جستجو در مقالات منتشر شده



محبوبه دهقان نیری، محمدحسین بیاضی،
دوره 14، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی گروه‌درمانی شناختی رفتاری و گروه‌درمانی هیجان‌مدار بر کاهش علائم بیماری پسوریازیس، پریشانی روان‌شناختی و ادراک از تصویر بدن انجام‌شد.

روش اجرا: این پژوهش نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیمارانی بود که در بهار 1401 با مراجعه به متخصصان درماتولوژی شهر مشهد تشخیص پسوریازیس دریافت‌کردند. 45 بیمار پسوریازیس به‌روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌روش تصادفی در دو گروه آزمایش (درمان شناختی‌رفتاری و هیجان‌مدار) و کنترل (گروه‌های 15نفره) جایگزین شدند. گروه‌های آزمایش 8 جلسه، هفته‌ای یک جلسه‌ 90‌ دقیقه‌ای تحت درمان قرار گرفتند. گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. پیش‌از آغاز و پس‌ از پایان جلسات درمان، بیماران مقیاس پریشانی روان‌شناختی، پرسش‌نامه نگرانی از تصویر بدنی و پرسش‌نامه علائم جسمانی با شاخص شدت و سطح پسوریازیس را کامل کردند. داده‌ها با روش تحلیل کوواریانس یک‎متغیری تجزیهو‌تحلیل شد.

یافته‌ها: نتایج نشان‌داد گروه‌درمانی شناختی‌رفتاری و گروه‌درمانی هیجان‌مدار در کاهش پریشانی روان‌شناختی (01/0>P، 06/21= (41 و 1)F)، بهبود ادراک از تصویر بدن (01/0>P، 65/33= (41 و 1)F) و کاهش شدت علائم پسوریازیس (01/0>P، 67/12= (41 و 1)F) اثربخش هستند. هم‌چنین گروه‌درمانی شناختی‌رفتاری، روش مؤثرتری برای کاهش پریشانی روان‌شناختی و بهبود ادراک از تصویر بدن (01/0>P) است؛ اما بین اثربخشی گروه‌درمانی شناختی رفتاری و گروه‌درمانی هیجان‌مدار در کاهش علائم پسوریازیس مبتلایان تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0<P).

نتیجه‌گیری: درمان شناختی رفتاری و درمان هیجان‌مدار می‌توانند در کنترل علائم بیماری پسوریازیس نقش کلیدی و موثری ایفا کنند.
حاتم احمدی، آرینا نیک‌خواه،
دوره 14، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده

چهره انسان منبع اصلی انتقال اطلاعات برای بسیاری از پیام­های غیرکلامی و ازجمله حالت عاطفی یک فرد محسوب می­شود. سم بوتاکس یا بوتولینوم، نوروتوکسینی است که توسط باکتری کلستریدیوم بوتولینوم ـ که در غذاهای کنسروشده رشد و تکثیر می­یابد ـ تولید می‌شود. 8 سروتیپ از این سم وجود دارد که عمدتاٌ استفاده بالینی از نوع B ­آن برای درمان طیف گسترده­ای از اختلالات و بیماری­ها و از نوع A آن به‌منظور زیبایی صورت می­گیرد.
تزریق مکرر بوتاکس برای حفظ اثرات درمانی آن ضروری است­. تزریق سم بوتاکس در ماهیچه­های واقع در زیر چین‌وچروک­های صورت، موجب شل­شدن آن‌ها و درنتیجه صاف‌شدن پوست آن قسمت می­شود. تزریق بوتاکس در موارد درمانی و یا زیبایی، نسبتاً بی‌خطر بوده و می­تواند روشی جایگزین نسبت به استفاده از دارو یا جراحی باشد. اگرچه فراوانی عوارض جانبی جدی برای استفاده از بوتاکس در موارد درمانی بسیار بیشتر از موارد استفاده در زیبایی است، با ­این حال ممکن است استفاده از بوتاکس در زیبایی نیز عوارضی داشته باشد که با رعایت تکنیک­های مختلف، می­توان عوارض آن‌را به حداقل رساند.
فاطمه یزدانی حمید،
دوره 14، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده

درمان بیماری‌های مزمن مانند زخم پای دیابتی (DFU) به‌دلیل احتمال افزایش عفونت و تأخیر در بهبود زخم، چالش‌برانگیز است. پیچیدگی درمان موجود، اثرات نامطلوب و مقاومت میکروبی بر نیاز به یک رویکرد جایگزین برای مدیریت DFU تأکید دارد. شواهد فزاینده مرتبط با کاربرد پروبیوتیک در بیماری‌های مختلف، شایستگی استفاده از آن‌را در بهبود زخم و عفونت نشان می‌دهد. سویه‌های مختلف پروبیوتیک، کارایی خود را در عفونت‌های مختلف مانند عفونت‌های روده، عفونت‌های دهان و عفونت‌های دستگاه تناسلی نشان داده‌اند. مطالعات بالینی توانایی پروبیوتیک‌ها را برای بهبود زخم معده نشان داده‌اند. مکانیسم اساسی اثرات درمانی پروبیوتیک‌ها شامل تعدیل ایمنی موضعی و سیستمیک است. این مقاله بر این فرضیه تمرکز دارد که کاربرد‌های موضعی فرمولاسیون حاوی پروبیوتیک‌ها ممکن است برای درمان زخم پای دیابتی مؤثر باشد.
حمیده هریزچی قدیم، علیرضا صالحی، هانیه اسدپور،
دوره 14، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده

مقدمه: کندروئید سیرنگوما یا تومور مختلط آپوکرین، یک تومور پوستی خوش‌خیم است که معمولاً به‌صورت یک ضایعه ندولر با رشد آهسته و بدون علامت در ناحیه سر و گردن تظاهر می‌یابد و براساس ویژگی‌های بافت‌شناسی، می‌تواند به‌صورت آپوکرین یا اکرین باشد. تشخیص تومور براساس ویژگی‌های بالینی و هیستوپاتولوژی و درمان آن، جراحی برداشتن ضایعه است.

گزارش مورد: ما در این مطالعه یک مورد کندروئید سیرنگومای آپوکرین را در یک آقای
۳۳ ساله گزارش می‌کنیم که با شکایت یک ضایعه ندولر بدون علامت در ناحیه بالای لب فوقانی مراجعه نموده و بعد از نمونه‌برداری و بررسی هیستوپاتولوژی، تشخیص آپوکرین کندروئید سیرنگوما داده شده است.


نتیجه‌گیری: کندروئید سیرنگوما به‌لحاظ بالینی تظاهر اختصاصی نداشته و تشخیص آن چالش‌برانگیز بوده و براساس توجه به ویژگی‌های بافت‌شناسی در کنار تظاهرات بالینی می‌باشد. این تومور باید در تشخیص افتراقی برای ندول‌های ساب‌کوتانئوس به‌ویژه در ناحیه سر و گردن مدنظر قرار گیرد.
منصور نصیری کاشانی،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1402 )
چکیده

چکیده ندارد
مینو تسبیحی، اکرم میرامین‌محمدی، علی خامسی‌پور، سیدابراهیم اسکندری، علیرضا فیروز، سامان احمدنصرالهی،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: لیشمانیازیس جلدی یکی از معضلات بهداشتی مهم ایران محسوب می‌شود. هنوز واکسن مؤثری علیه لیشمانیازیس انسانی در دسترس نیست و درمان‌های حاضر مبتنی‌بر دارودرمانی است. درمان‌های معمول سمی و گران هستند و هم‌چنین مقاومت به درمان سبب شده جست‌وجو برای درمان‌های جدید ادامه داشته باشد. توفاسیتینیب یک مهارکننده انتخابی ژانوس کیناز است که مسیر سیگنالی چندین سیتوکین در سیستم ایمنی را مختل می‌کند. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی اثر پماد موضعی توفاسیتینیب 2% در بهبودی زخم لیشمانیازیس جلدی در موش‌های Balb/C بود.

روش اجرا: این مطالعه تجربی، با به‌کارگیری داروهای توفاسیتینیب و گلوکانتیم در 40 سر موش Balb/C ماده انجام شد. فرم متاسیکلیک پروماستیگوت لیشمانیا ماژور سویه استاندارد (MRHO/IR/75/ER) به کف پا موش‌ها تزریق شد. پس از ایجاد زخم، موش‌ها به 4 گروه درمانی توفاسیتینیب، گلوکانتیم، توفاسیتینیب ـ گلوکانتیم و شاهد بدون درمان تقسیم شدند. طول دوره درمان 28 روز بود و در پایان هر هفته درمانی، قطر زخم اندازه‌گیری می‌شد.

یافته‌ها: پس از پایان درمان در گروه‌های تحت درمان با توفاسیتینیب، کاهش معنی‌داری در اندازه زخم و قطر کف پا نسبت به گروه شاهد بدون درمان مشاهده شد (01/0P<).

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد که توفاسیتینیب سبب تسریع بهبودی زخم در موش‌های Balb/C می‌شود و مشابه درمان استاندارد گلوکانتیم در بهبودی زخم عمل کرده است. استفاده از داروی توفاسیتینیب به فرم پماد در کاهش قطر زخم ناشی از لیشمانیا ماژور در موش مؤثر بوده و به‌دلیل سهولت در استفاده و عدم نیاز به تزریقات دردناک، می‌تواند به‌عنوان گزینه‌ای برای درمان بیماران مبتلا به لیشمانیازیس جلدی مطرح باشد.

هستی احمدیان یزدی، علیرضا فیروز، محسن رضاییان وقار، الهه کاشانی، انیسه صمدی،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: برای غلبه‌بر عوارض موضعی درمان‌های معمول بیماری درماتیت آتوپیک، نیاز به نگرش جدیدی در مورد درمان‌های جایگزین است. این مطالعه با هدف ارزیابی ایمنی و اثربخشی کرم حاوی ترکیبات طبیعی جو دوسر و عصاره بابونه در بهبود علائم پوستی بیماران مبتلا به درماتیت آتوپیک خفیف تا متوسط طراحی و انجام شد.

روش اجرا: این مطالعه، یک مطالعه بالینی با مقایسه قبل و بعد از بود که بر روی 20 شرکت‌کننده (16 زن و 4 مرد) با سن 04/11±95/39 سال انجام و شدت بیماری براساس Total & Local SCORAD مشخص شد. پارامترهای میزان تبخیر آب از سطح اپیدرم، رطوبت لایه شاخی، pH، دما، سبوم و اریتم پوست به‌وسیله پروب‌های مربوطه از دستگاه MPA 580، پس از 2 و 4 هفته مصرف روزانه محصول موردمطالعه، ارزیابی شد. هم‌چنین رضایت شرکت‌کننده و عوارض جانبی احتمالی ثبت گردید.

یافته‌ها: بهبود معنادار در نمره SCORAD Total و SCORAD Local و هم‌چنین شدت خارش و سوزش در هفته 2 و 4 مشاهده شد (01/0P<). افزایش معنادار رطوبت لایه شاخی در هفته 2 و 4 پس از درمان قابل مشاهده بود (01/0P<). 2 و 4 هفته پس از درمان بیماران، به‌ترتیب 1/84 و 9/78 درصد از بیماران ضایعات پوستی خود را «بهبودیافته» یا «بسیار بهبودیافته» توصیف کرده‌اند.

نتیجه‌گیری: کرم حاوی جو دوسر و عصاره بابونه، محصولی ایمن و مؤثر برای بهبود ضایعات خفیف تا متوسط درماتیت آتوپیک محسوب می‌شود.

میثاق نوروزی، حمیدطاهر نشاط‌ دوست، فریبا جعفری،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی روان‌درمانی مبتنی‌بر بهبود کیفیت زندگی بر افسردگی و عزت نفس زنان مبتلا به ویتیلیگو انجام شد.

روش اجرا: پژوهش حاضر از نوع نیمه‌آزمایشی (پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با پیگیری و گروه کنترل) بود که با استفاده از طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با پیگیری با گروه کنترل انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به بیماری پوستی ویتیلیگو مراجعه‌کننده به مرکز تحقیقات بیماری‌های پوستی و سالک اصفهان بود که در این میان تعداد 20 نفر با روش نمونه‌گیری دسترس انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه کنترل (10 نفر برای هر گروه) جایگزین شدند. هر دو گروه پرسش‌نامه‌های افسردگی بک (1996) و عزت‌نفس روزنبرگ (1965) را به‌عنوان پیش‌آزمون تکمیل و پس از اتمام دوره هشت جلسهای روان‌درمانی مبتنی‌بر بهبود کیفیت زندگی (هفته‌ای یک جلسه ۹۰ دقیقه‌ای به مدت هشت هفته) مجدداً پس‌آزمون و یک ماه بعد پیگیری برای گروه کنترل و آزمایش اجرا شد. داده‌های گردآوریشده با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر در نرمافزارSPSS  مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند.

یافته‌ها: براساس یافته‌های تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر مشخص شد که روان‌درمانی مبتنی‌بر بهبود کیفیت زندگی میانگین، نمرات افسردگی را کاهش و عزت‌نفس زنان مبتلا به ویتیلیگو را افزایش داد.

نتیجه‌گیری: با توجه به اینکه روان‌درمانی مبتنی‌بر بهبود کیفیت زندگی بر افسردگی و عزت‌نفس زنان مبتلا به ویتیلیگو تأثیر دارد؛ لذا آموزش این رویکرد درمانی به‌عنوان یک روش مداخلهای مؤثر برای کاهش افسردگی و افزایش عزت‌نفس زنان مبتلا به ویتیلیگو توصیه میشود.

ترانه یزدان‌پرست، منصور نصیری‌کاشانی، منصور شمسی‌پور، فریبا ایزدی حیدری، فاطمه امیری، علیرضا فیروز،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: درماتیت تماسی آلرژیک به‌عنوان شایع‌ترین علت درماتیت پلک شناخته شده است؛ اما اغلب به اشتباه تشخیص داده می‌شود. هدف از این مطالعه بررسی ویژگی‌های بیماران مبتلا به درماتیت پلک مراجعه‌کننده برای تست پچ است.

روش اجرا: در این مطالعه گذشته‌نگر، سه زیرگروه اصلی شامل بیمارانی که فقط پلک‌ها درگیر بودند، پلک‌ها و نواحی دیگر درگیر بودند و بدون درگیری پلک تعیین شد. داده‌های جمع‌آوری‌شده شامل تشخیص‌، سابقه پزشکی گذشته، استفاده از محصولات مراقبت شخصی و لوازم آرایش، درماتیت شغلی و آلرژن‌های مثبت بود. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون
T مستقل، آنالیز واریانس یک‌طرفه و مربع کای استفاده شد.


یافته‌ها: 427 بیمار مراجعه‌کننده جهت پچ تست وارد مطالعه شدند که 139 بیمار مبتلا به درماتیت پلک بودند. درماتیت تماسی آلرژیک شایع‌ترین تشخیص در هر سه گروه مراجعه‌کننده برای پچ تست بود. استفاده از کرم اصلاح و نرم‌کننده مو در بیمارانی که فقط درگیری پلک داشتند، به‌طور معنی‌داری بیشتر بود و سولفات نیکل شایع‌ترین آلرژن در بین آن‌ها بود.

نتیجه‌گیری: پچ تست به‌عنوان استاندارد طلایی، ابزار مهمی در ارزیابی بیماری شایع پوستی درماتیت تماسی پلک و به‌دلیل شناسایی دقیق آلرژن‌های مسئول، در درمان درماتیت پلک ضروری است.

هاجر مقدس،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1402 )
چکیده

میکروسوزن‌ها، ساختارهایی میکرونی هستند که امکان دارورسانی، واکسیناسیون و نمونه‌برداری از ارگان‌های مختلف را فراهم می‌کنند. استفاده از میکرونیدل‌ها نیاز به مهارت و آموزش خاصی ندارد، دوز مصرفی را به‌صورت چشم‌گیری کاهش می‌دهد و امکان رهایش زمان‌مند دارو را فراهم می‌کند. مزایای متعدد میکرونیدل‌ها نسبت به روش‌های دیگری دارورسانی، توجه پژوهشگران زیادی را در به‌کارگیری این فناوری جدید جلب کرده است. میکروسوزن‌ها از مرتبه میکرون تا میلی‌متری با به‌کارگیری تکنولوژی ریزساختی (میکروفبریکشن) با استفاده از انواع فلزات، سیلیکون و پلیمرها ساخته می‌شوند. تاکنون روش‌های متنوعی برای ساخت میکرونیدل‌ها ارائه شده است.
در این مقاله روش‌های متعارف و پرکاربرد ساخت انواع میکرونیدل به همراه مزیت‌ها و محدودیت‌های آن‌ها برحسب پارامترهای مؤثر در انتخاب میکرونیدل ارائه شده است. عوامل مؤثری مانند نوع دارو، مکانیزم موردنظر برای دارورسانی، ابعاد، هندسه، کاربرد و جنس ماده سازنده میکرونیدل و هم‌چنین ابزار در دسترس، منجر به انتخاب روش‌های متفاوتی برای ساخت میکرونیدل‌ها می‌شود. از میان روش‌های ریزساختی موجود، روش ریخته‌گری قابلیت تولید انواع مختلف میکرونیدل‌ها را دارد ازاین‌رو، بیشترین استقبال را داشته است. روش ریخته‌گری ساده و ارزان است و قابلیت تولید در تیراژ بالا را دارد. روش‌های حکاکی یون واکنشی عمیق و اچ پلاسما، قابلیت تولید میکرونیدل‌هایی بسیار مشابه را با طرح اولیه و با دقت بسیار بالایی دارند؛ با این حال به‌دلیل نیاز به تجهیزات پیشرفته و گران، فرد ماهر و فرآیند پیچیده و زمان‌بر، قابلیت تولید انبوه را ندارند. در این میان پرینت سه‌بعدی با فرآیندهای تمام‌اتوماتیک گزینه مناسبی برای انتخاب است.

بهاره نوروزی، مهسا فتاحی، محمدامین جهانگیرزاده،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1402 )
چکیده

ریزجلبک‌ها گروهی متنوع از میکروارگانیسم‌های یوکاریوتی و پروکاریوتی فتوسنتزکننده در اشکال و اندازه‌های مختلف هستند که با قرارگرفتن در شرایط استرس‌زا‌ تکامل یافته و مکانیسم‌هایی در جهت حفظ بقای خود ابداع نموده‌اند. تولید ترکیبات بیوشیمیایی منحصربه‌فرد تحت عنوان ترکیبات زیست‌فعال یکی از این مکانیسم‌ها است. این ترکیبات ترمیم‌کننده و التیام‌دهنده پوست هستند و از پوست در برابر آسیب‌های ناشی از عوامل مختلف محافظت می‌کنند و در بسیاری از موارد، از این محصولات در درمان بیماری‌ها و فرمولاسیون‌های آرایشی استفاده می‌کنند. امروزه محصولات آرایشی مشتق‌شده از ریزجلبک‌ها که سازگار با محیط زیست و ایمن هستند، جایگزین محصولات موجود در بازار شدند. در این مقاله مروری، پتانسیل بسیاری از گونه‌های ریزجلبک و مولکول‌های زیست‌فعال مشتق‌شده از آن‌ها در تولید مواد آرایشی بهداشتی مورد بحث قرار می‌گیرد. علاوه‌بر آن با ارائه محصولات میکروجلبک فعلی در بازار جهانی لوازم آرایشی، اهمیت این موجودات را در استفاده از ریزجلبک‌ها در تولید لوازم آرایشی با کیفیت برجسته‌تر می‌سازد و درنهایت هم با ارائه پیشنهاداتی ازقبیل کپسوله‌سازی رنگدانه‌ها برای افزایش مقاومت و پایداری رنگدانه‌ها، کاربرد بیشتر آن‌ها را در صنایع آرایشی در آینده متصور می‌سازد.

جواد رحمتی، حسینعلی عبدالرزاقی، شهریار حدادی ابیانه، حجت مولائی،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1402 )
چکیده

مقدمه: توده‌ها و ضایعات پوستی پیشانی از چالش‌های پیشِ رو در بازسازی‌ها محسوب می‌شود. استفاده از گرافت پوستی و فلپ‌ها جایگاه قابل ملاحظه‌ای در پرکردن نقص‌های پوستی این منطقه دارد. با اجرای فلپ‌هایی با طراحی مناسب خط رویش موهی سر به‌هم نمی‌خورد و ابروها غیرقرینه نمی‌شوند.

گزارش مورد: مورد معرفی‌شده خانم جوانی است که با یک خال مادرزادی وسیع قسمت میانی پیشانی ـ خال سباسه Jadassohn ـ مراجعه کرده بود که پس از برداشتن ضایعه، یک نقص پوستی به‌اندازه قطر 4 سانتی‌متر باقی ماند. با استفاده از فلپ دوطرفه پوستی O به T با برش در محاذات خط رویش موها نقص پوستی پوشانده شد بدون آنکه به‌هم‌ریختگی در این قسمت ایجاد شود.

نتیجه‌گیری: فلپ‌های چرخشی ادوانسمنت از فلپ‌های قابل اعتماد برای بازسازی‌های پیشانی محسوب می‌شوند. فلپ O به T از این دسته است که در بیماران ترومایی و بعد از برداشتن توده‌ها کاربرد مؤثری دارد.

منصور نصیری کاشانی،
دوره 14، شماره 3 - ( 8-1402 )
چکیده

چکیده ندارد.
سیدحسین جهانبخش، ارغوان عزیزپور، مریم نسیمی، امیرهوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور،
دوره 14، شماره 3 - ( 8-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف مطالعه حاضر، ارزیابی شیوع آپنه اختصاصی خواب در بیماران مبتلا به پسوریازیس مراجعه‌کننده به بیمارستان رازی است.

روش اجرا: بیماران مبتلا به پسوریازیس در سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ در این مطالعه مقطعی وارد شدند. بیماران ازنظر دموگرافیک، شاخص شدت ناحیه پسوریازیس (PASI)، مدت بیماری، محل سکونت، تحصیلات و هم‌چنین پرسش‌نامه Stop-Bang و پرسش‌نامه Berlin جهت ریسک خطر آپنه انسدادی خواب، موردبررسی قرار گرفتند.

یافته‌ها: براساس معیار Stop-Bang ۴۳ نفر (3/41%) ریسک متوسط و ۲۳ نفر (1/22%) ریسک بالای ابتلا به آپنه انسدادی خواب را داشتند. براساس پرسش‌نامه Berlin ۴۸ نفر (2/46%) ریسک بالای ابتلا به آپنه انسدادی خواب را داشتند. میانگین سنی افراد (میانگین = 3/58، انحراف م0عیار = 6/10) در ریسک بالای آپنه انسدادی براساس معیار Stop-Bang به‌طور معنی‌داری از میانگین سنی افراد با ریسک متوسط (میانگین = 1/48، انحراف معیار = 1/16، 0039/0=P) و ریسک پایین (میانگین = 7/41، انحراف معیار = 8/17، 001/0P<) بیشتر بود. هم‌چنین BMI بین سه گروه براساس معیار Stop-Bang به‌طور معنی‌داری متفاوت بود و در افراد با ریسک بالاتر آپنه انسدادی خواب، BMI بالاتر بود (05/0P<). در افراد با ریسک بالای آپنه انسدادی خواب براساس معیار Berlin به‌طور معنی‌داری از افراد با ریسک پایین آپنه انسدادی خواب، بالاتر بود (میانگین 1/31 در مقابل میانگین ۲۶ (001/0P<).

نتیجه‌گیری: یافته‌های مطالعه حاضر، آپنه انسدادی خواب را به‌عنوان یکی از ناخوشی‌های همراه پسوریازیس مطرح می‌کند.
فرحناز مولوی، کیمیا اسدی، معصومه آخوندی رنجبر، نگار قلعه‌نوی، فاطمه‌سادات اعتمادالاسلامی بختیار، تارا عادل راستگو، ساحل یزدان‌پناهی،
دوره 14، شماره 3 - ( 8-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده از عصاره زالو در تهیه مکمل‌های آرایشی و ترکیبات دارویی همیشه مورد توجه بوده است. تاکنون تأثیر این عصاره بر روی حجم‌دهی بافت پوششی پوست به‌صورت علمی تأیید نشده است و پژوهشی درخصوص مقایسه اثر انواع روغن‌های پایه در این عصاره صورت نگرفته است.

روش اجرا: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر عصاره زالو در پایه‌های روغن زیتون، روغن کرچک و روغن بادام تلخ برروی پوست صورت توسط نرم‌افزار ریخت‌سنجی هندسی لندمارک پایه بود. بدین‌منظور تعداد 25 نفر از گروه سنی 45 الی 55 سال انتخاب شدند. به‌منظور مقایسه تغییرات ریخت‌شناسی به مدت چهل روز در یک ساعت مشخص تصاویر با استفاده از دوربین دیجیتال تهیه شد. بر روی تصاویر دوبعدی، تعداد 12 نقطه لندمارک با استفاده از نرم‌افزار TpsDig2 قرار داده شد. داده‌های شکلی حاصل پس از تحلیل روی‌هم‌گذاری، با استفاده از تحلیل پروکراست با روش‌های آماری چند متغیره PCA و CVA و تحلیل خوشه‌ای (CV) تجزیه و تحلیل شدند.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که تفاوت معنی‌دار عصاره زالو در حجم‌دهی و رفع چین و چروک با پایه روغن زیتون وجود دارد (001/0P<)؛ ولی دو گروه روغن کرچک و روغن بادام تلخ تفاوت معنادار نداشتند (010/0P>).

نتیجه‌گیری: عصاره زالو در بازه زمانی مطالعه حاضر تأثیری بر رفع چین و چروک ندارد و تورم موضعی در بافت پوششی پوست ایجاد نمی‌کند.
حسین شریفی، انسیه لطفعلی،
دوره 14، شماره 3 - ( 8-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به افزایش موارد ابتلا درماتوفیتوزیس به‌ویژه کچلی بدن و کشاله ران به‌وسیله گونه‌های مقاوم به تربینافین و سرعت بالای انتقال بیماری به‌منظور انتخاب درمان مناسب، درنظرگرفتن مدت زمان لازم برای درمان بیماری و نیز تشخیص زودهنگام موارد مقاوم به درمان الزامی است. مطالعه حاضر به‌منظور تعیین حساسیت دارویی سویه‌های ترایکوفایتون روبروم، میکروسپوروم کنیس و اپیدرموفایتون فلوکوزوم نسبت به داروهای ضدقارچی رایج انجام گرفت.

روش اجرا: تست حاسیت دارویی (میکرودایلوشن براث) برای 20 نمونه به‌دست‌آمده از بیماران طبق پروتکل CLSI-M38-3rd ED (Clinical and Laboratory Standard Institute) نسبت به داروهای تربینافین، اریتروکونازول و وریکونازول انجام شد.

یافته‌ها: براساس تست، نتایج دارویی 5 بیمار به تربینافین مقاوم بوده و حداقل غلظت مهاری بیشتر از 2 و 3 بیمار نسبت به تربینافین تولرنت بوده و حداقل غلظت مهاری بین 5/0 تا 1 نشان دادند. براساس تست نتایج دارویی، 7 بیمار نسبت به ایتراکونازول تولرنت بوده و حداقل غلظت مهاری بین 5/0 تا 1 نشان دادند. تمام ایزوله‌ها به وریکونازول پاسخ مناسب نشان دادند.

نتیجه‌گیری: نتایج تست حساسیت دارویی، بررسی اهمیت تست‌های قارچ‌شناسی را در مورد ضایعات پوستی درماتوفیتی برای جلوگیری از گسترش گونه‌های مقاوم به دارو برجسته می‌کند.
فرناز ولی‌زاده،
دوره 14، شماره 3 - ( 8-1402 )
چکیده

تقریباً هر مرگ‌ومیر در بیماران جوان مبتلا به تومور پوستی پیشرفته، ناشی از ملانوما است. امروزه با کمک درمان­های مدرن، این بیماران بیشتر زنده می­مانند یا حتی می­توانند به درمان برسند. ملانوما در مرحله پیشرفته، اغلب با پیش­آگهی ضعیف مرتبط است و پزشکان، هنوز مدیریت این بیماری را به دلیل عدم پاسخ پایدار به رژیم­های درمانی اولیه و فقدان کارآزمایی‌های بالینی تصادفی در محیط­های پس از ایمونوتراپی/درمانی مولکولی هدفمند، دشوار می­دانند. ظهور اهداف درمانی جدید، برگرفته از داده­های بالینی در مورد مشخصات ژنتیکی ملانوسیت­ها و شناسایی عوامل مولکولی دخیل در پاتوژنز عامل بدخیمی است. در مقاله حاضر، چالش‌های تشخیصی، بیولوژی مولکولی و ژنتیک ملانومای بدخیم و هم‌چنین گزینه‌های درمانی فعلی برای بیماران مبتلا به این تشخیص را ارائه می‌کنیم.
آذین آیت‌الهی،
دوره 14، شماره 3 - ( 8-1402 )
چکیده

درماتیت آتوپیک یک اختلال التهابی پوستی عودکننده مزمن است که با اگزمای شدید و خارش همراه است. حساسیت به گونه‌های مالاسزیا ممکن است با شدت علائم درماتیت آتوپیک مرتبط باشد. شرایط رشد برای گونه‌های مالاسزیا روی پوست کودکان نسبت به پوست بالغین پایین‌تر است و این امر، دلیل ایجاد حساسیت بیشتر به مالاسزیا در بزرگ‌سالی است. احتمال اینکه گونه‌های مالاسزیا به‌عنوان فاکتور زمینه‌ای برای ابتلا به درماتیت آتوپیک نقشی ایفا کند، به‌دلیل پاسخ‌های ایمنی موضعی پوست و عملکرد سد دفاعی پوست بعید به‌نظر می‌رسد؛ ولی حساسیت در برابر این مخمر فلورنرمال پوست می‌تواند با شدت علائم بیماری مرتبط باشد. همچنین درمان ضدقارچی در برخی بیماران، اثرات مفیدی را نشان می‌دهد. با این حال مکانیسم پاتوژنتیک و تعامل متقابل گونه‌های مالاسزیا و درماتیت آتوپیک هنوز تا حدی نامشخص است و به تحقیقات بیشتر نیاز دارد.
پرهام تمیمی،
دوره 14، شماره 3 - ( 8-1402 )
چکیده

بیماری پارکینسون (Parkinson Disease [PD]) با انواع اختلالات پوستی مرتبط است. اختلالات پوستی در بیماران مبتلا به پارکینسون را می‌توان به دو گروه عمده تقسیم کرد: 1) اختلالات غیرایتروژنیک شامل ملانوم، درماتیت سبورئیک، اختلالات تعریق، پمفیگوئید تاولی و روزاسه و 2) اختلالات ایتروژنیک مربوط به عوارض جانبی سیستمیک آنتی‌پارکینسون (ازجمله کاربیدوپا/لوودوپا، روتیگوتین و سایر دوپامین آگونیست‌ها، آمانتادین، مهارکننده‌های کاتکول ـ O ـ متیل ترانسفراز و آپومورفین زیرجلدی).
درحالی که درماتیت سبورئیک به‌عنوان یک علامت پرومتوری در PD در نظر گرفته می‌شود، روزاسه ممکن است یک عامل خطر یا نشانه اولیه توسعه PD باشد. علاوه‌بر این، ارتباط قوی بین PD و پیشرفت بعدی BP نیز یافت شده است و یک ارتباط احتمالی بین PD و ملانوما مشاهده شده است. ازآنجایی که افزایش خطر ابتلا به PD و ملانوم در افرادی با رنگ موی روشن و به‌ویژه موهای قرمز مشاهده شده است، پزشکان معالج باید به این افراد آگاهی خاصی نشان دهند و بر اهمیت محافظت از آفتاب، ازجمله محدودکردن قرارگرفتن در معرض و استفاده از عوامل مسدودکننده نور خورشید با فاکتور بالا تأکید کنند.
زهرابیگم موسوی، کامبیز کامیاب حصاری،
دوره 14، شماره 3 - ( 8-1402 )
چکیده

مقدمه: بیماری داریر یک بیماری ژنتیکی است که عموماً بزرگسالان را درگیر می‌کند و ضایعات پوستی آن بیشتر در نواحی سبوره است. به‌دلیل نبود ضایعات تی‌پیک و وجود سایر بیماری‌ها در این نواحی، ممکن است تشخیص آن به تأخیر افتد.

گزارش مورد: خانم 46 ساله با ضایعات بدون علامت در کشاله ران از سه سال قبل مراجعه نمودند. پس از بیوپسی و گزارش بیماری داریر، درمان با ایزوترتینویین خوراکی شروع شد. بیمار پاسخ کلینیکی مطلوبی داشت.

نتیجه‌گیری: در نواحی چین‌ها ممکن است بیماری‌های کمتر شایعی تظاهر نمایند و ازنظر کلینیکی با سایر بیماری‌های شایع این ناحیه، اشتباه گردند.
 

صفحه 8 از 12     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پوست و زیبایی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb