جستجو در مقالات منتشر شده


29 نتیجه برای رت

سامان احمد نصرالهی، حسام علی‌بخشی،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده

امروزه استفاده از فرآورده‌های ضدآفتاب به جهت جلوگیری از عوارض پرتوهای فرابنفش شامل بروز علائم پیری، آفتاب‌سوختگی و سرطان پوست توصیه می‌شود. به‌طور کلی ضدآفتاب‌ها به دو دسته‌ی شیمیایی (عمدتاً جاذب پرتوهای فرابنفش B) و فیزیکی (مانند اکسید روی و دی‌اکسید تیتانیوم) تقسیم می‌شوند. دسته‌ی دوم با مکانیسم بازتابش و منعکس‌کردن پرتوهای فرابنفش A و B نقش محافظتی خود را ایفا می‌نمایند. دی‌اکسیدتیتانیوم (TiO2) یکی از پرمصرف‌ترین ضدآفتاب‌های فیزیکی می‌باشد که امواج فرابنفش B (290–320 nm) و فرابنفش A (320–400 nm) را مسدود می‌کند. با این‌که دی‌اکسیدتیتانیوم یک رنگ‌دانه‌ی ایمن و فاقد عوارض جانبی می‌باشد، اما استفاده از نوع نانوذره‌ی آن می‌تواند سبب بروز نگرانی‌هایی شود. نانوذرات دی‌اکسیدتیتانیوم می‌توانند در سلول‌ها نفوذ کرده و در پی فرآیند فتوکاتالیز در حضور نور خورشید باعث آسیب‌رساندن به DNA سلول شوند.
محمد آزاد، سامان احمدنصرالهی، علیرضا فیروز،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده

پرتوهای فرابنفش در حالی که قسمت کوچکی از نور خورشید را تشکیل می‌دهند، برای پوست مضر بوده و باعث آفتاب‌سوختگی، آسیب و حتی سرطان پوست می‌شوند. ضدآفتاب‌ها از پرمصرف‌ترین فرآورده‌های آرایشی ـ بهداشتی می‌باشند که شخص را از ابتلا به سرطان پوست یا آسیب‌های ناشی از نور خورشید محافظت می‌کنند. این محصولات به دو گروه شیمیایی و فیزیکی تقسیم می‌شوند. ضدآفتاب‌های فیزیکی حاوی اکسید روی با دو مکانیسم انعکاس و پراکندن نور، پوست را از امواج فرابنفش محافظت می‌کنند. این نوع فرآورده‌ها بدون آلرژی و ایجاد حساسیت و آکنه می‌باشند. در حال حاضر، استفاده از نانوذرات اکسید روی در فرمولاسیون ضدآفتاب‌ها این قابلیت را ایجاد کرده است که محصولات فوق هر دو مزیت محافظت در برابر پرتوهای مضر خورشید و جذابیت آرایشی را داشته باشند.
آفاق کاظمی، امید اسکندری، محمد کریمی،
دوره 6، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پوست از شایع‌ترین سرطان‌های انسان است که در ایران روندی روبه افزایش دارد. هدف از این مطالعه، بررسی فراوانی، بروز و توزیع جغرافیایی سرطان پوست در استان کردستان و شناخت مناطق پرخطر برای این سرطان بود. روش اجرا: در این مطالعه‌ی مقطعی ـ توصیفی، داده‌های تحقیق بااستفاده‌ از نسخه‌ی 16 نرم‌افزار آماری SPSS توصیف ‌و ‌تحلیل شد. از نمودارها و آزمون‌های آماری t و تحلیل‌ واریانس (ANOVA) برای مقایسه‌ی میانگین‌ها استفاده ‌شد. نقشه‌ی پراکندگی سرطان پوست در استان کردستان با استفاده ‌از نسخه‌ی 3/9 نرم‌افزار (Geographic Information System) GIS طی سال‌های 1385 الی 1389 ترسیم‌ گردید. به‌منظور بررسی علت بالا‌بودن میزان بروز مبتلایان به سرطان پوست در برخی شهرستان‌های این استان، نقشه‌ی توزیع جغرافیایی شاخص جهانی تابش پرتو فرابنفش نیز تهیه شد. یافته‌ها: شهرستان سنندج با میزان بروز 55/17 در هر صد هزار نفر بیشترین میزان و شهرستان سروآباد با میزان بروز 73/3 در هر صد‌هزار‌ نفر دارای کمترین میزان بروز بودند. تعداد مبتلایان مرد (542 نفر)، نزدیک به دو برابر مبتلایان زن (324 نفر) بود (0001/0P). هم‌چنین تعداد موارد سرطان پوست در ساکنان شهرها (01/68%) بیش از دو برابر روستانشینان (99/31%) بود (008/0=P). نتیجه‌گیری: شیوه‌ی زندگی مردان و تماس شغلی آن‌ها با آفتاب می‌تواند عامل خطرساز مهمی در روند رو‌به‌رشد سرطان پوست در استان کردستان باشد. همبستگی موردانتظار بین بروز سرطان پوست در سطح شهرستان‌ها و توزیع جغرافیایی شاخص جهانی تابش پرتوفرابنفش خورشید مشاهده نشد. پژوهش‌های کامل‌تری در این زمینه مورد نیاز است.
لاله وزیری، سامان احمدنصرالهی، علیرضا فیروز،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده

کورتیکواستروئیدهای موضعی در درمان بیماری‌های پوستی نظیر اگزما و پسوریازیس بسیار مفید می‌باشند. اثرات ضدالتهابی و ضدتکثیر کورتیکواستروئیدهای موضعی دلیل اثربخشی و کاربرد زیاد آن‌ها در بیماری‌های پوستی است. کورتیکواستروئیدهای موضعی را براساس قدرت می‌توان به گروه‌های مختلفی دسته‌بندی کرد؛ این دسته‌بندی براساس فعالیت ذاتی مولکول کورتیکواستروئید فعال و خصوصیات حامل (کرم، پماد و لوسیون) انجام می‌شود که می‌تواند به‌صورت مستقیم در پذیرفته‌شدن دارو توسط بیمار و هم‌چنین بهبود نفوذ به پوست تأثیرگذار باشد. دستورالعمل ملی بریتانیا کورتیکواستروئیدهای موضعی را به 4 دسته ازنظر قدرت تقسیم می‌کند که شامل دسته‌ی 1 با بیشترین قدرت (برای مثال کلوبتازول پروپیونات) و دسته‌ی 4 با کمترین قدرت (برای مثال هیدروکورتیزون) می‌باشد. در مقابل، دسته‌بندی ایالات متحده‌ی آمریکا در 7 دسته طبقه‌بندی می‌شود که شامل فوق قوی، قوی، بالاتر از حد متوسط، در حد متوسط، پایین‌تر از حد متوسط، دارای اثر خفیف و دارای کمترین قدرت است.
نفیسه اسماعیلی، طاهره سوری، نوشین شیرزاد، مریم وحیدمقدم، عباس کریمی،
دوره 6، شماره 3 - ( 8-1394 )
چکیده

هدف: پمفیگوس‌ولگاریس شایع‌ترین بیماری تاولی خودایمنی است. درمان استاندارد بیماری پردنیزولون به همراه یک داروی کمکی سرکوب­کننده‌ی ایمنی مثل آزاتیوپرین یا سیکلوفسفامید می‌باشد. حدود 5% تا 15% از مرگ­ومیر بیماری به‌دلیل عوارض استروئیددرمانی است. هدف از این مطالعه تعیین فراوانی و عوامل خطرساز دیابت ناشی از درمان با گلوکوکورتیکوئید در بیماران پمفیگوسی بستری‌شده در بیمارستان رازی طی سال‌های 1388 و 1389 ‌بود.

روش اجرا: در این مطالعه‌ی مقطعی، 177 بیمار با تشخیص اولیه‌ی پمفیگوس‌ولگاریس که برای اولین بار جهت دریافت درمان بستری شده بودند ازنظر سن، جنس، پرفشاری خون، شاخص توده‌ی بدنی (BMI)، سابقه‌ی خانوادگی دیابت، نوع داروهای مصرفی قبل و بعد درمان، مقادیر قند خون ناشتا، تری‌گلیسیرید، لیپوپروتئین با تراکم کم و لیپوپروتئین با تراکم زیاد در بدو بستری و طی سه هفته بعد از درمان مورد ارزیابی قرار گرفتند.

یافته‌ها: براساس مقدار قند خون ناشتا، طی سه هفته ارزیابی، 8/15% بیماران (29 بیمار) مبتلا به دیابت تشخیص داده شدند (05/0P<). ارتباط معنی‌داری بین سن، BMI، HbA1c، لیپوپروتئین با تراکم زیاد و مصرف داروهای اعصاب با بروز دیابت در افراد موردمطالعه به‌دست آمد (05/0P<) ولی بین جنسیت، سابقه‌ی خانوادگی، پرفشاری خون، مقادیر تری‌گلیسیرید و لیپوپروتئین با تراکم کم با بروز دیابت ارتباط معنی‌داری وجود نداشت (05/0P>).

نتیجه‌گیری: اندازه‌گیری قند خون ناشتا قبل از شروع درمان و طی سه هفته‌ی بستری، امکان تشخیص زودهنگام دیابت را در مبتلایان به بیماری خودایمنی تاولی تحت درمان با گلوکوکورتیکوئید امکان‌پذیر می‌کند. به‌علاوه بررسی عواملی مانند سن، BMI، HbA1c و لیپوپروتئین با تراکم زیاد، سابقه‌ی مصرف داروی اعصاب در زمان بستری و طی درمان می‌تواند امکان اقدامات سریع‌تری را برای تشخیص و درمان دیابت ناشی از گلوکوکورتیکوئید فراهم سازد.


احمدرضا طاهری، قاسم‌علی خراسانی، سیامک فرقانی، افشین فتحی،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: اسکار هیپرتروفیک ضایعه‌ای است که بر اثر ترمیم بیش از حد زخم ایجاد می‌شود و برای بیماران مبتلا، عوارض زیبایی و گاه عملکردی به‌جا گذاشته و موجب مشکلات جسمی، روحی و تغییر کیفیت زندگی آنان می‌شود. امروزه روش‌های گوناگونی ازجمله جراحی برای درمان این ضایعات به‌کار می‌رود اما به‌دلیل عود مکرر، مشکلات بیمار پابرجا می‌ماند. در این مطالعه اثر تزریق توکسین بوتولینیوم نوعA  در درمان اسکار هیپرتروفیک بررسی شد.

روش اجرا: بیست و یک بیمار مبتلا به اسکار هیپرتروفیک در این کارآزمایی بالینی دوسوکور در سال‌های 1393 و 1394 مورد بررسی قرار گرفتند. در هر بیمار یک قسمت از ضایعه به‌صورت تصادفی به‌عنوان ناحیه‌ی مداخله و قسمت دیگر ضایعه به‌عنوان شاهد انتخاب شد. در گروه اول (مداخله)، توکسین بوتولینیوم نوع A (Dysport ساخت کشور انگلستان، شرکت سازنده Ipsen، شرکت واردکننده داریان دارو) با غلظت 200 واحد در میلی‌لیتر و با دوز 8 واحد به‌ازای هر سانتی‌متر مکعب ضایعه و در گروه دوم (شاهد)، با همان حجم نرمال‌سالین در فواصل یک ماهه تا سه بار تزریق شد. بیماران 9 ماه پس از آخرین تزریق طبق معیارهای ونکوور (Vancouver) بررسی و داده‌های گردآوری‌شده تحلیل شدند. در این مطالعه، 0/05>P معنی‌دار درنظر گرفته شد.

یافته‌ها: 21 بیمار با میانگین سنی 2/27 سال مطالعه را به پایان رساندند. میانگین شاخص رنگ (pigmentation) در گروه مورد 0/73 کاهش داشت (0/01>P) درحالی که کاهش آن در گروه شاهد معنی‌دار نبود (0/24=P). میانگین وضعیت عروقی (Vascularity) گروه مورد 0/9 (0/01>P) و در گروه شاهد 0/15 بود (0/15=P). قوام ضایعه در گروه مداخله 0/98 (0/01>P) و در گروه شاهد 0/23 به‌دست آمد (0/19=P). میانگین تغییرات اندازه یا ارتفاع ضایعه در گروه اول و دوم معنی‌دار نبود (0/32=P).

نتیجه‌گیری: تزریق توکسین بوتولینیوم نوع A در اسکار هیپرتروفیک، نه به‌عنوان یک روش مستقل بلکه در کنار روش‌های دیگر درمانی مانند جراحی، می‌تواند در کنترل و بهبود علائم ناشی از اسکار مفید باشد.


سامان محمدی، پیام خزائلی، سیمین شمسی‌میمندی، مهین افلاطونیان، مریم خلیلی‌میبدی، نیلوفر مهرالحسنی، آزاده محبی، یونس جهانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: آکنه ولگاریس بیماری مزمن التهابی فولیکول مو است. ترکیبات رتینوئید موضعی خط اول درمان آکنه می‌باشند. جذب سیستمیک و تحریک موضعی پوست مانند قرمزی، خارش و پوسته‌ریزی از عوارض جانبی این داروها می‌باشند. در این مطالعه به بررسی اثربخشی ژل نیوزومی ایزوترتینوئین 05/0% و ژل آداپالن 1/0% می‌پردازیم.

روش اجرا: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور، 144 بیمار مبتلا به آکنه ولگاریس خفیف تا متوسط بین سنین 15 تا 30 سال وارد شدند. بیماران به‌صورت تصادفی در دو گروه A (ژل نیوزومی ایزوترتینوئین 05/0%) و B (ژل آداپالن 1/0%) قرار گرفته و ازنظر درصد بهبودی، کاهش تعداد ضایعات التهابی و غیرالتهابی و عوارض جانبی در هفته‌های 2، 4، 8 و 12 پیگیری شدند.

یافته‌ها: درصد بهبودی ضایعات کومدونی و التهابی در پایان مطالعه در گروه ایزوترتینوئین نیوزومی به‌ترتیب 68% و 79% بود (در مقابل 65% و 76% در گروه آداپالن) که ازنظر آماری معنی‌دار نبود. کاهش تعداد ضایعات التهابی و غیرالتهابی آکنه در پایان دوره‌ی درمانی به‌طور معنی‌داری در گروه ایزوترتینوئین نیوزومی بیشتر از گروه آداپالن بود (001/0>P). هم‌چنین عارضه‌ی جانبی قرمزی پوست در گروه آداپالن به‌طور معنی‌داری بیشتر از ایزوترتینوئین نیوزومی مشاهده شد (001/0>P).

نتیجه‌گیری: استفاده از ژل نیوزومی ایزوترتینوئین با بهبودی بیشتر و عوارض جانبی کمتری نسبت به درمان با ژل آداپالن بود.


نازی سلجوقی، رقیه جبرئیلی، ستاره تهرانی، معصومه یارجانلی، سپیده تهرانی، فروغ قائدی،
دوره 7، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: آکنه ولگاریس بیماری شایع پوستی است که هماکنون مصرف ایزوترتینوئین خوراکی درمان آنرا متحول کرده است. مصرف آن ممکن است برروی سطح هورمونهای جنسی و قاعدگی در بیماران مبتلا به آکنهی شدید تأثیر بگذارد. هدف این مطالعه، ارزیابی اثرات ایزوترتینوئین خوراکی برروی سطح هورمونهای جنسی و قاعدگی در بیماران زن مبتلا به آکنه شدید میباشد.

روش اجرا: در این مطالعهی قبل و بعد از درمان (before and after treatment) 50 بیمار مبتلا به آکنه ولگاریس شدید که در سال 95-1394 به درمانگاه پوست بیمارستان امیرالمؤمنین(علیهالسلام) مراجعه کردند و دارای معیارهای ورود به مطالعه شامل سن بیش از 18 سال و کمتر از 50 سال، ابتلا به آکنه التهابی کیستیک یا ندولی و شدید و نداشتن بیماری زمینهای مخدوش‌کننده و فاقد معیارهای واردنشدن به مطالعه شامل بارداری، شیردهی و یائسگی بودند مورد بررسی قرار گرفتند. دز داروی مورد تجویز برای بیماران 5/0 میلی‌گرم به‌ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز بهمدت سه ماه بود. قبل از مصرف دارو، سه ماه بعد از درمان با ایزوترتینوئین خوراکی سطح سرمی هورمونهای luteinizing hormone (LH)،
follicle stimulating hormone (FSH)، استرادیول و تستوسترون تام و آزاد اندازه‌گیری و مقایسه شد.

یافتهها: میانگین سنی بیماران 1/7+0/26 سال و 10% بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (polycystic ovary syndrome [PCOs]) بودند. سی و سه نفر (66%) از بیماران در طول مصرف ایزوترتینوئین خوراکی تغییری در عادت ماهیانه نداشتند ولی 6% به اولیگومنوره، 8% به آمنوره، و 20% به دیسمنوره مبتلا شدند. میانگین سطح سرمی LH قبل از درمان افزایش معنیداری نسبت به قبل از درمان داشت (001/0=P)، ولی در سطح سرمی هورمونهای FSH، استرادیول، تستوسترون توتال و آزاد قبل و بعد از درمان اختلاف معنیداری مشاهده نشد (05/0<P).

نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که مصرف ایزوترتینوئین خوراکی با تأثیر بر عملکرد تخمدانها باعث افزایش سطح هورمون LH و تغییر در قاعدگی میشود.


مرجان انتظامی، بهاره ملک‌افضلی، رقیه جبرئیلی، بیتا شهباززادگان،
دوره 7، شماره 4 - ( 11-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: ویتیلیگو یک اختلال تولید رنگدانه است که در آن ملانوسیت‌ها در پوست تخریب می‌شوند. درمان ویتیلیگو به وسعت بیماری و الگوی توزیع آن بستگی دارد. هدف از این مطالعه مقایسه‌ی اثربخشی پرتوفرابنفش B با دامنه‌ی باریک
(narrow band ultraviolet B [NBUVB]) با پسورالن همراه با پرتو فرابنفش A (psoralen-ultraviolet A [PUVA]) در درمان مبتلایان به ویتیلیگو بود.

روش اجرا: این کارآزمایی بالینی روی 60 بیمار مبتلا به ویتیلیگو که طی سال 1392 به بیمارستان بوعلی و مرکز لیزر مهرگان شهر تهران مراجعه کرده و تحت درمان با NBUVB و یا PUVA قرار گرفتند، انجام شد. تعداد بیماران در هر گروه 30 نفر بود. گروهی که تحت درمان با PUVA بودند 3 ساعت قبل از فوتوتراپی، قرص‌های حاوی 8 ـ متوکسی پسورالن مصرف کرده و دو بار در هفته تحت فوتوتراپی قرار گرفتند. گروه دوم دوبار در هفته تحت تابش اشعه‌ی NBUVB قرار گرفتند.

یافتهها: در بیماران تحت درمان با PUVA، 40% و در گروه بیماران تحت درمان با NBUVB 3/43% بیماران مرد بودند. در بیماران تحت درمان با PUVA، نوع ویتیلیگو در 7/56% موارد ژنرالیزه، در 30% موارد سگمنتال و در 3/13% فوکال بود. در بیماران تحت درمان با NBUVB در 7/56% موارد بیماری ژنرالیزه، در 3/33% سگمنتال و در 10% فوکال بود. سه ماه و 6 ماه پس از آغاز درمان، به‌طور معنی‌داری، بازگشت مجدد رنگ پوست (رپیگمانتاسیون) در بیماران تحت درمان با NBUVB بیش از گروه تحت درمان با PUVA بود (05/0>P).

نتیجهگیری: استفاده از روش درمانی NBUVB در ویتیلیگو با توجه به عوارض کمتر برای بیمار و میزان بهبودی قابل قبول نسبت به PUVA ارجح است.


فرناز محمدهدایتی، محمدتقی احدی، شقایق منوچهری،
دوره 10، شماره 2 - ( 5-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: دمودکس یک مایت و اکتوپارازیت شایع در انسان و حیوانات است. استقرار دمودکس فولیکولوروم و دمودکس برویس در پوست صورت انسان ممکن است باعث بروز برخی ضایعات پوستی ازقبیل آکنه، روزاسه و درماتیت شود. هدف از انجام این مطالعه، شناسایی اکتوپارازیت دائمی دمودکس در زنان اردبیل و ارتباط احتمالی آن با برخی ضایعات صورت بود.
 
روش اجرا: پنجاه خانم مبتلا به ضایعات پوستی (گروه بیمار) و 50 خانم غیرمبتلا به ضایعات پوستی (گروه شاهد) انتخاب و تحت بررسی‌های کلینیکی و آزمایشگاهی قرار گرفتند. بعد از اخذ مجوز کمیته‌ی اخلاق و رضایت کتبی از داوطلبین، اقدام به تهیه‌ی اطلاعات دموگرافیک و تراشه‌های پوستی شد. با به‌کارگیری محلول پتاس 10 درصد و محلول لاکتوفنل، نمونه‌ها مورد بررسی میکوسکوپی قرار گرفتند و براساس کلیدهای تشخیصی معتبر، شناسایی دمودکس انجام شد.
 
یافته‌ها: بیست و دو نفر از بین 50 نفر گروه بیمار (شامل آکنه، روزاسه، درماتیت و اگزما) آلوده به دمودکس فولیکولوروم بودند (44%) و بیشترین میزان آلودگی در زنان گروه سنی
30-20 سال مشاهد گردید (22%). از بین 50 نفر گروه شاهد، آلودگی دمودکس در 10 نفر تأیید شد (20%).

 
نتیجه‌گیری: می‌توان نتیجه گرفت که میزان ابتلا به دمودکس در افراد دچار ضایعات پوستی به مراتب بیشتر از افراد سالم است. آزمون‌های آماری معنی‌داربودن ارتباط بین دمودکس و ضایعات پوستی را تأیید می‌کند (05/0P< و 023/0sig=). پیشنهاد می‌شود در استراتژی درمانی ضایعات پوستی صورت، درمان اختصاصی دمودکس در بیماری‌های مرتبط مورد توجه قرار بگیرد.
نرجس راستگو، رویا لاری،
دوره 10، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده

اسکارهای هیپرتروفیک و کلوییدها اختلالات ناشی از رشد بیش از حد بافت فیبروز می‌باشد که با تجمع کلاژن و اجزای ماتریکس سلولی همراه است. این اسکار‌ها به‌دلیل التیام غیرطبیعی زخم به‌وجود می‌آید که ممکن است پس از صدمات پوستی ناشی از جراحی، تروما، سوختگی و غیره بروز کنند می‌توانند تأثیر زیادی بر روی زندگی بیماران داشته باشند. اسکارهای هیپرتروفیک و کلوییدها علاوه‌بر مشکلات زیبایی می‌توانند موجب اختلال عملکردی به‌دلیل جمع‌شدگی بافت و احساس خارش شوند. در حال حاضر تحقیقات زیادی در زمینه‌ی پیشگیری یا درمان اسکار‌ها در حال انجام است، اما با توجه به اینکه مکانیسم‌های فیزیوپاتولوژی تشکیل اسکار هنوز به‌خوبی شناخته نشده است، راهبردهای پیشگیری و درمان هنوز به هیچ وجه در سطح رضایت‌بخشی نیستند. در این مقاله‌‌ی مروری، علاوه‌بر بررسی یافته‌های جدید در مورد علل ایجاد اسکار، پیشرفت‌های بیولوژیک اخیر در زمینه‌ی راهبردهای پیشگیری و درمان اسکارهای هیپرتروفیک و کلوییدها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
سپهر زرگران، سروش محیط‌مافی، علی انیسیان،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: آلوپسی با کاهش تعداد فولیکول‌های مو در محل التیام زخم از عوارض کرایوسرجری هستند که ظاهر ناخوشایندی در بافت اسکار ناشی از موریختگی در ترمیم پوست ایجاد می‌کنند. هدف این مطالعه بررسی تأثیر لیزر کم‌توان بر جلوگیری از نکروز فولیکول‌های مو و افزایش تعدادشان در زخم‌های کرایوسرجری است.
 
روش اجرا: 50 رت ویستار نر تصادفاً در 2 گروه اصلی آزمایش و کنترل (با / بدون استفاده از لیزر کم‌توان) و ۵ زیرگروه فرعی تقسیم شدند. بررسی هیستوپاتولوژیک دو شاخص تعداد فولیکول مو و رگزایی در بازه‌های زمانی 3، 7، 14، 21 و 28 روزه در آزمایشگاه انجام شد.
 
یافته‌ها: شاخص رگزایی اختلاف معنی‌داری در روزهای 14 و 21، بین گروه‌های اصلی نداشت (05/0<P) اما در روزهای 3، 7 و 28 گروه آزمایش نسبت به شاهد بهطور معنی‌داری بیشتر بود. در تمامی روزها هر دو گروه روند معنی‌دار افزایش رگ‌زایی را شاهد بودند (05/0>P). تنها در گروه شاهد بین روزهای سوم و هفتم و در هر دو گروه بین روزهای 21 و 28 اختلاف آماری وجود نداشت (05/0<P). در مقایسه شاخص فولیکول مو در تمامی روزها روند افزایشی داشته که در گروه آزمایش به‌طور معنی‌داری بیشتراز گروه شاهد است (05/0>P). تنها بین روزهای سوم و هفتم اختلاف آماری وجود نداشت (05/0<P).
 
نتیجه‌گیری: استفاده از لیزر کم‌توان پس از زخم‌های کرایوسرجری همراه اسکار و موریختگی، می‌تواند باعث جلوگیری از نکروز فولیکول‌های مو و متعاقباً افزایش تعدادشان در رت شود.
قاسم‌علی خراسانی، جواد رحمتی، حجت مولایی، افشین فتحی، غلامحسین،
دوره 12، شماره 3 - ( 8-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: ظاهر بد بافت اسکار پس از جراحی‌های زیبایی می‌تواند تأثیرات منفی بر نتایج جراحی و رضایت بیمار داشته باشد. در سال‌های اخیر، استفاده زودهنگام از لیزرتراپی در جلوگیری از تشکیل بافت اسکار بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در حال حاضر اطلاعات ما از استفاده ترکیبی زودهنگام از لیزرها برای کاهش بافت اسکار و بهبود ظاهر آن محدود است. در این مطالعه ما به بررسی تأثیر لیزرتراپی ترکیبی با استفاده از pulsed dye laser (PDL) و fractional CO2 laser در بهبود ظاهر بافت اسکار پس از جراحی‌های زیبایی پرداختیم.
 
روش اجرا: در این مطالعه 15 بیمار شامل 13 بیمار ماموپلاستی و 2 بیمار ابدومینوپلاستی بررسی شدند. در بیماران ماموپلاستی به‌صورت تصادفی هر یک از پستان‌ها در یکی از دو گروه شاهد یا لیزرتراپی قرارمی‌گرفت. در بیماران ابدومینوپلاستی از split-scar استفاده شد و هر نیمه به‌صورت تصادفی در یکی از دو گروه قرار داده شد. در گروه لیزرتراپی، در پایان هفته سوم لیزرتراپی با PDL 585 nm و در پایان هفته ششم لیزرتراپی با fractional CO2 laser انجام شد. بیماران به مدت 6 ماه دیگر پیگیری شدند. برای ارزیابی ظاهر زخم‌ها از
visual analogue scale (VAS) استفاده شد. سه جراح که از گروه زخم‌ها خبر نداشتند، در شروع لیزرتراپی و در ویزیت نهایی، میزان رضایت خود از ظاهر زخم‌ها را تعیین کردند. ظاهر زخم‌ها براساس نمره VAS به‌صورت poor، fair، good یا excellent تعیین شد.
 
یافته‌ها: میانگین نمره VAS در گروه لیزر برابر 8/0±5/5 و در گروه شاهد برابر 8/0±8/4 بود. اختلاف بین دو گروه ازنظر آماری معنادار نبود (057/0=P). در این مطالعه موردی از ظاهر اسکار excellent دیده نشد. ظاهر تمام زخم‌های گروه لیزرتراپی، fair و good بود. در گروه شاهد، 13 زخم در گروه fair قرار داشتند. در این مورد نیز اختلاف بین دو گروه معنادار نبود (227/0=P).
 
نتیجه‌گیری: لیزرتراپی ترکیبی زودهنگام با استفاده از PDL و fractional CO2 laser در پیگیری کوتاه‌مدت با بهبود ظاهر بافت اسکار همراه است اما تأثیرات معناداری به همراه ندارد.
اسماعیل علیزاده، محمدامین گروهی، لیلا شیرانی بیدآبادی، عباس آقایی افشار، محدثه اردونی، فائزه روحانی، حنانه ملکی آزارکی، یاسمن شفیعی،
دوره 13، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده

مقدمه: رتیل­ها (Camel spiders) یا شترزنک­ها، راسته­ای از رده عنکبوتیان (Arachnida) و شاخه بندپایان (Arthropoda) هستند و می‌توانند گزش دردناکی در انسان ایجاد کنند.

گزارش مورد: در این گزارش دو مرد 34 و 40 ساله معرفی می‌شوند که با شکایت واکنش‌های پوستی در پا به درمانگاه مراجعه کردند. پزشک در معاینات اولیه این علائم را به‌عنوان واکنش پوستی ناشی از نیش برخی از حشرات مزاحم تشخیص داد. بعد از گذشت یک روز، ضایعه‌ای که شامل دو نقطه قرمزرنگ بود در پای بیماران ظاهر شد. ضایعات پوستی بعد از چند ساعت در هر دو فرد مشاهده شد که با شست‌وشوی آب و صابون بعد از گذشت 7 روز، علائم به کلی از بین رفته و محل گزش بهبود یافت.

نتیجه­گیری: افزایش آگاهی پزشکان از علائم این بندپایان مزاحم به‌عنوان درمانگر، می‌تواند در تسریع روند درمان کمک‌کننده باشد.

مریم میراحمد، نسیم توتونچی، پوریا اصیلی، حمیدرضا محمودی، کامبیز کامیاب، محمد مهدوی، فائزه خراسانی‌زاده، مریم دانش‌پژوه،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: لیشمانیاز جلدی یکی از مسائل مهم بهداشت عمومی در کشورهای در حال توسعه مانند ایران و شایع‌ترین فرم آن، لیشمانیای جلدی است که به‌صورت یک ضایعه اولسراتیو یا ندولی ظاهر می‌شود. هدف این مطالعه، بررسی ویژگی‌های هیستوپاتولوژیک و بالینی بیماران با لیشمانیوز جلدی بود.

روش اجرا: این مطالعه مقطعی روی 70 بیمار لیشمانیوز جلدی انجام شد که از سال 1397 تا 1401 به بیمارستان پوست رازی مراجعه کرده بودند و تشخبص بیماری با پاتولوژی تأیید شده بود.

یافته‌ها: سن بیماران از 2 تا 76 سال متغیر بود و میانگین آن 26/42±86/20 سال بود. اکثریت بیماران مرد بودند (3/54%). نوع ضایعات پلاک‌دار شایع‌ترین نوع بود (3/64%). ازنظر محل ضایعه، صورت و اندام‌های فوقانی با فراوانی‌های 1/47% و 3/34% بیشتر از سایر نواحی دیده شدند. تمامی بیماران در سونوگرافی شواهد سلولیت داشتند. شایع‌ترین تغییر اپیدرم، هایپرکراتوزیس (8/42%) بود. در مورد تغییرات هیستوپاتولوژیک در درم، نفوذ لنفوسیت‌ها (4/61%)، سلول‌های پلاسما (6/58%) و هیستیوسیت‌ها (6/48%)، همچنین تشکیل گرانولوم (3/54%) و حضور اجسام لیشمن (3/54%) تغییرات غالب بودند. برخی بیماران اشکال غیرطبیعی لیشمانیوز جلدی داشتند، به‌طوری‌که شش نفر از آن‌ها لیشمانیای جلدی لوپویید و پنج نفر لیشمانیای جلدی اسپورتریکوئید داشتند.

نتیجه‌گیری: مردان و افرادی که در میانسالی بودند، بیشتر در معرض عفونت قرار داشتند بنابراین، پیشنهاد می‌شود که به‌طور خاص در برنامه‌های پیشگیرانه مورد توجه قرار گیرند. علاوه‌براین، ارزیابی یافته‌های هیستوپاتولوژیک لیشمانیوز جلدی، شامل لیشمانیای جلدی لوپویید و لیشمانیای جلدی اسپورتریکوئید، می‌تواند انواع لیشمانیا را از سایر بیماری‌های جلدی متمایز کنند.
آلا احسانی، سیدامیرمحمد رضائی‌مجد، امیرهوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، مینا کوهیان محمدآبادی، زهرا رضوی، مهشیدالسادات انصاری، ریحانه سیف، امیرحسین رحیم‌نیا،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پیتریازیس لیکنوئید (PL)، یک بیماری پاپولواسکواموس نادر با اتیولوژی نامشخص است. از آنجایی که مطالعات جدید محدودی در این خصوص انتشار یافته، پژوهش حاضر با هدف معرفی تظاهرات کلینیکال و سیر درمان این بیماران انجام گرفت.

روش اجرا: این مطالعه مقطعی گذشته‌نگر (1402-1398) بر روی بیماران مبتلا به PL مراجعه‌کننده به بیمارستان پوست رازی که با بیوپسی از ضایعات پوستی، تشخیص آن‌ها قطعی گردید، انجام گرفت. اطلاعات پایه‌ای با استفاده از مستندات بیمارستانی و پیگیری سیر درمان نیز برمبنای اطلاعات موجود در پرونده‌ها و همچنین، پیگیری تلفنی از بیماران به‌دست آمد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار R مورد آنالیز قرار گرفت. 05/0 P<معنی‌دار درنظر گرفته شد.

یافته‌ها: مجموعا 147 بیمار مورد ارزیابی قرار گرفتند. تفاوت معنی‌داری بین دو جنس یافت نگردید (358/0=P). زیرگروه غالب بیماری، PLC (8/91%) و میانگین سن شروع بیماری 73/18±79/29 سال بود. شایع‌ترین نوع ضایعات پوستی، پاپول (4/48%) و تظاهر پوستی شایع در 58 نفر (4/32%)، درگیری جنرالیزه ‌بدن بود. بیشترین درمان مورد استفاده کورتیکواسترویید موضعی در 86 بیمار (4/52%) بود. فاصله زمانی از ابتلا تا بهبودی کامل 40/221±80/160 روز گزارش گردید. 45 نفر (6/30%) دوره‌های عود بیماری را ذکر کردند. همراهی معنی‌داری بین جنس (620/0=P)، بیماری‌های زمینه‌ای (293/0=P) و سن (876/0=P) با اثربخشی درمان یافت نگردید.

نتیجه‌گیری: با عنایت به محدودبودن اطلاعات کلینیکال مرتبط با بیماران پیتریازیس لیکنوئید، ایجاد بانک اطلاعاتی الکترونیکی و نظام رجیستری ملی این بیماری توصیه می‌شود.
الهام رضائی جاریحانی، ناهید حسن‌زاده نعمتی،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده

پیری و ایجاد چین و چروک‌ها در قسمت صورت و گردن فرآیندهای طبیعی هستند که در طول زندگی فرد رخ می‌دهند. امروزه برای درمان این خطوط صورت تکنیک‌های مختلفی وجود دارد. با درنظرگرفتن خطرات و عوارض جراحی‌های زیبایی، تکنیک لیفت صورت، پیشنهاد داده می‌شود. در مطالعه حاضر، با مراجعه به متون علمی معتبر منتشرشده در پایگاه‌های اطلاعاتی Pubmed،Google Scholar، Science Direct و Web Of Science اطلاعات مربوط به عمل لیفتینگ با نخ پلیمری برای بهبود ظاهر صورت افتاده و پتوز جمع‌آوری و در بررسی‌های انجام‌شده، مشاهده شد که نخ‌های پلیمری زیست‌تخریب‌پذیر، در موقعیت هدف، سبب تحریک و کلاژن‌سازی پوست می‌شوند و بیشتر مورد توجه بیماران و پزشکان قرار گرفته‌اند. طی لیفت صورت با نخ پلیمری، بیمار دچار عوارض کمتری نسبت به روش‌های سنتی می‌شود. استفاده از نخ‌های لیفتینگ با خارهای سطحی و قابلیت زیست‌تخریب‌پذیر، برای لیفت بافت نرم صورت به‌دلیل بهبودی سریع و هزینه کم، محبوب و جذاب به‌شمار می‌آیند. هرچند با وجود عوارض کم این روش، برخی از بیماران بعد از لیفت، به دلیل نارضایتی از ظاهر خود تصمیم به برداشتن نخ‌های لیفتینگ داشته‌اند. امروزه انواع مختلفی از نخ‌های قابل جذب در بازار موجود است که ترکیبات مختلف و بسته به محل مورد استفاده طراحی مختلفی دارند. در این مطالعه نخ‌های زیست‌تخریب‌پذیر پلی‌دیوکسانون (PDO)، پلی‌کاپرولاکتون (PCL) و پلی‌لاکتیک‌اسید (PLLA) بحث خواهد شد.
 
فرید محمدی، خاطره زاهدی،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

لیکن‌پلان اروزیو ژنیتالیا یک بیماری التهابی مزمن خودایمنی است که به‌طور عمده نواحی ژنیتالیا را تحت تأثیر قرار می‌دهد و می‌تواند باعث درد، ناراحتی، و اختلالات سیستم ادراری ـ تناسلی و عملکرد جنسی شود. این بیماری اغلب در زنان یائسگی شایع است و همراه با بیماری‌های اتوایمیون دیگر مانند ویتیلیگو و بیماری تیروئید مشاهده می‌شود. درمان‌های معمول شامل کورتیکواستروییدهای تاپیکال و سیستمیک می‌باشد؛ اما چالش‌های متعددی در درمان این بیماری وجود دارد، به‌ویژه در موارد مقاوم به درمان. این مقاله روش‌های درمانی جدید و جایگزین شامل ایمونومدولاتورها و درمان‌های سیستمیک، مانند تاکرولیموس، سکوکینوماب و داروهای آنتی‌مالاریا را بررسی کرده و اهمیت انتخاب روش درمانی مناسب برای بیماران مقاوم به درمان‌های مرسوم را برجسته می‌کند. علاوه‌براین، تأثیرات روانی این بیماری بر کیفیت زندگی بیماران و نیاز به تحقیقات چندبعدی در درمان این بیماران موردبحث قرار می‌گیرد.
 
انیسه صمدی، منصور نصیری کاشانی، آذین آیت‌اللهی، حامد زرتاب، مریم احمدی، علیرضا فیروز،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: در ایران در سال‌های اخیر، با افزایش تقاضا برای درمان‌های زیبایی و نیاز به محصولات داخلی با کیفیت، شرکت‌های متعددی اقدام به تولید بوتولینوم توکسین نوع A کرده‌اند. این مطالعه به بررسی و مقایسه اثربخشی بالینی و ایمنی 3 مورد از این محصولات پرداخته است.

روش اجرا: در بخش اول مطالعه اثربخشی کلی فراورده‌های بوتولینوم توکسین نوع A مورد مطالعه، برای خطوط اخم، بر روی 230 شرکت‌کننده دریافت‌کننده یکی از 3 محصول داخلی، (سن 21/9±69/42 سال) در روز 30 ام بعد از تزریق در مقایسه با 230 دریافت‌کننده درمان استاندارد (Dysport ®) (سن 79/9±50/42 سال) مورد مقایسه قرار گرفت. در بخش دوم، مقایسه اثربخشی این سه فراورده در همین بازه زمانی و ایمنی آنها تا ماه چهارم پس از تزریق انجام شد.

یافته‌ها: پاسخ به درمان (حداقل دو گرید بهبودی در خطوط اخم) در مصرف‌کنندگان فراورده‌های داخلی (6/68 درصد) نسبت به مصرف‌کنندگان دیسپورت (8/52%) در مطالعات هم ارزی برتری معنادار داشت (01/0P<). در مقایسه 3 گروه درمانی داخلی، تنها در درصد افراد با 2 گرید یا بیشتر بهبودی (پزشک مستقل)، توکسین شماره 2 بهبود معناداری را نسبت به دو محصول دیگر نشان داد. نوع و شیوع عوارض جانبی گزارش‌شده (به‌جز سردرد) با مونوگراف داروی استاندارد قابل مقایسه است.

نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از اثربخشی و ایمنی مناسب فراورده‌های بوتولینوم توکسین A ساخت ایران در مقایسه با فراورده‌های مرجع دارد. جز در موارد محدود، اثربخشی و ایمنی این فراورده‌ها تا روز 30 تقریبا مشابه هستند.
سپهر بذرافکن، افشان شیرکوند، الهه نحوی‌فرد،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1404 )
چکیده

زگیل‌های پوستی از شایع‌ترین ضایعات خوش‌خیم پوستی هستند که به‌دلیل شیوع بالا، احتمال عفونت و اثرات زیبایی‌شناختی، همواره مورد توجه بالینی قرار داشته‌اند. در میان روش‌های درمانی موجود، کرایوتراپی به‌دلیل سادگی، هزینه کم و نرخ بالای موفقیت به‌عنوان یکی از روش‌های خط اول درمانی به‌کار می‌رود؛ با این‌حال، انتخاب بهینه دمای پروب و مدت‌زمان تماس همچنان براساس تجربه بالینی انجام می‌شود و عدم قطعیت در پارامترهای حرارتی می‌تواند منجر به درمان ناکامل یا آسیب بافتی ناخواسته گردد.
در این پژوهش، یک مدل عددی برای بررسی توزیع دما در پوست انسان در طی فرآیند کرایوتراپی زگیل بررسی شده است. مدل بر پایه معادله هدایت حرارتی شعاعی و با استفاده از خواص ترموفیزیکی وابسته به دمای پوست انسان گزارش‌شده توسط Agafonkina و همکاران پیاده‌سازی گردید. شبیه‌سازی‌ها برای بازه‌ای از دماهای سطح پروب بین oc30- تا   oc70- انجام شد و تغییرات زمانی دمای مرکز زگیل تا رسیدن به آستانه تخریب سلولی oc20- مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که کاهش دمای پروب منجر به افزایش سرعت انجماد می‌شود، ولی در دماهای کمتر از oc55- اثر کاهش دما به‌صورت اشباع درآمده و خطر آسیب به بافت سالم افزایش می‌یابد. براساس نقشه بهینه‌سازی به‌دست‌آمده، دمای بهینه پروب در بازه oc45- تا oc55- تعیین شد که در آن، مرکز زگیل در مدت زمان 8-5 ثانیه به دمای بحرانی oc20- می‌رسد. مقایسه نتایج مدل با داده‌های بالینی نشان داد که مدل عددی توسعه‌یافته می‌تواند ابزاری مؤثر برای پیش‌بینی و بهینه‌سازی پارامترهای درمان کرایوتراپی باشد.

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پوست و زیبایی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb