جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای دانش‌پژوه

سیده‌نوشین قلندرپورعطار، نرگس قندی، کامبیز کامیاب حصاری، مریم غیاثی، مریم دانش‌پژوه، مژگان کاربخش، شیدا شمس،
دوره 2، شماره 2 - ( 4-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: پمفیگوس یک بیماری تاولی خودایمن اختصاصی پوست و غشاهای مخاطی است که در مطالعات پیشین همراهی آن با بیماری‌های بافت همبند مشاهده شده است. با توجه به این مسئله، وجود اتوآنتی‌بادی‌هایی از قبیل Anti Nuclear Antibodies (ANA) در مبتلایان دور از ذهن نمی‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی ANA مثبت در بیماران پمفیگوس‌ولگاریس و مقایسه‌ی آن با گروه کنترل بوده است.
روش اجرا: در این مطالعه‌ی مورد ـ شاهدی گروه بیماران از میان بیماران مبتلا به پمفیگوس‌ولگاریس بستری در بیمارستان رازی تهران و گروه شاهد از میان مراجعین غیرمبتلا انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات فرم ثبت داده‌ها بود که درآن متغیرهایی مانند سن، جنس، فنوتیپ بیماری و نتیجه‌ی آزمایش ANA ثبت می‌شد. در این مطالعهANA به روش ایمونوفلورسانس غیرمستقیم (HEP2) اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: در 26.7% بیماران (8 نفر از 30 نفر) مبتلا به پمفیگوس‌ولگاریس و 10% افراد گروه کنترل (3 نفر از 30 نفر) ANA مثبت گزارش گردید (0.095=P). شایع‌ترین الگوی ANA در بیماران الگوی هموژن و در افراد گروه کنترل الگوی نقطه‌ای بود (0.206=P).
نتیجه‌گیری: در این مطالعه، فراوانی موارد مثبت ANA در گروه شاهد مشابه با مطالعات پیشین بود، اما در گروه بیماران مبتلا به پمفیگوس‌ولگاریس فراوانی به‌دست‌آمده با آمار موجود در برخی مطالعات قبلی متفاوت بود. تفاوت در میزان حساسیت کیت‌های آزمایشگاهی و آستانه‌ی مثبت درنظرگرفتن ANA و تفاوت در نحوه‌ی گزینش بیماران مورد مطالعه، از جمله عواملی است که می‌تواند توجیه‌کننده‌ی این اختلاف باشد. پی‌گیری بالینی بیماران مبتلا به پمفیگوس‌ولگاریس و درخواست ANA درصورت وجود علایم بیماری‌های بافت همبند توصیه می‌شود.


نیلوفر تاری، حمیدرضا محمودی، سیدحامد حسینی، کامران بلیغی، مریم دانش‌پژوه، ، ، ،
دوره 3، شماره 2 - ( 4-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: خارش، علامت اصلی بسیاری از بیماری‌های پوستی و نیز علامت شایعی در بیماری‌های سیستمیک می‌باشد. خارش محرکی است که به‌طور مستقیم قابل اندازه‌گیری نیست و معمولاً تعیین شدت خارش توسط بیمار با معیارهای آنالوگ ویژوال اندازه‌گیری می‌شود. اما هیچ‌کدام از این‌ها اثر خارش بر کیفیت زندگی بیماران را اندازه‌گیری نمی‌کنند، لذا در این مطالعه بر آن شدیم که پرسش‌نامه‌ی "کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به خارش (ItchyQoL)" را به فارسی ترجمه کرده و پایایی و روایی آن را بسنجیم.

روش اجرا: پرسش‌نامه‌ی (ItchyQoL) توسط دو فرد دو زبانه به فارسی ترجمه شد و سپس مجدداً توسط دو فرد دو زبانه‌ی دیگر به انگلیسی برگردانده شد. در نهایت با تطابق نمونه‌ی اولیه و ثانویه و بازنگری سؤالات نسخه‌ی فارسی پرسش‌نامه حاضر گردید. پرسش‌نامه توسط 44 بیمار که دارای بیماری پوستی خارش‌دار بودند، در دو نوبت به فاصله‌ی 72 ساعت پر شد. سپس پاسخ‌ها جهت بررسی پایایی و روایی ساختاری پرسش‌نامه از نظر آماری تحلیل شد.

یافته‌ها: نسخه‌ی فارسی ItchyQoL دارای همبستگی درونی و تکرارپذیری است. هم‌چنین پایایی پرسش‌نامه از طریق متد آزمون ـ بازآزمون بررسی شد که معنی‌دار بود. پایایی ساختاری توسط بررسی رابطه‌ی بین شدت و تناوب خارش با مجموع امتیازها در سه محور اصلی علایم، اختلال عملکرد و احساسات بررسی شد که در تمامی موارد به استثنای محور اختلال عملکرد معنی‌دار بود.

نتیجه‌گیری: نسخه‌ی ترجمه‌ به فارسی پرسش‌نامه‌ی خارش روایی و پایایی قابل قبولی دارد


مریم میراحمد، نسیم توتونچی، پوریا اصیلی، حمیدرضا محمودی، کامبیز کامیاب، محمد مهدوی، فائزه خراسانی‌زاده، مریم دانش‌پژوه،
دوره 15، شماره 2 - ( دوره 15، شماره‌ 2 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: لیشمانیاز جلدی یکی از مسائل مهم بهداشت عمومی در کشورهای در حال توسعه مانند ایران و شایع‌ترین فرم آن، لیشمانیای جلدی است که به‌صورت یک ضایعه اولسراتیو یا ندولی ظاهر می‌شود. هدف این مطالعه، بررسی ویژگی‌های هیستوپاتولوژیک و بالینی بیماران با لیشمانیوز جلدی بود.

روش اجرا: این مطالعه مقطعی روی 70 بیمار لیشمانیوز جلدی انجام شد که از سال 1397 تا 1401 به بیمارستان پوست رازی مراجعه کرده بودند و تشخبص بیماری با پاتولوژی تأیید شده بود.

یافته‌ها: سن بیماران از 2 تا 76 سال متغیر بود و میانگین آن 26/42±86/20 سال بود. اکثریت بیماران مرد بودند (3/54%). نوع ضایعات پلاک‌دار شایع‌ترین نوع بود (3/64%). ازنظر محل ضایعه، صورت و اندام‌های فوقانی با فراوانی‌های 1/47% و 3/34% بیشتر از سایر نواحی دیده شدند. تمامی بیماران در سونوگرافی شواهد سلولیت داشتند. شایع‌ترین تغییر اپیدرم، هایپرکراتوزیس (8/42%) بود. در مورد تغییرات هیستوپاتولوژیک در درم، نفوذ لنفوسیت‌ها (4/61%)، سلول‌های پلاسما (6/58%) و هیستیوسیت‌ها (6/48%)، همچنین تشکیل گرانولوم (3/54%) و حضور اجسام لیشمن (3/54%) تغییرات غالب بودند. برخی بیماران اشکال غیرطبیعی لیشمانیوز جلدی داشتند، به‌طوری‌که شش نفر از آن‌ها لیشمانیای جلدی لوپویید و پنج نفر لیشمانیای جلدی اسپورتریکوئید داشتند.

نتیجه‌گیری: مردان و افرادی که در میانسالی بودند، بیشتر در معرض عفونت قرار داشتند بنابراین، پیشنهاد می‌شود که به‌طور خاص در برنامه‌های پیشگیرانه مورد توجه قرار گیرند. علاوه‌براین، ارزیابی یافته‌های هیستوپاتولوژیک لیشمانیوز جلدی، شامل لیشمانیای جلدی لوپویید و لیشمانیای جلدی اسپورتریکوئید، می‌تواند انواع لیشمانیا را از سایر بیماری‌های جلدی متمایز کنند.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پوست و زیبایی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb