303 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
آزیتا نیکو، بابک حسیندوست، علیرضا خاتمی،
دوره 6، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: مایکوزیس فونگوئیدس (MF) شایعترین لنفوم اولیهی پوست است که تشخیص آن در مرحلهی پچ یا پلاک ابتدایی به دلیل شباهت با درماتوزهای خوشخیم، اغلب دشوار میباشد. هدف از این مطالعه بررسی نقش اطلاعات درجشده در برگههای درخواست آسیبشناسی با توجه به معیارهای بالینی پیشنهادی انجمن بینالمللی لنفوماهای پوستی (ISCL) برای تشخیص مرحلهی آغازین MF بود.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی، 108 بیمار که در فاصلهی ابتدای سال 1391 و اول آبان 1392 به بیمارستان رازی مراجعه کرده و با تشخیص بالینی مرحلهی آغازین MF بیوپسی شده بودند، وارد مطالعه شده و براساس الگوریتم ISCL، چکلیست یافتههای بالینی و آسیبشناسی برای آنها تکمیل و امتیازدهی شد.
یافتهها: براساس الگوریتم ISCL، در 85 نفر (7/78%) از بیماران مورد مطالعه حداکثر مجموع امتیاز بالینی و آسیبشناختی (4) بهدست آمد و برای آنها تشخیص قطعی مرحلهی آغازین MF گذاشته شد. شانزده نفر (8/14%) از بیماران مجموع امتیاز 3 را کسب کردند که براساس حداکثر امتیاز بالینی (2) بهعلاوهی حداقل مجموع امتیاز آسیبشناختی (1) حاصل شده بود. برای این بیماران تشخیص پیشنهادی (suggestive) مرحلهی آغازین MF گذاشته شد و برای بررسیهای تکمیلی ازجمله مطالعهی ایمونوهیستوشیمی به مراکز مربوطه معرفی شدند. در 7 بیمار (1/7%) مجموع امتیاز 2 بهدست آمد که تشخیص مرحلهی آغازین MF برای آنها مسجل نشد و تنها مورد پیگیری قرار گرفتند. در هیچ یک از بیماران مجموع امتیاز 1 بهدست نیامد. در 14 نفر (5/87%) از 16 بیماری که مجموع امتیاز 3 در آنها حاصل شده بود، در پیگیری کوتاهمدت و براساس نتیجهی ایمونوهیستوشیمی تشخیص مرحلهی آغازین MF قطعی شد و برای درمان معرفی شدند. در دو نفر (5/12%) دیگر، با وجود انجام مطالعهی ایمونوهیستوشیمی تشخیص قطعی حاصل نشد و توصیه به انجام آزمایشات مولکولی مانند (polymerase chain reaction [PCR]) به عمل آمد.
نتیجهگیری: با استفاده از ترکیب معیارهای بالینی و آسیبشناسی میتوان بسیاری از موارد بیماری MF را در مراحل آغازین تشخیص داد و از هزینههای مربوط به آزمایشات تکمیلی نظیر ایمونوهیستوشیمی یاPCR کاست.
آفاق کاظمی، امید اسکندری، محمد کریمی،
دوره 6، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پوست از شایعترین سرطانهای انسان است که در ایران روندی روبه افزایش دارد. هدف از این مطالعه، بررسی فراوانی، بروز و توزیع جغرافیایی سرطان پوست در استان کردستان و شناخت مناطق پرخطر برای این سرطان بود.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی ـ توصیفی، دادههای تحقیق بااستفاده از نسخهی 16 نرمافزار آماری SPSS توصیف و تحلیل شد. از نمودارها و آزمونهای آماری t و تحلیل واریانس (ANOVA) برای مقایسهی میانگینها استفاده شد. نقشهی پراکندگی سرطان پوست در استان کردستان با استفاده از نسخهی 3/9 نرمافزار
(Geographic Information System) GIS طی سالهای 1385 الی 1389 ترسیم گردید. بهمنظور بررسی علت بالابودن میزان بروز مبتلایان به سرطان پوست در برخی شهرستانهای این استان، نقشهی توزیع جغرافیایی شاخص جهانی تابش پرتو فرابنفش نیز تهیه شد.
یافتهها: شهرستان سنندج با میزان بروز 55/17 در هر صد هزار نفر بیشترین میزان و شهرستان سروآباد با میزان بروز 73/3 در هر صدهزار نفر دارای کمترین میزان بروز بودند. تعداد مبتلایان مرد (542 نفر)، نزدیک به دو برابر مبتلایان زن (324 نفر) بود (0001/0P). همچنین تعداد موارد سرطان پوست در ساکنان شهرها (01/68%) بیش از دو برابر روستانشینان (99/31%) بود (008/0=P).
نتیجهگیری: شیوهی زندگی مردان و تماس شغلی آنها با آفتاب میتواند عامل خطرساز مهمی در روند روبهرشد سرطان پوست در استان کردستان باشد. همبستگی موردانتظار بین بروز سرطان پوست در سطح شهرستانها و توزیع جغرافیایی شاخص جهانی تابش پرتوفرابنفش خورشید مشاهده نشد. پژوهشهای کاملتری در این زمینه مورد نیاز است.
زینب غفاری، سحر پاک،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسهی وضعیت سلامت و تنش ادراکشده در افراد مبتلا به پسوریازیس و افراد سالم مراجعهکننده به کلینیکهای پوست و زیبایی شهرکرد است.
روش اجرا: در پژوهش مورد ـ شاهدی حاضر 90 نفر شامل 45 بیمار مبتلا به پسوریازیس و 45 فرد سالم با روش نمونهگیری در دسترس وارد شدند. افراد بیمار و سالم ازنظر جنسیت، سن و سطح تحصیلات همتا شدند. ابزارهای بهکاررفته در این پژوهش شامل پرسشنامهی ارزیابی وضعیت سلامت 36 سؤالی (SF-36) و تنش ادراک شده بود.
نتایج: میانگین نمرهی تنش ادراکشده افراد بیمار برابر 6/40/27 و بیشتر از افراد عادی (2/125/20) بود (001/0=P). همچنین، میانگین نمرهی کیفیت زندگی بیماران برابر 9/79/44 و کمتر از افراد سالم (5/71/62) بود (001/0=P).
نتیجهگیری: تنشهای روانشناختی نقش مهمی در تشدید پسوریازیس بازی میکنند. این بیماری چون قابل رؤیت است، اثر عمیقی بر جنبههای شناختی و اجتماعی بیماران و بهدنبال آن بر کیفیت زندگی افراد دارد.
محمد ساعتچی، حمید صالحینیا، سلمان خزایی، مهدی محمدیان، عبدالله محمدیانهفشجانی،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی پیامد مختلف درمان مبتلایان به بیماری سالک در سطح کشور ایران در سال 1393 میباشد.
روش اجرا: مطالعهی حاضر، مطالعهای مقطعی است که در آن اطلاعات مربوط به 3684 نفر از مبتلایان به سالک که در نیمهی اول سال 1393 به مرکز مدیریت بیماریهای وزرات بهداشت گزارش شده را مورد بررسی قرار داده است.
یافتهها: از 3684 بیمار واردشده به مطالعه (1/55%) مرد و میانگین سنی بیماران 1827 سال بود. بیش از 34% بیماران با استفاده از تزریق داخل ضایعهی مگلومین آنتیمونات و حدود 25% بیماران با تزریق داخل عضلهی این دارو تحت درمان قرار گرفتند. بین اندازه، تعداد و همچنین شکل ضایعه با انتخاب رژیم درمانی، رابطهای معنادار مشاهده شد (001/0P). قریب 35% از بیماران بین 7 تا 10 روز تحت درمان با تزریق عضلانی بوده و 3/43% از بیماران بین 5 تا 8 هفته به تزریق داخل ضایعه درمان شدند.
نتیجهگیری: بیش از 99% بیماران بهطور کامل و بدون عارضه یا شکستِ درمان، بهبود یافتند. بهنظر میرسد بیماران ایرانی کمتر به ضایعات وخیم دچار میشوند.
زینب قاسمی، مهربان فلاحتی، فریده زینی، غلامحسین غفارپور، فرزانه احمدی، سیدابراهیم اسکندری،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: کچلی ناخن یک بیماری شایع با انتشار جهانی است. این بیماری بیشتر در بالغین دیده میشود و سیستم ایمنی بیمار نقش مهمی در ایجاد آن دارد. در میان عوامل درماتوفیتی، ترایکوفیتون روبروم و ت. اینتردیجیتال از شایعترین عوامل ایجادکنندهی این بیماری هستند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی فراوانی عوامل ایجادکنندهی کچلی ناخن در مراجعان به آزمایشگاه قارچشناسی بیمارستان رازی تهران بود.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی، 700 نمونه ناخن دیسترفیشده از طریق انجام آزمایش مستقیم و کشت مورد بررسی قرار گرفتند. برای آزمایش مستقیم نمونهها با هیدروکسید پتاسیم 20% بررسی شدند. همچنین، نمونهها روی محیط سابورو دکستروز آگارحاوی کلرامفنیکل و سیکلوهگزامید (Scc) کشت داده شدند. برای شناسایی انواع درماتوفیتها از آزمایشهای تکمیلی استفاده شد. برای نمایش فراوانی و فراوانی نسبی درماتوفیتها در گروههای مختلف از جدول و برای تحلیل آماری دادهها از آزمونهای مربع کای و دقیق فیشر استفاده شد.
یافتهها: در این بررسی، در 53 مورد از 700 نمونه ناخن مشکوک به کچلی ناخن (6/7%)، درماتوفیت جدا شد که 38 مورد آن مربوط به مردان بود. شایعترین شکل بالینی در این مطالعه، شکل زیر ناخنی انتهایی (DSO) Distal Subungual Onychomycosis (2/79%) بود. شایعترین درماتوفیت جداشده، ت. اینتردیجیتال با 6/39% و پس از آن، ت. روبروم با 7/37% بود. از 53 درماتوفیت جداشده 47 مورد مربوط به ناخنهای پا، 4 مورد مربوط به ناخنهای دست و 2 مورد مشترکاً مربوط به ناخنهای دست و پا بود. نوزده نفر از بیماران مبتلا به کچلی ناخن، به بیماریهای زمینهای نیز مبتلا بودند که بیشترین بیماری زمینهای مشاهدهشده در این بررسی، بیماری قلبی ـ عروقی (3/26%) بود.
نتیجهگیری: کچلی ناخن یک بیماری با انتشار جهانی است، بنابراین شناخت میکروارگانیسمهای ایجادکننده و عوامل مستعدکنندهی این بیماری برای ادارهی بهتر بیماران لازم است.
مهشید غنچه، فاطمه کوهی، حمید صالحینیا،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
هدف: سرطان پوست از شایعترین سرطانها در کشور میباشد. اولین قدم برای پیشگیری و درمان سرطانها، اطلاع از بروز و روند تغییرات بیماری میباشد، لذا مطالعهی حاضر با هدف بررسی اپیدمیولوژیک سرطان پوست و روند تغییرات بروز آن در 4 استان جنوبی کشور (استانهای فارس، خوزستان، بوشهر و هرمزگان) انجام شد.
روش اجرا: مطالعهی حاضر بهصورت مقطعی گذشتهنگر و با استفاده از تحلیل دادههای موجود و منتشرشدهی نظام کشوری ثبت سرطان انجام شد. میزان بروز سنی گزارششده با روش استانداردسازی مستقیم و با استفاده از جمعیت استاندارد جهان محاسبه شد. جهت بررسی تغییرات بروز از نرمافزار WinPepi و انجام آزمون روند خطی Cochrane-Armitage استفاده شد.
نتایج: سرطان پوست در مناطق جنوبی کشور دارای بروز بالایی میباشد. در مجموع 6230 مورد سرطان پوست در طول 6 سال (1383 تا 1388) در منطقهی جنوب کشور ثبت شده و بروز این سرطان در این منطقه دارای روند افزایشی بود (001/0P=). همچنین در تمام سالهای مطالعهی بروز سرطان در مردان بیشتر از زنان بود. ازنظر فراوانی بهترتیب استان فارس، خوزستان، بوشهر و هرمزگان بیشترین بروز استانداردشده سنی را دارا بودند.
نتیجهگیری: با توجه به بروز بالای سرطان پوست و ارتباط آن با قرارگرفتن در معرض تابش نور خورشید، آموزش مردم در زمینهی محافظت صحیح در برابر پرتوی آفتاب، آموزش و توانمندسازی پزشکان و عموم مردم در زمینهی تشخیص زودرس تومورهای پوستی و همچنین مطالعات علتشناسی میتواند مفید باشد.
نفیسه اسماعیلی، طاهره سوری، زینب نورایی، عباس کریمی،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: پمفیگوسولگاریس بیماری نادر خودایمنی است که با پدیدآمدن تاول داخل اپیدرمی که پوست و غشاهای مخاطی را درگیر میکند، تظاهر میکند. مس و روی از عناصر کمیاب ضروری در بدن هستند که با داشتن خواص آنتیاکسیدانی در التیام زخمها نقش مؤثری دارند. هدف از این مطالعه بررسی سطح سرمی روی و مس در مبتلایان به پمفیگوس جدید تشخیص داده شده، بود.
روش اجرا: در این مطالعه از 50 بیمار مبتلا به پمفیگوسولگاریس جدید مراجعهکننده به بیمارستان رازی تهران در سالهای 1391 و 1392، پس از اخذ رضایتنامهی آگاهانه، نمونهگیری خون بهعمل آمد. سطح سرمی مس و روی با روش اسپکتروفتومتری اندازهگیری شد. علاوهبر آن سن، جنس، شاخص تودهی بدن، استعمال دخانیات و ابتلا به بیماریهای مزمن مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: هجده درصد (9 نفر) از بیماران کمبود مس و 50% (25 نفر) کمبود روی داشتند. ارتباط معنیداری بین سطح مس و روی با سیگارکشیدن، ابتلا به بیماری مزمن، سن و شاخص تودهی بدن وجود نداشت (05/0P). تفاوت معنیداری بین اندازهی سطح سرمی مس زنان و مردان با مقدار طبیعی آن بهدست نیامد (05/0P). متوسط سطح روی زنان اختلاف معنیداری با مقدار طبیعی آن نشان نداد (05/0P)، ولی میانگین سطح سرمی روی مردان با مقدار طبیعی آن تفاوت آماری معنیداری داشت (05/0P).
نتیجهگیری: در این مطالعه مقادیر سرمی عناصر کمیاب مس و روی اختلافی با مقادیر طبیعی جامعه نداشت. از آنجایی که کاهش مس و روی منجر به افزایش اکسیدانها در بیمارهای خودایمن و تشدید بیماری میگردد. پیشنهاد میشود با انجام یک مطالعهی مورد ـ شاهدی با حجم نمونهی مناسب ارتباط این عناصر با شدت بیماری مورد ارزیابی قرار گیرد.
محمدرضا رنجکش، شهلا بابایینژاد، مرضیه آقازاده، افسانه رادمهر، بهزاد انوش، دانیال فدایی فولادی،
دوره 6، شماره 3 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ویتیلیگو یک بیماری پوستی است که با ازدسترفتن سلولهای رنگدانهای پوست مشخص میشود. کاشت سوسپانسیون سلولهای لایهی بازالاپیدرم از روشهای جدید در درمان ویتیلیگوی مقاوم میباشد. در این مطالعه تأثیر مصرف موضعی کلسی پوتریول در محل کاشت در بیماران تحت پیوند با سوسپانسیون سلولهای لایهی بازالاپیدرم در درمان ویتیلیگو مورد بررسی قرار گرفت.
روش اجرا: در این کارآزمایی بالینی، 20 بیمار مبتلا به ویتیلیگوی مقاوم به درمان بهطور تصادفی در دو گروه 10 نفری جای گرفته و تحت پیوند سوسپانسیون سلولهای لایهی بازالاپیدرم بهتنهایی (گروه شاهد) یا همراه با مصرف روزانهی کلسی پوتریول موضعی (گروه مداخله) قرار گرفتند. شش ماه بعد نتیجهی درمان و عوارض احتمالی بین دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: در انتهای ماه ششم، در گروه شاهد 2 نفر (20%) پاسخ ضعیف و 8 بیمار (80%) پاسخ متوسط/خوب نشان دادند. در گروه مداخله 1 بیمار (10%) پاسخ ضعیف و 9 بیمار (90%) پاسخ متوسط/خوب نشان دادند (66/0P=). عوارض جزئی و خودمحدودشونده بودند.
نتیجهگیری: هرچند مصرف موضعی کلسیپوتریول منجر به تفاوت آماری معنیداری نشد، ولی در مجموع با نتایج بهتری همراه بوده و درعین حال عارضهی عمدهای ایجاد نکرد.
زمینه و هدف: ویتیلیگو یک بیماری پوستی است که با ازدسترفتن سلولهای رنگدانهای پوست مشخص میشود. کاشت سوسپانسیون سلولهای لایهی بازالاپیدرم از روشهای جدید در درمان ویتیلیگوی مقاوم میباشد. در این مطالعه تأثیر مصرف موضعی کلسی پوتریول در محل کاشت در بیماران تحت پیوند با سوسپانسیون سلولهای لایهی بازالاپیدرم در درمان ویتیلیگو مورد بررسی قرار گرفت.
روش اجرا: در این کارآزمایی بالینی، 20 بیمار مبتلا به ویتیلیگوی مقاوم به درمان بهطور تصادفی در دو گروه 10 نفری جای گرفته و تحت پیوند سوسپانسیون سلولهای لایهی بازالاپیدرم بهتنهایی (گروه شاهد) یا همراه با مصرف روزانهی کلسی پوتریول موضعی (گروه مداخله) قرار گرفتند. شش ماه بعد نتیجهی درمان و عوارض احتمالی بین دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: در انتهای ماه ششم، در گروه شاهد 2 نفر (20%) پاسخ ضعیف و 8 بیمار (80%) پاسخ متوسط/خوب نشان دادند. در گروه مداخله 1 بیمار (10%) پاسخ ضعیف و 9 بیمار (90%) پاسخ متوسط/خوب نشان دادند (66/0P=). عوارض جزئی و خودمحدودشونده بودند.
نتیجهگیری: هرچند مصرف موضعی کلسیپوتریول منجر به تفاوت آماری معنیداری نشد، ولی در مجموع با نتایج بهتری همراه بوده و درعین حال عارضهی عمدهای ایجاد نکرد.
نفیسه اسماعیلی، طاهره سوری، نوشین شیرزاد، مریم وحیدمقدم، عباس کریمی،
دوره 6، شماره 3 - ( 8-1394 )
چکیده
هدف: پمفیگوسولگاریس شایعترین بیماری تاولی خودایمنی است. درمان استاندارد بیماری پردنیزولون به همراه یک داروی کمکی سرکوبکنندهی ایمنی مثل آزاتیوپرین یا سیکلوفسفامید میباشد. حدود 5% تا 15% از مرگومیر بیماری بهدلیل عوارض استروئیددرمانی است. هدف از این مطالعه تعیین فراوانی و عوامل خطرساز دیابت ناشی از درمان با گلوکوکورتیکوئید در بیماران پمفیگوسی بستریشده در بیمارستان رازی طی سالهای 1388 و 1389 بود.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی، 177 بیمار با تشخیص اولیهی پمفیگوسولگاریس که برای اولین بار جهت دریافت درمان بستری شده بودند ازنظر سن، جنس، پرفشاری خون، شاخص تودهی بدنی (BMI)، سابقهی خانوادگی دیابت، نوع داروهای مصرفی قبل و بعد درمان، مقادیر قند خون ناشتا، تریگلیسیرید، لیپوپروتئین با تراکم کم و لیپوپروتئین با تراکم زیاد در بدو بستری و طی سه هفته بعد از درمان مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: براساس مقدار قند خون ناشتا، طی سه هفته ارزیابی، 8/15% بیماران (29 بیمار) مبتلا به دیابت تشخیص داده شدند (05/0P<). ارتباط معنیداری بین سن، BMI، HbA1c، لیپوپروتئین با تراکم زیاد و مصرف داروهای اعصاب با بروز دیابت در افراد موردمطالعه بهدست آمد (05/0P<) ولی بین جنسیت، سابقهی خانوادگی، پرفشاری خون، مقادیر تریگلیسیرید و لیپوپروتئین با تراکم کم با بروز دیابت ارتباط معنیداری وجود نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: اندازهگیری قند خون ناشتا قبل از شروع درمان و طی سه هفتهی بستری، امکان تشخیص زودهنگام دیابت را در مبتلایان به بیماری خودایمنی تاولی تحت درمان با گلوکوکورتیکوئید امکانپذیر میکند. بهعلاوه بررسی عواملی مانند سن، BMI، HbA1c و لیپوپروتئین با تراکم زیاد، سابقهی مصرف داروی اعصاب در زمان بستری و طی درمان میتواند امکان اقدامات سریعتری را برای تشخیص و درمان دیابت ناشی از گلوکوکورتیکوئید فراهم سازد.
عفت خدائیانی، جواد شکری، مهدی امیرنیا، افسانه رادمهر، مرتضی قوجازاده، بهزاد انوش، دانیال فدایی فولادی،
دوره 6، شماره 3 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: درماتوفیتوز عفونت ناشی از قارچهایی است که توانایی تهاجم و تکثیر در بافتهای کراتینیزهی پوست، مو و ناخن را دارند. درمان خط اول درماتوفیتوز شامل آزولهای موضعی است، ولی در برخی موارد درمان سیستمیک نیز مورد نیاز است. در سالهای اخیر عفونتهای قارچی شیوع بیشتری پیدا کردهاند و بهعلت تجویز بیرویه، مقاومت نسبت به داروهای معمول افزایش یافته است. در این مطالعه تأثیر درمانی نقرهی کلوئیدی موضعی و کلوتریمازول موضعی در درماتوفیتوز سر و بدن مقایسه شده است.
روش اجرا: در این کارآزمایی بالینی غیرتصادفی دوسوکور، 40 بیمار دچار درماتوفیتوز سر و بدن بهصورت یک درمیان به دو گروه تقسیم شده و نقرهی کلوئیدی موضعی یا کلوتریمازول موضعی (2 بار در روز، حداقل 4 هفته) دریافت نمودند. درصورت نیاز درمانهای سیستمیک نیز تجویز شد. در پایان مطالعه، فراوانی موارد براساس پاسخ درمانی (آزمون KOH منفی و بهبود علائم) بین دو گروه مقایسه شدند.
یافتهها: میانگین مدت زمان پاسخ به درمان در گروه نقرهی کلوئیدی 56/1±26/5 هفته (3 تا 8) و در گروه کلوتریمازول 20/2±00/5 هفته (3 تا 12) بود (67/0P=). در گروه اول میزان پاسخ به درمان 2/84% و در گروه دوم 90% بود (66/0P=). در هیچ یک از بیماران عارضهای دیده نشد.
نتیجهگیری: در بیماران دچار درماتوفیتوز سر و بدن، نقرهی کلوئیدی موضعی ممکن است بهاندازه کلوتریمازول موضعی مؤثر و ایمنباشد. انجام مطالعات آتی با حجم نمونهی بزرگتر توصیه میشود.
نفیسه اسماعیلی، زهرا کریمی، طاهره سوری، عباس کریمی،
دوره 6، شماره 3 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: پمفیگوس یک بیماری تاولی خودایمنی مزمن است که با تاولهای داخل اپیدرمی مشخص میشود. این تاولها به سد دفاعی پوست صدمه رسانده و امکان ابتلا به عفونتهای تهدیدکنندهی حیات را افزایش میدهند. کلونیزاسیون استافیلوکوک اورئوس در بینی، در افزایش خطر ابتلا به عفونت مؤثر بوده و موجب تأخیر در روند بهبود زخم میشود. هدف از این مطالعه تعیین شیوع ناقلین استافیلوکوک اورئوس در مبتلایان به پمفیگوس بستری بود.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی، اطلاعات دموگرافیک و پزشکی 72 بیمار مبتلا به پمفیگوس بستری در بیمارستان رازی طی سالهای 1392 و 1393 جمعآوری شده و نتایج نمونههای تهیهشده از سوراخ قدامی بینی جهت کشت، در بدو بستری و 1 هفته پس از بستری، تهیه و مقاومت به متیسیلین با روش انتشار دیسک در آگار ارزیابی گردید.
یافتهها: چهل و پنج نفر از بیماران (5/62%) مرد و 27 نفر (5/35%) زن بودند. فراوانی ناقلین استافیلوکوک اورئوس (3/58%) بهدست آمد. سی نفر (7/41%) دارای کلونیزاسیون استافیلوکوک اورئوس در بدو بستری بودند که از این تعداد 22 نفر (3/73%) مقاوم به متیسیلین بودند. تعداد 40 نفر (6/55%) از بیماران یک هفته بعد از بستری کلونیزه شدند که 33 نفر (5/82%) از آنها مقاوم به متیسیلین بودند. ارتباط معنیداری بین کلونیزاسیون استافیلوکوک اورئوس در بدو بستری و یک هفته پس از بستری وجود نداشت (05/0P<).
نتیجهگیری: ناقلین استافیلوکوک اورئوس مقاوم به متیسیلین (Methicillin Resistant Staphylococcus aureus [MRSA]) (شامل ناقلین اکتسابی از جامعه و بیمارستان) در میان بیماران پمفیگوس شیوع زیادی دارند. باتوجه به اهمیت شناخت و جداسازی ناقلین استافیلوکوک اورئوس و MRSA جهت پیشگیری از سرایت به سایر بیماران، ممانعت از گسترش سویههای MRSA و بهبودی سریع زخمها، مطالعاتی با حجم نمونهی بزرگتر روی مبتلایان به پمفیگوس توصیه میشود.
آمنه یزدانفر، لیلا خضریان، لیلا موسوی، مهتاب فیضیان،
دوره 6، شماره 3 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسیسیکاتریسیل به ضایعاتی اطلاق میشود که باعث ریزش موی دائمی و غیرقابلبرگشت شده و با تخریب فولیکولهای مو همراه باشد. کلمهی سیکاتریسیل یا همراه با جوشگاه به این معنی است که اپیتلیوم فولیکولهای مو با بافت همبند جایگزین شده است. بعد از بهبودی بیماری یا التهاب اولیه، احتمال رویش مجدد مو بسیار کم است.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی گذشتهنگر، 222 پروندهی مبتلایان به آلوپسی سیکاتریسیل ثبتشده در بیمارستان فرشچیان همدان بررسی و دادههای دموگرافیک بیماران شامل سن، جنسیت، شغل و نیز علائم بالینی بیماری ازجمله محل ضایعه، مدت زمان بیماری، وسعت ضایعه و علائم بیماری استخراج شد.
یافتهها: یکصد و ده بیمار (5/49%) لوپوس اریتماتوی دیسکوئید، 71 بیمار (9/31%) لیکنپلان، 23 بیمار (4/10%) سودوپلاد بروک، 11 بیمار (9/4%) کراتوزپیلاریسدکالونس و 3 بیمار (3/1%) آلوپسی سیکاتریسیل مرکزی مرکزگریز داشتند. آلوپسی موسینوز و تخریب سلولی یا فولیکولی هر کدام 2 نفر (9/0%) بودند. همچنین ارتباط مدت، وسعت، سن، جنس، محل ضایعه، علائم بالینی و شغل با بیماری بررسی شد.
نتیجهگیری: آلوپسیهای سیکاتریسیل ازجمله بیماریهای مربوط به مو هستند که درصورت تشخیص و درمان بهموقع میتوان از پیشرفت ضایعه و عوارض ناشی از آن جلوگیری کرد. تشخیص این ضایعات با بررسی بالینی ـ آسیبشناسی دقیق میسر است.
انیسه صمدی، سامان احمدنصرالهی، علیرضا فیروز،
دوره 6، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک شایعترین شکل ریزش مو در مردان است و مینوکسیدیل موضعی یکی از دو نوع درمان دارویی رایج برای آن است که مورد تأیید ادارهی غذا و داروی ایالات متحده میباشد. ارزیابی بیخطری ترکیبات موضعی مینوکسیدیل با بررسی میزان حساسیت پوستی بر روی داوطلبین انسانی انجام میپذیرد. شاخصهای بیوفیزیکی بهعنوان یک روش سریع و غیرتهاجمی جهت بررسی بیخطری استعمال محصولات پوستی موضعی کاربرد دارد.
روش اجرا: این مطالعه برروی 15 داوطلب سالم انجام شد. داروی مورد مطالعه نوعی فرمولاسیون موضعی مینوکسیدیل 5% در ترکیب با بابونهی 7% است. در این مطالعه پس از استعمال داروی موردنظر برروی پوست ساعد افراد شرکتکننده، میزان تغییرات رخداده بر شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم، رطوبت لایهی شاخی، pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین (قرمزی) به کمک آزمونهای بیومتری پوست و با استفاده از دستگاه MPA 580Cutometer®، مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: تفاوت آماری معنیداری در شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم (191/0=P)، رطوبت لایهی شاخی (692/0=P)، pH (613/0=P)، محتوای ملانین (533/0=P) و محتوای هموگلوبین (579/0=P) پوست قبل و بعد از مصرف محلول موضعی مینوکسیدیل 5% + بابونهی 7% مشاهده نشد.
نتیجهگیری: مصرف موضعی محلول مینوکسیدیل 5% در ترکیب با بابونهی 7% سبب افزایش قرمزی (اریتم) و تغییر در سایر شاخصهای اندازهگیریشده در پوست نگردید؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که محلول موردنظر ایمن است و میتوان آنرا برای مصرف توصیه نمود.
حمیدرضا طالاری، رضوان طلایی، حسین اکبری، نرجس سادات کدخدایی،
دوره 6، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک شایعترین علت ریزش مو بعد از بلوغ است. شیوع بیماریهای همراه با آن در مبتلایان به این بیماری بهطور فزایندهای در حال شناسایی است که از مهمترین آنها میتوان سندرم متابولیک و بیماریهای قلبی ـ عروقی را نام برد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط آلوپسی آندروژنتیک با ضخامت لایهی اینتیما مدیای سرخرگ کاروتید بهعنوان مشخصهای برای تشخیص زودهنگام آترواسکلروز در زنان بود.
روش اجرا: این مطالعهی مورد ـ شاهدی روی 54 زن، 27 نفر مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک و 27 نفر شاهد سالم انجام شد. اطلاعات دموگرافیک و بالینی افراد در پرسشنامهی از پیش تدوینشده ثبت و ضخامت لایهی اینتیما مدیای سرخرگ کاروتید با استفاده از سونوگرافی اندازهگیری شد. پس از گردآوری اطلاعات، ارتباط ضخامت لایهی اینتیما مدیای سرخرگ کاروتید با آلوپسی آندروژنتیک با استفاده از آزمونهای t مستقل و Mann-Whitney در دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: میانگین±انحراف معیار سن گروه مورد و شاهد بهترتیب برابر 6/6±8/28 و 7/6±1/28 سال بود. هرچند نتایج بهدستآمده نشاندهنده بالاتربودن ضخامت لایهی اینتیما مدیای کاروتید در بیماران مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک بود ولی ارتباط آماری معنیداری بین آلوپسی آندروژنتیک و ضخامت لایهی اینتیما مدیای سرخرگ کاروتید یافت نشد (05/0P>). همچنین، رابطهی آماری معنیداری بین ضخامت لایهی اینتیما مدیای سرخرگ کاروتید و سن شروع بیماری، شدت آلوپسی و الگوی آلوپسی یافت نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: هرچند نتایج این مطالعه معنیدار نشد ولی بالاتربودن ضخامت لایهی اینتیما مدیای کاروتید در مبتلایان به آلوپسی آندروژنتیک را میتوان بهعنوان عاملی برای پیشبینی بیماریهای قلبی ـ عروقی مدنظر داشت.
اعظم حبیبی، محمود ناطقیرستمی، معصومه دورقی، معصومه دولتی، بتول حسینرشیدی، رقیه آهنگری،
دوره 6، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تریکوموناس واژینالیس از شایعترین عفونتهای مقاربتی زنان و مردان در جهان است. براساس دانستههای مؤلفان آمار مستندی از شیوع تریکومونیازیس و عوارض آن در زنان استان قم وجود ندارد.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی با دو روش مشاهدهی گسترش مرطوب (wet mount) و ITS-PCR عفونت با ت. واژینالیس در نمونهی تهیهشده با سواب از کانال واژینال زنان مراجعهکننده به بیمارستان زنان شهر قم مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، بررسی میکروسکوپی سلولها و باکتریها روی گسترش رنگآمیزیشده انجام شد.
یافتهها: از مجموع 300 نمونهی تهیهشده از داوطلبان مراجعهکننده به بیمارستان زنان 7 نمونه (67/2%) با روش گسترش مرطوب و 34 نمونه (3/11%) با روش ITS-PCR مثبت شدند. صحت نتایج PCR با توالییابی قطعهی ژنی ITSت. واژینالیس در محصول PCR تأیید شد. در مقایسهی انجامشده با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک دوتایی بین افراد مبتلا و غیرمبتلا به تریکومونیازیس و با محاسبهی نسبت شانس (Odds ratio [OR]) و فاصلهی اطمینان 95%، وجود سابقهی تولد نوزاد نارس (9/671-8/2 CI: 95% ,3/43OR=)، سابقهی سقط جنین (2/544-8/15 CI: 95% ,8/91OR=)، پارگی زودهنگام کیسهی آب
(9/222-1/2 CI: 95% ,8/21OR=)، احتمال مشاهدهی سلولهای اپیتلیال
(3/197-9/6 CI: 95% ,9/36OR=) و گلبول سفید (2/665-8/2 CI: 95% ,3/43OR=) در گسترش رنگآمیزیشده، در مبتلایان بیش از غیرمبتلایان به تریکومونیازیس بود.
نتیجهگیری: در مقایسه با گسترش مرطوب، آزمایش ITS-PCRروشی حساس و قابل اطمینان در ردیابی عفونت ت. واژینالیس در زنان است. فراوانی قابل توجه تریکومونیازیس بر اهمیت برنامهی غربالگری در زنان استان قم تأکید مینماید. با مراجعهی بهموقع و تشخیص صحیح تریکومونیازیس بهویژه در زنان میانسال میتوان از عوارض احتمالی آن بر بارداری پیشگیری کرد.
فاطمه کاووسی، داوود شجاعیزاده،
دوره 6، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: کمبود اطلاعات مادران در زمینهی راههای پیشگیری از سالک در ابتلا به این بیماری نقش مهمی دارد، لذا اقدامات پیشگیرانه زمانی مؤثر خواهد بود که مادران آگاهی لازم و نگرش مثبت درخصوص بیماری و نحوهی پیشگیری از آنرا داشته باشند. مطالعهی حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخلهی آموزش بر آگاهی و نگرش مادران این منطقه در زمینهی سالک و راههای پیشگیری از آن انجام گرفت.
روش اجرا: مطالعهی حاضر مطالعهای نیمهتجربی بود. 120 نفر زن متأهل بالای 15 سال که در سال 1388 به مرکز بهداشتی ـ درمانی آب و برق شهر مشهد مراجعه کرده بودند در سه گروه سخنرانی، بحث گروهی و شاهد، مورد پژوهش قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی تدوینشده توسط پژوهشگر بود. ارزیابی اثر مداخلهی آموزشی در زمانهای قبل، بلافاصله بعد و یک ماه بعد از آموزش انجام گرفت.
یافتهها: میانگین امتیاز آگاهی قبل از آموزش در بین سه گروه مورد مطالعه تفاوت معنیدار نداشت (71/0=P) ولی بلافاصله و یک ماه بعد از مداخلهی آموزشی اختلاف معنیداری میان سه گروه در میانگین امتیاز آگاهی وجود داشت (001/0=P). همچنین، تفاوت معنیداری در امتیاز نمرهی نگرش بین دو گروه سخنرانی و بحث وجود داشته و اختلاف معنیداری در میانگین امتیاز نگرش بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله مشاهده شد (001/0=P).
نتیجهگیری: بهطور کلی یافتههای حاصل از این مطالعه نشان داد که آموزش فردی و گروهی برای مادران بر دانش و نگرش آنها مؤثر است؛ از اینرو ارائهی برنامهی آموزش بهداشت همچون بحث گروهی و سخنرانی توصیه میگردد. با توجه به افزایش بازدهی آموزشی در روش بحث گروهی، این روش جهت ماندگاری بیشتر اثرات آموزش بر آگاهی و نگرش مادران توصیه میگردد.
فاطمه ولیپوری گودرزی، جواد حدادنیا، مریم هاشمیان،
دوره 6، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1395 )
چکیده
سیمین شمسی میمندی، سیاوش محمدزاده شانهساز، مهدی انصاری دوگاهه، یونس جهانی،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ملاسما یک اختلال رنگدانهای شایع و اکتسابی است که با ایجاد ضایعات هیپرپیگمانته در نواحی در معرض آفتاب، بهخصوص در ناحیهی صورت میگردد. این مطالعه با هدف مقایسهی اثربخشی کرم 4% عصارهی شیرینبیان تهیهشده با فناوری نانو با دارونما در مبتلایان به ملاسما انجام شد.
روش اجرا: این کارآزمایی بالینی تصادفیشده، دوسوکور و دارای گروه شاهد دارونما، روی 44 بیمار زن مراجعهکننده به درمانگاه پوست بیمارستان آموزشی درمانی افضلیپور کرمان که تشخیص بالینی ملاسما برای آنها داده شده بود، انجام گرفت. شاخص تغییریافته وسعت و شدت ملاسما (Modified Melasma Area and Severity Index [MMASI]) در هر گروه در شروع درمان و هفتههای 4، 8 و 12 تعیین و اثربخشی مداخلات در چهار گروه پاسخ کامل، پاسخ قابل توجه، پاسخ نسبی و عدم پاسخ طبقهبندی شد.
یافتهها: چهل بیمار زن مبتلا به ملاسما وارد مطالعه شدند و درمان را تا پایان ادامه دادند. میانگین و انحراف معیار (MMASI) در گروه مداخله از (7/2±03/11) به (6/0±41/1) و در گروه کنترل از (9/2±25/11) به (2/1±37/2) در پایان هفتهی دوازدهم کاهش یافت (0/001>P).
نتیجهگیری: عصارهی شیرینبیان میتواند بهعنوان یک عامل روشنکنندهی پوست با حداقل اثرات ناخواسته در درمان بیماری ملاسما مورد استفاده قرار گیرد. حاملهای میکرو/ نانوذرات لیپیدی جامد با ارائهی خواص منحصربهفرد ازجمله اندازهی کوچک، سطح تماس بیشتر، بارگیری حجم زیادی از دارو و فعل و انفعال بهتر در واکنشهای دارویی عملکرد دارو را بهبود بخشند.
احمدرضا طاهری، قاسمعلی خراسانی، سیامک فرقانی، افشین فتحی،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکار هیپرتروفیک ضایعهای است که بر اثر ترمیم بیش از حد زخم ایجاد میشود و برای بیماران مبتلا، عوارض زیبایی و گاه عملکردی بهجا گذاشته و موجب مشکلات جسمی، روحی و تغییر کیفیت زندگی آنان میشود. امروزه روشهای گوناگونی ازجمله جراحی برای درمان این ضایعات بهکار میرود اما بهدلیل عود مکرر، مشکلات بیمار پابرجا میماند. در این مطالعه اثر تزریق توکسین بوتولینیوم نوعA در درمان اسکار هیپرتروفیک بررسی شد.
روش اجرا: بیست و یک بیمار مبتلا به اسکار هیپرتروفیک در این کارآزمایی بالینی دوسوکور در سالهای 1393 و 1394 مورد بررسی قرار گرفتند. در هر بیمار یک قسمت از ضایعه بهصورت تصادفی بهعنوان ناحیهی مداخله و قسمت دیگر ضایعه بهعنوان شاهد انتخاب شد. در گروه اول (مداخله)، توکسین بوتولینیوم نوع A (Dysport ساخت کشور انگلستان، شرکت سازنده Ipsen، شرکت واردکننده داریان دارو) با غلظت 200 واحد در میلیلیتر و با دوز 8 واحد بهازای هر سانتیمتر مکعب ضایعه و در گروه دوم (شاهد)، با همان حجم نرمالسالین در فواصل یک ماهه تا سه بار تزریق شد. بیماران 9 ماه پس از آخرین تزریق طبق معیارهای ونکوور (Vancouver) بررسی و دادههای گردآوریشده تحلیل شدند. در این مطالعه، 0/05>P معنیدار درنظر گرفته شد.
یافتهها: 21 بیمار با میانگین سنی 2/27 سال مطالعه را به پایان رساندند. میانگین شاخص رنگ (pigmentation) در گروه مورد 0/73 کاهش داشت (0/01>P) درحالی که کاهش آن در گروه شاهد معنیدار نبود (0/24=P). میانگین وضعیت عروقی (Vascularity) گروه مورد 0/9 (0/01>P) و در گروه شاهد 0/15 بود (0/15=P). قوام ضایعه در گروه مداخله 0/98 (0/01>P) و در گروه شاهد 0/23 بهدست آمد (0/19=P). میانگین تغییرات اندازه یا ارتفاع ضایعه در گروه اول و دوم معنیدار نبود (0/32=P).
نتیجهگیری: تزریق توکسین بوتولینیوم نوع A در اسکار هیپرتروفیک، نه بهعنوان یک روش مستقل بلکه در کنار روشهای دیگر درمانی مانند جراحی، میتواند در کنترل و بهبود علائم ناشی از اسکار مفید باشد.