کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
8 نتیجه برای موضوع مقاله:
بیژن دولتی، مهران حیدری سراج، یحیی دولتی،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
آموزش دستیاران پوست و اعطای گواهی یا دانشنامه تخصصی در هر کشور بر اساس استانداردهای نظام سلامت، انتظارهای جامعه و امکان های موجود در آن منطقه جغرافیایی صورت می گیرد. برای مثال از متخصص پوست در کشور استرالیا به دلیل شیوع بالای سرطان های پوست، انتظار می رود که بتواند درمان جراحی بدخیمی های پوست را صورت دهد و در موقع نیاز در درمان ملانوم دیسکسیون گره های لنفاوی را بدون ارجاع به جراح خود انجام دهد . با این حال آشنایی با برنامه های آموزش دستیاران پوست در سایر نقاط دنیا، نحوه ارزیابی آن ها، اعطای گواهی یا دانشنامه تخصصی و چگونگی تجدید آن ها نکاتی را به ما می آموزد که می توانند ما را در برنامه ریزی هر چه به تر منطبق با شرایط اپیدمیولوژیک، اجتماعی و اقتصادی راه نمایی کنند
اطهر معین، سیدمسعود داودی،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
سولفور موستارد یا گاز خردل برای اولین بار در جنگ جهانی اول بهعنوان سلاح شیمیایی استفاده شد. مدتها بعد، ارتش عراق نیز بر علیه رزمندگان و مردم شهرهای ایران از آن استفاده کرد (67-1359). این ماده بیشتر از 100،000 نفر از ایرانیان را آسیب زد و یک سوم آنها هنوز هم از عوارض آن در رنج هستند. سولفور موستارد یک مادهی آلکیلهکننده با خواص سیتوتوکسیک، موتاژنیک و تاولزا میباشد که روی پوست، چشم و ریه اثر میکند. هدف ما از این مطالعه، مروری بر اثرات حاد و مزمن سولفور موستارد روی پوست میباشد. اطلاعات این مقاله از طریق جستجوی بانکهای اطلاعاتی PubMed، Google، Iran Medex، Irandoc و SID تا ابتدای سال 2011 بهدست آمد. شایعترین اثرات حاد سولفور موستارد بر پوست عبارتند از: خارش و سوزش (96.8%-26%)، درد (77.4%-25%)، قرمزی (83.9%-20.6%)، هایپرپیگمانتاسیون (83.9%-20%) و وزیکول و تاول (80.6%-15.4%) و شایعترین عوارض مزمن عبارتند از: خارش (94.7%-24.7%)، سوزش (52%-9.9%)، اسکار (70%-5.4%)، هایپرپیگمانتاسیون (55%-9.5%)، هیپوپیگمانتاسیون (40-2.3%)، خشکی پوست (43.7%-1.2%) و آنژیوم گیلاسی (37.5%-2.12%). علیرغم گذشت بیش از 20 سال از اتمام جنگ جانبازان شیمیایی هنوز از بسیاری از عوارض پوستی سولفور موستارد در رنج هستند. بعضی از عوارض مانند خارش وخشکی پوست اثرات منفی روی کارآیی و کیفیت زندگی آنها دارد. عوارض پوستی جدیتر مانند تومورهای بدخیم پوستی تا امروز نادر بوده و برای ایجاد نیاز به زمان طولانیتری دارد. بنابراین این جانبازان نیاز به پیگیری بیشتری دارند تا در صورتی که سرطان پوستی ایجاد شد سریعاً مشخص و درمان شوند.
اطهر معین، مریم استادعلی مخملباف، علی دواتی،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه با وجود پیشرفتهای متعدد علمی در زمینهی پزشکی، شکایت از پزشکان روندی رو به افزایش دارد. مطالعهی علل این شکایات و شناسایی عوامل مؤثر در بروز آن ممکن است باعث کاهش شکایات پزشکی شود. هدف اصلی از این مطالعه بررسی علل شکایات طرحشده از پزشکان در زمینهی پوست و زیبایی بود.
روش اجرا: این مطالعه، مطالعهای مقطعی و گذشتهنگر بود که با بررسی پروندههای شکایت از قصور پزشکی در زمینهی پوست و زیبایی که طی سالهای 89-1381 در ادارهی کل پزشکی قانونی استان تهران ثبت شده بودند، انجام شد.
یافتهها: در میان پروندههای بررسی شده، 63.4% قصور پزشکی، 35.4% برائت پزشک و 1.2% بدون صدور رأی، مختومه اعلام شده بود. بیشترین نوع قصور در 63.4% بیاحتیاطی، در 27% عدم مهارت و در 5.7% عدم رعایت نظامات دولتی اعلام شده بود. بیشترین علت شکایت به ترتیب مربوط به جوشگاه و تیرگی پوست بهدنبال لیزر (24.4%)، عدم رضایت از پیوند مو (19.5%) و ایجاد عارضه بهدنبال تزریق ژل، توکسین بوتولینوم و غیره (15.8%) بود. فراوانترین سن شاکیان در محدودهی 20 تا 29 سال، بیشتر آنها مؤنث، بیشترین فراوانی سطح تحصیلات، دیپلم و بیشترین فراوانی شغل خانهداری بود. فراوانترین سن پزشکان در محدودهی 30 تا 39 سال و بیشتر آنها مذکر بودند.
نتیجهگیری: رعایت اخلاق پزشکی و تعهد حرفهای، برقراری ارتباط مناسب پزشک و کادر درمان با بیمار و همراهان او، توضیح کامل درمان و عوارض احتمالی آن، عدم بزرگنمایی و اغراق در نتایج درمانی، مطالعهی مستمر و بهروز کردن دانش پزشکی، مهارت لازم و تجربهی کافی پزشک، استفادهنکردن از روشهایی که دورههای آموزشی آن را نگذرانده باشند، انتخاب صحیح بیمار و اخذ رضایت آگاهانه و برائت ممکن است به کاهش شکایت از پزشکان منجر شود.
حسین مرتضوی، فرید عباسی، مریم کوپائی، نفیسه اسماعیلی،
دوره 5، شماره 2 - ( تابستان 1393، دورهی 5، شمارهی 2 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: پمفیگوسولگاریس بهعنوان شایعترین شکل بیماری خودایمنی پمفیگوس بهشمار میرود. تهیهی نمونهی خون بهمنظور تشخیص بیماری، با دشواریهایی همراه است، درحالی که نمونهگیری از بزاق بسیار آسانتر میباشد. شناخت روشهای ارجح تشخیصی و پایش فعالیت بیماری، به تسریع تشخیص، درمان بهتر، کاهش هزینههای درمانی، ارتقای کیفیت درمان و کاهش مرگ و ناتوانی ناشی از بیماری خواهد شد. هدف از مطالعهی حاضر، بررسی حساسیت ELISA در تشخیص اتوآنتیبادیهای anti-DSG1 و anti-DSG3 در بزاق و سرم بیماران مبتلا به پمفیگوسولگاریس میباشد.
روش اجرا: در این مطالعهی مورد ـ شاهدی، 40 بیمار مبتلا به پمفیگوسولگاریس مراجعهکننده به بیمارستان رازی که تشخیص بیماری آنها ازطریق بررسی آسیبشناسی و انجام ایمونوفلوئورسانس مستقیم به اثبات رسیده بود، بهعنوان گروه بیمار و 40 فرد سالم بهعنوان گروه شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. نمونهی بزاق غیرتحریکی با روش تفکردن (Spitting) به همراه نمونهی سرم از هر دو گروه تهیه شد. اطلاعات دموگرافیک، شدت بیماری و فنوتیپ بیماری در پرسشنامههایی که به این منظور تدوین شده بود، ثبت گردید. تست ELISAی DSG1 و DSG3 برروی نمونههای سرم و بزاق هر دو گروه انجام شد.
یافتهها: سن متوسط بیماران 43.37±11.94 با دامنهی 26 تا 71 سال بود. ELISAی DSG1 بزاق در 17 بیمار (حساسیت 42.5%) و ELISAی DSG1 سرم در 36 بیمار (حساسیت 90%) مثبت گزارش گردید. همچنین ELISAی DSG3 بزاق، در 24 بیمار (حساسیت 60%) و ELISAی DSG3 سرم در 34 بیمار (حساسیت 85%) مثبت بود.
نتیجهگیری: اگرچه حساسیت سرم در تشخیص اتوآنتیبادیهای پمفیگوسولگاریس نسبت به بزاق بیشتر است، اما از بزاق میتوان بهعنوان یک بیومارکر مناسب جهت تعیین سطوح آنتیبادیها و پایش فعالیت بیماری استفاده نمود.
اطهر معین، مهران حیدری سراج،
دوره 5، شماره 2 - ( تابستان 1393، دورهی 5، شمارهی 2 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: فدراسیون جهانی آموزش پزشکی با تدوین استانداردهای آموزش پزشکی به دانشگاههای علوم پزشکی توصیه کرده است که در آموزش و فرآیند یاددهی ـ یادگیری دانشجویان را در بهعهدهگرفتن فعال مسئولیت برای یادگیری خود تشویق نمایند و آنها را برای یادگیری مادامالعمر آماده سازند. هدف از این مطالعه، مقایسهی اثربخشی مشارکت دانشجویی در فرآیند یاددهی ـ یادگیری درس پوست به دو شیوهی بحث گروهی و سخنرانی از دیدگاه دانشجویان بوده است.
روش اجرا: این مطالعهی توصیفی ـ مقطعی بین سالهای 1390 تا 1392 طی 19 دورهی ماهیانهی ارائهی واحد پوست به دانشجویان پزشکی (هر دوره 5 تا 7 نفر) انجام گرفته است. در هر دوره، 16 جلسهی 2 ساعتهی تئوری، برنامهریزی شده است. تدریس 4 جلسهی اول توسط اساتید و 12 جلسهی بعد توسط مشارکت فعال دانشجویی تحت نظارت اساتید بهصورت 6 جلسه بحث گروهی و 6 جلسه سخنرانی بوده است و در پایان هر دوره توسط پرسشنامه، دیدگاه دانشجویان راجع به اثربخشی دو شیوهی فوق مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از 102 دانشجوی شرکت کننده در این مطالعه 94 نفر (62.15%) بحث گروهی، 2 نفر (1.96%) سخنرانی و 5 نفر (4.9%) هر دو روش را مفید دانسته و 1 نفر (0.98%) هیچکدام از این دو روش را مفید ندانسته است. علل ارجحیت بحث گروهی بهترتیب اولویت عبارت بودند از: انجام پیشمطالعه و آمادگی ذهنی، مشارکت کلّیهی دانشجویان، یادگیری در سطح بالاتر و ماندگاری بهتر مطالب در ذهن، بیان نکات مهم توسط استاد، تکرار مطالب، نشاط و عدم کسالت در بحث گروهی.
نتیجهگیری: بحث گروهی یک روش ارزشمند در فرآیند یاددهی ـ یاد گیری با مشارکت فعّال و پویای دانشجویان است که باعث یادگیری مستقل و فهم عمیق مطالب درسی، توجّه بیشتر به نکات کلیدی و ایجاد محیطی با نشاط در آموزش میگردد. از این روش جهت ارتقای آموزش پزشکی در گروههای آموزشی دیگر نیز میتوان استفاده کرد.
احمد جعفری، نفیسه اسماعیلی، شمسالملوک نجفی، حانیه امامی رضوی،
دوره 8، شماره 4 - ( دورهی 8، شمارهی 4 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان دهان بهعنوان شایعترین سرطان سر و گردن، رتبهی هشـتم را ازلحاظ شیوع در میان تمامی سرطانها به خود اختصاص داده است. در این میان، بیش از 90% سـرطانهای دهان از نوع اسکواموسسلکارسینوما (Squamous cell carcinoma [SCC]) میباشد. هدف اصلی این مطالعه بررسی میزان بقای بیماران مبتلا به SCC دهان و عوامل مؤثر بر آن است.
روش اجرا: در این مطالعه، 174 پروندهی مربوط به بیــماران مبتلا به SCC دهان بررسی شد. سپس بهمنظور گردآوری اطلاعات موردنیاز، بقای بیماران ازطریق تماس تلفنی پیگیری شد. تحلیل آماری این مطالعه با اسـتفاده از نرمافزار SPSS 20 انجام شد. میزان بقا با منحنی Kaplan-Meier و عوامل مؤثر بر آن با آزمون Cox regression بررسی گردید.
یافتهها: مردان، 6/57% از تعداد کل بیماران را به خود اختصاص دادهاند. محدودهی سنی بیماران 22 تا 89 سال با میانگین سن ابتلای 5/61 سال میباشد. شایعترین محل بروز تومورهای دهانی این بیماران برروی زبان بود. میزان بقای کلی پنج سالهی بیماران برابر با 4/49% با خطای معیار 05/0 بهدست آمده است. میزان بقا با سن بیماران و همچنین نحوهی درمان شامل جراحی یا شیمی درمانی ارتباطی معنیدار داشت.
نتیجهگیری: میزان ابتلا در مردان بیشتر است و بهطور کلی با افزایش سن میزان بقای بیماران کاهش مییابد. سرطانهای دهان بهعلت میزان بقای پایین نیازمند توجه ویژه میباشند.
زهرا شادابی، اطهر معین، علی دواتی،
دوره 11، شماره 4 - ( دوره 11، شمارهی 4 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: شکایات بیماران از پزشکان و قصور پزشکی یکی از مسائل جدی و چالشبرانگیز در حرفهی پزشکی است. با توجه به اهمیت این مسأله و نبود اطلاعات کافی در مورد شکایات مربوط به پوست و زیبایی در نظام پزشکی، این مطالعه جهت بررسی و شناسایی شکایات ارجاعی در زمینهی پوست و زیبایی به سازمان نظام پزشکی تهران انجام شد.
روش اجرا: در این مطالعهی توصیفی ـ تحلیلی و گذشتهنگر، تمام پروندههای شکایت از قصور پزشکی در زمینهی پوست در نظام پزشکی استان تهران از سال 1393 لغایت 1398 مورد بررسی قرار گرفت و پس از گردآوری اطلاعات، دادهها به کمک نسخهی 25 نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: از کل پروندهها 6/1% آنها مربوط به پوست و زیبایی بوده است. بیشتر شاکیان زن (8/79%) و مجرد (6/59%) و پزشکان متشاکی اکثراً مرد (8/79%) و پزشک عمومی (1/48%) بودند. بیشترین نوع مرکز درمانی مراکز خصوصی (2/95%) بودند. بیشترین شکایت از عوارض درمان (7/36%) و بیشترین آن مربوط به عوارض تزریق بوتاکس یا چربی (4/15%) و سپس عوارض لیزر (5/12%) بود. بیشترین نوع قصور بیاحتیاطی (30%) بود و 7/20% موارد بدون قصور اعلام شده بود. بیشترین درصد حکمها توبیخ کتبی و درج در پرونده (3/42%) بوده است.
نتیجهگیری: لازم است پزشکان از اعمالی که آگاهی و تبحر کافی در آن ندارند، دخالت در رشتههای غیرمربوط و کارهای غیرعلمی اجتناب نمایند. کاهش روابط مالی و تأکید بر تعامل مناسب پزشک با بیمار و رعایت تعهد حرفهای در پیشگیری از شکایات کمککننده است.
علی یوسفی، اطهر معین، علی دواتی،
دوره 12، شماره 3 - ( پاییز 1400، دوره 12، شماره 3 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک نوعی از ریزش مو وابسته به آندروژنها و ژنتیک است و علیرغم اینکه بیشتر یک مسأله زیبایی است؛ ولی در سالهای اخیر مطالعات نشان داده که این نوع آلوپسی با اختلالات زمینهای ازجمله بیماریهای عروق کرونر در ارتباط است. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی آلوپسی آندروژنتیک در بیماران بستری در بخش و ارتباط آن با سابقه بیماریهای عروق کرونری قلب و ریسکفاکتورهای آن است.
روش اجرا: در این مطالعه توصیفی ـ تحلیلی مقطعی، 250 نفر (125 خانم و 125 آقا) از بیماران بستری در بیمارستان مورد معاینه و بررسی قرار گرفتند و پس از گردآوری اطلاعات، دادهها به کمک نسخه 25 نرمافزار آماری spss تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: فراوانی آلوپسی در بیماران بستری در بخش بهطور کلی 8/46%، در مردان 6/61% و در زنان 32% بود. فراوانی سابقه بیماری عروق کرونری قلب در بیماران بستری در بخش بهطور کلی 6/25%، در مردان 4/34% و در زنان 8/16%بود. در بیماران دچار آلوپسی، فراوانی سابقه بیماری عروق کرونری قلب 31/39%، افزایش فشارخون 8/20%، هایپرلیپیدمی 2/17%، دیابت 4/14% و مصرف سیگار 6/15% بود و همه این موارد غیر از مصرف سیگار با آلوپسی ارتباط معنیداری داشتند.
نتیجهگیری: فراوانی آلوپسی آندروژنتیک در بیماران بستری در بخش شایع بوده و شیوع آن در آقایان بیش از دوبرابر خانمهاست. سابقه بیماری عروق کرونری قلب و ریسکفاکتورهای آن در افراد با آلوپسی بیشتر و ارتباط معناداری با آن دارد و این مهم میتواند در غربالگری و تشخیص زودرس بیماری عروق کرونری قلب و در پی آن به پیشگیری از آن کمک کند.