جستجو در مقالات منتشر شده


47 نتیجه برای درمان

مهدیه قیاثی، سیدخلیل پسته‌ای، سیدامیرحسین جوادی، سیدایمان سیحون،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1403 )
چکیده

پوست بهعنوان لایه بیرونی، بدن را در برابر عوامل خارجی محافظت میکند و زخم‌ها میتوانند بر عملکرد آن تأثیر منفی بگذارند. ترمیم زخم شامل سه مرحله التهاب، تکثیر و بازسازی است که بلافاصله پس از ایجاد آسیب آغاز میشود. همچنین برخی از عوامل مانند عفونت، چاقی و دیابت میتوانند روند طبیعی بهبودی که منجر به زخم‌های مزمن میشود را مختل کنند. درمان‌های مختلف جراحی و غیرجراحی برای مدیریت زخم‌های مزمن شامل اکسیژن‌درمانی هایپرباریک، سونوگرافی درمانی، لیزر درمانی و پیوند پوست استفاده شده است. این درمان‌ها مزایا و معایبی دارند.
اخیراً از سلول‌های بنیادی برای بهبود زخم مزمن بهعنوان یک روش درمانی استفاده میشود. سلول‌های بنیادی مزانشیمی مزایای زیادی مانند سهولت برداشت، در دسترس بودن و پتانسیل تمایزی برای سلول درمانی دارند. علاوه‌بر این، آن‌ها برخی از خواص را نشان دادند که میتواند در کاربرد بالینی ASCs (adult stem cells) مفید باشد مثل رگ‌زایی، تعدیل‌کنندگی سیستم ایمنی و بهبود بازسازی بافت. این مطالعه با جمع‌آوری داده‌ها از منابع معتبر علمی از فروردین ماه سال 1401 تا دی ماه 1402 در پژوهشکده علوم اعصاب، مرکز تحقیقات ضایعات مغزی و نخاعی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. مطالعات متعددی نشان داده است که ASCs با توجه به خصوصیات ویژه‌ای که دارند، میتوانند بهعنوان یک کاندید مناسب برای بهبود زخم باشند. هدف از این بررسی، بحث در مورد کاربرد ASCs در ترمیم و بهبود زخم بهعنوان یک استراتژی جدید در درمان مشکلات پوستی است.
آلا احسانی، امیرهوشنگ احسانی، زهرا رضوی، مینا کوهیان محمدآبادی، مهشیدسادات انصاری، زینب آریانیان، پدرام نورمحمدپور، امیرمحمد الماسی، امیرحسین رحیم‌نیا،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: با افزایش استفاده از توکسین بوتولینوم برای درمان چین و چروک‌های ناحیه گلابلا به‌خصوص در کشور ایران و قیمت نسبتاً بالای محصولات خارجی (مثل دیسپورت®)، مقایسه اثربخشی، عوارض و ماندگاری اثر بین دو برند ایرانی توکسین بوتولینوم مصپورت® و دیستون® از اهمیت زیادی برخوردار است. این مطالعه با هدف ارزیابی و مقایسه نتایج درمان با این دو دارو انجام شد.

روش اجرا: در این مطالعه مقطعی ـ توصیفی ـ گذشته‌نگر، پرونده 81 بیمار که برای درمان چین‌های متوسط تا شدید ناحیه گلابلا به بیمارستان پوست رازی مراجعه کرده بودند، بررسی شد. اطلاعات مرتبط با میزان رضایت، ماندگاری اثر و عوارض جانبی توکسین بوتولینوم مصپورت® و دیستون® ازطریق پرسش‌نامه جمع‌آوری و تحلیل شد.

یافته‌ها: میانگین رضایت‌مندی از درمان در گروه دیستون® 7 و در گروه مصپورت® 7/7 بود که تفاوت آماری معناداری بین دو گروه مشاهده نشد (142/0=P). همچنین، میانگین ماندگاری اثر برای دیستون® 5/3 ماه و برای مصپورت® 8/3 ماه گزارش شد که تفاوت معناداری نداشت. ازنظر عوارض جانبی، سردرد شایع‌ترین عارضه جانبی بود و عارضه جانبی مهمی رویت نگردید. هم‌چنین تفاوت معناداری بین دو گروه در میزان بروز عوارض مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که هر دو داروی دیستون® و مصپورت® اثربخشی و ایمنی مشابهی دارند و انتخاب میان آن‌ها می‌تواند بیشتر براساس هزینه و ترجیح بیمار یا پزشک باشد تا تفاوت‌های درمانی واقعی. پیشنهاد می‌شود مطالعات بیشتری با حجم نمونه بزرگ‌تر برای بررسی دقیق‌تر انجام شود.
آلا احسانی، سیدامیرمحمد رضائی‌مجد، امیرهوشنگ احسانی، پدرام نورمحمدپور، مینا کوهیان محمدآبادی، زهرا رضوی، مهشیدالسادات انصاری، ریحانه سیف، امیرحسین رحیم‌نیا،
دوره 15، شماره 3 - ( 8-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پیتریازیس لیکنوئید (PL)، یک بیماری پاپولواسکواموس نادر با اتیولوژی نامشخص است. از آنجایی که مطالعات جدید محدودی در این خصوص انتشار یافته، پژوهش حاضر با هدف معرفی تظاهرات کلینیکال و سیر درمان این بیماران انجام گرفت.

روش اجرا: این مطالعه مقطعی گذشته‌نگر (1402-1398) بر روی بیماران مبتلا به PL مراجعه‌کننده به بیمارستان پوست رازی که با بیوپسی از ضایعات پوستی، تشخیص آن‌ها قطعی گردید، انجام گرفت. اطلاعات پایه‌ای با استفاده از مستندات بیمارستانی و پیگیری سیر درمان نیز برمبنای اطلاعات موجود در پرونده‌ها و همچنین، پیگیری تلفنی از بیماران به‌دست آمد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار R مورد آنالیز قرار گرفت. 05/0 P<معنی‌دار درنظر گرفته شد.

یافته‌ها: مجموعا 147 بیمار مورد ارزیابی قرار گرفتند. تفاوت معنی‌داری بین دو جنس یافت نگردید (358/0=P). زیرگروه غالب بیماری، PLC (8/91%) و میانگین سن شروع بیماری 73/18±79/29 سال بود. شایع‌ترین نوع ضایعات پوستی، پاپول (4/48%) و تظاهر پوستی شایع در 58 نفر (4/32%)، درگیری جنرالیزه ‌بدن بود. بیشترین درمان مورد استفاده کورتیکواسترویید موضعی در 86 بیمار (4/52%) بود. فاصله زمانی از ابتلا تا بهبودی کامل 40/221±80/160 روز گزارش گردید. 45 نفر (6/30%) دوره‌های عود بیماری را ذکر کردند. همراهی معنی‌داری بین جنس (620/0=P)، بیماری‌های زمینه‌ای (293/0=P) و سن (876/0=P) با اثربخشی درمان یافت نگردید.

نتیجه‌گیری: با عنایت به محدودبودن اطلاعات کلینیکال مرتبط با بیماران پیتریازیس لیکنوئید، ایجاد بانک اطلاعاتی الکترونیکی و نظام رجیستری ملی این بیماری توصیه می‌شود.
شاهین حمزه‌لو، فاطمه جعفری، مریم نسیمی،
دوره 15، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پسوریازیس در موارد شدیدتر، به درمان‌های بیولوژیک نیاز دارد. تاکنون مطالعه‌ای درخصوص اندیکاسیون‌های قطعی برای انتخاب نوع و زمان شروع درمان بیولوژیک در بیماران مبتلا به پسوریازیس در ایران انجام نشده است.

روش اجرا: در این مطالعه مقطعی، تمام بیماران مبتلا به پسوریازیس تحت درمان بیولوژیک که طی شش ماه مراجعه کردند، ارزیابی شدند و اطلاعات موردنیاز ثبت و آنالیز شد.

یافته‌ها: 50 بیمار در این مطالعه تحت بررسی قرار گرفتند. 25 نفر از فتوتراپی به‌منظور درمان پسوریازیس استفاده کرده بودند (50%). تمامی آن‌ها از درمان‌های موضعی و 47 نفر از درمان‌های سیستمیک (94%) استفاده کرده بودند. آدالیموماب با 74% شایع‌ترین داروی بیولوژیک مصرفی بود. 24% بیماران از اینفلیکسیماب و 4% از اتانرسپت استفاده می‌کردند.

نتیجه‌گیری: شایع‌ترین درمان بیولوژیک در بیماران مبتلا به پسوریازیس در این مطالعه، آدالیموماب می‌باشد. با توجه به وجود ریسک‌فاکتورهای قلبی ـ عروقی و هم‌چنین BMI بالا در تعداد قابل توجهی از بیماران مبتلا به پسوریازیس تحت درمان بیولوژیک و تأثیر BMI بر پاسخ به درمان، مداخلات به‌منظور رساندن BMI این افراد به سطح مطلوب لازم می‌باشد.
فرناز ولی‌زاده،
دوره 16، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

اونیکومایکوزیس یکی از شایع‌ترین عفونت‌های قارچی انسانی است که ناخن‌های دست و پا را درگیر می‌سازد و حدود ۵۰ درصد از موارد ناخن‌دردهای مزمن را شامل می‌شود. این بیماری می‌تواند توسط گونه‌های مختلفی از درماتوفیت‌ها، قارچ‌های مخمری (به‌ویژه Candida spp.) و قارچ‌های کپکی غیرمشتق از درماتوفیت ایجاد شود. عوامل خطر آن شامل سن بالا، بیماری‌های زمینه‌ای مانند دیابت، ضعف سیستم ایمنی، رطوبت مزمن و استفاده طولانی‌مدت از کفش‌های بسته است. تشخیص دقیق اونیکومایکوزیس نیازمند معاینه بالینی همراه با آزمایش‌های میکروسکوپی، کشت و در موارد پیشرفته، روش‌های مولکولی است. درمان شامل استفاده از داروهای موضعی، سیستمیک و یا ترکیبی از هر دو است که انتخاب آن بر اساس شدت عفونت، نوع عامل بیماری‌زا و وضعیت بیمار انجام می‌شود. با توجه به نرخ بالای عود، رعایت نکات پیشگیرانه و پیگیری درمان کامل اهمیت زیادی دارد. این مقاله با مروری جامع بر اپیدمیولوژی، علائم بالینی، عوامل بیماری‌زا، روش‌های تشخیص و درمان، چشم‌اندازی از چالش‌های موجود در مدیریت اونیکومایکوزیس ارائه می‌دهد.
 
مهری سیدموسوی، علی‌رضا همایونی، سیده‌طاهره فائزی، علی خانه‌کشی، جمال صادقی،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی ـ رفتاری بر نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد زنان مبتلا به لوپوس است.

روش اجرا: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس آزمون و پیگیری دو ماهه همراه با گروه گواه بود. جامعه‌ آماری پژوهش حاضر را کلیه بیماران زن مبتلا به لوپوس تشکیل دادند که برای مشاوره و درمان لوپوس به انجمن لوپوس در سال 1402 مراجعه کرده بودند. از بین آن‌ها 30 نفر داوطب واجد شرایط به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروه‌های مداخله و گواه قرار (هر گروه پانزده نفر) گرفتند. ابزارهای استفاده شده در پژوهش پرسش‌نامه نارسایی هیجانی تورنتو بگبی و همکاران (1994) بود. گروه مداخله درمان شناختی ـ رفتاری را طی هشت جلسه، هفته‌ای یک بار دریافت کرد. تحلیل داده‌های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0 به کمک نسخه 27 نرم‌افزار SPSS صورت گرفت.

یافته‌ها: نتایج نشان داد اثر زمان و اثر گروه و اثر متقابل زمان و گروه بر نمرات نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد معنادار بود (001/0P<). در گروه مداخله تفاوتی معنادار بین نمرات نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد در مراحل پیش‌آزمون و پس آزمون و نیز پیش آزمون و پیگیری وجود داشت (001/0P<). در حالی که در متغیرهای مذکور تفاوت معناداری بین پس آزمون و پیگیری مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های پژوهش، درمان شناختی ـ رفتاری به زنان مبتلا به لوپوس روش مناسبی برای بهبود نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد آنان است.
پگاه تمیمی، علی‌اصغر قادری، پرهام تمیمی،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

در این مقاله به بررسی تأثیرات درمان هورمونی یائسگی (MHT) و داروهای ضدبارداری خوراکی بر خطر ابتلا به ملانوما پرداخته شده است. درحالی که برخی مطالعات ارتباطی بین درمان‌های هورمونی یائسگی و ملانوما یافته‌اند، شواهد متناقضی ازجمله تفاوت‌های فرمولاسیون داروها در کشورهای مختلف، سن شروع درمان و مدت زمان مصرف وجود دارد. بیشتر مطالعات نشان داده‌اند که استفاده از داروهای ضدبارداری خوراکی با افزایش خطر ملانوما ارتباط ندارد، اگرچه عوامل محیطی مانند تابش آفتاب می‌توانند در این رابطه نقش داشته باشند. به‌طورکلی، به‌نظر می‌رسد که زنان باید درمان هورمونی را براساس توصیه پزشک خود ادامه دهند و نگرانی خاصی در مورد خطر ملانوما نداشته باشند.

صفحه 3 از 3    
3
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پوست و زیبایی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb