جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای ترابیان

محمود فرشچیان، اکرم انصار، سعادت ترابیان، سیدمصطفی قاسم‌زاده،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: علاوه بر افزایش سن و نقص ایمنی، عوامل خطرساز متعددی برای ابتلا به هرپس زوستر مورد بررسی قرار گرفته‌اند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی سابقه‌ی خانوادگی ابتلا به زوستر به‌عنوان یکی از عوامل خطرساز برای ابتلا به این بیماری بود.
روش اجرا: این مطالعه‌ای مورد ـ شاهدی در بخش و درمانگاه پوست بیمارستان فرشچیان همدان انجام شد. گروه مورد شامل بیماران با تشخیص قطعی هرپس زوستر بودند. گروه شاهد شامل افراد غیرمبتلا به این بیماری بودند که از بین بیماران مبتلا به سایر بیماری‌های پوستی یا همراهان آن‌ها انتخاب شد. ابتلا به نقص ایمنی به‌عنوان معیار خروج از مطالعه در نظر گرفته شد. اطلاعات هر دو گروه مورد و شاهد بر اساس پرسش‌نامه‌های مخصوص و توسط همکاران غیرمطلع از نحوه‌ی گروه‌بندی افراد و اهداف مطالعه جمع‌آوری شد. برای مقایسه‌ی سابقه‌ی خانوادگی به‌عنوان یک عامل خطرساز بین دو گروه مورد مطالعه، آزمون مربع کای و محاسبه‌ی Odds Ratio (OR) با فاصله اطمینان 95% (95% Confidence Interval) انجام گرفت.
یافته‌ها: در این مطالعه تعداد افراد گروه‌های مورد و شاهد به ترتیب 217 و 200 نفر و میانگین (میانگین±انحراف معیار) سنی گروه‌های مورد و شاهد به ترتیب 49.08±15.59 سال و 49.96±15.54 سال (P=0.936) بود. 53.5% از گروه مورد و 54.5% از گروه شاهد زن بودند (P=0.845). فراوانی سابقه‌ی ابتلای بستگان درجه‌ی یک به هرپس زوستر در گروه‌های مورد و شاهد به‌ترتیب (30%) 65 و (8%) 16 بود (OR [95%CI] = 4.91 [2.73-8.85]). سابقه‌ی ابتلای بستگان درجه‌ی دو در گروه‌های مورد و شاهد به‌ترتیب (16.6%) 36 و (4%) 8 بود (OR [95%CI] = 4.77 [2.16-10.54]). مجموع سابقه‌ی ابتلای بستگان (درجه‌ی یک یا دو) در گروه‌های مورد و شاهد به‌ترتیب (46.6%) 101 و (12%) 24 به‌دست آمد.
نتیجه‌گیری: این مطالعه، سابقه‌ی خانوادگی ابتلا به هرپس زوستر را به‌عنوان عاملی خطرساز برای این بیماری معرفی می‌نماید.

اکرم انصار، مریم تمیمی، لیلا موسوی، سعادت ترابیان،
دوره 3، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: کارسینوم سلول بازال شایع‌ترین سرطان است. شیوع این تومور طی دهه‌های اخیر افزایش یافته است. برداشت کامل درمان استاندارد آن است، هرچند که هم‌چنان احتمال عود براساس خصوصیات بالینی تومور وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی توزیع دموگرافیک و فراوانی آزادبودن بافت‌شناسی حاشیه‌ی برداشت جراحی کارسینوم سلول بازال بود.
روش اجرا: در ضایعات مشکوک به کارسینوم سلول بازال که در اتاق عمل پوست بیمارستان فرشچیان همدان به صورت جراحی الیپتیکال با حاشیه‌ی 5 میلی‌متری از پوست سالم برداشته شدند،متغیرهای زیر بررسی شد: سن، جنس، محل آناتومیک، دوره‌ی بیماری، تشخیص اولیه‌ی بالینی، نوع بافت‌شناسی و درگیربودن حاشیه‌ی جراحی با سلول‌های تومورال.
یافته‌ها: در مجموع 125 ضایعه در 115 بیمار بررسی شدند که 70 نفر از آنان مرد و 45 نفر زن بودند. دامنه‌ی سنی بیماران از 32 تا 93 سال با میانگین 64.4 سال بود. بیش از 96% ضایعات برروی سر و گردن قرار داشتند. نوع بافت‌شناسی ندولر در 61% ضایعات دیده شد. در کل 20% ضایعات به‌طور ناکامل برداشته شده بود. عوامل مؤثر برروی برداشت ناکامل شامل سن بالا و محل آناتومیک (گوش‌ها و اطراف چشم) بود، اما جنس، نوع بافت‌شناسی، تشخیص اولیه‌ی بالینی و طول بیماری رابطه‌ی معناداری با برداشت ناکامل نداشت. تشخیص بالینی تقریباً همیشه با بررسی بافت‌شناسی مطابقت داشت.
نتیجه‌گیری: برای اجتناب از جراحی‌های مکرر و احتمال ناکامل‌بودن جراحی در مناطق پرخطر به ویژه در سالمندان لازم است کارسینوم سلول بازال با حاشیه‌ی وسیع یا به روش Mohs برداشته شود.

محمود فرشچیان، اکرم انصار، محمدرضا سبحان، سعادت ترابیان،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: پسوریازیس یک بیماری مزمن و شایع پوست است. به‌نظر می‌رسد شیوع عوامل خطرساز بیماری‌های قلبی ـ عروقی در این بیماران بیشتر از افراد سالم جامعه است. این مطالعه به‌منظور بررسی گروهی از این ریسک فاکتورها در این بیماران و مقایسه با گروه شاهد انجام گردید.
روش کار: این مطالعه مورد ـ شاهدی در سال‌های 1390 و 1391، در 55 بیمار مبتلا به پسوریازیس انجام شد. گروه شاهد 55 نفر افرادی بودند که از لحاظ سن و جنس با گروه مورد هم‌سان شدند. متغیرهایی مانند سن، جنس، شاخص توده‌ی بدنی، مصرف سیگار و الکل، نوع بیماری و سطوح خونی تری‌گلیسرید، کلسترول تام، LDL، HDL و قند خون ناشتا ارزیابی و در دو گروه مقایسه شد.
یافته‌ها: آنالیزداده‌ها با رگرسیون لجستیک نشان داد که دو گروه از نظر متغیرهای مصرف سیگار (P=0.02, OR: 2.2, 95%CI: 1.1-3.2)، فشارخون سیستولی (P=0.004, OR: 1.07, 95%CI: 1.02-1.33)، تری‌گلیسرید (P=0.005,OR: 1.02, 95%CI: 1.0-1.34) و P=0.03, OR: 1.04, 95%CI: 1.0-1.09) LDL) تفاوت معنی‌داری داشتند.
نتیجه‌گیری: بالاتربودن چربی‌های خون و فشارخون سیستولی در بیماران مبتلا به پسوریازیس می‌تواند خطر بیماری‌های قلبی ـ عروقی را در آن‌ها بالا ببرد. بنابراین، غربالگری این بیماران از نظر هایپرلیپیدمی و هیپرتانسیون، صرف‌نظر از شدت بیماری، توصیه می‌شود. هم‌چنین آموزش بیماران برای کاهش مصرف سیگار به‌عنوان بخشی از درمان پسوریازیس پیشنهاد می‌گردد.

اکرم انصار، لیلا جهانگرد، پویان پهلوانی، بهمن رسولی، سعادت ترابیان، سحر رسولی،
دوره 4، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده

زﻣﻴﻨﻪ و ﻫدف: پسوریازیس یکی از بیماری‌های پوستی مزمن و شایع بوده که روی ﺟﺴﻢ و زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻴﻤﺎران تأثیرگذار است. امروزه کیفیت زندگی، یکی از مهم‌ترین موضوعات تحقیقات بالینی بوده و بررسی آن به‌منظور ارزشیابی مداخلات درمانی انجام می‌شود. هدف از این مطالعه شناخت بهتر ابعاد مختلف کیفیت زندگی بیماران مبتلا به پسوریازیس ولگاریس می‌باشد.

روش اﺟﺮا: در اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ‌ی مورد ـ شاهدی ﻛﻪ در ﺳﺎل 1391 اﻧﺠﺎم ﺷﺪ، 100 ﺑﻴﻤﺎر ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﭘﺴﻮرﻳﺎزﻳﺲ و 100 نفر نیز که بیماری خاصی در آن‌ها وجود نداشت به‌عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻴﻤﺎران ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﭘﺮﺳﺶﻧﺎﻣﻪ‌ی استاندارد ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ (SF-36) ﻣﻮرد ارزﻳﺎﺑﻲ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ و ﻧﻤﺮه‌ی اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻪ‌دﺳﺖآﻣﺪه ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از آزمون‌های آﻣﺎری مربع کای و t ﻣﻮرد ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ.

ﻳﺎﻓﺘﻪ‌ﻫﺎ: ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﻧﻤﺮه‌ی کلی ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ گروه بیماران مبتلا به پسوریازیس برابر 65.05±15.51 و به‌طور معناداری از گروه شاهد (78.31±11.93) پایین‌تر بود (P<0.001) کیفیت زندگی بیماران در همه‌ی ابعاد غیر از دو بعد نقش فیزیکی و نقش عاطفی اختلاف معناداری با گروه شاهد داشت (P<0.05).

ﻧﺘﻴﺠﻪ‌ﮔﻴﺮی: در مطالعه‌ی حاضر نیز بیماران مبتلا به پسوریازیس ولگاریس کاهش قابل‌توجهی در کیفیت زندگی در مقایسه با گروه شاهد داشتند. لذا توجه ویژه به بیماران و یافتن تدابیری برای مدیریت و بهبود بخشی جنبه‌های مختلف زندگی بیماران اعم از مادی و روحی ضروری است.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پوست و زیبایی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb