% ،96/4=OR) بوده است.
نتیجهگیری: اگرچه در طی همهگیری اخیر تعداد کمی از موارد در استان بروز کرد ولی با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه به نظر
میرسد آموزش بهداشت در زمینه پیشگیری از وبا میتواند نقش مؤثری در جلوگیری از همهگیریهای آینده داشته باشد. این آموزش بیشتر باید در جهت رعایت بهداشت فردی، استفاده مناسب از غذاهای قابل آلوده شدن باشد.
محسن نقوی، فرید ابوالحسنی، فرشاد پورملک، ناهید جعفری، مازیار مرادی لاکه، بابک عشرتی، نیلوفر مهدوی هزاوه، حسین کاظمینی، آرش طهرانی بنی هاشمی، شروان شعاعی،
دوره 4، شماره 1 - ( 2-1387 )
چکیده
مقدمه و اهداف: شاخص سالهای عمر تطبیق شده برای ناتوانی Disability-Adjusted Life Years, DALY))، پیامدهای کشنده و غیرکشنده بیماریها و آسیبها را در قالب یک عدد خلاصه کرده و مشکلات سلامت جوامع را به صورت کمی بیان مینماید. این مطالعه با هدف برآورد بار بیماریها و آسیبها برحسب شاخص DALY در سطح ملی برای 6 استان به تفکیک طراحی و اجرا شده است.
روش کار: از روشهای سازمان جهانی بهداشت برای برآورد بار مرگ زودرس، بار ناتوانی، و DALY استفاده شد. چند تطبیق در روشهای مزبور صورت گرفت.
نتایج: میزان DALY ، 21572 سال در صد هزار بود. 62% از آن عمر از دست رفته به علت مرگ زودرس و 38% آن عمر از دست رفته به علت ناتوانی بود؛ 58% به علت بیماریهای غیرواگیر، 28% ناشی از علل خارجی (سوانح)، و 14% در اثر بیماریهای واگیر، بیماریهای مادران در نتیجه عوارض بارداری و زایمان، بیماری های حول تولد و کمبودهای تغذیه ای بود. گروهی از بیماری ها و صدمات که بالاترین بار را در جنس مذکر ایجاد می کرد صدمات عمدی و غیر عمدی با 789/2 میلیون سال، و گروه مشابه در جنس مونث، اختلالات روانی با 191/1 میلیون سال DALY بود. علت منفرد مسبب بیشترین بار در جنس مذکر، حوادث ترافیکی و در جنس مونث، بیماری ایسکمیک قلب بود. بار بیماریها در سطح استانی تنوع قابل ملاحظهای داشت.
نتیجهگیری: سیمای سلامت و بیماری در ایران در کل از نمای قدیمی غلبه بیماریهای واگیردار، مرتبط با بارداری و زایمان، حول زمان تولد، و کمبودهای تغذیهای به غلبه بیماری های غیرواگیر و سوانح و حوادث در سطح ملی گذار کرده است. نتایج بار ملی بیماریها عینیترین شواهد مورد نیاز برای سیاستگزاری و مدیریت برنامههای سلامت، پژوهشهای سلامت، و توسعه منابع بخش سلامت هستند.
لیدا معنوی فر، حبیب الله نعمتی کریموی، امیره نجات شکوهی، عباس شیردل، محمد تقی شاکری، منیره محجوب،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اختلالات عصبی ادراکی و روانی در سالمندان شایع است. در این مطالعه ارتباط مقادیر سرمی کوبالامین، فولات، هموسیستئین با شاخصهای عصبی ادراکی و روانی مورد بررسی قرار میگیرد.
روشکار: 280 سالمند در بیمارستان امام رضا (ع) شهر مشهد پذیرش شدند. معاینات فیزیکی و آزمونهای لازم توسط پزشک بعمل آمد. اسیدفولیک و کوبالامین سرم به روش RIA اندازهگیری شد. برای 78 سالمند که دارای کوبالامین pg/ml 450- 120 و فولات ng/ml 13-5/1 بودند، هموسیستئن سرم به روش الایزا اندازهگیری شد. نتایج با spss تحلیل گردید.
نتایج: بر اساس هموسیستئین mol/lµ 15>، نقطه برش برای کمبود کوبالامین و فولات سرم بترتیبpg/ml 330> و ng/ml5/6> بود. بین کوبالامین و فولات، ارتباط معنی داری وجود داشت (001/0p<). هموسیستئن ارتباط عکس با کوبالامین (001/0p<) و فولات (044/0(p= داشت. مطالعه ما نشان داد که کوبالامین وفولات و هموسیستئن سرم با شاخصهای ادراکی عصبی و روانی ارتباط معنیدار ندارد به جز در مورد هموسیستئن با رفلکسهای تاندونی عمقی (045/0 (p=. در سالمندان دچار دمانس، هموسیستئین سرم بالا بود.
