کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
271 نتیجه برای موضوع مقاله:
مهری سیدموسوی، علیرضا همایونی، سیدهطاهره فائزی، علی خانهکشی، جمال صادقی،
دوره 16، شماره 2 - ( دوره ۱6، شماره 2 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی ـ رفتاری بر نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد زنان مبتلا به لوپوس است.
روش اجرا: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پس آزمون و پیگیری دو ماهه همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه بیماران زن مبتلا به لوپوس تشکیل دادند که برای مشاوره و درمان لوپوس به انجمن لوپوس در سال 1402 مراجعه کرده بودند. از بین آنها 30 نفر داوطب واجد شرایط به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروههای مداخله و گواه قرار (هر گروه پانزده نفر) گرفتند. ابزارهای استفاده شده در پژوهش پرسشنامه نارسایی هیجانی تورنتو بگبی و همکاران (1994) بود. گروه مداخله درمان شناختی ـ رفتاری را طی هشت جلسه، هفتهای یک بار دریافت کرد. تحلیل دادههای پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0 به کمک نسخه 27 نرمافزار SPSS صورت گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد اثر زمان و اثر گروه و اثر متقابل زمان و گروه بر نمرات نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد معنادار بود (001/0P<). در گروه مداخله تفاوتی معنادار بین نمرات نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد در مراحل پیشآزمون و پس آزمون و نیز پیش آزمون و پیگیری وجود داشت (001/0P<). در حالی که در متغیرهای مذکور تفاوت معناداری بین پس آزمون و پیگیری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش، درمان شناختی ـ رفتاری به زنان مبتلا به لوپوس روش مناسبی برای بهبود نارسایی هیجانی و راهبردهای مقابله با درد آنان است.
فروهه ظهیر جوزدانی، فرید محمدی،
دوره 16، شماره 2 - ( دوره ۱6، شماره 2 1404 )
چکیده
سلامت پوست و مو نه تنها بازتابدهنده سلامت کلی بدن است، بلکه نقش مهمی در زیبایی و اعتماد به نفس دارد. عوامل مختلفی مانند ژنتیک، هورمونها، محیط زیست و بهویژه تغذیه در حفظ سلامت و ظاهر پوست و مو تأثیرگذارند. ریزمغذیها شامل ویتامینها (مانند گروه B، C و E)، مواد معدنی (مثل زینک) و ترکیبات گیاهی با خاصیت آنتیاکسیدانی و ضدالتهابی (مانند استاگزانتین) نقش حیاتی در حفظ ساختار، عملکرد و ترمیم پوست و مو دارند. این مواد با تنظیم متابولیسم سلولی، کاهش آسیبهای اکسیداتیو و التهابی و تقویت سیستم ایمنی، از بروز مشکلاتی مانند خشکی پوست، ریزش مو و پیری زودرس جلوگیری و به بهبود سلامت کلی پوست و مو کمک میکنند.
پگاه تمیمی، علیاصغر قادری، پرهام تمیمی،
دوره 16، شماره 2 - ( دوره ۱6، شماره 2 1404 )
چکیده
در این مقاله به بررسی تأثیرات درمان هورمونی یائسگی (MHT) و داروهای ضدبارداری خوراکی بر خطر ابتلا به ملانوما پرداخته شده است. درحالی که برخی مطالعات ارتباطی بین درمانهای هورمونی یائسگی و ملانوما یافتهاند، شواهد متناقضی ازجمله تفاوتهای فرمولاسیون داروها در کشورهای مختلف، سن شروع درمان و مدت زمان مصرف وجود دارد. بیشتر مطالعات نشان دادهاند که استفاده از داروهای ضدبارداری خوراکی با افزایش خطر ملانوما ارتباط ندارد، اگرچه عوامل محیطی مانند تابش آفتاب میتوانند در این رابطه نقش داشته باشند. بهطورکلی، بهنظر میرسد که زنان باید درمان هورمونی را براساس توصیه پزشک خود ادامه دهند و نگرانی خاصی در مورد خطر ملانوما نداشته باشند.
