کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
271 نتیجه برای موضوع مقاله:
امیر هوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، عطاالله مرادی،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
کمپلکس توبروس اسکلروزیس اختلالی ژنتیکی است که با تشکیل هامارتوم در بسیاری از اعضای بدن همراه است. ضایعات مشخصه پوستی آن مشتمل بر آنژیوفیبروما، شاگرین پچ، فیبرومای اطراف ناخن و لکههای سفید است. این بیماری اکثرا با اپی لپسی و کم هوشی همراهی دارد. در این مقاله مرد 26 ساله ای معرفی میشود که با آنژیو فیبروم بسیار بزرگی در صورت به بیمارستان پوست رازی تهران مراجعه کرده است که برای وی مشکلات روحی و روانی جدی به وجود آورده بود و همین امر طرح درمانی مناسبی را برای وی الزامی میکرد.
بیژن دولتی، مهران حیدری سراج، یحیی دولتی،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
آموزش دستیاران پوست و اعطای گواهی یا دانشنامه تخصصی در هر کشور بر اساس استانداردهای نظام سلامت، انتظارهای جامعه و امکان های موجود در آن منطقه جغرافیایی صورت می گیرد. برای مثال از متخصص پوست در کشور استرالیا به دلیل شیوع بالای سرطان های پوست، انتظار می رود که بتواند درمان جراحی بدخیمی های پوست را صورت دهد و در موقع نیاز در درمان ملانوم دیسکسیون گره های لنفاوی را بدون ارجاع به جراح خود انجام دهد . با این حال آشنایی با برنامه های آموزش دستیاران پوست در سایر نقاط دنیا، نحوه ارزیابی آن ها، اعطای گواهی یا دانشنامه تخصصی و چگونگی تجدید آن ها نکاتی را به ما می آموزد که می توانند ما را در برنامه ریزی هر چه به تر منطبق با شرایط اپیدمیولوژیک، اجتماعی و اقتصادی راه نمایی کنند
حسین طباطبائی، شهاب باباکوهی، ماکان ره شناس،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: تقاضای درمان چین و چروک صورت رو به افزایش است. در سالیان اخیر، رادیوفرکانسی یک و دو قطبی به عنوان یک درمان انتخابی چین و چروک معرفی شده است. مطالعات، تغییرهای الیاف کلاژن پوست را برای بهبود و ترمیم جنس پوست نشان دادهاند. هرچند میتوانند خطرها و عوارض جانبی هم داشته باشند.
روش اجرا: در این مطالعه، 48 بیمار متقاضی جوانسازی پوست صورت پس از اخذ رضایتنامه کتبی، تحت درمان با رادیوفرکانسی قرار گرفتند. تشخیص، صرفاً بر مبنای معاینه و مشاهده صورت میگرفت. از تمامی بیماران، قبل و بعد از درمان و در شرایط مساوی عکس گرفته شد. عکسها توسط یک همکار که نمیدانست کدام عکس به قبل و کدام به بعد از درمان مربوط است، مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: چین و چروکها در 26 بیمار بهتر شد. پاسخ درمانی در افراد مسن تر بهتر بود. درد و اریتم گذرا در تمامی بیماران گزارش شد.
نتیجهگیری: رادیوفرکانسی روش درمانی مناسبی برای بهتر شدن پوست از نظر تعداد و عمق چروکها است که اجرای آن به آموزش کامل نیاز دارد. برای تأثیر مثبت حداقل 4 جلسه درمانی با نظم فواصل 2 هفته یکبار ضروری است.
زهرا دلاوریان، نوشین محتشم، عباس جوادزاده بلوری، شهاب باباکوهی، بردیا صدر، محمد تقی شاکری، کامبیز کامیاب حصاری، فرناز بیدرام،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: لیکنپلان دهانی نوعی بیماری التهابی پوستی ـ مخاطی مزمن است که بهصورت یک وضعیت پیشبدخیم تعریف میشود. MMP-2) Matrix metaloproteinase-2) و MMP-9) Matrix metaloproteinase-9) پروتئینازهایی هستند که تهاجم سلولهای تومورال به بافت همبند را تسهیل میکنند و در ضایعات پیشبدخیم و بدخیم بیش از حد معمول ظاهر میشوند. هدف از این مطالعه تعیین بیان نشانگرهای مهارکننده بافتی ماتریکس متالوپروتئیناز 2 و 9 (9 & MMP-2) در لیکنپلان دهانی اروزیو و لیکنپلان غیراروزیو و هیپرپلازی آماسی به روش ایمونوهیستوشیمی بود.
روش اجرا: در این مطالعه مقطعی، 39 بلوک مربوط به لیکنپلان دهانی غیراروزیو (با و بدون دیسپلازی)، 36 نمونه لیکنپلان دهانی اروزیو (11 مورد دیسپلاستیک و 25 مورد بدون دیسپلازی)، 32 بلوک مربوط به هایپرپلازی آماسی و 6 بلوک مربوط به بافت نرمال از آرشیو بخش آسیبشناسی دانشکده دندانپزشکی مشهد انتخاب و به روش ایمونوهیستوشیمی با نشانگرهای MMP-2 و MMP-9 رنگآمیزی شد. به منظور مقایسههای آماری از آزمون های Kruskal-Wallis، Mann-Whitney و ضریب همبستگی Spearman استفاده شد.
یافتهها: بیشترین میانگین MMP-2 و MMP-9 (در کل ضخامت اپیتلیوم) در لیکنپلان اروزیو دیسپلاستیک مشاهده شد (به ترتیب:86.1±31.6 و 3.73±94.5). میزان بیان MMP-9 در انواع لیکنپلان اروزیو در قیاس با لیکنپلان غیراروزیو در همه لایهها (P<0.001) و در مورد MMP-2 در لایه بازال ـ پارابازال و خاردار (به ترتیب: P=0.008 و P<0.001) تفاوت معنیداری داشت.
نتیجهگیری: افزایش خطی بروز این مارکرها از سمت مخاط نرمال تا لیکنپلان دهانی اروزیو بیانگر تفاوت در رفتار بیولوژیک لیکنپلان دهانی غیراروزیو و اروزیو است. بنابراین میتوان گفت لیکنپلان دهانی اروزیو، پتانسیل پیشبدخیمی بیشتری از لیکنپلان دهانی غیراروزیو دارد.
امیر هوشنگ احسانی، مصطفی میر شمس شهشهانی، زهرا حلاجی، پدرام نورمحمدپور،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: سومین تومور شایع در میان مراجعان به متخصصان پوست اکتینیک کراتوزیس می باشد. درمیان شایع ترین درمانهای دردسترس درمانهای موضعی شامل 5-فلوئورویوراسیل (5FU) قرار دارند. با توجه به عوارض جانبی ناشی از فلوئورویوراسیل موضعی، هدف این مطالعه مقایسه دو روش استفاده موضعی از فلوئورویوراسیل از نظر پاسخ به درمان و عوارض جانبی است.
روش اجرا: بیماران مبتلا به اکتینیک کراتوز تایید شده از سوی پاتولوژی که با معیارهای ورود به مطالعه مطابقت داشتند انتخاب و به دو گروه تقسیم شدند. یک گروه فلوئورویوراسیل موضعی را به صورت روزانه و گروه دیگر به صورت یک روز درمیان مورد استفاده قرار دادند. دو هفته بعد از پایان دوره درمان یک ماهه، میزان کاهش، در ضایعات و درد ناشی از درمان توسط دو درماتولوژیست عضو هیئت علمی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: 38 بیمار، شامل 23 مرد و 15 زن، مورد بررسی قرار گرفتند. در گروهی که یک روز درمیان مورد درمان قرار گرفتند میزان عوارض جانبی به صورت معنیداری کمتر بود، اما اثر درمانی در دو گروه تقریبا در یک حد قرار داشت.
نتیجهگیری: استفاده یک روز درمیان از فلوئورویوراسیل یک جایگزین قابل قبول برای استفاده روزانه از آن است بدون این که اثر درمان را بهصورت معنیداری مورد تغییر قرار دهد.
امیرهوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، شیما سینجلی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده
PDL) Pulsed Dye Laser) عمدتاً بهعنوان وسیلهای جهت درمان ضایعات عروقی بهشمار میرود. اما مطالعات مختلفی که در مراکز علمی گوناگون دنیا انجام شده است مواردی از کاربردهای این لیزر ایمن را در ضایعات غیرعروقی به نمایش گذاشتهاند. هدف ما در این مقاله مروری جمعبندی و خلاصه نمودن این مطالعات بوده است.PDL یک جایگزین شناختهشده و مورد قبول برای کرایوتراپی در درمان برخی ضایعات ویروسی مانند زگیلهای دور ناخن یا مولوسکوم بهشمار میرود. در مورد ضایعات التهابی هنوز مکانیسم اثر این لیزر روشن نیست و نتایج متناقضی در مطالعات مختلف بهدست آمده است. در مورد این گونه درماتوزها، PDL اثر بسیار مختصر دارد و محدود به ضایعاتی است که جزء عروقی واضحی دارند (پسوریازیس و آکنه). بالاخره درباره شکلدهی مجدد کلاژن
(Collagen Remodelling) و کاربردهای مربوط به آن (مانند جوانسازی پوست، اسکارهای هیپرتروفیک، کلوئید و استریا) نتایج مطالعات مختلف متفاوت بوده و ضمن تأیید اثر احتمالی این لیزر، نیاز به مطالعات بیشتری برای مشخص شدن پارامترهای مناسب درمان وجود دارد.
بیژن دولتی، علی کازرونی تیمسار،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده
برای درمان ملانوم بدخیم روشهای جراحی مختلفی وجود دارد. این روشها غالباً با محدودیتهایی در بهدست آوردن حاشیه غیردرگیر در عین دستیابی به نتیجهای مناسب از نظر زیبایی همراهاند. این مقاله، مروری کوتاه بر استفاده از تکنیکهای ساده و همچنین روش میکروگرافیک Mohs در درمان جراحی ملانوم بدخیم است.
کامبیز کامیابحصاری، شایاندخت طالب، لاله منتصرکوهساری، علیرضا فیروز،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: سارکوئیدوز یک بیماری گرانولوماتوز غیرکازفیه با تظاهرات بالینی در بسیاری از اعضای بدن از جمله کلیه، کبد، ریه، قلب، پوست و سایر اندامها است. بررسیها نشان داده که ژن BTNL2 در برخی بیماران مبتلا به سارکوئیدوز سیستمیک دچار جهش شده است. با توجه به اینکه اولین تظاهر برخی بیماران مبتلا، بهصورت سارکوئیدوز پوستی است، ما در این مطالعه به بررسی ژن BTNL2 در این بیماران پرداختیم.
روش اجرا: در 10 بیمار مبتلا به سارکوئیدوز پوستی، آلل rs2076530 در اگزون شمارهی 5 ژن BTNL2، به روش SSCP (Single Strand Conformation Polymorphism) و PCR، جهشهای موجود که با شیفت مثبت همراه هستند، مورد آنالیز تحلیل توالی قرار گرفت و نتایج حاصل از تعیین توالی از طریق برنامهی کامپیوتری Choromas مورد ارزیابی و blust قرار گرفت.
یافتهها: از 10 بلوک بررسیشده از بیماران مبتلا به سارکوئیدوز پوستی، 7 مورد دارای G"A Transition بودند و 3 مورد نیز طبیعی بود و هیچگونه جهش ژنی نداشت.
نتیجهگیری: آلل rs2076530 در اگزون شماره 5 ژن BTNL2، در 7 بیمار با سارکوئیدوز پوستی دچار G"A Transition شده است که میتواند بیانگر ارتباط میان این ژن و سارکوئیدوز پوستی باشد، هرچند که مطالعات وسیعتری برای تأیید این یافته ضروری است.
معصومه برزگری، زهرا حلاجی، امیرهوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، مائده پرهام،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: آرتروپاتی پسوریاتیک یک بیماری خودایمن با منشأ وراثتی است که در تعدادی از بیماران مبتلا به پسوریازیس دیده میشود و جزو موارد آرتروپاتی سرونگاتیو طبقهبندی میگردد. هدف از انجام این مطالعه بررسی همراهی بین آرتریت پسوریاتیک با شدت درگیری ناخن بر اساس معیار استاندارد بررسی شدت درگیری ناخن پسوریازیس (NAPSI) در بیماران مبتلا به پسوریازیس مراجعهکننده به بیمارستان رازی بوده است.
روش اجرا: بیماران مبتلا به آرتریت پسوریازیسی بهعنوان گروه مورد و بیماران مبتلا به پسوریازیس بدون درگیری مفصلی بهعنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند. پس از matching دو گروه، میزان درگیری ناخن و امتیاز NAPSI بیماران در پرسشنامههای ویژهای وارد شده و توسط نرمافزار SPSS نگارش 14 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: تعداد 30 بیمار مبتلا به آرتریت پسوریاتیک و 75 بیمار مبتلا به پسوریازیس فاقد آرتریت بهعنوان گروه کنترل وارد مطالعه شدند. در افراد مبتلا به آرتروپاتی ضایعات ناخنی شدیدتر و شایعتر از گروه کنترل بود، بهطوریکه میانگین نمرهی NAPSI در گروه مبتلا به آرتریت 46 و در گروه کنترل 9.23 بود (0.05>P).
نتیجهگیری: شدت درگیری ناخن در بیماران پسوریازیس مبتلا به آرتریت بیشتر از بیماران فاقد درگیری مفصلی میباشد.
محمدعلی نیلفروشزاده، سیدحسین حجازی، هاجر زرکوب، لیلا شیرانی بیدآبادی، غلامرضا اصغری، سیدمحسن حسینی، الهه هفتبرادران، فریبا جعفری،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به خواص ضدمیکروبی و اثرات ضدالتهابی عسل و سیاهدانه و تأثیر قابل توجه این دو ماده در زمینهی بهبودی زخم، در این مطالعه، اثربخشی درمان موضعی لیشمانیوز پوستی حاد بهوسیلهی عصارهی سیاهدانه در پایهی عسل در مقابل تجویز موضعی عسل به همراه تزریق موضعی گلوکانتیم مورد مقایسه قرار گرفت.
روش اجرا: در یک مطالعهی کارآزمایی بالینی آیندهنگر، تعداد150 بیمار مبتلا به لیشمانیوز جلدی بهصورت تصادفی تحت درمان با تزریق موضعی گلوکانتیم بهصورت هفتگی همراه با استفادهی موضعی از عسل یا درمان با ترکیب عصارهی هیدروالکلی 60% سیاهدانه در پایهی عسل دو بار در روز قرار گرفتند. در هر دو گروه، درمان تا التیام کامل زخم یا حداکثر تا 12 هفته ادامه یافت.
یافتهها: در گروه تحت درمان با عصارهی هیدروالکلی سیاهدانه در پایهی عسل 61 نفر (81.3%) و در گروه تحت درمان با تزریق گلوکانتیم همراه با عسـل در پایان 12 هفتـه، 48 نفـر (64%) بهبـودی کامـل داشـتنـد. در این رابطـه، بین دو گـروه تفـاوت معنیداری وجـود داشـت(0.002=P).
نتیجهگیری: اثربخشی سیاهدانه و عسل همراه با تزریق داخل ضایعهی گلوکانتیم در افزایش میزان بهبودی بالینی، کاهش اندازهی ضایعهی ثانویه و کاهش دوز گلوکانتیم مصرفی، بهتر از گروه عسل تنها همراه با تزریق داخل ضایعهی گلوکانتیم است.
بردیا صدر، شهاب باباکوهی، فریال فانیان، مریم صراف یزدی، علی کازرونی تیمسار، منصور نصیری کاشانی، یحیی دولتی، علیرضا فیروز،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود مطالعات متعددی که برای بررسی pH پوست در بیماریهای گوناگون انجام شده، تحقیقات محدودی دربارهی جمعیت سالم صورت گرفته است.
روش اجرا: تعداد 50 مراجعهکننده در گروههای سنی با بازهی 10 سال از 10 تا 60 سال وارد مطالعه شدند. در هر گروه سنی 5 زن و 5 مرد سالم ارزیابی شدند. pH در این افراد بهوسیلهی پروب دستگاه pH meter (شرکت Courage & Khazaka Electronic GmbH، تولید کشور آلمان) در 8 محل پیشانی، گونه، چین نازولبیال، گردن، سطح قدامی ساعد، پشت دست، کف دست و ساق پا اندازهگیری شد.
یافتهها: میانگین pH در این مناطق به ترتیب 5.25، 5.15، 5.06، 4.90، 4.75، 4.80، 4.69 و 4.83 بود. pH بهصورت معنیداری در خانمها بالاتر بود (P<0.001). در گروههای سـنی مختلف، اختلاف معنـیداری در pH وجـود داشـت (P<0.002). بالاتریـن pH متعلـق به پیشـانی(5.26±0.68) و کمترین pH مربوط به ساق پا (4.69±0.40) بود.
نتیجهگیری: سن، جنسیت و محل آناتومیک تأثیر قابل ملاحظهای روی pH پوست در افراد سالم برجای میگذارند.
افسانه علوی، گری سیبالد، مریم صرافیزدی، علی کازرونیتیمسار،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده
ماستوسیتوز بهصورت شایعی در پوست تظاهر میکند و بههمین دلیل غالباً در ابتدا توسط متخصصین پوست تشخیص داده میشود. ظن بالینی زیاد به تشخیص زودرس بیماری کمک میکند. ماستوسیتوز پوستی افزایش ماستسلهای پوست بدون بیماری زمینهای یا ارتشاح التهابی است. در تمام بیماران دارای ضایعات پوستی مشخص باید نمونهبرداری پوست با رنگآمیزی اختصاصی ماستسلها (تولوئیدین بلو، رایت ـ گیمسا) و آنالیز ایمونوهیستوشیمی تریپتاز انجام شود. هیچ شیوه درمانی برای درمان قطعی و دایم ماستوسیتوز پوستی وجود ندارد و دغدغه اصلی در درمان، کیفیت زندگی بیمار است. اگرچه ماستوسیتوز سیستمیک در بیش از 25 درصد موارد ماستوسیتوز پوستی بالغین رخ میدهد، شواهد اندکی درباره اثر درمان علامتی بر تغییر قابلتوجه سیر بیماری وجود دارد. تقریباً تمام بیماران مبتلا به ماستوسیتوز پوستی در طبقهبندی بازیبنیشده ماستوسیتوز در گروه بیماران با سیر آهسته میگنجند و پیشآگهی خوبی دارند. این مقاله به معرفی بهترین توصیههای درمانی براساس دیدگاه مبتنی بر شواهد میپردازد.
منصور نصیریکاشانی، شهاب باباکوهی، علی کازرونیتیمسار،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده
این مقاله به معرفی بیمار 28 سالهای با morphea profunda، درگیری عصب حسی ـ حرکتی محیطی، دیابت قندی وابسته به انسولین و هیپوتیروئیدی بهعنوان تظاهر ناشایعی از مورفهآی عمقی میپردازد که پس از 4 ماه درمان با پردنیزولون و متوترکسات بهصورت قابلتوجهی بهبود یافت.تشخیص morphea profunda براساس کرایتریاهای بالینی، هیستوپاتولوژیک و درمانی صورت میگیرد و بررسی دقیق مورفهآ فراتر از پاتولوژی موضعی، ضروری است.
امیر هوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، شیما سینجلی،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده
خالهای بافت همبند، نوعی هامارتوم با افزایش کلاژن هستند که میزان الاستین موجود در آنها متغیر است. این مقاله به معرفی پسری 18 ساله با ضایعات ندولر متعدد در ناحیه فوقانی ران میپردازد که پس از انجام بیوپسی برای وی تشخیص کلاژنوما مطرح شد که زیرگونهای از خالهای مادرزادی بافت همبند است.
محمدعلی نیلفروشزاده، سیدمحسن حسینی، فرحناز فاطمینائینی، فریبا جعفری، الهه هفتبرادران، نرگس رحمانیان، فاطمه هاشمی، مریم وطنخواه،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک شایعترین شکل ریزش موی پیشرونده منتشر و قرینه میباشد که هر دو جنس را مبتلا میکند. الگوی ریزش مو و پاتوفیزیولوژی آن در دو جنس متفاوت میباشد. طبقهبندیهای متفاوتی برای ریزش مو در زنان ارائه شدهاست ازجمله طبقهبندی Ludwig، Hamilton، Chirstmas tree و Early onset hairloss.
روش اجرا: این مطالعه یک مطالعه توصیفی است که در سالهای 1388-1387 در آرایشگاههای شهر اصفهان به انجام رسیده است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل تمامی زنان در طیف سنی 70-20 سال بود که به این واحدها مراجعه کرده بودند. روش نمونهگیری در این مطالعه به شیوه تصادفی ساده بود و طی آن تعداد 1800 خانم مراجعهکننده ازنظر ریزش مو و دیگر فاکتورها موردبررسی قرار گرفتند. دادههای مطالعه پس از جمعآوری با کمک نرمافزار SPSS و استفاده از آزمونهای T، chi-square تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: از 1800 خانم مطالعهشده 39.6% (712نفر) دارای ریزش موی آندروژنتیک بوده و 60.4% (1088 نفر) فاقد آن بودند. میانگین سن زنان مبتلا به ریزش مو 13±50.4 سال و میانگین سن زنان غیرمبتلا به ریزش مو 13.2±31.9 سال بود و طبق آزمون T student میانگین سن این دو گروه تفاوت معنیداری داشت (0.001<P).
نتیجهگیری: در مواجهه با خانمهای مبتلا به ریزش مو علاوهبر تفحص در مورد علل روتین، باید به بررسی اختلالات تیروئیدی، سطح فریتین سرم و هورمونهای آندروژن نیز پرداخته شود.
علی خامسیپور، محمود ناطقی رستمی، حسین کشاورز، اکرم میرامین محمدی، مینو تسبیحی، سیدهطاهره شهرستانی، عبدالفتاح صرافنژاد،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای گذشته وجود دو دسته لنفوسیت خاطرهای تحت عنوان لنفوسیتهایT خاطرهای مرکزی (Tcm) و لنفوسیتهای T خاطرهای کارگزار (Tem) براساس بیان شاخصهای سطحی CCR7 و CD45RA معرفی شدهاند. هدف از مطالعه حاضر بررسی فنوتیپ و عملکرد این لنفوسیتها در افراد بهبودیافته از سالک بود.
روش اجرا: بررسی فنوتیپی لنفوسیتها با استفاده از مارکرهای سطحی مربوطه با روش فلوسایتومتری بر نمونه خون 13 بیمار بهبودیافته از سالک و 6 نفر داوطلب سالم بهعنوان شاهد انجام شد.
یافتهها: تفاوت معنیداری ازنظر فراوانی ردهها در خون محیطی بین گروه بهبودیافته و گروه شاهد وجود نداشت؛ بنابراین ردیابی لنفوسیتهای خاطرهای اختصاصی لیشمانیا صرفاً با مطالعه فنوتیپی امکانپذیر نیست. با تفکیک و سپس کشت ردههای لنفوسیتی، روند تکثیر و سایتوکاینهای ترشحی پس از تحریک با آنتیژن اندازهگیری شدند. تکثیر سلولی بهطور معنیداری در لنفوسیتهای گروه بهبودیافته بیش از شاهد بود. میزان اینترفرون گاما در لنفوسیتهای Tem گروه بهبودیافته بهطور معنیداری بیش از گروه شاهد بود. این نتایج با بررسی فراوانی سلولهای تولیدکننده سایتوکاین با رنگآمیزی داخل سلولی نیز تأیید شدند. از طرف دیگر، نتایج بررسی IL-2 با روش رنگآمیزی داخل سلولی حاکی از افزایش معنیدار تعداد لنفوسیتهای Tcm تولیدکننده این سایتوکاین بود.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه تکثیر سلولی و پاسخ سایتوکاینی لنفوسیتها در برابر تحریک با آنتیژن انگل حاصل شدهاست، این لنفوسیتها بهعنوان لنفوسیتهای خاطرهای مرکزی و کارگزار اختصاصی لیشمانیا معرفی میشوند و به نظر میرسد در محافظت علیه لیشمانیوز در افراد بهبودیافته هر دو نوع لنفوسیت Tcm و Tem همراه با یکدیگر نقش دارند.
زهرا صفایینراقی، مهدی حدیثی، فیروز امانی، سولماز فتحی،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: آنژیوژنز نقش مهمی در رشد تومورها ایفا میکند. شواهد موجود نقش احتمالی این پدیده را در بروز خصوصیات تهاجمی و نیز متاستاز تومورها نشان میدهند. کارسینوم سلولهای بازال (BCC) و کارسینوم سلولهای سنگفرشی (SCC) پوست علیرغم منشا مشابه، رفتار متفاوتی در زمینه تهاجم و متاستاز دارند. مطالعه حاضر نقش احتمالی فرآیند آنژیوژنز را در زمینه بروز رفتار تهاجمی تومورهای BCC پوست در انواع مختلف این تومور بررسی کرد.
روش اجرا: 50 نمونه BCC با رنگآمیزی H&E و ایمونوهیستوشیمی با استفاده از آنتیبادیهای منوکلونال CD31 و CD34 رنگآمیزی شدند و میانگین و انحراف معیار دانسیته میکروواسکولر (MVD) بر طبق یک متد یکسان در استروما و بدنه انواع BCC شامل ندولر، میکروندولر، سطحی و اسکلروزینگ اندازهگیری شد. برای مقایسه میانگین دانسیته عروقی نمونهها از آزمونهای Wallis, Mann-Whitney - Kruskal استفاده شد.
یافتهها: میانگین MVD بدنه در انواع مهاجم BCC (اسکلروزینگ و میکروندولر) 1.77±2.09 و در انواع غیرمهاجم (انواع ندولر و سطحی) 0.79±1.27 در بررسی با مارکر CD31 بود و این دو گروه با یکدیگر اختلاف معنیداری داشتند. میانگین بدنه تومور در انواع مهاجم 1.03±1.80 و در انواع غیرمهاجم 0.70±1.13 در بررسی با مارکر CD34 بود و این دو گروه نیز با یکدیگر اختلاف معنیداری داشتند. میانگین MVD در استرومای انواع مهاجم 3.73 ±BCC 11.65 و در انواع غیرمهاجم 3.69±10.70 برحسب مارکر CD31 بود و این دو گروه با یکدیگر اختلاف معنیداری نداشتند. میانگین MVD استرومای انواع مهاجم 3.68 ±BCC 11.24 و در انواع غیرمهاجم3.64±11.00 برحسب مارکر CD34 بود و این دو گروه نیز با یکدیگر اختلاف معنیدار نداشتند.
نتیجهگیری: دانسیته میکروواسکولر با خاصیت تهاجمی و متاستاز در تومورها مرتبط میباشد و عروق بدنه تومور نقش مهمتری در این زمینه ایفا میکنند.
علی خامسیپور، علیرضا خاتمی، ایرج شریفی، مهدیه بهرامی، امیر جوادی، سیدابراهیم اسکندری، علیرضا فیروز، علیرضا فکری، محمدرضا افلاطونیان،
دوره 1، شماره 4 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان سالک خصوصاً با عامل
Leishmania tropica یکی از چالشهای مهم بهداشتی است. ترکیبات آنتیموان بهعنوان تنها درمان استاندارد نیاز به تزریق مکرر دارد. در این مطالعه میزان اثربخشی تزریق داخل ضایعهای گلوکانتیم هفتهای یکبار با تزریق هفتهای دو بار در بیماران مبتلا به سالک نوع شهری، مقایسه شده است.
روش اجرا: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی است که در سالهای 1385 و 1386 در شهر بم انجام شد. تعداد 224 بیمار مشکوک به سالک موردمعاینه قرار گرفتند و تعداد 96 بیمار با ضایعهی سالک با عامل
لیشمانیا تروپیکا بعد از اخذ رضایت داوطلبانه وارد مطالعه شدند. بیماران براساس توالی اعداد تصادفی تهیهشدهی رایانه بهطور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند و یک گروه تحت درمان تزریق داخل ضایعهای گلوکانتیم هفتهای یکبار و گروه دیگر تحت درمان تزریق داخل ضایعهای گلوکانتیم هفتهای دو بار قرار گرفتند. در بدو ورود به مطالعه و هر هفته مشخصات ضایعات در هر بیمار بررسی و اندازهی زخم و سفتی پوست (Induration) ثبت شد. بهبودی بهصورت راپیتلیازاسیون کامل و ازبینرفتن سفتی مدنظر قرار گرفت و در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت. برای تحلیل دادهها از آزمونهای t، Chi
2 و برای مقایسهی طول زمان بهبودی از تحلیل بقا و آزمون Log-Rank استفاده شد. ارزش احتمالی کمتر از 0.05 معنیدار درنظر گرفته شد.
یافتهها: 48 بیمار با 58 ضایعه مطالعه را کامل کردند. در هفتهی دوازدهم مطالعه، بهبودی کامل در 24 ضایعه از 27 ضایعه (89%) که تحت درمان تزریق هفتهای یکبار قرار گرفته بودند، دیده شد. متوسط زمان بهبودی در این گروه 10±70 روز بود. بهبودی کامل در گروهی که با تزریق هفتهای دو بار درمان شده بودند در 24 ضایعه از 31 ضایعه (77%) مشاهده شد و متوسط زمان بهبودی در این گروه 5±58 روز بود. میزان بهبودی و زمان بهبودی اختلاف معنیداری بین دو گروه نشان نداد.
نتیجهگیری: اثربخشی تزریق داخل ضایعهای گلوکانتیم هفتهای یکبار با تزریق هفتهای دو بار برای درمان سالک با عامل
لیشمانیا تروپیکا یکسان میباشد.
آمنه علائین، آزاده علائین، حوریه علائین،
دوره 1، شماره 4 - ( 10-1389 )
چکیده
سودوکاپوسی سارکوما یا آکروآنژیودرماتیت یک بیماری آنژیوپرولیفراتیو خوشخیم است که شباهتهای بالینی و بافتشناسی بسیاری با کاپوسی سارکوما دارد. تظاهرات بیماری شامل ایجاد ماکول، پاپول یا پلاکهای مایل به بنفش در اندام تحتانی است که اکثر اوقات با نارسایی مزمن وریدی یا مالفورماسیونهای شریانی ـ وریدی مادرزادی یا اکتسابی همراهی دارد. پاتوژنز آن بهخوبی شناخته نشده است اما بهنظر میرسد با ایسکمی ناشی از اختلال درناژ وریدی یا مالفورماسیون شریانی ـ وریدی مرتبط باشد. تشخیص آن با مطالعهی بافتشناسی حاصل از بیوپسی ضایعات است. درمانهای مختلفی برای سودوکاپوسی سارکوما پیشنهاد شده است که درمانهای نگهدارنده یا اصلاحکنندهی اختلالات عروقی را شامل میشود.این مقاله به معرفی آقای 28 سالهای میپردازد که با پلاک خطی قهوهای در اسکار مربوط به ترومای 3 ماه قبل مراجعه کرد و پس از انجام بیوپسی تشخیص سودوکاپوسی سارکوما مطرح شد.
علیرضا خاتمی،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
در سالهای اخیر، پیشرفت فراوان شاخههای مختلف فناوری سبب شده تا استفاده از آزمونها و روشهای تشخیصی در رشتههای مختلف پزشکی بالینی به گونهای چشمگیر افزایش یابد. این امر افزایش قابل توجه انتشار مقالات مرتبط با استفاده از این آزمونها در تشخیص و پیشگیری از بیماریها را بهدنبال داشته است و رشتهی تخصصی بیماریهای پوست نیز از این امر مستثنی نیست. با توجه به آن که رویکرد مبتنی بر شواهد (Evidence-based) بر لزوم استفادهی صحیح از بهترین شواهد حاصل از پژوهشهای بالینی در اخذ مناسبترین تصمیم برای تشخیص یا درمان بیماریها با در نظر گرفتن خواستههای بیمار تأکید دارد، اهمیت توانایی متخصصان پوست در ارزیابی و استفاده از مقالاتی که نتایج پژوهشهای بالینی در حیطهی درستی آزمونهای تشخیصی را گزارش میکنند مشخص میشود. به این منظور در این مبحث، پس از مروری اجمالی بر برخی از مفاهیم مورد استفاده در این گروه از مطالعات، اصول ارزیابی نقادانه مطالعات تشخیصی بر اساس رویکرد مبتنی بر شواهد ارایه میشود. بهطور کلی راهبردهایی برای تعیین روایی (Validity)، کاربرد (Applicability) و ارزیابی کیفیت مطالعه مورد بحث قرار میگیرد.