نتیجهگیری: با نتایج این مطالعه و نتایج ضد و نقیض در سایر مطالعات، بنظر میرسد که باید در روشهای ارزیابی اختلالات عصبی ادراکی و روانی تجدید نظر گردد. چنانچه بین شاخصهای آزمایشگاهی و اختلالات عصبی ادراکی روانی ارتباط معنیدار بدست آید، میتوان با غربالگری دورهای سالمند از نظر هموسیستئین یا کوبالامین و اسید فولیک از بروز این اختلالات پیشگیری نمود.
فاطمه رجعتی، محمد کمالی، سرور پرویزی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1390 )
چکیده
مقدمه و اهداف: دستیابی به "بهداشت برای همه" در بیانیه آلماآتا در سال 1978 به عنوان شعار زیربنایی و براساس مراقبتهای بهداشتی اولیه به تمام کشورهای جهان معرفی شد. چگونگی دسترسی به این هدف مهم یعنی دسترسی به خدمات اولیه بهداشتی بیشتر با نشانگرهای کمّی بررسی شده است. در حالی که رویکرد کیفی میتواند تجربه دسترسی به خدمات بهداشتی از منظر مصرف کنندگان را بشناساند بینش عمیقی را در این زمینه ایجاد کند. این مطالعه با هدف توصیف و تفسیر درک استفاده کنندگان خدمات بهداشتی از دسترسی به خدمات و به دست آوردن بینش عمیقتر در مورد تجربه مصرف کنندگان این خدمات انجام شده است.
روش کار: مصاحبه نیمه ساختار یافته عمیق، با 9 نفر از مراجعه کنندگان به مرکز بهداشتی– درمانی انتخاب شده به شیوه نمونهگیری هدفمند انجام شد. مصاحبهها ضبط، دست نویس و سپس با رویکرد پدیده شناسی و با استفاده از روش "ون مانن" تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: شش مضمون زیر در تجزیه و تحلیل دادهها ظهور یافتند. رویارویی با فرصتهای آموزش همه جانبه، ارتباطات مشتری مدار، خدمات بهداشتی باکیفیت، کفایت زمانی- مکانی خدمات بهداشتی، عدالت محوری و مشارکت فردی.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که دسترسی به خدمات بهداشتی چیزی فراتر از وجود خدمات به تنهایی است. خدمات بهداشتی با آموزش بهداشت و برقراری عدالت اجتماعی تکمیل خواهد شد. آموزشهای همه جانبه و افزایش مشارکتهای فردی در بهرهمندی مطلوب از خدمات بهداشتی برای توانمندسازی مردم لازم به نظر میرسد.
رعنا رفعت، احمد رضا درستی مطلق، محمد رضا اشراقیان، آرزو رضا زاده،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1390 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سابقه و هدف افزایش چشم گیر شیوع نزدیک بینی درطول چند دهه گذشته درجوامع غربی و شرقی پیشنهاد میکند که احتمالاً تغییردرشیوه زندگی نوزادی و کودکی بعنوان ریسک فاکتوری مهم تأثیر زیادی برگسترش نزدیک بینی داشته است. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط میان اضافه وزن و نزدیک بینی درکودکان دبستانی اسلامشهر اجرا شد.
روش کار: در این مطالعه موردی– شاهدی گذشته نگر240دانش آموز پایه دوم تا چهارم دبستان که بعد از ورود به مدرسه نزدیکبین بودن آنها تشخیص داده شده بود، به عنوان مورد و240 همکلاسی بدون مشکل بینایی به عنوان شاهد وارد مطالعه شدند. دادههای مربوط به وزن، قد و سن کودک زمانی که وی کلاس اول ابتدایی بوده، وزن، قد تولد کودک و ابتلای او به نزدیک بینی ازاطلاعات ثبت شده موجود بدست آمد. نمایه توده بدنی محاسبه گردید.کودکان دارای نمایه توده بدنی بیشتر یا مساوی صدک 85 استاندارد CDC2000 به عنوان اضافه وزن تعیین شدند. اطلاعات در زمینه عوامل مرتبط بانزدیک بینی قبل از ورود به مدرسه به روش مصاحبه با والدین جمعآوری شدند. نسبت شانس تعدیل شده وضعیت اضافه وزن بعداز تعدیل اثر متغیرهای مخدوش کننده محاسبه شد.
نتایج: از کل کودکان مورد بررسی3/53% را دخترها و 7/46% را پسرها تشکیل دادند. 8/23% کودکان مورد و1/10% گروه شاهد دارای اضافه وزن بودند. پس از تعدیل سایر عوامل خطر احتمالی (سابقه فامیلی، دریافت شیر مادر، فعالیت بدنی، کار نزدیک، شغل مادر و وضعیت مالی)، اضافه وزن به صورت مستقل با نزدیک بینی مرتبط بود (نسبت شانس تعدیل شده 10/3 با فاصله اطمینان 95% 90/1 تا 03/5).
نتیجهگیری: یافتهها حاکی از آن است که اضافه وزن کودکان قبل از ورود به مدرسه با افزایش خطر نزدیکبینی درسالهای بعد مرتبط میباشد. بنابراین آموزشهای لازم برای داشتن الگوی غذایی پیشگیری کننده از چاقی و شیوه زندگی فعالتر الزامی است.
مولود پیاب، احمدرضا درستی مطلق، محمدرضا اشراقیان، رضا رستمی، فریدون سیاسی، مهرناز احمدی،
دوره 8، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده
مقدمه و اهداف: نا امنی غذایی به عنوان مشکل عمده سلامت عمومی، علاوه بر تأثیر بر سلامت جسمی،
آثار سوء اجتماعی و روانی نیز به همراه دارد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط
امنیت غذایی خانوار و افسردگی در مادران دارای کودک دبستانی شهرستان ری انجام
گردید.
روش کار: بررسی توصیفی- تحلیلی مقطعی در بهار 1389 بر روی 430 مادر دارای کودک دبستانی
انجام شد. طی نمونهگیری خوشهای دو مرحلهای، پرسشنامه امنیت غذایی 18 گویهای (USDA)، افسردگی بک (Beck) و پرسشنامه اطلاعات عمومی با
مصاحبه مادران تکمیل شد. آزمون کای اسکوار، تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون ساده
و چندگانه مورد استفاده قرار گرفت.
نتایج: شیوع ناامنی غذایی و افسردگی در مادران مورد بررسی به ترتیب 2/50% و 4/51% بود. در
"گروه امن غذایی" 6/34% و در گروه "ناامن غذایی توام با
گرسنگی" 8/77% افسرده بودند. از بین متغیرهای مورد بررسی، سن و قد با امنیت
غذایی و همچنین سن و وضعیت تأهل با افسردگی رابطه معنیداری داشتند. ناامنی غذایی
با افسردگی در مادران دارای کودک دبستانی شهرستان ری همبستگی مثبت و معنیداری را
نشان داد.
نتیجهگیری: شیوع ناامنی غذایی خانوار و افسردگی در جامعه مورد بررسی بالا بود. از آنجا که بین
ناامنی غذایی و افسردگی رابطه معنیداری وجود دارد، توجه بیشتر به این گروه لازم
میباشد.
Normal
عبدالکاظم نیسی، مهناز مهناز مهرابیزاده هنرمند، منیجه شهنی ییلاق، سوابه بساک زاده، اکبر طالب پور،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
مقدمه و اهداف: یکی از شایعترین اختلالهای اضطرابی در کودکان اختلال اضطراب جدایی است. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی همهگیرشناسی این اختلال در دانشآموزان پسر مقطع ابتدایی انجام گرفته است.
روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی بود. جامعه آماری این پژوهش دانشآموزان پسر 7 تا 9 ساله مشغول به تحصیل در کلاسهای دوم و سوم ابتدایی شهر اصفهان بودند. نمونه پژوهش بالغ بر 1514 نفر بودند که با استفاده از روش نمونهگیری مرحلهای نسبی انتخاب گردیدند. از پرسش نامه اختلال اضطراب جدایی و پرسش نامه اضطراب کودکان اسپنس و مصاحبه بالینی، به عنوان ابزارهای تحقیق استفاده شد و دادههای به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری خی دو و رگرسیون لجستیک، تحلیل گردیدند.
نتایج: یافتههای این پژوهش نشان داد که میزان همهگیرشناسی اختلال اضطراب جدایی در دانش آموزان پسر 7 تا 9 ساله به میزان 93/6 درصد است. بیشترین شیوع در کودکان 7ساله (46/7 درصد) بود. همچنین، کودکانی که دارای سوابقی مانند بستری شدن در بیمارستان، مهاجرت، تک والدی بودن و سابقه مرگ و میر در بستگان نزدیک بودند، دارای میزان اختلال اضطراب جدایی بالاتری بودند.
نتیجهگیری: این تحقیق نشان داد که اختلال اضطراب جدایی بین دانشآموزان مقطع ابتدایی پسر از میزانی قابل توجه برخوردار است. بنابراین، برنامهریزی برای پیشگیری و درمان این اختلال در اولویت است.
میثم جهانی، جلال رضایی نور، اسماعیل هداوندی، ایرج صالحی، حبیب اله تحسینی،
دوره 11، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در طی سالهای اخیر از جمله روشهای پیشبینی و تشخیص بیماری در عرصه پزشکی، به کارگیری روشهای پشتیبان تصمیم با الگوریتمهای تکاملی و ترکیبی است، که دارای توانمندی بالایی در مدلسازی مسائل پزشکی و مهندسی دارند. هدف این مقاله مقایسهی چند سامانه پشتیبان تصمیمگیری و بررسی دقت این سامانهها در پیشبینی بیماری دیابت است.
روش کار: در مطالعهی حاضر با استفاده روش ترکیب الگوریتم ژنتیک و لونبرگ- مارکوارت(Genetic Algorithm and Levenberg-Marquardt GALM ) ، به تعیین و بهینهسازی اوزانهای شبکهی عصبی پرداخته شد، و برای بررسی اعتبارسنجی مدلها، از روشهای اعتبار سنجی سنتی و اعتبار سنجی kباره (K-Fold Cross Validation K-Fold ) استفاده گردید، و در نهایت مدل پیشنهادی (GALM) با مدلهای رگرسیون لجستیک، الگوریتم ژنتیک از طریق نمودار سطح زیر منحنی(Receiver operating characteristic, (ROC)) و ماتریس در هم ریختگی(Confusion matrix) مقایسه گردید.
نتایج: پس از انجام بررسیها معلوم شد در بین مدلهای مقایسه شده، مدل حاصل از الگوریتم GALM دارای حساسیت و ویژگی بالاتری نسبت به مدلهای رگرسیون لجستیک و الگوریتم ژنتیک میباشند. همچنین در بین مدلها، مدل پیشنهادی (الگوریتم GALM) مدلی است که دارای حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری منفی (NPV) (Negative Predictive Value NPV )، ارزش اخباری مثبت (PPV) (Positive Predictive Value PPV) ، بالا و درستنمایی منفی (-LR) (Negative Likelihood Ratio NLR ) پایین و نزدیک به صفر میباشد، و میتوان این مدل را به عنوان مدلی مناسب انتخاب کرد.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد، مدل GALM با میزانهای به ترتیب حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت، ارزش اخباری منفی، سطح زیر منحنی 7/98، 01/90، 8/91، 3/98، 972/0، در مقایسه با مدلهای GA و LR مدلی مناسب برای پیشبینی دیابت میباشد.
نسیم وهابی، فرید زایری، عزت اله فاضلی مقدم، مهدی صفری، فرزاد ابراهیم زاده،
دوره 11، شماره 3 - ( 8-1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: اختلال رشد قد و وزن یکی از مهمترین اختلالهای سلامت کودکان زیر دو سال در کشورهای در حال توسعه است. عدم رسیدگی به این اختلال میتواند باعث عوارضی چون افزایش مرگ، معلولیت ذهنی، عاطفی یا جسمی کودکان شود. هدف این مطالعه، بررسی روند رشد کودکان و عوامل مؤثر بر آن است.
روش کار: این مطالعهی همگروهی گذشتهنگر روی 2030 کودک زیر دو سال شهر خرمآباد انجام شد که به روش نمونهگیری طبقهای و خوشهای انتخاب شدند. بر اساس پرونده خانوار، روند رشد وزن به صورت یک متغیر چهار سطحی (افت، توقف، کندی و مطلوب) و روند رشد قد به صورت یک متغیر سه سطحی (توقف، کندی و مطلوب) ثبت شدند و در نهایت با استفاده از یک مدل طولی حاشیهای و نرمافزار SAS نسخه 2/9 مدلبندی شدند.
یافتهها: رخداد حداقل یک مرتبه افت در منحنی رشد وزن و یک مرتبه توقف در منحنی رشد قد به ترتیب 2/14 و 4/10 درصد بود. بر اساس مدل حاشیهای، اثر سن کودک و سطح تحصیلات مادر بر روند رشد کودک معنیدار بود. با وجود این، جنسیت، مرتبهی تولد و تغذیهی انحصاری با شیر مادر در 6 ماه نخست، ارتباط معنیداری را با روند رشد نشان ندادند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج و شیوع نسبتاً بالای اختلال رشد در کودکان زیر دو سال، به نظر میرسد افزایش آگاهی مادران کمسواد در مورد روشهای تغذیهی کودکان زیر دو سال مهمترین رویکرد مقابله با اختلال رشد کودک باشد. همچنین بیشترین تمرکز کادر بهداشتی باید روی پایش رشد کودکان بالای 12 ماه معطوف گردد.
سحر مسعودی، فریدون پوردانش، اکبر بیگلریان، مهدی رهگذر،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در این مطالعه سعی شده خطر عود، تومور ثانویه و متاستاز را با توجه به وضعیت بالینی بیماران مبتلا به کارسینوم سلولهای سنگفرشی دهان برآورد شود و پیشآگهی بیماران را پس از اتمام درمان ارایه کند.
روش کار: در این مطالعه کوهورت گذشتهنگر، 147 بیمار بدخیمی سلولهای سنگفرشی دهان بالای 40 سال از بانک اطلاعاتی برنامه مراقبت، اپیدمیولوژی و نتیجه نهایی ایالات متحده آمریکا بین سالهای 2010-1973 بررسی شدند. متغیرهای مطالعه: جنس، نژاد، مرحله پیشرفت، درجه هیستولوژیک و محل تومور، روش درمان، زمان تشخیص و مرگ، با مدل چندوضعی مارکوف در نرمافزار R تحلیل شدند.
یافتهها: در مدت پیگیری بیماران (میانه 33 ماه)، 50 (01/34 درصد) مورد عود، 125(03/85 درصد) مورد تومور ثانویه، 25
(01/17 درصد) مورد متاستاز و 59 (13/40 درصد) مورد مرگ رخ داد. تومورهایی که با تهاجم لنفاوی همراه بودند ، 37/1 (فاصله اطمینان 95 درصد: 05/2-05/1) برابر نسبت به تومورهایی که در مراحل اولیه بودند، احتمال رخداد تومور ثانویه را دارند و پس از آن 33/2 (فاصله اطمینان 95 درصد: 18/4-29/1) برابر بیشتر در خطر مواجهه با مرگ . با گذشت یکسال از اتمام درمان احتمال مرگ برای بیماری که با عود موضعی یا تومور ثانویه مواجه شده بودند؛ تقربیاً یکسان بود، اما پس از 5 سال بیماران با عود موضعی بیشتر در معرض خطر مرگ قرار دارند.
نتیجه گیری: آگاهی تقریبی از زمان و موقعیت بعدی بیمار با توجه به شرایط بالینی او میتواند یکی از راههای تشخیص و درمان به موقع و در نتیجه کاهش مرگومیر این بیماران شود.
آرزو باقری، حجیه بی بی رازقی نصرآباد، مهسا سعادتی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: تغییر ایدهآلها و تمایلات فرزند آوری عوامل مؤثر در فرایند رفتار باروری هستند. امروزه کاهش میزان باروری به زیر سطح جانشینی و پایین بودن ایدهآلهای فرزند آوری از رایجترین چالشهای باروری در ایران است. بنابراین با کاهش نرخ باروری، آگاهی از ایدهآل تعداد فرزندان و تعیینکنندههای آن، به منظور اتخاذ سیاستهای جمعیتی مناسب ضروری به نظر میرسد. هدف اصلی این مطالعه، بررسی عوامل مؤثر بر تعداد فرزندان ایدهآل با استفاده از مدل رگرسیون پوآسون است.
روش کار: در سال 1391، 389 زن 15-49 ساله حداقل یکبار ازدواجکرده استان سمنان با روش نمونهگیری طبقهبندی دومرحلهای تصادفی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه ساختاریافته بررسی شدند. به منظور مدلسازی تعداد فرزندان ایدهآل با استفاده از متغیرهای تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده، وضع فعالیت، سطح تحصیلی، نوع ازدواج و محل سکونت از مدل رگرسیون پوآسون وقتی متغیر طول مدت ازدواج بهعنوان متغیر مبدأ در مدل وارد شد و به منظور برازش مدل از نرمافزار SPSS 22 استفاده شد.
یافتهها: کلیه متغیرهای پیشبین، موردمطالعه بر تعداد فرزندان ایدهآل زنان سمنانی تأثیر معنیداری داشتند (05/0>P-Value). زنان دارای 2 فرزند زنده به دنیا آمده و کمتر، شاغل، دارای تحصیلات دانشگاهی، با ازدواج غیر خویشاوندی و روستایی تعداد فرزندان بیشتری را نسبت به زنان دارای 3 فرزند و بیشتر به دنیا آمده، غیر شاغل، دارای تحصیلات ابتدایی و راهنمایی، با ازدواج خویشاوندی و شهری ایدهآل میدانستند.
نتیجهگیری: برای مدلسازی متغیر تعداد فرزندان ایدهآل، با توجه به ماهیت شمارشی و گسسته بودن آن، رگرسیون پوآسون نسبت به سایر روشهای رگرسیون خطی کاراتر است.
مریم پرواره، قباد مرادی، بیژن نوری، فرشاد فرزادفر، نازیلا رضایی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به دگرگونی سیمای اپیدمیولوژیک بیماریها و ویژگیهای جمعیتشناختی و نیازهای سلامتی جامعه، بازنگری شرح وظایف پرسنل بهداشتی ضرورت دارد. این پژوهش با هدف زمانسنجی فرایندهای جاری در خانههای بهداشت انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی به روش Stop Watch فرایندهای یک روز کاری بهورزان 30 خانه بهداشت شهرستان سقز در سال 1394 مورد زمانسنجی قرار گرفت. زمان و دفعات انجام فرایندها در چک لیست ثبت شد. میانگین زمان صرف شده، زمان استاندارد، زمان بدبینانه، زمان مورد انتظار و میانگین دفعات انجام فرایندها محاسبه شد. میانگین زمان انجام فرایندها با زمان استاندارد آن با آزمون تی محاسبه شد.
یافتهها: در خانههای بهداشت روزانه به طور متوسط 2/97±5/157 دقیقه صرف انجام فرایندها شد که معادل 33 درصد زمان کار روزانه است. بیشترین زمان (6/26±5/38 دقیقه) صرف فعالیتهای مربوط به رابطان بهداشتی بود. در طی یک روز کاری متوسط دفعههای انجام مراقبت بیماریهای غیرواگیر (14/2±4/2 بار) و فرایندهای مرتبط با آمار (73/3±4/2 بار) بیشتر از سایر فرایندها بود. زمان انجام عمده فرایندها از جمله مراقبت مادری، مراقبت سالمند، مراقبت بیماریهای واگیر و غیر واگیر با زمان استاندارد تفاوت داشت و از زمان مورد انتظار و زمان بدبینانه کمتر بود ( 05/0>P).
نتیجهگیری: با توجه به صرف زمان کم برای فرایندهای مهم در خانه های بهداشت و میانگین پایین زمان مفید کاری در خانه های بهداشت، بازنگری در مدل و روش ارایه خدمات در خانههای بهداشت ضروری است. استفادهی مناسب از بهورزها، کم کردن فرایندهای غیر ضروری، اضافه نمودن بستههای خدمت به روز پیشنهاد می شود.
ندا محمدی، محمدعلی منصورنیا، سید علیرضا سجادی، معصومه علی محمدیان، حسین پوستچی، مهدی یاسری،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده
از جمله روشهای سنتی مورد استفاده در آنالیز دادههای بقا، روش رگرسیون کاکس است که این روش شاخص نسبت مخاطره شرطی (Conditional Hazard ratio) را محاسبه میکند. زمانی که هدف مطالعه، برآورد اثر مواجهه روی پیامد در سطح کلی جامعه
(Total population) باشد، استفاده از این روشهای شرطی مناسب نیستند. ضمناً شاخص نسبت مخاطره دارای معایبی از جمله non-collapsible بودن، تورش انتخاب ساختاری(Structural selection bias) و متغیر بودن در زمان است. با توجه به این محدودیتها استفاده از نسبت خطر حاشیهای که متوسط اثر علیتی مواجهه را در سطح جامعه محاسبه میکند، توصیه میشود.
در این تحقیق به معرفی روش «وزندهی عکس احتمال درمان» به عنوان یکی از روشهای برآورد اثر حاشیهای علیتی پرداخته میشود و با استفاده از آن نسبت خطر علیتی حاشیهای برآورد میگردد. در انتها نیز با استفاده از این روش در دادههای مطالعهی کوهورت گلستان به برآورد اثر علیتی حاشیهای بین مصرف سیگار و زمان تا مرگ افراد در اثر سرطان دستگاه گوارش فوقانی (مری و معده) پرداخته میشود.
سمیه قربانی قلی آباد، مجید صادقی فر، رقیه قربانی قلی آباد، امید حمیدی،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: زایمان یکی از مهمترین خدمات ارائهشده در نظامهای بهداشتی و درمانی است و منابع انسانی با ارزشترین عامل تولید و ارائه خدمت به شمار میرود که افزایش بهرهوری و کارایی آن از اهمیت زیادی برخوردار است. لذا مطالعه حاضر باهدف پیشبینی تعداد زایمان و بهمنظور برنامهریزی برای بهکارگیری تمامی امکانات برای ارائه خدمت بهتر در جهت تأمین رضایت بیماران انجام شد.
روش کار: دادههای مورداستفاده در این مطالعه تعداد موارد ماهیانه زایمان انجامشده در بیمارستان حکیم جرجانی شهرستان گرگان طی سالهای 1389 تا 1394 بود. با توجه به بیشپراکنش موجود در دادهها و عدم تبعیت آنها از توزیع پوآسن، از مدل پوآسن مارکف پنهان بهمنظور پیشبینی فراوانی ماهیانه زایمان استفاده شد. برآورد پارامترهای مدل با روش درستنمایی ماکزیمم و الگوریتم EM انجام گرفت. از نرمافزار R ویراست 3.2.3 برای تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: استفاده از معیار آکائیک نشان داد که فراوانی تعداد زایمان در ماههای مختلف در این بیمارستان از یک مدل پوآسن مارکف پنهان با 3 وضعیت پنهان تبعیت میکند و پارامتر میانگین توزیع پوآسن در هر یک از مؤلفهها به ترتیب 74/193، 05/236 و 61/272 زایمان بود.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داده سیاستهای تشویقی دولت بر افزایش باروری، نتیجه کوتاهمدت و محدودی داشته و بر روی نتایج پیشبینی دوساله این مطالعه اثر ناچیزی دارد.