آذین آیتاللهی،
دوره 16، شماره 2 - ( دوره ۱6، شماره 2 1404 )
چکیده
پیری لب انسان یکی از نشانههای طبیعی روند پیری بدن است که به مرور زمان بر اثر عواملی چون کاهش کلاژن و الاستین، قرارگرفتن در معرض نور خورشید، تنشهای محیطی و تغییرات ژنتیکی رخ میدهد. با گذشت زمان، لبها ممکن است ظاهر خود را از دست بدهند و خطوط ریز یا چین و چروکهای عمقی در اطراف لبها و خطوط لب بالا ایجاد شود. این تغییرات میتواند باعث کاهش حجم لبها و ازبینرفتن شکل طبیعی آنها گردد. علاوهبراین، خشکی و ترکخوردگی لبها از دیگر مشکلاتی است که در پیری لبها مشاهده میشود. مراقبتهای پوستی، استفاده از مرطوبکنندهها و جلوگیری از قرارگرفتن زیاد در معرض آفتاب میتواند به کندشدن این فرآیند کمک کند.
فرید محمدی، خاطره زاهدی،
دوره 16، شماره 2 - ( دوره ۱6، شماره 2 1404 )
چکیده
لیکنپلان اروزیو ژنیتالیا یک بیماری التهابی مزمن خودایمنی است که بهطور عمده نواحی ژنیتالیا را تحت تأثیر قرار میدهد و میتواند باعث درد، ناراحتی، و اختلالات سیستم ادراری ـ تناسلی و عملکرد جنسی شود. این بیماری اغلب در زنان یائسگی شایع است و همراه با بیماریهای اتوایمیون دیگر مانند ویتیلیگو و بیماری تیروئید مشاهده میشود. درمانهای معمول شامل کورتیکواستروییدهای تاپیکال و سیستمیک میباشد؛ اما چالشهای متعددی در درمان این بیماری وجود دارد، بهویژه در موارد مقاوم به درمان. این مقاله روشهای درمانی جدید و جایگزین شامل ایمونومدولاتورها و درمانهای سیستمیک، مانند تاکرولیموس، سکوکینوماب و داروهای آنتیمالاریا را بررسی کرده و اهمیت انتخاب روش درمانی مناسب برای بیماران مقاوم به درمانهای مرسوم را برجسته میکند. علاوهبراین، تأثیرات روانی این بیماری بر کیفیت زندگی بیماران و نیاز به تحقیقات چندبعدی در درمان این بیماران موردبحث قرار میگیرد.
منصور نصیری کاشانی،
دوره 16، شماره 3 - ( دوره ۱6، شماره 3 1404 )
چکیده
ـــــ
انیسه صمدی، منصور نصیری کاشانی، آذین آیتاللهی، حامد زرتاب، مریم احمدی، علیرضا فیروز،
دوره 16، شماره 3 - ( دوره ۱6، شماره 3 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: در ایران در سالهای اخیر، با افزایش تقاضا برای درمانهای زیبایی و نیاز به محصولات داخلی با کیفیت، شرکتهای متعددی اقدام به تولید بوتولینوم توکسین نوع A کردهاند. این مطالعه به بررسی و مقایسه اثربخشی بالینی و ایمنی 3 مورد از این محصولات پرداخته است.
روش اجرا: در بخش اول مطالعه اثربخشی کلی فراوردههای بوتولینوم توکسین نوع A مورد مطالعه، برای خطوط اخم، بر روی 230 شرکتکننده دریافتکننده یکی از 3 محصول داخلی، (سن 21/9±69/42 سال) در روز 30 ام بعد از تزریق در مقایسه با 230 دریافتکننده درمان استاندارد (Dysport ®) (سن 79/9±50/42 سال) مورد مقایسه قرار گرفت. در بخش دوم، مقایسه اثربخشی این سه فراورده در همین بازه زمانی و ایمنی آنها تا ماه چهارم پس از تزریق انجام شد.
یافتهها: پاسخ به درمان (حداقل دو گرید بهبودی در خطوط اخم) در مصرفکنندگان فراوردههای داخلی (6/68 درصد) نسبت به مصرفکنندگان دیسپورت (8/52%) در مطالعات هم ارزی برتری معنادار داشت (01/0P<). در مقایسه 3 گروه درمانی داخلی، تنها در درصد افراد با 2 گرید یا بیشتر بهبودی (پزشک مستقل)، توکسین شماره 2 بهبود معناداری را نسبت به دو محصول دیگر نشان داد. نوع و شیوع عوارض جانبی گزارششده (بهجز سردرد) با مونوگراف داروی استاندارد قابل مقایسه است.
نتیجهگیری: نتایج حاکی از اثربخشی و ایمنی مناسب فراوردههای بوتولینوم توکسین A ساخت ایران در مقایسه با فراوردههای مرجع دارد. جز در موارد محدود، اثربخشی و ایمنی این فراوردهها تا روز 30 تقریبا مشابه هستند.
سپهر بذرافکن، افشان شیرکوند، الهه نحویفرد،
دوره 16، شماره 3 - ( دوره ۱6، شماره 3 1404 )
چکیده
زگیلهای پوستی از شایعترین ضایعات خوشخیم پوستی هستند که بهدلیل شیوع بالا، احتمال عفونت و اثرات زیباییشناختی، همواره مورد توجه بالینی قرار داشتهاند. در میان روشهای درمانی موجود، کرایوتراپی بهدلیل سادگی، هزینه کم و نرخ بالای موفقیت بهعنوان یکی از روشهای خط اول درمانی بهکار میرود؛ با اینحال، انتخاب بهینه دمای پروب و مدتزمان تماس همچنان براساس تجربه بالینی انجام میشود و عدم قطعیت در پارامترهای حرارتی میتواند منجر به درمان ناکامل یا آسیب بافتی ناخواسته گردد.
در این پژوهش، یک مدل عددی برای بررسی توزیع دما در پوست انسان در طی فرآیند کرایوتراپی زگیل بررسی شده است. مدل بر پایه معادله هدایت حرارتی شعاعی و با استفاده از خواص ترموفیزیکی وابسته به دمای پوست انسان گزارششده توسط Agafonkina و همکاران پیادهسازی گردید. شبیهسازیها برای بازهای از دماهای سطح پروب بین oc30- تا oc70- انجام شد و تغییرات زمانی دمای مرکز زگیل تا رسیدن به آستانه تخریب سلولی oc20- مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که کاهش دمای پروب منجر به افزایش سرعت انجماد میشود، ولی در دماهای کمتر از oc55- اثر کاهش دما بهصورت اشباع درآمده و خطر آسیب به بافت سالم افزایش مییابد. براساس نقشه بهینهسازی بهدستآمده، دمای بهینه پروب در بازه oc45- تا oc55- تعیین شد که در آن، مرکز زگیل در مدت زمان 8-5 ثانیه به دمای بحرانی oc20- میرسد. مقایسه نتایج مدل با دادههای بالینی نشان داد که مدل عددی توسعهیافته میتواند ابزاری مؤثر برای پیشبینی و بهینهسازی پارامترهای درمان کرایوتراپی باشد.
مریم کاظمی، فدورا خطیبی، شقایق نصر، افشان شیرکوند، لیلا عطایی فشتمی،
دوره 16، شماره 3 - ( دوره ۱6، شماره 3 1404 )
چکیده
غیرفعالسازی فوتودینامیک ضدمیکروبی بهعنوان یک استراتژی غیرآنتیبیوتیکی برای درمان زخمهای عفونی، بهویژه زخمهایی که باکتریهای مقاوم به چند دارو را در خود جای دادهاند، در حال ظهور است. فتودینامیکتراپی ضد میکروبی (aPDT) یا به یک حساسکننده نوری متکی است که با تابش با طول موج مناسب، گونههای اکسیژن فعال (ROS) تولید میکند که باعث آسیب سریع و غیراختصاصی به غشاها، پروتئینها و اسیدهای نوکلئیک میکروبی میشوند. حساسکنندههای نوری مؤثر، بازده کوانتومی بالایی را برای نفوذ به هر دو ارگانیسم گرم مثبت و گرم منفی نیاز دارد، درحالی که منابع نوری مانند دیودهای نورگسیل (LED) یا لیزرها کنترل دقیقی بر تابش و نفوذ به بافت ارائه میدهند. تحقیقات بالینی نشان دادهاند که aPDI، بهتنهایی یا در ترکیب با دز پایین آنتیبیوتیک یا فاکتورهای رشد، میتواند بار باکتریایی زخمهای مزمن را تا ۸۴% کاهش داده و روند بهبودی را تسریع کند. چالشهای فعلی شامل نفوذ محدود نور، دز بهینه و سمیت نوری بالقوه است، راهحلهای نوظهور شامل حامل نانو برای حساسکننده نوری، پانسمانهای آزادکننده اکسیژن و فعالسازی با کمک فراصوت برای افزایش اثربخشی و ایمنی هستند.
علیرضا صادقیمقدم بیجاری، هدی کشمیری نقاب، محمدحسن سهیلیفر،
دوره 16، شماره 3 - ( دوره ۱6، شماره 3 1404 )
چکیده
چالش درمان زخمها از گذشته تاکنون یکی از مسائل مهم در حوزه پزشکی بوده است و درمان این ناهنجاری، هزینههای مادی و معنوی قابلتوجهی را برای دولتها و بیماران در پی خواهد داشت ازاینرو، محققین همواره بهدنبال روشهای نوین جهت ارتقای فرایند درمان زخمها بودهاند. با توسعه علوم کامپیوتر و ظهور پدیده هوش مصنوعی در سالهای اخیر، بسیاری از زمینههای حرفهای ازجمله علوم پزشکی دستخوش تغییرات شده است و تلاش عمومی بر آن بوده که هوش مصنوعی بهعنوان دستیار یا حتی جایگزین انسانی در برخی فرایندها بهکار گرفته شود. در حوزه ترمیم زخم، انتظار میرود تا بهکارگیری ابزارهای مبتنیبر هوش مصنوعی باعث ارتقای سرعت و دقت عملکرد نظام درمان شده و ترمیم زخمهای بیماران در مدتی کوتاهتر و با نتایجی بهتر حاصل شود.
هوش مصنوعی در مدلهای مختلفی ارائه شده است که هرکدام بر پایه دادههای مختلف عمل کرده و از هر کدام در تحقیقات مختلفی استفاده شده است. ابزارهای نرمافزاری و سختافزاری بر پایه هوش مصنوعی در تعدادی از تحقیقات طراحی و ارائه شدهاند و عملکردشان در سطوح مختلف ازمایشگاهی/بالینی مورد ارزیابی قرار گرفته و کارآمدیشان به اثبات رسیده است.
طبق یافتهها میتوان اینگونه اظهار نمود که هوش مصنوعی قادر است در روند درمان زخمها در فرایندهای تشخیصی، درمانی و آموزشی به کادر بالینی و تحقیقاتی کمکهای مؤثری ارائه نماید و حتی در مواردی بیماران را از حضور مستقیم کادر بالینی بینیاز سازد.
مهسا فتاحی،
دوره 16، شماره 3 - ( دوره ۱6، شماره 3 1404 )
چکیده
مقدمه: بیماری گرانولوماتوز مزمن (CGD) یک نقص ایمنی اولیه نادر است که بهدلیل اختلال در کمپلکس NADPH اکسیداز ایجاد میشود و بیماران را مستعد عفونتهای شدید باکتریایی و قارچی میکند. درگیریهای قارچی پوست سر با تظاهرهای شدید التهابی مانند تینهآ کاپیتیس در این بیماران نادر؛ ولی ازنظر تشخیصی و درمانی چالشبرانگیز است.
گزارش مورد: در این مقاله، دختربچه ۹ ساله ایرانی مبتلا به CGD اتوزومال مغلوب معرفی میشود که با ضایعات التهابی مقاوم پوست سر مراجعه کرد. بررسیهای قارچشناسی، تینهآ کاپیتیس ناشی از Microsporum canis را تأیید کرد. آزمون حساسیت دارویی کاهش حساسیت به ایتراکونازول و حساسیت به تربینافین و فلوکونازول را نشان داد. بهدلیل عدم دسترسی به تربینافین، بیمار تحت درمانهای جایگزین شامل درمان آنتیباکتریال و ضدسل قرار گرفت که منجر به بهبود بالینی شد.
نتیجهگیری: این گزارش بر اهمیت تشخیص دقیق قارچشناسی، انجام آزمون حساسیت ضدقارچی و مدیریت فردمحور و چندتخصصی عفونتهای پوستی در بیماران مبتلا به CGD، بهویژه در شرایط محدودیت منابع دارویی، تأکید میکند.