47 نتیجه برای درمان
راحله احمدی، ایلناز سجادیان، فریبا جعفری،
دوره 10، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ویتیلیگو اختلال رنگدانهای پوست است که تأثیر زیادی بر روان بیماران دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر اضطراب، افسردگی و میل به خودکشی زنان مبتلا به ویتیلیگو اجرا شد.
روش اجرا: این پژوهش نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری یک ماهه بود. جامعهی آماری کلیهی زنان (تعداد ۸۰ نفر) مبتلا به بیماری پوستی ویتیلیگو مراجعهکننده به مرکز تحقیقات پوست و سالک دانشگاه اصفهان در سال 1397 بود که از بین آنها با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس ۳۰ نفر انتخاب بهصورت تصادفی در در دو گروه درمانی قرار گرفتند و به پرسشنامههای اضطراب و افسردگی بیمارستانی Zigmond & Smith (۱۹۸۳) و افکار خودکشی Beck (۱۹۹۷) در سه مرحلهی پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری پاسخ دادند. گروه آزمایش در 8 جلسهی گروهی 60 دقیقهای جلسه درمان مبتنی بر شفقت براساس بسته درمانی Gilbert & Neff 2009: شرکت کردند اما گروه کنترل تا پایان مرحلهی پیگیری هیچ مداخلهای دریافت نکردند.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس اندازههای تکراری حاکی از آن بود که درمان مبتنی بر شفقت میتواند در بیماران مبتلا به ویتیلیگو بهعنوان یک شیوهی درمانی در کاهش اضطراب، افسردگی و میل به خودکشی مطرح گردد.
نتیجهگیری: میتوان از درمان مبتنی بر شفقت برای کاهش اضطراب، افسردگی و میل به خودکشی در این بیماران استفاده کرد.
الناز سجادی، شیدا جبلعاملی،
دوره 10، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی رواندرمانی مثبتنگر گروهی بر شایستگی اجتماعی در زنان متقاضی جراحی زیبایی بینی در شهر اصفهان بود.
روش اجرا: پژوهش از نوع نیمهآزمایشی بهصورت پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه شاهد بود و از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد. از جامعهی آماری پژوهش شامل زنان متقاضی جراحی زیبایی بینی مراجعهکننده به مراکز مربوطه در سهماههی سوم (مهر، آبان و آذر) سال 1397، تعداد 50 نفر انتخاب شدند. بعد از پاسخ به پرسشنامهی کفایت اجتماعی، 30 نفر که پایینترین نمرات را بهدست آورده بودند، انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. سپس مداخلات مثبتنگر گروهی بر روی گروه آزمایش طی 10 جلسه 2 ساعته براساس پروتکل درمانی Rashid (2015) اجرا شد. پس از آن، از شرکتکنندگان هر دو گروه خواسته شد مجدداً به سؤالات پرسشنامهی کفایت اجتماعی پاسخ دهند. درنهایت دادهها با استفاده از نسخهی 23 نرمافزار SPSS در دو بخش توصیفی و استنباطی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد که رواندرمانی مثبتنگر گروهی موجب افزایش شایستگی اجتماعی در مقیاس کلی و ابعاد آن در زنان متقاضی جراحی زیبایی در شهر اصفهان در گروه آزمایش در مرحلهی پسآزمون شده است و این تغییرات ازنظر آماری معنادار هستند (01/0P<).
نتیجهگیری: میتوان از روش رواندرمانی مثبتنگر گروهی بهعنوان یک روش مداخلهای و درمانی برای زنان متقاضی جراحی زیبایی بینی بهمنظور بهبود شایستگی اجتماعی استفاده نمود.
مرسده یاری، عبدالله شفیعآبادی، جعفر حسنی،
دوره 11، شماره 2 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی زیبایی بهعنوان گونهای خاص و رایج در فرهنگ تغییر بدن، همواره موضوعی بحثبرانگیز در جامعهی معاصر بوده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسهی اثربخشی درمان شناختی ـ رفتاری هیجانمدار با شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تصویر بدنی و آمیختگی شناختی نوجوانان دختر متقاضی جراحی زیبایی انجام گرفت.
روش اجرا: این مطالعهی مداخلهای نیمهآزمایشی، با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعهی آماری تحقیق را کلیهی دانشآموزان دختر مقطع متوسطه دوم در شهر تهران سال تحصیلی 98-1397 تشکیل دادند. از این جامعه،30 دانشآموز براساس روش نمونهگیری خوشهای انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. قبل و بعد از انجام مداخلات، پرسشنامهی چندبعدی خود ـ بدن (MBSRQ) و پرسشنامهی آمیختگی شناختی (CFQ) پر شدند. دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره با سطح معناداری 05/0 تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد درمان شناختی ـ رفتاری و ذهنآگاهی در بهبود تصویر بدن نوجوانان دختر متقاضی جراحی زیبایی اثربخش بوده (05/0P<) و بین اثربخشی این دو شیوهی درمان، تفاوت معناداری وجود ندارد (0662/0P<).
نتیجهگیری: درمان شناختی ـ رفتاری هیجانمدار و شناخت درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی در بهبود تصویر بدن و کاهش آمیختگی شناختی تأثیرگذار است و برگزاری کلاسهای بازآموزی و نظارت مستمر برای ثبات تغییرهای بهوجودآمده، ضروری به نظر میرسد.
محمدرضا سبحان، فائزه محمدی، الهام خانلرزاده، محمد فریادرس،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: زگیلها پرولیفراسیون خوشخیمی هستند که بهعلت گونههای مختلف ویروس پاپیلومای انسانی ایجاد میشوند. در درمان زگیلها از روشهای مختلفی استفاده میشود و این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی، عوارض و تعداد جلسات درمانی دو روش لیزر CO2 و کرایوتراپی در درمان زگیل کف پا انجام شد.
روش اجرا: باروش نمونهگیری در دسترس تعداد 70 بیمار (140 پا) مبتلا به زگیل کف هر دو پا مراجعهکننده به درمانگاه تخصصی پوست مرکز آموزشی درمانی فرشچیان (سینا) همدان در سال 1398 انتخاب شدند. بهطور تصادفی زگیل کف یک پای بیمار با لیزر CO2 و پای مقابل با کرایوتراپی تحت درمان قرار میگرفت. بیماران به فاصله زمانی دو هفته بهمدت 2 ماه از نظر پاسخ به درمان، تعداد تکرار جلسات و میزان بهبودی ضایعه مورد بررسی قرار گرفتند. در موارد عدم بهبود کامل ضایعه درمان هر دو هفته یکبار و تا حداکثر پنج نوبت تکرار میشد.
یافتهها: میانگین سن بیماران 73/8±11/22 سال، 7/35% مرد و 3/64% زن بودند. در گروه لیزر CO2 و گروه کرایوتراپی بهترتیب درصد فراوانی بهبودی 4/81% و 4/41% (001/0>P)، میانگین تعداد جلسات درمانی 86/0±91/1 و 69/0±55/3 (001/0>P) بود. فراوانی عوارض نیز بهترتیب در گروه لیزر CO2 و گروه کرایوتراپی شامل درد 7/25% و 3/94% (001/0>P)، خارش صفر درصد و 9/32% (001/0>P)، تاول 9/2% و 9/82% (001/0>P) و هیپرپیگمانتاسیون صفر و 9/12% (003/0=P) میباشد.
نتیجهگیری: لیزر CO2نسبت به کرایوتراپی بهطور مؤثرتر در تعداد جلسات کمتر و با عوارض کمتر باعث بهبودی زگیل کف پا میشود.
رضوان امیری، سامان محمدی، مریم خلیلی، علی فاتحی، اسما صابرماهانی، مهین افلاطونیان،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبت از بیماران پوستی میتواند باعث تحمیل هزینههای سنگین بر روی سیستم بهداشتی جامعه و اعضای خانواده شود. در این مطالعه تصمیم گرفتیم که به بررسی هزینههای درمانی بیماران بستری شده در بخش پوست بیمارستان افضلیپور کرمان بپردازیم.
روش اجرا: این مطالعه بهصورت مقطعی و گذشتهنگر بر روی بیماران بستریشده در بخش پوست بیمارستان افضلیپور کرمان در سالهای 95-1390 انجام شد. مشخصات دموگرافیک بیماران، تعداد روزهای بستریشده در بیمارستان، هزینههای درمانی، تعداد و نوع داروهای تجویز شده، میزان سهم بیمار و سازمان بیمه در پرداخت هزینه نهایی ثبت گردید.
یافتهها: در این مطالعه 940 بیمار بستری طی مدت 6 سال مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین سنی بیماران 35/22±05/38 سال و اکثریت جنس مؤنث بودند. میانگین مدت زمان بستری 54/2±42/8 روز بود. در مجموع 8/93% از هزینهها، سهم بیمه درمانی و 2/6% سهم بیمار بود. بالاترین هزینه در بیماران بستری مربوط به هزینه دارو (9/37%) و در درجه بعدی هتلینگ (3/30%) بود. فراوانترین داروی مصرفی برای بیماران آنتیهیستامین (1/33%)، استروئید موضعی (7/27%) و استروئید سیستمیک (5/24%) بود. میانگین تعداد دارو در هر بستری 02/4±30/6 (محدوده 20-0) بود. از نظر هزینه کل بستری، بالاترین میانگین هزینهها متعلق به گروه اریتم و کهیر (000/360/81 ریال) بود.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر، فراوانترین بیماریهای پوستی در بیماران بستری بهترتیب شامل بیماریهای عفونی و پاپولواسکواموس بود. بالاترین و پایینترین هزینه بستری بهترتیب مربوط به دارو و مشاوره بود. بالاترین میانگین هزینه بستری مربوط به گروه بیماریهای اریتم و کهیر و در درجه بعدی بیماریهای تاولی بود.
حمیده هریزچیقدیم،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
پاندمی کووید ـ 19 از آغاز سال 2020 منجر به مرگومیر فراوان در سراسر جهان شده است. با توجه به عدم مواجهه قبلی با چنین موردی، بالتبع داروی اخثصاصی نیز برای درمان وجود نداشت. تنها دانسته بشر، لزوم محافظت شدید با استفاده از ماسک، دستکش، پوششهای خاص و ضدعفونیکردن مرتب دستها و سطوح بود ازاینرو، درمانهای دارویی و غیردارویی متعدد مورد آزمون قرار گرفتند.
سازمان بهداشت جهانی از هفتههای آغازین پاندمی، پروتکلهای درمانی خاصی منتشر نمود که با گذشت زمان تغییراتی داشته است؛ اما با توجه به ثابتبودن برخی علائم و ازسویی متغیربودن برخی دیگر، در بیماران مختلف و در کشورهای گوناگون درمانها نیز تفاوتهایی داشتهاند. برخی از این داروها از دیرباز در درمان بیماریهای ویروسی یا غیرویروسی دیگر استفاده میشدند؛ نظیر تامیفلو (که در درمان آنفولانزا استفاده شده است)، ریباویرین (داروی مؤثر در درمان هپاتیت C)، ایمونوگلوبولین (که در درمان بیماریهای گوناگون نظیر سندرم استیونس جانسون کاربرد دارد)، هیدوکسیکلروکین (از داروهای پرکاربرد در درمان لوپوس و سایر بیماریهای روماتیسمی)، آزیترومایسین (که در درمان عفونتهای دستگاه تنفسی فوقانی و سینوزیت بهکار میرود) و همینطور مصرف ادویهجاتی نظیر زنجبیل و زردچوبه، ویتامینهایی مثل ویتامین C و D و نیز ترکیبات روی پیشنهاد شده است.
با گذشت زمان، عوارض چه بهصورت عوارض دارویی و چه عوارض ناشی از مصرف وسایل محافظتی بیشتر نمایان شد. این عوارض شامل طیف وسیعی از علائم نظیر بثورات پوستی خفیف و حتی بروز سندرم استیونس جانسون و آنژیوادم بودهاند. تشدید و عود انواع درماتیتها نیز با استفاده از وسایل محافظتی و مواد ضدعفونیکننده دیده شده است. بدیهی است که آگاهی از انواع عوارض شایع احتمالی درمان، منجر به تشخیص و مدیریت زودرس و پیشگیری از مرگومیر و هزینههای گزاف خواهد بود.
این مقاله درنظر دارد برخی از عوارض پوستی مهم داروهای شایع و درمانهای غیردارویی مورداستفاده و نیز عوارض پوستی وسایل پیشگیری از کووید ـ 19 را بررسی کند.
امیرهوشنگ احسانی، آرزو جممنش، امیرعلی جهانشاهی، الناز خسروانی، رضا رباطی، زهرا صفاریان، علیرضا فیروز، وحیده لاجوردی، پروین منصوری، منصور نصیری کاشانی،
دوره 13، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده
کهیر از بیماریهای شایع و چالشبرانگیزی است که تشخیص و درمان آن، تنها به رشته تخصصی بیماریهای پوست محدود نمیشود.
پزشکان عمومی، متخصصان داخلی، متخصصان آلرژی و ایمونولوژی بالینی نیز بهطور شایعی با موارد این بیماری مواجه شده و درگیر تشخیص، درمان و پیشگیری از عود آن میشوند. انجمن متخصصین پوست ایران، راهنمای بالینی تشخیص و درمان کهیر ایران را در آذر 1397 با درنظرگرفتن مقالات علمی منتشرشده تا انتهای سال 2018 میلادی تدوین کرد. گایدلاین فعلی، نسخه بهروزرسانیشده راهنمای سابق است که با بررسی مقالات چاپشده از آوریل سال 2018 تا آگوست 2022 تهیه شده است.
شراره رضائیان، حمیدرضا پوریانفر،
دوره 13، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده
قارچ ریشی با نام علمی Ganoderma lucidum یک قارچ دارویی منحصربهفرد است که بیش از 4 هزار سال قدمت استفاده برای درمان بیماریهای مختلف در کشورهای آسیایی دارد. امروزه در اکثر نقاط دنیا از این قارچ در درمانهای مرتبط با طب سنتی استفاده میشود. اخیراً در میان فعالیتهای متنوع زیستی قارچ ریشی، اثرات مثبت آن در بهبود کیفیت پوست و درمان بیماریهای پوستی مورد توجه محققین قرار گرفته است. پلیساکاریدها و تریترپنها در زمره مهمترین متابولیتهای اثرگذار و اصلی این قارچ هستند که بهدلیل عملکرد آنتیاکسیدانی و ضدالتهابی خود در بحث درمان و بهداشت پوست حائز اهمیت است. این مقاله مروری به تجمیع آخرین دستاوردهای تحقیقاتی بر روی نقش این قارچ در بهداشت و درمان پوست میپردازد. تحقیقات متعدد نشان داده است که عصارههای قارچ ریشی در مواردی همچون تسریع ترمیم زخم، تسکین عفونتهای پس از سوختگی و پیشگیری از فلاپ پوست در اثر آسیب ایسکمی (خونرسانی مجدد) قابلیت دارد. تأثیر عصارههای قارچ ریشی بر جلوگیری و درمان چروکیدگی و تأثیر بر سفیدکردن پوست، آنها را به یک ماده طبیعی برای مراقبت از پوست تبدیل کرده است. همچنین مطالعات صورتگرفته بر روی اثرات قارچ ریشی در درمان برخی از بیماریهای پوستی نظیر آتوپیک (درماتیک و اگزما)، سارکوئیدوز جلدی و کاربرد بالقوه این قارچ در درمان سرطان پوستی در این مقاله مروری بررسی شدهاند.
امیرهوشنگ احسانی، حسن حاجمحمدتقیصیرفی، پدرام نورمحمدپور، مهدی نقدیپور، مینا کوهیان محمدآبادی، آلا احسانی، امیرحسین رحیمنیا،
دوره 14، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تلانژکتازیهای اندام تحتانی بهصورت شایع در جامعه و بهخصوص در خانمها دیده میشود. این اختلال نهتنها باعث مشکلات زیبایی، بلکه میتواند باعث درد و مشکلات مربوطه افزایش فشارخون وریدی بشود. این عروق یکی از شایعترین مواردی است که بیماران برای درمانشان به مراکز زیبایی مراجعه میکنند. با توجه به برخی عوارض و محدودیتهای اسکلروتراپی بر آن شدیم که به بررسی اثربخشی و ایمنی لیزر
Long-Pulsed Nd:YAG 1064-nm به عنوان یک جایگزین بپردازیم.
روش اجرا: 29 بیمار حداقل تحت 3 جلسه درمان با لیزر Nd:YAG به فواصل 4 هفته قرار گرفتند. قبل اولین جلسه درمان، بعد از هر جلسه و 6 ماه پس از آخرین نوبت از محل درمان عکس گرفته شد. در نهایت میزان رضایت از درمان و پاسخ بالینی هم بر اساس نظر یک درماتولوژیست ثانویه و خود بیمار بر اساس معیار بهبودی از 0 تا 4 ثبت گردید.
یافتهها: با توجه به نظر درماتولوژیست، میانگین رضایت از درمان، 38/3 از 4 با انحراف معیار 5/0 و براساس نظر بیمار میانگین، 2/3 از 4 با انحراف معیار 71/0 ثبت شده است که معادل بیش از 76% اثربخشی درمان با لیزر Nd:YAG 1064 میباشد. میزان درد حین لیزر براساس معیار VAS برابر 27/6 با انحراف معیار 64/2 ثبت گردید.
نتیجهگیری: لیزر Nd:YAG 1064 نانومتر پالس بلند یک روش درمانی بسیار موثر، قابل اعتماد، ایمن و هم چنین بدون عوارض جانبی قابل توجه در درمان عروق تلانژکتاتیک و وریدهای رتیکولار اندام تحتانی میباشد.
محبوبه دهقان نیری، محمدحسین بیاضی،
دوره 14، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی گروهدرمانی شناختی رفتاری و گروهدرمانی هیجانمدار بر کاهش علائم بیماری پسوریازیس، پریشانی روانشناختی و ادراک از تصویر بدن انجامشد.
روش اجرا: این پژوهش نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیمارانی بود که در بهار 1401 با مراجعه به متخصصان درماتولوژی شهر مشهد تشخیص پسوریازیس دریافتکردند. 45 بیمار پسوریازیس بهروش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهروش تصادفی در دو گروه آزمایش (درمان شناختیرفتاری و هیجانمدار) و کنترل (گروههای 15نفره) جایگزین شدند. گروههای آزمایش 8 جلسه، هفتهای یک جلسه 90 دقیقهای تحت درمان قرار گرفتند. گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. پیشاز آغاز و پس از پایان جلسات درمان، بیماران مقیاس پریشانی روانشناختی، پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی و پرسشنامه علائم جسمانی با شاخص شدت و سطح پسوریازیس را کامل کردند. دادهها با روش تحلیل کوواریانس یکمتغیری تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشانداد گروهدرمانی شناختیرفتاری و گروهدرمانی هیجانمدار در کاهش پریشانی روانشناختی (01/0>P، 06/21= (41 و 1)F)، بهبود ادراک از تصویر بدن (01/0>P، 65/33= (41 و 1)F) و کاهش شدت علائم پسوریازیس (01/0>P، 67/12= (41 و 1)F) اثربخش هستند. همچنین گروهدرمانی شناختیرفتاری، روش مؤثرتری برای کاهش پریشانی روانشناختی و بهبود ادراک از تصویر بدن (01/0>P) است؛ اما بین اثربخشی گروهدرمانی شناختی رفتاری و گروهدرمانی هیجانمدار در کاهش علائم پسوریازیس مبتلایان تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0<P).
نتیجهگیری: درمان شناختی رفتاری و درمان هیجانمدار میتوانند در کنترل علائم بیماری پسوریازیس نقش کلیدی و موثری ایفا کنند.
میثاق نوروزی، حمیدطاهر نشاط دوست، فریبا جعفری،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی رواندرمانی مبتنیبر بهبود کیفیت زندگی بر افسردگی و عزت نفس زنان مبتلا به ویتیلیگو انجام شد.
روش اجرا: پژوهش حاضر از نوع نیمهآزمایشی (پیشآزمون ـ پسآزمون با پیگیری و گروه کنترل) بود که با استفاده از طرح پیشآزمون ـ پسآزمون با پیگیری با گروه کنترل انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به بیماری پوستی ویتیلیگو مراجعهکننده به مرکز تحقیقات بیماریهای پوستی و سالک اصفهان بود که در این میان تعداد 20 نفر با روش نمونهگیری دسترس انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه کنترل (10 نفر برای هر گروه) جایگزین شدند. هر دو گروه پرسشنامههای افسردگی بک (1996) و عزتنفس روزنبرگ (1965) را بهعنوان پیشآزمون تکمیل و پس از اتمام دوره هشت جلسهای رواندرمانی مبتنیبر بهبود کیفیت زندگی (هفتهای یک جلسه ۹۰ دقیقهای به مدت هشت هفته) مجدداً پسآزمون و یک ماه بعد پیگیری برای گروه کنترل و آزمایش اجرا شد. دادههای گردآوریشده با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر در نرمافزارSPSS مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: براساس یافتههای تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر مشخص شد که رواندرمانی مبتنیبر بهبود کیفیت زندگی میانگین، نمرات افسردگی را کاهش و عزتنفس زنان مبتلا به ویتیلیگو را افزایش داد.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه رواندرمانی مبتنیبر بهبود کیفیت زندگی بر افسردگی و عزتنفس زنان مبتلا به ویتیلیگو تأثیر دارد؛ لذا آموزش این رویکرد درمانی بهعنوان یک روش مداخلهای مؤثر برای کاهش افسردگی و افزایش عزتنفس زنان مبتلا به ویتیلیگو توصیه میشود.
فرحناز مولوی، کیمیا اسدی، معصومه آخوندی رنجبر، نگار قلعهنوی، فاطمهسادات اعتمادالاسلامی بختیار، تارا عادل راستگو، ساحل یزدانپناهی،
دوره 14، شماره 3 - ( 8-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از عصاره زالو در تهیه مکملهای آرایشی و ترکیبات دارویی همیشه مورد توجه بوده است. تاکنون تأثیر این عصاره بر روی حجمدهی بافت پوششی پوست بهصورت علمی تأیید نشده است و پژوهشی درخصوص مقایسه اثر انواع روغنهای پایه در این عصاره صورت نگرفته است.
روش اجرا: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر عصاره زالو در پایههای روغن زیتون، روغن کرچک و روغن بادام تلخ برروی پوست صورت توسط نرمافزار ریختسنجی هندسی لندمارک پایه بود. بدینمنظور تعداد 25 نفر از گروه سنی 45 الی 55 سال انتخاب شدند. بهمنظور مقایسه تغییرات ریختشناسی به مدت چهل روز در یک ساعت مشخص تصاویر با استفاده از دوربین دیجیتال تهیه شد. بر روی تصاویر دوبعدی، تعداد 12 نقطه لندمارک با استفاده از نرمافزار TpsDig2 قرار داده شد. دادههای شکلی حاصل پس از تحلیل رویهمگذاری، با استفاده از تحلیل پروکراست با روشهای آماری چند متغیره PCA و CVA و تحلیل خوشهای (CV) تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که تفاوت معنیدار عصاره زالو در حجمدهی و رفع چین و چروک با پایه روغن زیتون وجود دارد (001/0P<)؛ ولی دو گروه روغن کرچک و روغن بادام تلخ تفاوت معنادار نداشتند (010/0P>).
نتیجهگیری: عصاره زالو در بازه زمانی مطالعه حاضر تأثیری بر رفع چین و چروک ندارد و تورم موضعی در بافت پوششی پوست ایجاد نمیکند.
زهرابیگم موسوی، شایان زمانی،
دوره 14، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
خارش یکی از شایعترین علل مراجعه به مراکز درمانی پوستی است که علل مختلفی دارد. هرگاه خارش بیشتر از 6 هفته به طول بینجامد، خارش مزمن تعریف میشود که آزاردهنده است و کیفیت زندگی بیماران را کاهش میدهد. در موارد بسیاری خارش مزمن به داروهای معمول پاسخ نمیدهد. در این مقاله مروری پاتوژنز و درمانهای موجود و شرایط روانی بیماران را بیان نموده و چند مورد از بیماریهای با خارش مزمن شایع بهجز اگزما را؛ مانند بیماری مزمن کلیوی و کلستاز ازحیث علل و درمان خارش بررسی مینماییم.
مهدیه قیاثی، سیدخلیل پستهای، سیدامیرحسین جوادی، سیدایمان سیحون،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1403 )
چکیده
پوست بهعنوان لایه بیرونی، بدن را در برابر عوامل خارجی محافظت میکند و زخمها میتوانند بر عملکرد آن تأثیر منفی بگذارند. ترمیم زخم شامل سه مرحله التهاب، تکثیر و بازسازی است که بلافاصله پس از ایجاد آسیب آغاز میشود. همچنین برخی از عوامل مانند عفونت، چاقی و دیابت میتوانند روند طبیعی بهبودی که منجر به زخمهای مزمن میشود را مختل کنند. درمانهای مختلف جراحی و غیرجراحی برای مدیریت زخمهای مزمن شامل اکسیژندرمانی هایپرباریک، سونوگرافی درمانی، لیزر درمانی و پیوند پوست استفاده شده است. این درمانها مزایا و معایبی دارند.
اخیراً از سلولهای بنیادی برای بهبود زخم مزمن بهعنوان یک روش درمانی استفاده میشود. سلولهای بنیادی مزانشیمی مزایای زیادی مانند سهولت برداشت، در دسترس بودن و پتانسیل تمایزی برای سلول درمانی دارند. علاوهبر این، آنها برخی از خواص را نشان دادند که میتواند در کاربرد بالینی ASCs (adult stem cells) مفید باشد مثل رگزایی، تعدیلکنندگی سیستم ایمنی و بهبود بازسازی بافت. این مطالعه با جمعآوری دادهها از منابع معتبر علمی از فروردین ماه سال 1401 تا دی ماه 1402 در پژوهشکده علوم اعصاب، مرکز تحقیقات ضایعات مغزی و نخاعی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. مطالعات متعددی نشان داده است که ASCs با توجه به خصوصیات ویژهای که دارند، میتوانند بهعنوان یک کاندید مناسب برای بهبود زخم باشند. هدف از این بررسی، بحث در مورد کاربرد ASCs در ترمیم و بهبود زخم بهعنوان یک استراتژی جدید در درمان مشکلات پوستی است.
آلا احسانی، امیرهوشنگ احسانی، زهرا رضوی، مینا کوهیان محمدآبادی، مهشیدسادات انصاری، زینب آریانیان، پدرام نورمحمدپور، امیرمحمد الماسی، امیرحسین رحیمنیا،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش استفاده از توکسین بوتولینوم برای درمان چین و چروکهای ناحیه گلابلا بهخصوص در کشور ایران و قیمت نسبتاً بالای محصولات خارجی (مثل دیسپورت®)، مقایسه اثربخشی، عوارض و ماندگاری اثر بین دو برند ایرانی توکسین بوتولینوم مصپورت® و دیستون® از اهمیت زیادی برخوردار است. این مطالعه با هدف ارزیابی و مقایسه نتایج درمان با این دو دارو انجام شد.
روش اجرا: در این مطالعه مقطعی ـ توصیفی ـ گذشتهنگر، پرونده 81 بیمار که برای درمان چینهای متوسط تا شدید ناحیه گلابلا به بیمارستان پوست رازی مراجعه کرده بودند، بررسی شد. اطلاعات مرتبط با میزان رضایت، ماندگاری اثر و عوارض جانبی توکسین بوتولینوم مصپورت® و دیستون® ازطریق پرسشنامه جمعآوری و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین رضایتمندی از درمان در گروه دیستون® 7 و در گروه مصپورت® 7/7 بود که تفاوت آماری معناداری بین دو گروه مشاهده نشد (142/0=P). همچنین، میانگین ماندگاری اثر برای دیستون® 5/3 ماه و برای مصپورت® 8/3 ماه گزارش شد که تفاوت معناداری نداشت. ازنظر عوارض جانبی، سردرد شایعترین عارضه جانبی بود و عارضه جانبی مهمی رویت نگردید. همچنین تفاوت معناداری بین دو گروه در میزان بروز عوارض مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که هر دو داروی دیستون® و مصپورت® اثربخشی و ایمنی مشابهی دارند و انتخاب میان آنها میتواند بیشتر براساس هزینه و ترجیح بیمار یا پزشک باشد تا تفاوتهای درمانی واقعی. پیشنهاد میشود مطالعات بیشتری با حجم نمونه بزرگتر برای بررسی دقیقتر انجام شود.
آلا احسانی، سیدامیرمحمد رضائیمجد، امیرهوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، مینا کوهیان محمدآبادی، زهرا رضوی، مهشیدالسادات انصاری، ریحانه سیف، امیرحسین رحیمنیا،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پیتریازیس لیکنوئید (PL)، یک بیماری پاپولواسکواموس نادر با اتیولوژی نامشخص است. از آنجایی که مطالعات جدید محدودی در این خصوص انتشار یافته، پژوهش حاضر با هدف معرفی تظاهرات کلینیکال و سیر درمان این بیماران انجام گرفت.
روش اجرا: این مطالعه مقطعی گذشتهنگر (1402-1398) بر روی بیماران مبتلا به PL مراجعهکننده به بیمارستان پوست رازی که با بیوپسی از ضایعات پوستی، تشخیص آنها قطعی گردید، انجام گرفت. اطلاعات پایهای با استفاده از مستندات بیمارستانی و پیگیری سیر درمان نیز برمبنای اطلاعات موجود در پروندهها و همچنین، پیگیری تلفنی از بیماران بهدست آمد. دادهها با استفاده از نرمافزار R مورد آنالیز قرار گرفت. 05/0 P<معنیدار درنظر گرفته شد.
یافتهها: مجموعا 147 بیمار مورد ارزیابی قرار گرفتند. تفاوت معنیداری بین دو جنس یافت نگردید (358/0=P). زیرگروه غالب بیماری، PLC (8/91%) و میانگین سن شروع بیماری 73/18±79/29 سال بود. شایعترین نوع ضایعات پوستی، پاپول (4/48%) و تظاهر پوستی شایع در 58 نفر (4/32%)، درگیری جنرالیزه بدن بود. بیشترین درمان مورد استفاده کورتیکواسترویید موضعی در 86 بیمار (4/52%) بود. فاصله زمانی از ابتلا تا بهبودی کامل 40/221±80/160 روز گزارش گردید. 45 نفر (6/30%) دورههای عود بیماری را ذکر کردند. همراهی معنیداری بین جنس (620/0=P)، بیماریهای زمینهای (293/0=P) و سن (876/0=P) با اثربخشی درمان یافت نگردید.
نتیجهگیری: با عنایت به محدودبودن اطلاعات کلینیکال مرتبط با بیماران پیتریازیس لیکنوئید، ایجاد بانک اطلاعاتی الکترونیکی و نظام رجیستری ملی این بیماری توصیه میشود.
شاهین حمزهلو، فاطمه جعفری، مریم نسیمی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پسوریازیس در موارد شدیدتر، به درمانهای بیولوژیک نیاز دارد. تاکنون مطالعهای درخصوص اندیکاسیونهای قطعی برای انتخاب نوع و زمان شروع درمان بیولوژیک در بیماران مبتلا به پسوریازیس در ایران انجام نشده است.
روش اجرا: در این مطالعه مقطعی، تمام بیماران مبتلا به پسوریازیس تحت درمان بیولوژیک که طی شش ماه مراجعه کردند، ارزیابی شدند و اطلاعات موردنیاز ثبت و آنالیز شد.
یافتهها: 50 بیمار در این مطالعه تحت بررسی قرار گرفتند. 25 نفر از فتوتراپی بهمنظور درمان پسوریازیس استفاده کرده بودند (50%). تمامی آنها از درمانهای موضعی و 47 نفر از درمانهای سیستمیک (94%) استفاده کرده بودند. آدالیموماب با 74% شایعترین داروی بیولوژیک مصرفی بود. 24% بیماران از اینفلیکسیماب و 4% از اتانرسپت استفاده میکردند.
نتیجهگیری: شایعترین درمان بیولوژیک در بیماران مبتلا به پسوریازیس در این مطالعه، آدالیموماب میباشد. با توجه به وجود ریسکفاکتورهای قلبی ـ عروقی و همچنین BMI بالا در تعداد قابل توجهی از بیماران مبتلا به پسوریازیس تحت درمان بیولوژیک و تأثیر BMI بر پاسخ به درمان، مداخلات بهمنظور رساندن BMI این افراد به سطح مطلوب لازم میباشد.
فرناز ولیزاده،
دوره 16، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
اونیکومایکوزیس یکی از شایعترین عفونتهای قارچی انسانی است که ناخنهای دست و پا را درگیر میسازد و حدود ۵۰ درصد از موارد ناخندردهای مزمن را شامل میشود. این بیماری میتواند توسط گونههای مختلفی از درماتوفیتها، قارچهای مخمری (بهویژه Candida spp.) و قارچهای کپکی غیرمشتق از درماتوفیت ایجاد شود. عوامل خطر آن شامل سن بالا، بیماریهای زمینهای مانند دیابت، ضعف سیستم ایمنی، رطوبت مزمن و استفاده طولانیمدت از کفشهای بسته است. تشخیص دقیق اونیکومایکوزیس نیازمند معاینه بالینی همراه با آزمایشهای میکروسکوپی، کشت و در موارد پیشرفته، روشهای مولکولی است. درمان شامل استفاده از داروهای موضعی، سیستمیک و یا ترکیبی از هر دو است که انتخاب آن بر اساس شدت عفونت، نوع عامل بیماریزا و وضعیت بیمار انجام میشود. با توجه به نرخ بالای عود، رعایت نکات پیشگیرانه و پیگیری درمان کامل اهمیت زیادی دارد. این مقاله با مروری جامع بر اپیدمیولوژی، علائم بالینی، عوامل بیماریزا، روشهای تشخیص و درمان، چشماندازی از چالشهای موجود در مدیریت اونیکومایکوزیس ارائه میدهد.
مهری سیدموسوی، علیرضا همایونی، سیدهطاهره فائزی، علی خانهکشی، جمال صادقی،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی ـ رفتاری بر نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد زنان مبتلا به لوپوس است.
روش اجرا: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پس آزمون و پیگیری دو ماهه همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه بیماران زن مبتلا به لوپوس تشکیل دادند که برای مشاوره و درمان لوپوس به انجمن لوپوس در سال 1402 مراجعه کرده بودند. از بین آنها 30 نفر داوطب واجد شرایط به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروههای مداخله و گواه قرار (هر گروه پانزده نفر) گرفتند. ابزارهای استفاده شده در پژوهش پرسشنامه نارسایی هیجانی تورنتو بگبی و همکاران (1994) بود. گروه مداخله درمان شناختی ـ رفتاری را طی هشت جلسه، هفتهای یک بار دریافت کرد. تحلیل دادههای پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0 به کمک نسخه 27 نرمافزار SPSS صورت گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد اثر زمان و اثر گروه و اثر متقابل زمان و گروه بر نمرات نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد معنادار بود (001/0P<). در گروه مداخله تفاوتی معنادار بین نمرات نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد در مراحل پیشآزمون و پس آزمون و نیز پیش آزمون و پیگیری وجود داشت (001/0P<). در حالی که در متغیرهای مذکور تفاوت معناداری بین پس آزمون و پیگیری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش، درمان شناختی ـ رفتاری به زنان مبتلا به لوپوس روش مناسبی برای بهبود نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد آنان است.
پگاه تمیمی، علیاصغر قادری، پرهام تمیمی،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
در این مقاله به بررسی تأثیرات درمان هورمونی یائسگی (MHT) و داروهای ضدبارداری خوراکی بر خطر ابتلا به ملانوما پرداخته شده است. درحالی که برخی مطالعات ارتباطی بین درمانهای هورمونی یائسگی و ملانوما یافتهاند، شواهد متناقضی ازجمله تفاوتهای فرمولاسیون داروها در کشورهای مختلف، سن شروع درمان و مدت زمان مصرف وجود دارد. بیشتر مطالعات نشان دادهاند که استفاده از داروهای ضدبارداری خوراکی با افزایش خطر ملانوما ارتباط ندارد، اگرچه عوامل محیطی مانند تابش آفتاب میتوانند در این رابطه نقش داشته باشند. بهطورکلی، بهنظر میرسد که زنان باید درمان هورمونی را براساس توصیه پزشک خود ادامه دهند و نگرانی خاصی در مورد خطر ملانوما نداشته باشند.