کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
23 نتیجه برای موضوع مقاله:
نرگس بیدهندی، حمیدرضا احمدی آشتیانی، آذین آیت اللهی، سمیه یدنگی، ارکیده قربان دادرس، علیرضا فیروز،
دوره 7، شماره 4 - ( دورهی 7، شمارهی 4، زمستان 1395 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: شوره و درماتیت سبورئیک طیفی از یک بیماری پوستی مزمن هستند. در حال حاضر ترکیبات شیمیایی متعددی جهت درمان درماتیت سبورئیک موجود میباشند که استفادهی مکرر و طولانیمدت از این ترکیبات میتواند منجر به ایجاد عوارض جانبی و همچنین مقاومت دارویی شود. هدف از این مطالعه مقایسهی اثربخشی یک محلول حاوی عصارههای گیاهی با محلول کلوتریمازول 1% در درمان درماتیت سبورئیک بود.
روش اجرا: بیست داوطلب (12 مرد و 8 زن) 20 تا 40 ساله مبتلا به درماتیت سبورئیک وارد مطالعه شدند. شرکتکنندگان بهصورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. یک گروه تحت درمان با محلول حاوی عصارههای گیاهی مریم گلی، آویشن، روغن درخت چای، اسطوخدوس، بید، رزماری و آلوئهورا قرار گرفته و گروه دیگر توسط محلول کلوتریمازول 1% درمان شدند. شرکتکنندهها از محلولها بهصورت سه بار در هفته به مدت چهار هفته استفاده کردند. بیماران قبل از ورود به مطالعه، دو هفته و چهار هفته بعد از شروع مصرف محلول ازطریق معاینهی بالینی، اندازهگیری pH و سبوم پوست سر و تعداد شورهها ارزیابی شدند. در انتهای مطالعه هر یک از شرکتکنندهها فرم مخصوص رضایت از درمان را نیز پرکردند.
یافتهها: گروهی که تحت درمان با محلول حاوی عصارههای گیاهی قرار گرفته بودند در مقایسه با گروهی که توسط با کلوتریمازول درمان شدند کاهش قابل توجهی در میزان پوستهریزی، قرمزی، خارش و تعداد شوره داشتند (05/0P<). میزان رضایت بیماران در گروهی که تحت درمان با عصارههای گیاهی قرار گرفته بودند بهطور قابل توجهی بالاتر بود (60% در مقابل 10%).
نتیجهگیری: محلول حاوی عصارههای گیاهی میتواند نقش مؤثری در درمان شوره و کنترل علائم درماتیت سبورئیک داشته باشد.
نازی سلجوقی، رقیه جبرئیلی، ستاره تهرانی، معصومه یارجانلی، سپیده تهرانی، فروغ قائدی،
دوره 7، شماره 4 - ( دورهی 7، شمارهی 4، زمستان 1395 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آکنه ولگاریس بیماری شایع پوستی است که هماکنون مصرف ایزوترتینوئین خوراکی درمان آنرا متحول کرده است. مصرف آن ممکن است برروی سطح هورمونهای جنسی و قاعدگی در بیماران مبتلا به آکنهی شدید تأثیر بگذارد. هدف این مطالعه، ارزیابی اثرات ایزوترتینوئین خوراکی برروی سطح هورمونهای جنسی و قاعدگی در بیماران زن مبتلا به آکنه شدید میباشد.
روش اجرا: در این مطالعهی قبل و بعد از درمان (before and after treatment) 50 بیمار مبتلا به آکنه ولگاریس شدید که در سال 95-1394 به درمانگاه پوست بیمارستان امیرالمؤمنین(علیهالسلام) مراجعه کردند و دارای معیارهای ورود به مطالعه شامل سن بیش از 18 سال و کمتر از 50 سال، ابتلا به آکنه التهابی کیستیک یا ندولی و شدید و نداشتن بیماری زمینهای مخدوشکننده و فاقد معیارهای واردنشدن به مطالعه شامل بارداری، شیردهی و یائسگی بودند مورد بررسی قرار گرفتند. دز داروی مورد تجویز برای بیماران 5/0 میلیگرم بهازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز بهمدت سه ماه بود. قبل از مصرف دارو، سه ماه بعد از درمان با ایزوترتینوئین خوراکی سطح سرمی هورمونهای luteinizing hormone (LH)،
follicle stimulating hormone (FSH)، استرادیول و تستوسترون تام و آزاد اندازهگیری و مقایسه شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 1/7+0/26 سال و 10% بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (polycystic ovary syndrome [PCOs]) بودند. سی و سه نفر (66%) از بیماران در طول مصرف ایزوترتینوئین خوراکی تغییری در عادت ماهیانه نداشتند ولی 6% به اولیگومنوره، 8% به آمنوره، و 20% به دیسمنوره مبتلا شدند. میانگین سطح سرمی LH قبل از درمان افزایش معنیداری نسبت به قبل از درمان داشت (001/0=P)، ولی در سطح سرمی هورمونهای FSH، استرادیول، تستوسترون توتال و آزاد قبل و بعد از درمان اختلاف معنیداری مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که مصرف ایزوترتینوئین خوراکی با تأثیر بر عملکرد تخمدانها باعث افزایش سطح هورمون LH و تغییر در قاعدگی میشود.
سارا هاشمی، علیاکبر یحیایی،
دوره 9، شماره 3 - ( پاییز 1397، دورهی 9، شمارهی 3 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پوست از بدخیمیهای شایع در دنیا است که با ناتوانیهایی همراه است. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش ایمنسازی در برابر استرس بر کیفیت زندگی و امید به زندگی در مبتلایان به سرطان پوست انجام شد.
روش اجرا: پژوهش از نوع مطالعات نیمهآزمایشی با پیشآزمون ـ پسآزمون پیگیری با گروه آزمایش و کنترل بود. از میان مردان مبتلا به سرطان پوست مراجعهکننده به مرکز بالینی نگاه شهر ساوه در سال 1396، 30 نفر تصادفی انتخاب شده و بهصورت تصادفی در دو گروه 15 نفری تقسیم شدند. شش جلسهی آموزشی در هفته برگزار شد. آزمودنیها در آغاز و پایان طرح پرسشنامههای کیفیت زندگی و امید به زندگی را پر نمودند. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین نمرات در گروه آزمایش تفاوت معناداری نسبت به گروه کنترل نشان داد (001/0P<). آزمودنیهای گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل بهطور معناداری نمرات بهتری داشتند که اثربخشی مداخله را نشان داد.
نتیجهگیری: آموزش ایمنسازی در برابر استرس میتواند بهعنوان مداخلهای مفید و کاربردی در درمان روانشناختی مبتلایان به سرطان پوست و افزایش کیفیت زندگی و امید به زندگی آنها بهکار رود.
راحله احمدی، ایلناز سجادیان، فریبا جعفری،
دوره 10، شماره 1 - ( بهار 1398، دورهی 10، شمارهی 1 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ویتیلیگو اختلال رنگدانهای پوست است که تأثیر زیادی بر روان بیماران دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر اضطراب، افسردگی و میل به خودکشی زنان مبتلا به ویتیلیگو اجرا شد.
روش اجرا: این پژوهش نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری یک ماهه بود. جامعهی آماری کلیهی زنان (تعداد ۸۰ نفر) مبتلا به بیماری پوستی ویتیلیگو مراجعهکننده به مرکز تحقیقات پوست و سالک دانشگاه اصفهان در سال 1397 بود که از بین آنها با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس ۳۰ نفر انتخاب بهصورت تصادفی در در دو گروه درمانی قرار گرفتند و به پرسشنامههای اضطراب و افسردگی بیمارستانی Zigmond & Smith (۱۹۸۳) و افکار خودکشی Beck (۱۹۹۷) در سه مرحلهی پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری پاسخ دادند. گروه آزمایش در 8 جلسهی گروهی 60 دقیقهای جلسه درمان مبتنی بر شفقت براساس بسته درمانی Gilbert & Neff 2009: شرکت کردند اما گروه کنترل تا پایان مرحلهی پیگیری هیچ مداخلهای دریافت نکردند.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس اندازههای تکراری حاکی از آن بود که درمان مبتنی بر شفقت میتواند در بیماران مبتلا به ویتیلیگو بهعنوان یک شیوهی درمانی در کاهش اضطراب، افسردگی و میل به خودکشی مطرح گردد.
نتیجهگیری: میتوان از درمان مبتنی بر شفقت برای کاهش اضطراب، افسردگی و میل به خودکشی در این بیماران استفاده کرد.
حمیدرضا احمدی آشتیانی، علیرضا فیروز، حسین رستگار، امیرحسین عسکریپور،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 98، دوره 10، شمارهی 4 1398 )
چکیده
زخم بهصورت گسستگی در ساختار و عملکرد پوست تعریف میشود. به زخمهایی که با روند ترتیبی و زمانی ترمیم زخم بهبود پیدا نکرده و بیش از 3 ماه بهبود نمییابند زخم مزمن گفته میشود. ترمیم زخمهای دیابتی با توجه به مزمنبودن این نوع از زخم؛ بهمعنی توقف فرایند بهبودی در یکی از فازهای سهگانهی ترمیم زخم (هموستاز/التهابی، بازآرایی، تولید و تمایز بافتی) فرایندی پیچیده است که منجر به شکست و تکرارپذیری درمان میشود، از اینرو درمان زخمهای دیابتی چالشی مهم برای نظام سلامت میباشد. با شناخت تواناییهای سلولهای بنیادی در ترمیم بافتهای مختلف، بهکارگیری این سلولها یا مشتقات استخراجشده از آنها در کانون توجه درمانگران و محققان قرار گرفته است. با توجه به فقدان درمان و دستورالعمل کارآمد برای درمان این نوع از زخم دیابتی، با درنظرگرفتن روشها و درمانهای موجود و ظهور داروهای بازسازیکننده (Regenerative medicine) و درمانهای مبتنی بر سلولهای بنیادی در حوزهی زخم، بستری جدید و امیدوارکننده برای درمان این نوع زخم فراهم آمده و پژوهشهای فراوانی در ارتباط با آن در حال انجام است. در این مقاله به معرفی و بررسی اجمالی روشهای جدید درمانی مبتنی بر سلولهای بنیادی پرداخته میشود.
حمیدرضا احمدی آشتیانی، امیررضا نوری گرمرودی، علیرضا فیروز،
دوره 11، شماره 2 - ( دوره 11، شمارهی 2 1399 )
چکیده
به هر نوع گسستگی بافت، زخم گفته میشود که میتواند در پوست، بافت همبند یا مخاط ایجاد شود. پس از بروز زخم، فرایند التهاب، تغییر وضعیت سیستم ایمنی و همچنین فرایند ترمیم پوست فعال میشوند. ارائهی فراوردهای که بتواند فرایندهای فوق را در جهت ترمیم مطلوب قرار دهد بسیار کارا خواهد بود. مطالعات نشان داده است که فرآوردههای آلوئهورا با داشتن اثراتی همچون افزایش تولید کلاژن، خاصیت آنتیاکسیدانی و داشتن خاصیت آبرسانی، گزینهی بسیار مناسبی از این نظر هستند.
گیاه آلوئهورا بهطور عمده در مناطق خشک رشد نموده که میتواند باعث استقبال از این نوع از فراوردهها در بسیاری از نقاط جهان شود. همچنین استفاده از گیاهان دارویی هزینهی نظام سلامت را تا حدی کاهش میدهد. آلوئهورا گیاهی است که در فرایند کاشت، داشت و برداشت هزینهی زیادی ندارد و علاوهبر آن سازگاری فراوردههای آلوئهورا با انواع فرمولاسیونها، فرمولاتورها را ترغیب به استفاده از آن در صنعت داروسازی و آرایشی بهداشتی میکند.
در این مطالعهی مروری به موارد استفادهی آلوئهورا در زخم و برخی بیماریهای پوستی پرداخته خواهد شد.
ملاحت خاطری رودبرده، ناهید حسنزاده نعمتی،
دوره 11، شماره 4 - ( دوره 11، شمارهی 4 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیبهای پوستی میتواند عملکرد حیاتی آن را که محافظت از انسانها در برابر عوامل بیماریزا میباشد، دچار اختلال کند لذا تولید یک زخم پوش مناسب برای ترمیم پوست همواره از چالشهای محققین است. هدف از این مطالعه تولید یک فیلم هیدروژلی برای کاربرد بهعنوان زخم پوش بود.
روش اجرا: در تحقیق حاضر فیلمی هیدروژلی از جنس پلیوینیل الکل/هیالورونیک اسید/نانو اکسید روی بهمنظور کاربرد بهعنوان زخم پوش ساخته شد. برای این منظور سه فیلم با درصدهای متفاوت از ترکیبات ذکرشده با استفاده از روش ریختهگری حلال تهیه گردید. نمونههای سنتز شده با استفاده از آزمونهای FTIR، SEM، XRD، MTT و آزمون کشش ارزیابی شدند.
یافتهها: بررسی مورفولوژی نمونهها نشان داد که افزایش نانوذرات اکسید روی منجر به ایجاد تخلخل و رشد اندازه آنها در فیلمها شد. همچنین مشخص گردید که درصد ازدیاد طول فیلمها با افزایش نانو ذرات اکسید روی و هیالورونیک اسید افزایش یافته است. میزان درصد ازدیاد طول بهترتیب برای کمترین مقدار نانواکسید روی تا بیشترین (5، 10 و 15 درصد وزنی) بهترتیب برابر با ۱۵۹%، ۱۶۶% و ۲۳۰% بود. مطالعه MTT حاکی از زندهمانی سلولی بالای ۸۰% بر هر سه فیلم بود.
نتیجهگیری: فیلم حاوی ۱۵% اکسید روی میتواند گزینهی مناسبی برای کاربرد در ساخت زخمپوشها و مهندسی بافت پوست باشد.
بهاره نوروزی،
دوره 12، شماره 4 - ( دوره 12، شماره 4 1400 )
چکیده
امروزه متابولیتهای ارزشمند ریزجلبکها در تولید بسیاری از محصولات آرایشی بهداشتی کاربرد عمدهای دارد؛ چراکه زیستتوده جلبکها حاوی رنگدانهها، پروتئینها، اسیدهای چرب ضروری، پلیساکاریدها، ویتامینها و مواد معدنی است که همگی در تهیه مواد طبیعی هم بهعنوان غذا و هم در لوازم آرایشی مورداستفاده هستند. درواقع این متابولیتهای ثانویه با اثرات ضدلک و ضدمیکروبی، ضدپیری، ضدآفتاب و سفیدکننده پوست میتوانند پوست را ترمیم و التیام بخشیده و از پوست در برابر آسیب اشعه فرابنفش محافظت و از التهاب جلوگیری نماید. محصولات آرایشی موجود را میتوان در بسیاری از موارد با محصولات آرایشی مشتقشده از ریزجلبکها که سازگار با محیط زیست و همینطور ایمن هستند، جایگزین کرد. اثرات ریزجلبکها و محصولات غذایی مشتقشده از آنها در مطالعات مختلف تغذیهای در سراسر جهان آزمایش شده است. با این حال، مطالعات بسیار کمی در مورد کاربردهای آرایشی آنها وجود دارد؛ لذا در این مقاله مروری سعی گردید به بررسی چندین گونه ریزجلبک، روشهای کشت، استفاده از زیستتوده و مولکولهای زیستفعال مشتقشده از ریزجلبکها در تولید محصولات ضدپیری، ضدآفتاب و سفیدکننده پوست در فرمولاسیون ترکیبات آرایشی بپردازد.
سیدهصبا شریفزاده، انسیه لطفعلی، نارگل نوین، شایان نوروزی، فریناز عزیزی،
دوره 13، شماره 1 - ( دوره 13، شماره 1 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: لیکنپلان دهانی یک بیماری ایمونوپاتولوژی پوستی مخاطی مزمن است که بهطور شایع مخاط دهان را درگیر میکند. ازطرفی کاندیدا آلبیکنس شایعترین پاتوژن مرتبط با کاندیدیازیس دهانی است. هدف این مطالعه تعیین اثر طول موج لیزر کمتوان 810 نانومتر بهعنوان کمکی در درمان کاندیدا آلبیکنس مقاوم به نیستاتین در بیماران لیکنپلان دهان است.
روش اجرا: در این مطالعه 5 ایزوله ک.آلبیکنس مقاوم به نیستاتین و یک گونه ک.آلبیکنس استاندارد آزمایش شدند. تست حساسیت دارویی براساس CLSI- M27-A3 انجام شد و نشان داد که این ایزولهها به نیستاتین مقاوم بودند. سوسپانسیون قارچی با رقت 5/0 مکفارلند در مواجهه با لیزر دایود با طول موج 810 نانومتر و انرژی دانسیته j/cm38/20 با زمان 20 ثانیه قرار گرفت. برای هر گروه نتایج حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) ثبت گردید.
یافتهها: طول موج لیزر باعث کاهش معنیدار کلونی ک.آلبیکنس مقاوم به نیستاتین شد (001/0P<). میزان MIC بعد از مواجهه با لیزر کاهش معناداری پیدا نکرد.
نتیجهگیری: تابش لیزر باعث کاهش تعداد کلونیهای ک.آلبیکنس مقاوم به نیستاتین میشود؛ اما این تأثیر لزوماً در میزان MIC تغییری ایجاد نمیکند. دندانپزشکان دقت کنند در موارد مواجهه با گونههای مقاوم به درمان کاندیدا، لیزر دایود کمتوان با طول موج 810 نانومتر میتواند در کاهش کلونیها و پاسخدهی بهتر به درمان استاندارد نقش داشته باشد.
بهاره نوروزی،
دوره 13، شماره 2 - ( تابستان 1401، دوره 13، شماره 2 1401 )
چکیده
یکی از مهمترین وظایف پوست، محافظت در برابر عوامل استرسزای مختلف است. محرکهای محیطی مانند اشعه فرابنفش و آلودگیهای محیطی، گونههای فعال اکسیژن را افزایش میدهند و موجب چین و چروک و پیری پوست میشوند. پیری پوست با کاهش تولید کلاژن و کاهش فعالیت آنزیمهای دخیل در ساختار کلاژن مرتبط است. مواد شیمیایی مرطوبکننده موجب افزایش قدرت پوست در حفظ آب میشوند؛ اما استفاده طولانیمدت از آنها میتواند اثرات نامطلوبی روی پوست انسان مانند حساسیت و حتی اثرات تومورزایی به همراه داشته باشد درنتیجه، بهرهبرداری از منابع بیولوژیکی، بهویژه ارگانیسمهای فتوسنتزکننده مانند سیانوباکتریها، بهعنوان جایگزینهای ایمن رو به افزایش است. مکانیسم سیانوباکتریها برای مقابله با تابش اشعه فرابنفش، سنتز ترکیبات ضدفرابنفش مانند اسیدهای آمینه شبیه مایکوسپورین و سیتونمین است؛ علاوهبر آن اگزوپلی ساکاریدهای تولیدشده توسط برخی گونههایی که در زیستگاههای بیش از حد خشک زندگی میکنند، میتوانند در محصولات آرایشی و بهداشتی بهعنوان مرطوبکننده استفاده شوند. در این بررسی، پتانسیل متابولیتهای سیانوباکتری را بهعنوان منابع جایگزین برای ضدآفتابها و مرطوبکنندهها معرفی میکنیم.
آتوسا اسداللهی، بهاره نوروزی، مهسا فتاحی،
دوره 13، شماره 4 - ( دوره 13، شماره 4 1401 )
چکیده
ریزجلبکها موجودات فتوسنتزی هستند که در نتیجه قرارگرفتن دائمی در شرایط استرس مانند دمای بالا یا پایین، شوری بالا، فشار اسمزی، اکسیداسیون نور و اشعه فرابنفش، حاوی ترکیبات فعال با ارزشی در محصولات آرایشی بهداشتی هستند. محصولات آرایشی موجود را میتوان با محصولات آرایشی مشتقشده از ریزجلبکها که سازگار با محیط زیست و ایمن هستند، جایگزین کرد و در فرمولاسیونهای موضعی مواد آرایشی مراقبت از پوست مانند مرطوبکننده، ضدچروک، ضدپیری و عامل ضدآکنه گنجاند. علاوهبر این، از عصاره این ریزجلبکها برای ساخت کرمهای ضدآفتاب برای درمان اختلالات رنگدانهای پوست و بهبود زخمها استفاده گسترده میشود؛ به طوری که اکنون اکثر لوازم آرایشی تجاری، دارای طیف وسیعی از ترکیبات طبیعی مستخرج از سیانوباکتریها هستند که منجر به افزایش خواص آنتیاکسیدانی، احیاکننده، مرطوبکننده، محافظتکننده و درخشانکننده، هم برای مو و هم برای پوست هستند. در این مقاله مروری، کاربردهای آرایشی عصاره و پودر خشکشده سیانوباکتریها در بهبود ظاهر و سلامت پوست و تجزیه و تحلیل معیار آرایشی اسپیرولینا مورد بحث قرار گرفته است.
میثاق نوروزی، حمیدطاهر نشاط دوست، فریبا جعفری،
دوره 14، شماره 2 - ( دوره 14، شماره 2 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی رواندرمانی مبتنیبر بهبود کیفیت زندگی بر افسردگی و عزت نفس زنان مبتلا به ویتیلیگو انجام شد.
روش اجرا: پژوهش حاضر از نوع نیمهآزمایشی (پیشآزمون ـ پسآزمون با پیگیری و گروه کنترل) بود که با استفاده از طرح پیشآزمون ـ پسآزمون با پیگیری با گروه کنترل انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به بیماری پوستی ویتیلیگو مراجعهکننده به مرکز تحقیقات بیماریهای پوستی و سالک اصفهان بود که در این میان تعداد 20 نفر با روش نمونهگیری دسترس انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه کنترل (10 نفر برای هر گروه) جایگزین شدند. هر دو گروه پرسشنامههای افسردگی بک (1996) و عزتنفس روزنبرگ (1965) را بهعنوان پیشآزمون تکمیل و پس از اتمام دوره هشت جلسهای رواندرمانی مبتنیبر بهبود کیفیت زندگی (هفتهای یک جلسه ۹۰ دقیقهای به مدت هشت هفته) مجدداً پسآزمون و یک ماه بعد پیگیری برای گروه کنترل و آزمایش اجرا شد. دادههای گردآوریشده با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر در نرمافزارSPSS مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: براساس یافتههای تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر مشخص شد که رواندرمانی مبتنیبر بهبود کیفیت زندگی میانگین، نمرات افسردگی را کاهش و عزتنفس زنان مبتلا به ویتیلیگو را افزایش داد.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه رواندرمانی مبتنیبر بهبود کیفیت زندگی بر افسردگی و عزتنفس زنان مبتلا به ویتیلیگو تأثیر دارد؛ لذا آموزش این رویکرد درمانی بهعنوان یک روش مداخلهای مؤثر برای کاهش افسردگی و افزایش عزتنفس زنان مبتلا به ویتیلیگو توصیه میشود.
بهاره نوروزی، مهسا فتاحی، محمدامین جهانگیرزاده،
دوره 14، شماره 2 - ( دوره 14، شماره 2 1402 )
چکیده
ریزجلبکها گروهی متنوع از میکروارگانیسمهای یوکاریوتی و پروکاریوتی فتوسنتزکننده در اشکال و اندازههای مختلف هستند که با قرارگرفتن در شرایط استرسزا تکامل یافته و مکانیسمهایی در جهت حفظ بقای خود ابداع نمودهاند. تولید ترکیبات بیوشیمیایی منحصربهفرد تحت عنوان ترکیبات زیستفعال یکی از این مکانیسمها است. این ترکیبات ترمیمکننده و التیامدهنده پوست هستند و از پوست در برابر آسیبهای ناشی از عوامل مختلف محافظت میکنند و در بسیاری از موارد، از این محصولات در درمان بیماریها و فرمولاسیونهای آرایشی استفاده میکنند. امروزه محصولات آرایشی مشتقشده از ریزجلبکها که سازگار با محیط زیست و ایمن هستند، جایگزین محصولات موجود در بازار شدند. در این مقاله مروری، پتانسیل بسیاری از گونههای ریزجلبک و مولکولهای زیستفعال مشتقشده از آنها در تولید مواد آرایشی بهداشتی مورد بحث قرار میگیرد. علاوهبر آن با ارائه محصولات میکروجلبک فعلی در بازار جهانی لوازم آرایشی، اهمیت این موجودات را در استفاده از ریزجلبکها در تولید لوازم آرایشی با کیفیت برجستهتر میسازد و درنهایت هم با ارائه پیشنهاداتی ازقبیل کپسولهسازی رنگدانهها برای افزایش مقاومت و پایداری رنگدانهها، کاربرد بیشتر آنها را در صنایع آرایشی در آینده متصور میسازد.
ناهید حسنزاده نعمتی، کیمیا رضائیمقدم،
دوره 15، شماره 1 - ( دوره 15، شماره 1 1403 )
چکیده
در سالهای اخیر، حوزه پوست زیبایی شاهد پیشرفتهای چشمگیری در توسعه مواد و تکنیکهای نوآورانه با هدف افزایش زیبایی پوست و معکوسکردن علائم پیری بوده است. یکی از این پیشرفتها، ساخت و شناسایی فیلرها براساس ترکیبی از هیالورونیک اسید و پلیکاپرولاکتون است. این دسته از فیلرهای نوظهور بهدلیل خواص منحصربهفرد و عملکرد استثنایی خود در جوانسازی پوست و کانتورینگ صورت، محبوبیت زیادی بهدست آوردهاند.
در مطالعه حاضر برای رسیدن به هدف با مراجعه به متون منتشرشده در پایگاههای اطلاعاتی Civilica، Pubmed، Google scholar، Science Direct و SID اطلاعات مربوط به فیلرهای پوستی و تأثیرات استفاده از هیالورونیک اسید و پلیکاپرولاکتون در آنها جمعآوری شد و نتایج آنها مورد بررسی قرار گرفت. در مطالعه حاضر، با مرور بر مقالات موجود سعی بر آن بوده است که مزیتها و معایب استفاده از هیالورونیک اسید و پلیکاپرولاکتون و واقعیت تأثیرگذاری آنها بر ماندگاری فیلر و خواص تزریقپذیری آن موردبررسی قرار گیرد.
نتایج تحقیقات بسیاری از متخصصان و نتیجه حاصل از این مطالعه در حوزه فیلرهای زیبایی نشان میدهد که استفاده توأم از هیالورونیک اسید و پلیکاپرولاکتون بهعنوان دو ماده قدرتمند و موردبحث در حوزه زیبایی، حاکی از تأثیر مثبت این فیلرها بوده است بنابراین، با سرمایهگذاری در تحقیقات، میتوان درک و کاربرد فیلرهای هیالورونیک اسید / پلیکاپرولاکتون را پیش برد که منجر به بهبود درمانهای زیبایی پوست و افزایش رضایت بیمار میشود.
بهاره نوروزی، محمد جباری، زینب یاسین،
دوره 15، شماره 1 - ( دوره 15، شماره 1 1403 )
چکیده
روزانه در سراسر جهان، ۱۶۰۰۰ مرگ بهدلیل آسیبدیدگی ناشی از زخم رخ میدهد که این امر، منجر به افزایش نگرانی در کشورهای با درآمد کم و متوسط شده است. امروزه با افزایش تقاضای مصرفکنندگان برای استفاده از ترکیبات بیولوژی طبیعی بهجای استفاده از ترکیبات شیمیایی مضر و سرطانزا، جلبکها بهعنوان یک جایگزین مؤثر بالینی پوست به بازار معرفی شدند. در واقع سهولت کشت و نیازهای غذایی کم، پلیساکاریدهای جلبکی را به جایگزینی جذاب برای پانسمانهای پیشرفته زخم تبدیل کرده است. میکرو و ماکروجلبکها، منبع جدیدی از پلیمرهای ساکاریدی زیستی برای بهبود و ترمیم زخم هستند. ماهیت آبدوست این پلیمرها بهدلیل ظرفیت بهدامانداختن مولکولهای آب در ساختار خود، هیدروژلهایی را میسازد که توانایی جذب و آزادسازی مایع بالایی دارند.
در این مقاله مروری، با مطالعه آخرین مقالات به بررسی برخی از پلیساکاریدهای جلبکها که بهعنوان پانسمان ترمیم زخم بسیار پرکاربرد هستند پرداخته میشود؛ مانند آلژیناتها، فوکوئیدانها، کاراگینانها، لامینارین، آگار ـ آگار و اولوان. این ترکیبات نهتنها بهعنوان بیومواد کاربردی برای تحویل کنترلشده دارو کاربرد دارند، بلکه برای تثبیت سلولی و آمادهسازی داربست برای مهندسی بافت نیز استفاده میشوند.
پروانه دلکآبادی، سارا هاشمی،
دوره 15، شماره 2 - ( دوره 15، شماره 2 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ویتیلیگو بهعنوان یکی از شایعترین اختلالات تولید رنگدانهای پوست، پیامدهای روانی ـ اجتماعی قابلتوجهی برای بیماران به همراه دارد؛ لذا کشف مسیرها و متغیرهای تأثیرگذار بر سلامت روان در این افراد مهم است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش واسطهای شرم درونیشده در رابطه بین اجتناب شناختی و دشواریهای بین فردی در پیشبینی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ویتیلیگو انجام گرفت.
روش اجرا: پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام بیماران مبتلا به ویتیلیگو بیمارستان رازی تهران بودند که 170 نفر به روش هدفمند براساس معیارهای ورود انتخاب و وارد مطالعه شدند. از پرسشنامههای اجتناب شناختی سکستون و داگاس، مشکلات بین فردی بارخام، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و شرم درونیشده کوک استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با آزمون ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر با استفاده از نسخه 26 نرمافزار SPSS و PLS انجام شد.
یافتهها: براساس نتایج متغیر شرم درونی در ارتباط بین مشکلات بین فردی با کیفیت زندگی بهعنوان یک متغیر میانجی نسبی شناخته شد؛ اما در مسیر بین اجتناب شناختی با کیفیت زندگی اثری نشان نداده و مسیر اجتناب شناختی با کیفیت زندگی و شرم درونی بهعنوان متغیر میانجی در سطح معنیداری کمتر از 05/0 معنیدار نبود.
نتیجهگیری: متخصصان سلامت روان میتوانند در مداخلات با درنظرگرفتن نقش شرم درونی بین عوامل بررسیشده، نقش مهمی در کمک به بیماران ویتیلیگو برای عبور از چالشها، بهبود وضعیت سلامت روان و بهزیستی ایفا کنند.
الهام رضائی جاریحانی، ناهید حسنزاده نعمتی،
دوره 15، شماره 3 - ( دوره 15، شماره 3 1403 )
چکیده
پیری و ایجاد چین و چروکها در قسمت صورت و گردن فرآیندهای طبیعی هستند که در طول زندگی فرد رخ میدهند. امروزه برای درمان این خطوط صورت تکنیکهای مختلفی وجود دارد. با درنظرگرفتن خطرات و عوارض جراحیهای زیبایی، تکنیک لیفت صورت، پیشنهاد داده میشود. در مطالعه حاضر، با مراجعه به متون علمی معتبر منتشرشده در پایگاههای اطلاعاتی Pubmed،Google Scholar، Science Direct و Web Of Science اطلاعات مربوط به عمل لیفتینگ با نخ پلیمری برای بهبود ظاهر صورت افتاده و پتوز جمعآوری و در بررسیهای انجامشده، مشاهده شد که نخهای پلیمری زیستتخریبپذیر، در موقعیت هدف، سبب تحریک و کلاژنسازی پوست میشوند و بیشتر مورد توجه بیماران و پزشکان قرار گرفتهاند. طی لیفت صورت با نخ پلیمری، بیمار دچار عوارض کمتری نسبت به روشهای سنتی میشود. استفاده از نخهای لیفتینگ با خارهای سطحی و قابلیت زیستتخریبپذیر، برای لیفت بافت نرم صورت بهدلیل بهبودی سریع و هزینه کم، محبوب و جذاب بهشمار میآیند. هرچند با وجود عوارض کم این روش، برخی از بیماران بعد از لیفت، به دلیل نارضایتی از ظاهر خود تصمیم به برداشتن نخهای لیفتینگ داشتهاند. امروزه انواع مختلفی از نخهای قابل جذب در بازار موجود است که ترکیبات مختلف و بسته به محل مورد استفاده طراحی مختلفی دارند. در این مطالعه نخهای زیستتخریبپذیر پلیدیوکسانون (PDO)، پلیکاپرولاکتون (PCL) و پلیلاکتیکاسید (PLLA) بحث خواهد شد.
بهاره نوروزی، زهرا نصیری، زهرا عطار، فاطمه قنبرپور،
دوره 15، شماره 4 - ( دوره ۱۵، شماره 4 1403 )
چکیده
کیتین و کیتوزان مستخرج از قارچها، قادر به التیام زخمها هم در شرایط آزمایشگاهی و هم در شرایط داخل بدن موجود زنده هستند. در مدلهای زنده، ازجمله حیوانات و انسانها، این متابولیتها با مهار پاتوژنها، فعالیت آنتیاکسیدانی، تعدیل پاسخ التهابی، مرطوبکردن محیط زخم، ترویج تکثیر و مهاجرت فیبروبلاستها و کراتینوسیتها، افزایش سنتز کلاژن، اپیتلیالسازی مجدد و رگزایی تأثیر مثبتی بر بهبود زخم دارند. با توجه به اهمیت بالای پپتیدها و پلیساکاریدهای مشتقشده از قارچها، هدف از این مقاله مروری این است تا پتانسیل پلیساکاریدها و پپتیدهای بهدستآمده از قارچها (مخمرها، میکروقارچها و قارچهای رشتهای) در ترمیم زخم در شرایط آزمایشگاهی و داخل بدن بهطور جامع بررسی شود. به همین دلیل جستوجو از از پایگاههای علمی مهم و شاخص مانند Web of Science،
Google Scholar، Wiley، Elsevier، Taylor and Francis، BMC Springer وMDPI با جستوجوی عبارات کلیدی مانند پلیساکارید، گلوکان، مانان، کیتوزان، پپتید، قارچها، مخمرها، ماشرومها، میکروقارچهای رشتهای یا کپکها، ترمیم زخم و پانسمان زخم انجام شد. نتایج نشان داد که پیشرفتهای مهمی در زمینه پانسمانهای پیشرفته زخم با استفاده از مشتقات شیمیایی اصلاحشده کیتوزان به دست آمده که بهبود قابلتوجهی در حلالیت و فعالیت ضدمیکروبی این ترکیبات ایجاد کرده است. ازسوی دیگر، تنوع در محتوای کیتین در گونههای مختلف قارچ و کشف خواص درمانی پلیساکاریدهای خارج سلولی نمایانگر آن است که انجام تحقیقات بیشتر برای شناسایی پتانسیل ترمیم زخم این ترکیبات ضروری است بنابراین، با اثبات خواص زیستپزشکی و دارویی کیتین و کیتوزان مشتقشده از قارچها در ارتقای درمانهای مدرن پزشکی و بهبود زخمها، انجام تحقیقات بیشتر میتواند به کاربردهای عملی و پیشرفت پزشکی در این زمینه منجر شود.
بهاره نوروزی، زهرا نصیری، زهرا عطار، فاطمه قنبرپور،
دوره 15، شماره 4 - ( دوره ۱۵، شماره 4 1403 )
چکیده
باکتریها منابع طبیعی متابولیتهایی هستند که خواص زیستفعال متنوعی ازجمله فعالیتهای بهبود زخم، ضداکسیداتیو، ضدباکتری، ضدقارچ، ضدالتهاب، ضددیابت و ضدسرطان را نشان میدهند. دو گروه مهم از باکتریها با پتانسیل ترمیم زخم، پلیساکاریدها و پپتیدها هستند. باکتریها، علاوهبر سلولز، پلیساکاریدهای مختلف (مانند اگزوپلیساکاریدها) با پتانسیل التیام زخم تولید میکنند. رایجترین پپتیدهای باکتریایی مورداستفاده در مطالعات بهبود زخم، باکتریوسینها و لیپوپپتیدها هستند. هدف این مقاله، مروری بر مقالات اخیر در زمینه پتانسیل ترمیم زخم در شرایط آزمایشگاه و در داخل بدن موجود زنده، توسط پلیساکاریدها و پپتیدهای بهدستآمده از باکتریها (اکتینوباکتریها، باکتریوئیدها، سیانوباکتریها، فیرمیکوتها و پروتئوباکتریها) است. به همین دلیل جستوجو در پایگاههای تحقیقاتی علمی مانند
Web of Science، Google Scholar، Wiley، Elsevier، Taylor and Francis،
BMC Springer و MDPI با کلمات کلیدی پلیساکارید، پپتید، باکتریوسینها، لیپوپپتیدها، استرپتومایسها، باکتریها، باکتریهای تولیدکننده اسید لاکتیک، سیانوباکتریها و ترمیم زخم انجام شد. نتایج کلی نشان داد که پلیساکاریدها و پپتیدها و پپتیدهای مشتقشده از باکتریها هم قدرت التیام زخم را در شرایط آزمایشگاهی و هم در شرایط داخل بدن موجود زنده نشان میدهند. در مدلهای زنده، ازجمله حیوانات و انسانها، این متابولیتها با مهار پاتوژنها، فعالیت آنتیاکسیدانی، تعدیل پاسخ التهابی، مرطوبکردن محیط زخم، ترویج تکثیر و مهاجرت فیبروبلاستها و کراتینوسیتها، افزایش سنتز کلاژن، بازسازی مجدد، اپیتلیالشدن و رگزایی تأثیر مثبتی بر بهبود زخم دارند بنابراین، پپتیدها و پلیساکاریدهای مشتقشده از باکتریها نقش بسزایی در ترمیم زخمها دارند.
فائزه روشنبخت، ناهید حسنزاده نعمتی، ندا عطاران کاخکی،
دوره 16، شماره 1 - ( دوره ۱6، شماره 1 1404 )
چکیده
عفونتهای پوستی ناشی از باکتریهای بیماریزا مانند استافیلوکوکوس اورئوس و سودوموناس آئروژینوزا بهویژه در شرایط مقاومت آنتیبیوتیکی، به چالشی جدی در حوزه درمانهای ضدباکتریایی تبدیل شدهاند. در این راستا، استفاده همزمان از ترکیبات آنتیبیوتیکی کلاسیک با نانوساختارهای پیشرفته، رویکردی نوین و مؤثر بهشمار میرود. ناراسین، یک آنتیبیوتیک یونوفور با منشأ طبیعی، به دلیل توانایی در اختلال عملکرد غشای سلولی و انتقال یونها، پتانسیل بالایی در مهار رشد باکتریها دارد. از سوی دیگر، نانوساختارهای سیلیکایی، بهویژه نانوذرات مزوپور سیلیکا، بهدلیل ویژگیهایی همچون زیستسازگاری، قابلیت بارگذاری دارو، رهایش کنترلشده و تولید گونههای اکسیژن فعال، نقش مهمی در تقویت فعالیت ضدباکتریایی ایفا میکنند.
مطالعات اخیر نشان دادهاند که ترکیب ناراسین با نانوساختارهای سیلیکا، موجب تقویت اثرات همافزای ضدباکتریایی، افزایش پایداری دارویی و بهبود نفوذ به بیوفیلمهای باکتریایی میشود. همچنین این ترکیب در کاهش دوز مصرفی و سمیت سیستمیک نیز مؤثر بوده است. با وجود نتایج امیدوارکننده در مدلهای آزمایشگاهی و حیوانی، چالشهایی نظیر ارزیابی سمیت سلولی، کنترل دقیق رهایش و نیاز به مطالعات بالینی گسترده همچنان پابرجاست.
در این مقاله، ضمن بررسی جامع ویژگیها و عملکرد ناراسین و نانوساختارهای سیلیکایی، به مکانیسمهای اثرگذاری ترکیبی آنها بر باکتریهای بیماریزای پوستی پرداخته شده و چشماندازهای آینده در توسعه درمانهای نانوبیوتکنولوژیک مرور میگردد.