فاطمه وندرجبپور، رضا رئوفیان، فاطمه غلامعلی، پدرام نورمحمدپور، مرتضی هاشمزادهچالشتوری، مینا تبریزی،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
کارسینوم سلول بازال اولین و شایعترین سرطان در ایران و جهان است و در آینده، شیوعی برابر با کل سرطانهای دیگر خواهد داشت. مسیر سیگنالینگ Hedgehog (Hh) در بیماریزایی این سرطان نقش بهسزایی دارد. بهطوری که جهش در ژن PTCH و Smo عامل حدود 75% تا 95% از کل موارد کارسینوم سلول بازال اسپورادیک و اغلب کارسینوم سلولهای بازال ارثی را دربرمیگیرند. امروزه، گزینههای درمانی متعددی برای درمان این نوع سرطان موجود است که از بین درمانهای موجود، روش جراحی Mohs و روش جراحی و برداشتن ضایعه با حاشیهی آن بهترین و مؤثرترین روش درمان برای این بیماری میباشند. با توجه به پیشرفتهای علمی حاضر و شناسایی مسیرهای مولکولی درگیر در این سرطان، درمانهای دارویی مهارکنندهی مسیر Hh بسیار مورد توجه قرار گرفتهاند. از این بین، داروی Vismodegib در سال 2012 توسط سازمان غذا و داروی آمریکا بهعنوان دارویی جهت درمان کارسینوم سلول بازال متاستاتیک به ثبت رسیده است. بدینترتیب شاید بتوان از این سری داروها بهطور هدفمند، بهعنوان درمانهای امیدبخش برای سرطان در آینده استفاده کرد.
فاطمه ترکاشوند، عبدالله چالهچاله، سینا وفی،
دوره 15، شماره 4 - ( دوره ۱۵، شماره 4 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ناهمگنی روشنایی تصاویر یکی از چالشهای مهم در پردازش تصاویر کامپیوتری است که میتواند منجر به نتایج نادرست در قطعهبندی تصاویر شود. علیرغم وجود روشهای متعدد قطعهبندی، مطالعات کمی درخصوص تأثیر ناهمگنی روشنایی و انتخاب بهترین کانالهای رنگی در قطعهبندی انجام شده است. در این مقاله، از فضاهای رنگی مختلف برای تشخیص خودکار ضایعات پوستی استفاده شده است.
روش اجرا: در این تحقیق از روش قطعهبندی LSE (Level Set Evolution) همراه با هموارسازی شدتها برای شناسایی کامپیوتری ضایعات پوستی استفاده شده است. ابتدا ناهمگنی روشنایی کاهش یافته و تصویر یکنواختتری ایجاد میشود، سپس با قطعهبندی پیشنهادی دامنه تصویر به مناطق مجزا تفکیک میشود. این روش باعث تشخیص دقیقتر ضایعات پوست میگردد.
یافتهها: روش پیشنهادی بر روی 200 تصویر درموسکوپی از مجموعه دادههای شناختهشده PH2 با استفاده از کانالهای رنگی مختلف آزمایش شده است. نتایج نشان میدهد که این روش در مقایسه با سایر روشها، عملکرد بهتری دارد. صحت 97%، حساسیت 98%، اختصاصیت 99% و ضریب دایس 92% بهدست آمده است.
نتیجهگیری: این روش توانایی جداسازی و تشخیص دقیق ضایعات را دارد و میتواند در فرآیند درمان ضایعات پوستی به پزشکان کمک کند.