7 نتیجه برای حسنزاده
نرگس علیزاده، رسول حسنزاده، سینا خواجه جهرمی، محسن طاهرخانی،
دوره 3، شماره 3 - ( 7-1391 )
چکیده
ازدستدادن موی سر میتواند از جنبههای مختلف از جمله بهعنوان یک بیماری، جنبهی زیبایی ظاهری و اثرات روانی آن مورد بررسی قرار گیرد. از این رو شناخت عارضه، نوع و علت آن میتواند بسیار حائز اهمیت باشد. در این مقاله به روشهای بررسی ریزش مو با نگاهی ویژه بر جنبههای بالینی آن پرداخته شده است. بر اساس یافتههای حاصل از بررسی مقالات مرتبط اساسیترین اقدام در بررسی ریزش مو شرححال و ارزیابی مقدماتی و معاینهی بالینی دقیق بیمار میباشد. اگرچه میتوان از چند آزمون بالینی و آزمایشگاهی تهاجمی و غیرتهاجمی استفاده نمود ولی توصیهی کلی، استفاده از روشهای ارزیابی بالینی و معاینهی فیزیکی است. در نهایت بررسی و تشخیص علت ریزش مو فرآیندی پیچیده و گاهیاوقات وقتگیر است. گاهی مواقع معاینهی دقیق مو ممکن است شک به بیماریهای سیستمیکی همچون بیماریهای غدد درونریز را برانگیزد.
سامان احمدنصرالهی، حورناز حسنزاده، ترانه یزدانپرست، شادی مرامیزنوز، مهدی محیطیاصلی، علیرضا فیروز،
دوره 5، شماره 2 - ( تابستان 1393، دورهی 5، شمارهی 2 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از فرآوردههای ضدآفتاب یکی از مهمترین روشهای محافظت در برابر نورآفتاب است. ارزیابی بیخطری این محصولات با بررسی میزان حساسیت پوستی برروی داوطلبین انسانی انجام میپذیرد. شاخصهای بیوفیزیکی بهعنوان یک روش سریع و غیرتهاجمی جهت بررسی بیخطری استعمال محصولات آرایشی کاربرد دارد.
روش اجرا: پنج نوع ضدآفتاب موجود در بازار ایران انتخاب گردید و به کمک آزمونهای بیومتری پوست با استفاده از دستگاه MPA 580 Cutometer®، میزان تغییرات رخ داده بر شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم، رطوبت لایهی شاخی، pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین موردبررسی قرارگرفت.
یافتهها: هیچ تفاوت بالینی معنیداری در شاخصهای pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین پوست قبل و بعد از مصرف کرمهای ضدآفتاب مشاهده نشد. تفاوت در شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم و رطوبت لایهی شاخی در برخی ضدآفتابهای موردمطالعه بهدلیل وجود ترکیبات پوشاننده یا جذبکنندهی رطوبت در فرمولاسیون کرم پایه بود.
نتیجهگیری: مصرف ضدآفتابها سبب ایجاد واکنشهای حساسیتی در داوطلبین نگردید و میتوان این محصولات را برای مصرف توصیه نمود.
سامان احمدنصراللهی، حورناز حسنزاده، ترانه یزدانپرست، سمیه یدنگی، شادی مرامیزنوز، مهدی محیطیاصلی، علیرضا فیروز،
دوره 5، شماره 3 - ( دورهی 5، شمارهی 3، پاییز 1393 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از فرآوردههای مرطوبکننده یکی از مهمترین روشهای محافظت در برابر خشکی پوست است. ارزیابی بیخطری این محصولات با بررسی میزان حساسیت پوستی برروی داوطلبین انسانی انجام میپذیرد. شاخصهای بیوفیزیکی بهعنوان یک روش سریع و غیرتهاجمی جهت بررسی بیخطری استعمال محصولات آرایشی کاربرد دارد.
روش اجرا: دو نوع مرطوبکنندهی موجود در بازار ایران انتخاب شد و به کمک آزمونهای بیومتری پوست با استفاده از دستگاه Cutometer® MPA 580، میزان تغییرات رخداده بر شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم، رطوبت لایهی شاخی، pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: تفاوت معنیداری در شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم، pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین پوست قبل و بعد از مصرف کرمهای مرطوبکننده مشاهده نشد. در مقایسه با ناحیهی شاهد، افزایش رطوبت لایهی شاخی در کرم Neu Derm Renutrive Honey Shea از 09/0 به 39/0 و در کرم Neu Derm Optimal Hydrosenseاز 23/0 به 48/0 مشاهده شد (001/0P).
نتیجهگیری: استعمال مرطوبکنندههای موردبررسی واکنشهای حساسیتی در داوطلبین ایجاد نکرده، بنابراین میتوان مصرف این محصولات را بیخطر دانست. تفاوت در شاخص رطوبت لایهی شاخی در مرطوبکنندههای موردمطالعه بهدلیل وجود جذبکنندهی رطوبت در فرمولاسیون کرم بود.
ملاحت خاطری رودبرده، ناهید حسنزاده نعمتی،
دوره 11، شماره 4 - ( دوره 11، شمارهی 4 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیبهای پوستی میتواند عملکرد حیاتی آن را که محافظت از انسانها در برابر عوامل بیماریزا میباشد، دچار اختلال کند لذا تولید یک زخم پوش مناسب برای ترمیم پوست همواره از چالشهای محققین است. هدف از این مطالعه تولید یک فیلم هیدروژلی برای کاربرد بهعنوان زخم پوش بود.
روش اجرا: در تحقیق حاضر فیلمی هیدروژلی از جنس پلیوینیل الکل/هیالورونیک اسید/نانو اکسید روی بهمنظور کاربرد بهعنوان زخم پوش ساخته شد. برای این منظور سه فیلم با درصدهای متفاوت از ترکیبات ذکرشده با استفاده از روش ریختهگری حلال تهیه گردید. نمونههای سنتز شده با استفاده از آزمونهای FTIR، SEM، XRD، MTT و آزمون کشش ارزیابی شدند.
یافتهها: بررسی مورفولوژی نمونهها نشان داد که افزایش نانوذرات اکسید روی منجر به ایجاد تخلخل و رشد اندازه آنها در فیلمها شد. همچنین مشخص گردید که درصد ازدیاد طول فیلمها با افزایش نانو ذرات اکسید روی و هیالورونیک اسید افزایش یافته است. میزان درصد ازدیاد طول بهترتیب برای کمترین مقدار نانواکسید روی تا بیشترین (5، 10 و 15 درصد وزنی) بهترتیب برابر با ۱۵۹%، ۱۶۶% و ۲۳۰% بود. مطالعه MTT حاکی از زندهمانی سلولی بالای ۸۰% بر هر سه فیلم بود.
نتیجهگیری: فیلم حاوی ۱۵% اکسید روی میتواند گزینهی مناسبی برای کاربرد در ساخت زخمپوشها و مهندسی بافت پوست باشد.
ناهید حسنزاده نعمتی، کیمیا رضائیمقدم،
دوره 15، شماره 1 - ( دوره 15، شماره 1 1403 )
چکیده
در سالهای اخیر، حوزه پوست زیبایی شاهد پیشرفتهای چشمگیری در توسعه مواد و تکنیکهای نوآورانه با هدف افزایش زیبایی پوست و معکوسکردن علائم پیری بوده است. یکی از این پیشرفتها، ساخت و شناسایی فیلرها براساس ترکیبی از هیالورونیک اسید و پلیکاپرولاکتون است. این دسته از فیلرهای نوظهور بهدلیل خواص منحصربهفرد و عملکرد استثنایی خود در جوانسازی پوست و کانتورینگ صورت، محبوبیت زیادی بهدست آوردهاند.
در مطالعه حاضر برای رسیدن به هدف با مراجعه به متون منتشرشده در پایگاههای اطلاعاتی Civilica، Pubmed، Google scholar، Science Direct و SID اطلاعات مربوط به فیلرهای پوستی و تأثیرات استفاده از هیالورونیک اسید و پلیکاپرولاکتون در آنها جمعآوری شد و نتایج آنها مورد بررسی قرار گرفت. در مطالعه حاضر، با مرور بر مقالات موجود سعی بر آن بوده است که مزیتها و معایب استفاده از هیالورونیک اسید و پلیکاپرولاکتون و واقعیت تأثیرگذاری آنها بر ماندگاری فیلر و خواص تزریقپذیری آن موردبررسی قرار گیرد.
نتایج تحقیقات بسیاری از متخصصان و نتیجه حاصل از این مطالعه در حوزه فیلرهای زیبایی نشان میدهد که استفاده توأم از هیالورونیک اسید و پلیکاپرولاکتون بهعنوان دو ماده قدرتمند و موردبحث در حوزه زیبایی، حاکی از تأثیر مثبت این فیلرها بوده است بنابراین، با سرمایهگذاری در تحقیقات، میتوان درک و کاربرد فیلرهای هیالورونیک اسید / پلیکاپرولاکتون را پیش برد که منجر به بهبود درمانهای زیبایی پوست و افزایش رضایت بیمار میشود.
الهام رضائی جاریحانی، ناهید حسنزاده نعمتی،
دوره 15، شماره 3 - ( دوره 15، شماره 3 1403 )
چکیده
پیری و ایجاد چین و چروکها در قسمت صورت و گردن فرآیندهای طبیعی هستند که در طول زندگی فرد رخ میدهند. امروزه برای درمان این خطوط صورت تکنیکهای مختلفی وجود دارد. با درنظرگرفتن خطرات و عوارض جراحیهای زیبایی، تکنیک لیفت صورت، پیشنهاد داده میشود. در مطالعه حاضر، با مراجعه به متون علمی معتبر منتشرشده در پایگاههای اطلاعاتی Pubmed،Google Scholar، Science Direct و Web Of Science اطلاعات مربوط به عمل لیفتینگ با نخ پلیمری برای بهبود ظاهر صورت افتاده و پتوز جمعآوری و در بررسیهای انجامشده، مشاهده شد که نخهای پلیمری زیستتخریبپذیر، در موقعیت هدف، سبب تحریک و کلاژنسازی پوست میشوند و بیشتر مورد توجه بیماران و پزشکان قرار گرفتهاند. طی لیفت صورت با نخ پلیمری، بیمار دچار عوارض کمتری نسبت به روشهای سنتی میشود. استفاده از نخهای لیفتینگ با خارهای سطحی و قابلیت زیستتخریبپذیر، برای لیفت بافت نرم صورت بهدلیل بهبودی سریع و هزینه کم، محبوب و جذاب بهشمار میآیند. هرچند با وجود عوارض کم این روش، برخی از بیماران بعد از لیفت، به دلیل نارضایتی از ظاهر خود تصمیم به برداشتن نخهای لیفتینگ داشتهاند. امروزه انواع مختلفی از نخهای قابل جذب در بازار موجود است که ترکیبات مختلف و بسته به محل مورد استفاده طراحی مختلفی دارند. در این مطالعه نخهای زیستتخریبپذیر پلیدیوکسانون (PDO)، پلیکاپرولاکتون (PCL) و پلیلاکتیکاسید (PLLA) بحث خواهد شد.
فائزه روشنبخت، ناهید حسنزاده نعمتی، ندا عطاران کاخکی،
دوره 16، شماره 1 - ( دوره ۱6، شماره 1 1404 )
چکیده
عفونتهای پوستی ناشی از باکتریهای بیماریزا مانند استافیلوکوکوس اورئوس و سودوموناس آئروژینوزا بهویژه در شرایط مقاومت آنتیبیوتیکی، به چالشی جدی در حوزه درمانهای ضدباکتریایی تبدیل شدهاند. در این راستا، استفاده همزمان از ترکیبات آنتیبیوتیکی کلاسیک با نانوساختارهای پیشرفته، رویکردی نوین و مؤثر بهشمار میرود. ناراسین، یک آنتیبیوتیک یونوفور با منشأ طبیعی، به دلیل توانایی در اختلال عملکرد غشای سلولی و انتقال یونها، پتانسیل بالایی در مهار رشد باکتریها دارد. از سوی دیگر، نانوساختارهای سیلیکایی، بهویژه نانوذرات مزوپور سیلیکا، بهدلیل ویژگیهایی همچون زیستسازگاری، قابلیت بارگذاری دارو، رهایش کنترلشده و تولید گونههای اکسیژن فعال، نقش مهمی در تقویت فعالیت ضدباکتریایی ایفا میکنند.
مطالعات اخیر نشان دادهاند که ترکیب ناراسین با نانوساختارهای سیلیکا، موجب تقویت اثرات همافزای ضدباکتریایی، افزایش پایداری دارویی و بهبود نفوذ به بیوفیلمهای باکتریایی میشود. همچنین این ترکیب در کاهش دوز مصرفی و سمیت سیستمیک نیز مؤثر بوده است. با وجود نتایج امیدوارکننده در مدلهای آزمایشگاهی و حیوانی، چالشهایی نظیر ارزیابی سمیت سلولی، کنترل دقیق رهایش و نیاز به مطالعات بالینی گسترده همچنان پابرجاست.
در این مقاله، ضمن بررسی جامع ویژگیها و عملکرد ناراسین و نانوساختارهای سیلیکایی، به مکانیسمهای اثرگذاری ترکیبی آنها بر باکتریهای بیماریزای پوستی پرداخته شده و چشماندازهای آینده در توسعه درمانهای نانوبیوتکنولوژیک مرور میگردد.