کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
26 نتیجه برای موضوع مقاله:
آمنه یزدانفر، الهام قاسمی،
دوره 2، شماره 2 - ( 4-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین بدخیمی در کل دنیا سرطان پوست است که با ایجاد ناتوانی بالا و مرگومیر نسبتاً پایین همراه است (بهجز برای ملانوم که مرگومیر بالایی دارد). در دهههای اخیر بروز سرطان پوست افزایش یافته است که مهمترین عوامل خطر آن نور خورشید و نوع پوست است. هدف این مطالعه بررسی فراوانی انواع مختلف سرطانهای پوست در بیماران مراجعهکننده به بیمارستان سینای همدان طی 17 سال است.
روش اجرا: در یک مطالعهی مقطعی، 951 بیمار مبتلا به انواع مختلف سرطانهای پوست، وارد مطالعه شدند. برای هر بیمار مشخصات مربوط به سن، جنس، محل سکونت، شغل، نوع پاتولوژیک سرطان پوست و محل بروز تومور از پروندهی بیمار استخراج شد.
یافتهها: در این مطالعه میانگین سنی بیماران مبتلا به سرطان پوست، 15.3±61.6 سال (حداقل 2 و حداکثر 100سال) بود و اکثر آنها (67.2%) مرد و کارگر (38%) بودند. شایعترین انواع پاتولوژیک سرطانهای پوست، سرطان سلول بازال ((BCC) (59% و سرطان سلول سنگفرشی ((SCC) (29% بودند. صورت با 61.2% شایعترین محل درگیری و ناحیهی تناسلی با 0.4% نادرترین محل بروز تومور بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشانگر آن بود که سرطان پوست در مردان سنین بالا و کارگران شایعتر است. توصیه میشود برنامههای غربالگری جهت تشخیص این بیماری در مراحل اولیهی آن، در مردان مسن، بهویژه آنان که بهواسطهی شغلشان در مواجههی زیاد با نور آفتاب قرار دارند، انجام شود.
اکرم انصار، محمود فرشچیان، سیدمصطفی قاسمزاده،
دوره 2، شماره 2 - ( 4-1390 )
چکیده
محمود فرشچیان، قاسم رحمتپور رکنی، مهناز شریفیان،
دوره 2، شماره 4 - ( 10-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: واکنشهای دارویی ناخواسته یک پیامد اجتنابناپذیر از درمانهای دارویی میباشند که باعث مرگ و ناتوانی بیماران میگردد. واکنشهای دارویی پوستی تقریباً در 3-2% از بیماران بستری در بیمارستان دیده شده ولی تنها 2% آنها شدید و کشنده میباشند. در این مطالعه بر آن شدیم تا به بررسی دو سالهی بیماران بستری و سرپایی مبتلا به واکنشهای دارویی پوستی ازنظر نوع تظاهرات بالینی، سن، جنس و نوع داروی مصرفی بپردازیم.
روش اجرا: این مطالعه، یک مطالعهای مقطعی بود که بر روی 308 بیمار با تشخیص واکنشهای دارویی ناخواستهی پوستی مراجعهکننده به بیمارستان فرشچیان همدان طی دو سال انجام شد. در ابتدا از کلیهی بیماران مشکوک، شرححال کامل بالینی و دارویی گرفته شد و سپس توسط متخصص پوست مجرب معاینه شده و ضایعات منطبق با اشکال بالینی قطعی واکنشهای دارویی وارد مطالعه شدند. اطلاعات گردآوری شده وارد نرمافزار SPSS و دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون t توصیف و تحلیل شدند.
یافتهها: در بین 308 بیمار واردشده در مطالعه 114 بیمار مرد (37%) و 194 بیمار خانم (63%) بودند، میانگین سنی مجموع شرکتکنندگان (میانگین±انحراف معیار) 8/16±3/35 سال بود. 163 بیمار (9/52%) مبتلا به کهیر حاد دارویی، 57 بیمار (5/18%) با بثورات ثابت دارویی و 46 بیمار (9/14%) مبتلا به بثورات اگزانتماتیک بودند. آنتیبیوتیکها (7/42%) و سپس داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی (5/16%) بیشترین داروی مصرفی در بیماران بوده است.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد واکنش دارویی بیشتر در خانمها رخ داده و آنتیبیوتیکها بهویژه بتالاکتامها و داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی شایعترین داروهای ایجادکنندهی واکنشهای دارویی ناخواسته پوستی میباشند. همچنین کهیر دارویی شایعترین نوع بالینی واکنش دارویی بوده است. این یافته مغایر با سایر مقالات بوده است.
محمود فرشچیان، اکرم انصار، سعادت ترابیان، سیدمصطفی قاسمزاده،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: علاوه بر افزایش سن و نقص ایمنی، عوامل خطرساز متعددی برای ابتلا به هرپس زوستر مورد بررسی قرار گرفتهاند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی سابقهی خانوادگی ابتلا به زوستر بهعنوان یکی از عوامل خطرساز برای ابتلا به این بیماری بود.
روش اجرا: این مطالعهای مورد ـ شاهدی در بخش و درمانگاه پوست بیمارستان فرشچیان همدان انجام شد. گروه مورد شامل بیماران با تشخیص قطعی هرپس زوستر بودند. گروه شاهد شامل افراد غیرمبتلا به این بیماری بودند که از بین بیماران مبتلا به سایر بیماریهای پوستی یا همراهان آنها انتخاب شد. ابتلا به نقص ایمنی بهعنوان معیار خروج از مطالعه در نظر گرفته شد. اطلاعات هر دو گروه مورد و شاهد بر اساس پرسشنامههای مخصوص و توسط همکاران غیرمطلع از نحوهی گروهبندی افراد و اهداف مطالعه جمعآوری شد. برای مقایسهی سابقهی خانوادگی بهعنوان یک عامل خطرساز بین دو گروه مورد مطالعه، آزمون مربع کای و محاسبهی Odds Ratio (OR) با فاصله اطمینان 95% (95% Confidence Interval) انجام گرفت.
نتیجهگیری: این مطالعه، سابقهی خانوادگی ابتلا به هرپس زوستر را بهعنوان عاملی خطرساز برای این بیماری معرفی مینماید.
اکرم انصار، ولی الله حسین پور، عباس زمانیان، محمود فرشچیان،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: (CRP) C-reactive protein یک بیومارکر التهابی است که سطح آن در بیماری پسوریازیس بالا میرود. همچنین میزان آن با نمرهی (PASI) Psoriasis Area and Sevirity Index ارتباط مستقیم دارد.
روش اجرا: سطح سرمی CRP قبل و بعد از درمان با فتوتراپی با narrow-band ultraviolet B (NB-UVB) اندازهگیری و نتایج با توجه به بهبودی در نمرهی PASI تحلیل شد.
یافتهها: سطح CRP اولیه در بیماران مبتلا به پسوریازیس بالا بود و این مقدار بهطور معنیداری بعد از درمان کاهش یافت. بیمارانی که در ابتدای مطالعه CRP بالایی داشتند، درگیری وسیعتر و شدیدتر پوستی داشتند. بیشترین کاهش مقدار CRP نیز در افرادی دیده شد که پاسخ بهتری به درمان دادند و 75% PASI بالاتری دارند. یک همراهی بین نمرهی PASI اولیه و CRP پایه نیز وجود داشت.
نتیجهگیری: بیمارانی که مبتلا به پسوریازیس پلاکی متوسط تا شدید بودند التهاب سیستمیک نیز داشتند که این التهاب با سطح بالای CRP آنها نشان داده شد. فعالیت بیماری پوستی، همراهی معنیداری با بالارفتن CRP داشت. فتوتراپی که باعث بهبود ضایعات پوستی پسوریازیسی میشد سبب کاهش التهاب و در نتیجه پایینآمدن سطح CRP میشد.
علیرضا مرادی، سید جلال بطحایی، مسعود شجاعیان، علی نشانی، مجید رحیمی، احسان مصطفوی،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: شپش سر یکی از شایعترین آلودگیهای انگلی در جهان است. این آلودگی در بسیاری کشورها از جمله ایران شایع میباشد. آلودگی شپش سر باعث مشکلات جدی بهداشتی در بسیاری از جوامعبه ویژه در کودکان مدارسمیگردد مطالعهی حاضر متعاقب یک همهگیری شپش سر در دانشآموزان شهرستان بهار باهدفتعیین عوامل مؤثر بر این همهگیری شپش سر در بهار سال 1390 انجام گرفت
روش اجرا: در این مطالعهیمقطعی اطلاعات زمینهای و اپیدمیولوژیک کلیهی بیمارانی که در زمان همهگیری شپش سر در شهرستان بهار در استان همدان آبانماه تا پایان دیماه 1390 با تشخیص آلودگی شپش سر تحت پیگیری و درمان قرار گرفته بودند، توصیف و تحلیل شد
یافتهها: از مجموع 17722دانشآموز شهرستان، تعداد 1217 نفر (6.7%) به شپش سر مبتلا شده بودند. جنسیت 98.1% از دانشآموزان آلوده دختر بود. محل سکونت 59.3% شهر و 40.7% روستا بود. 57.6%دانشآموزان آلوده در مقطع ابتدایی تحصیل میکردند. از نظر آماری تفاوت معنیداری بین آلودگی به شپش سر و متغیرهای جنس، محل سکونت و مقطع تحصیلی وجود داشت
نتیجهگیری: برای اولین بار بودکه آلودگی به شپش سر در شهرستان بهار بهصورت همهگیری در بیندانشآموزان روی داد. از آنجا که احتمالاً عدم رعایت بهداشت فردی و عمومی توسط کارگران فصلی و مهاجر چادرنشین باعث شیوع بیماری در این منطقه شده بود، فراهمکردن تسهیلات رفاهی و بهداشت برای کارگران و ارتقاء آگاهی آنها، مردم ودانشآموزان در خصوص راههای پیشگیری از ابتلا به شپش سر و درمان بهموقع موارد آلوده ضروری است.
فرزاد جلیلیان، محمد احمدپناه، مهرداد کریمی، ایرج صالحی، علیاصغر وحیدنیا، شهره امدادی،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف بیرویه محصولات آرایشی میتواند زمینهساز عوارض متعددی برای فرد شود. این مطالعه با هدف تعیین شیوع و انگیزهی مصرف محصولات آرایشی در بین دختران دانشجو انجام شده است.
روش اجرا: این مطالعه مقطعی روی 540 نفر از دانشجویان دختر دانشگاههای شهر همدان انجام گرفت. شرکتکنندگان به روش نمونهگیری تصادفی ساده با انتصاب متناسب از بین دانشگاههای مختلف همدان انتخاب شده و پرسشنامهای که شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیک و نوع محصول آرایشی مصرفی بهصورت خودگزارشدهی از آنان بود، تکمیل شد.
یافتهها: از بین محصولات آرایشی رژ لب (62.2%)، خط چشم (50.9%) و ریمل (43.3%) بیشترین مصرف را در بین دانشجویان مورد بررسی داشته و بیشترین دلیل مصرف، حس زیبایی و کسب اعتماد به نفس ذکر شده بود.
نتیجهگیری: با در نظر گرفتن یافتههای این مطالعه، بهنظر میرسد ارائهی برنامههای آموزشی در خصوص ارتقاء عزتنفس در بین دانشجویان بتواند نتایج سودمندی را در پیشگیری از مصرف بیمورد محصولات آرایشی به دنبال داشته باشد.
محمود فرشچیان، الهه سلطانیه، لیلا موسوی، حسین محجوب، عباس زمانیان، هاله ناظریان، ،
دوره 3، شماره 2 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: پسوریازیس یک بیماری
مزمن و التهابی با شیوع 4.8% - 0.6% در جامعه است. هدف ما در این مطالعه، مقایسهی
تأثیر NB-UVB (بهعنوان یکی از روشهای درمانی شایع) بر روی فلور نرمال موجود
بر پلاکهای پسوریاتیک و پوست سالم بود.
روش اجرا: 20 بیمار مبتلا به
پسوریازیس که فاقد کنترااندیکاسیونهای فتوتراپی بودند، وارد مطالعه شدند. از
پلاکهای پسوریاتیک و پوست سالم ناحیهی مجاور پلاک، قبل و بعد از فتوتراپی با NB-UVB،
نمونهبرداری شد. بیماران، سه جلسه در هفته تا پاکشدن کامل ضایعات، تحت فتوتراپی
قرار گرفتند. در نهایت، میزان کمی فلور نرمال پوست در نواحی سالم و درگیر، قبل و
بعد از درمان، با هم مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: میانگین تعداد جلسات فتوتراپی، 26.35±4.95 جلسه و میانگین دوز اشعه NB-UVB ،2.05±0.57 J/cm2 بود. میزان کمی استافیلوکوک
اپیدرمیدیس، استافیلوکوک اورئوس و دیفتروئید بر روی پلاکهای پوستی پسوریاتیک، بعد
از فتوتراپی، کاهش یافت.
نتیجهگیری: میزان کمی فلور نرمال
پوست در نواحی سالم، کمتر از پلاکهای پسوریاتیک است و این میزان بعد از فتوتراپی،
چه در نواحی سالم و چه در نواحی درگیر، کاهش مییابد.
اکرم انصار، مریم تمیمی، لیلا موسوی، سعادت ترابیان،
دوره 3، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: کارسینوم سلول بازال شایعترین سرطان است. شیوع این تومور طی دهههای اخیر افزایش یافته است. برداشت کامل درمان استاندارد آن است، هرچند که همچنان احتمال عود براساس خصوصیات بالینی تومور وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی توزیع دموگرافیک و فراوانی آزادبودن بافتشناسی حاشیهی برداشت جراحی کارسینوم سلول بازال بود.
روش اجرا: در ضایعات مشکوک به کارسینوم سلول بازال که در اتاق عمل پوست بیمارستان فرشچیان همدان به صورت جراحی الیپتیکال با حاشیهی 5 میلیمتری از پوست سالم برداشته شدند،متغیرهای زیر بررسی شد: سن، جنس، محل آناتومیک، دورهی بیماری، تشخیص اولیهی بالینی، نوع بافتشناسی و درگیربودن حاشیهی جراحی با سلولهای تومورال.
یافتهها: در مجموع 125 ضایعه در 115 بیمار بررسی شدند که 70 نفر از آنان مرد و 45 نفر زن بودند. دامنهی سنی بیماران از 32 تا 93 سال با میانگین 64.4 سال بود. بیش از 96% ضایعات برروی سر و گردن قرار داشتند. نوع بافتشناسی ندولر در 61% ضایعات دیده شد. در کل 20% ضایعات بهطور ناکامل برداشته شده بود. عوامل مؤثر برروی برداشت ناکامل شامل سن بالا و محل آناتومیک (گوشها و اطراف چشم) بود، اما جنس، نوع بافتشناسی، تشخیص اولیهی بالینی و طول بیماری رابطهی معناداری با برداشت ناکامل نداشت. تشخیص بالینی تقریباً همیشه با بررسی بافتشناسی مطابقت داشت.
نتیجهگیری: برای اجتناب از جراحیهای مکرر و احتمال ناکاملبودن جراحی در مناطق پرخطر به ویژه در سالمندان لازم است کارسینوم سلول بازال با حاشیهی وسیع یا به روش Mohs برداشته شود.
محمود فرشچیان، اکرم انصار، محمدرضا سبحان، سعادت ترابیان،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: پسوریازیس یک بیماری مزمن و شایع پوست است. بهنظر میرسد شیوع عوامل خطرساز بیماریهای قلبی ـ عروقی در این بیماران بیشتر از افراد سالم جامعه است. این مطالعه بهمنظور بررسی گروهی از این ریسک فاکتورها در این بیماران و مقایسه با گروه شاهد انجام گردید.
روش کار: این مطالعه مورد ـ شاهدی در سالهای 1390 و 1391، در 55 بیمار مبتلا به پسوریازیس انجام شد. گروه شاهد 55 نفر افرادی بودند که از لحاظ سن و جنس با گروه مورد همسان شدند. متغیرهایی مانند سن، جنس، شاخص تودهی بدنی، مصرف سیگار و الکل، نوع بیماری و سطوح خونی تریگلیسرید، کلسترول تام، LDL، HDL و قند خون ناشتا ارزیابی و در دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: آنالیزدادهها با رگرسیون لجستیک نشان داد که دو گروه از نظر متغیرهای مصرف سیگار (P=0.02, OR: 2.2, 95%CI: 1.1-3.2)، فشارخون سیستولی (P=0.004, OR: 1.07, 95%CI: 1.02-1.33)، تریگلیسرید (P=0.005,OR: 1.02, 95%CI: 1.0-1.34) و P=0.03, OR: 1.04, 95%CI: 1.0-1.09) LDL) تفاوت معنیداری داشتند.
نتیجهگیری: بالاتربودن چربیهای خون و فشارخون سیستولی در بیماران مبتلا به پسوریازیس میتواند خطر بیماریهای قلبی ـ عروقی را در آنها بالا ببرد. بنابراین، غربالگری این بیماران از نظر هایپرلیپیدمی و هیپرتانسیون، صرفنظر از شدت بیماری، توصیه میشود. همچنین آموزش بیماران برای کاهش مصرف سیگار بهعنوان بخشی از درمان پسوریازیس پیشنهاد میگردد.
اکرم انصار، لیلا جهانگرد، پویان پهلوانی، بهمن رسولی، سعادت ترابیان، سحر رسولی،
دوره 4، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده
زﻣﻴﻨﻪ و ﻫدف: پسوریازیس یکی از بیماریهای
پوستی مزمن و شایع بوده که روی ﺟﺴﻢ و زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻴﻤﺎران تأثیرگذار است. امروزه کیفیت
زندگی، یکی از مهمترین موضوعات تحقیقات بالینی بوده و بررسی آن بهمنظور ارزشیابی
مداخلات درمانی انجام میشود. هدف از این مطالعه شناخت بهتر ابعاد مختلف کیفیت زندگی
بیماران مبتلا به پسوریازیس ولگاریس میباشد.
روش اﺟﺮا: در اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪی مورد ـ شاهدی
ﻛﻪ در ﺳﺎل 1391 اﻧﺠﺎم ﺷﺪ، 100 ﺑﻴﻤﺎر ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﭘﺴﻮرﻳﺎزﻳﺲ و 100 نفر نیز که بیماری خاصی
در آنها وجود نداشت بهعنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻴﻤﺎران ﺑﺎ
اﺳﺘﻔﺎده از ﭘﺮﺳﺶﻧﺎﻣﻪی استاندارد ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ (SF-36)
ﻣﻮرد ارزﻳﺎﺑﻲ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ و ﻧﻤﺮهی اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻪدﺳﺖآﻣﺪه ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده
از آزمونهای آﻣﺎری مربع کای و t ﻣﻮرد ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ.
ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎ: ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﻧﻤﺮهی کلی ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ
گروه بیماران مبتلا به پسوریازیس برابر 65.05±15.51 و بهطور معناداری
از گروه شاهد (78.31±11.93) پایینتر
بود (P<0.001) کیفیت زندگی بیماران در همهی ابعاد غیر از دو بعد
نقش فیزیکی و نقش عاطفی اختلاف معناداری با گروه شاهد داشت (P<0.05).
ﻧﺘﻴﺠﻪﮔﻴﺮی: در مطالعهی حاضر نیز
بیماران مبتلا به پسوریازیس ولگاریس کاهش قابلتوجهی در کیفیت زندگی در مقایسه با
گروه شاهد داشتند. لذا توجه ویژه به بیماران و یافتن تدابیری برای مدیریت و بهبود بخشی
جنبههای مختلف زندگی بیماران اعم از مادی و روحی ضروری است.
آمنه یزدانفر، محمدرضا احمدپناه، زهره خردمند،
دوره 5، شماره 1 - ( دورهی 5، شمارهی 1 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: ویتیلیگو و آکنه از بیماریهای مزمن پوستی شایع با تأثیرات زیباییشناختی بوده که جنبههای مختلف کیفیت زندگی را متأثر میسازند. این مطالعه جهت ارزیابی کیفیت زندگی در مبتلایان به آکنه یا ویتیلیگو و بررسی متغیرهای مؤثر برآن طراحی شد.
روش کار: این مطالعهی مقطعی بر روی 132 بیمار مبتلا به ویتیلیگو و 136 بیمار مبتلا به آکنه انجام گرفت. دادههای بیماران با استفاده از پرسشنامهای برای جمعآوری اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی کیفیت زندگی (Dermatology Life Quality Index [DLQI]) گردآوری شد. سپس دادهها با استفاده از نسخهی 16 نرمافزار SPSS مورد توصیف و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین سنی مبتلایان به ویتیلیگو و آکنه بهترتیب 7/5±8/22 و 5/11±9/28 سال بود. فراوانی نسبی زنان در مبتلایان ویتیلیگو و آکنه بهترتیب برابر 5/54% و 8/83% بود که بیماران ازنظر سن و جنس به روش طبقهبندی همسان شدند. بین نمرهی کیفیت زندگی با سن، تأهل، شغل، سکونت، تحصیلات و سن ابتلا در گروه بیماران ویتیلیگو ارتباط معنادار آماری پیدا نشد. بین نمرهی کیفیت زندگی با سن، تأهل، شغل، سکونت، تحصیلات و سن ابتلا در گروه بیماران آکنه نیز ارتباط معنادار آماری پیدا نشد. میانگین نمرهی کیفیت زندگی در گروه ویتیلیگو و آکنه بهترتیب 75/6 و 05/7 بود که ازنظر آماری معنادار نبود (08/0P=)، ولی در دو خردهمقیاس احساسات و علائم (002/0P=) و خردهمقیاس روابط شخصی (02/0P=) تفاوت معنادار وجود داشت. مبتلایان به ویتیلیگوی مزمنتر بهطور قابل ملاحظهای کیفیت زندگی پایینتری داشتند (008/0P=). بین کیفیت زندگی و شکل درگیری در ویتیلیگو رابطهی معنادار آماری یافت شد و مبتلایان به فرم منتشر نسبت به فرم موضعی نمرهی کیفیت زندگی بالاتری کسب کردند (032/0P=). در مبتلایان به آکنه، در صورت ابتلا به فرم شدید آکنه کیفیت زندگی افت بیشتری کرده بود (002/0P=). میانگین نمرهی کیفیت زندگی برحسب جنس در هیچیک از بیماریها تفاوت معنیدار نداشت. اختلاف میانگین نمرهی کیفیت زندگی بین دو گروه ویتیلیگو و آکنه برحسب متغیرهای شغل، سکونت و تحصیلات ازطریق آزمون آنالیز واریانس دوطرفه نیز ازنظر آماری معنادار نبود.
نتیجهگیری: در این مطالعه کیفیت زندگی مبتلایان به آکنه و ویتیلیگو تحت تأثیر ماهیت، شدت و وسعت بیماری و مدت ابتلا قرار دارد. این نتایج لزوم توجه پزشکان و روانشناسان را در ادارهی این بیماران به گروههای در معرض خطر ازنظر کیفیت زندگی جهت مؤثرتربودن درمان مشخص میسازد.
آمنه یزدانفر ، محسن رجبی، رضا حدودی، کیوان رزاقی، رمضان کلوندی ، مهسا سالکی،
دوره 5، شماره 3 - ( دورهی 5، شمارهی 3، پاییز 1393 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: زگیل از بیماریهای ویروسی شایع پوست است که توسط ویروس پاپیلوم انسانی ایجاد شده و هزینههای بهداشتی، درمانی و زیبایی بالایی را در جامعه به خود اختصاص میدهد. فرفیون گیاهی است یکساله، متعلق به تیرهی افوربیا که دارای هفتاد گونهی علفی و درختچهای است. همهی این گیاهان دارای شیرابه بوده و دارای ارزش دارویی هستند. این گیاهان حاوی مواد ضد ویروسی و ضد توموری بوده و 10 گونهی آن توسط طبیبان سنتی برای درمان زخمها، تومورها، زگیلها و برخی بیماریهای دیگر استفاده میشود. در این مطالعه، اثر شیرابهی گیاه فرفیون برروی زگیل معمولی پوست و مقایسهی آن با درمان شیمیایی موردنظر بود.
روش اجرا: شیرابهی فرفیون از منطقهی دهگلان از توابع استان کردستان تهیه و بهصورت موضعی استفاده گردید. محلول شیمیایی که حاوی 7/16 گرم سالیسیلیکاسید، 7/16 گرم لاکتیکاسید و 6/66 گرم کلودیون بود، از داروخانهی بهزیستی همدان تهیه و توسط داروخانه تحویل داده شد. آزمایش در قالب یک کارآزمایی بالینی دوسویه کور در بیمارستان فرشچیان همدان برروی 88 نفر انجام گرفت که 44 نفر با درمان گیاهی و 44 نفر با درمان کراتولیتیک معمول روزی 2 بار بهمدت حداکثر 8 هفته مورد درمان قرار گرفتند.
یافتهها: بعد از 8 هفته هر دو گروه 100% کاهش ضایعات را نشان دادند. میانگینانحرافمعیار زمان بهبودی در گروه تحت درمان با شیرابهی فرفیون 4/15/4 هفته و در گروه درمان استاندارد 6/11/5 هفته بود. در هیچکدام از این موارد اختلاف آماری معنیداری بین 2 گروه درمان وجود نداشت (05/0P>). هیچگونه عارضهی جانبی نیز توسط افراد تحت مطالعه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که شیرابهی گیاه فرفیون در درمان زگیل مؤثر است. البته تفاوت تأثیر درمان معمول نسبت به داروی گیاهی ازنظر آماری معنیدار نبود. براساس نتایج این مطالعه، شیرابهی این گیاه میتواند بهعنوان درمان مکمل یا جایگزین درمان استاندارد در مبتلایان به زگیل معمولی استفاده شود.
حمیدرضا قاسمیبصیر، محمود فرشچیان، پدرام علیرضایی، مهدیس جهانی،
دوره 5، شماره 4 - ( دورهی 5، شمارهی 4، زمستان 1393 1393 )
چکیده
زمینه و هدف:
آلوپسی سیکاتریسیل بهدنبال جایگزینی غیرقابلبرگشت فولیکولها بهوسیلهی فیبروز
ایجاد میشود و با ازدستدادن دائمی موها تظاهر میکند. مطالعات اندکی در ایران
برای بررسی ویژگیهای بالینی و هیستوپاتولوژیک آلوپسی سیکاتریسیل انجام شده است.
هدف از انجام این مطالعه بررسی ویژگیهای دموگرافیک، بالینی و هیستوپاتولوژیک
بیماران مبتلا به آلوپسی سیکاتریسیل مراجعهکننده به کلینیک پوست مرکز آموزشی
درمانی فرشچیان همدان در یک بازهی زمانی دوساله و همچنین ارزیابی قدرت تشخیصی
کرایتریای پاتولوژیک در تشخیص انواع مختلف آلوپسی سیکاتریسیل بود.
روش اجرا:
این مطالعهی مقطعی برروی 89 بیمار که با تشخیص بالینی آلوپسی سیکاتریسیل تحت
بیوپسی قرار گرفتند، انجام شد. ابتدا ویژگیهای دموگرافیک و بالینی بیماران به
همراه تشخیص کلینیکی ثبت میگردید و سپس لام بیوپسی آنها توسط دو پاتولوژیست
مختلف (که از تشخیص یکدیگر مطلع نبودند) مورد ارزیابی قرار میگرفت. اطلاعات تشخیصی
بهدستآمده از این دو پاتولوژیست بهطور جداگانه ثبت و درنهایت ضریب توافق تشخیصی
دو پاتولوژیست تعیین گردید.
یافتهها:
در این مطالعه، فراوانی تشخیص اتیولوژیک آلوپسی براساس معاینهی بالینی و
هیستوپاتولوژی بهترتیب شامل Lichen planopilaris، Disciod lupus erythematosus، Alopecia areata، Pseudopelade of Brocq، Folliculitis
decalvans و
Central centrifugal cicatricial alopecia بود. از نظر ضریب توافق تشخیصی نیز نتیجهی نهایی حاکی از ضریب
توافق قوی بین تشخیص بالینی و پاتولوژیست اول
(کاپا=836/0)، ضریب توافق متوسط تا قوی بین تشخیص بالینی و پاتولوژیست
دوم
(کاپا=703/0) و ضریب توافق متوسط تا قوی بین پاتولوژیست اول و دوم
(کاپا=663/0) بود.
نتیجهگیری:
تشخیص آلوپسی سیکاتریسیل نیازمند معاینهی بالینی همراه با ارزیابی
هیستوپاتولوژیک نمونهی حاصل از بیوپسی پوست میباشد. قدرت تشخیصی کرایتریای
پاتولوژیک در انواع آلوپسی سیکاتریسیل حتی در انتهای طیف بیماری که نمای
میکروسکوپیک آنها با یکدیگر همپوشانی زیادی دارد، قابل قبول بوده بنابر این برای
اثبات تشخیص نیازی به بازبینی لام توسط پاتولوژیست دوم نمیباشد.
مریم میرزایی، سعید راضی، مهشید غنچه، عبدالله محمدیانهفشجانی، حمید صالحینیا،
دوره 5، شماره 4 - ( دورهی 5، شمارهی 4، زمستان 1393 1393 )
چکیده
زمینه و هدف:
سرطان پوست از شایعترین سرطانها در جهان است که باعث مرگومیر و هزینههای
درمانی فراوانی میشود. برای پیشگیری از رخداد این سرطان نیاز به اطلاعاتی دربارهی
بروز و روند تغییرات آن در مناطق مختلف میباشد. مطالعهی حاضر با هدف بررسی
فراوانی و روند تغییرات بروز سرطان پوست در استان تهران انجام شد.
روش اجرا:
در این مطالعهی مقطعی، اطلاعات لازم از دادههای ثبت و اطلاعات سرطان منتشرشده
توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طی سالهای 1382 تا 1388 استخراج شده،
میزانهای بروز سنی و جنسی محاسبه و روندی از بروز بیماری به تفکیک جنس و گروههای
سنی در طی این مدت تعیین شد.
یافتهها: در مقطع زمانی مطالعه، 7429
تعداد مورد سرطان پوست رخ داده که 4807 مورد در مردان و 2622 مورد در زنان بوده
است. بر این اساس، میزان بروز سرطان پوست در تهران دارای روندی صعودی بوده و میزان
بروز آن در زنان و مردان بهترتیب از 99/8
و 52/11 در سال 1383، به 03/18 و 16/28 در سال
1387 رسید. همچنین با افزایش سن، میزان بروز سرطان پوست در هر دو جنس افزایش یافته و بروز آن در مردان بالاتر از زنان بود.
نتیجهگیری: میزان بروز سرطان
پوست در تهران در حال افزایش است. این امر می تواند ناشی از پیرشدن جمعیت، عوامل
خطرساز محیطی و سبک زندگی باشد. پژوهشهایی جامعتر برای بررسی عوامل خطرساز این
سرطان در تهران ضروری بهنظر میرسد.
مهشید غنچه، فاطمه کوهی، حمید صالحینیا،
دوره 6، شماره 2 - ( تابستان 1394، دورهی 6، شمارهی 2 1394 )
چکیده
هدف: سرطان پوست از شایعترین سرطانها در کشور میباشد. اولین قدم برای پیشگیری و درمان سرطانها، اطلاع از بروز و روند تغییرات بیماری میباشد، لذا مطالعهی حاضر با هدف بررسی اپیدمیولوژیک سرطان پوست و روند تغییرات بروز آن در 4 استان جنوبی کشور (استانهای فارس، خوزستان، بوشهر و هرمزگان) انجام شد.
روش اجرا: مطالعهی حاضر بهصورت مقطعی گذشتهنگر و با استفاده از تحلیل دادههای موجود و منتشرشدهی نظام کشوری ثبت سرطان انجام شد. میزان بروز سنی گزارششده با روش استانداردسازی مستقیم و با استفاده از جمعیت استاندارد جهان محاسبه شد. جهت بررسی تغییرات بروز از نرمافزار WinPepi و انجام آزمون روند خطی Cochrane-Armitage استفاده شد.
نتایج: سرطان پوست در مناطق جنوبی کشور دارای بروز بالایی میباشد. در مجموع 6230 مورد سرطان پوست در طول 6 سال (1383 تا 1388) در منطقهی جنوب کشور ثبت شده و بروز این سرطان در این منطقه دارای روند افزایشی بود (001/0P=). همچنین در تمام سالهای مطالعهی بروز سرطان در مردان بیشتر از زنان بود. ازنظر فراوانی بهترتیب استان فارس، خوزستان، بوشهر و هرمزگان بیشترین بروز استانداردشده سنی را دارا بودند.
نتیجهگیری: با توجه به بروز بالای سرطان پوست و ارتباط آن با قرارگرفتن در معرض تابش نور خورشید، آموزش مردم در زمینهی محافظت صحیح در برابر پرتوی آفتاب، آموزش و توانمندسازی پزشکان و عموم مردم در زمینهی تشخیص زودرس تومورهای پوستی و همچنین مطالعات علتشناسی میتواند مفید باشد.
محمد ساعتچی، حمید صالحینیا، سلمان خزایی، مهدی محمدیان، عبدالله محمدیانهفشجانی،
دوره 6، شماره 2 - ( تابستان 1394، دورهی 6، شمارهی 2 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی پیامد مختلف درمان مبتلایان به بیماری سالک در سطح کشور ایران در سال 1393 میباشد.
روش اجرا: مطالعهی حاضر، مطالعهای مقطعی است که در آن اطلاعات مربوط به 3684 نفر از مبتلایان به سالک که در نیمهی اول سال 1393 به مرکز مدیریت بیماریهای وزرات بهداشت گزارش شده را مورد بررسی قرار داده است.
یافتهها: از 3684 بیمار واردشده به مطالعه (1/55%) مرد و میانگین سنی بیماران 1827 سال بود. بیش از 34% بیماران با استفاده از تزریق داخل ضایعهی مگلومین آنتیمونات و حدود 25% بیماران با تزریق داخل عضلهی این دارو تحت درمان قرار گرفتند. بین اندازه، تعداد و همچنین شکل ضایعه با انتخاب رژیم درمانی، رابطهای معنادار مشاهده شد (001/0P). قریب 35% از بیماران بین 7 تا 10 روز تحت درمان با تزریق عضلانی بوده و 3/43% از بیماران بین 5 تا 8 هفته به تزریق داخل ضایعه درمان شدند.
نتیجهگیری: بیش از 99% بیماران بهطور کامل و بدون عارضه یا شکستِ درمان، بهبود یافتند. بهنظر میرسد بیماران ایرانی کمتر به ضایعات وخیم دچار میشوند.
آمنه یزدانفر، لیلا خضریان، لیلا موسوی، مهتاب فیضیان،
دوره 6، شماره 3 - ( پاییز 1394، دورهی 6، شمارهی 3 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسیسیکاتریسیل به ضایعاتی اطلاق میشود که باعث ریزش موی دائمی و غیرقابلبرگشت شده و با تخریب فولیکولهای مو همراه باشد. کلمهی سیکاتریسیل یا همراه با جوشگاه به این معنی است که اپیتلیوم فولیکولهای مو با بافت همبند جایگزین شده است. بعد از بهبودی بیماری یا التهاب اولیه، احتمال رویش مجدد مو بسیار کم است.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی گذشتهنگر، 222 پروندهی مبتلایان به آلوپسی سیکاتریسیل ثبتشده در بیمارستان فرشچیان همدان بررسی و دادههای دموگرافیک بیماران شامل سن، جنسیت، شغل و نیز علائم بالینی بیماری ازجمله محل ضایعه، مدت زمان بیماری، وسعت ضایعه و علائم بیماری استخراج شد.
یافتهها: یکصد و ده بیمار (5/49%) لوپوس اریتماتوی دیسکوئید، 71 بیمار (9/31%) لیکنپلان، 23 بیمار (4/10%) سودوپلاد بروک، 11 بیمار (9/4%) کراتوزپیلاریسدکالونس و 3 بیمار (3/1%) آلوپسی سیکاتریسیل مرکزی مرکزگریز داشتند. آلوپسی موسینوز و تخریب سلولی یا فولیکولی هر کدام 2 نفر (9/0%) بودند. همچنین ارتباط مدت، وسعت، سن، جنس، محل ضایعه، علائم بالینی و شغل با بیماری بررسی شد.
نتیجهگیری: آلوپسیهای سیکاتریسیل ازجمله بیماریهای مربوط به مو هستند که درصورت تشخیص و درمان بهموقع میتوان از پیشرفت ضایعه و عوارض ناشی از آن جلوگیری کرد. تشخیص این ضایعات با بررسی بالینی ـ آسیبشناسی دقیق میسر است.
علیاصغر رضانژاد، محمدرضا سبحان، حمیدرضا قاسمیبصیر، اکرم انصار،
دوره 7، شماره 2 - ( تابستان 1395، دورهی 7، شمارهی 2 1395 )
چکیده
هیپرپلازی آنژیولنفوئید با ائوزینوفیلی(angiolymphoid hyperplasia with eosinophilia [ALHE])یا همانژیوم اپیتلیوئید یک بیماری نادر است که ضایعات آن بر اثر تکثیر عروقی خوشخیم در درم و بافت زیرجلدی ایجاد میشوند. این بیماری در سنین جوانی تا میانسالی شایعتر بوده و خانمها را بیشتر مبتلا میکند. ضایعات آن بهصورت پاپول، پلاک یا ندولهای منفرد یا متعدد قرمز رنگ میباشد که بیشتر ناحیهی سر و گردن را درگیر میکند. علت این بیماری مشخص نشده است. ALHE به درمانهای توصیهشده ازجمله جراحی مقاوم است و تمایل به عود در ضایعات درمانشده نیز بالا میباشد. این مقاله به معرفی یک خانم 38 سالهی باردار میپردازد که با پاپول و ندولهای متعدد در ناحیهی پشت گوش و پس سری سمت چپ مراجعه نموده و تشخیص آسیبشناختی ALHE برای او تأیید شد.
شهره امدادی، سحر بیجاری، فاطمه رستمی، زیبا باقری سهامیشعار، مجید براتی، مریم فرهادیان،
دوره 8، شماره 2 - ( دورهی 8، شمارهی 2 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تصویر ذهنی بدنی یکی از اصلیترین فاکتورهای خودکارآمدی محسوب میشود لذا مطالعهی حاضر با هدف بررسی رابطهی تصویر ذهنی بدنی با خودکارآمدی دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد.
روش اجرا: پژوهش حاضر یک مطالعهی توصیفی ـ تحلیلی و از نوع مقطعی بود که در سال 1396 در بین 408 نفر دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی همدان که به روش نمونهگیری طبقهای انتخاب شدند، انجام گردید. ابزار گردآوری اطلاعات شامل متغیرهای دموگرافیک، پرسشنامهی تصویر ذهنی بدنی(Multidimensional Body Self-Relation Questionnaire [MBSRQ]) و پرسشنامهی خودکارآمدی عمومی Sherer بود که ازطریق خودگزارشدهی تکمیل شد. دادهها با استفاده از نسخهی 21 نرمافزار آماری SPSS و به کمک آزمونهای همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: ابعاد رضایت از بدن و گرایش بیماری تصویر ذهنی بدنی بهترتیب در حد نسبتاً مطلوب و متوسطی ارزیابی گردیدند. خودکارآمدی دانشجویان نیز با 05/60% نمرهی میانگین از حداکثر نمرهی قابل اکتساب در سطح متوسطی برآورد شد. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که ابعاد گرایش بیماری، وزن ذهنی، گرایش تناسب و دلمشغولی با اضافه وزن و ارزیابی ظاهر تصویر ذهنی بدنی پیشگوییکنندهی سطح خودکارآمدی در بین دانشجویان تحت مطالعه بودهاند. در مجموع ابعاد مختلف تصویر ذهنی 1/14% از واریانس خودکارآمدی را تبیین میکردند.
نتیجهگیری: پیشنهاد میشود بهمنظور بالابردن سطح خودکارآمدی دانشجویان، بستههای آموزشی درخصوص بهبود تصویر ذهنی بدنی دانشجویان در دانشگاهها تدارک دیده شود.