کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
23 نتیجه برای موضوع مقاله:
آمنه یزدانفر ، محسن رجبی، رضا حدودی، کیوان رزاقی، رمضان کلوندی ، مهسا سالکی،
دوره 5، شماره 3 - ( دورهی 5، شمارهی 3، پاییز 1393 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: زگیل از بیماریهای ویروسی شایع پوست است که توسط ویروس پاپیلوم انسانی ایجاد شده و هزینههای بهداشتی، درمانی و زیبایی بالایی را در جامعه به خود اختصاص میدهد. فرفیون گیاهی است یکساله، متعلق به تیرهی افوربیا که دارای هفتاد گونهی علفی و درختچهای است. همهی این گیاهان دارای شیرابه بوده و دارای ارزش دارویی هستند. این گیاهان حاوی مواد ضد ویروسی و ضد توموری بوده و 10 گونهی آن توسط طبیبان سنتی برای درمان زخمها، تومورها، زگیلها و برخی بیماریهای دیگر استفاده میشود. در این مطالعه، اثر شیرابهی گیاه فرفیون برروی زگیل معمولی پوست و مقایسهی آن با درمان شیمیایی موردنظر بود.
روش اجرا: شیرابهی فرفیون از منطقهی دهگلان از توابع استان کردستان تهیه و بهصورت موضعی استفاده گردید. محلول شیمیایی که حاوی 7/16 گرم سالیسیلیکاسید، 7/16 گرم لاکتیکاسید و 6/66 گرم کلودیون بود، از داروخانهی بهزیستی همدان تهیه و توسط داروخانه تحویل داده شد. آزمایش در قالب یک کارآزمایی بالینی دوسویه کور در بیمارستان فرشچیان همدان برروی 88 نفر انجام گرفت که 44 نفر با درمان گیاهی و 44 نفر با درمان کراتولیتیک معمول روزی 2 بار بهمدت حداکثر 8 هفته مورد درمان قرار گرفتند.
یافتهها: بعد از 8 هفته هر دو گروه 100% کاهش ضایعات را نشان دادند. میانگینانحرافمعیار زمان بهبودی در گروه تحت درمان با شیرابهی فرفیون 4/15/4 هفته و در گروه درمان استاندارد 6/11/5 هفته بود. در هیچکدام از این موارد اختلاف آماری معنیداری بین 2 گروه درمان وجود نداشت (05/0P>). هیچگونه عارضهی جانبی نیز توسط افراد تحت مطالعه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که شیرابهی گیاه فرفیون در درمان زگیل مؤثر است. البته تفاوت تأثیر درمان معمول نسبت به داروی گیاهی ازنظر آماری معنیدار نبود. براساس نتایج این مطالعه، شیرابهی این گیاه میتواند بهعنوان درمان مکمل یا جایگزین درمان استاندارد در مبتلایان به زگیل معمولی استفاده شود.
مهربان فلاحتی، زینب قاسمی، صفر شامحمدی، ابراهیم اسکندری، رضا امیری، مهدیه رحیمی، المیرا دستپرورده، شهاب الدین رحیمی فر،
دوره 7، شماره 3 - ( دورهی 7، شمارهی 3، پاییز 1395 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: در بیشتر موارد، عفونتهای ناخن نشانگر مشکل جدی در سلامت نیستند، اما درمان آنها بهویژه در صورت ضعف سیستم ایمنی بیمار، میتواند چالش برانگیز باشد. از جمله عوامل عفونت ناخن، باکتریها هستند. هدف این مطالعه بررسی فراوانی عوامل باکتریایی در ناخنهای دیستروفیک مراجعان به آزمایشگاه قارچشناسی بیمارستان رازی تهران بود.
روش اجرا: این مطالعهی مقطعی روی بیمارانی که با دیستروفی ناخن که به آزمایشگاه معرفی شدند، اجرا شد. روش نمونهگیری، روش در دسترس بود. بیماران با مشاهدهی مستقیم میکروسکوپی و کشت بررسی شدند. برای بررسی میکروبی ناخنها از دو محیط blood agar و eosin methylene blue agar استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه 700 نمونهی ناخن دیستروفیشده موردمطالعه قرار گرفت که با توجه به نتایج آزمایش مستقیم و کشت، 183 بیمار مبتلا به اونیکومایکوزیس بودند (1/26%). از این تعداد 104 نفر از بیماران زن (8/65%) و 79 نفر مرد (1/34%) بودند. 181 بیمار (9/25%) مبتلا به عفونتهای باکتریایی ناخن بودند که از این تعداد 109 نفر زن (2/60%) و 72 نفر مرد (8/39%) بودند و 46 نفر (6/6%) عفونت توأم قارچی و باکتریایی داشتند که 32 نفر زن (6/69%) و 14 نفر مرد (4/30%) بودند. شایعترین باکتری جداشده استافیلوکوک بود.
نتیجهگیری: باکتریها سبب ایجاد تغییراتی ناخوشایند در ناخنها میشوند. عفونتهای باکتریایی، اغلب پوست زیر و دور ناخن را هدف قرار داده و گرچه درصورت عدم درمان میتوانند منجر به ازدسترفتن ناخنها شوند ولی معمولاً درمان آنها از درمان عفونتهای قارچی آسانتر است.
زهرا کریمی، آناهیتا خدابخشی کولایی، امیرهوشنگ احسانی،
دوره 7، شماره 3 - ( دورهی 7، شمارهی 3، پاییز 1395 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ویتیلیگو یک بیماری مزمن پوستی است که با ظاهرشدن لکههای سفید (دپیگمانته) بهدلیل ازبینرفتن ملانوسیتهای پوست تظاهر میکند. گرچه ویتیلیگو اختلال جسمانی زیادی به همراه ندارد اما مشکلات زیبایی فراوانی را بهوجود میآورد که باعث پدیدآمدن اختلالات روانی متعددی میشوند. هدف از این مطالعه مقایسهی گرایش به خودکشی و تنیدگی روانی در مبتلایان به ویتیلیگو با افراد غیرمبتلا به بیماریهای پوستی بود.
روش اجرا: در این مطالعهی مورد ـ شاهدی، 30 بیمار مبتلا به ویتیلیگو که در بازهی زمانی 95-1394 به کلینیک پوست و لیزر بهسیما تهران مراجعه کرده بودند، به روش نمونهگیری آسان داخل مطالعه شدند. پس از همسان سازی ازنظر مشخصات دموگرافیک، 30 فرد که در 6 ماه گذشته مبتلا به بیماری پوستی نشده بودند، بهعنوان گروه شاهد وارد مطالعه شدند. اطلاعات لازم با استفاده از پرسشنامهای تهیهشده برای مشخصات دموگرافیک و بالینی، پرسشنامهی افکار خودکشی Beck و پرسشنامهی تنش روانی (stress) Kohen استفاده شد.
یافتهها: میانگین نمرهی کلی افکار خودکشی بک در افراد مبتلا به بیماری پوستی ویتیلیگو برابر با 33/1±67/3 از میانگین افراد بدون بیماری پوستی برابر با 17/1±37/0 بالاتر بود (02/0P=). میانگین نمرهی تنش روانی (استرس) بیماران ویتیلیگو برابر با 20/9±33/28 نیز از افراد بدون بیماری پوستی با میانگین برابر با 19/8±77/21 بیشتر بود (005/0P=).
نتیجهگیری: بیماران مبتلا به ویتیلیگو، افکار خودکشی و تنش روانی بیشتری نسبت به جمعیت عادی دارند، بنابراین در مراقبت و درمان این بیماران باید به تأثیر بیماری برجنبههای روانشناختی این بیماری بر زندگی روزمره و اجتماعی آنها، توجه ویژهای مبذول داشت.
نرگس بیدهندی، حمیدرضا احمدی آشتیانی، آذین آیت اللهی، سمیه یدنگی، ارکیده قربان دادرس، علیرضا فیروز،
دوره 7، شماره 4 - ( دورهی 7، شمارهی 4، زمستان 1395 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: شوره و درماتیت سبورئیک طیفی از یک بیماری پوستی مزمن هستند. در حال حاضر ترکیبات شیمیایی متعددی جهت درمان درماتیت سبورئیک موجود میباشند که استفادهی مکرر و طولانیمدت از این ترکیبات میتواند منجر به ایجاد عوارض جانبی و همچنین مقاومت دارویی شود. هدف از این مطالعه مقایسهی اثربخشی یک محلول حاوی عصارههای گیاهی با محلول کلوتریمازول 1% در درمان درماتیت سبورئیک بود.
روش اجرا: بیست داوطلب (12 مرد و 8 زن) 20 تا 40 ساله مبتلا به درماتیت سبورئیک وارد مطالعه شدند. شرکتکنندگان بهصورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. یک گروه تحت درمان با محلول حاوی عصارههای گیاهی مریم گلی، آویشن، روغن درخت چای، اسطوخدوس، بید، رزماری و آلوئهورا قرار گرفته و گروه دیگر توسط محلول کلوتریمازول 1% درمان شدند. شرکتکنندهها از محلولها بهصورت سه بار در هفته به مدت چهار هفته استفاده کردند. بیماران قبل از ورود به مطالعه، دو هفته و چهار هفته بعد از شروع مصرف محلول ازطریق معاینهی بالینی، اندازهگیری pH و سبوم پوست سر و تعداد شورهها ارزیابی شدند. در انتهای مطالعه هر یک از شرکتکنندهها فرم مخصوص رضایت از درمان را نیز پرکردند.
یافتهها: گروهی که تحت درمان با محلول حاوی عصارههای گیاهی قرار گرفته بودند در مقایسه با گروهی که توسط با کلوتریمازول درمان شدند کاهش قابل توجهی در میزان پوستهریزی، قرمزی، خارش و تعداد شوره داشتند (05/0P<). میزان رضایت بیماران در گروهی که تحت درمان با عصارههای گیاهی قرار گرفته بودند بهطور قابل توجهی بالاتر بود (60% در مقابل 10%).
نتیجهگیری: محلول حاوی عصارههای گیاهی میتواند نقش مؤثری در درمان شوره و کنترل علائم درماتیت سبورئیک داشته باشد.
نازی سلجوقی، رقیه جبرئیلی، ستاره تهرانی، معصومه یارجانلی، سپیده تهرانی، فروغ قائدی،
دوره 7، شماره 4 - ( دورهی 7، شمارهی 4، زمستان 1395 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آکنه ولگاریس بیماری شایع پوستی است که هماکنون مصرف ایزوترتینوئین خوراکی درمان آنرا متحول کرده است. مصرف آن ممکن است برروی سطح هورمونهای جنسی و قاعدگی در بیماران مبتلا به آکنهی شدید تأثیر بگذارد. هدف این مطالعه، ارزیابی اثرات ایزوترتینوئین خوراکی برروی سطح هورمونهای جنسی و قاعدگی در بیماران زن مبتلا به آکنه شدید میباشد.
روش اجرا: در این مطالعهی قبل و بعد از درمان (before and after treatment) 50 بیمار مبتلا به آکنه ولگاریس شدید که در سال 95-1394 به درمانگاه پوست بیمارستان امیرالمؤمنین(علیهالسلام) مراجعه کردند و دارای معیارهای ورود به مطالعه شامل سن بیش از 18 سال و کمتر از 50 سال، ابتلا به آکنه التهابی کیستیک یا ندولی و شدید و نداشتن بیماری زمینهای مخدوشکننده و فاقد معیارهای واردنشدن به مطالعه شامل بارداری، شیردهی و یائسگی بودند مورد بررسی قرار گرفتند. دز داروی مورد تجویز برای بیماران 5/0 میلیگرم بهازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز بهمدت سه ماه بود. قبل از مصرف دارو، سه ماه بعد از درمان با ایزوترتینوئین خوراکی سطح سرمی هورمونهای luteinizing hormone (LH)،
follicle stimulating hormone (FSH)، استرادیول و تستوسترون تام و آزاد اندازهگیری و مقایسه شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 1/7+0/26 سال و 10% بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (polycystic ovary syndrome [PCOs]) بودند. سی و سه نفر (66%) از بیماران در طول مصرف ایزوترتینوئین خوراکی تغییری در عادت ماهیانه نداشتند ولی 6% به اولیگومنوره، 8% به آمنوره، و 20% به دیسمنوره مبتلا شدند. میانگین سطح سرمی LH قبل از درمان افزایش معنیداری نسبت به قبل از درمان داشت (001/0=P)، ولی در سطح سرمی هورمونهای FSH، استرادیول، تستوسترون توتال و آزاد قبل و بعد از درمان اختلاف معنیداری مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که مصرف ایزوترتینوئین خوراکی با تأثیر بر عملکرد تخمدانها باعث افزایش سطح هورمون LH و تغییر در قاعدگی میشود.
سارا هاشمی، علیاکبر یحیایی،
دوره 9، شماره 3 - ( پاییز 1397، دورهی 9، شمارهی 3 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پوست از بدخیمیهای شایع در دنیا است که با ناتوانیهایی همراه است. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش ایمنسازی در برابر استرس بر کیفیت زندگی و امید به زندگی در مبتلایان به سرطان پوست انجام شد.
روش اجرا: پژوهش از نوع مطالعات نیمهآزمایشی با پیشآزمون ـ پسآزمون پیگیری با گروه آزمایش و کنترل بود. از میان مردان مبتلا به سرطان پوست مراجعهکننده به مرکز بالینی نگاه شهر ساوه در سال 1396، 30 نفر تصادفی انتخاب شده و بهصورت تصادفی در دو گروه 15 نفری تقسیم شدند. شش جلسهی آموزشی در هفته برگزار شد. آزمودنیها در آغاز و پایان طرح پرسشنامههای کیفیت زندگی و امید به زندگی را پر نمودند. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین نمرات در گروه آزمایش تفاوت معناداری نسبت به گروه کنترل نشان داد (001/0P<). آزمودنیهای گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل بهطور معناداری نمرات بهتری داشتند که اثربخشی مداخله را نشان داد.
نتیجهگیری: آموزش ایمنسازی در برابر استرس میتواند بهعنوان مداخلهای مفید و کاربردی در درمان روانشناختی مبتلایان به سرطان پوست و افزایش کیفیت زندگی و امید به زندگی آنها بهکار رود.
راحله احمدی، ایلناز سجادیان، فریبا جعفری،
دوره 10، شماره 1 - ( بهار 1398، دورهی 10، شمارهی 1 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ویتیلیگو اختلال رنگدانهای پوست است که تأثیر زیادی بر روان بیماران دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر اضطراب، افسردگی و میل به خودکشی زنان مبتلا به ویتیلیگو اجرا شد.
روش اجرا: این پژوهش نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری یک ماهه بود. جامعهی آماری کلیهی زنان (تعداد ۸۰ نفر) مبتلا به بیماری پوستی ویتیلیگو مراجعهکننده به مرکز تحقیقات پوست و سالک دانشگاه اصفهان در سال 1397 بود که از بین آنها با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس ۳۰ نفر انتخاب بهصورت تصادفی در در دو گروه درمانی قرار گرفتند و به پرسشنامههای اضطراب و افسردگی بیمارستانی Zigmond & Smith (۱۹۸۳) و افکار خودکشی Beck (۱۹۹۷) در سه مرحلهی پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری پاسخ دادند. گروه آزمایش در 8 جلسهی گروهی 60 دقیقهای جلسه درمان مبتنی بر شفقت براساس بسته درمانی Gilbert & Neff 2009: شرکت کردند اما گروه کنترل تا پایان مرحلهی پیگیری هیچ مداخلهای دریافت نکردند.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس اندازههای تکراری حاکی از آن بود که درمان مبتنی بر شفقت میتواند در بیماران مبتلا به ویتیلیگو بهعنوان یک شیوهی درمانی در کاهش اضطراب، افسردگی و میل به خودکشی مطرح گردد.
نتیجهگیری: میتوان از درمان مبتنی بر شفقت برای کاهش اضطراب، افسردگی و میل به خودکشی در این بیماران استفاده کرد.
حمیدرضا احمدی آشتیانی، علیرضا فیروز، حسین رستگار، امیرحسین عسکریپور،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 98، دوره 10، شمارهی 4 1398 )
چکیده
زخم بهصورت گسستگی در ساختار و عملکرد پوست تعریف میشود. به زخمهایی که با روند ترتیبی و زمانی ترمیم زخم بهبود پیدا نکرده و بیش از 3 ماه بهبود نمییابند زخم مزمن گفته میشود. ترمیم زخمهای دیابتی با توجه به مزمنبودن این نوع از زخم؛ بهمعنی توقف فرایند بهبودی در یکی از فازهای سهگانهی ترمیم زخم (هموستاز/التهابی، بازآرایی، تولید و تمایز بافتی) فرایندی پیچیده است که منجر به شکست و تکرارپذیری درمان میشود، از اینرو درمان زخمهای دیابتی چالشی مهم برای نظام سلامت میباشد. با شناخت تواناییهای سلولهای بنیادی در ترمیم بافتهای مختلف، بهکارگیری این سلولها یا مشتقات استخراجشده از آنها در کانون توجه درمانگران و محققان قرار گرفته است. با توجه به فقدان درمان و دستورالعمل کارآمد برای درمان این نوع از زخم دیابتی، با درنظرگرفتن روشها و درمانهای موجود و ظهور داروهای بازسازیکننده (Regenerative medicine) و درمانهای مبتنی بر سلولهای بنیادی در حوزهی زخم، بستری جدید و امیدوارکننده برای درمان این نوع زخم فراهم آمده و پژوهشهای فراوانی در ارتباط با آن در حال انجام است. در این مقاله به معرفی و بررسی اجمالی روشهای جدید درمانی مبتنی بر سلولهای بنیادی پرداخته میشود.
حمیدرضا احمدی آشتیانی، امیررضا نوری گرمرودی، علیرضا فیروز،
دوره 11، شماره 2 - ( دوره 11، شمارهی 2 1399 )
چکیده
به هر نوع گسستگی بافت، زخم گفته میشود که میتواند در پوست، بافت همبند یا مخاط ایجاد شود. پس از بروز زخم، فرایند التهاب، تغییر وضعیت سیستم ایمنی و همچنین فرایند ترمیم پوست فعال میشوند. ارائهی فراوردهای که بتواند فرایندهای فوق را در جهت ترمیم مطلوب قرار دهد بسیار کارا خواهد بود. مطالعات نشان داده است که فرآوردههای آلوئهورا با داشتن اثراتی همچون افزایش تولید کلاژن، خاصیت آنتیاکسیدانی و داشتن خاصیت آبرسانی، گزینهی بسیار مناسبی از این نظر هستند.
گیاه آلوئهورا بهطور عمده در مناطق خشک رشد نموده که میتواند باعث استقبال از این نوع از فراوردهها در بسیاری از نقاط جهان شود. همچنین استفاده از گیاهان دارویی هزینهی نظام سلامت را تا حدی کاهش میدهد. آلوئهورا گیاهی است که در فرایند کاشت، داشت و برداشت هزینهی زیادی ندارد و علاوهبر آن سازگاری فراوردههای آلوئهورا با انواع فرمولاسیونها، فرمولاتورها را ترغیب به استفاده از آن در صنعت داروسازی و آرایشی بهداشتی میکند.
در این مطالعهی مروری به موارد استفادهی آلوئهورا در زخم و برخی بیماریهای پوستی پرداخته خواهد شد.
ملاحت خاطری رودبرده، ناهید حسنزاده نعمتی،
دوره 11، شماره 4 - ( دوره 11، شمارهی 4 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیبهای پوستی میتواند عملکرد حیاتی آن را که محافظت از انسانها در برابر عوامل بیماریزا میباشد، دچار اختلال کند لذا تولید یک زخم پوش مناسب برای ترمیم پوست همواره از چالشهای محققین است. هدف از این مطالعه تولید یک فیلم هیدروژلی برای کاربرد بهعنوان زخم پوش بود.
روش اجرا: در تحقیق حاضر فیلمی هیدروژلی از جنس پلیوینیل الکل/هیالورونیک اسید/نانو اکسید روی بهمنظور کاربرد بهعنوان زخم پوش ساخته شد. برای این منظور سه فیلم با درصدهای متفاوت از ترکیبات ذکرشده با استفاده از روش ریختهگری حلال تهیه گردید. نمونههای سنتز شده با استفاده از آزمونهای FTIR، SEM، XRD، MTT و آزمون کشش ارزیابی شدند.
یافتهها: بررسی مورفولوژی نمونهها نشان داد که افزایش نانوذرات اکسید روی منجر به ایجاد تخلخل و رشد اندازه آنها در فیلمها شد. همچنین مشخص گردید که درصد ازدیاد طول فیلمها با افزایش نانو ذرات اکسید روی و هیالورونیک اسید افزایش یافته است. میزان درصد ازدیاد طول بهترتیب برای کمترین مقدار نانواکسید روی تا بیشترین (5، 10 و 15 درصد وزنی) بهترتیب برابر با ۱۵۹%، ۱۶۶% و ۲۳۰% بود. مطالعه MTT حاکی از زندهمانی سلولی بالای ۸۰% بر هر سه فیلم بود.
نتیجهگیری: فیلم حاوی ۱۵% اکسید روی میتواند گزینهی مناسبی برای کاربرد در ساخت زخمپوشها و مهندسی بافت پوست باشد.
بهاره نوروزی،
دوره 12، شماره 4 - ( دوره 12، شماره 4 1400 )
چکیده
امروزه متابولیتهای ارزشمند ریزجلبکها در تولید بسیاری از محصولات آرایشی بهداشتی کاربرد عمدهای دارد؛ چراکه زیستتوده جلبکها حاوی رنگدانهها، پروتئینها، اسیدهای چرب ضروری، پلیساکاریدها، ویتامینها و مواد معدنی است که همگی در تهیه مواد طبیعی هم بهعنوان غذا و هم در لوازم آرایشی مورداستفاده هستند. درواقع این متابولیتهای ثانویه با اثرات ضدلک و ضدمیکروبی، ضدپیری، ضدآفتاب و سفیدکننده پوست میتوانند پوست را ترمیم و التیام بخشیده و از پوست در برابر آسیب اشعه فرابنفش محافظت و از التهاب جلوگیری نماید. محصولات آرایشی موجود را میتوان در بسیاری از موارد با محصولات آرایشی مشتقشده از ریزجلبکها که سازگار با محیط زیست و همینطور ایمن هستند، جایگزین کرد. اثرات ریزجلبکها و محصولات غذایی مشتقشده از آنها در مطالعات مختلف تغذیهای در سراسر جهان آزمایش شده است. با این حال، مطالعات بسیار کمی در مورد کاربردهای آرایشی آنها وجود دارد؛ لذا در این مقاله مروری سعی گردید به بررسی چندین گونه ریزجلبک، روشهای کشت، استفاده از زیستتوده و مولکولهای زیستفعال مشتقشده از ریزجلبکها در تولید محصولات ضدپیری، ضدآفتاب و سفیدکننده پوست در فرمولاسیون ترکیبات آرایشی بپردازد.
سیدهصبا شریفزاده، انسیه لطفعلی، نارگل نوین، شایان نوروزی، فریناز عزیزی،
دوره 13، شماره 1 - ( دوره 13، شماره 1 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: لیکنپلان دهانی یک بیماری ایمونوپاتولوژی پوستی مخاطی مزمن است که بهطور شایع مخاط دهان را درگیر میکند. ازطرفی کاندیدا آلبیکنس شایعترین پاتوژن مرتبط با کاندیدیازیس دهانی است. هدف این مطالعه تعیین اثر طول موج لیزر کمتوان 810 نانومتر بهعنوان کمکی در درمان کاندیدا آلبیکنس مقاوم به نیستاتین در بیماران لیکنپلان دهان است.
روش اجرا: در این مطالعه 5 ایزوله ک.آلبیکنس مقاوم به نیستاتین و یک گونه ک.آلبیکنس استاندارد آزمایش شدند. تست حساسیت دارویی براساس CLSI- M27-A3 انجام شد و نشان داد که این ایزولهها به نیستاتین مقاوم بودند. سوسپانسیون قارچی با رقت 5/0 مکفارلند در مواجهه با لیزر دایود با طول موج 810 نانومتر و انرژی دانسیته j/cm38/20 با زمان 20 ثانیه قرار گرفت. برای هر گروه نتایج حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) ثبت گردید.
یافتهها: طول موج لیزر باعث کاهش معنیدار کلونی ک.آلبیکنس مقاوم به نیستاتین شد (001/0P<). میزان MIC بعد از مواجهه با لیزر کاهش معناداری پیدا نکرد.
نتیجهگیری: تابش لیزر باعث کاهش تعداد کلونیهای ک.آلبیکنس مقاوم به نیستاتین میشود؛ اما این تأثیر لزوماً در میزان MIC تغییری ایجاد نمیکند. دندانپزشکان دقت کنند در موارد مواجهه با گونههای مقاوم به درمان کاندیدا، لیزر دایود کمتوان با طول موج 810 نانومتر میتواند در کاهش کلونیها و پاسخدهی بهتر به درمان استاندارد نقش داشته باشد.
بهاره نوروزی،
دوره 13، شماره 2 - ( تابستان 1401، دوره 13، شماره 2 1401 )
چکیده
یکی از مهمترین وظایف پوست، محافظت در برابر عوامل استرسزای مختلف است. محرکهای محیطی مانند اشعه فرابنفش و آلودگیهای محیطی، گونههای فعال اکسیژن را افزایش میدهند و موجب چین و چروک و پیری پوست میشوند. پیری پوست با کاهش تولید کلاژن و کاهش فعالیت آنزیمهای دخیل در ساختار کلاژن مرتبط است. مواد شیمیایی مرطوبکننده موجب افزایش قدرت پوست در حفظ آب میشوند؛ اما استفاده طولانیمدت از آنها میتواند اثرات نامطلوبی روی پوست انسان مانند حساسیت و حتی اثرات تومورزایی به همراه داشته باشد درنتیجه، بهرهبرداری از منابع بیولوژیکی، بهویژه ارگانیسمهای فتوسنتزکننده مانند سیانوباکتریها، بهعنوان جایگزینهای ایمن رو به افزایش است. مکانیسم سیانوباکتریها برای مقابله با تابش اشعه فرابنفش، سنتز ترکیبات ضدفرابنفش مانند اسیدهای آمینه شبیه مایکوسپورین و سیتونمین است؛ علاوهبر آن اگزوپلی ساکاریدهای تولیدشده توسط برخی گونههایی که در زیستگاههای بیش از حد خشک زندگی میکنند، میتوانند در محصولات آرایشی و بهداشتی بهعنوان مرطوبکننده استفاده شوند. در این بررسی، پتانسیل متابولیتهای سیانوباکتری را بهعنوان منابع جایگزین برای ضدآفتابها و مرطوبکنندهها معرفی میکنیم.
آتوسا اسداللهی، بهاره نوروزی، مهسا فتاحی،
دوره 13، شماره 4 - ( دوره 13، شماره 4 1401 )
چکیده
ریزجلبکها موجودات فتوسنتزی هستند که در نتیجه قرارگرفتن دائمی در شرایط استرس مانند دمای بالا یا پایین، شوری بالا، فشار اسمزی، اکسیداسیون نور و اشعه فرابنفش، حاوی ترکیبات فعال با ارزشی در محصولات آرایشی بهداشتی هستند. محصولات آرایشی موجود را میتوان با محصولات آرایشی مشتقشده از ریزجلبکها که سازگار با محیط زیست و ایمن هستند، جایگزین کرد و در فرمولاسیونهای موضعی مواد آرایشی مراقبت از پوست مانند مرطوبکننده، ضدچروک، ضدپیری و عامل ضدآکنه گنجاند. علاوهبر این، از عصاره این ریزجلبکها برای ساخت کرمهای ضدآفتاب برای درمان اختلالات رنگدانهای پوست و بهبود زخمها استفاده گسترده میشود؛ به طوری که اکنون اکثر لوازم آرایشی تجاری، دارای طیف وسیعی از ترکیبات طبیعی مستخرج از سیانوباکتریها هستند که منجر به افزایش خواص آنتیاکسیدانی، احیاکننده، مرطوبکننده، محافظتکننده و درخشانکننده، هم برای مو و هم برای پوست هستند. در این مقاله مروری، کاربردهای آرایشی عصاره و پودر خشکشده سیانوباکتریها در بهبود ظاهر و سلامت پوست و تجزیه و تحلیل معیار آرایشی اسپیرولینا مورد بحث قرار گرفته است.
میثاق نوروزی، حمیدطاهر نشاط دوست، فریبا جعفری،
دوره 14، شماره 2 - ( دوره 14، شماره 2 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی رواندرمانی مبتنیبر بهبود کیفیت زندگی بر افسردگی و عزت نفس زنان مبتلا به ویتیلیگو انجام شد.
روش اجرا: پژوهش حاضر از نوع نیمهآزمایشی (پیشآزمون ـ پسآزمون با پیگیری و گروه کنترل) بود که با استفاده از طرح پیشآزمون ـ پسآزمون با پیگیری با گروه کنترل انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به بیماری پوستی ویتیلیگو مراجعهکننده به مرکز تحقیقات بیماریهای پوستی و سالک اصفهان بود که در این میان تعداد 20 نفر با روش نمونهگیری دسترس انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه کنترل (10 نفر برای هر گروه) جایگزین شدند. هر دو گروه پرسشنامههای افسردگی بک (1996) و عزتنفس روزنبرگ (1965) را بهعنوان پیشآزمون تکمیل و پس از اتمام دوره هشت جلسهای رواندرمانی مبتنیبر بهبود کیفیت زندگی (هفتهای یک جلسه ۹۰ دقیقهای به مدت هشت هفته) مجدداً پسآزمون و یک ماه بعد پیگیری برای گروه کنترل و آزمایش اجرا شد. دادههای گردآوریشده با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر در نرمافزارSPSS مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: براساس یافتههای تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر مشخص شد که رواندرمانی مبتنیبر بهبود کیفیت زندگی میانگین، نمرات افسردگی را کاهش و عزتنفس زنان مبتلا به ویتیلیگو را افزایش داد.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه رواندرمانی مبتنیبر بهبود کیفیت زندگی بر افسردگی و عزتنفس زنان مبتلا به ویتیلیگو تأثیر دارد؛ لذا آموزش این رویکرد درمانی بهعنوان یک روش مداخلهای مؤثر برای کاهش افسردگی و افزایش عزتنفس زنان مبتلا به ویتیلیگو توصیه میشود.
بهاره نوروزی، مهسا فتاحی، محمدامین جهانگیرزاده،
دوره 14، شماره 2 - ( دوره 14، شماره 2 1402 )
چکیده
ریزجلبکها گروهی متنوع از میکروارگانیسمهای یوکاریوتی و پروکاریوتی فتوسنتزکننده در اشکال و اندازههای مختلف هستند که با قرارگرفتن در شرایط استرسزا تکامل یافته و مکانیسمهایی در جهت حفظ بقای خود ابداع نمودهاند. تولید ترکیبات بیوشیمیایی منحصربهفرد تحت عنوان ترکیبات زیستفعال یکی از این مکانیسمها است. این ترکیبات ترمیمکننده و التیامدهنده پوست هستند و از پوست در برابر آسیبهای ناشی از عوامل مختلف محافظت میکنند و در بسیاری از موارد، از این محصولات در درمان بیماریها و فرمولاسیونهای آرایشی استفاده میکنند. امروزه محصولات آرایشی مشتقشده از ریزجلبکها که سازگار با محیط زیست و ایمن هستند، جایگزین محصولات موجود در بازار شدند. در این مقاله مروری، پتانسیل بسیاری از گونههای ریزجلبک و مولکولهای زیستفعال مشتقشده از آنها در تولید مواد آرایشی بهداشتی مورد بحث قرار میگیرد. علاوهبر آن با ارائه محصولات میکروجلبک فعلی در بازار جهانی لوازم آرایشی، اهمیت این موجودات را در استفاده از ریزجلبکها در تولید لوازم آرایشی با کیفیت برجستهتر میسازد و درنهایت هم با ارائه پیشنهاداتی ازقبیل کپسولهسازی رنگدانهها برای افزایش مقاومت و پایداری رنگدانهها، کاربرد بیشتر آنها را در صنایع آرایشی در آینده متصور میسازد.
ناهید حسنزاده نعمتی، کیمیا رضائیمقدم،
دوره 15، شماره 1 - ( دوره 15، شماره 1 1403 )
چکیده
در سالهای اخیر، حوزه پوست زیبایی شاهد پیشرفتهای چشمگیری در توسعه مواد و تکنیکهای نوآورانه با هدف افزایش زیبایی پوست و معکوسکردن علائم پیری بوده است. یکی از این پیشرفتها، ساخت و شناسایی فیلرها براساس ترکیبی از هیالورونیک اسید و پلیکاپرولاکتون است. این دسته از فیلرهای نوظهور بهدلیل خواص منحصربهفرد و عملکرد استثنایی خود در جوانسازی پوست و کانتورینگ صورت، محبوبیت زیادی بهدست آوردهاند.
در مطالعه حاضر برای رسیدن به هدف با مراجعه به متون منتشرشده در پایگاههای اطلاعاتی Civilica، Pubmed، Google scholar، Science Direct و SID اطلاعات مربوط به فیلرهای پوستی و تأثیرات استفاده از هیالورونیک اسید و پلیکاپرولاکتون در آنها جمعآوری شد و نتایج آنها مورد بررسی قرار گرفت. در مطالعه حاضر، با مرور بر مقالات موجود سعی بر آن بوده است که مزیتها و معایب استفاده از هیالورونیک اسید و پلیکاپرولاکتون و واقعیت تأثیرگذاری آنها بر ماندگاری فیلر و خواص تزریقپذیری آن موردبررسی قرار گیرد.
نتایج تحقیقات بسیاری از متخصصان و نتیجه حاصل از این مطالعه در حوزه فیلرهای زیبایی نشان میدهد که استفاده توأم از هیالورونیک اسید و پلیکاپرولاکتون بهعنوان دو ماده قدرتمند و موردبحث در حوزه زیبایی، حاکی از تأثیر مثبت این فیلرها بوده است بنابراین، با سرمایهگذاری در تحقیقات، میتوان درک و کاربرد فیلرهای هیالورونیک اسید / پلیکاپرولاکتون را پیش برد که منجر به بهبود درمانهای زیبایی پوست و افزایش رضایت بیمار میشود.
بهاره نوروزی، محمد جباری، زینب یاسین،
دوره 15، شماره 1 - ( دوره 15، شماره 1 1403 )
چکیده
روزانه در سراسر جهان، ۱۶۰۰۰ مرگ بهدلیل آسیبدیدگی ناشی از زخم رخ میدهد که این امر، منجر به افزایش نگرانی در کشورهای با درآمد کم و متوسط شده است. امروزه با افزایش تقاضای مصرفکنندگان برای استفاده از ترکیبات بیولوژی طبیعی بهجای استفاده از ترکیبات شیمیایی مضر و سرطانزا، جلبکها بهعنوان یک جایگزین مؤثر بالینی پوست به بازار معرفی شدند. در واقع سهولت کشت و نیازهای غذایی کم، پلیساکاریدهای جلبکی را به جایگزینی جذاب برای پانسمانهای پیشرفته زخم تبدیل کرده است. میکرو و ماکروجلبکها، منبع جدیدی از پلیمرهای ساکاریدی زیستی برای بهبود و ترمیم زخم هستند. ماهیت آبدوست این پلیمرها بهدلیل ظرفیت بهدامانداختن مولکولهای آب در ساختار خود، هیدروژلهایی را میسازد که توانایی جذب و آزادسازی مایع بالایی دارند.
در این مقاله مروری، با مطالعه آخرین مقالات به بررسی برخی از پلیساکاریدهای جلبکها که بهعنوان پانسمان ترمیم زخم بسیار پرکاربرد هستند پرداخته میشود؛ مانند آلژیناتها، فوکوئیدانها، کاراگینانها، لامینارین، آگار ـ آگار و اولوان. این ترکیبات نهتنها بهعنوان بیومواد کاربردی برای تحویل کنترلشده دارو کاربرد دارند، بلکه برای تثبیت سلولی و آمادهسازی داربست برای مهندسی بافت نیز استفاده میشوند.
پروانه دلکآبادی، سارا هاشمی،
دوره 15، شماره 2 - ( دوره 15، شماره 2 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ویتیلیگو بهعنوان یکی از شایعترین اختلالات تولید رنگدانهای پوست، پیامدهای روانی ـ اجتماعی قابلتوجهی برای بیماران به همراه دارد؛ لذا کشف مسیرها و متغیرهای تأثیرگذار بر سلامت روان در این افراد مهم است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش واسطهای شرم درونیشده در رابطه بین اجتناب شناختی و دشواریهای بین فردی در پیشبینی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ویتیلیگو انجام گرفت.
روش اجرا: پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام بیماران مبتلا به ویتیلیگو بیمارستان رازی تهران بودند که 170 نفر به روش هدفمند براساس معیارهای ورود انتخاب و وارد مطالعه شدند. از پرسشنامههای اجتناب شناختی سکستون و داگاس، مشکلات بین فردی بارخام، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و شرم درونیشده کوک استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با آزمون ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر با استفاده از نسخه 26 نرمافزار SPSS و PLS انجام شد.
یافتهها: براساس نتایج متغیر شرم درونی در ارتباط بین مشکلات بین فردی با کیفیت زندگی بهعنوان یک متغیر میانجی نسبی شناخته شد؛ اما در مسیر بین اجتناب شناختی با کیفیت زندگی اثری نشان نداده و مسیر اجتناب شناختی با کیفیت زندگی و شرم درونی بهعنوان متغیر میانجی در سطح معنیداری کمتر از 05/0 معنیدار نبود.
نتیجهگیری: متخصصان سلامت روان میتوانند در مداخلات با درنظرگرفتن نقش شرم درونی بین عوامل بررسیشده، نقش مهمی در کمک به بیماران ویتیلیگو برای عبور از چالشها، بهبود وضعیت سلامت روان و بهزیستی ایفا کنند.
الهام رضائی جاریحانی، ناهید حسنزاده نعمتی،
دوره 15، شماره 3 - ( دوره 15، شماره 3 1403 )
چکیده
پیری و ایجاد چین و چروکها در قسمت صورت و گردن فرآیندهای طبیعی هستند که در طول زندگی فرد رخ میدهند. امروزه برای درمان این خطوط صورت تکنیکهای مختلفی وجود دارد. با درنظرگرفتن خطرات و عوارض جراحیهای زیبایی، تکنیک لیفت صورت، پیشنهاد داده میشود. در مطالعه حاضر، با مراجعه به متون علمی معتبر منتشرشده در پایگاههای اطلاعاتی Pubmed،Google Scholar، Science Direct و Web Of Science اطلاعات مربوط به عمل لیفتینگ با نخ پلیمری برای بهبود ظاهر صورت افتاده و پتوز جمعآوری و در بررسیهای انجامشده، مشاهده شد که نخهای پلیمری زیستتخریبپذیر، در موقعیت هدف، سبب تحریک و کلاژنسازی پوست میشوند و بیشتر مورد توجه بیماران و پزشکان قرار گرفتهاند. طی لیفت صورت با نخ پلیمری، بیمار دچار عوارض کمتری نسبت به روشهای سنتی میشود. استفاده از نخهای لیفتینگ با خارهای سطحی و قابلیت زیستتخریبپذیر، برای لیفت بافت نرم صورت بهدلیل بهبودی سریع و هزینه کم، محبوب و جذاب بهشمار میآیند. هرچند با وجود عوارض کم این روش، برخی از بیماران بعد از لیفت، به دلیل نارضایتی از ظاهر خود تصمیم به برداشتن نخهای لیفتینگ داشتهاند. امروزه انواع مختلفی از نخهای قابل جذب در بازار موجود است که ترکیبات مختلف و بسته به محل مورد استفاده طراحی مختلفی دارند. در این مطالعه نخهای زیستتخریبپذیر پلیدیوکسانون (PDO)، پلیکاپرولاکتون (PCL) و پلیلاکتیکاسید (PLLA) بحث خواهد شد.