جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
26 نتیجه برای موضوع مقاله:

فرزاد جلیلیان، محمد احمدپناه، مهرداد کریمی، ایرج صالحی، علی‌اصغر وحیدنیا، شهره امدادی،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: مصرف بی‌رویه محصولات آرایشی می‌تواند زمینه‌ساز عوارض متعددی برای فرد شود. این مطالعه با هدف تعیین شیوع و انگیزه‌ی مصرف محصولات آرایشی در بین دختران دانشجو انجام شده است.
روش اجرا: این مطالعه مقطعی روی 540 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه‌های شهر همدان انجام گرفت. شرکت‌کنندگان به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده با انتصاب متناسب از بین دانشگاه‌های مختلف همدان انتخاب شده و پرسش‌نامه‌ای که شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیک و نوع محصول آرایشی مصرفی به‌صورت خودگزارش‌دهی از آنان بود، تکمیل شد.
یافته‌ها: از بین محصولات آرایشی رژ لب (62.2%)، خط چشم (50.9%) و ریمل (43.3%) بیشترین مصرف را در بین دانشجویان مورد بررسی داشته و بیشترین دلیل مصرف، حس زیبایی و کسب اعتماد به نفس ذکر شده بود.
نتیجه‌گیری: با در نظر گرفتن یافته‌های این مطالعه، به‌نظر می‌رسد ارائه‌ی برنامه‌های آموزشی در خصوص ارتقاء عزت‌نفس در بین دانشجویان بتواند نتایج سودمندی را در پیش‌گیری از مصرف بی‌مورد محصولات آرایشی به دنبال داشته باشد.

محمود فرشچیان، الهه سلطانیه، لیلا موسوی، حسین محجوب، عباس زمانیان، هاله ناظریان، ،
دوره 3، شماره 2 - ( 4-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: پسوریازیس ‌یک بیماری مزمن و التهابی با شیوع 4.8% - 0.6% در جامعه است. هدف ما در این مطالعه، مقایسه‌ی تأثیر NB-UVB (به‌عنوان یکی از روش‌های درمانی شایع) بر روی فلور نرمال موجود بر پلاک‌های پسوریاتیک و پوست سالم بود.

روش اجرا: 20 بیمار مبتلا به پسوریازیس که فاقد کنترااندیکاسیون‌های ‌فتوتراپی بودند، وارد مطالعه شدند. از پلاک‌های پسوریاتیک و پوست سالم ناحیه‌ی مجاور پلاک، قبل و بعد از ‌فتوتراپی با NB-UVB، نمونه‌برداری شد. بیماران، سه جلسه در هفته تا پاک‌شدن کامل ضایعات، تحت ‌فتوتراپی قرار گرفتند. در نهایت، میزان کمی فلور نرمال پوست در نواحی سالم و درگیر، قبل و بعد از درمان، با هم مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته‌ها: میانگین تعداد جلسات ‌فتوتراپی، 26.35±4.95 جلسه و میانگین دوز اشعه NB-UVB ،2.05±0.57 J/cm2 بود. میزان کمی استافیلوکوک اپیدرمیدیس، استافیلوکوک اورئوس و دیفتروئید بر روی پلاک‌های پوستی پسوریاتیک، بعد از ‌فتوتراپی، کاهش‌ یافت.

نتیجه‌گیری: میزان کمی فلور نرمال پوست در نواحی سالم، کمتر از پلاک‌های پسوریاتیک است و این میزان بعد از ‌فتوتراپی، چه در نواحی سالم و چه در نواحی درگیر، کاهش ‌می‌یابد.


اکرم انصار، مریم تمیمی، لیلا موسوی، سعادت ترابیان،
دوره 3، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: کارسینوم سلول بازال شایع‌ترین سرطان است. شیوع این تومور طی دهه‌های اخیر افزایش یافته است. برداشت کامل درمان استاندارد آن است، هرچند که هم‌چنان احتمال عود براساس خصوصیات بالینی تومور وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی توزیع دموگرافیک و فراوانی آزادبودن بافت‌شناسی حاشیه‌ی برداشت جراحی کارسینوم سلول بازال بود.
روش اجرا: در ضایعات مشکوک به کارسینوم سلول بازال که در اتاق عمل پوست بیمارستان فرشچیان همدان به صورت جراحی الیپتیکال با حاشیه‌ی 5 میلی‌متری از پوست سالم برداشته شدند،متغیرهای زیر بررسی شد: سن، جنس، محل آناتومیک، دوره‌ی بیماری، تشخیص اولیه‌ی بالینی، نوع بافت‌شناسی و درگیربودن حاشیه‌ی جراحی با سلول‌های تومورال.
یافته‌ها: در مجموع 125 ضایعه در 115 بیمار بررسی شدند که 70 نفر از آنان مرد و 45 نفر زن بودند. دامنه‌ی سنی بیماران از 32 تا 93 سال با میانگین 64.4 سال بود. بیش از 96% ضایعات برروی سر و گردن قرار داشتند. نوع بافت‌شناسی ندولر در 61% ضایعات دیده شد. در کل 20% ضایعات به‌طور ناکامل برداشته شده بود. عوامل مؤثر برروی برداشت ناکامل شامل سن بالا و محل آناتومیک (گوش‌ها و اطراف چشم) بود، اما جنس، نوع بافت‌شناسی، تشخیص اولیه‌ی بالینی و طول بیماری رابطه‌ی معناداری با برداشت ناکامل نداشت. تشخیص بالینی تقریباً همیشه با بررسی بافت‌شناسی مطابقت داشت.
نتیجه‌گیری: برای اجتناب از جراحی‌های مکرر و احتمال ناکامل‌بودن جراحی در مناطق پرخطر به ویژه در سالمندان لازم است کارسینوم سلول بازال با حاشیه‌ی وسیع یا به روش Mohs برداشته شود.

محمود فرشچیان، اکرم انصار، محمدرضا سبحان، سعادت ترابیان،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: پسوریازیس یک بیماری مزمن و شایع پوست است. به‌نظر می‌رسد شیوع عوامل خطرساز بیماری‌های قلبی ـ عروقی در این بیماران بیشتر از افراد سالم جامعه است. این مطالعه به‌منظور بررسی گروهی از این ریسک فاکتورها در این بیماران و مقایسه با گروه شاهد انجام گردید.
روش کار: این مطالعه مورد ـ شاهدی در سال‌های 1390 و 1391، در 55 بیمار مبتلا به پسوریازیس انجام شد. گروه شاهد 55 نفر افرادی بودند که از لحاظ سن و جنس با گروه مورد هم‌سان شدند. متغیرهایی مانند سن، جنس، شاخص توده‌ی بدنی، مصرف سیگار و الکل، نوع بیماری و سطوح خونی تری‌گلیسرید، کلسترول تام، LDL، HDL و قند خون ناشتا ارزیابی و در دو گروه مقایسه شد.
یافته‌ها: آنالیزداده‌ها با رگرسیون لجستیک نشان داد که دو گروه از نظر متغیرهای مصرف سیگار (P=0.02, OR: 2.2, 95%CI: 1.1-3.2)، فشارخون سیستولی (P=0.004, OR: 1.07, 95%CI: 1.02-1.33)، تری‌گلیسرید (P=0.005,OR: 1.02, 95%CI: 1.0-1.34) و P=0.03, OR: 1.04, 95%CI: 1.0-1.09) LDL) تفاوت معنی‌داری داشتند.
نتیجه‌گیری: بالاتربودن چربی‌های خون و فشارخون سیستولی در بیماران مبتلا به پسوریازیس می‌تواند خطر بیماری‌های قلبی ـ عروقی را در آن‌ها بالا ببرد. بنابراین، غربالگری این بیماران از نظر هایپرلیپیدمی و هیپرتانسیون، صرف‌نظر از شدت بیماری، توصیه می‌شود. هم‌چنین آموزش بیماران برای کاهش مصرف سیگار به‌عنوان بخشی از درمان پسوریازیس پیشنهاد می‌گردد.

اکرم انصار، لیلا جهانگرد، پویان پهلوانی، بهمن رسولی، سعادت ترابیان، سحر رسولی،
دوره 4، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده

زﻣﻴﻨﻪ و ﻫدف: پسوریازیس یکی از بیماری‌های پوستی مزمن و شایع بوده که روی ﺟﺴﻢ و زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻴﻤﺎران تأثیرگذار است. امروزه کیفیت زندگی، یکی از مهم‌ترین موضوعات تحقیقات بالینی بوده و بررسی آن به‌منظور ارزشیابی مداخلات درمانی انجام می‌شود. هدف از این مطالعه شناخت بهتر ابعاد مختلف کیفیت زندگی بیماران مبتلا به پسوریازیس ولگاریس می‌باشد.

روش اﺟﺮا: در اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ‌ی مورد ـ شاهدی ﻛﻪ در ﺳﺎل 1391 اﻧﺠﺎم ﺷﺪ، 100 ﺑﻴﻤﺎر ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﭘﺴﻮرﻳﺎزﻳﺲ و 100 نفر نیز که بیماری خاصی در آن‌ها وجود نداشت به‌عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻴﻤﺎران ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﭘﺮﺳﺶﻧﺎﻣﻪ‌ی استاندارد ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ (SF-36) ﻣﻮرد ارزﻳﺎﺑﻲ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ و ﻧﻤﺮه‌ی اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻪ‌دﺳﺖآﻣﺪه ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از آزمون‌های آﻣﺎری مربع کای و t ﻣﻮرد ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ.

ﻳﺎﻓﺘﻪ‌ﻫﺎ: ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﻧﻤﺮه‌ی کلی ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ گروه بیماران مبتلا به پسوریازیس برابر 65.05±15.51 و به‌طور معناداری از گروه شاهد (78.31±11.93) پایین‌تر بود (P<0.001) کیفیت زندگی بیماران در همه‌ی ابعاد غیر از دو بعد نقش فیزیکی و نقش عاطفی اختلاف معناداری با گروه شاهد داشت (P<0.05).

ﻧﺘﻴﺠﻪ‌ﮔﻴﺮی: در مطالعه‌ی حاضر نیز بیماران مبتلا به پسوریازیس ولگاریس کاهش قابل‌توجهی در کیفیت زندگی در مقایسه با گروه شاهد داشتند. لذا توجه ویژه به بیماران و یافتن تدابیری برای مدیریت و بهبود بخشی جنبه‌های مختلف زندگی بیماران اعم از مادی و روحی ضروری است.


آمنه یزدانفر، محمدرضا احمدپناه، زهره خردمند،
دوره 5، شماره 1 - ( دوره‌ی 5، شماره‌ی 1 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: ویتیلیگو و آکنه از بیماری‌های مزمن پوستی شایع با تأثیرات زیبایی‌شناختی بوده که جنبه‌های مختلف کیفیت زندگی را متأثر می‌سازند. این مطالعه جهت ارزیابی کیفیت زندگی در مبتلایان به آکنه یا ویتیلیگو و بررسی متغیرهای مؤثر برآن طراحی شد. روش کار: این مطالعه‌ی مقطعی بر روی 132 بیمار مبتلا به ویتیلیگو و 136 بیمار مبتلا به آکنه انجام گرفت. داده‌های بیماران با استفاده از پرسش‌نامه‌ای برای جمع‌آوری اطلاعات دموگرافیک و پرسش‌نامه‌ی کیفیت زندگی (Dermatology Life Quality Index [DLQI]) گردآوری شد. سپس داده‌ها با استفاده از نسخه‌ی 16 نرم‌افزار SPSS مورد توصیف و تحلیل آماری قرار گرفتند. یافته‌ها: میانگین سنی مبتلایان به ویتیلیگو و آکنه به‌ترتیب 7/5±8/22 و 5/11±9/28 سال بود. فراوانی نسبی زنان در مبتلایان ویتیلیگو و آکنه به‌ترتیب برابر 5/54% و 8/83% بود که بیماران ازنظر سن و جنس به روش طبقه‌بندی همسان شدند. بین نمره‌ی کیفیت زندگی با سن، تأهل، شغل، سکونت، تحصیلات و سن ابتلا در گروه بیماران ویتیلیگو ارتباط معنادار آماری پیدا نشد. بین نمره‌ی کیفیت زندگی با سن، تأهل، شغل، سکونت، تحصیلات و سن ابتلا در گروه بیماران آکنه نیز ارتباط معنادار آماری پیدا نشد. میانگین نمره‌ی کیفیت زندگی در گروه ویتیلیگو و آکنه به‌ترتیب 75/6 و 05/7 بود که ازنظر آماری معنادار نبود (08/0P=)، ولی در دو خرده‌مقیاس احساسات و علائم (002/0P=) و خرده‌مقیاس روابط شخصی (02/0P=) تفاوت معنادار وجود داشت. مبتلایان به ویتیلیگوی مزمن‌تر به‌طور قابل ملاحظه‌ای کیفیت زندگی پایین‌تری داشتند (008/0P=). بین کیفیت زندگی و شکل درگیری در ویتیلیگو رابطه‌ی معنادار آماری یافت شد و مبتلایان به فرم منتشر نسبت به فرم موضعی نمره‌ی کیفیت زندگی بالاتری کسب کردند (032/0P=). در مبتلایان به آکنه، در صورت ابتلا به فرم شدید آکنه کیفیت زندگی افت بیشتری کرده بود (002/0P=). میانگین نمره‌ی کیفیت زندگی برحسب جنس در هیچ‌یک از بیماری‌ها تفاوت معنی‌دار نداشت. اختلاف میانگین نمره‌ی کیفیت زندگی بین دو گروه ویتیلیگو و آکنه برحسب متغیرهای شغل، سکونت و تحصیلات ازطریق آزمون آنالیز واریانس دوطرفه نیز ازنظر آماری معنادار نبود. نتیجه‌گیری: در این مطالعه کیفیت زندگی مبتلایان به آکنه و ویتیلیگو تحت تأثیر ماهیت، شدت و وسعت بیماری و مدت ابتلا قرار دارد. این نتایج لزوم توجه پزشکان و روان‌شناسان را در اداره‌ی این بیماران به گروه‌های در معرض خطر ازنظر کیفیت زندگی جهت مؤثرتربودن درمان مشخص می‌سازد.
آمنه یزدانفر ، محسن رجبی، رضا حدودی، کیوان رزاقی، رمضان کلوندی ، مهسا سالکی،
دوره 5، شماره 3 - ( دوره‌ی 5، شماره‌ی 3، پاییز 1393 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: زگیل از بیماری‌های ویروسی شایع پوست است که توسط ویروس پاپیلوم انسانی ایجاد شده و هزینه‌های بهداشتی، درمانی و زیبایی بالایی را در جامعه به خود اختصاص می‌دهد. فرفیون گیاهی است یک‌ساله، متعلق به تیره‌ی افوربیا که دارای هفتاد گونه‌ی علفی و درختچه‌ای است. همه‌ی این گیاهان دارای شیرابه بوده و دارای ارزش دارویی هستند. این گیاهان حاوی مواد ضد ویروسی و ضد توموری بوده و 10 گونه‌ی آن توسط طبیبان سنتی برای درمان زخم‌ها، تومورها، زگیل‌ها و برخی بیماری‌های دیگر استفاده می‌شود. در این مطالعه، اثر شیرابه‌ی گیاه فرفیون برروی زگیل معمولی پوست و مقایسه‌ی آن با درمان شیمیایی موردنظر بود. روش اجرا: شیرابه‌ی فرفیون از منطقه‌ی دهگلان از توابع استان کردستان تهیه و به‌صورت موضعی استفاده گردید. محلول شیمیایی که حاوی 7/16 گرم سالیسیلیک‌اسید، 7/16 گرم لاکتیک‌اسید و 6/66 گرم کلودیون بود، از داروخانه‌ی بهزیستی همدان تهیه و توسط داروخانه تحویل داده شد. آزمایش در قالب یک کارآزمایی بالینی دوسویه کور در بیمارستان فرشچیان همدان برروی 88 نفر انجام گرفت که 44 نفر با درمان گیاهی و 44 نفر با درمان کراتولیتیک معمول روزی 2 بار به‌مدت حداکثر 8 هفته مورد درمان قرار گرفتند. یافته‌ها: بعد از 8 هفته هر دو گروه 100% کاهش ضایعات را نشان دادند. میانگینانحراف‌معیار زمان بهبودی در گروه تحت درمان با شیرابه‌ی فرفیون 4/15/4 هفته و در گروه درمان استاندارد 6/11/5 هفته بود. در هیچ‌کدام از این موارد اختلاف آماری معنی‌داری بین 2 گروه درمان وجود نداشت (05/0P>). هیچ‌گونه عارضه‌ی جانبی نیز توسط افراد تحت مطالعه مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که شیرابه‌ی گیاه فرفیون در درمان زگیل مؤثر است. البته تفاوت تأثیر درمان معمول نسبت به داروی گیاهی ازنظر آماری معنی‌دار نبود. براساس نتایج این مطالعه، شیرابه‌ی این گیاه می‌تواند به‌عنوان درمان مکمل یا جایگزین درمان استاندارد در مبتلایان به زگیل معمولی استفاده شود.
حمیدرضا قاسمی‌بصیر، محمود فرشچیان، پدرام علیرضایی، مهدیس جهانی،
دوره 5، شماره 4 - ( دوره‌ی 5، شماره‌ی 4، زمستان 1393 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: آلوپسی‌ سیکاتریسیل به‌دنبال جایگزینی غیرقابل‌برگشت فولیکول‌ها به‌وسیله‌ی فیبروز ایجاد می‌شود و با ازدست‌دادن دائمی موها تظاهر می‌کند. مطالعات اندکی در ایران برای بررسی ویژگی‌های بالینی و هیستوپاتولوژیک آلوپسی ‌سیکاتریسیل انجام شده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی ویژگی‌های دموگرافیک، بالینی و هیستوپاتولوژیک بیماران مبتلا به آلوپسی ‌سیکاتریسیل مراجعه‌کننده به کلینیک پوست مرکز آموزشی درمانی فرشچیان همدان در یک بازه‌ی زمانی دوساله و هم‌چنین ارزیابی قدرت تشخیصی کرایتریای پاتولوژیک در تشخیص انواع مختلف آلوپسی‌ سیکاتریسیل بود.

 

روش اجرا: این مطالعه‌ی مقطعی برروی 89 بیمار که با تشخیص بالینی آلوپسی‌ سیکاتریسیل تحت بیوپسی قرار گرفتند، انجام شد. ابتدا ویژگی‌های دموگرافیک و بالینی بیماران به همراه تشخیص کلینیکی ثبت می‌گردید و سپس لام بیوپسی آن‌ها توسط دو پاتولوژیست مختلف (که از تشخیص یکدیگر مطلع نبودند) مورد ارزیابی قرار می‌گرفت. اطلاعات تشخیصی به‌دست‌آمده از این دو پاتولوژیست به‌طور جداگانه ثبت و درنهایت ضریب توافق تشخیصی دو پاتولوژیست تعیین گردید.

 

یافته‌ها: در این مطالعه، فراوانی تشخیص اتیولوژیک آلوپسی براساس معاینه‌ی بالینی و هیستوپاتولوژی به‌ترتیب شامل Lichen planopilaris، Disciod lupus erythematosus، Alopecia areata، Pseudopelade of Brocq، Folliculitis decalvans و
Central centrifugal cicatricial alopecia بود. از نظر ضریب توافق تشخیصی نیز نتیجه‌ی نهایی حاکی از ضریب توافق قوی بین تشخیص بالینی و پاتولوژیست اول
(کاپا=836/0)، ضریب توافق متوسط تا قوی بین تشخیص بالینی و پاتولوژیست دوم
(کاپا=703/0) و ضریب توافق متوسط تا قوی بین پاتولوژیست اول و دوم (کاپا=663/0) بود.

 

نتیجه‌گیری: تشخیص آلوپسی‌ سیکاتریسیل نیازمند معاینه‌ی بالینی همراه با ارزیابی هیستوپاتولوژیک نمونه‌ی حاصل از بیوپسی پوست می‌باشد. قدرت تشخیصی کرایتریای پاتولوژیک در انواع آلوپسی‌ سیکاتریسیل حتی در انتهای طیف بیماری که نمای میکروسکوپیک آن‌ها با یکدیگر هم‌پوشانی زیادی دارد، قابل قبول بوده بنابر این برای اثبات تشخیص نیازی به بازبینی لام توسط پاتولوژیست دوم نمی‌باشد.


مریم میرزایی، سعید راضی، مهشید غنچه، عبدالله محمدیان‌هفشجانی، حمید صالحی‌نیا،
دوره 5، شماره 4 - ( دوره‌ی 5، شماره‌ی 4، زمستان 1393 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پوست از شایع‌ترین سرطان‌ها در جهان است که باعث مرگ‌ومیر و هزینه‌های درمانی فراوانی می‌شود. برای پیش‌گیری از رخداد این سرطان نیاز به اطلاعاتی درباره‌ی بروز و روند تغییرات آن در مناطق مختلف می‌باشد. مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی فراوانی و روند تغییرات بروز سرطان پوست در استان تهران انجام شد.

 

روش اجرا: در این مطالعه‌ی مقطعی، اطلاعات لازم از داده‌های ثبت و اطلاعات سرطان منتشرشده توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طی سال‌های 1382 تا 1388 استخراج شده، میزان‌های بروز سنی و جنسی محاسبه و روندی از بروز بیماری به تفکیک جنس و گروه‌های سنی در طی این مدت تعیین شد.

 

یافته‌ها: در مقطع زمانی مطالعه، 7429 تعداد مورد سرطان پوست رخ داده که 4807 مورد در مردان و 2622 مورد در زنان بوده است. بر این اساس، میزان بروز سرطان پوست در تهران دارای روندی صعودی بوده و میزان بروز آن در زنان و مردان به‌ترتیب  از 99/8 و 52/11 در سال 1383، به 03/18 و 16/28 در سال 1387 رسید. هم‌چنین با افزایش سن، میزان بروز سرطان پوست در هر دو جنس افزایش ‌یافته و بروز آن در مردان بالاتر از زنان بود.

 

نتیجه‌گیری: میزان بروز سرطان پوست در تهران در حال افزایش است. این امر می تواند ناشی از پیرشدن جمعیت، عوامل خطرساز محیطی و سبک زندگی باشد. پژوهش‌هایی جامع‌تر برای بررسی عوامل خطرساز این سرطان در تهران ضروری به‌نظر می‌رسد.

مهشید غنچه، فاطمه کوهی، حمید صالحی‌نیا،
دوره 6، شماره 2 - ( تابستان 1394، دوره‌ی 6، شماره‌ی 2 1394 )
چکیده

هدف: سرطان پوست از شایع‌ترین سرطان‌ها در کشور می‌باشد. اولین قدم برای پیشگیری و درمان سرطان‌ها، اطلاع از بروز و روند تغییرات بیماری می‌باشد، لذا مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی اپیدمیولوژیک سرطان پوست و روند تغییرات بروز آن در 4 استان جنوبی کشور (استان‌های فارس، خوزستان، بوشهر و هرمزگان) انجام شد. روش اجرا: مطالعه‌ی حاضر به‌صورت مقطعی گذشته‌نگر و با استفاده از تحلیل داده‌های موجود و منتشرشده‌ی نظام کشوری ثبت سرطان انجام شد. میزا‌ن‌ بروز سنی گزارش‌شده با روش استانداردسازی مستقیم و با استفاده از جمعیت استاندارد جهان محاسبه شد. جهت بررسی تغییرات بروز از نرم‌افزار WinPepi و انجام آزمون روند خطی Cochrane-Armitage استفاده شد. نتایج: سرطان پوست در مناطق جنوبی کشور دارای بروز بالایی می‌باشد. در مجموع 6230 مورد سرطان پوست در طول 6 سال (1383 تا 1388) در منطقه‌ی جنوب کشور ثبت شده و بروز این سرطان در این منطقه دارای روند افزایشی بود (001/0P=). هم‌چنین در تمام سال‌های مطالعه‌ی بروز سرطان در مردان بیشتر از زنان بود. ازنظر فراوانی به‌ترتیب استان فارس، خوزستان، بوشهر و هرمزگان بیشترین بروز استانداردشده سنی را دارا بودند. نتیجه‌گیری: با توجه به بروز بالای سرطان پوست و ارتباط آن با قرارگرفتن در معرض تابش نور خورشید، آموزش مردم در زمینه‌ی محافظت صحیح در برابر پرتوی آفتاب، آموزش و توانمندسازی پزشکان و عموم مردم در زمینه‌ی تشخیص زودرس تومورهای پوستی و هم‌چنین مطالعات علت‌شناسی می‌تواند مفید باشد.
محمد ساعت‌چی، حمید صالحی‌نیا، سلمان خزایی، مهدی محمدیان، عبدالله محمدیان‌هفشجانی،
دوره 6، شماره 2 - ( تابستان 1394، دوره‌ی 6، شماره‌ی 2 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی پیامد مختلف درمان مبتلایان به بیماری سالک در سطح کشور ایران در سال 1393 می‌باشد. روش اجرا: مطالعه‌ی حاضر، مطالعه‌ای مقطعی است که در آن اطلاعات مربوط به 3684 نفر از مبتلایان به سالک که در نیمه‌ی اول سال 1393 به مرکز مدیریت بیماری‌های وزرات بهداشت گزارش شده‌ را مورد بررسی قرار داده است. یافته‌ها: از 3684 بیمار واردشده به مطالعه (1/55%) مرد و میانگین سنی بیماران 1827 سال بود. بیش از 34% بیماران با استفاده از تزریق داخل ضایعه‌ی مگلومین آنتی‌مونات و حدود 25% بیماران با تزریق داخل عضله‌ی این دارو تحت درمان قرار گرفتند. بین اندازه‌، تعداد و هم‌چنین شکل ضایعه با انتخاب رژیم درمانی، رابطه‌ای معنادار مشاهده شد (001/0P). قریب 35% از بیماران بین 7 تا 10 روز تحت درمان با تزریق عضلانی بوده‌ و 3/43% از بیماران بین 5 تا 8 هفته به تزریق داخل ضایعه درمان شدند. نتیجه‌گیری: بیش از 99% بیماران به‌طور کامل و بدون عارضه یا شکستِ درمان، بهبود یافتند. به‌نظر می‌رسد بیماران ایرانی کمتر به ضایعات وخیم دچار می‌شوند.
آمنه یزدانفر، لیلا خضریان، لیلا موسوی، مهتاب فیضیان،
دوره 6، شماره 3 - ( پاییز 1394، دوره‌ی 6، شماره‌ی 3 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: آلوپسی‌سیکاتریسیل به ضایعاتی اطلاق می‌شود که باعث ریزش موی دائمی و غیرقابل‌برگشت شده و با تخریب فولیکول‌های مو همراه ‌باشد. کلمه‌ی سیکاتریسیل یا همراه با جوشگاه به این معنی است که اپی‌تلیوم فولیکول‌های مو با بافت هم‌بند جایگزین شده است. بعد از بهبودی بیماری یا التهاب اولیه، احتمال رویش مجدد مو بسیار کم است.

روش اجرا: در این مطالعه‌ی مقطعی گذشته‌نگر، 222 پرونده‌ی مبتلایان به آلوپسی سیکاتریسیل ثبت‌شده در بیمارستان فرشچیان همدان بررسی و داده‌های دموگرافیک بیماران شامل سن، جنسیت، شغل و نیز علائم بالینی بیماری ازجمله محل ضایعه، مدت زمان بیماری، وسعت ضایعه و علائم بیماری استخراج شد.

یافته‌ها: یکصد و ده بیمار (5/49%) لوپوس اریتماتوی دیسکوئید، 71 بیمار (9/31%) لیکن‌پلان، 23 بیمار (4/10%) سودوپلاد بروک، 11 بیمار (9/4%) کراتوزپیلاریس‌دکالونس و 3 بیمار (3/1%) آلوپسی سیکاتریسیل مرکزی مرکزگریز داشتند. آلوپسی موسینوز و تخریب سلولی یا فولیکولی هر کدام 2 نفر (9/0%) بودند. هم‌چنین ارتباط مدت، وسعت، سن، جنس، محل ضایعه، علائم بالینی و شغل با بیماری بررسی شد.

نتیجه‌گیری: آلوپسی‌های سیکاتریسیل ازجمله بیماری‌های مربوط به مو هستند که درصورت تشخیص و درمان به‌موقع می‌توان از پیشرفت ضایعه و عوارض ناشی از آن جلوگیری کرد. تشخیص این ضایعات با بررسی بالینی ـ آسیب‌شناسی دقیق میسر است.


علی‌اصغر رضانژاد، محمدرضا سبحان، حمیدرضا قاسمی‌بصیر، اکرم انصار،
دوره 7، شماره 2 - ( تابستان 1395، دوره‌ی 7، شماره‌ی 2 1395 )
چکیده

هیپرپلازی آنژیولنفوئید با ائوزینوفیلی(angiolymphoid hyperplasia with eosinophilia  [ALHE])یا همانژیوم اپی‌تلیوئید یک بیماری نادر است که ضایعات آن بر اثر تکثیر عروقی خوش‌خیم در درم و بافت زیرجلدی ایجاد می‌شوند. این بیماری در سنین جوانی تا میان‌سالی شایع‌تر بوده و خانم‌ها را بیشتر مبتلا می‌کند. ضایعات آن به‌صورت پاپول، پلاک یا ندول‌های منفرد یا متعدد قرمز رنگ می‌باشد که بیشتر ناحیه‌ی سر و گردن را درگیر می‌کند. علت این بیماری مشخص نشده است. ALHE به درمان‌های توصیه‌شده ازجمله جراحی مقاوم است و تمایل به عود در ضایعات درمان‌شده نیز بالا می‌باشد. این مقاله به معرفی یک خانم 38 ساله‌ی باردار می‌پردازد که با پاپول و ندول‌های متعدد در ناحیه‌ی پشت گوش و پس‌ سری سمت چپ مراجعه نموده و تشخیص آسیب‌شناختی ALHE برای او تأیید شد.


شهره امدادی، سحر بیجاری، فاطمه رستمی، زیبا باقری سهامی‌شعار، مجید براتی، مریم فرهادیان،
دوره 8، شماره 2 - ( دوره‌ی 8، شماره‌ی 2 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: تصویر ذهنی بدنی یکی از اصلی‌ترین فاکتورهای خودکارآمدی محسوب می‌شود لذا مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی رابطه‌ی تصویر ذهنی بدنی با خودکارآمدی دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد.
 
روش اجرا: پژوهش حاضر یک مطالعه‌ی توصیفی ـ تحلیلی و از نوع مقطعی بود که در سال 1396 در بین 408 نفر دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی همدان که به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب شدند، انجام گردید. ابزار گردآوری اطلاعات شامل متغیرهای دموگرافیک، پرسش‌نامه‌ی تصویر ذهنی بدنی(Multidimensional Body Self-Relation Questionnaire [MBSRQ]) و پرسش‌نامه‌ی خودکارآمدی عمومی Sherer بود که ازطریق خودگزارش‌دهی تکمیل شد. داده‌ها با استفاده از نسخه‌ی 21 نرم‌افزار آماری SPSS و به کمک آزمون‌های همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
 
یافته‌ها: ابعاد رضایت از بدن و گرایش بیماری تصویر ذهنی بدنی به‌ترتیب در حد نسبتاً مطلوب و متوسطی ارزیابی گردیدند. خودکارآمدی دانشجویان نیز با 05/60% نمره‌ی میانگین از حداکثر نمره‌ی قابل اکتساب در سطح متوسطی برآورد شد. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که ابعاد گرایش بیماری، وزن ذهنی، گرایش تناسب و دل‌مشغولی با اضافه وزن و ارزیابی ظاهر تصویر ذهنی بدنی پیش‌گویی‌کننده‌ی سطح خودکارآمدی در بین دانشجویان تحت مطالعه بوده­اند. در مجموع ابعاد مختلف تصویر ذهنی 1/14% از واریانس خودکارآمدی را تبیین می‌کردند.
 
نتیجه‌گیری: پیشنهاد می‌شود به‌منظور بالابردن سطح خودکارآمدی دانشجویان، بسته­های آموزشی درخصوص بهبود تصویر ذهنی بدنی دانشجویان در دانشگاه­ها تدارک دیده شود.
فریبا کاظمی کیله‌گلان، سحر پارسافر، مریم افشاری، مجید براتی،
دوره 8، شماره 4 - ( دوره‌ی 8، شماره‌ی 4 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: جراحی‌های زیبایی برای تغییر ظاهر افراد و بهبود اعتمادبه‌نفس آن‌ها انجام می‌شود. طبق گزارش‌های موجود، ایران ازنظر میزان انجام جراحی زیبایی در رتبه‌های اول جهان قرار دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین نگرش‌های اجتماعی ـ فرهنگی در مورد جراحی‌های زیبایی و عوامل مرتبط با آن در دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد.
 
روش اجرا: پژوهش حاضر یک مطالعه‌ی توصیفی ـ تحلیلی و مقطعی بود که در سال 1396 روی 340 دانشجوی دختر دانشگاه علوم پزشکی همدان به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای با انتساب متناسب نمونه‌ها انجام شد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها شامل متغیرهای دموگرافیک و پرسش‌نامه‌ی نگرش‌های اجتماعی ـ فرهنگی، به‌صورت خودگزارش‌دهی توسط آزمودنی‌ها تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نسخه‌ی 24 نرم‌افزار SPSS و با استفاده از آزمون‌های تی مستقل، آنالیز واریانس یک‌طرفه و رگرسیون خطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
 
یافته‌ها: گروه سنی 30-21 سال بیشترین شرکت‌کنندگان بودند (7/56%). دانشجویان رشته‌ی پزشکی بیشترین شرکت‌کنندگان بودند (4/24%). دانشجویان اغلب ازطریق اینترنت اطلاعات درباره‌ی جراحی زیبایی کسب می‌کردند (2/63%). بین نگرش‌های اجتماعی ـ فرهنگی با رشته‌ی تحصیلی و شغل پدر رابطه‌ی آماری معنی‌دار وجود داشت (05/0P<). نتایج رگرسیون نشان داد از بین متغیرهای مورد بررسی، شغل پدر و نمایه‌ی توده‌ی بدنی سهم معنی­­داری در تبیین واریانس نگرش‌های اجتماعی ـ فرهنگی داشتند.
 
نتیجه‌گیری: انجام مطالعاتی مشابه و گسترده در بین دانشجویان سایر دانشگاه‌های کشور و مقایسه‌ی آن‌ها با یافته‌های این تحقیق پیشنهاد می‌گردد.
پدرام علیرضایی، زینب معمارزاده، سارا ملک‌آرا، سیده‌‌فاطمه یعقوبی‌آل،
دوره 10، شماره 1 - ( بهار 1398، دوره‌ی 10، شماره‌ی 1 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: درماتیت سبورئیک با شیوع تقریبی دو درصد یکی از شایع‌ترین اختلالات درماتولوژی است. درمان‌های متعددی تاکنون برای این بیماران به‌کار گرفته شده است. این مطالعه جهت بررسی اثربخشی لوسیون بتامتازون در مقایسه با لوسیون کلوتریزون در بیماران مبتلا به سبورئیک درماتیت صورت و سر طراحی شده است.
 
روش اجرا: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی دوسویه کور انجام گرفت. جامعه‌ی مورد مطالعه عبارتند بودند از 60 بیمار با تشخیص درماتیت سبورئیک مراجعه‌کننده به درمانگاه پوست بیمارستان قائم و امام رضا (ع) مشهد در گروه‌ سنی بالای 18 سال. بیماران در دو گروه قرار گرفتند؛ یک گروه با کلوتریزون (بتامتازون+کلوتریمازول) (31 نفر) و گروه دیگر با بتامتازون (29 نفر) به مدت 4 هفته روزی دو بار از یکی از داروها استفاده کردند. شدت بیماری براساس اریتم، پوسته‌ریزی و خارش با درجه‌بندی از 0 تا 4 در شروع مطالعه، 2 و 4 هفته پس از درمان و 2 و 4 هفته پس از ختم درمان جهت مقایسه‌ی پاسخ درمانی و میزان عود ثبت شد.
 
یافته‌ها: میانگین سن بیماران شرکت‌کننده در این مطالعه 1/33 سال (56-18 سال) بوده و 7/56% از بیماران شرکت‌کننده در مطالعه مرد بودند. تفاوت معناداری ازنظر سن و جنس بین دو گروه وجود نداشت (05/0P>). هر دو درمان موجب بهبودی واضح در شدت اریتم و پوسته‌ریزی صورت و اسکالپ شد (001/0P<). در مقایسه‌ی دو درمان تنها در 2 هفته پس از شروع درمان، کلوتریزون عملکرد بهتری داشت ولی در سایر زمان‌ها کارایی دو دارو یکسان بود. هر دو درمان در کاهش شدت خارش بیماران نیز کارآمد بودند اما پاسخ به بتامتازون بهتر بود.
 
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که هر دو درمان کارآمد می‌باشد. کلوتریزون تأثیر سریع‌تری در رفع اریتم و پوسته‌ریزی و بتامتازون تأثیر بهتری بر کاهش شدت خارش بیماران داشت.
فراست نورمحمدیفر، علیرضا سلطانیان، پدرام علیرضائی،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 99، دوره 11، شماره‌ی 3 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: تریکوسکوپی یک ابزار تشخیصی غیرتهاجمی بیماری‌های مو است. هدف از این مطالعه بررسی یافته‌های تریکوسکوپیک در انواع مختلف آلوپسی بود.
 
روش اجرا: این مطالعه‌ی مقطعی از فروردین 1398 تا تیر 1399 بر روی 155 بیمار دچار آلوپسی مراجعه‌کننده به بیمارستان سینای همدان انجام شد. بیماران پس از اخذ رضایت کتبی وارد مطالعه می‌شدند. بیوپسی جهت تشخیص قطعی نوع آلوپسی انجام و سپس بررسی تریکوسکوپیک صورت می‌گرفت. یافته‌های تریکوسکوپیک همراه با داده‌های دموگرافیک ثبت می‌شد. در پایان داده‌ها با روش‌های آماری مناسب توصیف شد.
 
یافته‌ها: در مجموع 155 بیمار (79 مرد و 76 زن) وارد مطالعه شدند. شایع‌ترین یافته‌ی تریکوسکوپیک در آلوپسی آره‌آتا، موی ولوس با 5/95 درصد شیوع و شایع‌ترین یافته در آلوپسی آندروژنتیک، تفاوت (هتروژنیتی) در ضخامت ساقه‌ی مو بود که در تمامی بیماران دیده شد. شایع‌ترین یافته‌ها در تلوژن افلوویوم چهار علامت واحدهای پیلوسباسه دارای موی منفرد، علامت پری پیلار، موهای دوباره رشدکننده‌ی برافراشته  (upright regrowing hairs)و موهای ترمینال نازک بود که در تمامی بیماران مشاهده گردید. شایع‌ترین یافته در لیکن پلانوپیلاریس، پوسته‌ریزی دور فولیکول با 8/81% شیوع و شایع‌ترین یافته‌ها در لوپوس اریتماتوی دیسکویید، نقاط بزرگ زردرنگ و پوسته‌ریزی ظریف (هر دو با 100% شیوع) و در تینه‌آ کاپیتیس، نقاط سیاه با 7/85% شیوع بود.
 
نتیجه‌گیری: تریکوسکوپی به‌عنوان روشی غیرتهاجمی می‌تواند در تشخیص افتراقی علل مختلف آلوپسی کمک‌کننده باشد.
سینا خانعلی، پدرام علیرضایی، جلال پورالعجل،
دوره 11، شماره 4 - ( دوره 11، شماره‌ی 4 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: اسکارهای آتروفیک از عوارض شایع آکنه می‌باشند که روش‌های مختلفی برای درمان آن‌ها پیشنهاد شده است. این مطالعه به مقایسه‌ی تأثیر درمان با لیزر CO2 فرکشنال نسبت به میکرونیدلینگ در بهبود اسکار آتروفیک آکنه می‌پردازد.
 
روش اجرا: مطالعه‌ی‌ حاضر بر روی بیماران دچار اسکار آتروفیک آکنه‌ی مراجعه‌کننده به کلینیک پوست بیمارستان سینای همدان از ابتدای سال 95 تا انتهای سال 97 انجام شد. یک سمت صورت هر بیمار با لیزر CO2 فرکشنال و سمت دیگر با میکرونیدلینگ طی 4 جلسه هر 3 هفته یک‌بار درمان می‌شد. 1، 2 و 6 ماه بعد، میزان رضایتمندی بیماران و شدت اسکار آکنه (به‌وسیله‌ی معیار Goodman and Baron) ارزیابی می‌شد.
 
یافته‌ها: مجموعاً 24 نفر وارد مطالعه شدند. پیش از درمان، میانگین نمره اسکار دو گروه تفاوت معناداری نداشت (726/0(P=. در پیگیری‌های یک، 2 و 6 ماهه سمتی از صورت که با لیزر درمان شده بود نسبت به سمت مقابل (میکرونیدلینگ) نمره‌ی اسکار کمتری داشت
(
P برای پیگیری‌های 1، 2 و 6 ماهه به‌ترتیب 033/0، 008/0 و 014/0). ازنظر میزان رضایتمندی تفاوتی بین دو گروه دیده نشد (P برای پیگیری‌های 1، 2 و 6 ماهه به‌ترتیب 589/0، 469/0 و 840/0). شایع‌ترین عارضه‌ی جانبی، اریتم در 3 بیمار درمان‌شده با لیزر بود و به‌دلیل فراوانی کم عوارض، آنالیز آماری بین دو گروه از این نظر میسر نبود.
 
نتیجه‌گیری: لیزر CO2 فرکشنال نسبت به میکرونیدلینگ در کاهش نمره‌ی اسکار بیماران مؤثرتر بود. هم‌چنین عوارض جانبی در هر دو شیوه‌ی درمانی فراوانی کمی داشت.
محمدرضا سبحان، فائزه محمدی، الهام خانلرزاده، محمد فریادرس،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1400، دوره 12، شماره‌ 1 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: زگیل‌ها پرولیفراسیون خوش‌خیمی هستند که به‌علت گونه­های مختلف ویروس پاپیلومای انسانی ایجاد می­شوند. در درمان زگیل­ها از روش­های مختلفی استفاده می­شود و این مطالعه با هدف مقایسه­ اثربخشی، عوارض و تعداد جلسات درمانی دو روش لیزر CO2 و کرایوتراپی در درمان زگیل کف پا انجام شد.
 
روش اجرا: باروش نمونه‌گیری در دسترس تعداد 70 بیمار (140 پا) مبتلا به زگیل کف هر دو پا مراجعه‌کننده به درمانگاه تخصصی پوست مرکز آموزشی درمانی فرشچیان (سینا) همدان در سال 1398 انتخاب شدند. به‌طور تصادفی زگیل کف یک پای بیمار با لیزر CO2 و پای مقابل با کرایوتراپی تحت درمان قرار می­گرفت. بیماران به فاصله زمانی دو هفته به­مدت 2 ماه از نظر پاسخ به درمان، تعداد تکرار جلسات و میزان بهبودی ضایعه مورد بررسی قرار گرفتند. در موارد عدم بهبود کامل ضایعه درمان هر دو هفته یکبار و تا حداکثر پنج نوبت تکرار می‌شد.
 
یافته‌ها: میانگین سن بیماران 73/8±11/22 سال، 7/35% مرد و 3/64% زن بودند. در گروه لیزر CO2 و گروه کرایوتراپی به‌ترتیب درصد فراوانی بهبودی 4/81% و 4/41% (001/0>P)، میانگین تعداد جلسات درمانی 86/0±91/1 و 69/0±55/3 (001/0>P) بود. فراوانی عوارض نیز به‌ترتیب در گروه لیزر CO2 و گروه کرایوتراپی شامل درد 7/25% و 3/94% (001/0>P)، خارش صفر درصد و 9/32% (001/0>P)، تاول 9/2% و 9/82% (001/0>P) و هیپرپیگمانتاسیون صفر و 9/12% (003/0=P) می‌باشد.
 
نتیجه‌گیری: لیزر CO2نسبت به کرایوتراپی به‌طور مؤثرتر در تعداد جلسات کمتر و با عوارض کمتر باعث بهبودی زگیل کف پا می­شود.
محمد احمدپناه، امیر امینی، زهرا چراغی، پدرام علیرضایی،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1400، دوره 12، شماره‌ 1 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: آکنه یکی از شایع‌ترین اختلالات پوستی می‌باشد که بیش از 80 درصد افراد در سن بلوغ به آن مبتلا می‌شوند. این بیماری به دلیل تأثیر بر ظاهر بیماران می‌تواند آثار مخرب روانی همچون کاهش عزت نفس و درنتیجه انزوای اجتماعی ایجاد نماید. این مطالعه با هدف بررسی عوامل مؤثر بر سطح عزت نفس مبتلایان به آکنه در شهر همدان انجام شد.
 
روش اجرا: بیماران دچار آکنه مراجعه‌کننده به درمانگاه پوست بیمارستان سینا همدان به‌عنوان گروه مورد و همراهان سالم آن‌ها به‌عنوان گروه شاهد وارد مطالعه شدند. پس از اخذ رضایت‌نامه کتبی اطلاعات دموگرافیک ثبت و پرسشگری از گروه‌ها انجام شد. برای تعیین شدت آکنه از Global Acne Grading System (GAGS) و برای تعیین سطح عزت نفس از پرسش‌نامه کوپر اسمیت استفاده شد. در پایان داده‌ها با نسخه 14 نرم‌افزار STATA آنالیز شدند.
 
یافته‌ها: مجموعاً 184 بیمار و 177 نفر شاهد وارد مطالعه شدند. میانگین سنی بیماران و افراد شاهد به‌ترتیب 13/3±89/17 و 94/2±72/17 بود. براساس آزمون t مستقل، میانگین سطح عزت نفس در بیماران به‌صورت معنی‌داری کمتر از گروه شاهد بود (29/8±04/32 در مقابل 73/7±85/34، 001/0>P) شدت آکنه با میزان عزت نفس رابطه معکوس داشت و به‌ازای افزایش یک واحد امتیاز GAGS، 1/0 واحد میزان عزت نفس کاسته می‌شد (001/0>P).
 
نتیجه‌گیری: ابتلا به آکنه بر افت عزت نفس افراد مؤثر است و شدت آکنه با میزان عزت نفس رابطه معکوس دارد.

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پوست و زیبایی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb