جستجو در مقالات منتشر شده



پروانه دلکآبادی، سارا هاشمی،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ویتیلیگو به‌عنوان یکی از شایع­ترین اختلالات تولید رنگدانه­ای پوست، پیامدهای روانی ـ اجتماعی قابل‌توجهی برای بیماران به همراه دارد؛ لذا کشف مسیرها و متغیرهای تأثیرگذار بر سلامت روان در این افراد مهم است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه‌ نقش واسطه‌ای شرم درونی‌شده در رابطه بین اجتناب شناختی و دشواری­های بین فردی در پیش­بینی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ویتیلیگو انجام گرفت.

روش اجرا: پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام بیماران مبتلا به ویتیلیگو بیمارستان رازی تهران بودند که 170 نفر به روش هدفمند براساس معیارهای ورود انتخاب و وارد مطالعه شدند. از پرسش‌نامه­های اجتناب شناختی سکستون و داگاس، مشکلات بین فردی بارخام، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و شرم درونی‌شده کوک استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با آزمون ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر با استفاده از نسخه 26 نرم‌افزار SPSS و PLS انجام شد.

یافته­ها: براساس نتایج متغیر شرم درونی در ارتباط بین مشکلات بین فردی با کیفیت زندگی به‌عنوان یک متغیر میانجی نسبی شناخته شد؛ اما در مسیر بین اجتناب شناختی با کیفیت زندگی اثری نشان نداده و مسیر اجتناب شناختی با کیفیت زندگی و شرم درونی به‌عنوان متغیر میانجی در سطح معنی‌داری کمتر از 05/0 معنی‌دار نبود.

نتیجه­گیری: متخصصان سلامت روان می‌توانند در مداخلات با درنظرگرفتن نقش شرم درونی بین عوامل بررسی‌شده، نقش مهمی در کمک به بیماران ویتیلیگو برای عبور از چالش‌ها، بهبود وضعیت سلامت روان و بهزیستی ایفا کنند.
مهدی میرزایی علویجه، مهین امینی، فرزاد جلیلیان،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پوست یکی از شایع‌ترین سرطان‌ها است. مطالعات فراوانی تأثیر مثبت استفاده از کرم‌های ضدآفتاب در پیشگیری از سرطان پوست را نشان دادند. هدف از انجام مطالعه حاضر تعیین نابرابری در استفاده از کرم ضدآفتاب بود.

روش اجرا: این پژوهش مقطعی در میان بزرگسالان شهر کرمانشاه انجام شد. اطلاعات به‌وسیله پرسش‌نامه با انجام مصاحبه جمع‌آوری گردید. شاخص و منحنی تمرکز برای تعیین کمیت و تجزیه نابرابری در استفاده از کرم ضدآفتاب استفاده شد. نتایج نسبت شانس تطبیق‌یافته و آنالیز تجزیه برای استفاده از ضدآفتاب نیز برآورد گردید.

یافته‌ها: 39/14% از ضدآفتاب استفاده می‌کردند. نسبت استفاده در مردان 65/5% و در زنان 72/21% به‌دست‌آمد. شاخص تمرکز برای استفاده از ضدآفتاب (001/0P<) 344/0 به‌دست آمد که نشان‌دهنده تمرکز بیشتر استفاده از ضدآفتاب در بین ثروتمندان است. ثروتمندان 72/3 برابر فقرا و همچنین افراد در طبقه متوسط نیز 48/1 برابر فقرا شانس بیشتری برای مصرف ضدآفتاب دارند. بیشترین سهم مشارکت در ایجاد نابرابری در مصرف ضدآفتاب، متغیر وضعیت اقتصادی ـ جامعه‌ای با 26/61%، سطح تحصیلات با 23/13% و سن با 02/13% به‌دست آمد.

نتیجه‌گیری: تمرکز مداخلات ارتقای سلامت باید گروه‌های با وضعیت اقتصادی ـ جامعه‌ای پایین را هدف قرار دهد. در توسعه و پیاده‌سازی مداخلات باید مردان و افراد کمتر تحصیل‌کرده را در اولویت قرار داد.
نگار اصغری حصوری، زینب باقری،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده

محدودیت‌ نیدل‌های رایج در انتقال دارو مانند درد، عفونت و عوارض جانبی، محرکی برای جست‌وجوی جایگزین‌های کارآمدتر شده‌است. در این میان، میکرونیدل‌ها امید جدیدی را در زمینه دارورسانی پوستی به ارمغان آورده‌اند. این ساختارهای میکرونی، به‌طور موقت در لایه‌های بالایی پوست قرار می‌گیرند و مسیری بدون درد و غیرتهاجمی برای عبور داروها از سد پوستی فراهم می‌کنند. تنوع در طراحی و مواد تشکیل‌دهنده میکرونیدل‌ها، امکان رهایش طیف وسیعی از داروها را با راندمان بالا و عوارض جانبی کم فراهم می‌کند. ازسوی دیگر، به‌دلیل محدودیت‌‌ داروهای سنتی و نیاز به گزینه‌های هدفمندتر و کم‌عارضه‌تر، نانوداروها به‌عنوان جایگزینی ایده‌آل مطرح می‌شوند. نانوداروها سیستم‌های دارورسانی نوینی هستند که در ابعاد نانومتری طراحی و تولید می‌شوند. این ذرات کوچک، قابلیت حمل و رهایش داروها را به‌طور مستقیم به سلول‌های هدف، با دقت و کارایی بالا دارند. نانوداروها با کاهش عوارض جانبی و افزایش اثربخشی درمان، می‌توانند نقشی کلیدی در ارتقای کیفیت درمان بیماری‌های مختلف ایفا ‌کنند. با توجه به مزایای منحصربه‌فرد ترکیب میکرونیدل‌ها و نانوداروها، بررسی استراتژی‌های مختلف استفاده از این سیستم‌های نوین در رهایش داروها، موضوعی حائز اهمیت است. در این مقاله، به بررسی این موضوع و همچنین کاربردهای انتقال نانودارو توسط میکرونیدل در درمان بیماری‌ها و چالش‌های پیش‌رو این فناوری نوظهور پرداخته شده‌است.
طیبه مؤمنی، عالیه صفامنش، فائزه کاشانیان،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده

جدوار (Curcuma zedoaria)، گیاهی معطر از خانواده زنجبیل است که به‌دلیل داشتن خواص دارویی فراوان، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در طب سنتی، از این گیاه به‌عنوان ضدالتهاب، ضدباکتری، ضدقارچ و ضددرد استفاده می‌شود. تحقیقات علمی اخیر، فواید قابل توجهی از جدوار برای سلامت پوست را به اثبات رسانده است. جدوار حاوی کورکومین، ترکیبی ضدالتهابی قوی است که می‌تواند به کاهش التهاب، قرمزی و تورم پوست کمک کند. این خاصیت، جدوار را به گزینه‌ای مناسب برای درمان آکنه، اگزما و پسوریازیس تبدیل می‌کند. علاوه‌براین، کورکومین موجود در جدوار، خواص آنتی‌اکسیدانی قوی دارد که به محافظت از پوست در برابر آسیب‌های ناشی از رادیکال‌های آزاد کمک می‌کند. همچنین، کورکومین با افزایش تولید کلاژن و الاستین، که برای ترمیم زخم ضروری هستند، به بهبود روند التیام زخم‌ها کمک می‌کند. جدوار به‌واسطه خواص ضدمیکروبی و ضدقارچی خود، می‌تواند در درمان عفونت‌های پوستی ناشی از قارچ‌ها و میکروب‌ها نیز موثر باشد. این مقاله مروری، به بررسی اثرات جدوار در درمان طیف وسیعی از مشکلات پوستی می‌پردازد.
منصور نصیری کاشانی،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده

ندارد. چکیده ندارد
آلا احسانی، سیدامیرمحمد رضائی‌مجد، امیرهوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، مینا کوهیان محمدآبادی، زهرا رضوی، مهشیدالسادات انصاری، ریحانه سیف، امیرحسین رحیم‌نیا،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پیتریازیس لیکنوئید (PL)، یک بیماری پاپولواسکواموس نادر با اتیولوژی نامشخص است. از آنجایی که مطالعات جدید محدودی در این خصوص انتشار یافته، پژوهش حاضر با هدف معرفی تظاهرات کلینیکال و سیر درمان این بیماران انجام گرفت.

روش اجرا: این مطالعه مقطعی گذشته‌نگر (1402-1398) بر روی بیماران مبتلا به PL مراجعه‌کننده به بیمارستان پوست رازی که با بیوپسی از ضایعات پوستی، تشخیص آن‌ها قطعی گردید، انجام گرفت. اطلاعات پایه‌ای با استفاده از مستندات بیمارستانی و پیگیری سیر درمان نیز برمبنای اطلاعات موجود در پرونده‌ها و همچنین، پیگیری تلفنی از بیماران به‌دست آمد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار R مورد آنالیز قرار گرفت. 05/0 P<معنی‌دار درنظر گرفته شد.

یافته‌ها: مجموعا 147 بیمار مورد ارزیابی قرار گرفتند. تفاوت معنی‌داری بین دو جنس یافت نگردید (358/0=P). زیرگروه غالب بیماری، PLC (8/91%) و میانگین سن شروع بیماری 73/18±79/29 سال بود. شایع‌ترین نوع ضایعات پوستی، پاپول (4/48%) و تظاهر پوستی شایع در 58 نفر (4/32%)، درگیری جنرالیزه ‌بدن بود. بیشترین درمان مورد استفاده کورتیکواسترویید موضعی در 86 بیمار (4/52%) بود. فاصله زمانی از ابتلا تا بهبودی کامل 40/221±80/160 روز گزارش گردید. 45 نفر (6/30%) دوره‌های عود بیماری را ذکر کردند. همراهی معنی‌داری بین جنس (620/0=P)، بیماری‌های زمینه‌ای (293/0=P) و سن (876/0=P) با اثربخشی درمان یافت نگردید.

نتیجه‌گیری: با عنایت به محدودبودن اطلاعات کلینیکال مرتبط با بیماران پیتریازیس لیکنوئید، ایجاد بانک اطلاعاتی الکترونیکی و نظام رجیستری ملی این بیماری توصیه می‌شود.
مجید رستمی مقدم، حامد زندیان، محمد جعفرزاده، امیرحسین جدیری آقائی،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: تلوژن افلوویوم (TE) نوعی ریزش موی منتشر است که 2 تا 3 ماه پس از یک عامل استرس‌زا، ازجمله عفونت کووید 19، رخ می‌دهد. هدف این مطالعه تعیین فراوانی TE در زنان مبتلا به کووید 19 بود.

روش اجرا: این مطالعه توصیفی برروی 270 زن مراجعه‌کننده به درمانگاه پوست و مو بیمارستان امام رضا اردبیل با شکایت ریزش مو انجام شد. اطلاعات مربوط به سابقه ابتلا به کووید 19، بستری، داروهای مصرفی، دریافت واکسن و مشخصات دموگرافیک جمع‌آوری شد. شدت آلوپسی با معاینه بالینی و تست ترکشن بررسی شد و داده‌ها با نرم‌افزار SPSS تحلیل شدند.

یافته­‌ها: میانگین سن بیماران 41 سال بود. 1/61% سابقه بستری، 7/43% مصرف آنتی‌بیوتیک، 8/61% مصرف کورتیکواستروئید و 8/51% مصرف NSAID داشتند. شدت کووید 19 با بروز زودتر (001/0P=) TE و افزایش تعداد موهای کنده‌شده در تست ترکشن (001/0P=) ارتباط معناداری داشت. بستری به‌دلیل کووید 19 و مصرف کورتیکواستروئید مدت زمان بین بیماری و شروع علائم TE را کاهش دادند. تزریق واکسن آسترازنکا با افزایش تعداد موهای کنده‌شده (02/0P=) همراه بود.

نتیجه‌­گیری: شدت TE با شدت کووید 19، بستری، مصرف کورتیکواستروئید و تزریق واکسن آسترازنکا مرتبط بود.
 
آلا احسانی، بهار صادقی، امیرهوشنگ احسانی، مهشیدالسادات انصاری، زهرا رضوی، مینا کوهیان محمدآبادی، کامبیز کامیاب حصاری، پدرام نورمحمدپور، مبینا کمال‌آبادی فراهانی، امیرحسین رحیم‌نیا،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: آنژیوکراتوم‌ها ازجمله ضایعات عروقی نادر هستند که اغلب به شکل ماکول یا پاپول‌های کوچک و قرمز تا بنفش روی پوست ظاهر می‌شوند. این ضایعات معمولاً خوش‌خیم، ممکن است با تغییراتی در ضخامت و رنگ همراه باشند؛ اما برخی انواع آن‌ها می‌توانند به‌عنوان نشانه‌هایی از بیماری‌های متابولیک جدی ظاهر شوند. این مطالعه با هدف تحلیل ویژگی‌های دموگرافیک و کلینیکی آنژیوکراتوم در بیماران ایرانی، در مرکز تخصصی پوست بیمارستان رازی تهران طراحی شده است.

روش اجرا: این مطالعه گذشته‌نگر توصیفی، بر روی ۱۹۹ بیمار مبتلا به آنژیوکراتوم بین سال‌های 1392 تا 1402 در بیمارستان رازی تهران انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، محل و اندازه ضایعات، سابقه خانوادگی و روش‌های درمانی بیماران از پرونده‌های پزشکی استخراج و با استفاده از نرم‌افزار SPSS تحلیل شد. برای سنجش ارتباط بین متغیرها، از آزمون‌های آماری پارامتریک و ناپارامتریک استفاده گردید و سطح معناداری 05/0 درنظر گرفته شد.

یافته‌ها: میانگین سنی بیماران 75/24 سال بود و بیشترین شیوع بیماری در دهه دوم و سوم زندگی مشاهده شد. 3/51% بیماران مرد و 7/48% زن بودند. بیشترین ضایعات در اندام تحتانی (7/40%) و ناحیه ژنیتالیا (6/18%) مشاهده شد. روش‌های درمانی مختلفی ازجمله کرایوتراپی (14/68%)، لیزر (14/27%) و الکترودسیکاسیون (44/4%) به‌کار گرفته شد و کرایوتراپی بالاترین اثربخشی را داشت.

نتیجه‌گیری: این مطالعه اطلاعات ارزشمندی درخصوص شیوع، ویژگی‌های بالینی و روش‌های درمانی مناسب برای آنژیوکراتوم در بیماران ایرانی فراهم کرد. برای بررسی کامل‌تر این ضایعات، مطالعات گسترده‌تر و پیگیری طولانی‌مدت در مراکز درمانی مختلف توصیه می‌شود تا میزان اثربخشی درمان‌ها و عوارض احتمالی آن‌ها مشخص گردد.
 
مهدی میرزایی علویجه، اسد بهروجه، حسین اشتریان، بهروز حمزه، فرزاد جلیلیان،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پوست بیشترین قابلیت پیشگیری را در میان تمام سرطان‌ها دارد. کشاورزان به‌علت شغلی که دارند در معرض تابش اشعه فرابنفش خورشید قرار دارند و یکی از گروه‌های مستعد جهت ابتلا به سرطان پوست هستند. هدف از انجام مطالعه حاضر شناسایی تعیین‌کننده‌های انجام رفتارهای پیشگیری از سرطان پوست در کشاورزان بود.

روش اجرا: این پژوهش مقطعی در میان کشاورزان روستاهای شهرستان جوانرود در غرب ایران انجام شد. داده‌های پژوهش به‌وسیله پرسش‌نامه و ازطریق مصاحبه جمع‌آوری گردید. داده‌ها در نسخه 16 نرم‌افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید. برای اندازه‌گیری تعیین‌کننده‌های رفتارهای پیشگیری از سرطان پوست از رگرسیون خطی خام و تعدیل شده استفاده شد.

یافته‌ها: میانگین سن شرکت‌کنندگان 47/36 سال بود. خودکارآمدی درک‌شده (193/0=β و 004/0=P) و هزینه‌پاسخ درک‌شده (145/0-=β و 025/0=P) مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر انجام رفتارهای پیشگیری از ابتلا به سرطان پوست بودند.

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد در توسعه مداخلات ارتقای رفتارهای پیشگیری از سرطان پوست در میان کشاورزان با تمرکز بر ارتقای خودکارآمدی درک‌شده و کاهش هزینه ‌پاسخ درک‌شده، بتوان رفتارهای پیشگیری از سرطان پوست را ارتقا داد.
 
الهام رضائی جاریحانی، ناهید حسن‌زاده نعمتی،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده

پیری و ایجاد چین و چروک‌ها در قسمت صورت و گردن فرآیندهای طبیعی هستند که در طول زندگی فرد رخ می‌دهند. امروزه برای درمان این خطوط صورت تکنیک‌های مختلفی وجود دارد. با درنظرگرفتن خطرات و عوارض جراحی‌های زیبایی، تکنیک لیفت صورت، پیشنهاد داده می‌شود. در مطالعه حاضر، با مراجعه به متون علمی معتبر منتشرشده در پایگاه‌های اطلاعاتی Pubmed،Google Scholar، Science Direct و Web Of Science اطلاعات مربوط به عمل لیفتینگ با نخ پلیمری برای بهبود ظاهر صورت افتاده و پتوز جمع‌آوری و در بررسی‌های انجام‌شده، مشاهده شد که نخ‌های پلیمری زیست‌تخریب‌پذیر، در موقعیت هدف، سبب تحریک و کلاژن‌سازی پوست می‌شوند و بیشتر مورد توجه بیماران و پزشکان قرار گرفته‌اند. طی لیفت صورت با نخ پلیمری، بیمار دچار عوارض کمتری نسبت به روش‌های سنتی می‌شود. استفاده از نخ‌های لیفتینگ با خارهای سطحی و قابلیت زیست‌تخریب‌پذیر، برای لیفت بافت نرم صورت به‌دلیل بهبودی سریع و هزینه کم، محبوب و جذاب به‌شمار می‌آیند. هرچند با وجود عوارض کم این روش، برخی از بیماران بعد از لیفت، به دلیل نارضایتی از ظاهر خود تصمیم به برداشتن نخ‌های لیفتینگ داشته‌اند. امروزه انواع مختلفی از نخ‌های قابل جذب در بازار موجود است که ترکیبات مختلف و بسته به محل مورد استفاده طراحی مختلفی دارند. در این مطالعه نخ‌های زیست‌تخریب‌پذیر پلی‌دیوکسانون (PDO)، پلی‌کاپرولاکتون (PCL) و پلی‌لاکتیک‌اسید (PLLA) بحث خواهد شد.
 
عرفان زمانی، شایان زمانی، منصور نصیری کاشانی، علیرضا فیروز،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده

این مطالعه مروری به بررسی تأثیرات مکمل‌های خوراکی کلاژن بر ویژگی‌های بیوفیزیکی مختلف پوست، از جمله هیدراتاسیون، الاستیسیته و کاهش چین و چروک، می‌پردازد. کلاژن به‌عنوان فراوان‌ترین پروتئین ساختاری پوست، نقش مهمی در حفظ استحکام، خاصیت ارتجاعی و رطوبت آن دارد. با افزایش سن، تولید کلاژن کاهش می‌یابد که منجر به بروز علائم قابل مشاهده پیری مانند چین و چروک، افتادگی و خشکی پوست می‌شود. علاوه بر این، عواملی مانند تابش اشعه فرابنفش و آلودگی‌های محیطی، تجزیه کلاژن را تسریع کرده و باعث پیری زودرس پوست می‌شوند. در سال‌های اخیر، مکمل‌های خوراکی حاوی کلاژن هیدرولیز شده، به‌ویژه پپتیدهای کلاژن به دلیل توانایی بالقوه آن‌ها در تحریک تولید کلاژن و بهبود کیفیت پوست، محبوبیت زیادی پیدا کرده‌اند. مطالعات مختلف نشان می‌دهند که مصرف منظم این مکمل‌ها می‌تواند به طور معناداری هیدراتاسیون پوست را افزایش داده، خاصیت ارتجاعی آن را بهبود بخشد و عمق و تعداد چین و چروک‌ها را کاهش دهد. با این حال، محدودیت‌های قابل توجهی در مطالعات موجود وجود دارد؛ از جمله تفاوت در دوزهای مصرفی، مدت زمان مداخلات، و منابع مختلف کلاژن. همچنین، بسیاری از این مطالعات دارای حجم نمونه کم و دوره‌های کوتاه مدت هستند که منجر به محدودیت در اعتبار نتایج می‌شود. علاوه بر این، وجود ترکیبات دیگری مانند ویتامین C و اسید هیالورونیک در برخی از مکمل‌ها، تشخیص اثرات مستقیم کلاژن را دشوار می‌کند. با وجود این چالش‌ها، شواهد موجود نشان می‌دهد که مکمل‌های کلاژن خوراکی به‌عنوان یک روش مؤثر برای مقابله با علائم پیری پوست پتانسیل بالایی دارند. با این حال، انجام مطالعات بیشتر و طولانی‌مدت با نمونه‌های بزرگتر و تنوع بیشتر جمعیتی ضروری است تا مکانیزم‌های دقیق و دوز بهینه مصرف مشخص شود و توصیه‌های علمی قطعی‌تری ارائه گردد.
 
سیدمحسن محبی نودز، علیرضا زارع کاریزی، بیتا قادری، شهرزاد آقابابایی، اسماعیل علیزاده،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده

مقدمه: عقرب­ها از قدیمی‌ترین جانوران زهرآگین روی کره زمین شناخته می­شوند. عقرب گزیدگی یک مشکل مهم بهداشت عمومی در بسیاری از نقاط جهان ازجمله کشور ایران محسوب می­شود.

گزارش مورد: در این گزارش یک زن 49 ساله معرفی می­شود که با شکایت واکنش­های پوستی در ناحیه ران پا به بیمارستان مراجعه کرد. بیمار درد موضعی همراه با سوزش شدید را بلافاصله پس از عقرب گزیدگی توصیف کرد که به سرعت در سرتاسر ران پای او بعد از یک ساعت منتشر شد. یافته­های بالینی در این مطالعه نشان داد که بعد از گذشت 24 ساعت محل عقرب گزیدگی دچار واکنش­های التهابی و قرمزی شد. بیمار بلافاصله بعد از عقرب گزیدگی به بیمارستان مراجعه کرد و درمان با سرم ضدسم عقرب پنتاوالان به‌صورت تزریق وریدی انجام شد. همچنین بیمار طی دوره درمان از پماد موپیروسین جهت استفاده موضعی برای ازبین‌بردن التهاب پوستی، لوسیون موضعی مومتازون جهت رفع التهاب، ترمیم کننده نیواشا و لوسیون بدن ایروکس استفاده کرد. تقریباً یک هفته پس از حادثه، علائم موضعی و سیستمیک از بین رفت. بلافاصله بعد از عقرب گزیدگی محل استراحت چک، نمونه عقرب جمع­آوری و گونه هوتنتوتا جایاکاری (Hottentotta jayakari) تشخیص داده شد.

نتیجه‌گیری: با توجه وجود موارد عقرب گزیدگی در کشور، جهت پیشگیری و کنترل آن نیاز به افزایش آگاهی و دانش عمومی افراد در معرض خطر به‌منظور کاهش خطرات احتمالی لازم است. علاوه‌بر این‌ها افزایش آگاهی بین پزشکان به‌ویژه جامعه درماتولوژیست‌ها از علائم پوستی این بندپای خطرناک به‌عنوان متخصصان درمانگر می­تواند در تسریع روند درمان کمک کننده باشد.
منصور نصیری کاشانی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده

چکیده فارسی ندارد
شاهین حمزه‌لو، فاطمه جعفری، مریم نسیمی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پسوریازیس در موارد شدیدتر، به درمان‌های بیولوژیک نیاز دارد. تاکنون مطالعه‌ای درخصوص اندیکاسیون‌های قطعی برای انتخاب نوع و زمان شروع درمان بیولوژیک در بیماران مبتلا به پسوریازیس در ایران انجام نشده است.

روش اجرا: در این مطالعه مقطعی، تمام بیماران مبتلا به پسوریازیس تحت درمان بیولوژیک که طی شش ماه مراجعه کردند، ارزیابی شدند و اطلاعات موردنیاز ثبت و آنالیز شد.

یافته‌ها: 50 بیمار در این مطالعه تحت بررسی قرار گرفتند. 25 نفر از فتوتراپی به‌منظور درمان پسوریازیس استفاده کرده بودند (50%). تمامی آن‌ها از درمان‌های موضعی و 47 نفر از درمان‌های سیستمیک (94%) استفاده کرده بودند. آدالیموماب با 74% شایع‌ترین داروی بیولوژیک مصرفی بود. 24% بیماران از اینفلیکسیماب و 4% از اتانرسپت استفاده می‌کردند.

نتیجه‌گیری: شایع‌ترین درمان بیولوژیک در بیماران مبتلا به پسوریازیس در این مطالعه، آدالیموماب می‌باشد. با توجه به وجود ریسک‌فاکتورهای قلبی ـ عروقی و هم‌چنین BMI بالا در تعداد قابل توجهی از بیماران مبتلا به پسوریازیس تحت درمان بیولوژیک و تأثیر BMI بر پاسخ به درمان، مداخلات به‌منظور رساندن BMI این افراد به سطح مطلوب لازم می‌باشد.
حسن عدالت‌خواه، شبنم فهیم، سهراب ایرانپور، زهرا محبی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ملاسما نوعی اختلال پیگمنتاسیون اکتسابی، مزمن و عودکننده می­باشد که معمولأ نواحی پوستی در معرض نور آفتاب را بیشتر درگیر می‌کند. سندرم SAHA نیز مخفف چهار کلمه سبوره، آکنه، هیرسوتیسم و آلوپسی آندروژنیک است. با توجه به همراهی ملاسما با برخی اجزای سندرم SAHA مثل آکنه و هیرسوتیسم، این مطالعه جهت تعیین ارتباط ملاسما با سندرم SAHA انجام شد.

روش اجرا: این مطالعه­ مورد ـ شاهدی بر روی 75 خانم دارای ملاسما بهعنوان گروه مورد و 75 خانم بدون ملاسما به‌عنوان گروه شاهد انجام شد. اطلاعات در قالب پرسشنامه­ای مشتمل بر 28 سؤال جمعآوری و تجزیه تحلیل شد.

یافته‌ها: در گروه مورد 32 درصد مبتلا به هیرسوتیسم و 7/70 درصد مبتلا به آکنه بودند. در گروه شاهد 7/10 درصد مبتلا به هیرسوتیسم و 7/26 درصد مبتلا به آکنه بودند. ارتباط معناداری بین عوامل (سابقه ملاسما در بستگان درجه یک، سابقه­ هیرسوتیسم در بستگان درجه یک، آکنه، آلوپسی) و ابتلا به ملاسما وجود داشت. از بین گروه مورد، 3/5% مبتلا به سندرم SAHA بودند.

نتیجه‌گیری: با توجه به اینکه اختلالات آندروژنیک در اتیولوژی سندرم SAHA و ملاسما مطرح هستند به‌نظر می‌رسد ضایعات ملاسمایی در بیماران مبتلا به سندرم SAHA شایع‌تر است.
هما هاتفی مینایی، علی خامسی‌پور، علیرضا فیروز، اکرم میرامین‌محمدی، سیدابراهیم اسکندری، شهلا میرعزیزی، مینو تسبیحی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: کنترل بیماری لیشمانیازیس دشوار است و در مناطق اندمیک به‌صرفه نیست. داروی انتخابی ترکیبات سمی آنتیموان می‌باشد که مقاومت دارویی به آن در حال افزایش است. مطالعات حیوانی نشان داد که کمبود اینترفرون گاما باعث اختلال در بهبود لیشمانیازیس می‌شود. در این مطالعه، اثرات درمانی تزریق زیرجلدی اینترفرون گاما نوترکیب بر ضایعات لیشمانیازیس در موش‌های بالب سی ارزیابی شد.

روش اجرا: 40 سر موش بالب سی با لیشمانیا ماژور آلوده شدند و پس از ایجاد زخم، اثرات درمانی گاما اینترفرون به‌تنهایی یا ترکیب با گلوکانتیم بررسی شد. درمان استاندارد گلوکانتیم و گروه کنترل بدون درمان نیز ارزیابی شد.

یافته‌ها: گروه‌های درمانی (گلوکانتیم، گاما اینترفرون و گاما اینترفرون ـ گلوکانتیم) ازنظر کاهش در قطر کف پا در مقایسه با گروه کنترل، اختلاف معنی‌دار داشتند (01/0P<). تفاوت معنی‌داری در میزان مرگ‌ومیر در دو گروه دریافت‌کننده گامااینترفرون با گروه درمان استاندارد گلوکانتیم مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد گامااینترفرون در درمان ضایعات لیشمانیازیس جلدی در موش Balb/c به‌تنهایی و ترکیب با درمان استاندارد مؤثر بوده است و می‌تواند به‌عنوان یک درمان جایگزین درنظر گرفته شود.
 
فاطمه ترکاشوند، عبدالله چاله‌چاله، سینا وفی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ناهمگنی روشنایی تصاویر یکی از چالش‌های مهم در پردازش تصاویر کامپیوتری است که می‌تواند منجر به نتایج نادرست در قطعه‌بندی تصاویر شود. علی‌رغم وجود روش‌های متعدد قطعه‌بندی، مطالعات کمی درخصوص تأثیر ناهمگنی روشنایی و انتخاب بهترین کانال‌های رنگی در قطعه‌بندی انجام شده است. در این مقاله، از فضاهای رنگی مختلف برای تشخیص خودکار ضایعات پوستی استفاده شده است.

روش اجرا: در این تحقیق از روش قطعه‌بندی LSE (Level Set Evolution) همراه با هموارسازی شدت‌ها برای شناسایی کامپیوتری ضایعات پوستی استفاده شده است. ابتدا ناهمگنی روشنایی کاهش یافته و تصویر یکنواخت‌تری ایجاد می‌شود، سپس با قطعه­بندی پیشنهادی دامنه تصویر به مناطق مجزا تفکیک می‌شود. این روش باعث تشخیص دقیق‌تر ضایعات پوست می‌گردد.

یافته­ها: روش پیشنهادی بر روی 200 تصویر درموسکوپی از مجموعه داده‌های شناخته‌شده PH2 با استفاده از کانال‌های رنگی مختلف آزمایش شده است. نتایج نشان می‌دهد که این روش در مقایسه با سایر روش‌ها، عملکرد بهتری دارد. صحت 97%، حساسیت 98%، اختصاصیت 99% و ضریب دایس 92% به‌دست آمده است.

نتیجه­گیری: این روش توانایی جداسازی و تشخیص دقیق ضایعات را دارد و می‌تواند در فرآیند درمان ضایعات پوستی به پزشکان کمک کند.
بهاره نوروزی، زهرا نصیری، زهرا عطار، فاطمه قنبرپور،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده

کیتین و کیتوزان مستخرج از قارچ‌ها، قادر به التیام زخم‌ها هم در شرایط آزمایشگاهی و هم در شرایط داخل بدن موجود زنده هستند. در مدل‌های زنده، ازجمله حیوانات و انسان‌ها، این متابولیت‌ها با مهار پاتوژن‌ها، فعالیت آنتی‌اکسیدانی، تعدیل پاسخ التهابی، مرطوب‌کردن محیط زخم، ترویج تکثیر و مهاجرت فیبروبلاست‌ها و کراتینوسیت‌ها، افزایش سنتز کلاژن، اپیتلیال‌سازی مجدد و رگ‌زایی تأثیر مثبتی بر بهبود زخم دارند. با توجه به اهمیت بالای پپتیدها و پلی‌ساکاریدهای مشتق‌شده از قارچ‌ها، هدف از این مقاله مروری این است تا پتانسیل پلی‌ساکاریدها و پپتیدهای به‌دست‌آمده از قارچ‌ها (مخمرها، میکروقارچ‌ها و قارچ‌های رشته‌ای) در ترمیم زخم در شرایط آزمایشگاهی و داخل بدن به‌طور جامع بررسی شود. به همین دلیل جست‌وجو از از پایگاه‌های علمی مهم و شاخص مانند Web of Science،
Google Scholar، Wiley، Elsevier، Taylor and Francis، BMC Springer وMDPI با جست‌وجوی عبارات کلیدی مانند پلی‌ساکارید، گلوکان، مانان، کیتوزان، پپتید، قارچها، مخمرها، ماشروم‌ها، میکروقارچهای رشته‌ای یا کپک‌ها، ترمیم زخم و پانسمان زخم انجام شد. نتایج نشان داد که پیشرفت‌های مهمی در زمینه پانسمان‌های پیشرفته زخم با استفاده از مشتقات شیمیایی اصلاح‌شده کیتوزان به دست آمده که بهبود قابل‌توجهی در حلالیت و فعالیت ضدمیکروبی این ترکیبات ایجاد کرده است. ازسوی دیگر، تنوع در محتوای کیتین در گونه‌های مختلف قارچ و کشف خواص درمانی پلی‌ساکاریدهای خارج سلولی نمایانگر آن است که انجام تحقیقات بیشتر برای شناسایی پتانسیل ترمیم زخم این ترکیبات ضروری است بنابراین، با اثبات خواص زیست‌پزشکی و دارویی کیتین و کیتوزان مشتق‌شده از قارچ‌ها در ارتقای درمان‌های مدرن پزشکی و بهبود زخم‌ها، انجام تحقیقات بیشتر می‌تواند به کاربردهای عملی و پیشرفت پزشکی در این زمینه منجر شود.

 
محمود عراقی، زهرا اوشیانی رودسری، ملیحه نقوی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده

اختلال در پروسه ترمیم زخم به‌دنبال بروز یک آسیب بافتی قابل توجه مانند سوختگی شدید، ضربه و یا جراحی می­تواند بروز اسکار و فیبروز پوستی را در پی داشته باشد. وجود اسکار پاتولوژیک منجر به تغییر شکل طبیعی زخم شده و علاوه‌بر مشکلات ظاهری ممکن است همراه با درد بوده و حتی حرکت طبیعی فرد را محدود کند. پاسخ ایمنی نقش بسیار مهمی در فرایند بهبود زخم دارد. فعال‌شدن سلول‌ها و فاکتورهای ایمنی باعث شروع فرآیند التهابی، تسهیل پاک‌سازی زخم و بهبود و بازسازی بافت می‌شود. با این حال، اختلال در سیستم ایمنی در طول فرآیند بهبود زخم، به التهاب مداوم و تاخیر در بهبودی و درنهایت ایجاد زخم مزمن می­انجامد. ریزمحیط یک زخم مزمن شامل تعداد زیادی از سلول­های ایمنی شامل ماکروفاژهای پیش­التهابی بوده و بیان بالایی از واسطه‌های التهابی مانند TNF-α و IL-1β در آن مشاهده می­شود. در این میان ماکروفاژها به‌عنوان سلول­های ایمنی ذاتی نقشی کلیدی در پیش‌برد پاسخ ایمنی و فعال‌شدن ایمنی اکتسابی دارند. این سلول­ها همچنین عوامل کلیدی در تبدیل فاز التهابی به فاز بازسازی بافتی می­باشند درنتیجه، اختلال در تنظیم عملکرد ماکروفاژها عواقبی مانند بروز اسکار را در پی خواهد داشت بنابراین، آگاهی از سازوکار دقیق پروسه التهاب در حین ترمیم زخم، واسطه­های التهابی و ضدالتهابی تولیدشده و تأثیر ماکروفاژها بر این روند می­تواند نویددهنده دست­یابی به راهکارهای نوینی در ترمیم زخم بدون اسکار باشد از این رو، این مقاله به سازوکار سیستم ایمنی حین پروسه التهاب و نقش کلیدی ماکروفاژها در این پروسه و نیز تشکیل اسکار پرداخته است.
 
بهاره نوروزی، زهرا نصیری، زهرا عطار، فاطمه قنبرپور،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده

باکتری‌ها منابع طبیعی متابولیت‌هایی هستند که خواص زیست‌فعال متنوعی ازجمله فعالیت‌های بهبود زخم، ضداکسیداتیو، ضدباکتری، ضدقارچ، ضدالتهاب، ضددیابت و ضدسرطان را نشان می‌دهند. دو گروه مهم از باکتری‌ها با پتانسیل ترمیم زخم، پلی‌ساکاریدها و پپتیدها هستند. باکتری‌ها، علاوه‌بر سلولز، پلی‌ساکاریدهای مختلف (مانند اگزوپلی‌ساکاریدها) با پتانسیل التیام زخم تولید میکنند. رایج‌ترین پپتیدهای باکتریایی مورداستفاده در مطالعات بهبود زخم، باکتریوسین‌ها و لیپوپپتیدها هستند. هدف این مقاله، مروری بر مقالات اخیر در زمینه پتانسیل‌ ترمیم زخم در شرایط آزمایشگاه و در داخل بدن موجود زنده، توسط پلی‌ساکاریدها و پپتیدهای به‌دست‌آمده از باکتری‌ها (اکتینوباکتری‌ها، باکتریوئیدها، سیانوباکتری‌ها، فیرمیکوت‌ها و پروتئوباکتری‌ها) است. به همین دلیل جست‌وجو در پایگاه‌های تحقیقاتی علمی مانند
Web of Science، Google Scholar، Wiley، Elsevier، Taylor and Francis،
BMC Springer و MDPI با کلمات کلیدی پلی‌ساکارید، پپتید، باکتریوسین‌ها، لیپوپپتیدها، استرپتومایس‌ها، باکتری‌ها، باکتری‌های تولیدکننده اسید لاکتیک، سیانوباکتری‌ها و ترمیم زخم انجام شد. نتایج کلی نشان داد که پلی‌ساکاریدها و پپتیدها و پپتیدهای مشتق‌شده از باکتری‌ها هم قدرت التیام زخم را در شرایط آزمایشگاهی و هم در شرایط داخل بدن موجود زنده نشان میدهند. در مدل‌های زنده، ازجمله حیوانات و انسان‌ها، این متابولیت‌ها با مهار پاتوژن‌ها، فعالیت آنتی‌اکسیدانی، تعدیل پاسخ التهابی، مرطوب‌کردن محیط زخم، ترویج تکثیر و مهاجرت فیبروبلاست‌ها و کراتینوسیت‌ها، افزایش سنتز کلاژن، بازسازی مجدد، اپیتلیال‌شدن و رگزایی تأثیر مثبتی بر بهبود زخم دارند بنابراین، پپتیدها و پلی‌ساکاریدهای مشتق‌شده از باکتری‌ها نقش بسزایی در ترمیم زخم‌ها دارند.

 

صفحه 10 از 12     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پوست و زیبایی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb