جستجو در مقالات منتشر شده


9 نتیجه برای امیری

محمد بابامیری، داود قاسمی، راضیه زارع، محمد عباسی،
دوره 2، شماره 4 - ( 10-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی عوامل اجتماعی و روان‌شناختی مؤثر بر میزان مصرف مواد آرایشی در بین دانشجویان دختر بوده است.
روش اجرا: 250 نفر از دانشجویان دختر دانشگاههای علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه اصفهان با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و به پرسش‌نامه‌های پژوهش پاسخ دادند. در این پژوهش از پرسش‌نامه شخصیتی NEO جهت سنجش ویژگی‌های شخصیتی آزمودنی‌ها استفاده شد. عوامل اجتماعی که در این پژوهش به‌عنوان متغیر مستقل مورد بررسی قرار گرفتند عبارت بودند از مدیریت بدن، مصرف رسانه، دینداری، پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی و پذیرش اجتماعی.
یافته‌ها: رابطه‌ی متغیر‌های مدیریت بدن، مصرف رسانه، دینداری، پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی و پذیرش اجتماعی با میزان مصرف مواد آرایشی معنادار بود. هم‌چنین نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای پیش‌بین 41% از واریانس میزان مصرف مواد آرایشی را تبیین می‌کنند و متغیر مدیریت بدن بهترین پیش‌بین بوده است.
نتیجه‌گیری: عامل اجتماعی مهم‌تر از ویژگی‌های شخصیتی در مصرف مواد آرایشی توسط دانشجویان دختر می‌باشند.


سیمین شمسی میمندی، رضوان امیری، مهین افلاطونیان، عباس پرداختی،
دوره 5، شماره 2 - ( تابستان 1393، دوره‌ی 5، شماره‌ی 2 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک از شایعترین انواع ریزش مو در آقایان می‌باشد. در حال حاضر تنها داروی موضعی مورد تأیید توسط سازمان غذا و داروی آمریکا برای آلوپسیآندروژنتیک، مینوکسیدیل می‌باشد. به هر صورت، اثربخشی این دارو به دلیل نفوذ کم پوستی، محدود است. با توجه به اینکه سیستمهای دارورسانی مانند لیپوزومها و نیوزومها اثربخشی بیشتر و عوارض جانبی کمتری دارند، این مطالعه به‌منظور مقایسهی اثربخشی محلول موضعی مینوکسیدیل نیوزومال 2.5% با محلول موضعی متداول مینوکسیدیل %2.5 صورت گرفته است. روش اجرا: در این کارآزمایی بالینی، تصادفی دارای گروه شاهد دوسوکور، 90 بیمار مذکر که براساس معیارهای Hamilton مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک بودند، وارد مطالعه شدند. بیماران ازنظر پاسخ به درمان براساس ارزیابی پزشک (با درماتوسکوپ) و خودارزیابی بیمار در هر یک از دو گروه به مدت 6 ماه بهصورت ماهانه موردپیگیری قرار گرفتند. یافته‌ها: هشتاد و هشت نفر از شرکت‌کنندگان مطالعه را به پایان رساندند. میانگین تعداد موی افزایشیافته در گروه نیوزومال 28.18±11.00 و در گروه مینوکسیدیل متداول 5.23±14.22 در طول دوره‌ی درمان بود (P<0.001). در ارزیابی میانگین پاسخ به درمان توسط بیمار در گروه نیوزومال 8.72±5.03 و در گروه مینوکسیدیل متداول 3.33±2.67 بود که بهطور معنی‌داری رضایت بیشتر بیماران را نشان می‌دهد (P=0.001). دو بیمار در گروه مینوکسیدیل نیوزومال به‌دلیل قرمزی و خارش ناشی از مصرف دارو از مطالعه خارج شدند. نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، مینوکسیدیل نیوزومال ازنظر آماری بهطور معنی‌داری باعث پاسخ درمانی بهتری نسبت به محلول متداول مینوکسیدیل شد. بنابراین ممکن است استفاده از این ترکیب جدید دارویی برای درمان آلوپسی آندروژنتیک توصیه می‌گردد.
رضوان امیری، مریم خلیلی، علیرضا فکری، مهرداد فرخ‌نیا، مهین افلاطونیان،
دوره 6، شماره 4 - ( زمستان 1394، دوره‌ی 6، شماره‌ی 4 1394 )
چکیده

لیشمانیوز عفونت انگلی داخل سلولی است که سومین عفونت فرصت‌طلب در بیماران مبتلا به ایدز در سراسر جهان است. در این مقاله به معرفی خانم 30 ساله‌ای می‌پردازیم که مورد شناخته‌شده‌ای از بیماری ایدز می‌باشد و به‌دنبال ایجاد ضایعات پوستی متعدد به شکل پاپول و ندول در ناحیه‌ی صورت، بازو و شانه، تشخیص لیشمانیوز منتشر برای بیمار مطرح گردید.

در بررسی با PCR نوع انگل، لیشمانیا تروپیکا گزارش شد. بیمار تحت درمان با آمفوتریسین B تزریقی و پارمومایسین نیوزومال موضعی به مدت 3 هفته قرار گرفت که به ضایعات بدون اسکار بهبود یافتند.

بیمار چند ماه بعد به دلیل قطع خودسرانه‌ی داروهای ضد ایدز با عود ضایعات مراجعه کرد که نهایتاً به دلیل سپسیس و آمبولی ریه فوت شد.


مهربان فلاحتی، زینب قاسمی، صفر شامحمدی، ابراهیم اسکندری، رضا امیری، مهدیه رحیمی، المیرا دستپرورده، شهاب الدین رحیمی فر،
دوره 7، شماره 3 - ( دوره‌ی 7، شماره‌ی 3، پاییز 1395 1395 )
چکیده

زمینه و هدف: در بیشتر موارد، عفونتهای ناخن نشانگر مشکل جدی در سلامت نیستند، اما درمان آنها بهویژه در صورت ضعف سیستم ایمنی بیمار، می‌تواند چالش برانگیز باشد. از جمله عوامل عفونت ناخن، باکتریها هستند. هدف این مطالعه بررسی فراوانی عوامل باکتریایی در ناخنهای دیستروفیک مراجعان به آزمایشگاه قارچشناسی بیمارستان رازی تهران بود.

روش اجرا: این مطالعهی مقطعی روی بیمارانی که با دیستروفی ناخن که به آزمایشگاه معرفی شدند، اجرا شد. روش نمونهگیری، روش در دسترس بود. بیماران با مشاهدهی مستقیم میکروسکوپی و کشت بررسی شدند. برای بررسی میکروبی ناخنها از دو محیط blood agar و  eosin methylene blue agar استفاده شد.

یافته‌ها: در این مطالعه 700 نمونهی ناخن دیستروفیشده موردمطالعه قرار گرفت که با توجه به نتایج آزمایش مستقیم و کشت، 183 بیمار مبتلا به اونیکومایکوزیس بودند (1/26%). از این تعداد 104 نفر از بیماران زن (8/65%) و 79 نفر مرد (1/34%) بودند. 181 بیمار (9/25%) مبتلا به عفونتهای باکتریایی ناخن بودند که از این تعداد 109 نفر زن (2/60%) و 72 نفر مرد (8/39%) بودند و 46 نفر (6/6%) عفونت توأم قارچی و باکتریایی داشتند که 32 نفر زن (6/69%) و 14 نفر مرد (4/30%) بودند. شایعترین باکتری جداشده استافیلوکوک بود.

نتیجه‌گیری: باکتریها سبب ایجاد تغییراتی ناخوشایند در ناخنها میشوند. عفونتهای باکتریایی، اغلب پوست زیر و دور ناخن را هدف قرار داده و گرچه درصورت عدم درمان میتوانند منجر به ازدسترفتن ناخنها شوند ولی معمولاً درمان آنها از درمان عفونت‌های قارچی آسان‌تر است.


سمیرا شیرمحمدی، سعیده‌سادات حسینی، حسن امیری،
دوره 10، شماره 2 - ( تابستان 1398، دوره‌ی 10، شماره‌ی 2 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: جراحی زیبایی از پدیده‌های رایج دهه‌های اخیر است. شیوع اختلالات روانی در متقاضیان جراحی زیبایی بالا است، لذا کشف مسیرها و متغیرهای تأثیرگذار در ارتباط با آسیب روانی در این افراد مهم است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه‌ی نقش واسطه‌ای دشواری تنظیم هیجان در رابطه بین سبک‌های دل‌بستگی و آسیب‌شناسی روانی در زنان متقاضی جراحی زیبایی انجام گرفت.
 
روش اجرا: پژوهش توصیفی و مبتنی بر مدل‌های همبستگی بود. جامعه شامل کلیه‌ی زنان متقاضی جراحی زیبایی مراجعه‌کننده به مراکز تخصصی جراحی زیبایی شهر کرمانشاه بودند که ۳۰۰ نفر با نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و داده‌ها با پرسش‌نامه‌های سبک‌های دل‌بستگی، دشواری تنظیم هیجان و آسیب‌شناسی روانی جمع‌آوری و با نرم‌افزار SPSS 22 و ISREL 8/8 تجزیه و تحلیل شدند.
 
یافته‌ها: مدل فرضی پژوهش با داده‌های تجربی برازش مطلوب دارند. رابطه‌ی سبک‌های دل‌بستگی و آسیب‌شناسی روانی به‌طور مستقیم و غیرمستقیم معنادار بود. نتایج تحلیل مسیر نشان‌دهنده‌ی نقش واسطه‌ای دشواری تنظیم هیجان در رابطه بین سبک‌های دل‌بستگی و آسیب‌شناسی روانی بود.
 
نتیجه‌گیری: سبک‌های دل‌بستگی و دشواری تنظیم هیجان می‌توانند در زمینه‌ی پیشگیری، تشخیص و درمان آسیب‌های روانی و ارتقای سطح سلامت روانی زنان متقاضی جراحی زیبایی موثر باشند.
سمیرا شیرمحمدی، سعیده‌السادات حسینی، حسن امیری،
دوره 11، شماره 2 - ( دوره 11، شماره‌ی 2 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: جراحی زیبایی از پدیده‌های رایج دهه‌های اخیر است. شیوع اختلالات روانی در متقاضیان جراحی زیبایی بالاست، لذا کشف مسیرها و متغیرهای تأثیرگذار در ارتباط با آسیب روانی در این افراد مهم است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه‌ی نقش واسطه‌ای نیازهای بنیادین روان‌شناختی در رابطه بین سبک‌های دلبستگی و آسیب‌شناسی روانی در زنان متقاضی جراحی زیبایی انجام گرفت.
 
روش اجرا: پژوهش، توصیفی و مبتنی بر مدل‌های همبستگی بود. جامعه شامل کلیه‌ی زنان متقاضی جراحی زیبایی مراجعه‌کننده به مراکز تخصصی جراحی زیبایی شهر کرمانشاه بودند که ۳۰۰ نفر با نمونه‌گیری در دسترس انتخاب، داده‌ها با پرسش‌نامه‌های سبک‌های دلبستگی، نیازهای بنیادین روان‌شناختی و آسیب‌شناسی روانی جمع‌آوری و با نسخه‌ی 22 نرم‌افزار SPSS و 8/8 LISREL تجزیه و تحلیل شدند.
 
یافته‌ها: مدل فرضی پژوهش با داده‌های تجربی برازش مطلوب دارند. رابطه‌ی سبک‌های دلبستگی و آسیب‌شناسی روانی به‌طور مستقیم و غیرمستقیم معنادار بود. نتایج تحلیل مسیر نشان‌دهنده‌ی نقش واسطه‌ای نیازهای بنیادین روان‌شناختی در رابطه بین سبک‌های دلبستگی و آسیب‌شناسی روانی بود.
 
نتیجه‌گیری: سبک‌های دلبستگی و نیازهای بنیادین روان‌شناختی می‌توانند در زمینه‌ی پیشگیری، تشخیص و درمان آسیب‌های روانی و ارتقای سطح سلامت روانی زنان متقاضی جراحی زیبایی مؤثر باشند. علم و دانش در رابطه با عوامل آسیب‏رسان محیطی به پوست در سال‏های اخیر پیشرفت زیادی داشته است. علاوه‌بر نگرانی‏های ناشی از تابش اشعه‌ی‏ فرابنفش UVB که اخیراً مورد توجه زیاد قرار گرفته است، نگرانی آسیب‏های ناشی از آلودگی هوا، دود سیگار و تنباکو، سایر مواد سمی، اشعه‌ی مادون‏قرمز (Infrared red light)، اشعه‌ی آبی (Blue light) و اشعه‌ی فرابنفش UVA-II نیز افزایش یافته است.
رضوان امیری، سامان محمدی، مریم خلیلی، علی فاتحی، اسما صابرماهانی، مهین افلاطونیان،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1400، دوره 12، شماره‌ 1 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: مراقبت از بیماران پوستی می­تواند باعث تحمیل هزینه‌های سنگین بر روی سیستم بهداشتی جامعه و اعضای خانواده شود. در این مطالعه تصمیم گرفتیم که به بررسی هزینه­های درمانی بیماران بستری شده در بخش پوست بیمارستان افضلی­پور کرمان بپردازیم.
 
روش اجرا: این مطالعه به‌صورت مقطعی و گذشته‌نگر بر روی بیماران بستری‌شده در بخش پوست بیمارستان افضلی­پور کرمان در سال‌های 95-1390 انجام ­شد. مشخصات دموگرافیک بیماران، تعداد روزهای بستری‌شده در بیمارستان، هزینه­های درمانی، تعداد و نوع داروهای تجویز شده، میزان سهم بیمار و سازمان بیمه در پرداخت هزینه نهایی ثبت گردید.
 
یافته‌­ها: در این مطالعه 940 بیمار بستری طی مدت 6 سال مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین سنی بیماران 35/22±05/38 سال و اکثریت جنس مؤنث بودند. میانگین مدت زمان بستری 54/2±42/8 روز بود. در مجموع 8/93% از هزینه‌­ها، سهم بیمه درمانی و 2/6% سهم بیمار بود. بالاترین هزینه در بیماران بستری مربوط به هزینه دارو (9/37%) و در درجه بعدی هتلینگ (3/30%) بود. فراوان‌ترین داروی مصرفی برای بیماران آنتی‌هیستامین (1/33%)، استروئید موضعی (7/27%) و استروئید سیستمیک (5/24%) بود. میانگین تعداد دارو در هر بستری 02/4±30/6 (محدوده 20-0) بود. از نظر هزینه کل بستری، بالاترین میانگین هزینه­ها متعلق به گروه اریتم و کهیر (000/360/81 ریال) بود.
 
نتیجه­گیری: در مطالعه حاضر، فراوان­ترین بیماری‌های پوستی در بیماران بستری به‌ترتیب شامل بیماری‌های عفونی و پاپولواسکواموس بود. بالاترین و پایین­ترین هزینه بستری به‌ترتیب مربوط به دارو و مشاوره بود. بالاترین میانگین هزینه بستری مربوط به گروه بیماری‌های اریتم و کهیر و در درجه بعدی بیماری‌های تاولی بود.
ترانه یزدان‌پرست، منصور نصیری‌کاشانی، منصور شمسی‌پور، فریبا ایزدی حیدری، فاطمه امیری، علیرضا فیروز،
دوره 14، شماره 2 - ( دوره 14، شماره‌ 2 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: درماتیت تماسی آلرژیک به‌عنوان شایع‌ترین علت درماتیت پلک شناخته شده است؛ اما اغلب به اشتباه تشخیص داده می‌شود. هدف از این مطالعه بررسی ویژگی‌های بیماران مبتلا به درماتیت پلک مراجعه‌کننده برای تست پچ است.

روش اجرا: در این مطالعه گذشته‌نگر، سه زیرگروه اصلی شامل بیمارانی که فقط پلک‌ها درگیر بودند، پلک‌ها و نواحی دیگر درگیر بودند و بدون درگیری پلک تعیین شد. داده‌های جمع‌آوری‌شده شامل تشخیص‌، سابقه پزشکی گذشته، استفاده از محصولات مراقبت شخصی و لوازم آرایش، درماتیت شغلی و آلرژن‌های مثبت بود. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون
T مستقل، آنالیز واریانس یک‌طرفه و مربع کای استفاده شد.


یافته‌ها: 427 بیمار مراجعه‌کننده جهت پچ تست وارد مطالعه شدند که 139 بیمار مبتلا به درماتیت پلک بودند. درماتیت تماسی آلرژیک شایع‌ترین تشخیص در هر سه گروه مراجعه‌کننده برای پچ تست بود. استفاده از کرم اصلاح و نرم‌کننده مو در بیمارانی که فقط درگیری پلک داشتند، به‌طور معنی‌داری بیشتر بود و سولفات نیکل شایع‌ترین آلرژن در بین آن‌ها بود.

نتیجه‌گیری: پچ تست به‌عنوان استاندارد طلایی، ابزار مهمی در ارزیابی بیماری شایع پوستی درماتیت تماسی پلک و به‌دلیل شناسایی دقیق آلرژن‌های مسئول، در درمان درماتیت پلک ضروری است.

عارف نصیری کاشانی، ترانه یزدان‌پرست، فاطمه امیری، منصور نصیری کاشانی، علیرضا فیروز، مهدی قیصری،
دوره 16، شماره 1 - ( دوره ۱6، شماره 1 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: آمیلوئیدوز ماکولار (macular amyloidosis-MA) نوعی آمیلوئیدوز اولیه و موضعی پوست( primary localized cutaneous amyloidosis-PLCA) است که با رسوب آمیلوئید در لایه پاپیلاری درم مشخص می‌شود. هدف این مطالعه مقایسه ویژگی‌های بیوفیزیکی ضایعات MA با پوست سالم مجاور بود.

روش اجرا: هیدراتاسیون لایه شاخی (stratum corneom-SC)، ازدست‌دادن آب ازطریق اپیدرم (TEWL - transepidermal water loss)، اصطکاک سطحی، pH، سبوم، ملانین، اریتما، دما، پارامترهای الاستیسیته شامل R0، R2 و R5، ضخامت و دانسیته اپیدرم و درم در ضایعات فعال MA در 22 بیمار اندازه‌گیری شده و با ناحیه سالم مجاور به‌عنوان کنترل مقایسه شدند. آزمون تی زوجی برای تحلیل‌های آماری استفاده و مقدار P<0.05معنی‌دار درنظر گرفته شد.

یافته‌ها: هیدراتاسیون لایه شاخی و اصطکاک پوست به‌طور معنی‌داری کمتر و TEWL، pH، شاخص اریتما، مقدار ملانین و ضخامت اپیدرم در ضایعات MA به‌طور معنی‌داری بیشتر بودند. در سایر پارامترهای بیوفیزیکی و اولتراسونوگرافی تفاوت معنی‌داری بین ضایعات MA و پوست طبیعی مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری: ضایعات MA با تغییرات خاص در پارامترهای اولتراسونوگرافی و بیوفیزیکی که با ویژگی‌های هیستولوژیک آن‌ها سازگار است، مشخص می‌شوند. این ویژگی‌ها احتمالاً در تشخیص زودهنگام و غیرتهاجمی آمیلوئیدوز پوستی در آینده مفید خواهند بود.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پوست و زیبایی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb