303 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
امیرهوشنگ احسانی، محبوبه ساداتحسینی، زهرا حلاجی، امیررضا حنیفنیا، معصومه روحانینسب،
دوره 3، شماره 3 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: پوستولوز کف دست و پا بیماری پوستی پوستولی مزمن و محدود به کف دست و پا میباشد که مشخصهی آن مقاومت به درمان و میزان بالای عود است. درمانهای مختلفی با اثربخشی متفاوت در درمان این بیماری بهکار رفته است. هدف این مطالعه بررسی اثربخشی bath PUVA بهعنوان یک روش درمانی کمعارضه در کنترل پوستولوز کف دست و پا است.
روش اجرا: در این مطالعهی گذشتهنگر، بیماران پوستولوز کف دست و پا مراجعهکننده به کلینیک اشعهی بیمارستان رازی طی سالهای 1384 تا 1388 که تحت درمان با bath PUVA local قرار گرفته بودند ازنظر میزان بهبودی بررسی شدند. یافتهها با آزمونهای آماری مربع کای و آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: 95 بیمار با میانگین سنی 44.17 بررسی شدند. از کل بیماران 49.5% مرد و 50.5% زن بودند. میانگین تعداد جلسات درمان 20.9±42.5 جلسه و میانگین (±انحراف معیار) مقدار تجمعی اشعه J/cm24/203± 8/251 بود که 16.8% پاسخ درمانی بسیارخوب، 35.8% پاسخ درمانی خوب، 29.5% پاسخ درمانی متوسط، 9.5% بیماران پاسخ به درمان ضعیف و در 8.4% بیماران شکست کامل درمان مشاهده شد. مقدار تجمعی اشعه در بیمارانی با پاسخ درمانی بسیار خوب بهطور معنیداری بیش از سایر بیماران بود (P=0.016). تعداد جلسات درمانی نیز در این افراد بهطور معنیداری بیش از سایر بیماران بود (P<0.05)بیستدرصد بیماران بهعلت عوارض درمان از مطالعه خارج شدند که در همه موارد با قطع درمان عوارض بهبود یافتند و عارضهی طولانیمدت مشاهده نشد.
نتیجهگیری: این نتایج نشان میدهد local bath PUVA در درمان پوستولوز کف دست و پا روش مؤثر و کمعارضهای میباشد.
ایمان احراری، لادن دستغیب، زهرا قاضی، مریمالسادات ساداتی،
دوره 3، شماره 3 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: تینهآ کاپیتیس یکی از شایعترین عفونتهای قارچی پوستی است. اگرچه پیشرفت در داروها و وضعیت بهداشتی از شیوع آن کاسته است، اما همچنان در کشور ما به خصوص در نواحی روستایی شایع میباشد. هدف از این مطالعه توصیف فراوانی عوارض کریون بود.
روش اجرا: 18 بیمار مبتلا به کریون بستریشده در بیمارستان طی یک دورهی 10 ساله مجدداً معاینه شدند و براساس پروندهی پزشکی، اطلاعات مربوط به بیماران تکمیل شد.
یافتهها: 61.1% از بیماران کمتر از 10 سال و 77.7% مذکر بودند. متوسط دورهی بیماری تا شروع درمان 16.9 روز بود. میزان اسکار و آلوپسی در تمام گروهها یکسان بود و همهی بیماران دچار اسکار شده بودند. 2 بیمار دچار انزوای اجتماعی در اثر این عوارض شدند. داروهای مختلف اثری در بروز عوارض نداشت و اسکار در همهی گروهها روی داد.
نتیجهگیری: میزان عوارض بهجامانده، رابطهای با عوامل مختلف نظیر نوع دارو و زمان شروع بیماری تا درمان نداشت و آلوپسی در همهی بیماران روی داد. نیاز به تحقیقات بیشتر در درمان بیماران برای جلوگیری از عوارض همچنان احساس میشود.
حسن بنیاسدی،
دوره 3، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف عمده افراد از جراحی زیبایی بینی، دستیابی به بینی است که تصور میکنند با چهرهشان هماهنگی بیشتری دارد تا از این طریق به تصویر مطلوبتری از تن خود برسند. این تحقیق به بررسی تأثیر جراحی زیبایی بینی بر تصویر تن زنان میپردازد.
روش کار: تعداد 30 نفر از زنانی که به مطبهای خصوصی پزشکان جهت جراحی زیباسازی بینی مراجعه کرده بودند، انتخاب شدند. برای اندازهگیری تصویر تن زنان از پرسشنامه چند وجهی مناسبات خود ـ جسمی که توسط Cash ساخته شده، استفاده گردید. این پرسشنامه قبل از جراحی و مجدداً پنچ ماه بعد از جراحی توسط زنان تکمیل شد.
یافتهها: تحلیل دادهها با استفاده از آزمون t زوجی نشان داد که جراحی زیباسازی بینی موجب افزایش معناداری میزان رضایت زنان از تصویر ذهنی کل تن و تصویر بینی میشود (بهترتیب 0.0001=P و P<0.0001).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که جراحی زیباسازی بینی موجب افزایش میزان رضایت زنان از تصویر ذهنی که در مورد تنشان دارند میگردد و باعث میشود که فرد از تصویر بینی و تن خود رضایت بیشتری داشته باشد.
حمیده هریزچی قدیم، شهلا بابایینژاد، بدرالسادات رهنما، مرتضی قوجازاده، مسعود شیخنوهسی،
دوره 3، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: آکنه وولگاریس یک بیماری شایع در دوران نوجوانی است که به دلیل بروز مشکلات ظاهری بیمار درمانهای موضعی و سیستمیک متنوعی برای آن استفاده میشود. در مطالعهی اخیر میزان اثربخشی ژل ایزوترتینوئین 0.05% در برابر محلول کلیندامایسین 1% در درمان آکنه مورد مقایسه قرار گرفته است.
روش اجرا: در این کارآزمایی بالینی تصادفی، 60 بیمار مبتلا به آکنه وولگاریس خفیف تا متوسط انتخاب و بهصورت تصادفی به دو گروه 30 نفره تقسیم شدند. برای گروه اول ژل ایزوترتینوئین 0.05% هر شب و برای گروه دوم محلول کلیندامایسین 1% موضعی روزی دو بار تجویز شد. پیگیری بیماران به صورت ماهانه و تا 3 ماه ادامه داشت).
یافتهها: کاهش میانگین تعداد کل ضایعات بعد از درمان در هر دو گروه از لحاظ آماری معنیدار بود (P<0.001). تفاوت میانگین اندکس شدت آکنه بعد از درمان به لحاظ آماری در هر دو گروه معنیدار بوده است (P<0.001)، اما میزان رضایتمندی بیماران در گروه تحت درمان با کلیندامایسین بیشتر بود (P<0.001).
نتیجهگیری: کاهش تعداد کل ضایعات و اندکس شدت آکنه در هر دو گروه درمانی معنیداری بود، ولی با در نظر گرفتن عوارض اندک و رضایتمندی بیشتر بیماران، ترجیحاً میتوان محلول کلیندامایسین 1% را در درمان ضایعات پاپولوپوستولر آکنه توصیه نمود.
پوران لایق، زری جاویدی، پروین لایق، بیتا کیافر، صابر شجاعی نوری، اکرم مؤمنزاده،
دوره 3، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: پرمویی (hirsutism) عبارت است از افزایش رشد موها با الگوی مردانه که حدود 10% زنان را مبتلا میکند. هدف این مطالعه، مقایسهی سطح تستوسترون آزاد در بزاق و سرم افراد مبتلا به هیرسوتیسم با سطح بزاقی و سرمی این هورمون در افراد سالم بود.
روش اجرا: در این مطالعهی مورد شاهدی، 30 زن مبتلا به هیرسوتیسم در سنین باروری به همراه 10 شاهد سالم مورد بررسی قرار گرفتند. برای هر فرد، پرسشنامهای حاوی اطلاعات دموگرافیک و بالینی ـ آزمایشگاهی پر شد. هورمونهای تستوسترون تام، آزاد و اندکس آندروژن آزاد در بزاق و سرم به روش رادیوایمونواسی اندازهگیری شدند و دادههای حاصل جمعآوری و با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 11.5 توصیف و تحلیل شدند. سطح معنیداری برابر 0.05 در نظر گرفته شد.
یافتهها: بین هیچ یک از موارد سطح تستوسترون آزاد سرم و بزاق، اندکس آندروژن آزاد سرم و بزاق، اندکس آندروژن آزاد و تستوسترون آزاد ارتباط معنیداری یافت نشد. همچنین بین شدت هیرسوتیسم براساس معیار فریمن گالوی با سطح بزاقی و سرمی تستوسترون ارتباطی پیدا نشد، درحالی که بین شدت هیرسوتیسم با اندکس آندروژن آزاد (P<0.001) و سطح سرمی تستوسترون تام این رابطه معنیدار بودند (r=0.01, P<0.05). میانگین سطح تام تستوسترون سرم بین دو گروه بهطور معنیداری متفاوت بود (P<0.05).
نتیجهگیری: در این بررسی بین تستوسترون آزاد بزاق و تستوسترون آزاد سرم با روش رادیوایمونواسی ارتباط معنیداری دیده نشد. بنابراین به نظر میرسد این روش بهعنوان یک جایگزین مناسب برای ارزیابی سرمی این هورمون نباشد.
اکرم انصار، مریم تمیمی، لیلا موسوی، سعادت ترابیان،
دوره 3، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: کارسینوم سلول بازال شایعترین سرطان است. شیوع این تومور طی دهههای اخیر افزایش یافته است. برداشت کامل درمان استاندارد آن است، هرچند که همچنان احتمال عود براساس خصوصیات بالینی تومور وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی توزیع دموگرافیک و فراوانی آزادبودن بافتشناسی حاشیهی برداشت جراحی کارسینوم سلول بازال بود.
روش اجرا: در ضایعات مشکوک به کارسینوم سلول بازال که در اتاق عمل پوست بیمارستان فرشچیان همدان به صورت جراحی الیپتیکال با حاشیهی 5 میلیمتری از پوست سالم برداشته شدند،متغیرهای زیر بررسی شد: سن، جنس، محل آناتومیک، دورهی بیماری، تشخیص اولیهی بالینی، نوع بافتشناسی و درگیربودن حاشیهی جراحی با سلولهای تومورال.
یافتهها: در مجموع 125 ضایعه در 115 بیمار بررسی شدند که 70 نفر از آنان مرد و 45 نفر زن بودند. دامنهی سنی بیماران از 32 تا 93 سال با میانگین 64.4 سال بود. بیش از 96% ضایعات برروی سر و گردن قرار داشتند. نوع بافتشناسی ندولر در 61% ضایعات دیده شد. در کل 20% ضایعات بهطور ناکامل برداشته شده بود. عوامل مؤثر برروی برداشت ناکامل شامل سن بالا و محل آناتومیک (گوشها و اطراف چشم) بود، اما جنس، نوع بافتشناسی، تشخیص اولیهی بالینی و طول بیماری رابطهی معناداری با برداشت ناکامل نداشت. تشخیص بالینی تقریباً همیشه با بررسی بافتشناسی مطابقت داشت.
نتیجهگیری: برای اجتناب از جراحیهای مکرر و احتمال ناکاملبودن جراحی در مناطق پرخطر به ویژه در سالمندان لازم است کارسینوم سلول بازال با حاشیهی وسیع یا به روش Mohs برداشته شود.
نفیسه اسماعیلی، امیرهوشنگ احسانی، مهدی محسنی بدلآبادی، کامبیز کامیاب، عباس کریمی،
دوره 3، شماره 4 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: پاراپسوریازیس نوعی درماتوز مزمن ایدیوپاتیک نادر میباشد
که با پلاکهای گرد یا بیضوی، قرمز و پوستهریزیدهنده و خارشدار در اندامها و تنه تظاهر مییابد و به لحاظ
اندازه ضایعات به دو نوع با پلاک کوچک و با پلاک بزرگ تقسیم میشود. شناخت وضعیت
دموگرافیک بیماری در اطلاع داشتن از گروههای در معرض خطر بیشتر که مستعد لنفومهای پوستی با مرگومیر
بالا هستند، میتواند به تخصیص صحیح خدمات سلامت کمک کند.
روش اجرا: در این مطالعهی مقطعی گذشتهنگر، بیماران مبتلا به پاراپسوریازیس
مراجعهکننده به بیمارستان رازی در بین فرودین 82 تا اسفند 88، مورد بررسی قرار گرفتند. در این
مطالعه 320 بیمار مبتلا برای متغیرهایی نظیر سن، جنس، محل سکونت، محل ضایعه و
زیرگروه بالینی با استفاده از برگههای آسیبشناسی پروندهی بیماران جهت بهدستآوردن شیوع
بیماری مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه 53.4% بیماران زن بودند.
پیک سنی بیماری در افراد 20 تا 50 ساله و میانگین سن بیماران 43.3 سال
بود. 85% بیماران ساکن شهر تهران بودند. 88.1% بیماران ضایعه پلاک بزرگ
و 11.9% بیماران ضایعات پلاک کوچک داشتند. شایعترین محل ضایعات بیماری
به ترتیب تنه (53.4%) و اندامها (38.7%) بود.
نتیجهگیری: بر
اساس یافتههای بهدستآمده، مشخص شد که پاراپسوریازیس عمدتاً در زنان میانسال و
در ناحیهی تنه و اندامها مشاهده میشود و اکثراً از نوع پلاک بزرگ میباشد.
محمود فرشچیان، اکرم انصار، محمدرضا سبحان، سعادت ترابیان،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: پسوریازیس یک بیماری مزمن و شایع پوست است. بهنظر میرسد شیوع عوامل خطرساز بیماریهای قلبی ـ عروقی در این بیماران بیشتر از افراد سالم جامعه است. این مطالعه بهمنظور بررسی گروهی از این ریسک فاکتورها در این بیماران و مقایسه با گروه شاهد انجام گردید.
روش کار: این مطالعه مورد ـ شاهدی در سالهای 1390 و 1391، در 55 بیمار مبتلا به پسوریازیس انجام شد. گروه شاهد 55 نفر افرادی بودند که از لحاظ سن و جنس با گروه مورد همسان شدند. متغیرهایی مانند سن، جنس، شاخص تودهی بدنی، مصرف سیگار و الکل، نوع بیماری و سطوح خونی تریگلیسرید، کلسترول تام، LDL، HDL و قند خون ناشتا ارزیابی و در دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: آنالیزدادهها با رگرسیون لجستیک نشان داد که دو گروه از نظر متغیرهای مصرف سیگار (P=0.02, OR: 2.2, 95%CI: 1.1-3.2)، فشارخون سیستولی (P=0.004, OR: 1.07, 95%CI: 1.02-1.33)، تریگلیسرید (P=0.005,OR: 1.02, 95%CI: 1.0-1.34) و P=0.03, OR: 1.04, 95%CI: 1.0-1.09) LDL) تفاوت معنیداری داشتند.
نتیجهگیری: بالاتربودن چربیهای خون و فشارخون سیستولی در بیماران مبتلا به پسوریازیس میتواند خطر بیماریهای قلبی ـ عروقی را در آنها بالا ببرد. بنابراین، غربالگری این بیماران از نظر هایپرلیپیدمی و هیپرتانسیون، صرفنظر از شدت بیماری، توصیه میشود. همچنین آموزش بیماران برای کاهش مصرف سیگار بهعنوان بخشی از درمان پسوریازیس پیشنهاد میگردد.
مهناز بنیهاشمی، یلدا ناهیدی، محمدجواد یزدانپناه ، حبیبالله اسماعیلی، سمیه خطیبزاده،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: پمفیگوس از بیماریهای شایع خودایمنی تاولی است که نیازمند درمان با سرکوبکنندهی ایمنی سیستمیک میباشد. سرکوبکنندههای ایمنی پیشآگهی بیماران پمفیگوس را در دههی اخیر تغییر داده، اما استفادهی طولانیمدت آنها همراه با عوارض قابل توجهی میباشد. امروزه سعی بر استفاده از داروهایی جدیدتر با عوارض جانبی کمتر در این بیماری میباشد. یکی از این داروها مایکوفنولات موفتیل میباشد. هدف از این مطالعه بررسی اثرات درمانی این دارو در بیماران مبتلا به پمفیگوس ولگاریس مقاوم به درمان میباشد.
روش اجرا: پروندهی 300 بیمار مبتلا به پمفیگوس ولگاریس مرور شد و از میان آنها 28 پرونده که به دلیل مقاومت به درمان، داروی مایکوفنولات موفتیل دریافت کرده بودند وارد مطالعه شدند. اطلاعات با استفاده از پروندهها در پرسشنامهای جمعآوری و سپس با استفاده از آزمون همبستگی Kendall's tau-c، آزمون Mann-Whitney و تحلیل واریانس تحلیل آماری دادهها انجام شد.
یافتهها: نسبت مرد به زن 1.8:1 بود. میانگین سنی بیماران 13.6±43.3 سال بود. بیماران تحت درمان با مایکوفنولات (2gr/day) همراه پردنیزولون (1mg/kg/day) قرار داشتند. هفده بیمار (10 مرد و 7 زن) بهبودی کامل داشتند، ارتباط معناداری بین پاسخ به درمان و جنسیت بیماران وجود نداشت (P=0.58). اختلاف معناداری بین میانگین سنی بیماران بهبودیافته و مقاوم به درمان وجود نداشت (P=0.77). ارتباط معناداری بین پاسخ به درمان با شدت درگیری مخاطی (P=0.80) و شدت درگیری پوستی (P=0.80) وجود نداشت. 10 بیمار که مایکوفنولات را بیش از 12 ماه دریافت کرده بودند پاسخ درمانی مناسب داشتند و طی دورهی پیگیری بدون نیاز به مکمل دیگر هیچ عودی نداشتند.
نتیجهگیری: شروع اثر مایکوفنولات موفتیل آهسته است، اما مکملی مفید و با عوارض جانبی کم در درمان بیماران پمفیگوس ولگاریس، خصوصاً بیماران مقاوم به درمان، میباشد.
سهیل رفیعی، فاطمه مهرآور، گلناز نمازی، محمد دهقان،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سل پوستی یک نوع نسبتاً غیرمعمول سل خارج ریوی است. حتی در کشورهایی که در آن سل هنوز هم به طور معمول رخ میدهد، سل پوستی بسیار نادر است. در کشور ما آمار دقیقی از انواع سل پوستی در دسترس نیست، لذا هدف از این مطالعه بررسی فراوانی سل پوستی در طی سالهای 1377 تا 1391 در شهرستان گرگان بوده است.
روش کار: در این مطالعهی مقطعی گذشتهنگر، بیماران مبتلا به سل پوستی مراجعهکننده به بیمارستان 5 آذر گرگان، از فروردین 1377 تا شهریور 1391، مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات مورد نیاز از پروندهی بیماران استخراج و توصیف و تحلیل آماری شد.
یافتهها: در این مطالعه 30 مورد سل پوستی شناخته شد که 60% (18 نفر) آنها زن بود. بیشترین گروه سنی درگیر 40-21 سال بود. از نظر نوع سل پوستی، لوپوس ولگاریس
(18 مورد، 60%)، پاپولونکروتیک توبرکولید (6 مورد، 20%) و اسکروفلودرما (3 مورد، 10%) شایعترین انواع درگیری پوستی بود.
نتیجهگیری: لوپوس ولگاریس شایعترین شکل سل پوستی در گرگان میباشد.
مژده کیانی، فریبا موگویی،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: تغییر الگوی سنی استفاده از لوازم آرایش در ایران، مسألهی مهمی محسوب میشود. هدف این مقاله شناخت عوامل مؤثر بر میزان استفاده از لوازم آرایش توسط دختران زیر 20 سال است.
روش اجرا: این پژوهش پیمایشی با استفاده از ابزار پرسشنامهی جمعآوری اطلاعات در یزدانشهر نجفآباد (اصفهان) در سال 91-90 انجام شد. از مجموعهی 1800 دانشآموز دختر مقاطع دبیرستان، راهنمایی و پیشدانشگاهی، 300 نفر به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند.
یافتهها: اکثر پاسخگویان، الگوی آرایش خود را نزدیکان و خویشاوندان نزدیک خود بیان کردند. 7.31% از دختران، کانال ماهواره را الگو قرار دادهاند و 7.7% از سایتهای اینترنتی استفاده میکنند. رابطهی بین متغیرهای سن، مصرف رسانهای، وضیت تأهل، اعتماد اجتماعی و میزان گرایش دختران به استفاده از لوازم آرایش معنادار بود.
نتیجهگیری: عوامل مؤثر بر استفاده از مواد آرایشی در بین دختران جوان شامل 5 عامل ویژگی جمعیتی، پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی، مصرف رسانهای، روابط و خانواده و اعتماد تعریف شده است که تقریباً 55% از تغییرپذیری متغیرها را توضیح میدهد.
مجید نادری، حامی شمشیری، شعبان علیزاده، اکبر درگلاله، ریما منافی شبستری، شادی طبیبیان،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: تالاسمی یکی از شایعترین
اختلالات تکژنی بوده که در اثر کاهش یا عدم تولید یک یا چند زنجیرهی گلوبین ایجاد
میشود. بتاتالاسمی ماژور از شیوع بالایی برخوردار بوده و بیماران مبتلا نیازمند تزریق
مکرر خون هستند. تزریق مکرر خون باعث ایجاد تغییراتی در عناصر مختلف موجود در خون شده
و در نتیجه ایجاد ضایعاتی در پوست، مخاط، ناخن و مو میشود. مطالعهی حاضر با هدف تعیین
فراوانی اختلالات پوستی ـ مخاطی و اختلالات ناخن و مو در افراد مبتلا به بتاتالاسمی
در استان سیستان و بلوچستان انجام شده است.
روش اجرا: مطالعهی مقطعی حاضر طی سال
1389 روی 300 بیمار مبتلا به تالاسمی ماژور صورت گرفت. اطلاعات فردی و بالینی بیماران
از طریق پرسشنامه، بررسی پرونده و معاینهی فیزیکی بیماران توسط پزشک جمعآوری شده
و سپس دادهها از نظر آماری توصیف و تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین سنی بیماران مورد مطالعه 17.9±6.3 سال بوده و 64.3% افراد مذکر و 35.7% بیماران مؤنث بودند. در بین تظاهرات پوستی،
ککومک (70.7%) شایعترین و پیگمانتاسیون دور چشم (0.3%) نادرترین بودند. همچنین شایعترین
اختلال مخاطی مربوط به تورم لثه (41.7%) بوده
و از میان تظاهرات ناخنی، ایجاد خطوط طولی بر روی ناخن (72%) از بالاترین شیوع برخوردار
بود.
نتیجهگیری: بهمنظور پیشگیری از تظاهرات پوستی و مخاطی در بیماران مبتلا به تالاسمی پیشنهاد میشود این افراد بهصورت دورهای از نظر این علایم بررسی شوند.
دکتر علی ابراهیمی، دکتر منصور رضایی، دکتر حبیبالله خزایی، دکتر حسین کاووسی، نوشین نانی،
دوره 4، شماره 2 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: درماتیت تماسی تحریکی دستها، بیماری پوستی مزمن و عودکنندهی متعاقب تماس با مواد شیمیایی و پاککنندهها میباشد. اختلال وسواسی جبری در بین بیماران پوست شیوع بالایی دارد و ممکن است با علایم درماتیت تحریکی دستها مراجعه کنند. هدف از این مطالعه، تعیین فراوانی و ارتباط اختلال وسواسی جبری با درماتیت تماسی تحریکی دستها در زنان مراجعهکننده به درمانگاه پوست حاجی دایی کرمانشاه است.
روش کار: در این مطالعهی مورد ـ شاهدی، 139 زن مبتلا به درماتیت تحریکی تماسی دستها و 102 بیمار زن بدون درماتیت دست بهعنوان گروه کنترل شیوع اختلال وسواسی جبری در آنها با استفاده از معیار (DSM-IV-TR (SCID مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات در دو گروه با استفاده از آزمون مربع کای و z تحلیل شد.
یافتهها: میانگین سنی در گروه مورد 5.4±28.2 و در گروه شاهد 6.3±28.4 سال بود. 58 نفر (41.7%) در گروه مورد و 5 نفر (4.9%) در گروه شاهد مبتلا به اختلال وسواسی جبری بودند (0.05>P). اختلال وسواسی جبری در بیماران مبتلا به درماتیت تحریکی تماسی متوسط و شدید دستها به ترتیب در 29 و 14 نفر مشاهده شد.
نتیجهگیری: از آنجایی که اختلال وسواسی جبری در زنان مبتلا به درماتیت تحریکی تماسی دست شایع است، توصیه میشود تمام خانمهای مبتلا به درماتیت تماسی تحریکی مزمن و راجعه، خصوصاً فرمهای متوسط و شدید از نظر روانپزشکی نیز تحت ارزیابی قرار گیرند.
دکتر فرهاد هنجنی، دکتر مریمسادات ساداتی، دکتر علی فیروزآبادی، والا رضایی، سارا اکرمزاده،
دوره 4، شماره 2 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: آکنه یکی از شایعترین بیماریهای پوستی است. یکی از مؤثرترین درمانها در آکنه، ایزوترتینوئین سیستمیک است. مطالعات زیادی بیانگر وجود رابطهی بین مصرف این دارو و احتمال ایجاد افسردگی، اقدام یا بروز خودکشی انجام شده و وجود این ارتباط همچنان مورد بحث است. تحقیق حاضر روی تعدادی از بیماران مبتلا به آکنه بهمنظور بررسی بیشتر احتمال وجود این رابطه انجام شد.
روش اجرا: تعداد 59 بیمار مبتلا به آکنه بین سنین 30-16 سال مورد بررسی قرار گرفتند. این بیماران داروی ایزوترتینوئین را با مقدار 1-0.5 mg/kg/day به مدت 16 هفته دریافت کردند. قبل از آغاز و پس از اتمام درمان، بیماران پرسشنامهی بک را برای بررسی میزان افسردگی تکمیل کردند و نتایج این پرسشنامهها تحلیل و نتیجهگیری شد.
یافتهها: میانگین نمرات پرسشنامه بک از 13.19 قبل از درمان به 14.80 پس از 4 ماه درمان با ایزوترتینوئین تغییر یافت که ارزش آماری آن P=0.0001 است.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق پیشنهادکنندهی آن است که مصرف ایزوترتینوئین سیستمیک احتمالاً میتواند تغییر کم اما واقعی در میزان افسردگی بیمار ایجاد کند، هرچند توجه به این نکته ضرروی است که عوامل متعدد دیگری مثل حالت روانی فرد در هنگام تکمیلکردن پرسشنامه میتواند بر روی این نتیجه تأثیرگذار باشد. بههمین دلیل مطالعاتی با بررسی بیمار در زمان بیشتر و همچنین پرسشنامههای دیگر پیشنهاد میشود.
احمد ساریخانی، دکتر حمیدرضا مهاجرانی، مولود گندمانی،
دوره 4، شماره 2 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: درماتیت سبورئیک یک درماتیت مزمن است که هم در نوزادان و هم در بالغین مشاهده میشود. بهدنبال استرس، کاهش انرژی ذهنی و بدنی، خستگی، بیخوابی، تحریکپذیری و احساس افسردگی و ... میتواند ایجاد شود. مجموع موارد ذکرشده تأثیرات نامطلوبی بر فعالیت فرد سالم گذاشته و باعث تضعیف بدن میشوند. هدف تحقیق حاضر بررسی شاخصهای سلامت عمومی براساس مقیاس Goldberg در دانشجویان مبتلا به درماتیت سبورئیک دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک بود.
روش اجرا: سیصد و هجده نفر دانشجو بهطور تصادفی ساده انتخاب و مورد آزمون قرار گرفتند. از این 318 نفر، 101 نفر که به درماتیت سبورئیک مبتلا بودند، به پرسشنامهی سلامت عمومی بهطور کامل پاسخ دادند که اطلاعات بهدست آمده مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: چهلویک درصد افراد مبتلا به درماتیت سبورئیک دارای علایم جسمانی بودند. معیار اضطراب در 48%، نارسایی کنش اجتماعی در 65% و افسردگی در 31% افراد مبتلا به درماتیت سبورئیک مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشانگر ارتباط قوی درماتیت سبورئیک با شاخص کنش اجتماعی بود.
دکتر نفیسه اسماعیلی، دکتر زهرا حلاجی، دکتر امیرهوشنگ احسانی، دکتر محبوبه اقبالیان، عباس کریمی،
دوره 4، شماره 2 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آرهآتا بیماری التهابی مزمن است که با درگیری فولیکولهای مو همراه است. هدف از این مطالعه بررسی پاسخ اثرات سولفاسالازین در درمان بیماران آلوپسی آرهآتای مقاوم به درمان میباشد.
روش کار: بیماران آلوپسی آرهآتای مقاوم به درمان دارای شرایط لازم جهت ورود به مطالعه، با اخذ رضایتنامهی آگاهانه به مدت 6 ماه تحت درمان با سولفاسالازین قرار گرفتند. پس از اتمام دورهی درمان، رشد مجدد موهای کرکی و انتهایی با معاینه و مقایسه با فوتوگرافی اولیه تعیین شد.
یافتهها: شانزده بیمار وارد مطالعه شدند که 5 بیمار مطالعه را تا آخر ادامه دادند. در 3 بیمار هیچ پاسخی به درمان مشاهده نشد. در 1 بیمار بعد از 4 ماه درمان، 60-55% پاسخ به درمان مشاهده شد که از اواخر ماه چهارم عود بیماری مجددا آغاز گردید. در یک بیمار پاسخ 15% رشد دوباره موها مشاهده شد که بر اثر عوارض دارویی، درمان بعد از ماه دوم قطع گردید. دو بیمار دچار عوارض جانبی ناشی از مصرف دارو شدند.
نتیجهگیری: در این مطالعه چون بیماران مقاوم به درمان وارد مطالعه شده بودند، نتایج را به همه بیماران آلوپسی نمیتوان تعمیم داد. در بیماران مقاوم به درمانهای معمول بهطور کلی پاسخ به درمان بسیار ناامیدکننده است و پاسخ درمانی ضعیف یا شکست درمان در انواع مقاوم نمیتواند ردکننده تأثیر دارو در انواع خفیف بیماری باشد.
دکتر امیرهوشنگ احسانی، دکتر پدرام نورمحمدپور، آسیه شکیب، دکتر فاطمه غلامعلی،
دوره 4، شماره 2 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: گزانتلاسما از ضایعات خوشخیم پلک میباشد که عمدتاً از لحاظ زیبایی اهمیت دارد هرچند بهندرت میتواند با بالابودن سطح چربی خون همراه باشد. با توجه به احتمال پدیدآمدن اسکار و تغییر رنگ محل بعد از درمانهای تخریبی مانند کرایوتراپی و الکتروکوتر، یافتن روشی غیرتهاجمی برای درمان این عارضه لازم بهنظر میرسد. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر لیزر PDL در درمان گزانتلاسما است.
روش اجرا: مبتلایان به گزانتلاسمای پلک دوطرفه که پروفایل چربی خون طبیعی داشتند در صورت تمایل به شرکت در این پژوهش و نداشتن سابقه بیماریهای کلاژن واسکولار یا پدیدهی کوبنر وارد مطالعه شدند. برای تمام بیماران دو جلسه لیزر PDL به فاصله 4 هفته انجام شد. قبل و بعد از انجام لیزر از بیماران عکسبرداری شد. برای تعیین میزان بهبودی از دو نفر از اعضای هیأت علمی که در این پژوهش شرکت نداشتند، درخواست شد تا بهطور جداگانه با بررسی تصاویر نظر خود را در مورد میزان بهبودی اعلام دارند. میانگین میزان بهبودی اعلام شده بهعنوان ملاک نهایی مد نظر قرار گرفت. برای سنجش میزان بهبودی از معیار (VAS (visual analogue scale استفاده شد.
یافتهها: نُه بیمار با میانگین سنی (±انحراف معیار) (2.9±) 38.0 سال وارد مطالعه شدند. همه بیماران شرکتکننده زن بودند. شایعترین محل ضایعات روی پلک فوقانی بود. میزان میانگین بهبودی نهایی در همه موارد کمتر یا مساوی 25% بود. تحلیل نمرات اختصاص یافته از سوی داوران به عکسها تفاوت معنیداری میان نگرش دو داور نشان نداد. بیماران بعد از انجام لیزر هیچگونه عوارض جانبی را نشان ندادند.
نتیجهگیری: بر خلاف مطالعات قبلی، مطالعهی حاضر نتوانست تأثیر لیزر PDL را در درمان گزانتلاسما نشان دهد. این امر احتمالا به محدودیتهای آن مانند حجم نمونهی کوچک و تعداد جلسات کم لیزر باز میگردد. انجام مطالعات تکمیلی با حجم نمونهی بزرگتر و تعداد جلسات درمان بیشتر توصیه میشود.
اکرم انصار، لیلا جهانگرد، پویان پهلوانی، بهمن رسولی، سعادت ترابیان، سحر رسولی،
دوره 4، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده
زﻣﻴﻨﻪ و ﻫدف: پسوریازیس یکی از بیماریهای
پوستی مزمن و شایع بوده که روی ﺟﺴﻢ و زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻴﻤﺎران تأثیرگذار است. امروزه کیفیت
زندگی، یکی از مهمترین موضوعات تحقیقات بالینی بوده و بررسی آن بهمنظور ارزشیابی
مداخلات درمانی انجام میشود. هدف از این مطالعه شناخت بهتر ابعاد مختلف کیفیت زندگی
بیماران مبتلا به پسوریازیس ولگاریس میباشد.
روش اﺟﺮا: در اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪی مورد ـ شاهدی
ﻛﻪ در ﺳﺎل 1391 اﻧﺠﺎم ﺷﺪ، 100 ﺑﻴﻤﺎر ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﭘﺴﻮرﻳﺎزﻳﺲ و 100 نفر نیز که بیماری خاصی
در آنها وجود نداشت بهعنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻴﻤﺎران ﺑﺎ
اﺳﺘﻔﺎده از ﭘﺮﺳﺶﻧﺎﻣﻪی استاندارد ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ (SF-36)
ﻣﻮرد ارزﻳﺎﺑﻲ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ و ﻧﻤﺮهی اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻪدﺳﺖآﻣﺪه ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده
از آزمونهای آﻣﺎری مربع کای و t ﻣﻮرد ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ.
ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎ: ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﻧﻤﺮهی کلی ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ
گروه بیماران مبتلا به پسوریازیس برابر 65.05±15.51 و بهطور معناداری
از گروه شاهد (78.31±11.93) پایینتر
بود (P<0.001) کیفیت زندگی بیماران در همهی ابعاد غیر از دو بعد
نقش فیزیکی و نقش عاطفی اختلاف معناداری با گروه شاهد داشت (P<0.05).
ﻧﺘﻴﺠﻪﮔﻴﺮی: در مطالعهی حاضر نیز
بیماران مبتلا به پسوریازیس ولگاریس کاهش قابلتوجهی در کیفیت زندگی در مقایسه با
گروه شاهد داشتند. لذا توجه ویژه به بیماران و یافتن تدابیری برای مدیریت و بهبود بخشی
جنبههای مختلف زندگی بیماران اعم از مادی و روحی ضروری است.
عادله مبارکآبادی، راضیه رجبی، یوسف خانی، امیر الماسیحشیانی،
دوره 4، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پوست از بدخیمیهای شایع در
دنیا است که با ناتوانی بالا و مرگومیر نسبتاً پایین همراه است. سرطان سلولهای قاعدهای
(Basal Cell Carcinoma [BCC]) شایعترین نوع این سرطان است که میزان بروز آن رو به افزایش میباشد. هدف این مطالعه بررسی میزان بروز
سرطان پوست در سالهای 1386 تا 1390 در استان مرکزی است.
روش اجرا: در این مطالعهی همهگیرشناسی
که در آن از دادههای ثبت سرطان استان مرکزی استفاده شده است، میزانهای بروز خام در
هر100 هزار نفر و میزان بروز استانداردشدهی سنی نیز از روش استانداردسازی مستقیم و
با استفاده از جمعیت استاندارد جهان محاسبه شده است. توصیف و تحلیل دادهها با استفاده
از نرمافزارهای SPSS، Excel و WinPepi انجام شد.
یافتهها: در استان مرکزی 958 بیمار
مبتلا به سرطان پوست طی سالهای 1386 تا 1390 به ثبت رسیده است، که در طی این سالها
میزان بروز استانداردشدهی سنی بهترتیب 21.54، 12.06، 13.79، 18.29 و 15.79 مورد در هر صد هزار نفر به دست آمد که نتایج نشاندهندهی
عدم وجود تغییرات معنادار در روند بروز بیماری در طی پنج سال مطالعه است (0.114=P). افراد بالای 80 سال بیشترین میزان بروز را داشتند.
نتیجهگیری: سرطان پوست در مردان بیشتر
از زنان و در بیشتر موارد در سنین بالا دیده میشود، لذا باید برنامههای غربالگری جهت تشخیص زودرس این بیماری در مراحل اولیه آن، در مردان مسن، بهویژه آنان که بهواسطهی شغلشان
در مواجهه زیاد با نور آفتاب قرار داشتهاند، صورت گیرد.
سهیل رفیعی، فاطمه مهرآور، محمد دهقان، عبدالعارف صالحی،
دوره 4، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری جذام یکی از
بیماریهای عفونی مزمن است که معمولاً بر پوست و اعصاب محیطی تأثیر میگذارد و میتواند باعث
معلولیتهای غیرقابل برگشت شود.
هدف از این مطالعه بررسی وضعیت معلولیت ناشی از بیماری جذام در استان گلستان در طی
سالهای 1350 تا 1388 بوده است.
روش اجرا: این پژوهش، یک مطالعهی مقطعی
گذشتهنگر بود. کلیهی بیماران شناساییشده در شبکهی بهداشت استان گلستان در طی
سالهای 1350 تا 1388 که تشخیص بیماری جذام برای آنها گذاشته شده است وارد مطالعه
شدند. روش نمونهگیری به روش سرشماری ساده بوده و شامل تمام بیماران کشفشده در
مدت مطالعه میباشد. اطلاعات موردنیاز از پروندهی بیماران استخراج و مورد تحلیل
قرار گرفت.
یافتهها: در این مدت 38 ساله، از
بین 100 بیمار مبتلا به بیماری جذام مورد بررسی، 68% موارد مرد بودند. میانگین سنی
این افراد 35.6±16.4 سال بود.
اکثریت موارد ابتلا ساکن مناطق روستایی (78%) و شغل اکثر آنان کارگری (39%) بوده
است. نوع بالینی بیماری در 64% موارد جذام پرباسیل بود. شصتودو درصد مبتلایان،
درمان چنددارویی داشتند. ضایعات ماکولر (15%) شایعترین شکل بیماری بود. مشکلات
عملکردی در 6% مثبت و در سایر موارد منفی و نامعلوم بود. مردان نسبت به زنان بیشتر
دچار معلولیت بودند. اکثر بیماران دارای عارضه، در گروه سنی 55-35 ساله بودند.
نتیجهگیری: در استان گلستان اکثر بیماران مبتلا به
جذام، دارای معلولیت درجهی صفر یا یک بودند.