جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
19 نتیجه برای موضوع مقاله:

شیوا گل محمدزاده، محمودرضا جعفری، حسین حسین زاده، فاطمه ایمانی،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: زعفران در طب سنتی کاربردهای فراوان دارد. زعفران دارای ظرفیت جذب اشعه فرابنفش است. هدف از این مطالعه، تهیه تعیین خصوصیات و بررسی اثار ضدآفتاب نانولیپوزوم‌های حاوی عصاره زعفران و سافرانال موجود در زعفران بود.
روش اجرا: فرآورده‌ها شامل نانولیپوزوم‌های تهیه‌شده از عصاره هیدروالکلی کلاله زعفران با غلظت‌های 2، 4 و 8% و هم‌چنین نانولیپوزوم‌های حاوی سافرانال با غلظت‌های 0.25، 0.5 و 1% بود. لوسیون استاندارد هموسالات 8% نیز بر اساس استاندارد FDA به‌منظور تعیین SPF و مقایسه صحت روش تهیه شد. SPF فرآورده‌های تهیه شده به روش برون‌تن حلال رقیق‌شده با استفاده از معادله Mansur‌ و همکاران و اندازه گیری جذب، به‌دست آمد.
یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که SPF  نانو لیپوزوم‌های حاوی عصاره زعفران 8% به‌صورت معنی‌داری بیش تر از SPF ماده ضد آفتاب استاندارد هموسالات با غلظت مشابه  8% است. این نتیجه نشان می‌دهد زعفران می‌تواند به‌عنوان یک عامل ضدآفتاب عمل کند. این مطالعه هم‌چنین نشان داد SPF جز سافرانال موجود در زعفران با غلظت 0.5% و 1% به‌صورت معنی‌داری بزرگ‌تر از SPF ماده ضدآفتاب استاندارد هموسالات با غلظت 8% است. این نتایج نشان می‌دهد سافرانال موجود در زعفران دارای اثر ضدآفتابی بسیار بیشتر از ماده استاندارد هموسالات است. بنابراین جز سافرانال موجود در زعفران در صورت انکپسوله شدن در لیپوزوم می‌تواند با غلظت بسیار کم اثر ضد آفتاب قابل توجهی داشته باشد.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که نانولیپوزوم‌های حاوی عصاره زعفران می‌تواند به‌عنوان یک جاذب اشعه فرابنفش و ضدآفتاب طبیعی استفاده شود. هم‌چنین با استفاده از نانولیپوزوم‌های حاوی سافرانال موجود در زعفران می‌توان با غلظت‌های بسیارکم به SPF بالایی دست یافت.


زهرا دلاوریان، نوشین محتشم، عباس جوادزاده بلوری، شهاب باباکوهی، بردیا صدر، محمد تقی شاکری، کامبیز کامیاب حصاری، فرناز بیدرام،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: لیکن‌پلان دهانی نوعی بیماری التهابی پوستی ـ مخاطی مزمن است که به‌صورت یک وضعیت پیش‌بدخیم تعریف می‌شود. MMP-2) Matrix metaloproteinase-2) و MMP-9) Matrix metaloproteinase-9) پروتئینازهایی هستند که تهاجم سلول‌های تومورال به بافت همبند را تسهیل می‌کنند و در ضایعات پیش‌بدخیم و بدخیم بیش از حد معمول ظاهر می‌شوند. هدف از این مطالعه تعیین بیان نشان‌گرهای مهارکننده بافتی ماتریکس متالوپروتئیناز 2 و 9 (9 & MMP-2) در لیکن‌پلان دهانی اروزیو و لیکن‌پلان غیراروزیو و هیپرپلازی آماسی به روش ایمونوهیستوشیمی بود.
روش اجرا: در این مطالعه مقطعی، 39 بلوک مربوط به لیکن‌پلان دهانی غیراروزیو (با و بدون دیسپلازی)، 36 نمونه لیکن‌پلان دهانی اروزیو (11 مورد دیسپلاستیک و 25 مورد بدون دیسپلازی)، 32 بلوک مربوط به هایپرپلازی آماسی و 6 بلوک مربوط به بافت نرمال از آرشیو بخش آسیب‌شناسی دانشکده دندانپزشکی مشهد انتخاب و به روش ایمونوهیستوشیمی با نشان‌گرهای MMP-2 و MMP-9 رنگ‌آمیزی شد. به منظور مقایسه‌های آماری از آزمون های Kruskal-Wallis، Mann-Whitney و ضریب همبستگی Spearman استفاده شد.
یافته‌ها: بیشترین میانگین MMP-2 و MMP-9 (در کل ضخامت اپیتلیوم) در لیکن‌پلان اروزیو دیسپلاستیک مشاهده شد (به ترتیب:86.1±31.6 و 3.73±94.5). میزان بیان MMP-9 در انواع لیکن‌پلان اروزیو در قیاس با لیکن‌پلان غیراروزیو در همه لایه‌ها (P<0.001) و در مورد MMP-2 در لایه بازال ـ پارابازال و خاردار (به ترتیب: P=0.008 و P<0.001) تفاوت معنی‌داری داشت.
نتیجه‌گیری: افزایش خطی بروز این مارکرها از سمت مخاط نرمال تا لیکن‌پلان دهانی اروزیو بیان‌گر تفاوت در رفتار بیولوژیک لیکن‌پلان دهانی غیراروزیو و اروزیو است. بنابراین می‌توان گفت لیکن‌پلان دهانی اروزیو، پتانسیل پیش‌بدخیمی بیشتری از لیکن‌پلان دهانی غیراروزیو دارد.


مسعود ملکی، علیرضا عصاری، احمدرضا طاهری، محمد ابراهیمی‌راد،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: ویتیلیگو یک بیماری پوستی شایع است که به‌صورت لکه‌های بدون رنگ تظاهر کرده و باعث مشکلات روانی ـ اجتماعی می‌شود. نوردرمانی با اشعه‌ی فرابنفش A همراه با متوکسالن (PUVA) یکی از روش‌های پرمصرف و مؤثر در درمان ویتیلیگو است که از بیش از 10 سال پیش امکان انجام آن در استان خراسان فراهم آمده است.
روش اجرا: این مطالعه به‌صورت کارآزمایی بدون شاهد برای بیماران مبتلا به ویتیلیگو مراجعه‌کننده به مرکز نور درمانی بیمارستان امام رضا(ع) مشهد طی سال‌های 78-1377 انجام شد. بیماران با وسعت درگیری کمتر از 2% سطح بدن به روش موضعی و بیشتر از آن به روش سیستمیک درمان شدند. اطلاعات حاصله شامل میزان بهبودی و عوارض توسط نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 11.5 مورد آنالیز قرار گرفت.
یافته‌ها: 135 نفر شامل 79 زن و 56 مرد وارد مطالعه شدند. 126 نفر تحت درمان سیستمیک و 9 نفر تحت درمان موضعی قرار گرفتند. پیگمانتاسیون مجدد در حد 100% در یک نفر، 99-80% در 53 نفر، 79-60% در 43 نفر، 59-40 % در 12 نفر، 39-20% در 6 نفر و کمتر از 20% در 20 نفر مشاهده شد. نتایج در انواع ژنرالیزه، در ناحیه‌ی صورت و در جلسات درمانی بیشتر از 200 جلسه به‌صورت معنی‌داری بهتر بود. ولی ارتباط معنی‌داری بین میزان پاسخ درمانی با سن بیمار، سابقه‌ی خانوادگی، محل شروع بیماری، زمان ظهور اولین علائم بهبودی حین درمان، فاصله‌ی زمانی بین شروع بیماری تا شروع درمان و تیپ پوستی وجود نداشت. عوارض شایع حین درمان شامل خارش 69.6%، قرمزی 52.6%، تهوع و استفراغ 28.9% و سردرد 17.8% بود.
نتیجه‌گیری: درمان با PUVA یک روش مؤثر و کم‌عارضه در بیماران مبتلا به ویتیلیگو است که در انواع غیرسگمنتال و ناحیه‌ی صورت با نتایج بهتری همراه است.
علی خامسی‌پور، محمدحسین قورچی، علیرضا خاتمی، سیدابراهیم اسکندری، امیر جوادی، حامد زرتاب، مریم صراف‌یزدی، علیرضا فیروز،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: سالک از مهم‌ترین مشکلات بهداشتی ایران می‌باشد که در بیشتر مناطق ایران به‌صورت بومی دیده می‌شود. عامل سالک در ایران در نوع شهری L. tropica و در نوع روستایی L. major است. درمان سالک خصوصاً نوع شهری یکی از چالش‌های مهم بهداشتی جهان است. ترکیبات آنتی‌موان به‌عنوان درمان استاندارد سالک نیاز به تزریق مکرر دارد و معمولاً تحمل بیماران پایین است. این مطالعه در شهر مشهد انجام گرفته است که در آن میزان اثربخشی تزریق داخل ضایعه‌ای گلوکانتیم هفته‌ای یک‌بار با تزریق هفته‌ای دو بار در بیماران مبتلا به سالک نوع شهری، مقایسه شده است.
روش اجرا: این کارآزمایی بالینی در سال‌های 1385 و 1386 در شهر مشهد انجام شد. بیماران بر اساس توالی اعداد تصادفی تهیه شده توسط رایانه به‌طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند و یک گروه تحت درمان تزریق داخل ضایعه‌ای گلوکانتیم هفته‌ای یک‌بار و گروه دیگر تحت درمان تزریق داخل ضایعه‌ای گلوکانتیم هفته‌ای دو بار قرار گرفتند. هر هفته از بدو ورود به مطالعه، مشخصات ضایعه در هر بیمار بررسی و اندازه‌ی زخم و سفتی پوست (Induration) ثبت و میزان بهبودی مورد مقایسه قرار گرفت. بهبودی به‌صورت راپیتلیازاسیون کامل و از بین رفتن سفتی مد نظر قرار گرفت.
یافته‌ها: 252 بیمار دارای 372 ضایعه‌ی مشکوک به سالک معاینه شدند و 82 بیمار با 121 ضایعه‌ی سالک با عامل L. tropica بعد از اخذ رضایت داوطلبانه وارد مطالعه شدند و 74 بیمار با 113 ضایعه مطالعه را کامل کردند. در هفته‌ی دوازدهم مطالعه، بهبودی کامل در 38 ضایعه از 44 ضایعه (86.4%) بیمارانی که تحت درمان تزریق داخل ضایعه‌ای گلوکانتیم هفته‌ای یک‌بار قرار گرفته بودند، دیده شد. زمان بهبودی در این گروه (میانه [فاصله‌ی اطمینان 95%]) 36 (39.9-32.0) روز بود. بهبودی کامل در گروهی که تزریق داخل ضایعه گلوکانتیم هفته‌ای دو بار قرار گرفته بودند در 60 ضایعه از 69 ضایعه (86.9%) مشاهده شد و زمان بهبودی در این گروه (میانه [فاصله‌ی اطمینان 95%]) 25 (29.1-20.9) روز بود. در حالی که میزان بهبودی اختلاف معنی‌داری بین دو گروه نشان نداد (0.999=P)، زمان بهبودی اختلاف معنی‌داری بین دو گروه نشان داد (0.003=P).
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد میزان اثربخشی تزریق داخل ضایعه‌ای گلوکانتیم هفته‌ای دو بار در مقایسه با تزریق داخل ضایعه‌ای هفته‌ای یک‌بار این دارو برای درمان سالک با عامل L. tropica یکسان بوده ولی در عین حال باعث بهبودی سریع‌تر ضایعات می‌شود.

پوران لایق، حسام‌الدین سعیدیان، مهناز بنی‌هاشمی، حبیب‌الله اسماعیلی، اکرم مؤمن‌زاده،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: در بین درمان‌های موجود آکنه، ایزوتره‌تینوئین خوراکی تنها دارویی است که تقریباً برروی تمامی عوامل دخیل در پاتوژنز این بیماری مؤثر می‌باشند. گرچه مطالعات چندی در جوامع مختلف بر عوارض این دارو انجام شده اما مطالعات معدودی از مصرف‌کنندگان ایرانی در دسترس است. هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی عوارض شایع بالینی و آزمایشگاهی این دارو در مبتلایان به آکنه‌ی ندولوکیستیک در شهر مشهد درایران می‌باشد.
روش اجرا: 100 بیمار دارای آکنه‌ی ندولوکیستیک، بدون سابقه‌ی بیماری‌های خونی، کلیوی و کبدی شناخته‌شده و در مورد خانم‌ها دارای آزمایش منفی بارداری، وارد مطالعه شدند. بیماران تحت درمان با رژیم استاندارد mg/kg 120 برای یک دوره‌ی درمانی از ایزوتره‌تینوئین خوراکی قرار گرفتند. اطلاعات دموگرافیک مربوط به هر بیمار ثبت و آزمایش‌های پایه از قبیل سطح سرمی چربی‌ها، آزمایش‌های عملکرد کبدی و شمارش کامل خون انجام شد، هر دو ماه آزمایش‌ها تکرار و هم‌زمان وجود عوارض بالینی نیز بررسی شدند.
یافته‌ها: تمامی بیماران دوره‌ی درمان براساس وزن خود را به اتمام رساندند. شایع‌ترین عوارض به ترتیب کیلیت (87%)، خشکی پوست (71%)، انواع درماتیت‌ها (37%)، اپیستاکسی (21%)، آرترالژی و میالژی (21%) بودند. همه‌ی عوارض خفیف بودند و قطع درمان در هیچ موردی لازم نشد. گرچه تغییراتی در سطح چربی‌های سرم و آزمایش‌های عملکردی کبد مشاهده شد ولی این تغییرات در محدوده‌ی طبیعی قرار داشتند.
نتیجه‌گیری: درمان با ایزوتره‌تینوئین خوراکی در مبتلایان به آکنه‌ی ندولوکیستیک روشی کم‌عارضه می‌باشد اما باید احتمال عوارض جانبی جدی را همیشه مدنظر داشت.

پوران لایق، زری جاویدی، پروین لایق، بیتا کیافر، صابر شجاعی نوری، اکرم مؤمن‌زاده،
دوره 3، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: پرمویی (hirsutism) عبارت است از افزایش رشد موها با الگوی مردانه که حدود 10% زنان را مبتلا می‌کند. هدف این مطالعه، مقایسه‌ی سطح تستوسترون آزاد در بزاق و سرم افراد مبتلا به هیرسوتیسم با سطح بزاقی و سرمی این هورمون در افراد سالم بود.
روش اجرا: در این مطالعه‌ی مورد شاهدی، 30 زن مبتلا به هیرسوتیسم در سنین باروری به همراه 10 شاهد سالم مورد بررسی قرار گرفتند. برای هر فرد، پرسش‌نامه‌ای حاوی اطلاعات دموگرافیک و بالینی ـ آزمایشگاهی پر شد. هورمون‌های تستوسترون تام، آزاد و اندکس آندروژن آزاد در بزاق و سرم به روش رادیوایمونواسی اندازه‌گیری شدند و داده‌های حاصل جمع‌آوری و با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 11.5 توصیف و تحلیل شدند. سطح معنی‌داری برابر 0.05 در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: بین هیچ یک از موارد سطح تستوسترون آزاد سرم و بزاق، اندکس آندروژن آزاد سرم و بزاق، اندکس آندروژن آزاد و تستوسترون آزاد ارتباط معنی‌داری یافت نشد. هم‌چنین بین شدت هیرسوتیسم براساس معیار فریمن گالوی با سطح بزاقی و سرمی تستوسترون ارتباطی پیدا نشد، درحالی که بین شدت هیرسوتیسم با اندکس آندروژن آزاد (P<0.001) و سطح سرمی تستوسترون تام این رابطه معنی‌دار بودند (r=0.01, P<0.05). میانگین سطح تام تستوسترون سرم بین دو گروه به‌طور معنی‌داری متفاوت بود (P<0.05).
نتیجه‌گیری: در این بررسی بین تستوسترون آزاد بزاق و تستوسترون آزاد سرم با روش رادیوایمونواسی ارتباط معنی‌داری دیده نشد. بنابراین به نظر می‌رسد این روش به‌عنوان یک جایگزین مناسب برای ارزیابی سرمی این هورمون نباشد.

مهناز بنی‌هاشمی، یلدا ناهیدی، محمدجواد یزدان‌پناه ، حبیب‌الله اسماعیلی، ‌سمیه خطیب‌زاده،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: پمفیگوس از بیماری‌های شایع خودایمنی تاولی است که نیازمند درمان با سرکوب‌کننده‌ی ‌ایمنی سیستمیک می‌باشد. سرکوب‌کننده‌های ایمنی پیش‌آگهی بیماران پمفیگوس را در دهه‌ی اخیر تغییر داده، اما استفاده‌ی طولانی‌مدت آن‌ها همراه با عوارض قابل توجهی می‌باشد. امروزه سعی بر استفاده از داروهایی جدیدتر با عوارض جانبی کمتر در این بیماری می‌باشد. یکی از این داروها مایکوفنولات موفتیل می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثرات درمانی این دارو در بیماران مبتلا به پمفیگوس ولگاریس مقاوم به درمان می‌باشد.
روش اجرا: پرونده‌ی 300 بیمار مبتلا به پمفیگوس ولگاریس مرور شد و از میان آن‌ها 28 پرونده که به دلیل مقاومت به درمان، داروی مایکوفنولات موفتیل دریافت کرده بودند وارد مطالعه شدند. اطلاعات با استفاده از پرونده‌ها در پرسش‌نامه‌ای جمع‌آوری و سپس با استفاده از آزمون همبستگی Kendall's tau-c، آزمون Mann-Whitney و تحلیل واریانس تحلیل آماری داده‌ها انجام شد.
یافته‌ها: نسبت مرد به زن 1.8:1 بود. میانگین سنی بیماران 13.6±43.3 سال بود. بیماران تحت درمان با مایکوفنولات (2gr/day) همراه پردنیزولون (1mg/kg/day) قرار داشتند. هفده بیمار (10 مرد و 7 زن) بهبودی کامل داشتند، ارتباط معناداری بین پاسخ به درمان و جنسیت بیماران وجود نداشت (P=0.58). اختلاف معناداری بین میانگین سنی بیماران بهبودیافته و مقاوم به درمان وجود نداشت (P=0.77). ارتباط معناداری بین پاسخ به درمان با شدت درگیری مخاطی (P=0.80) و شدت درگیری پوستی (P=0.80) وجود نداشت. 10 بیمار که مایکوفنولات را بیش از 12 ماه دریافت کرده بودند پاسخ درمانی مناسب داشتند و طی دوره‌ی پی‌گیری بدون نیاز به مکمل دیگر هیچ عودی نداشتند.
نتیجه‌گیری: شروع اثر مایکوفنولات موفتیل آهسته است، اما مکملی مفید و با عوارض جانبی کم در درمان بیماران پمفیگوس ولگاریس، خصوصاً بیماران مقاوم به درمان، می‌باشد.

مهناز بنی‌هاشمی، فخرالزمان پزشک‌پور، سحر عزیزآهاری، محمد توحیدی،
دوره 5، شماره 4 - ( دوره‌ی 5، شماره‌ی 4، زمستان 1393 1393 )
چکیده

بیماری آندرسون ـ فابری که با نام فابری نیز شناخته می‌شود، یک اختلال آنزیمی وابسته به کروموزوم X مغلوب بوده که به‌دلیل کمبود آنزیم آلفا گالاکتوزیداز لیزوزومی ایجاد می‌شود. تجمع گلیکواسفنگولیپید در لیزوزوم سلول‌های اندوتلیال، اطراف عروقی و عضلات صاف سبب ایجاد علایم بیماری می‌گردد. وجود آنژیوکراتوم‌های متعدد از تظاهرات پوستی اصلی این بیماری است. درگیری چشم‌ها، حملات نوروپاتی دردناک، مشکلات قلبی ـ عروقی، عوارض عروق مغزی و نارسایی کلیه از دیگر علائم این بیماری هستند.

با توجه به نادربودن بیماری فابری، یک مورد از این بیماری در مردی 22 ساله که با ضایعات پوستی مشخصه و نوروپاتی دردناک در انتهای اندام‌ها مراجعه کرده بود گزارش می شود. این تشخیص با توجه به گزارش آسیب‌شناختی بیوپسی به‌عمل‌آمده از ضایعات پوستی این بیمار دال بر تشخیص آنژیوکراتوم، وجود علامت چشمی مشخصه‌ی cornea verticillata و ناشنوایی حسی ـ عصبی در بیمار مطرح شد.


فروغ‌السادات قاسم‌زاده، کبری اطمینانی، علی عرب خردمند، سیدمهدی محمدی، سیدبنیامین حسینی معینی،
دوره 8، شماره 1 - ( دوره‌ی 8، شماره‌ی 1 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پوست غیرملانومایی (NMSC) شامل سرطان سلول‌های سنگفرشی (SCC) و بازال (BCC) شایع‌ترین سرطان در ایران است. مطالعه‌ی حاضر با هدف استنتاج اطلاعات مستتر در پرونده‌ی­ بیماران NMSC ارجاع‌شده به انستیتو کانسر تهران انجام شد.

روش اجرا: 865 پرونده NMSC از سال‌های 94-1386 به روش نمونه­گیری تصادفی ساده از بایگانی انستیتو کانسر انتخاب شدند. ابتدا متغیرهای اپیدمیولوژیک استخراج و پس از پیش‌پردازش داده­ها، از آمار توصیفی برای طبقه‌بندی و نمایش ترسیمی یافته‌ها استفاده شد.

یافتهها: میانگین سنی برای بیماران 65 سال و بیشترین و کمترین تعداد موارد در گروه‌های سنی 69-60 و 19-10 سال مشخص شدند. در چهار دهه­ی اول زندگی میزان ابتلا به SCC بیشتر از BCC بود و در دهه­های بعدی این روند عکس می­شد. حدود 56% موارد BCC و 44% SCC بودند و فراوانی NMSC در مردان 33/2 برابر زنان بود. بیشترین و کمترین موضع درگیر سر، گردن و تنه بودند. در 32% افراد، بیماری حداقل دوبار عود کرده بود. ازنظر سابقه‌ی بیماری، بیشتر افراد به نوعی از سرطان، بیماری‌های قلبی ـ عروقی یا متابولیک مبتلا بودند. شغل 114 نفر پرخطر شناخته شد. بیشتر بیماران از بخش‌های شمالی و غربی کشور به این مرکز ارجاع‌شده بودند.

نتیجهگیری: ابتلای بیشتر به BCC، درگیری دهه‌ی سنی بالای 60 سال در ناحیه‌ی سر، گردن و سابقه‌ی قبلی سرطان، هم‌راستا با سایر مطالعات بودند اما ابتلای بیشتر به SCC نسبت به BCC در چهار دهه­‌ی اول زندگی، درگیری بیشتر پاها نسبت به دست‌ها، زندگی در عرض‌های جغرافیایی بالا، متفاوت با سایر مطالعات بود. پرونده­های بیماران منابع بالقوه­ای هستند که می­توانند به مدیریت بیماری کمک نمایند.


رزیتا داودی، الهه غائبی، فرهاد حیدریان، محمدرضا قفقازی، محبوبه ضرابی،
دوره 8، شماره 1 - ( دوره‌ی 8، شماره‌ی 1 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: در طول سال‌ها، رویکرد جراحی جهت سوختگی‌های پیچیده به‌طور قابل ملاحظه‌ای تغییر کرده است. محدودبودن محل اهدای پوست در فرد سوخته به‌عنوان یک مشکل باقی‌ مانده است. هدف از این مطالعه بررسی شواهد در زمینه‌ی ایمنی و اثربخشی  تکنیک میک (Meek) در بیماران با سطوح مختلف سوختگی و گروه‌های سنی ذکرشده در مطالعات می‌باشد.

روش اجرا: مهم‌ترین پایگاه‌های پزشکی شامل کتابخانه‌ی الکترونیکی کاکرین
(Cochrane Library)، PubMed و گوگل پژوهشگر تا جولای 2015 برای پیداکردن مقالات مرتبط بدون محدودیت زبانی استفاده از مش (mesh) مورد جست‌وجو قرار گرفتند. مقالات به‌طور مستقل توسط دو مرورگر موردبررسی قرار گرفته و از یک فرم ساختاریافته برای جمع‌آوری داده‌ها از مطالعات واردشده، استفاده گردید. نتایج به‌دست‌آمده از مطالعات واردشده به‌‌صورت کیفی ازطریق (سنتز تماتیک) مورد تحلیل قرار گرفتند.

یافته‌ها: در مرور صورت‌گرفته شش مقاله به‌دست آمد که 2 مقاله مروری انجام شده بود. روش میک باعث تسهیل نسبت‌های بالای انبساط پوستی شده و اجازه‌ی این‌را می‌دهد که مناطق بیشتری از پوست مورد پوشش قرار بگیرد. تکنیک میک در ترکیب با روش پیوند خودی اپیتلیال کشت‌شده به‌نظر می‌رسد گزینه‌ی افزوده مفید در دست‌یابی به بسته‌شدن زخم در بیماران اطفال به‌شدت سوخته باشد.

نتیجه‌گیری: پیامدهای عملکردی و زیبایی‌شناسی زخم‌های درمان‌شده با پیوندهای میک در اغلب موارد رضایت‌بخش گزارش شده‌اند.


مرتضی اکبری، انیس عسکری‌زاده، کیوان صدری، مهرداد ایرانشاهی، محمودرضا جعفری، علی خامسی‌پور، علی بدیعی،
دوره 8، شماره 4 - ( دوره‌ی 8، شماره‌ی 4 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: کورکومین، دارای اثرات فارماکولوژیکی مختلفی شامل اثرات ضدالتهابی، آنتی‌اکسیدان، ضدتکثیر و آنتی‌آنژیوژنز می­باشد. هدف از این مطالعه، تهیه‌ی فرمولاسیون‌­های لیپوزومی حاوی کورکومین و بررسی اثرات ضدلیشمانیای آن در مصرف موضعی در مقابل انگل L. major در محیط برون‌تن و درون‌تن می­باشد.
 
روش اجرا: نانو لیپوزوم‌های حاوی غلظت‌های مختلف کورکومین (1، 2 و 3 درصد) به روش فیوژن تهیه شدند و اندازه‌ی ذره‌ای، مورفولوژی و پایداری آن‌ها بررسی شد. ابتدا در مطالعات برون‌تنی، اثربخشی دارو برروی کشت سلولی آماستیگوت و پروماستیگوت‌های انگل L. major ارزیابی شد. سپس اثر دارو در مطالعات درون‌تنی روی موش‌های BALB/c آلوده به L. major مورد بررسی قرار گرفت. در بخش مطالعات درون‌تن، 4 هفته پس از تزریق انگل به حیوان، درمان به‌مدت 4 هفته به‌صورت تجویز موضعی روزی 2 بار بر روی زخم‌ها انجام گرفت. در طول این مدت و 4 هفته پس از قطع درمان، هر هفته اندازه‌ی زخم‌ها گرفته شد. میزان آلودگی طحال به انگل لیشمانیا هفته 4 پس از تلقیح انگل بررسی گردید.
 
یافتهها: کورومین اثر لیشمانیاسیدال علیه پروماستیگوت‌های زنده و آماستیگوت‌ها در محیط کشت نداشت. تفاوت قابل‌توجهی بین حیوانات درمان‌شده و کنترل در سایز ضایعه و بار انگلی طحال دیده نشد.
 
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که نانولیپوزوم‌های کورکومین به‌صورت موضعی اثرات سمی برروی لیشمانیا به‌صورت درون‌تن و برون‌تن ندارند.
سیدمجید غضنفری، ملیحه متوسلیان، روشنک سالاری،
دوره 9، شماره 1 - ( سال 1397، دوره 9، شماره 1 1397 )
چکیده

خارش، «احساس ذهنی منجر به خاراندن» می‌باشد که در اثر تحریک گیرنده‌های خارش در پوست یا ازطریق پاسخ تحریک گیرنده‌های پوستی درد یا لمس ایجاد شود. در طب ایرانی از خارش با عنوان حِکَّه یاد میشود. عوامل متعددی باعث ایجاد خارش شده و داروهای مختلفی هم برحسب علت آن برای درمان به‌کار می‌روند که گاهاً پرهزینه و غیر قابل دسترسی یا دارای عوارض جانبی قابل توجه می‌باشند، لذا استفاده از فرآیندهای کوتاه‌مدت و با هزینه‌بری کمتر برای کشف داروهای مؤثر در درمان بیماری‌ها ضروری به‌نظر می‌رسد. استفاده از تجربیات طب سنتی در استفاده از گیاهان و ادویه طبی می‌تواند در این زمینه راهکار مؤثری باشد. در این مطالعه کتابخانه‌ای، ابتدا با کلیدواژه خارش در 3 کتاب مرجع داروشناسی طب ایرانی شامل «قانون فی‌الطب»، «تحفه‌المؤمنین» و «مخزن‌الادویه» جست‌وجو و مفردات مربوطه استخراج شد.
در این مطالعه، کلیدواژه‌ی خارش در سه کتاب مرجع داروشناسی طب ایرانی یعنی القانون فی‌الطب، تحفه‌المؤمنین و مخزن‌الادویه جست‌وجو گردید و تعداد ۶۰ مفرده‌ی صرفاً گیاهی که اثرات قابل توجه بالینی در درمان خارش دارند استخراج شد. سپس میزان تأثیر هر دارو براساس مستندات موجود طبقه‌بندی شد؛ بنابراین استفاده از تجربیات غنی طب ایرانی در تهیه داروهای جدید برای خارش توصیه می‌شود.
رزیتا داودی، رفعت گرایلی، الناز سلطانی، نجمه مهاجری، زهرا خانی، ناهید جلالیان الهی،
دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1397، دوره‌ی 9، شماره‌ی 4 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: در دسته‌ی درمان‌های تخریبی، لیزر موهای زائد به‌صورت گسترده و فراگیر به‌عنوان روشی ساده، کم‌عارضه و مؤثر به‌تدریج جایگزین روش‌های سنتی شده است. هدف مطالعه‌ی حاضر ارزیابی فاکتورهای مؤثر بر نتیجه در درمان موهای زائد با لیزر است.
 روش اجرا: مطالعه‌ی حاضر مطالعه‌ای گذشته‌نگر بر روی پرونده‌ی 122 فرد مراجعه‌کننده به کلینیک تخصصی پوست و مو برای رفع موهای زائد است. افراد مبتلا به هیرسوتیسم و سایر بیماری‌ها در این مطالعه وارد نشدند. ضخامت و رنگ مو، رنگ پوست، تعداد جلسات درمان، سن فرد و فواصل مراجعه سنجیده شدند. داده­ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 21 و آزمون‌های تحلیلی شامل مربع کای و رگرسیون لجستیک در سطح معنی­داری کمتر از 5 درصد تحلیل شدند.
 یافته‌ها: میانگین سنی افراد مورد بررسی6/6±3/31 سال بود. میانگین جلسات درمان لیزر 1/2±4/5 جلسه و حداکثر پاسخ در موهای تیره و در افراد با تعداد جلسات درمان بیشتر از 5 جلسه مشاهده گردید (05/0>P). نتایج حاصل از آنالیز مدل چندگانه‌ی رگرسیون لجستیک چندسطحی نشان داد که تعداد جلسات درمان بر رفع موهای ناخواسته تأثیر بسزایی دارد (05/0P<). مقدار سطح زیرمنحنی راک (81/0-61/0) 71/0 با حساسیت 759/0 درصد به‌دست آمد.
 نتیجه‌گیری: بررسی ما نشان می‌دهد که ضخامت مو، رنگ مو و تعداد جلسات درمان عوامل مؤثر در ازبین‌بردن موهای ناخواسته با لیزر است. برای کارایی بهتر لیزر، تعداد جلسات بیشتر با زمان پیگیری طولانی‌تر و منظم‌تر توصیه می‌گردد.
پدرام علیرضایی، زینب معمارزاده، سارا ملک‌آرا، سیده‌‌فاطمه یعقوبی‌آل،
دوره 10، شماره 1 - ( بهار 1398، دوره‌ی 10، شماره‌ی 1 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: درماتیت سبورئیک با شیوع تقریبی دو درصد یکی از شایع‌ترین اختلالات درماتولوژی است. درمان‌های متعددی تاکنون برای این بیماران به‌کار گرفته شده است. این مطالعه جهت بررسی اثربخشی لوسیون بتامتازون در مقایسه با لوسیون کلوتریزون در بیماران مبتلا به سبورئیک درماتیت صورت و سر طراحی شده است.
 
روش اجرا: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی دوسویه کور انجام گرفت. جامعه‌ی مورد مطالعه عبارتند بودند از 60 بیمار با تشخیص درماتیت سبورئیک مراجعه‌کننده به درمانگاه پوست بیمارستان قائم و امام رضا (ع) مشهد در گروه‌ سنی بالای 18 سال. بیماران در دو گروه قرار گرفتند؛ یک گروه با کلوتریزون (بتامتازون+کلوتریمازول) (31 نفر) و گروه دیگر با بتامتازون (29 نفر) به مدت 4 هفته روزی دو بار از یکی از داروها استفاده کردند. شدت بیماری براساس اریتم، پوسته‌ریزی و خارش با درجه‌بندی از 0 تا 4 در شروع مطالعه، 2 و 4 هفته پس از درمان و 2 و 4 هفته پس از ختم درمان جهت مقایسه‌ی پاسخ درمانی و میزان عود ثبت شد.
 
یافته‌ها: میانگین سن بیماران شرکت‌کننده در این مطالعه 1/33 سال (56-18 سال) بوده و 7/56% از بیماران شرکت‌کننده در مطالعه مرد بودند. تفاوت معناداری ازنظر سن و جنس بین دو گروه وجود نداشت (05/0P>). هر دو درمان موجب بهبودی واضح در شدت اریتم و پوسته‌ریزی صورت و اسکالپ شد (001/0P<). در مقایسه‌ی دو درمان تنها در 2 هفته پس از شروع درمان، کلوتریزون عملکرد بهتری داشت ولی در سایر زمان‌ها کارایی دو دارو یکسان بود. هر دو درمان در کاهش شدت خارش بیماران نیز کارآمد بودند اما پاسخ به بتامتازون بهتر بود.
 
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که هر دو درمان کارآمد می‌باشد. کلوتریزون تأثیر سریع‌تری در رفع اریتم و پوسته‌ریزی و بتامتازون تأثیر بهتری بر کاهش شدت خارش بیماران داشت.
محمد حدادی، الهه جاقوری، حمید رباط سرپوشی،
دوره 10، شماره 3 - ( پاییز 98، دوره 10، شماره‌ی 3 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: جهت بهبودی زخم­های سوختگی درمان­های متفاوتی مورد آزمایش قرار گرفته است که هرکدام از آن‌ها اثرات و عوارضی را از خود به‌جای گذاشته‌اند، بنابراین تلاش پژوهشگران بهبود سریع‌تر زخم­ها با عوارض کمتر و هم‌چنین رضایت بیشتر بیماران است. این پژوهش تأثیر محلول ویتامین ث موضعی را بر گرانولاسیون زخم سوختگی مورد بررسی قرار می­دهد.
 
روش اجرا: در این مطالعه زخم­های سوخته‌ی 30 بیمار بستری در بخش سوختگی به نواحی کنترل و مداخله تقسیم شده و در ناحیه‌ی مداخله علاوه‌بر درمان موضعی با پماد سیلورسولفادیازین، محلول ویتامین ث بر ناحیه‌ی مورد بررسی استعمال شد. زخم در روزهای اول، سوم، هفتم و چهاردهم توسط چک‌لیست بیتز ـ جنسن مورد مشاهده قرار گرفت. پس از جمع‌آوری داده­ها، تحلیل اطلاعات با نسخه‌ی 16 نرم‌افزار spss انجام شد.
 
یافته‌ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس اندازه‌های تکراری، نشان داد میانگین نمره‌ی گرانولاسیون زخم بین دو نوع درمان ازنظر آماری معنی‌دار است (004/0P=) و ویتامین ث موضعی تأثیر معنی‌داری بر بهبود گرانولاسیون زخم داشته است. در مورد اثرات درون‌گروهی نیز، اثر مدت زمان بر میانگین نمره‌ی گرانولاسیون زخم ازنظر آماری معنی‌دار است و میانگین این نمره در روزهای یکم، سوم، هفتم و چهاردهم تفاوت معنی‌داری دارد (000/0P= و 430/264F=).
 
نتیجه‌گیری: ویتامین ث موضعی در تسریع ترمیم زخم مؤثر است.
سیدمجید غضنفری، جمشید جمالی، آزاده ساکی، محمدرضا نورس، روشنک سالاری، علی خرسند وکیل‌زاده، فرزانه شریفی‌پور،
دوره 10، شماره 3 - ( پاییز 98، دوره 10، شماره‌ی 3 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: خارش یکی از مشکلات شایع بیماری‌های مزمن کلیوی است. تداوم روش‌های درمانی مختلف ضمن افزایش طول عمر بیماران باعث تغییراتی در شیوه‌ی زندگی، وضعیت سلامتی و نهایتاً کیفیت زندگی آنان می‌شود. شناخت ابعاد مختلف کیفیت زندگی بیماران، باعث ارائه‌ی خدمات بهتر توسط کادر درمانی و عاملی برای ارتقای سطح سلامت و بهبود کیفیت زندگی بیماران می‌شود. هدف این مطالعه ارزیابی کیفیت زندگی بیماران همودیالیزی دارای خارش اورمیک در شهر مشهد در سال 1396 با گذری بر دیدگاه‌های طب ایرانی بود.
 
روش اجرا: مطالعه‌ی توصیفی ـ تحلیلی حاضر بر روی 52 بیمار انجام شد. جمع‌آوری داده‌ها توسط پرسش‌نامه‌ی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و سؤالات دموگرافیک پژوهشگرساخته انجام و تحلیل داده‌ها توسط نسخه‌ی 16 نرم‌افزارSPSS  انجام شد.
 
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران 73/51 سال و میانگین مدت دیالیز آن‌ها 42/41 ماه بود. نمره‌ی کلی کیفیت زندگی بیماران 56 بود. کمترین و بیشترین نمره، در ابعاد جسمی و محیطی دیده شد. بین برخی ابعاد کیفیت زندگی با متغیرهای هموگلوبین و کراتینین، ارتباط آماری معنادار معکوس و با سن، بیماری‌های دیابت، فشارخون و چربی خون ارتباط آماری معنادار مستقیم وجود داشت (005/0>P).
 
نتیجه‌گیری: سطح کیفیت زندگی بیماران همودیالیزی پایین‌تر از بقیه‌ی افراد بوده و عوامل متعددی می‌تواند باعث ارتقای آن شود. توجه خاص به ویژگی‌های فردی بیماران دیالیزی ازنظر مزاج‌شناسی می‌تواند در پیش‌بینی نیازهای اساسی آنان کمک‌کننده باشد.
روشنک سالاری، ملیحه متوسلیان، رحیمه اکرمی، سیدمجید غضنفری،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 98، دوره 10، شماره‌ی 4 1398 )
چکیده

خارش یکی از مشکلات شایعی است که به‌صورت مجزا یا همراه با بیماری‌های مختلفی دیده می‌شود و در مکاتب طبی مختلفی مورد تحقیق قرار گرفته و زوایای مختلف مربوط به آن ازجمله تعریف، اسباب و علل، پاتوژنژ، انواع و درمان‌های آن به تفصیل و متناسب با مبانی هر دیدگاه طبی مطرح و ارائه شده است. مطالعه‌ی حاضر به بررسی موضوع خارش از دیدگاه طب نوین و ایرانی می‌پردازد.
این مطالعه یک بررسی مروری کتابخانه‌ای با محوریت موضوع خارش است. ابتدا بر پایه‌ی کلیدواژه‌های مرتبط با آن نظیر خارش، حکه، کهیر، Itching، Pruritus در بین کتب، مجلات و سایت‌های معتبر علمی و مرجع طب نوین و ایرانی ازجمله کتب درماتولوژی روک و هبیف، قانون، ذخیره‌ی خوارزمشاهی، طب اکبری، خلاصه الحکمه، کامل الصناعه، اکسیر اعظم، تحفه‌المؤمنین و مخزن‌الادویه، جست‌وجوی کاربردی انجام و مطالب لازم فیش‌برداری، جمع‌آوری و دسته‌بندی گردید و نهایتاً مقاله‌ی حاضر تدوین شد.
در هر دو مکتب طبی ابتدا به تشریح ویژگی‌های پوست و بیان عملکردهای آن پرداخته شده و سپس به تعریف و بیان علل و مکانیسم ایجاد خارش پرداخته شده و به‌منظور تسهیل در بیان و فهم موضوع، طبقه‌بندی‌های متناسب با هر دیدگاه ارائه شده است. در موضوع درمان نیز توصیه‌های کلی متناسب با شرایط هر بیماری مطرح گردیده و تدابیر لازم ارائه شده است.
در کلیات موضوع، تفاوت چندانی بین دو دیدگاه وجود ندارد اما در بیان جزئیات موضوع، می‌توان گفت که دیدگاه طب نوین به‌صورت تفکیکی و تخصصی بوده درحالی که دیدگاه طب ایرانی با کلی‌نگری بیشتری مطرح شده اما بنای درمان در هر فرد را براساس شرایط مختلف فردی و محیطی ارائه کرده است.
شبنم فهیم، سیدمحمد غضنفری‌ هاشمی، احمدرضا طاهری، امیر تیمورپور، نفیسه اسماعیلی، نرگس قندی،
دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1400، دوره 12، شماره‌ 2 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: تاکنون ارتباط بین تجربیات بیماران و کیفیت خدمات ارائه‌شده به آنان به‌طور گسترده بررسی نشده است، اما شواهد نشان می‌دهد که بهبود تجربیات بیمار می‌تواند نتایج درمانی را بهبود بخشد. هدف این پژوهش تعیین رضایت‌مندی والدین کودکان مراجعه‌کننده به درمانگاه کودکان و عوامل مرتبط با آن بوده است.
 
روش اجرا: این مطالعه توصیفی با استفاده از پرسشنامه ازقبل طراحی‌شده Press Ganey به زبان فارسی و ازطریق مصاحبه با 207 نفر از والدین کودکان مراجعه‌کننده به درمانگاه کودکان بیمارستان پوست رازی در سال97 انجام شد.
 
یافته‌ها: از ۲۰۷ نفر شرکت‌کننده ۸۷ نفر پدر (۴۲%) و ۱۰۵ نفر مادر (7/50%) بودند. ۱۵ نفر باقی‌مانده نسبت‌های دیگری با کودک داشتند. رضایتمندی کلی (در پاسخ به سؤال «درمانگاه ما را به دیگران توصیه می‌کنید») 8/62% بود. همچنین 5/72% شرکت‌کنندگان معتقد بودند پزشک خود را به دیگران توصیه خواهند کرد. کمترین میزان رضایت مربوط به معرفی‌نکردن کارکنان درمانگاه و مشکلات در تنظیم وقت ویزیت بود. عواملی که بیشترین ارتباط را با رضایت کلی بیماران داشتند، به‌ترتیب شامل شاداب‌بودن ویزیت توسط پزشک، اطمینان داشتن به پزشک و توصیه پزشک به دیگران بودند.
 
نتیجه‌گیری: ارتباط بین پزشک و بیمار به‌طور معناداری با کیفیت تجربه بیمار در درمانگاه پوست کودکان ارتباط دارد. خانواده‌ها و بیماران در هنگام ارزیابی تجارب خود، ساده صحبت‌کردن و حساسیت پزشک را مشخصاً مورد توجه قرار می‌دهند.
فرحناز مولوی، کیمیا اسدی، معصومه آخوندی رنجبر، نگار قلعه‌نوی، فاطمه‌سادات اعتمادالاسلامی بختیار، تارا عادل راستگو، ساحل یزدان‌پناهی،
دوره 14، شماره 3 - ( دوره 14، شماره‌ 3 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده از عصاره زالو در تهیه مکمل‌های آرایشی و ترکیبات دارویی همیشه مورد توجه بوده است. تاکنون تأثیر این عصاره بر روی حجم‌دهی بافت پوششی پوست به‌صورت علمی تأیید نشده است و پژوهشی درخصوص مقایسه اثر انواع روغن‌های پایه در این عصاره صورت نگرفته است.

روش اجرا: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر عصاره زالو در پایه‌های روغن زیتون، روغن کرچک و روغن بادام تلخ برروی پوست صورت توسط نرم‌افزار ریخت‌سنجی هندسی لندمارک پایه بود. بدین‌منظور تعداد 25 نفر از گروه سنی 45 الی 55 سال انتخاب شدند. به‌منظور مقایسه تغییرات ریخت‌شناسی به مدت چهل روز در یک ساعت مشخص تصاویر با استفاده از دوربین دیجیتال تهیه شد. بر روی تصاویر دوبعدی، تعداد 12 نقطه لندمارک با استفاده از نرم‌افزار TpsDig2 قرار داده شد. داده‌های شکلی حاصل پس از تحلیل روی‌هم‌گذاری، با استفاده از تحلیل پروکراست با روش‌های آماری چند متغیره PCA و CVA و تحلیل خوشه‌ای (CV) تجزیه و تحلیل شدند.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که تفاوت معنی‌دار عصاره زالو در حجم‌دهی و رفع چین و چروک با پایه روغن زیتون وجود دارد (001/0P<)؛ ولی دو گروه روغن کرچک و روغن بادام تلخ تفاوت معنادار نداشتند (010/0P>).

نتیجه‌گیری: عصاره زالو در بازه زمانی مطالعه حاضر تأثیری بر رفع چین و چروک ندارد و تورم موضعی در بافت پوششی پوست ایجاد نمی‌کند.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پوست و زیبایی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb