303 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
نفیسه اسماعیلی، منصوره اخوان، حسین مرتضوی، عباس کریمی،
دوره 4، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: پمفیگوئید تاولی (bullous pemphigoid) یک بیماری اکتسابی خودایمنی با تاولهای زیراپیدرمی است که معمولاً در گروه سنی بالای 60 سال دیده میشود. آمار دقیقی در
ارتباط با بقای این بیماران در ایران در دسترس نیست. این مطالعه بهمنظور بررسی عوامل
خطرساز مؤثر در افزایش مرگومیر بیماران مبتلا به پمفیگوئید تاولی انجام شد.
روش اجرا: در این مطالعهی گذشتهنگر،
66 بیمار پمفیگوئید تاولی مراجعهکننده به بیمارستان رازی از ابتدای سال 1365 تا
انتهای سال 1385 مورد مطالعه قرار گرفتند. سن، جنس، نوع کورتیکوستروئید مورد
استفاده، مدت زمان بستری در بیمارستان، شکل بالینی بیماری، میزان رسوب سلولهای
قرمز (ESR) و بیماریهای همراه جهت
تعیین عوامل خطرساز دخیل در میزان مرگومیر 5 سالهی بیماران مورد بررسی قرار
گرفتند.
یافتهها: در این مطالعه، 47 نفر (71.2 %) از بیماران میزان بقای 5 ساله داشتند. شایعترین بیماریهای زمینهای را بیماریهای
قلبی و عروقی (28.8%)، دیابت (15%) و بیماریهای تنفسی مزمن (9%) تشکیل
میداد. بین سن و بقای 5 ساله ارتباط معنیداری یافت شد، بدینترتیب که بیماران با
سن بالای 70 سال از میزان بقای 5 ساله کمتری برخوردار بودند (P<0.001). ارتباط معنیداری بین جنسیت، نوع کورتیکوستروئید مورد استفاده، شکل
بیماری، مدت زمان بستری، ESR و میزان بقای 5 ساله بیماران بهدست نیامد (P>0.05).
نتیجهگیری: در مطالعهی حاضر ارتباط
معنیداری بین سن و میزان بقای 5 ساله بهدست آمد. با توجه به اینکه در این
مطالعه سایر عوامل ارتباطی با میزان بقای 5 ساله بیماران مبتلا به پمفیگوئید تاولی
نداشتند، انجام مطالعهای بزرگتر و با طراحی مناسب با لحاظکردن عوامل خطرساز
احتمالی دیگر برای تعیین دقیقتر میزان بقای این بیماران توصیه میشود.
عباس مجدآبادی، محمد اباذری،
دوره 4، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه لیپوساکشن یکی
از روشهای پرطرفدار برای حذف چربیهای ناخواسته است. روشهای سنتی لیپوساکشن
دارای معایبی چون باقیماندن نسج جوشگاه (scar)، سوختگی، شلی و افتادگی پوست هستند. با
درنظرگرفتن تقاضای روزافزون برای چربیبرداری و فرمدهی به بدن، بهبود روشهای
سنتی ضروری بهنظر میرسد. لیپولیز لیزری یکی از جدیدترین روشهای عرضهشده برای
حذف چربیهای ناخواسته است. زخم، خونریزی و درد کمتر از مزایای عمده این روش است.
روش اجرا: انتشار و پخش فوتونها
درون بافتهای زنده را میتوان توسط روش مونتکارلو به نحو مناسبی شبیهسازی کرد.
در این مطالعه از روش مونتکارلو برای شبیهسازی جهت انتشار، جذب و پخش فوتونها
داخل بافت استفاده شده است. در این روش از مولد اعداد تصادفی برای تولید، انتشار و
نابودی فوتون استفاده شده است. اثرات طولموج و فلوئنس (انرژی بر واحد سطح) روی
جذب و عمق نفوذ تابش درون بافت چربی مورد بررسی قرار گرفته است.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان میدهند
که با کاهش ضریب جذب مربوط به هر طول موج، عمق نفوذ آن در بافت افزایش مییابد.
مشاهده گردید که بیشترین عمق نفوذ در بافت چربی مربوط به طولموج 920 نانومتر است،
چرا که این طولموج دارای کمترین ضریب جذب در بافت است. همچنین مشاهده شد که با
افزایش توان لیزر عمق نفوذ تابش درون بافت افزایش مییابد. از طرف دیگر با افزایش
شعاع باریکه لیزری عمق نفوذ تابش کاهش مییابد.
نتیجهگیری: روش مونتکارلو روشی مؤثر
برای شبیهسازی انتشار تابش درون بافت است. این روش به نحو مؤثری به شبیهسازی مؤلفههای
فیزیکی تابش درون بافت میپردازد. مطالعهی ما نشاندهندهی این نکته است که برای انجام
لیپولیز مؤثر و ایمن انتخاب مناسب طولموج دارای اهمیت زیادی است.
آناهیتا صادقی، بهروز نوابخش، گیتا شفیعی، مریم اعلاء، محمدباقر لاریجانی، علیرضا فیروز، وجیهه مرصوصی، آزاده سیاریفرد، حمیدرضا آقاییمیبدی،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
علیرغم مراجعهی بالای بیماران مبتلا به هیرسوتیسم و همچنین شیوع بالای سندرم تخمدان پلیکیستیک که یکی از مهمترین علائم آن هیرسوتیسم است، هیچگونه راهنمای مدونی برای پزشکان خانواده بهعنوان خط اول درمان در ایران وجود ندارد. در این راهنما سعی شده است با استفاده از بالاترین سطح شواهد موجود و اجماع صاحبنظران، به راهکارهای عملی بومی برای یکسان و استانداردسازی بیشتر خدمات ارائهشده توسط پزشکان عمومی و پزشکان خانواده دست یابیم.
سامان احمدنصرالهی، حسام علیبخشی، علیرضا فیروز،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
زﻣﻴﻨﻪ و ﻫدف: شامپوها سیستمهای سورفکتانتی هستند که جهت تمیزکردن مو و بدن بهکار میروند. بهطور معمول دو نوع سورفکتانت آنیونی و آمفوتری در فرمولاسیون شامپوها استفاده میشود. این ترکیبات خصوصاً نوع آنیونی میتوانند سبب ایجاد التهاب و خشکی پوست پس از استحمام شوند. بنابراین استفاده از یک روش ساده و سریع جهت تعیین نوع و میزان سورفکتانت بهکاررفته در آنها میتواند در انتخاب یک محصول کارا و با عوارض کمتر به کمک آید. هدف از این مطالعه تعیین غلظت سورفکتانت به کمک روش تیتراسیون پتانسیومتری میباشد.
روش اﺟﺮا: ده عدد انواع شامپو مو و بدن موجود در بازار ایران را انتخاب کرده و به کمک روش تیتراسیون پتانسیومتری و با استفاده از محلول استاندارد، میزان سورفکتانت آنیونی و آمفوتری موجود در هر یک از آنها مورد بررسی قرار گرفت.
ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎ: تمامی فرمولاسیونهای مورد آنالیز دارای هر دو نوع سورفکتانت بودند. تنها در یک مورد و بهدلیل نوع فرمولاسیون، سورفکتانت آمفوتری وجود نداشت.
ﻧﺘﻴﺠﻪﮔﻴﺮی: برای پوستهای ملتهب و خشک میبایست فرمولاسیون دارای درصد سورفکتانت آمفوتری بالاتر را انتخاب نمود، چرا که آنها بر روی پوست ملایمتر عمل میکنند. روش پتانسیومتری که در این مطالعه معرفی شده، یکی از آسانترین راهها جهت تشخیص شامپو مناسب برای بیماران است.
احمد علیپور، حسین زارع، سیدناصر عمادی، حسن عبداللهزاده،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: پسوریازیس یک بیماری مزمن است که باعث بدشکلی و ناتوانیهایی در بیمار میشود. دربارهی مداخلات روانشناختی تأثیرگذار بر این بیماری اطلاعات کمی وجود دارد. هدف این تحقیق بررسی تأثیر درمان شناختی رفتاری گروهی بر علائم جسمانی (شدت، سطح بیماری و میزان خارش) و سلامت روان بیماران پسوریازیس است.
روش اجرا: روش تحقیق نیمهتجربی بهصورت پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه شاهد و دورهی پیگیری است. بیست بیمار پسوریازیس در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. روی ده بیمار پسوریازیس بهعنوان گروه آزمایش درمان شناختی رفتاری گروهی در 12 جلسه اجرا شد. بیماران دو گروه ابزارهای Psoriasis Area Severity Index (PASI) برای ارزیابی شدت پسوریازیس، سلامت عمومی (GHQ) و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به خارش (ItchyQoL) را پر کردند.
یافتهها: نتایج نشان داد که روش درمان شناختی رفتاری گروهی در بهبود علائم جسمانی پسوریازیس (شدت، وسعت و میزان خارش) تأثیری نداشته است، اما این روش درمانی در بهبود وضعیت روانشناختی بیماران تأثیرگذار است. درمان، رفتاری شناختی سلامت عمومی بیماران را بهبود بخشیده است. تفاوت دو گروه در تحلیل کوواریانس چند متغیری برای ابعاد سلامت عمومی شامل اضطراب و بیخوابی (اندازهی اثر: 45/0 و 04/0=P)، افسردگی (اندازهی اثر: 25/0 و 044/0=P)، نشانههای جسمانی (اندازهی اثر: 28/0 و
معناداری: 033/0=P) و کارکرد اجتماعی (اندازهی اثر: 41/0 و معناداری: 03/0=P) معنادار است.
نتیجهگیری: هرچند براساس نتایج درمان شناختی رفتاری بهطور مستقیم تأثیری بر کاهش علائم جسمانی پسوریازیس نداشته، اما تأثیرگذاری این روش بر علائم روانشناختی بیماران بهعنوان نقش میانجی در شروع، تشدید و عود بیماری قابل توجه است.
محمد ابراهیمزاده، حسین حاجیحسینی، فریده دهقانی، پریچهر کفایی، داوود دهقانیاشکذری،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: هیرسوتیسم از علل شایع مراجعهی زنان به کلینیکهای پوست و زیبایی میباشد. استفاده از لیزر در درمان هیرسوتیسم میتواند باعث کاهش موهای ناخواسته فرد شده و طی دو دههی اخیر محبوبیت قابلتوجهی یافته است. مطالعهی حاضر جهت بررسی میزان رضایت بیماران تحت درمان با لیزر دیود، IPL و یا ترکیب این دو انجام شد.
روش اجرا: در این مطالعهی گذشتهنگر بیماران مبتلا به هیرسوتیسم مراجعهکننده به مرکز لیزر یزد از مهرماه 1390 لغایت مهرماه 91 مورد بررسی قرار گرفتند. رضایت بیماران از میزان کاهش مو یک ماه بعد از شروع درمان، یک ماه بعد از اتمام درمان و شش ماه بعد از اتمام درمان بهصورت تلفنی از بیماران پرسیده شد.
یافتهها: میزان رضایت بیماران یک ماه بعد از اتمام درمان با لیزر دیود نسبت به دو روش دیگر بیشتر بود (034/0=P). این میزان یک ماه بعد از شروع درمان و شش ماه بعد از اتمام درمان تفاوتی با هم نداشت. تعداد جلسات لیزر در سه گروه با هم یکسان بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که تفاوت قابلملاحظهای در میزان رضایت بیماران از لیزر دیود، IPL و ترکیب این دو روش 6 ماه بعد از اتمام درمان وجود ندارد.
حنا میرزابیگی، مینا مامیزاده، علی دلپیشه، محمدمهدی صفری، مرتضی منصوریان،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1392 )
چکیده
مقدمه و هدف: اگزما یک بیماری التهابی مزمن شایع در پوست است که موجب کاهش کیفیت زندگی بیماران میشود. هدف از این مطالعه، مقایسهی اثربخشی عسل موضعی همراه با کلدکرم با کلدکرم به تنهایی در درمان اگزمای دست بود.
مواد و روشها: در این کارآزمایی بالینی، 72 بیمار مبتلا به اگزمای دست به 2 گروه مساوی36 نفری تقسیم شدند. برای یک گروه عسل و مخلوط کلدکرم و برای گروه دیگر فقط کلدکرم تجویز شد. بیماران روزی 2 بار به مدت 21 روز بهصورت موضعی دارو را به محل مورد نظر میمالیدند. سپس نتایج بهدستآمده از بهبودی علائم شامل خشکی پوست، قرمزی، خارش و پوستهپوستهشدن بهوسیلهی پزشک و نیز خود بیمار، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج با استفاده از نرمافزار آماری SPSS در سطح معنیداری کمتر از 05/0 تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: در گروه عسل موضعی و کلدکرم 26 نفر (1/36%) ازنظر پزشک بهبود یافتند و 9 نفر (59/12%) بهبود نیافتند، درحالی که در گروه کلدکرم بهتنهایی، 6 نفر (3/8%) ازنظر پزشک بهبود یافتند و 30 نفر (7/41%) بهبودی نیافتند که این اختلاف ازنظر آماری معنیدار بود (001/0>P). در گروه عسل موضعی و کلدکرم 26 نفر (1/36%) احساس بهبودیافتگی و 9 نفر (59/12%) احساس عدم بهبود میکردند، درحالی که در گروه کلدکرم بهتنهایی این فراوانیها بهترتیب 6 نفر (2/8%) و 30 نفر (7/41%) بود و این اختلاف نیز ازنظر آماری معنیداری بود (001/0>P).
بحث و نتیجهگیری: با توجه به تأثیر عسل در درمان اگزما پیشنهاد میشود از عسل طبیعی در کنار سایر روشهای درمانی برای درمان اگزما استفاده شود.
سامان احمدنصرالهی، حورناز حسنزاده، ترانه یزدانپرست، شادی مرامیزنوز، مهدی محیطیاصلی، علیرضا فیروز،
دوره 5، شماره 2 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از فرآوردههای ضدآفتاب یکی از مهمترین روشهای محافظت در برابر نورآفتاب است. ارزیابی بیخطری این محصولات با بررسی میزان حساسیت پوستی برروی داوطلبین انسانی انجام میپذیرد. شاخصهای بیوفیزیکی بهعنوان یک روش سریع و غیرتهاجمی جهت بررسی بیخطری استعمال محصولات آرایشی کاربرد دارد.
روش اجرا: پنج نوع ضدآفتاب موجود در بازار ایران انتخاب گردید و به کمک آزمونهای بیومتری پوست با استفاده از دستگاه MPA 580 Cutometer®، میزان تغییرات رخ داده بر شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم، رطوبت لایهی شاخی، pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین موردبررسی قرارگرفت.
یافتهها: هیچ تفاوت بالینی معنیداری در شاخصهای pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین پوست قبل و بعد از مصرف کرمهای ضدآفتاب مشاهده نشد. تفاوت در شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم و رطوبت لایهی شاخی در برخی ضدآفتابهای موردمطالعه بهدلیل وجود ترکیبات پوشاننده یا جذبکنندهی رطوبت در فرمولاسیون کرم پایه بود.
نتیجهگیری: مصرف ضدآفتابها سبب ایجاد واکنشهای حساسیتی در داوطلبین نگردید و میتوان این محصولات را برای مصرف توصیه نمود.
سیمین شمسی میمندی، رضوان امیری، مهین افلاطونیان، عباس پرداختی،
دوره 5، شماره 2 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک از شایعترین انواع ریزش مو در آقایان میباشد. در حال حاضر تنها داروی موضعی مورد تأیید توسط سازمان غذا و داروی آمریکا برای آلوپسیآندروژنتیک، مینوکسیدیل میباشد. به هر صورت، اثربخشی این دارو به دلیل نفوذ کم پوستی، محدود است. با توجه به اینکه سیستمهای دارورسانی مانند لیپوزومها و نیوزومها اثربخشی بیشتر و عوارض جانبی کمتری دارند، این مطالعه بهمنظور مقایسهی اثربخشی محلول موضعی مینوکسیدیل نیوزومال 2.5% با محلول موضعی متداول مینوکسیدیل %2.5 صورت گرفته است.
روش اجرا: در این کارآزمایی بالینی، تصادفی دارای گروه شاهد دوسوکور، 90 بیمار مذکر که براساس معیارهای Hamilton مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک بودند، وارد مطالعه شدند. بیماران ازنظر پاسخ به درمان براساس ارزیابی پزشک (با درماتوسکوپ) و خودارزیابی بیمار در هر یک از دو گروه به مدت 6 ماه بهصورت ماهانه موردپیگیری قرار گرفتند.
یافتهها: هشتاد و هشت نفر از شرکتکنندگان مطالعه را به پایان رساندند. میانگین تعداد موی افزایشیافته در گروه نیوزومال 28.18±11.00 و در گروه مینوکسیدیل متداول 5.23±14.22 در طول دورهی درمان بود (P<0.001). در ارزیابی میانگین پاسخ به درمان توسط بیمار در گروه نیوزومال 8.72±5.03 و در گروه مینوکسیدیل متداول 3.33±2.67 بود که بهطور معنیداری رضایت بیشتر بیماران را نشان میدهد (P=0.001). دو بیمار در گروه مینوکسیدیل نیوزومال بهدلیل قرمزی و خارش ناشی از مصرف دارو از مطالعه خارج شدند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه، مینوکسیدیل نیوزومال ازنظر آماری بهطور معنیداری باعث پاسخ درمانی بهتری نسبت به محلول متداول مینوکسیدیل شد. بنابراین ممکن است استفاده از این ترکیب جدید دارویی برای درمان آلوپسی آندروژنتیک توصیه میگردد.
حسین مرتضوی، فرید عباسی، مریم کوپائی، نفیسه اسماعیلی،
دوره 5، شماره 2 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: پمفیگوسولگاریس بهعنوان شایعترین شکل بیماری خودایمنی پمفیگوس بهشمار میرود. تهیهی نمونهی خون بهمنظور تشخیص بیماری، با دشواریهایی همراه است، درحالی که نمونهگیری از بزاق بسیار آسانتر میباشد. شناخت روشهای ارجح تشخیصی و پایش فعالیت بیماری، به تسریع تشخیص، درمان بهتر، کاهش هزینههای درمانی، ارتقای کیفیت درمان و کاهش مرگ و ناتوانی ناشی از بیماری خواهد شد. هدف از مطالعهی حاضر، بررسی حساسیت ELISA در تشخیص اتوآنتیبادیهای anti-DSG1 و anti-DSG3 در بزاق و سرم بیماران مبتلا به پمفیگوسولگاریس میباشد.
روش اجرا: در این مطالعهی مورد ـ شاهدی، 40 بیمار مبتلا به پمفیگوسولگاریس مراجعهکننده به بیمارستان رازی که تشخیص بیماری آنها ازطریق بررسی آسیبشناسی و انجام ایمونوفلوئورسانس مستقیم به اثبات رسیده بود، بهعنوان گروه بیمار و 40 فرد سالم بهعنوان گروه شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. نمونهی بزاق غیرتحریکی با روش تفکردن (Spitting) به همراه نمونهی سرم از هر دو گروه تهیه شد. اطلاعات دموگرافیک، شدت بیماری و فنوتیپ بیماری در پرسشنامههایی که به این منظور تدوین شده بود، ثبت گردید. تست ELISAی DSG1 و DSG3 برروی نمونههای سرم و بزاق هر دو گروه انجام شد.
یافتهها: سن متوسط بیماران 43.37±11.94 با دامنهی 26 تا 71 سال بود. ELISAی DSG1 بزاق در 17 بیمار (حساسیت 42.5%) و ELISAی DSG1 سرم در 36 بیمار (حساسیت 90%) مثبت گزارش گردید. همچنین ELISAی DSG3 بزاق، در 24 بیمار (حساسیت 60%) و ELISAی DSG3 سرم در 34 بیمار (حساسیت 85%) مثبت بود.
نتیجهگیری: اگرچه حساسیت سرم در تشخیص اتوآنتیبادیهای پمفیگوسولگاریس نسبت به بزاق بیشتر است، اما از بزاق میتوان بهعنوان یک بیومارکر مناسب جهت تعیین سطوح آنتیبادیها و پایش فعالیت بیماری استفاده نمود.
پدرام نورمحمدپور، امیرهوشنگ احسانی، کامبیز کامیاب، بیتا ساقی، حسن صیرفی، علی صادقی نیا، فاطمه غلامعلی،
دوره 5، شماره 2 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به رواج روزافزون خالکوبیهای زیبایی، خصوصاً در کشورهای جهان سوم و خصوصاً در بین خانمها و احتمال ایجاد ضایعات بهدلیل ایجاد واکنشهای ایمنی برروی نواحی خالکوبیشده و همچنین ارتباط احتمالی آن با ابتلا به سارکوئیدوز در آینده، مطالعهی حاضر با هدف بررسی ارتباط بین علائم بالینی و جنسیت افراد با گرانولوم ناشی از خالکوبی در بین سایر انواع ضایعات گرانولوماتوز غیرعفونی انجام شد.
روش اجرا: این مطالعه بهصورت مقطعی گذشتهنگر از ابتدای سال 1386 تا پایان سال 1390 در مبتلایان به انواع ضایعات گرانولوماتوز غیرعفونی براساس تشخیص نهایی آسیبشناسی که به درمانگاه بیمارستان رازی مراجعه کردهاند، انجام شد.
یافتهها: درکل 1099 بیمار وارد طرح شدند. شایعترین گرانولوم غیرعفونی یافتشده، گرانولوم جسم خارجی با 511 مورد (46.4%) و پس از آن گرانولوم ناشی از خالکوبی با 102 مورد (9.3%) بود. تمام بیماران با گرانولوم ناشی از خالکوبی، خانمهای با سن 40 تا 60 سال و با میانگین سنی 43.09 و انحراف معیار 8.57 سال بودند. 96.1% از این بیماران، دارای ضایعات پوستی در صورت خود بودند. 26 مورد (25%) از ضایعات گرانولوم ناشی از خالکوبی با نمای گرانولوم سارکوئیدال و 1 مورد (1%) با نمای گرانولوم کازئوز مشاهده شدند. غالب ضایعات این بیماران بهصورت پاپول (32.35%) و پلاک (24.51%) گزارش شدند.
نتیجهگیری: گرانولوم ناشی از خالکوبی دومین گرانولوم شایع غیرعفونی بهشمار میرود و تقریباً در 25% موارد نمای سارکوئیدال دارد. با توجه به ارتباط احتمالی گرانولوم سارکوئیدال با بروز اسکار سارکوئیدوز و نیز سارکوئیدوز سیستمیک بررسی تمام موارد واکنش به خالکوبی از لحاظ آسیبشناسی منطقی بهنظر میرسد.
اطهر معین، مهران حیدری سراج،
دوره 5، شماره 2 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: فدراسیون جهانی آموزش پزشکی با تدوین استانداردهای آموزش پزشکی به دانشگاههای علوم پزشکی توصیه کرده است که در آموزش و فرآیند یاددهی ـ یادگیری دانشجویان را در بهعهدهگرفتن فعال مسئولیت برای یادگیری خود تشویق نمایند و آنها را برای یادگیری مادامالعمر آماده سازند. هدف از این مطالعه، مقایسهی اثربخشی مشارکت دانشجویی در فرآیند یاددهی ـ یادگیری درس پوست به دو شیوهی بحث گروهی و سخنرانی از دیدگاه دانشجویان بوده است.
روش اجرا: این مطالعهی توصیفی ـ مقطعی بین سالهای 1390 تا 1392 طی 19 دورهی ماهیانهی ارائهی واحد پوست به دانشجویان پزشکی (هر دوره 5 تا 7 نفر) انجام گرفته است. در هر دوره، 16 جلسهی 2 ساعتهی تئوری، برنامهریزی شده است. تدریس 4 جلسهی اول توسط اساتید و 12 جلسهی بعد توسط مشارکت فعال دانشجویی تحت نظارت اساتید بهصورت 6 جلسه بحث گروهی و 6 جلسه سخنرانی بوده است و در پایان هر دوره توسط پرسشنامه، دیدگاه دانشجویان راجع به اثربخشی دو شیوهی فوق مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از 102 دانشجوی شرکت کننده در این مطالعه 94 نفر (62.15%) بحث گروهی، 2 نفر (1.96%) سخنرانی و 5 نفر (4.9%) هر دو روش را مفید دانسته و 1 نفر (0.98%) هیچکدام از این دو روش را مفید ندانسته است. علل ارجحیت بحث گروهی بهترتیب اولویت عبارت بودند از: انجام پیشمطالعه و آمادگی ذهنی، مشارکت کلّیهی دانشجویان، یادگیری در سطح بالاتر و ماندگاری بهتر مطالب در ذهن، بیان نکات مهم توسط استاد، تکرار مطالب، نشاط و عدم کسالت در بحث گروهی.
نتیجهگیری: بحث گروهی یک روش ارزشمند در فرآیند یاددهی ـ یاد گیری با مشارکت فعّال و پویای دانشجویان است که باعث یادگیری مستقل و فهم عمیق مطالب درسی، توجّه بیشتر به نکات کلیدی و ایجاد محیطی با نشاط در آموزش میگردد. از این روش جهت ارتقای آموزش پزشکی در گروههای آموزشی دیگر نیز میتوان استفاده کرد.
فاطمه ولیپوری گودرزی، جواد حدادنیا، مریم هاشمیان،
دوره 5، شماره 2 - ( 5-1393 )
چکیده
زﻣﻴﻨﻪ و ﻫﺪف: سرطان پوست شایعترین نوع سرطان بوده و 75% کل موارد سرطان را در جهان تشکیل میدهد. ملانوم بدخیم، تهاجمیترین نوع سرطان پوست است که بسیار بدخیم و کشنده است. هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی الگوی حرارتی تصاویر فروسرخ در افتراق ضایعات خوشخیم و بدخیم پوستی بود.
روش اﺟﺮا: مطالعهی حاضر برروی 120 نفر (60 نفر زن و 60 نفر مرد) دارای ضایعهی مشکوک به ملانوم بدخیم صورت گرفت و تشخیص نوع ضایعه (خوشخیمی یا بدخیمی) براساس الگوی حرارتی و با استفاده از روش کلاستربندی Fuzzy C-Means (FCM) انجام شد. در این تصویربرداری، تفاوت در پاسخهای حرارتی بین بافت سالم و ضایعه مقایسه و دادههای بهدستآمده با نتایج بیوپسی مقایسه شد.
ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎ: در 120 نمونهی مورد مطالعه، 3 مورد سرطان پوست (2 مرد و 1 زن) وجود داشت که با الگوی حرارتی تصاویر فروسرخ نیز قابل شناسایی بودند.
ﻧﺘﻴﺠﻪﮔﻴﺮی: در حال حاضر روشهای جدیدی برای تشخیص سرطان پوست بهویژه ابزارهای تشخیصی غیرتهاجمی، در آزمایشگاههای متعدد کشف شده است. روش ارائهشده در این مقاله بهعنوان یک روش غیرتهاجمی و مقرونبهصرفه برای تشخیص سرطان پوست مورد توجه قرار میگیرد.
آمنه یزدانفر ، محسن رجبی، رضا حدودی، کیوان رزاقی، رمضان کلوندی ، مهسا سالکی،
دوره 5، شماره 3 - ( 8-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: زگیل از بیماریهای ویروسی شایع پوست است که توسط ویروس پاپیلوم انسانی ایجاد شده و هزینههای بهداشتی، درمانی و زیبایی بالایی را در جامعه به خود اختصاص میدهد. فرفیون گیاهی است یکساله، متعلق به تیرهی افوربیا که دارای هفتاد گونهی علفی و درختچهای است. همهی این گیاهان دارای شیرابه بوده و دارای ارزش دارویی هستند. این گیاهان حاوی مواد ضد ویروسی و ضد توموری بوده و 10 گونهی آن توسط طبیبان سنتی برای درمان زخمها، تومورها، زگیلها و برخی بیماریهای دیگر استفاده میشود. در این مطالعه، اثر شیرابهی گیاه فرفیون برروی زگیل معمولی پوست و مقایسهی آن با درمان شیمیایی موردنظر بود.
روش اجرا: شیرابهی فرفیون از منطقهی دهگلان از توابع استان کردستان تهیه و بهصورت موضعی استفاده گردید. محلول شیمیایی که حاوی 7/16 گرم سالیسیلیکاسید، 7/16 گرم لاکتیکاسید و 6/66 گرم کلودیون بود، از داروخانهی بهزیستی همدان تهیه و توسط داروخانه تحویل داده شد. آزمایش در قالب یک کارآزمایی بالینی دوسویه کور در بیمارستان فرشچیان همدان برروی 88 نفر انجام گرفت که 44 نفر با درمان گیاهی و 44 نفر با درمان کراتولیتیک معمول روزی 2 بار بهمدت حداکثر 8 هفته مورد درمان قرار گرفتند.
یافتهها: بعد از 8 هفته هر دو گروه 100% کاهش ضایعات را نشان دادند. میانگینانحرافمعیار زمان بهبودی در گروه تحت درمان با شیرابهی فرفیون 4/15/4 هفته و در گروه درمان استاندارد 6/11/5 هفته بود. در هیچکدام از این موارد اختلاف آماری معنیداری بین 2 گروه درمان وجود نداشت (05/0P>). هیچگونه عارضهی جانبی نیز توسط افراد تحت مطالعه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که شیرابهی گیاه فرفیون در درمان زگیل مؤثر است. البته تفاوت تأثیر درمان معمول نسبت به داروی گیاهی ازنظر آماری معنیدار نبود. براساس نتایج این مطالعه، شیرابهی این گیاه میتواند بهعنوان درمان مکمل یا جایگزین درمان استاندارد در مبتلایان به زگیل معمولی استفاده شود.
سامان احمدنصراللهی، حورناز حسنزاده، ترانه یزدانپرست، سمیه یدنگی، شادی مرامیزنوز، مهدی محیطیاصلی، علیرضا فیروز،
دوره 5، شماره 3 - ( 8-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از فرآوردههای مرطوبکننده یکی از مهمترین روشهای محافظت در برابر خشکی پوست است. ارزیابی بیخطری این محصولات با بررسی میزان حساسیت پوستی برروی داوطلبین انسانی انجام میپذیرد. شاخصهای بیوفیزیکی بهعنوان یک روش سریع و غیرتهاجمی جهت بررسی بیخطری استعمال محصولات آرایشی کاربرد دارد.
روش اجرا: دو نوع مرطوبکنندهی موجود در بازار ایران انتخاب شد و به کمک آزمونهای بیومتری پوست با استفاده از دستگاه Cutometer® MPA 580، میزان تغییرات رخداده بر شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم، رطوبت لایهی شاخی، pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: تفاوت معنیداری در شاخصهای میزان تبخیر آب از اپیدرم، pH، محتوای ملانین و محتوای هموگلوبین پوست قبل و بعد از مصرف کرمهای مرطوبکننده مشاهده نشد. در مقایسه با ناحیهی شاهد، افزایش رطوبت لایهی شاخی در کرم Neu Derm Renutrive Honey Shea از 09/0 به 39/0 و در کرم Neu Derm Optimal Hydrosenseاز 23/0 به 48/0 مشاهده شد (001/0P).
نتیجهگیری: استعمال مرطوبکنندههای موردبررسی واکنشهای حساسیتی در داوطلبین ایجاد نکرده، بنابراین میتوان مصرف این محصولات را بیخطر دانست. تفاوت در شاخص رطوبت لایهی شاخی در مرطوبکنندههای موردمطالعه بهدلیل وجود جذبکنندهی رطوبت در فرمولاسیون کرم بود.
نسرین حمیدیزاده، لادن دستغیب، سارا رنجبر، فرهاد هنجنی ، پیمان جعفری،
دوره 5، شماره 3 - ( 8-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: پتیریازیسورسیکالر یک عفونت قارچی سطحی پوست است که توسط گونههای مختلف مالاسزیا ایجاد میشود و در مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری رایج است. درمانهای مختلفی ازجمله شامپو کتوکونازول 2% در درمان این بیماری مؤثر میباشد. در این مطالعه تأثیر شامپوی اکتوپیروکس 1% در مقایسه با شامپوی کتوکونازول 2% در بهبود این بیماری بررسی شده است.
روش اجرا: تعداد 42 بیمار در این مطالعه شرکت کردند که 25 نفر از این بیماران از شامپوی اکتوپیروکس 1% و17 نفر از شامپوی کتوکونازول 2%، بهمدت 5 دقیقه در حمام پس از شستوشو روزانه بهمدت سه هفته استفاده کردند. مقایسهی دو درمان براساس تست KOH و بررسی علائم بالینی انجام گردید.
یافتهها: بهبودی 7/64% پس از استفاده از شامپوی بدن کتوکونازول 2% و 44% پس از استفاده از شامپوی بدن اکتوپیروکس 1% مشاهده گردید که براساس آزمون مربع کای این اختلاف معنیدار نیست (187/0=P). ضمناً پس از بهبودی نیز هر دو شامپو در برطرفکردن علائم موثر بودهاند با این تفاوت که شامپوی کتوکونازول 2% در ازبینبردن هیپرپیگمانتاسیون و قرمزی مؤثرتر از شامپوی اکتوپیروکس 2% بوده است. همچنین عارضهی جانبی نیز پس از استفاده از هیچ یک از دو شامپو مشاهده نشد.
نتیجهگیری: شامپوهای کتوکونازول 2% و اکتوپیروکس 1% بدون عوارض جانبی در درمان پتیریازیسورسیکالر مؤثر هستند.
محمد ابراهیمزاده اردکانی، محمد اخوان تفتی، نجمه دهقانیزاده،
دوره 5، شماره 3 - ( 8-1393 )
چکیده
توانایی انتشار به ارگانهای داخلی را دارد و میتواند منجر به مرگ شود. هدف از انجام این مطالعه، بررسی میزان بقای بیماران مبتلا به ملانوم بدخیم برحسب سن، جنس، تعداد میتوز، ضخامت تومور، میزان ارتشاح لنفوسیت، محل تومور و مرحله میباشد.
روش اجرا: مطالعهی حاضر یک مطالعهای توصیفی ـ تحلیلی است که روی دادههای 61 بیمار مبتلا به ملانوم بدخیم ثبتشده در آزمایشگاه آسیبشناسی بیمارستان شهید صدوقی یزد انجام شد. ابزار مطالعه پرسشنامه بود و اطلاعات پرسشنامه با تماس تلفنی، بررسی اسلاید آسیبشناسی و پروندهی بیماران تکمیل شد.
یافتهها: میانگین مدت بقای بیماران موردمطالعه 12/6±09/61 ماه بهدست آمد. میانگین سنی افراد موردمطالعه 6±9/67 سال با محدودهی سنی 18 تا 89 سال بود. بیشترین میزان بقا مربوط به مرحلهی I و کمترین میزان بقا مربوط به مراحل IV و III بود. بیشترین میزان بقا مربوط به ملانوم تنه، سر و گردن و کمترین میزان بقا مربوط به ملانوم اندامها بود. در این مطالعه مدت بقا ارتباط معناداری با مرحله (033/0=P) و محل تومور (0421/0=P) داشت.
نتیجهگیری: بقای بیماران مبتلا به ملانوم بدخیم در یزد ارتباط معناداری با مرحله و محل تومور داشت ولی با تعداد میتوز، جنس، سن، عمق تومور و ارتشاح لنفوسیتها این ارتباط معنادار نشد.
لیدا بهرامی، حمزه احمدیان، غلامرضا عشقی،
دوره 5، شماره 3 - ( 8-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: ویتیلیگو یک بیماری شایع پوست است و به نظر میرسد شناخت و مبارزه با پیامدهای اجتماعی و روانی آن حائز اهمیت باشد. بنابراین مطالعهای با هدف بررسی رابطهی بین ادراک بیماری با افسردگی و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به ویتیلیگو مراجعهکننده به درمانگاه پوست بیمارستان فرشچیان شهر همدان انجام شد.
روش اجرا: این پژوهش مقطعی روی مبتلا به ویتیلیگو مراجعهکننده به درمانگاه پوست بیمارستان فرشچیان شهر همدان در سال 1393 بود. نمونهی پژوهش شامل 100 بیمار (32 بیمار مرد و 68 بیمار زن) مبتلا به ویتیلیگو بود که بهروش نمونهگیری آسان، داخل مطالعه شدند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامهی تجدیدنظرشدهی ادراک بیماری (IPQ-R)، پرسشنامهی کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت فرم کوتاه (WHOQOL-BREF) و ویرایش دوم پرسشنامهی افسردگی Beck (BDI-II) بود. دادهها ازطریق تحلیل همبستگی پیرسون تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که ادراک بیماری، ارتباط معنیداری با افسردگی و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به ویتیلیگو دارد. براساس این یافتهها، بیماران مرد و زن مبتلا به ویتیلیگو در ادراک مثبت و منفی از بیماری تفاوت معنیداری با یکدیگر دارند (بهترتیب 031/0P= و 002/0P=). همچنین بیماران مرد و زن مبتلا به ویتیلیگو در یکی از ابعاد کیفیت زندگی(سلامت محیط) تفاوت معنیداری با یکدیگر دارند (031/0P=).
نتیجهگیری: توصیه میشود ارزیابی کیفیت زندگی و افسردگی در بیماران مبتلا به ویتیلیگو جهت بررسی مشکلات ناشی از بیماری بر زندگی آنها انجام گیرد.
زهرا حلاجی، علیرضا خاتمی، رضا رباطی، حسن صیرفی، علیرضا فیروز، وحیده لاجوردی، زهره مظفری، پروین منصوری، پدرام مهریان، منصور نصیریکاشانی،
دوره 6، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
کهیر از بیماریهای شایع و چالشبرانگیزی است که تشخیص و درمان آن تنها به رشتهی تخصصی بیماریهای پوست محدود نمیشود. پزشکان عمومی، متخصصان آلرژی و ایمونولوژی بالینی نیز بهطور شایعی با موارد این بیماری مواجه شده و درگیر تشخیص، درمان و پیشگیری از عود آن میشوند. با توجه به رسالت انجمن متخصصین پوست ایران در ارائهی راهبردهایی برای ادارهی هرچه بهتر بیماران مبتلا به بیماریهای پوستی، این انجمن با تشکیل کارگروهی نسبت به بررسی شواهد و دستورالعملهای موجود مرتبط و بهدنبال آن تدوین راهنمای بالینی عملی تشخیص و درمان کهیر در ایران اقدام کرد.
فرشته عثمانی، ابراهیم حاجیزاده، پروین منصوری،
دوره 6، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: پسوریازیس یک بیماری التهابی چند عاملی (multifactorial) مرتبط با سیستم ایمنی است که با تسریع رشد سلولهای پوست مشخص میشود. پسوریازیس ممکن است به دفعات برای فرد اتفاق بیفتد، لذا در دستهی رخدادهای بازگشتی قرار میگیرد. این مطالعه بهمنظور بررسی گروهی از عوامل خطرساز در مبتلایان به پسوریازیس و ثابتبودن نرخ عود بیماری در فصلهای مختلف سال انجام شد.
روش اجرا: با مرور پروندهی مبتلایان به پسوریازیس که از ابتدای سال 1385 تا ابتدای سال 1393 در بخش پوست بیمارستان امام خمینی تهران بستری شده بودند، 160 بیمار که عود منجر به بستری داشتند مورد مطالعه قرار گرفتند. سپس با برازش (fit) مدل نرخ با ضرایب وابسته ـ زمان با استفاده از نسخهی 1/3 نرمافزار R، عوامل خطرساز عود بیماری شناسایی و همچنین در فصلهای مختلف سال روی عود پسوریازیس مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: این تحقیق نشان داد که در فصل زمستان نرخ بروز عود پسوریازیس افزایش پیدا کرده و نسبت به فصل بهار که کمترین نرخ عود را دارد، به حداکثر (2/7 برابر) میرسد و با معتدلشدن آب و هوا در فصل بهار و تابستان روندی نزولی دارد. همچنین مشخص شد، عود پسوریازیس در فصول مختلف سال بهصورت معناداری متفاوت میباشد (01/0P<). علاوهبر آن شنان داده شد ابتلا به عفونت، تنش روانی (stress)، سابقهی خانوادگی مثبت، هیپوکلسمی خون، تعداد گلبولهای سفید و تغییرات دمایی در عود بیماری پسوریازیس مؤثر هستند (05/0P<).
نتیجهگیری: فصل سال روی نرخ عود پسوریازیس تأثیرگذار بوده و عود این بیماری در زمستان 2/7 برابر شایعتر از عود آن در بهار است.