کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
271 نتیجه برای موضوع مقاله:
مهشید غنچه، فاطمه کوهی، حمید صالحینیا،
دوره 6، شماره 2 - ( تابستان 1394، دورهی 6، شمارهی 2 1394 )
چکیده
هدف: سرطان پوست از شایعترین سرطانها در کشور میباشد. اولین قدم برای پیشگیری و درمان سرطانها، اطلاع از بروز و روند تغییرات بیماری میباشد، لذا مطالعهی حاضر با هدف بررسی اپیدمیولوژیک سرطان پوست و روند تغییرات بروز آن در 4 استان جنوبی کشور (استانهای فارس، خوزستان، بوشهر و هرمزگان) انجام شد.
روش اجرا: مطالعهی حاضر بهصورت مقطعی گذشتهنگر و با استفاده از تحلیل دادههای موجود و منتشرشدهی نظام کشوری ثبت سرطان انجام شد. میزان بروز سنی گزارششده با روش استانداردسازی مستقیم و با استفاده از جمعیت استاندارد جهان محاسبه شد. جهت بررسی تغییرات بروز از نرمافزار WinPepi و انجام آزمون روند خطی Cochrane-Armitage استفاده شد.
نتایج: سرطان پوست در مناطق جنوبی کشور دارای بروز بالایی میباشد. در مجموع 6230 مورد سرطان پوست در طول 6 سال (1383 تا 1388) در منطقهی جنوب کشور ثبت شده و بروز این سرطان در این منطقه دارای روند افزایشی بود (001/0P=). همچنین در تمام سالهای مطالعهی بروز سرطان در مردان بیشتر از زنان بود. ازنظر فراوانی بهترتیب استان فارس، خوزستان، بوشهر و هرمزگان بیشترین بروز استانداردشده سنی را دارا بودند.
نتیجهگیری: با توجه به بروز بالای سرطان پوست و ارتباط آن با قرارگرفتن در معرض تابش نور خورشید، آموزش مردم در زمینهی محافظت صحیح در برابر پرتوی آفتاب، آموزش و توانمندسازی پزشکان و عموم مردم در زمینهی تشخیص زودرس تومورهای پوستی و همچنین مطالعات علتشناسی میتواند مفید باشد.
نفیسه اسماعیلی، طاهره سوری، زینب نورایی، عباس کریمی،
دوره 6، شماره 2 - ( تابستان 1394، دورهی 6، شمارهی 2 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: پمفیگوسولگاریس بیماری نادر خودایمنی است که با پدیدآمدن تاول داخل اپیدرمی که پوست و غشاهای مخاطی را درگیر میکند، تظاهر میکند. مس و روی از عناصر کمیاب ضروری در بدن هستند که با داشتن خواص آنتیاکسیدانی در التیام زخمها نقش مؤثری دارند. هدف از این مطالعه بررسی سطح سرمی روی و مس در مبتلایان به پمفیگوس جدید تشخیص داده شده، بود.
روش اجرا: در این مطالعه از 50 بیمار مبتلا به پمفیگوسولگاریس جدید مراجعهکننده به بیمارستان رازی تهران در سالهای 1391 و 1392، پس از اخذ رضایتنامهی آگاهانه، نمونهگیری خون بهعمل آمد. سطح سرمی مس و روی با روش اسپکتروفتومتری اندازهگیری شد. علاوهبر آن سن، جنس، شاخص تودهی بدن، استعمال دخانیات و ابتلا به بیماریهای مزمن مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: هجده درصد (9 نفر) از بیماران کمبود مس و 50% (25 نفر) کمبود روی داشتند. ارتباط معنیداری بین سطح مس و روی با سیگارکشیدن، ابتلا به بیماری مزمن، سن و شاخص تودهی بدن وجود نداشت (05/0P). تفاوت معنیداری بین اندازهی سطح سرمی مس زنان و مردان با مقدار طبیعی آن بهدست نیامد (05/0P). متوسط سطح روی زنان اختلاف معنیداری با مقدار طبیعی آن نشان نداد (05/0P)، ولی میانگین سطح سرمی روی مردان با مقدار طبیعی آن تفاوت آماری معنیداری داشت (05/0P).
نتیجهگیری: در این مطالعه مقادیر سرمی عناصر کمیاب مس و روی اختلافی با مقادیر طبیعی جامعه نداشت. از آنجایی که کاهش مس و روی منجر به افزایش اکسیدانها در بیمارهای خودایمن و تشدید بیماری میگردد. پیشنهاد میشود با انجام یک مطالعهی مورد ـ شاهدی با حجم نمونهی مناسب ارتباط این عناصر با شدت بیماری مورد ارزیابی قرار گیرد.
محمد ساعتچی، حمید صالحینیا، سلمان خزایی، مهدی محمدیان، عبدالله محمدیانهفشجانی،
دوره 6، شماره 2 - ( تابستان 1394، دورهی 6، شمارهی 2 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی پیامد مختلف درمان مبتلایان به بیماری سالک در سطح کشور ایران در سال 1393 میباشد.
روش اجرا: مطالعهی حاضر، مطالعهای مقطعی است که در آن اطلاعات مربوط به 3684 نفر از مبتلایان به سالک که در نیمهی اول سال 1393 به مرکز مدیریت بیماریهای وزرات بهداشت گزارش شده را مورد بررسی قرار داده است.
یافتهها: از 3684 بیمار واردشده به مطالعه (1/55%) مرد و میانگین سنی بیماران 1827 سال بود. بیش از 34% بیماران با استفاده از تزریق داخل ضایعهی مگلومین آنتیمونات و حدود 25% بیماران با تزریق داخل عضلهی این دارو تحت درمان قرار گرفتند. بین اندازه، تعداد و همچنین شکل ضایعه با انتخاب رژیم درمانی، رابطهای معنادار مشاهده شد (001/0P). قریب 35% از بیماران بین 7 تا 10 روز تحت درمان با تزریق عضلانی بوده و 3/43% از بیماران بین 5 تا 8 هفته به تزریق داخل ضایعه درمان شدند.
نتیجهگیری: بیش از 99% بیماران بهطور کامل و بدون عارضه یا شکستِ درمان، بهبود یافتند. بهنظر میرسد بیماران ایرانی کمتر به ضایعات وخیم دچار میشوند.
لاله وزیری، سامان احمدنصرالهی، علیرضا فیروز،
دوره 6، شماره 2 - ( تابستان 1394، دورهی 6، شمارهی 2 1394 )
چکیده
کورتیکواستروئیدهای موضعی در درمان بیماریهای پوستی نظیر اگزما و پسوریازیس بسیار مفید میباشند. اثرات ضدالتهابی و ضدتکثیر کورتیکواستروئیدهای موضعی دلیل اثربخشی و کاربرد زیاد آنها در بیماریهای پوستی است. کورتیکواستروئیدهای موضعی را براساس قدرت میتوان به گروههای مختلفی دستهبندی کرد؛ این دستهبندی براساس فعالیت ذاتی مولکول کورتیکواستروئید فعال و خصوصیات حامل (کرم، پماد و لوسیون) انجام میشود که میتواند بهصورت مستقیم در پذیرفتهشدن دارو توسط بیمار و همچنین بهبود نفوذ به پوست تأثیرگذار باشد. دستورالعمل ملی بریتانیا کورتیکواستروئیدهای موضعی را به 4 دسته ازنظر قدرت تقسیم میکند که شامل دستهی 1 با بیشترین قدرت (برای مثال کلوبتازول پروپیونات) و دستهی 4 با کمترین قدرت (برای مثال هیدروکورتیزون) میباشد. در مقابل، دستهبندی ایالات متحدهی آمریکا در 7 دسته طبقهبندی میشود که شامل فوق قوی، قوی، بالاتر از حد متوسط، در حد متوسط، پایینتر از حد متوسط، دارای اثر خفیف و دارای کمترین قدرت است.
علیرضا خاتمی،
دوره 6، شماره 2 - ( تابستان 1394، دورهی 6، شمارهی 2 1394 )
چکیده
ندارد ####
نفیسه اسماعیلی، طاهره سوری، نوشین شیرزاد، مریم وحیدمقدم، عباس کریمی،
دوره 6، شماره 3 - ( پاییز 1394، دورهی 6، شمارهی 3 1394 )
چکیده
هدف: پمفیگوسولگاریس شایعترین بیماری تاولی خودایمنی است. درمان استاندارد بیماری پردنیزولون به همراه یک داروی کمکی سرکوبکنندهی ایمنی مثل آزاتیوپرین یا سیکلوفسفامید میباشد. حدود 5% تا 15% از مرگومیر بیماری بهدلیل عوارض استروئیددرمانی است. هدف از این مطالعه تعیین فراوانی و عوامل خطرساز دیابت ناشی از درمان با گلوکوکورتیکوئید در بیماران پمفیگوسی بستریشده در بیمارستان رازی طی سالهای 1388 و 1389 بود.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی، 177 بیمار با تشخیص اولیهی پمفیگوسولگاریس که برای اولین بار جهت دریافت درمان بستری شده بودند ازنظر سن، جنس، پرفشاری خون، شاخص تودهی بدنی (BMI)، سابقهی خانوادگی دیابت، نوع داروهای مصرفی قبل و بعد درمان، مقادیر قند خون ناشتا، تریگلیسیرید، لیپوپروتئین با تراکم کم و لیپوپروتئین با تراکم زیاد در بدو بستری و طی سه هفته بعد از درمان مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: براساس مقدار قند خون ناشتا، طی سه هفته ارزیابی، 8/15% بیماران (29 بیمار) مبتلا به دیابت تشخیص داده شدند (05/0P<). ارتباط معنیداری بین سن، BMI، HbA1c، لیپوپروتئین با تراکم زیاد و مصرف داروهای اعصاب با بروز دیابت در افراد موردمطالعه بهدست آمد (05/0P<) ولی بین جنسیت، سابقهی خانوادگی، پرفشاری خون، مقادیر تریگلیسیرید و لیپوپروتئین با تراکم کم با بروز دیابت ارتباط معنیداری وجود نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: اندازهگیری قند خون ناشتا قبل از شروع درمان و طی سه هفتهی بستری، امکان تشخیص زودهنگام دیابت را در مبتلایان به بیماری خودایمنی تاولی تحت درمان با گلوکوکورتیکوئید امکانپذیر میکند. بهعلاوه بررسی عواملی مانند سن، BMI، HbA1c و لیپوپروتئین با تراکم زیاد، سابقهی مصرف داروی اعصاب در زمان بستری و طی درمان میتواند امکان اقدامات سریعتری را برای تشخیص و درمان دیابت ناشی از گلوکوکورتیکوئید فراهم سازد.
نفیسه اسماعیلی، زهرا کریمی، طاهره سوری، عباس کریمی،
دوره 6، شماره 3 - ( پاییز 1394، دورهی 6، شمارهی 3 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: پمفیگوس یک بیماری تاولی خودایمنی مزمن است که با تاولهای داخل اپیدرمی مشخص میشود. این تاولها به سد دفاعی پوست صدمه رسانده و امکان ابتلا به عفونتهای تهدیدکنندهی حیات را افزایش میدهند. کلونیزاسیون استافیلوکوک اورئوس در بینی، در افزایش خطر ابتلا به عفونت مؤثر بوده و موجب تأخیر در روند بهبود زخم میشود. هدف از این مطالعه تعیین شیوع ناقلین استافیلوکوک اورئوس در مبتلایان به پمفیگوس بستری بود.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی، اطلاعات دموگرافیک و پزشکی 72 بیمار مبتلا به پمفیگوس بستری در بیمارستان رازی طی سالهای 1392 و 1393 جمعآوری شده و نتایج نمونههای تهیهشده از سوراخ قدامی بینی جهت کشت، در بدو بستری و 1 هفته پس از بستری، تهیه و مقاومت به متیسیلین با روش انتشار دیسک در آگار ارزیابی گردید.
یافتهها: چهل و پنج نفر از بیماران (5/62%) مرد و 27 نفر (5/35%) زن بودند. فراوانی ناقلین استافیلوکوک اورئوس (3/58%) بهدست آمد. سی نفر (7/41%) دارای کلونیزاسیون استافیلوکوک اورئوس در بدو بستری بودند که از این تعداد 22 نفر (3/73%) مقاوم به متیسیلین بودند. تعداد 40 نفر (6/55%) از بیماران یک هفته بعد از بستری کلونیزه شدند که 33 نفر (5/82%) از آنها مقاوم به متیسیلین بودند. ارتباط معنیداری بین کلونیزاسیون استافیلوکوک اورئوس در بدو بستری و یک هفته پس از بستری وجود نداشت (05/0P<).
نتیجهگیری: ناقلین استافیلوکوک اورئوس مقاوم به متیسیلین (Methicillin Resistant Staphylococcus aureus [MRSA]) (شامل ناقلین اکتسابی از جامعه و بیمارستان) در میان بیماران پمفیگوس شیوع زیادی دارند. باتوجه به اهمیت شناخت و جداسازی ناقلین استافیلوکوک اورئوس و MRSA جهت پیشگیری از سرایت به سایر بیماران، ممانعت از گسترش سویههای MRSA و بهبودی سریع زخمها، مطالعاتی با حجم نمونهی بزرگتر روی مبتلایان به پمفیگوس توصیه میشود.
علیرضا خاتمی، علیرضا فیروز،
دوره 6، شماره 3 - ( پاییز 1394، دورهی 6، شمارهی 3 1394 )
چکیده
انیسه صمدی، سامان احمدنصرالهی، علیرضا فیروز،
دوره 6، شماره 4 - ( زمستان 1394، دورهی 6، شمارهی 4 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک شایعترین شکل ریزش مو در مردان است و مینوکسیدیل موضعی یکی از دو نوع درمان دارویی رایج برای آن است که مورد تأیید ادارهی غذا و داروی ایالات متحده میباشد. ارزیابی بیخطری ترکیبات موضعی مینوکسیدیل با بررسی میزان حساسیت پوستی بر روی داوطلبین انسانی انجام میپذیرد. شاخصهای بیوفیزیکی بهعنوان یک روش سریع و غیرتهاجمی جهت بررسی بیخطری استعمال محصولات پوستی موضعی کاربرد دارد.
روش اجرا: این مطالعه برروی 15 داوطلب سالم انجام شد. داروی مورد مطالعه نوعی فرمولاسیون موضعی مینوکسیدیل 5% در ترکیب با بابونهی 7% است. در این مطالعه پس از استعمال داروی موردنظر برروی پوست ساعد افراد شرکتکننده، میزان تغییرات رخداده بر شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم، رطوبت لایهی شاخی، pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین (قرمزی) به کمک آزمونهای بیومتری پوست و با استفاده از دستگاه MPA 580Cutometer®، مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: تفاوت آماری معنیداری در شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم (191/0=P)، رطوبت لایهی شاخی (692/0=P)، pH (613/0=P)، محتوای ملانین (533/0=P) و محتوای هموگلوبین (579/0=P) پوست قبل و بعد از مصرف محلول موضعی مینوکسیدیل 5% + بابونهی 7% مشاهده نشد.
نتیجهگیری: مصرف موضعی محلول مینوکسیدیل 5% در ترکیب با بابونهی 7% سبب افزایش قرمزی (اریتم) و تغییر در سایر شاخصهای اندازهگیریشده در پوست نگردید؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که محلول موردنظر ایمن است و میتوان آنرا برای مصرف توصیه نمود.
اعظم حبیبی، محمود ناطقیرستمی، معصومه دورقی، معصومه دولتی، بتول حسینرشیدی، رقیه آهنگری،
دوره 6، شماره 4 - ( زمستان 1394، دورهی 6، شمارهی 4 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تریکوموناس واژینالیس از شایعترین عفونتهای مقاربتی زنان و مردان در جهان است. براساس دانستههای مؤلفان آمار مستندی از شیوع تریکومونیازیس و عوارض آن در زنان استان قم وجود ندارد.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی با دو روش مشاهدهی گسترش مرطوب (wet mount) و ITS-PCR عفونت با ت. واژینالیس در نمونهی تهیهشده با سواب از کانال واژینال زنان مراجعهکننده به بیمارستان زنان شهر قم مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، بررسی میکروسکوپی سلولها و باکتریها روی گسترش رنگآمیزیشده انجام شد.
یافتهها: از مجموع 300 نمونهی تهیهشده از داوطلبان مراجعهکننده به بیمارستان زنان 7 نمونه (67/2%) با روش گسترش مرطوب و 34 نمونه (3/11%) با روش ITS-PCR مثبت شدند. صحت نتایج PCR با توالییابی قطعهی ژنی ITSت. واژینالیس در محصول PCR تأیید شد. در مقایسهی انجامشده با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک دوتایی بین افراد مبتلا و غیرمبتلا به تریکومونیازیس و با محاسبهی نسبت شانس (Odds ratio [OR]) و فاصلهی اطمینان 95%، وجود سابقهی تولد نوزاد نارس (9/671-8/2 CI: 95% ,3/43OR=)، سابقهی سقط جنین (2/544-8/15 CI: 95% ,8/91OR=)، پارگی زودهنگام کیسهی آب
(9/222-1/2 CI: 95% ,8/21OR=)، احتمال مشاهدهی سلولهای اپیتلیال
(3/197-9/6 CI: 95% ,9/36OR=) و گلبول سفید (2/665-8/2 CI: 95% ,3/43OR=) در گسترش رنگآمیزیشده، در مبتلایان بیش از غیرمبتلایان به تریکومونیازیس بود.
نتیجهگیری: در مقایسه با گسترش مرطوب، آزمایش ITS-PCRروشی حساس و قابل اطمینان در ردیابی عفونت ت. واژینالیس در زنان است. فراوانی قابل توجه تریکومونیازیس بر اهمیت برنامهی غربالگری در زنان استان قم تأکید مینماید. با مراجعهی بهموقع و تشخیص صحیح تریکومونیازیس بهویژه در زنان میانسال میتوان از عوارض احتمالی آن بر بارداری پیشگیری کرد.
فاطمه کاووسی، داوود شجاعیزاده،
دوره 6، شماره 4 - ( زمستان 1394، دورهی 6، شمارهی 4 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: کمبود اطلاعات مادران در زمینهی راههای پیشگیری از سالک در ابتلا به این بیماری نقش مهمی دارد، لذا اقدامات پیشگیرانه زمانی مؤثر خواهد بود که مادران آگاهی لازم و نگرش مثبت درخصوص بیماری و نحوهی پیشگیری از آنرا داشته باشند. مطالعهی حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخلهی آموزش بر آگاهی و نگرش مادران این منطقه در زمینهی سالک و راههای پیشگیری از آن انجام گرفت.
روش اجرا: مطالعهی حاضر مطالعهای نیمهتجربی بود. 120 نفر زن متأهل بالای 15 سال که در سال 1388 به مرکز بهداشتی ـ درمانی آب و برق شهر مشهد مراجعه کرده بودند در سه گروه سخنرانی، بحث گروهی و شاهد، مورد پژوهش قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی تدوینشده توسط پژوهشگر بود. ارزیابی اثر مداخلهی آموزشی در زمانهای قبل، بلافاصله بعد و یک ماه بعد از آموزش انجام گرفت.
یافتهها: میانگین امتیاز آگاهی قبل از آموزش در بین سه گروه مورد مطالعه تفاوت معنیدار نداشت (71/0=P) ولی بلافاصله و یک ماه بعد از مداخلهی آموزشی اختلاف معنیداری میان سه گروه در میانگین امتیاز آگاهی وجود داشت (001/0=P). همچنین، تفاوت معنیداری در امتیاز نمرهی نگرش بین دو گروه سخنرانی و بحث وجود داشته و اختلاف معنیداری در میانگین امتیاز نگرش بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله مشاهده شد (001/0=P).
نتیجهگیری: بهطور کلی یافتههای حاصل از این مطالعه نشان داد که آموزش فردی و گروهی برای مادران بر دانش و نگرش آنها مؤثر است؛ از اینرو ارائهی برنامهی آموزش بهداشت همچون بحث گروهی و سخنرانی توصیه میگردد. با توجه به افزایش بازدهی آموزشی در روش بحث گروهی، این روش جهت ماندگاری بیشتر اثرات آموزش بر آگاهی و نگرش مادران توصیه میگردد.
نسرین زند، افشان شیرکوند،
دوره 6، شماره 4 - ( زمستان 1394، دورهی 6، شمارهی 4 1394 )
چکیده
نتایج نهایی زیبایی خطوط برش جراحی برای پزشک و بیمار از اهمیت زیادی برخوردار است. از سیستمهای لیزری مختلفی برای بهبود روند ترمیم زخم و پیشگیری و درمان اسکارهای هیپرتروفیک و کلوئید استفاده شده است. طی سالهای اخیر مطالعات متعددی بر درمان زودرس محل برشهای جراحی با استفاده از سیستمهای لیزری جهت دستیابی به نتیجهی بهتر دلالت دارند. ازجمله این فناوریها استفاده از ترمیم پوست به کمک لیزر
(Laser Assisted Skin Healing [LASH]) بلافاصله بعد از جراحی بهمنظور ایجاد تغییرات مثبت در روند فیزیولوژی ترمیم زخم و تغییر مسیر نسبی پدیدهی ترمیم بهسوی بازسازی بافتی و ایجاد حداقل اسکار ممکن است. بهنظر میرسد استفاده از انرژی حرارتی لیزر در مراحل اولیه روند ترمیم زخم (متعاقب برش پوستی) سبب ایجاد تغییرات اساسی در روند ترمیم میشود.
در این مقاله، مروری بر این روش، مطالعات انجامشده روی حیوان و انسان، مکانیسمهای احتمالی اثربخشی این روش و پیشرفتهای جدیدی که در زمینهی ارتقای دستگاهها براساس تیپهای پوستی مختلف و انتخاب پارامترهای لیزری بهینه انجام شده است، خواهیم داشت.
احمدرضا طاهری، قاسمعلی خراسانی، سیامک فرقانی، افشین فتحی،
دوره 7، شماره 1 - ( دورهی 7، شمارهی 1، بهار 1395 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکار هیپرتروفیک ضایعهای است که بر اثر ترمیم بیش از حد زخم ایجاد میشود و برای بیماران مبتلا، عوارض زیبایی و گاه عملکردی بهجا گذاشته و موجب مشکلات جسمی، روحی و تغییر کیفیت زندگی آنان میشود. امروزه روشهای گوناگونی ازجمله جراحی برای درمان این ضایعات بهکار میرود اما بهدلیل عود مکرر، مشکلات بیمار پابرجا میماند. در این مطالعه اثر تزریق توکسین بوتولینیوم نوعA در درمان اسکار هیپرتروفیک بررسی شد.
روش اجرا: بیست و یک بیمار مبتلا به اسکار هیپرتروفیک در این کارآزمایی بالینی دوسوکور در سالهای 1393 و 1394 مورد بررسی قرار گرفتند. در هر بیمار یک قسمت از ضایعه بهصورت تصادفی بهعنوان ناحیهی مداخله و قسمت دیگر ضایعه بهعنوان شاهد انتخاب شد. در گروه اول (مداخله)، توکسین بوتولینیوم نوع A (Dysport ساخت کشور انگلستان، شرکت سازنده Ipsen، شرکت واردکننده داریان دارو) با غلظت 200 واحد در میلیلیتر و با دوز 8 واحد بهازای هر سانتیمتر مکعب ضایعه و در گروه دوم (شاهد)، با همان حجم نرمالسالین در فواصل یک ماهه تا سه بار تزریق شد. بیماران 9 ماه پس از آخرین تزریق طبق معیارهای ونکوور (Vancouver) بررسی و دادههای گردآوریشده تحلیل شدند. در این مطالعه، 0/05>P معنیدار درنظر گرفته شد.
یافتهها: 21 بیمار با میانگین سنی 2/27 سال مطالعه را به پایان رساندند. میانگین شاخص رنگ (pigmentation) در گروه مورد 0/73 کاهش داشت (0/01>P) درحالی که کاهش آن در گروه شاهد معنیدار نبود (0/24=P). میانگین وضعیت عروقی (Vascularity) گروه مورد 0/9 (0/01>P) و در گروه شاهد 0/15 بود (0/15=P). قوام ضایعه در گروه مداخله 0/98 (0/01>P) و در گروه شاهد 0/23 بهدست آمد (0/19=P). میانگین تغییرات اندازه یا ارتفاع ضایعه در گروه اول و دوم معنیدار نبود (0/32=P).
نتیجهگیری: تزریق توکسین بوتولینیوم نوع A در اسکار هیپرتروفیک، نه بهعنوان یک روش مستقل بلکه در کنار روشهای دیگر درمانی مانند جراحی، میتواند در کنترل و بهبود علائم ناشی از اسکار مفید باشد.
قاسم رحمتپور رکنی، عادله بهار، مهناز شریفیان، سیدناصر عمادی چاشمی، امیرحسین کینژاد، محمد رئیسیان،
دوره 7، شماره 1 - ( دورهی 7، شمارهی 1، بهار 1395 1395 )
چکیده
هدف: هیرسوتیسم بهمعنای افزایش موهای انتهایی (terminal) با الگوی مردانه در نواحی از بدن خانمها شامل لب بالا، گونهها، چانه، قسمت مرکزی سینه، پستانها، قسمت پایین شکم و ران میباشد. هـدف از ایـن مطالعـه بررسـی سببشناختی هیرسوتیسم و یافتههای بالینی همراه آن در خانمهای غیریائسه میباشد.
روش اجرا: در این مطالعه که به روش مقطعی انجام شد، 180 خانم مبتلا بـه هیرسوتیـسم که در سالهای 1393 و 1394 به درمانگاه پوست شهرستان ساری مراجعه کـرده بودنـد، مورد بررسی قرار گرفتند. پس از اخذ شرححال دقیق و معاینهی فیزیکـی، سـونوگرافی لگنـی برای بررسی تخمدانها و بررسیهای آزمایـشگاهی شـامل اندازهگیری تـستوسترون تام (total) و آزاد خـون، پرولاکتیـن، دیهیـدرواپـیآندروسـترونسـولفات، FSH، LH و 17ـ هیدروکسـی پروژسترون صبحگاهی در همهی بیماران انجام شد.
یافتهها: علل ایجاد هیرسوتیسم شامل ایدیوپاتیک (51/1% موارد)، سـندرم تخمـدان پلـیکیـستیک (37/7% موارد)، هیپرپرولاکتینمی (4/4%)، هیپرپلازی آدرنال (3/8%) و مصرف دارو (2/8%) بودند. هیرسوتیسم در 93 بیمار خفیف (51/6%)، 78 بیمار متوسط (43/3%) و در 9 بیمار شدید بود. سابقهی خانوادگی هیرسوتیسم در 100 بیمار وجود داشت. یافتههای بالینی همراه با هیرسوتیسم شامل آکنه (%58/3)، چاقی (55/5%)، اختلال در عادت ماهانه (38/8%)، آلوپسی آندروژنیک (17/7%) و آکانتوزیس نیگریکانس (8/4%) بود.
نتیجهگیری: هیرسوتیسم ایدیوپاتیک و سندرم تخمدان پلیکیستیک شایعترین علل هیرسوتیسم در زنان بودند. همچنین چاقی نقش مؤثری در بروز هیرسوتیسم داشت.
علیرضا فیروز،
دوره 7، شماره 2 - ( تابستان 1395، دورهی 7، شمارهی 2 1395 )
چکیده
ستاره عامری، ترانه یزدان پرست، سامان احمدنصرالهی،
دوره 7، شماره 2 - ( تابستان 1395، دورهی 7، شمارهی 2 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: درماتیت یا اگزما نوعی اختلال پوستی خارشدار است که معمولاً بهعلت واکنش التهابی پوست در پاسخ به ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی ایجاد میشود. این مطالعه با هدف ارزیابی بیخطری کرمهای ضددرماتیت و بررسی عوارض جانبی احتمالی روی داوطلبین انسانی با اندازهگیری شاخصهای بیوفیزیکی پوست بهعنوان روشی غیرتهاجمی صورت پذیرفت.
روش اجرا: در کارآزمایی بالینی فاز I حاضر، دو گروه 15 نفرهی داوطلب بزرگسال و 15 داوطلب کودک سالم جهت بررسی بیخطری سه کرم ضددرماتیت آتوپیک و تماسی انتخاب شدند. اندازهگیریها به کمک دستگاهMPA 580 ® Cutometerصورت گرفت و تغییرات رخداده در شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم، رطوبت لایهی شاخی، محتوای ملانین، محتوای هموگلوبین (اریتم) و pH پوست ثبت گردید. این تغییرات در هر یک از متغیرها در سمت مصرف کرم و سمت شاهد، با آزمونهای آماری مقایسه شدند و 05/0P< معنادار تلقی شد.
یافتهها: در مقایسهی انجامگرفته هیچگونه تفاوت آماری معناداری در شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم، محتوای ملانین، محتوای هموگلوبین و pH مشاهده نشد. اختلاف بین تغییر رطوبت لایهی شاخی در سمت مصرف کرمهای Dermalex Repair Eczema، Dermalex Repair Contact Eczema وDermalex Repair Eczema for Babies & Children با سمت شاهد معنادار تلقی گردید و P حاصل بهترتیب برابر 002/0، 001/0 و 013/0 بود که بهدلیل وجود ترکیبات پوشاننده یا جذبکنندهی رطوبت در کرمها بود.
نتیجهگیری: با توجه به آن که پس از استفاده،تغییرات نامطلوبی در شاخصهای بیوفیزیکی پوست ایجاد نشد میتوان هر سه کرم را بی ضرر در نظر گرفت. نتایج خودارزیابی داوطلبین نیز بر ایجاد نشدن عوارض جانبی دلالت داشت.
امیرهوشنگ احسانی، حسین مرتضوی، پدرام نورمحمدپور، ارغوان عزیزپور، سارا رستمی، مریم نسیمی،
دوره 7، شماره 2 - ( تابستان 1395، دورهی 7، شمارهی 2 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آکنه ولگاریس از بیماریهای بسیار شایع پوست است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر روزهداری روی آکنه در بیماران مراجعهکننده به درمانگاه پوست بیمارستان رازی انجام گرفت.
روش اجرا: در این مطالعهی همگروهی آیندهنگر، تعداد 10 نفر (نه نفر زن و یک نفر مرد) روزهدار با آکنه و 10 نفر (نه نفر زن و یک نفر مرد) غیرروزهدار با آکنه در بیمارستان رازی در ماه رمضان مورد بررسی قرار گرفتند و درصد بهبودی آکنه پس از ماه رمضان در آنها بررسی و مقایسه شد.
یافتهها: در این مطالعه مشاهده شد که آکنه در افراد روزهدار 71% و در افراد غیرروزهدار 49% بهبودی داشته و میزان بهبودی افراد روزهدار 4/1 برابر افراد غیرروزهدار بوده است، ولی این اختلاف ازنظر آماری معنیدار نشد (158/0=P). همچنین، مشخص شد که در روزهداران میزان بهبودی افراد با شدت آکنه متفاوت بوده است؛ به این صورت که میانگین بهبودی آکنهی گرید 2 برابر 100%، در گرید 3 برابر 78% و در گرید 4 برابر 35% بود (025/0=P) درصورتی که در افراد غیرروزهدار ارتباطی بین شدت آکنه و میزان بهبودی مشاهده نشد. همچنین، در افراد زیر 24 سال میزان بهبود آکنه در گروه روزهدار 6/1 برابر گروه غیرروزهدار بود و در افراد بالای 24 سال این نسبت 3/1 برابر بود که این اختلاف ازنظر آماری معنیدار شد (011/0=P).
نتیجهگیری: براساس نتایج بهدستآمده در این مطالعه نمیتوان در مورد تأثیر روزهداری روی بهبودی ضایعات آکنه قضاوت کرد. با توجه به اینکه مطالعهی حاضر یک مطالعه با حجم نمونهی کوچک بود، انجام مطالعات با حجم نمونهی بزرگتر توصیه میشود.
علیرضا خاتمی، نوشین رهنما،
دوره 7، شماره 2 - ( تابستان 1395، دورهی 7، شمارهی 2 1395 )
چکیده
قریب ربع قرن از زمانی که گروه پزشکی مبتنی برشواهد (evidence-based medicine [EBM]) آنرا بهعنوان «رویکردی جدید» برای آموزش و پرداختن به (practice) پزشکی بالینی اعلام کردند، میگذرد. این رویکرد جدید که بر ترکیب سه عنصر استفاده از بهترین شواهد حاصل از پژوهش، مهارت بالینی و ارزشها و ترجیحات بیمار استوار بود، در عمل رویکردهای سنتی مبتنی برعلوم پایه و پاتوفیزیولوژی بیماریها را با استفاده از شواهد، اساساً کارآزماییهای بالینی تصادفیشدهی دارای گروه شاهد با کیفیت بالا، در کنار مهارت بالینی و توجه به نیازها و خواستههای بیماران جایگزین کرد. به هر روی EBM نیز مانند سایر رویکردهای به پزشکی بالینی خالی از نقد نبوده و نیست. در این مقاله تلاش مروری اجمالی بر برخی از کاستیهای EBM انجامشده و معرفی کوتاهی از آنچه از آن بهعنوان EBM حقیقی یاد میشود ارائه گردد. راهکارهای نیل به EBM حقیقی نیز مورد بحث قرار میگیرند.
علیرضا فیروز،
دوره 7، شماره 3 - ( دورهی 7، شمارهی 3، پاییز 1395 1395 )
چکیده
همکاران ارجمند و اساتید گرامی
لازم دیدم درخصوص چند مورد که « پوست و زیبایی » با درود فراوان ، به عنوان سردبیر نشری ه ی علمی پژوهشی گمان می کنم برای شما عزیزان نیز درخور توجه باشد، مطالبی را بیان دارم.
دکتر شاهین حمزه لو » نخستین مورد ، اهدای سومین جایز ه ی پژوهشی استاد دکتر یحیی دولتی به جناب آقای (تصویر 1). این جایزه که سالانه به دستیار برتر در پژوهش درماتولوژی در میان دانش آموختگان همان سال اهدا می گردد، شامل لوح تقدی ر و 3 سکه ی بهار آزادی می باشد که با هدف ترغیب دستیاران پوست به انجام فعالی ت های پژوهشی طی دوران تحصیل و براساس نمره ی کسب شده از فعالی ت های پژوهشی در آزمون دانش نامه و با نظر شورای پژوهشی مرکز آموزش و پژوهش بیماری های پوست و جذام دانشگاه علوم پزشکی تهران اهدا می شود
رضا صفدری، علیرضا فیروز، حوریه ماسوریان،
دوره 7، شماره 3 - ( دورهی 7، شمارهی 3، پاییز 1395 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: پسوریازیس بیماری پیچیدهای است با پیامدهای عاطفی و اجتماعی که در تمام مدت زندگی بیمار همراه اوست. این بیماری موجب کاهش کیفیت زندگی فرد نیز میشود که نیازمند مدیریت طولانیمدت است؛ بنابراین علاوهبر درمان مناسب بیماری، استراتژیهای خود مدیریتی به منظور افزایش سلامت بیمار و ارتقا کیفیت زندگی ضروری است. از طرف دیگر برنامههای کاربردی مبتنی بر گوشیهای هوشمند، نحوه تعامل افراد را با مراقبتهای بهداشتی و نظام سلامت تغییر میدهند. این مطالعه با هدف شناسایی مؤلفههای اطلاعاتی و آموزشی برای تهیه برنامهی کاربردی خودمدیریتی پسوریازیس انجام شد.
روش اجرا: در این پژوهش مقطعی، 100 بیمار مبتلا به پسوریازیس و 26 پزشک متخصص پوست که بهطور تصادفی انتخاب شده بودند، داخل شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامهی محققساخته شامل اطلاعات دموگرافیک و بالینی، آموزش و مدیریت سبک زندگی و قابلیتهای برنامه در خودمدیریتی بیماری پسوریازیس بود که روایی آن توسط گروه خبرگان و پایایی پرسشنامهی مزبور ازطریق روش بازآزمون به تأیید رسید.
یافتهها: پس از بررسی میانگین امتیازهای پاسخدهندگان میزان اهمیت بخشهای دموگرافیک و بالینی، آموزش و مدیریت سبک زندگی و قابلیتهای کاربردی برنامهی خودمراقبتی از دیدگاه بیماران بهترتیب 6/80%، 7/85% و 8/88% و از دیدگاه متخصصان بهترتیب 7/83%، 71% و 75% بهدست آمد.
نتیجهگیری: شناسایی مؤلفههای خودمدیریتی از دیدگاه بیماران بهعنوان فردی که بهطور مستقیم درگیر بیماری است و متخصصان پوست بهعنوان صاحب نظران اداره این بیماران در اثربخش و کارآمدنمودن مدیریت خودمراقبتی پسوریازیس مؤثر خواهد بود. بیمارانی که به مزایا و خطرهای برنامهی مدیریت بیماری خود واقف بوده و دارای قدرت اتکای به خود باشند، با تمایل بیشتری برنامهی درمانی تعیینشده توسط پزشک خود را اجرا نموده و با جدیت بیشتری مدیریت بیماری خود را دنبال میکنند.