کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
6 نتیجه برای موضوع مقاله:
مونا ملکمحمدی، حسین عبدلتهرانی، ناصر اقدمی،
دوره 2، شماره 3 - ( 7-1390 )
چکیده
اسید هیالورونیک، عمدهترین و مهمترین جزء تشکیلدهندهی ماتریکس خارج سلولی، یک گلیکوزآمینوگلیکان است که آب جذب میکند و به مقدار زیاد در بافت آسیبدیده درحال ترمیم یا درحال رشد دیده میشود. کمبود اسید هیالورونیک یکی از عوامل اصلی و اساسی بروز ضایعات پوستی بهویژه با بالارفتن سن است. بیشتر از 50% از کل اسید هیالورونیک بدن در پوست قرار دارد زیرا برای ثبات و نگهداری ماتریکس داخلی و بسیاری از عملکردهای سلولها موردنیاز است. یکی از راههای ترمیم جراحات پوستی استفاده از ژلهای پرکننده حاوی اسیدهیالورونیک خارجی است. از این جهت که این مواد منشأ درونی انسانی ندارد و از حیوانات و یا باکتریها تهیه میشود، در بسیاری از موارد باعث بروز حساسیتهای پوستی میشوند و نیمهعمر کوتاهی دارند. تلاش برای حفظ و یا افزایش ترشح اسید هیالورونیک توسط سلولهای فیبروبلاست پوست انسان در پیشگیری و برطرفکردن علائم پیری پوست بسیار حائز اهمیت است.
منا ملکمحمدی، حسین عبدلتهرانی، ناصر اقدمی،
دوره 2، شماره 4 - ( 10-1390 )
چکیده
در جامعهی بشری تغییرات بدفرم و ناهنجاریهای پوستی ناشی از سوختگی و جراحات حاصل از جراحی و حوادث و امثال آنها در فرد بازتابهای روانی و رفتاری ناخوشایندی ایجاد میکنند. ماتریکس خارج سلولی (extra cellular matrix [ECM]) بزرگترین جزء تشکیلدهندهی پوست طبیعی است که ژل مانند است و بهوسیلهی سلولهای پوست تولید میشود. ساختهشدن ECM یک عامل کلیدی برای پرشدن ضایعات پوستی از قبیل سوختگی، سالک، آبله مرغان و محل جراحات و جوش است. اجزاء ماتریکس خارج سلولی عبارتاند از: پلیساکاریدهای مختلف، آب و پروتئینهای کلاژنی. قدرت انبساط و استحکام پوست طبیعی با در نظر گرفتن وزن آن نزدیک به قدرت آهن است در حالی که دارای الاستیسیتی و قابلیت تراکمپذیری بالایی میباشد. این ویژگیها بهدلیل اثر توأم دو دستهی اصلی از مولکولهای تشکیلدهندهی ECM میباشد که بهوسیلهی فیبروبلاست و سلولهای اپیدرم ترشح میشوند: 1) پروتئینهای ساختاری فیبری شکل مانند: کلاژنها، الاستین، فیبرونکتین و لامینین که به ECM استحکام و حالت ارتجاعی میبخشند. 2) پروتئوگلیکانها مثل درماتانسولفات و هیالورونیک اسید، که معمولاً از چندین رشته گلیکوزآمینوگلیکان که از یک هستهی پروتئینی منشعب میشوند. پروتئوگلیکانها مولکولهای بزرگ و جاذب آب هستند که حالت ضربهگیری ECM را برای حفظ سلولها ایجاد میکنند. در کل اطلاع از ساختار و مراحل ترمیم پوست ما را در طراحی آزمایشات و انجام تحقیقاتی دقیقتر در این راستا کمک میکند.
منا ملکمحمدی، حسین عبدلتهرانی، ناصر اقدمی،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: ساختهشدن ماتریکس خارج
سلولی (extracellular
matrix [ECM])
برای ترمیم جراحت یک عامل کلیدی است. اصلیترین عضو این ماتریکس اسید هیالورونیک (hyaloronic acid [HA]) است. مطالعات اخیر نشان
داده است که محیط حاصل از کشت سلولهای مزانشیم مشتق از بافت چربی (ADSC-CM) باعث افزایش بیان و تولید
کلاژن I، III و فیبرونکتین که اجزای ECM هستند، میشود. هدف این
تحقیق بررسی اثر ADSC-CM در بیان ژنهای تولیدکننده و تخریبکنندهی HA در
سلولهای فیبروبلاست پوست انسان است.
روش اجرا: سلولهای مزانشیم از سه
نمونهی لیپوساکشن جدا شد و بعد از کشت محیط رویی آنها جمع آوری شد. نمونهی
بیوپسی پوست از شش نفر گرفته شد و سلولهای فیبروبلاست از آنها جدا شد. این سلولها
در 100% ADSC-CM کشت داده شدند. بیان سه ژن تولیدکننده و دو ژن
تخریبکنندهی HA در نمونههای تیمارشده و کنترل با real time PCR و میزان نهایی ترشح HA با کیت ELISA اندازهگیری شد.
یافتهها: بیان دو ژن تولیدکنندهی HA، HAS1
و HAS2 در نمونههای تیمارشده نسبت به کنترل افزایش و بیان ژن تخریبکنندهی HA، HYAL2 در آنها کاهش یافت. اندازهگیری میزان ترشح
نهایی HA توسط به روش ELISA نشان داد که میزان ترشح آن در نمونههای تیمارشده
نسبت به کنترل افزایش یافته است.
نتیجهگیری: تولید و ترشح HA در سلولهای
فیبروبلاست پوست انسان با اثر تحریکآمیز
فاکتورهای رشد موجود در ADSC-CM افزایش مییابد. بنابراین ترشحات ADSC با افزایش تولید و
ترشح اجزاء ECM میتواند نقش اساسی در ترمیم داشته باشد.
فرشته عثمانی، ابراهیم حاجیزاده، پروین منصوری،
دوره 6، شماره 1 - ( دورهی 6، شمارهی 1، بهار 1394 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: پسوریازیس یک بیماری التهابی چند عاملی (multifactorial) مرتبط با سیستم ایمنی است که با تسریع رشد سلولهای پوست مشخص میشود. پسوریازیس ممکن است به دفعات برای فرد اتفاق بیفتد، لذا در دستهی رخدادهای بازگشتی قرار میگیرد. این مطالعه بهمنظور بررسی گروهی از عوامل خطرساز در مبتلایان به پسوریازیس و ثابتبودن نرخ عود بیماری در فصلهای مختلف سال انجام شد.
روش اجرا: با مرور پروندهی مبتلایان به پسوریازیس که از ابتدای سال 1385 تا ابتدای سال 1393 در بخش پوست بیمارستان امام خمینی تهران بستری شده بودند، 160 بیمار که عود منجر به بستری داشتند مورد مطالعه قرار گرفتند. سپس با برازش (fit) مدل نرخ با ضرایب وابسته ـ زمان با استفاده از نسخهی 1/3 نرمافزار R، عوامل خطرساز عود بیماری شناسایی و همچنین در فصلهای مختلف سال روی عود پسوریازیس مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: این تحقیق نشان داد که در فصل زمستان نرخ بروز عود پسوریازیس افزایش پیدا کرده و نسبت به فصل بهار که کمترین نرخ عود را دارد، به حداکثر (2/7 برابر) میرسد و با معتدلشدن آب و هوا در فصل بهار و تابستان روندی نزولی دارد. همچنین مشخص شد، عود پسوریازیس در فصول مختلف سال بهصورت معناداری متفاوت میباشد (01/0P<). علاوهبر آن شنان داده شد ابتلا به عفونت، تنش روانی (stress)، سابقهی خانوادگی مثبت، هیپوکلسمی خون، تعداد گلبولهای سفید و تغییرات دمایی در عود بیماری پسوریازیس مؤثر هستند (05/0P<).
نتیجهگیری: فصل سال روی نرخ عود پسوریازیس تأثیرگذار بوده و عود این بیماری در زمستان 2/7 برابر شایعتر از عود آن در بهار است.
سیدهحمیده رضوی، روحالله قاسمی، مریم ایمان،
دوره 7، شماره 1 - ( دورهی 7، شمارهی 1، بهار 1395 1395 )
چکیده
دارورسانی پوستی یک روش موضعی و غیرتهاجمی برای کاربرد عوامل درمانی میباشد که مزایایی ازجمله رهایش طولانیمدت دارو، رضایت بیماران و هزینهی اندک را همراه دارد. با وجود این مزیتها، استفاده از این نوع دارورسانی بهوسیلهی عملکرد سدهای داخلی پوست محدود میشود چراکه فقط مولکولهای کوچک (کوچکتر از 500 دالتون) و لیپوفیل میتوانند ازطریق انتشار غیرفعال از پوست عبور کنند، درنتیجه عملکرد پوست در دارورسانی پوستی غیرفعال اصولاً به مولکولهای کوچک محدود میشود. سد اصلی برای رساندن عوامل درمانی به پوست، لایهی شاخی میباشد، بنابراین روشهای مختلفی جهت نفوذ پوستی برای افزایش انتقال دارو از این لایه کشف شده است. دانشمندان استفاده از سیستمهای دارورسانی جدید از قبیل نانوحاملها، سیستمهای دارورسانی وزیکولی و روشهای افزایشدهندهی نفوذ را مورد ارزیابی قرار دادهاند. هدف هر یک از سیستمهای دارورسانی پوستی، رساندن میزان کافی دارو به درون پوست با حداکثر ثبات و حداقل سمیت میباشد بنابراین یک سیستم دارورسانی بهمنظور تضمین دارورسانی پوستی موفق باید خصوصیات مطلوبی ازجمله حفاظت از دارو، هدفمندبودن، زیستسازگاری و زیستتخریبپذیری را نشان دهد.
این مقاله به معرفی سیستمهای دارورسانی، توصیف تکنیکهای افزایشی برای بهینهسازی دارو مانند میکروسوزنها و مخصوصاً سیستمهای وزیکولی که اخیراً مورد بررسی قرار گرفتهاند، پرداخته و همچنین تفاوتهای ترکیبی آنها، خواص فیزیکوشیمیایی و کاربردهای این سیستمهای دارورسانی را مورد بحث قرار داده است. نوآوریهای اخیر میتواند پایه و اساسی برای تحقیق و توسعه در دارورسانی پوستی باشد.
بهناز شجاعالدین گیوی، علی خامسیپور، حسین نادریمنش،
دوره 10، شماره 2 - ( تابستان 1398، دورهی 10، شمارهی 2 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بهمنظور بهبود انتقال داروها از پوست فناوریهای متنوعی ابداع شدهاند تا راهکار مناسبی برای انتقال دارو به بدن و جایگزینی برای انتقال خوراکی و سیستمیک دارو باشند. انتقال داروها ازطریق آرایهی میکروسوزن بهعنوان روشی سهل و غیرتهاجمی در سالهای اخیر مورد توجه محققان قرار گرفته است. در این مطالعه نیز آرایهی میکروسوزنهای پلیمری حاوی داروی آمفوتریسین ـ بی بهمنظور معرفی این سامانه و استفاده از آن در درمان ضایعات پوستی ناشی از تلقیح انگل لیشمانیا ماژور بهعنوان الگو در عفونتهای قارچی پوستی ساخته شده است.
روش اجرا: در این مطالعه ساخت میکروسوزنها با روش قالبگیری در سه مرحلهی ساخت قالب، ساخت ترکیب ماتریکس پلیمری از جنس پلیوینیل پیرولیدین و متاکریلیک اسید و درنهایت ریختهگری انجام شده است.
یافتهها: جهت بررسی خصوصیات فیزیکوشیمیایی دارو در سامانهی میکروسوزن از سیستمهای اسپکتروسکوپی چون UV-Visible و فلورسانس استفاده شده است. همچنین قدرت مکانیکی میکروسوزنها که مؤید میزان توانایی آنها جهت نفوذ به پوست است، توسط دستگاه ترنسدیوسر بررسی شده است.
نتیجهگیری: با بهرهگیری از خصوصیات زیست سازگاری و زیستتخریبپذیری سوزنهای طراحیشده و بارگذاری داروی آمفوتریسین ـ بی در آنها برای بهکارگیری در درمان سالک و عفونتهای قارچی پوستی معرفی شده است.