ملیحه صفری، مجید صادقی فر، قدرت اله روشنایی، علی ظهیری،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: سل یک بیماری باکتریایی مزمن و بهعنوان یک عامل مهم ابتلا و مرگومیر مطرح بوده و در اثر مجموعهای از مایکوباکتریومهای سلی ایجاد میشود. آگاهی از بروز و تعداد موارد جدید این بیماری اطلاعات ارزشمندی را برای بازنگری برنامهها و شاخصهای توسعه فراهم میکند. مدلهای سری زمانی و رگرسیون از مدلهای متداول برای پیشبینی بوده، اما مستلزم پیشفرضهایی هستند. هدف این مطالعه پیشبینی موارد جدید بیماری با استفاده از مدل مارکوف پنهان است.
روش کار: دادههای این مطالعه تعداد موارد جدید سل در استان همدان بهصورت ماهانه طی سالهای 94-1384 که توسط مرکز بهداشت استان همدان شناسایی شد؛ بود. در این مطالعه پیشبینی موارد جدید سل برای 24 ماه آینده با استفاده از مدل مارکوف پنهان و با نرمافزار R بسته مارکوف پنهان انجام شد.
یافتهها: بر اساس معیار برازش مدل، یک مدل مارکوف با دو حالت بهترین برازش را به دادهها داشت یعنی دادههای این مطالعه آمیختهای از دو توزیع پواسن با پارامتر میانگین تعداد رخداد 96/5 و 2/10 هستند. همچنین یافتههای پیشبینی بر اساس مدل مارکوف پنهان، تعداد موارد جدید سل طی 24 ماه آینده را بین 9-8 مورد جدید پیشبینی کرد.
نتیجهگیری: مدلهای مارکوف پنهان مناسبترین مدل پیشبینی با استفاده از زنجیر مارکوف است که علاوه بر شناسایی مدل مناسب، قادر است ماتریس احتمال انتقال بین حالات مختلف بیماری را تعیین کند تا این احتمالات به پزشکان در پیشبینی مراحل آتی بیماری و انجام اقدامات پیشگیرانه پیش از ورود به مراحل پیشرفته یاری نماید.
محمد چهرازی، رضا عمانی سامانی، انسیه شاهرخ تهرانی نژاد، هانیه چهرازی، آرزو اعرابی پور،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
مقدمه و اهداف: تحلیل دادههای با پیامد ترتیبی در بعضی موارد منجر به برآوردهای اریب و واریانسهای بسیار بزرگ میشود. این مشکلات زمانی که با دادههای تنک سروکار داریم بشتر از پیش نمود پیدا میکند. هدف از این مطالعه مقایسه اثربخشی کابرگولین و آلبومین داخل وریدی در پیشگیری از سندرم تحریک بیشازحد تخمدان با استفاده از مدل رگرسیون ترتیبی در چارچوب یک مدل بیزی جهت به دست آوردن برآوردهای دقیقتر است.
روش کار: در این مطالعه متغیر رتبهای شدت سندرم در سه رده خفیف، متوسط و شدید بهعنوان پیامد و متغیرهایی نظیر تعداد MII، آسیت، دوز HCG و هماتوکریت (HCT) و تلقیح داخل رحمی (IUI) بهعنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته شدند. برای تحلیل دادهها از رگرسیون ترتیبی در چارچوب بیز با پیشینهای ناآگاهی بخش و با استفاده از الگوریتم نمونهگیر گیبس استاندارد و تعمیمیافته استفاده شد. تحلیل دادهها با نرمافزار R نسخه 3.3.2 انجام شد.
یافتهها: مقدار نسبت بخت نوع داروی مداخله برابر -4.99 با فاصله اطمینان 95 درصد 7.42-تا -2.67 برای روش استاندارد و -5.01 با فاصله اطمینان -7.34 تا - 2.65 برای روش گیبس تعمیمیافته بود. نتایج روش زنجیر مارکوف مونت کارلویی بیانگر کاهش خطاهای استاندارد و کوتاهتر شدن فواصل اطمینان بودند. همچنین در روش رگرسیون ترتیبی با نمونهگیر گیبس تعمیمیافته خودهمبستگی نسبت به گیبس استاندارد سریعتر به صفر نزدیک شد.
نتیجهگیری: برآوردهای رگرسیون ترتیبی و همچنین با در نظر گرفتن خودهمبستگی، نمونهگیر گیبس تعمیمیافته عملکرد بهتری نسبت به رگرسیون ترتیبی استاندارد داشت و استفاده از این روش، در نمونههای با پیامد ترتیبی تنک پیشنهاد میشود.
ابراهیم قادری، مهشید ناصحی، جعفر حسن زاده، حجت الله براتی، شهپر طاهری، مهری غلامی، محمدرضا بذرافشان، رحیم تقی زاده اصل، محسن شمس،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بازاریابی اجتماعی روشی است که بر اساس شناسایی نیازها و خواستههای مخاطب، تعیین مولفههای بازار رفتاری با استفاده از نتایج پژوهش تکوینی عمل مینماید. درگیر کردن بخش خصوصی در برنامه مبارزه با سل با استفاده از بازاریابی اجتماعی تابهحال انجامنشده است. این مطالعه به طراحی برنامه Public-Private Mix (PPM) با استفاده از بازاریابی اجتماعی میپردازد.
روش کار: این مطالعه بهصورت کیفی و با استفاده از بحث متمرکز گروهی با 6 گروه مختلف شامل پزشکان هماهنگکننده سل، پزشکان متخصصین رشتههای مختلف بخش خصوصی و مدیران آزمایشگاههای بخش خصوصی و بیمارستانهای منتخب کشور و شهرستان کرج در سال 1392 انجام شد و اجزای برنامه PPM بر اساس آن مشخص گردید.
یافتهها: اغلب شرکتکنندگان معتقد بودند که مشارکت بخش خصوصی در برنامه کشوری سل با مشکلات مهمی روبروست. فقدان فرایند مشخص و تعریفشده برای ارتباط با بخش خصوصی، فقدان بستر مناسب، فقدان ابزار مناسب برای نظارت، عدم تمکین بخش خصوصی، عدم آشنایی بخش خصوصی با پروتکلهای برنامههای کشوری سل، عدم وجود اقدامات تشویقی و تنبیهی مناسب، عدم دریافت بازخورد مناسب توسط بخش خصوصی و انحصارطلبی در آزمایشگاهها از موارد ذکرشده در این مطالعه بود.
نتیجهگیری: برای اجرای برنامه PPM در برنامه کنترل سل لازم است آزمایشگاهها بهصورت داوطلبانه و وارد برنامه شوند. یک بسته اطلاعرسانی و تشویقی فراهم شود که در آن آموزشهای مؤثر و کمحجم، پسخوراندها و احترام به بخش خصوصی گنجاندهشده باشد.
ابراهیم قادری، جعفر حسن زاده، عباس رضاییان زاده، مهشید ناصحی، حجت الله براتی، محمدرضا بذرافشان، فایزه مازوجی، مهدی قربانیان، نوشین قویدل، صدیقه رازی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
مقدمه و اهداف: تعداد زیادی از بیماران مبتلا به سل به بخش خصوصی مراجعه میکنند؛ بنابراین ارتباط فعالیتهای بین برنامه کنترل سل و بخش خصوصی میتواند به کنترل سل کمک کند. برای مشارکت بخش خصوصی در برنامه کنترل سل، مدل Public-Private Mix (PPM) توسط سازمان جهانی بهداشت توصیه شده است. در این مطالعه، پایلوت برنامه طراحی شده PPM در کشور، در شهرستان کرج انجام شد.
روش کار: در این کارآزمایی مبتنی بر جامعه، ارزیابی پیش از مداخله شامل اطلاعات 18 ماه گذشته بود. مداخله شامل بسته PPM بود که توسط مرکز بهداشت شهرستان کرج در سیستم بهداشتی ادغام گردید. سپس دادههای 3 ماه پس از مداخله جمعآوری شد. تحلیل توسط نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آزمون مربع کای انجام شد.
یافتهها: پس از مداخله، بهصورت میانگین 7/40 درصد افزایش موارد مشکوک به سل بررسی شده در هر ماه، و همچنین 7/101 درصد افزایش موارد تشخیص داده شده اسمیر مثبت در آزمایشگاههای کرج مشاهده شد. نسبت موارد اسمیر مثبت به کل موارد مشکوک به سل پیش از مداخله 57/4 و پس از مداخله 56/6 درصد بود. درصد موارد با اسمیر 3+ پیش از مداخله 5/75 و پس از مداخله 9/89 درصد بود.
نتیجهگیری: برنامه PPM طراحی شده باعث بهبود تشخیص و گزارشدهی موارد مبتلا به سل شد؛ بنابراین پیشنهاد میشود اشکالهای برنامه برطرف شده و ادغام برنامه در کشور انجام شود.